شنبه ۵ خرداد ۱۳۹۷ / Saturday, 26 May, 2018

درباره تفسیر قرآن کریم


درباره تفسیر قرآن کریم
قرآن کریم با همین الفاظ ومعانی وترتیب آیات و سوره‌ها کلام خداوند است. این اصل، سبب جاودانگی اسلام، در مقایسه با دیگر ادیان، است. همچنین این کتاب پاسخی به مسئله پیشرفت وتحول است. مشکل بسیار شایع و بغرنج این است که متون معینی نمی‌تواند جوامع پیشرفته، روابط متغیر و شرایط متفاوت دوره‌های مختلف تاریخی را توجیه و هدایت کند. اوضاع و روابط اجتماعی امروز به کلی با اوضاع و روابط زمان ظهور اسلام متفاوت است. پس چگونه ممکن است که قوانین و متون واحدی امور هر دو دوره را سامان دهد؟برخی از دانشمندان و متفکران مسلمان کوشیده‌اند تا از راههای گوناگون به این مسئله پاسخ گویند. اما من در نتایج اصلی که در آغاز بحثم بدان اشاره کردم، پاسخی کافی به این مشکل می‌بینم. مفهوم و برداشت از هر کلامی دو شرط دارد: ‌
۱) التزام داشتن به دلالتهای حقیقی و مجازی لفظ با انواع دلالتهای میان آن دو، از جمله دلالت التزامی، اشاره، تنبیه و دیگر دلالات. ‌دوم: ما باید سطح آگاهی و فرهنگ گوینده را نیز در نظر داشته باشیم. نمی‌توانیم کلام را بر مفهومی حمل کنیم که از سطح دانش متکلم و میزان هوشیاری او بالاتر است. از همین روست که فهم کلام واحد از طفل و انسانی عادی با فهم همان کلام از انسان آگاه یا دانشمندی بزرگ و یا مسئولی هوشیار، متفاوت است. ‌
برای همین است که می‌بینیم اهتمام و توجه ویژه‌ای به ظرایف کلمات مسئولان و قیود و تقدیم و تاخیر سخنانشان می‌شود. همچنین تفاسیر وبحثهای مختلفی درباره متون قرار دادها وپیمانها ومدلولهای آنها و همچنین فهم قوانین وآیین‌نامه‌ها و ابعاد آنها وجود دارد. این همه شاهد صدقی است بر اینکه دانش گوینده کلام و آگاهی او، چارچوبی برای فهم سخنش و شرطی بنیادین برای درک مقصودش است. اما نماد در سخن و به کار بردن کلمات برای اشاره به معانی دیگر، تنها با تکیه بر توافق پیشین متکلم ومخاطب ممکن است، چنان که در گفتگوهای سری متعارف به کار گرفته‌ می‌شود. ‌
بنابراین اساس صدور قرآن کریم با این الفاظ، دارای ویژگی خاصی می‌شود که آن را از همه کتب وکلمات متمایز می‌کند. همچنین فهم معانی قرآن و تفسیر آن با دیگر کلمات و متون، حتی کتب آسمانی دیگر، تفاوت می‌کند. ‌
این مسئله بدین علت است که علم خداوند نامحدود است و ذره‌ای در زمین یا آسمان از محدوده علم او دور نمی‌ماند، هیچ چیزی او را از چیز دیگر باز نمی‌دارد، در‌اندامی مناسب می‌آفریند، و اوست که مقدر می‌کند و هدایت، و به هر چیزی‌اندازه و ویژگی و خاصیت معینی می‌دهد. ‌
پس اگر شرط نخست در فهم و تفسیر قرآن کریم مورد توجه قرار گیرد، دیگر تفسیر قرآن فقط مخصوص مفسرین نخستین نخواهد بود، بلکه این حق ماست که قرآن را به یاری اطلاعات بیشتر و تجارب افزون‌تر در زمینه‌های مختلف، ژرفتر دریابیم. این فهم بیشتر هنگامی اتفاق می‌افتد که به اصطلاحات قرآن ملتزم باشیم و متشابهات را به محکمات ارجاع دهیم و بر کلمات قرآن معانیی را که هیچ ربطی با آنها ندارد، حمل نکنیم. ‌
تامل وتعمق در قرآن کریم و مطالعه نوبه‌نوی آن، در برابر انسان مسلمان معانی نو و درستی قرار می‌دهد که با تفاسیر گذشته و آنچه از آن تفاسیر دریافته‌ایم، متفاوت است و هیچ مانعی برای به کارگیری و عمل به این معانی نو وجود ندارد، و هیچ ناسازگاریی میان معانی تازه فهمیده‌شده و معانی گذشته مفسران نیست، زیرا که متکلم خداوند است و فهم همه این معانی از قرآن ممکن. ‌
این ویژگی، مخصوص قرآن کریم یعنی کلام خداوند است؛ زیرا از کلامی که از کسی صادر می‌شود، نمی‌توان معانیی بالاتر از سطح دانش عصر گوینده و اطلاعاتش فهمید. این مسئله مرز میان خالق و مخلوق است، مگر مخلوقی که از روی هوا و هوس سخن نمی‌گوید، و فقط آنچه به او وحی می‌شود، می‌گوید. خداوند می‌فرماید: <وما تنفقوا من خیر یوف الیکم و انتم لا تظلمون: هر چه انفاق کنید پاداش آن به شما می‌رسد وبر شما ستم نخواهد شد.> (بقره/۲۷۲) ‌
بیشتر مفسران برآن‌اند که در روز قیامت، هنگامه‌ای که انسان پاداش اعمالش را می‌بیند، پاداش انفاق نیز بی هیچ ستم و محرومیت و یا اشتباهی در حساب، به او داده خواهد شد. این معنی قرآنی درست است و با دیگر آیات همساز، اما با عنایت به دانش و تجارب اجتماعی‌مان می‌توانیم آیه را به صورتی دیگر نیز تفسیر کنیم.انفاق توانمند ساختن خانواده‌های نیازمند وکسانی است که وسایل کافی برای زندگی عزتمند در اختیار ندارند. پس انفاق، زندگی با عزت، سلامت، تغذیه مناسب و تعلیم وتربیت درست فرزندان را برای اینان فراهم می‌سازد. این کار بدین معناست که عناصر نویی در ساختن اجتماع و بالاتر بردن سطح آن مشارکت داده شده‌اند و کسی که از اجتماعی برتر بهره می‌برد، هم انفاق‌کننده است وهم انفاق‌گیرنده. ‌
انفاق ‌کننده از جامعه پیشرفته‌تر، بنابر گستره زندگی و فعالیتهای گسترده‌اش، بیش از انفاق‌گیرنده بهره می‌برد، و در حیات دنیا پیش از آخرت و از زندگی مادی پیشتر از زندگی معنوی. اما ترک انفاق یعنی چشمپوشی از گروههایی از هموطنان که در فقر و بیماری و نادانی خود غوطه می‌خورند و نمی‌توانند در ساختن جامعه شان مشارکت داشته باشند. این مسئله سبب محرومیت جامعه از توان این گروه و نرسیدن جامعه به سطح مطلوب می‌گردد.
این وضعیت، خانواده‌های فقیر را در معرض بیماریهایی قرار می‌دهد که تنها گریبان فرزندان آنان را نخواهد گرفت، بلکه همه هموطنان به این بیماریها گرفتار خواهند شد. افزون بر بیماریهای جسمی، بیماریهای اخلاقی و تربیتی فقر نیز همه را فراخواهد گرفت. ‌
عقده‌های روانیی که در چنین وضعیتی شکل می‌گیرد و احساسات منفی‌گرایانه‌ای که در چنین اجتماعات دور از عدالتی می‌روید، جامعه را در معرض آشوبها و تشنجهایی قرار می‌دهد که به جامعه رحم نخواهد کرد و ثروتهای جامعه بی‌حساب وکتاب و فراوان فراوان، به باد خواهد رفت. یک بار دیگر آیه را می‌خوانیم: <وما تنفقوا من خیر یوف الیکم وانتم لا تظلمون> و معنایی دیگر برای <یوف الیکم> و <انتم لا تظلمون> می‌یابیم. معنای جدید بیرون از دایره استعمال کلام نیست، و با دیگر آیات سازگار است. از جمله با آیه <وانفقوا فی سبیل الله، ولا تلقوا بایدیکم الی التهلکه: در راه خدا انفاق کنید وخویشتن را به دست خویش به هلاکت می‌ندازید.>(بقره/۱۹۵) ‌
۲) نتیجه حتمی آیه پیش است. آیه دوم تاکید دارد که انفاق نکردن، استقبال از هلاکت اجتماعی است؛ چرا که مشکلات اخلاقی واجتماعی فراوانی در بردارد. اگر مفهومی فراگیر برای انفاق در نظر بگیریم، انفاق در بردارنده انفاق نفس هم می‌شود. چنان‌که آمدن آیه در سیاق آیات جهاد بر این مسئله تاکید می‌کند، و این معنا یک اصل فراگیر اسلامی می‌شود. ‌
از آدمی خواسته شده که مال و‌اندیشه و توان و جانش را در راه خدا تقدیم کند. خدمت به مردم یکی از راههای خداوند است و این‌گونه انسان، شرافتمندانه، از آنچه دارد به خداوند تقدیم می‌کند و خداوند بهترین کسی است که می‌توان به او چیزی تقدیم کرد. ‌
اما اگر از این بذل و شرافت امتناع کرد، از هلاکت استقبال کرده است و مال و توان و فکر و جانش را به صورت دیگری از او می‌ستانند، آن هم به شکل انفجار جامعه و یا با چیرگی دشمنان و یا به صورتهای دیگر. پس ملازمت میان انفاق و نجات از هلاکت در این آیه همچون ملازمت میان انفاق و نجات از ستم در آیه دیگر است. ‌
نمونه‌ای دیگر اینکه خداوند می‌فرماید: <و السماء بنیناها باید و انا لموسعون: ما آسمان را به نیرو برافراشتیم وحقا که ما تواناییم.>(۵۱:۴۷)در جمله <وانا لموسعون> درنگ می‌کنیم. در ادبیات عرب این جمله بر استمرار و تجدد، همراه با تاکید بسیار دلالت می‌کند. از سوی دیگر علم دریافته‌است که جهان همواره در حال توسعه و نوبه‌نو شدن است. همچنین دانشمندان کشف کرده‌اند که بخارها و گازها سخت می‌شود و کرات نو ساخته می‌شود. ‌
در این معنای جدید درنگ می‌کنیم تا انطباق کامل الفاظ آیه را با این معنا دریابیم. بی‌آنکه در امکان قصد متکلم بر این معنا شک کنیم، زیرا می‌دانیم که کلام از خداوندی صادر شده است که آسمانها در هم پیچیده و در قدرت اوست.در آیه بعد می‌خوانیم: <والارض فرشناها فنعم الماهدون: زمین را گستردیم و چه نیکو گسترندگانیم.>(۵۱:۴۸) ‌
زیبایی این تصویر با دریافت حرکت زمین کامل می‌شود؛ چرا که حرکت زمین به حرکت گهواره می‌ماند، چنان‌که در آیه‌ای دیگر به آن اشاره شده است. سپس آیه سوم می‌آید: <ومن کل شیء خلقنا زوجین لعلکم تذکرون:از هر چیزی جفتی بیافریده ایم، باشد که عبرت گیرید.>(۵۱:۴۹)این آیه به فراگیری زوجیت برای همه اشیا حتی جمادات و نباتات و انرژیها و ذرات و... اشاره دارد. ‌
این حقیقت تکوینی یعنی شمول زوجیت برای همه اشیا که آدمی به تازگی آن را دانسته است، با این آیه مناسب‌تر از معنایی است که انسان آگاه به زوجیت حیوانات و برخی گیاهان می‌فهمیده است. ‌‌<لعلکم تذکرون> به منزله علت و غایت برای جمله پیشین است. این جمله با آیه‌ای که به دنبال آن می‌آید، روشن‌تر می‌شود: <ففروا الی الله انی لکم نذیر مبین:پس به سوی خدا بگریزید. من شما را از جانب او بیم دهنده‌ای آشکارم.>(۵۱:۵۰)لازم است در اینجا توضیح دهم که قرآن به آیات تکوینی، برای غایات تربیتی می‌پردازد و نه اغراض علمی. قرآن کتاب هدایت و دین و تربیت است، نه کتاب فیزیک، شیمی و یا علوم طبیعی. ‌
مقصود از این آیه و دهها آیه دیگر مثل این، دعوت انسان به تدبر و تامل در هستی و پدیده‌ها و شگفتیهایش برای اهداف تربیتی، افزون بر شناخت خدا و آثارش در زندگی است. از دیگر سو، هدف این آیات قرار دادن راه و روشی درست در برابر آدمی است که در پی علم وکشف حقیقت هستی است. این راه، هر حقیقتی را در جایگاه خودش می‌نهد و می‌گوید این کشفیات کلماتی از کتاب خداوند، یعنی هستی است. این روش بر شناخت خداوند و خشیت از او و تواضع نسبت به او می‌افزاید و انسان را از طغیان وغرور باز می‌دارد. ‌
بنابراین اصل درمی‌یابیم که علوم و حقایق قرآنی و آموزه‌هایش دریایی پایان‌ناپذیر است و مطمئن می‌شویم که این کتاب آسمانی چشم‌اندازهای بی‌انتهایی دارد و به انسان مسلمی که می‌خواهد به زندگی‌اش سامان دهد، جاودانگی را عرضه می‌کند. همچنین به پاسخی روشن و فراگیر برای مشکل پیشرفت و تحول که در آغاز سخن بدان اشاره کردیم می‌رسیم. در معنای تحول می‌اندیشیم و می‌پرسیم که تحول چیست؟ ‌
تحول، ورود عنصری جدید در حیات آدمی و یا رفتن عنصری دیگر از صحنه حیات نیست، بلکه تحول تعاملی همیشگی میان آدمی و هستی است.انسان از آغاز خلقت درباره موجودات هستی می‌اندیشید وتامل می‌کردو موجود و یا نیرویی کشف می‌کرد، سپس بر آنچه یافته بود، چیره می‌شد و از آن بهره می‌گرفت و با آن حیات و پیرامونش را دگرگون می‌ساخت. این گامی در راه پیشرفت بود که گامهایی دیگر نیز در پی داشت. ‌
آدمی سطری از کتاب هستی را خواند وآتش را کشف کرد و از آن بهره برد؛ شبش را روز و سرما را گرما کرد، غذایش را با مواد خام پخت و اسلحه‌اش را برنده‌تر ساخت. همین‌گونه ادامه داد تا اینکه نفت و اتم و جاذبه زمین و غیر اینها را کشف کرد و از همه آنها استفاده برد، سپس دگرگونی و تحول حاصل شد. آدمی دگرگون ساخت و پیشرفت داد. ‌این فهرست کتاب تحول و تعریفی دقیق از این حقیقت ازلی و ابدی است که انسان در آن به سر می‌برد. تحول چیزی جز تعامل میان انسان و هستی نیست، نه موجود جدیدی در کار است و نه از میان رفتن موجودی. اگر در کنار این دو عامل سرنوشت‌ساز یعنی انسان وهستی، قرآن را بنهیم و آنچه را در این بحث گفته‌شد به یاد آوریم، به پاسخ مشکلی که مطرح شد می‌رسیم، و تصویر کاملی را که خداوند برای زمین اراده کرده است، به روشنی ظاهر می‌شود. ‌
انسان مخلوقی است که پیرامونش را موجودات هستی فراگرفته‌اند. میان او و موجودات پیوند برقرار است. آدمی که می‌خواهد راه درست را در حیات و در رابطه‌اش با هستی و همنوعانش بشناسد، دین را در برابرش می‌یابد و کتاب خداوند او را راه نشان می‌دهد. پس با هستی تعامل می‌کند و متحول می‌شود. سپس خود را در برابر روابطی نوتر می‌یابد، دگر بار به کتاب خدا مراجعه می‌کند و با آموزه‌های الهی هدایت می‌شود و همین‌گونه تا آخر. ‌این عوامل سه‌گانه در کنار هم و هماهنگ با هم به پیش می‌روند. قرآن روابط تحول‌یافته، میان آدمی و هستی را به صورتی پیشرفته و به سوی جاودانگی سامان می‌دهد. این راهی الهی است که برای انسان ترسیم شده است و خدا در سوره الرحمن بی‌پرده از آن سخن می‌گوید.
در این سوره تعلیم قرآن پیش از خلق انسان آمده است: <الرحمن. علم القرآن. خلق الانسان: خدای رحمان، قرآن را تعلیم داد. انسان را بیافرید.>(۵۵،۱-۳) ‌
علت این است که آدمی از نخستین موضع خود در برابر هستی، هدایت‌کننده، راهنما و راهی بیابد. اما امتی که‌اندک زمانی با قرآن زندگی کرده بود، آن را به کناری نهاد و فقط آن را در شعایر سطحی به کار گرفت. سپس همراه با هستی تحول یافت، سرانجام در برابر تحولات سر فرود آورد.تحولی که به دور از قرآن میان آدمی و هستی رخ داد. این امت چه می‌خواهند؟ و چگونه می‌خواهند از قرآنی بهره‌مند شوند که آن را از مرکز رهبری و هدایت به کناری زده‌اند؟ اما اکنون، اگر سرانجام در برابر تحولات اجتماعی جهانی سر فرود آوردیم و اگر بنا بر اوضاع زندگی امروز، بی‌آنکه زندگی خود و مفاهیم دینی و ارزشهای اسلامی را متحول کنیم، تسلیم شویم و از هدایت قرآنی نیز دور باشیم، به امانتمان خیانت کرده‌ایم، همه چیز را از دست داده‌ایم و خود نیز از دست رفته‌ایم. ‌از ما نخواسته‌اند که تحول و پیشرفت را رد کنیم و از دستاوردهای انسانی بهره‌مند نشویم، بلکه باید خود و اصالتمان را گم نکنیم و دستاوردهای جدید بشری را در چارچوب اصیل قرار دهیم و با ارزشهای خود آنها را بسنجیم و سپس از میان آنها برگزینیم و یا اینکه برخی از آنها را رد کنیم، تا امت اصیل دیگری بسازیم. باید توجه داشت که واژه اصیل دارای ابعاد فکری وتاریخی و عملی است. ‌
قرآن سازنده تحول و پیشرفت است. بشر قرنهای بسیاری تحول را تجربه کرده است. قرآن تحول‌ساز است، اما تحولی که از خارج تحمیل شده باشد و از جانب اوضاع و احوالی باشد که دیگران آن را ساخته‌اند، تسلیمی ناپذیرفتنی است و کمالی به حساب نمی‌آید وآن چیزی جز نابودی به هر شکلی که می‌خواهد، نیست. ‌

نوشته امام موسی صدر
ترجمه مهدی فرخیان‌

منبع : روزنامه اطلاعات

مطالب مرتبط

قرآن گواه جاوید پیامبر صلی الله علیه و آله

قرآن گواه جاوید پیامبر صلی الله علیه و آله
هدف اصلی این نوشته کاویدن ویژگی‌های قرآن است که پیامبر و مسلمانان آن را نشانه جاویدان الهی بودن دعوت پیامبر می‏دانند. در این بخش از مقاله، نخست‏به ماندگاری و دست‏نخوردگی قرآن اشاره گردیده و با نگاهی تاریخی گفته شده است که با توجه به انبوهی توزیع این کتاب، امکان دگرگون‏سازی آن در هیچ برهه‏ای از تاریخ اسلام، پذیرفتنی نیست. سپس به بررسی ادبیات قرآن پرداخته‏ایم و با جداسازی دو جنبه: الف) استواری دستوری یا سامانمندی قرآن به عنوان مرجع و حجت در زبان تازی حتی نزد غیر مسلمانان; و ب) زیبایی و آرایه‏های واژگانی و خوش‏آهنگی و دل‏انگیزی متن قرآن، گفته‏ایم که تصدیق هر کدام از این دو برای دریافت‏شگفتی و ژرفای قرآن، نیاز حتمی به آشنایی با زبان عربی ندارد و برای هرکس شدنی است، که این خود یکی از دریچه‏های نگاه به جنبه اعجاز همگانی و همیشگی قرآن می‏باشد.
در گفتار شماره پیشین آورده‏ایم که شمارگان انبوه قرآن در گذر همه سده‏های پیدایش این کتاب و ماندگاری نسخه‏های فراوان و بی‏شمار همه عصرها، راه بررسی موشکافانه متن دینی مسلمانان را بسی آسان و هموار ساخته است. هرکس می‏تواند با پژوهش در نسخه‏های فراوان در موزه‏ها، مسجدها و مدرسه‏های خاور و باختر کره خاک، به ارزیابی ادعای یکنواختی و دست‏نخوردگی قرآن، که مسلمانان بر آنند، بپردازد.
اکنون این نکته را نیز یادآور شده و بر آن پای می‏فشاریم که اساسا در گذر سده‏های تاریخ اسلام زمانی را نمی‏توان یافت که دست‏بردن و دگرگون ساختن قرآن در برهه‏ای، شدنی باشد. از همان نیمه نخست‏سده آغازین پیدایش اسلام، نسخه‏های انبوه این کتاب، به ویژه پس از هماهنگ‏سازی و توزیع آن در روزگار خلیفه سوم، در هر خانه و مسجدی یافت می‏شد و هزاران چشم و دل، واژه‏ها و فرازهای این کتاب را از آغاز تا انجام حفظ می‏کرده و می‏خواندند و می‏نوشتند. چگونه ممکن بود که کتابی بدین گستردگی در توزیع و تکثیر را ساخت؟ ! حتی در سخت‏ترین فراز و فرودهای تاریخ که بخشهای بسیاری از سرزمینهای اسلامی، آماج تاخت و تاز جنگهای خانمانسوز گردید، باز هم این کتاب را به فراوانی و در دسترس همگان می‏یافتند. نه یورش مغولان و نه درگیریهای دامنه‏دار صلیبی، هیچ کدام، بر انبوهی نسخه‏های این کتاب تاثیر شکننده بر جای نگذاشت. با این که در این ستیزها، هزاران کتاب و نوشته دیگر سوخت و هرگز نشانی از آنها بدست نیامد. جالب این که حتی آن نسخه‏هایی از قرآن، که به چنگ دیگران افتاده و امروز زینت‏بخش موزه‏های سراسر گیتی است، هم چنان یک نواخت و دست‏نخورده برجای مانده است. تو گویی دستی توانمند بر آن است که این نوشته را حتی در دست دیگران نیز نگاه دارد. به راستی آیا چنین چیزی را در نوشته‏ای دیگر می‏توان یافت.
بدین سان، امکان وقوع تحریف در این کتاب تنها به سالهای نخستین پس از پیامبر صلی الله علیه و آله محدود می‏شود; سالهای حکومت دو خلیفه تا هنگامی که در روزگار عثمان، قرآنهای یکنواخت و هماهنگ به همه سرزمینهای اسلامی آن روز فرستاده شد. سخن در این است که حتی آشنایی نه چندان گسترده با تاریخ اسلام گواهی می‏دهد که در آن برهه کوتاه که کمتر از بیست‏سال بود نیز امکان دست‏اندازی و دگرگون‏سازی این کتاب را نمی‏توان پذیرفت. در آن روزها هنوز انبوه گواهان و یاران دور و نزدیک پیامبر که از نخستین روزهای مکه تا مدینه و جنگ و صلح با آن حضرت زیستند، زنده بودند و با حساسیت، به کتاب خداوند می‏نگریستند. با همه اختلافهای جانکاهی که پس از پیامبر رخ نمود، همه اصحاب نسبت‏به آیات قرآن، جز در نکته‏هایی بسیار خرد و ناچیز، اختلافی نکردند. با این که کار سوزاندن و یا در آب و سرکه جوشاندن تک‏نگاریهای پراکنده قرآن در روزگار عثمان، اعتراضهای بسیاری را برانگیخت، اما گزارش در خور توجهی نمی‏یابیم که دگرگونی و دست‏اندازی در قرآن را حتی مخالفان عثمان به او نسبت داده باشند. او را «حراق المصاحف‏» خواندند، ولی «محرف‏» ننامیدند. البته این اعتراضها هم دیری نپایید و کار درست هماهنگ‏سازی و توزیع بجای قرآن بر جای ماند. جالب اینجاست که قدرت سیاسی حکومت‏خلیفه سوم نیز به اندازه‏ای نبود که بپنداریم ترس از حکومت، مانع اعتراضها می‏شد; چرا که در ریز و درشت عملکردهای عثمان، همواره مخالفتهای جدی ابراز می‏شد و شورشیان ناخرسند، خلیفه را دوبار محاصره کرده و سرانجام او را کشتند. اگر در آن روزگار، کسی حتی در جایگاه عثمان می‏توانست‏به دگرگون‏سازی قرآن دست‏یازد، از مخالفت و اعتراض در امان بود؟ یا این که هیچ چشم تیزبینی و هیچ دل مشتاقی نبود که دلباخته کتاب خدا باشد؟ آیا اندک آشنایی با تاریخ اسلام برای نادرستی این انگاره‏های غریب، کافی نیست؟
این نوشته، در پی آن نیست که جنبه‏های گسترده تاریخی این مساله را بررسی کند، تنها به یادآوری همین نکته بسنده می‏کنیم که چگونگی حضور قرآن در میان انسانها، چه باورمندان و چه دیگران، به گونه‏ای بوده که امکان دست‏بردن در آن، جز در برهه‏ای کوتاه از دهه‏های آغازین اسلام، پذیرفتنی نیست و در آن برهه هم، با توجه به شرایط سیاسی، اجتماعی و مذهبی و نیز حضور شخصیتهای مهم و آغازگران حرکت اسلام، چنین چیزی به یقین، شدنی نبود.
● ادبیات قرآن
از دیرباز در میان مسلمانان معروف بوده است که قرآن دارای ادبیات ویژه و شگفتی می‏باشد. هنگامی که سخن از ویژگیهای برجسته این کتاب به میان می‏آید، نخستین ویژگی که به ذهن و زبان می‏رسد ادبیات آن است. گرچه بررسی ادبیات و زیبایی واژگانی و سبک یک نوشتار یا گفتار نیازمند آشنایی به زبان آن می‏باشد، ولی می‏توان در باره قرآن نکته‏هایی را یادآور شد، که حتی ناآشنایان به زبان و ادب تازی را هم سودمند افتد. آری ارزیابی و پی‏بردن به شگفتی کتاب دینی مسلمانان در سطحی پخته و شایسته، نیازمند آشنایی و مهارت در دستور زبان و قواعد بدیع و بیان عربی است.
در این فراز به نکته‏هایی در باره قرآن می‏پردازیم که جدای از ریزه‏کاریهای درونی و قواعد دستوری، نشان‏دهنده برخی ویژگیهای ادبی این کتاب باشد. در این زمینه از یک سوی می‏توان استواری دستوری و مرجع‏بودن متن قرآن را به عنوان یک متن برجسته و پذیرفته شده در زبان و ادبیات عرب بررسی کرد و از سویی دیگر زیباییها و آرایه‏های واژگانی آن را کاوید.
الف) استواری دستوری و مرجع بودن قرآن
در باره استواری دستوری و مرجع‏بودن این متن در قواعد زبان عربی باید گفت که این کتاب از آغاز پیدایش تا کنون مورد توجه و استناد در این زمینه بوده است. نگاهی هرچند گذرا به کتابهای بی‏شمار نگاشته شده در قواعد صرف و نحو عربی به خوبی نشان می‏دهد که تا چه اندازه به متن آیات قرآن به عنوان مرجع و مستند بی‏چون وبی‏همتای این گستره، توجه شده است. به راستی آیا می‏توان در گذر سده‏های طولانی که زبان و ادبیات عرب به شیوه‏ای علمی به همت والای دانشمندان نام‏آوری کاویده و نگاشته شده، کتابی را یافت که در این زمینه از قرآن بهره نگرفته باشد؟ جالب آن که اصل توجه به دستور و قواعد زبان عرب با آمدن قرآن و اهمیت مسلمانان به درست‏خواندن این کتاب، آغاز شده است. همه پژوهشگران این زبان بر آنند که گستره پردامنه و بالنده و استوار این زبان قانونمند و بسامان، با آمدن اسلام و پیدایش قرآن، هماهنگی و سامان علمی یافته و پژوهش و نگارش در این زمینه با انگیزه پاسداری از قرآن به عنوان متنی مقدس و فرابشری در اندیشه مسلمانان، آغاز شده است. آیا می‏توان در تاریخ ادبیات عرب کتابی درخور توجه یافت که پیش از اسلام و پیدایش قرآن، به قواعد و دستور آن پرداخته باشد؟ باری به گمان ما این که ساماندهی و پژوهش علمی قواعد زبان عربی، که استواری و قانونمندی چشم‏گیری دارد، وامدار پیدایش اسلام و قرآن می‏باشد، مطلبی روشن است و نیاز به پافشاری بیشتر ندارد. حتی غیر مسلمانانی که در این زمینه به کاوش پرداخته‏اند نیز آشکارا و فروتنانه حجیت و مرجعیت دستوری قرآن را پذیرفته‏اند. در روزگار ما که زبان و ادبیات عرب مرزهای بومی خود را درنوردیده و در پژوهشهای دانشگاههای جهان جایگاهی یافته و یا در میان عرب زبانان غیر مسلمان، مانند مسیحیان لبنان، در این باره کاوشهای ارزشمندی انجام گرفته است، به خوبی می‏توان دید که تا چه اندازه به قرآن توجه شده و جنبه دستوری آن، جدای از باور دینی و درستی یا نادرستی محتوایی پیامهایش، پذیرفته شده است. اساسا باید گفت که استواری دستوری یک متن می‏تواند از محتوای پیام آن جدا باشد و پذیرش هرکدام در گرو دیگری نباشد. بدین سان پذیرش مرجعیت قرآن نیز از سوی دیگران، نه کاری شگفت که شیوه‏ای پسندیده و هماهنگ با خلق و خوی پژوهش علمی است.
در همین زمینه نکته شایسته درنگ و مهم این که در میان مسلمانان متون دینی دیگری هم بوده و هست که حجم آن به دهها برابر قرآن می‏رسد. این همه گفته‏ها و نوشته‏ها که از پیامبر و امامان به ما رسیده و با دقت و موشکافی بسیاری نگاشته و به آیندگان سپرده شده، میراث سترگی از متون دینی اسلام به شمار می‏آید. با این همه، اندیشمندان و ادیبان مسلمان، این متون را مرجع و حجت‏برای استناد در زمینه قواعد زبان عربی نمی‏دانند; چرا که بنای معصومان علیهم السلام این نبوده است که در گفتار و نوشتار خود بر مراعات قواعد ریز و درشت صرفی و نحوی پای‏بفشارند و سخنی بگویند یا بنویسند که حتما قابل استناد دستوری باشد. آیا دیده شده که همانند آیات قرآن، در یک مساله دستوری به جمله‏ای از نهج البلاغه، استناد کنند؟ البته روشن است که گفته‏ها و نوشته‏های معصومان علیهم السلام بسیار زیبا و ادیبانه و دل‏نشین عرضه گردیده، ولی مرجع‏بودن در قواعد یک زبان، ویژگی دیگری است که آن را در قرآن پذیرفته‏اند.
بدین‏سان می‏بینیم که از یک سوی، مسلمانان متون دینی دیگر خود را به عنوان مرجع دستوری زبان عربی مطرح نمی‏کنند، ولی اشعار خرافی و مبتذل روزگار جاهلیت را به عنوان مرجع ادبیات عرب می‏پذیرند، و از دیگر سوی، زبان‏شناسان و تازی‏دانان غیر مسلمان نیز قرآن را به حجیت و مرجعیت در این زبان می‏شناسند. این همه نشان می‏دهد که شیفتگی اعتقادی و جانبداری دینی انگیزه این نیست که این ویژگی را برای قرآن برشمرده‏اند. به راستی آیا این ویژگی را در متون دینی ادیان الهی یا بشری دیگر به آسانی می‏توان یافت؟ سوگمندانه باید گفت که در ادیان گوناگون کمتر می‏توان متون دینی را به زبان اصلی آن در گذر سده‏ها بدست آورد. نه تورات و نه انجیل را می‏توان به زبان اصلی آنها یافت و نه اصل کتابها و نوشته‏های پیامبران بزرگ و نام‏آور دیگر را می‏توان به دست آورد، تا چه رسد به این که ویژگی ادبی یا مانند آن را در این متون بررسی کرد. این امتیاز در میان متون دینی، تنها از آن قرآن است که همواره به زبان اصلی در دسترس بوده و به اعتراف همگان، مرجع مهم زبان خویش به شمار می‏آید. البته در این باره سخن و نکته‏های ادبی و تاریخی بسیاری هست که در این نوشته کوتاه نمی‏گنجد.
ب) زیباییها و آرایه‏های واژگانی قرآن
زیباییها و آرایه‏های واژگانی قرآن نیز گستره دل‏نشین دیگری است که در باره این کتاب می‏توان از آن یاد کرد. سخن آهنگین و گزینش واژه‏های گوش‏نواز و دل‏انگیز و چینش بسامان، به این نوشته چنان جانی بخشید که ناباوران بدان نیز نمی‏توانستند از پذیرش جانفزایی و دلربایی آن سر باز زنند. البته ارزیابی و پذیرش این ویژگی نیاز بیشتری به آشنایی با زبان و سبکهای ادبی عربی دارد. گرچه نباید انکار کرد که زیباشماری قرآن از سوی مسلمانان، تا اندازه‏ای برخاسته از باور و شیفتگی دینی آنان به این متن است، که سخن مستقیم پروردگارش می‏دانند، ولی مگر تنها مسلمانان بر این ویژگی پای می‏فشارند؟ نگاهی گذرا و آگاهی نه‏چندان گسترده به روزگار آغاز پیدایش قرآن کافی است تا گیرایی و دلربایی این متن را نزد آنان که به زبان مادری خویش، آن هم در دوران شکوفایی سخنوری عرب، شیفته زیباییهای قران می‏شدند، دریابیم. گزارشهایی که از چگونگی اسلام‏آوردن برخی از صحابه نامدار رسول خدا صلی الله علیه و آله که گیرایی آیات آنان را به سوی پیامبر کشاند، نشان‏دهنده همین است.
گذشته از این، مخالفان و دشمنان پیامبر نیز خود بدین ویژگی اعتراف می‏کردند. اگر شیفتگی دوستان را از سر دلباختگی و ایمان به سخن خداوند و پیامبرش بدانیم، گفته‏های کافران و دشمنان پیامبر را چه کنیم؟ مگر نه این که سخن او را «افسونگر» می‏دانستند و خود او را «ساحر» و «شاعر» می‏خواندند؟ آیا کسی سرودن شعری را به پیامبر اسلام نسبت داده است؟ یا مقصود آنان زیبایی آیاتی بود که او پس از چهل سالگی آنها را برای مردم بازگو می‏کرد؟ یادآوری این نکته از سوی خود پیامبر به مردم روزگار خویش نیز بسیار مهم است که: من پیشتر از این عمری را در میان شما بسر برده‏ام، آیا نمی‏اندیشید؟ به راستی اگر زیبایی سخن او بدان پایه که در قرآن آمده از سوی خود پیامبر بود، چرا در چهل سال نخست زندگی او نشانی از این دست نمی‏توان یافت؟ به هر روی همه اینها گواه آن است که غیر مسلمانان و حتی دشمنان پیامبر نیز از پذیرش زیبایی سخن قرآن سر برنمی‏تافتند. بدین‏سان تصدیق زیبایی، گوش‏نوازی و دل‏انگیزی آیات قرآن تا این اندازه نیاز به آگاهی گسترده و نزدیک به زبان و ادبیات عرب ندارد. آیا پذیرش زیبایی سروده‏های حافظ در زبان پارسی یا گوته در آلمانی، حتما در گرو آشنایی و توان ارزیابی شعر در این دو زبان است، یا می‏توان از این همه اشتهار و داوری موافقان و مخالفان اندیشه‏های این شاعران نیز توانایی ایشان و استواری سروده‏هایشان را دریافت؟ البته روشن است که آشنایی مستقیم با زبان یک متن و توان ارزیابی ادبی آن، راه بهتر و بالاتری می‏باشد، ولی مقصود ما آن است که همگان می‏توانند جنبه زیبایی ادبیات قرآن را تصدیق کنند، هرچند با زبان اصلی آن آشنایی گسترده‏ای نداشته باشند.
از سویی دیگر در گذر سده‏های تاریخ اسلام تا امروز، صدها و شاید هزاران کتاب در زمینه تفسیر و جنبه‏های ادبی و زیباییهای واژگانی قرآن به نگارش درآمده و امروز میراث سترگی در گستره علوم اسلامی برجای مانده است. انبوهی از نوشته‏ها نیز در فراز و فرود رخدادهای تاریخی گذشته از میان رفته‏اند که ما تنها از آنها نامی را می‏شناسیم و گاهی حتی نامی هم نمانده است. در این حجم بزرگ که در زبانهایی چون تازی و پارسی که به زبان قرآن نزدیک‏ترند و نیز به زبانهای دیگر، سامان یافته، همگی از ویژگیهای ادبی و آرایه‏های واژه‏های آن سخن گفته‏اند. آیا می‏توان پذیرفت که هزاران اندیشمند و صدها نویسنده، ادیب و پژوهشگر، همگی تنها به دنبال شیفتگی اعتقادی خویش، سرخوش از جانبداری دینی به چنین کاری دست زده‏اند و قرآن دارای ویژگی برجسته‏ای در این زمینه نیست؟ به راستی که اگر کسی چنین احتمالی را هم به ذهن بیاورد، سخن بیهوده و خنده‏آوری خواهد بود. آیا می‏توان این همه ریزه‏کاریهای ادبی و نکته‏پردازیهایی را که در طول تاریخ نگارشهای تفسیری، هزاران ورق بر دفتر معرفت‏بشری افزوده است‏به یکباره شست و به کناری نهاد و آن را بی‏پایه دانست؟ به راستی چنین ستمی در هر شاخه و رشته‏ای از فرهنگ و دانش بشری و در هر کجای جهان و تاریخ، نابخشودنی است. چرا این همه دانشمند و ادیب و نویسنده مسلمان، یک‏دهم این تلاش را برای متون دینی دیگر به کار نبسته‏اند تا شیفتگی و جانبداری اعتقادی خود را در گستره‏ای دیگر نیز بنمایانند؟ آیا زرگداشت‏سخنان دیگر پیامبر اسلام یا دیگر رهبران اصلی دین، مانند امامان معصوم در اعتقاد شیعه، تا این اندازه کم و ناچیز است؟ حقیقت آن است که آنان به دنبال سفارش و پافشاری خود پیامبر، دریافته‏اند که سخن خداوند در قرآن، رنگ و بوی دیگری دارد و این متن آمده تا نمونه‏ای برای همه روزگاران باشد تا بهترین داستانها، ذکر، روشنایی، بیان، راهنما، استوار، رسا و... باشد و اگر همه انسانها توان خویش را برهم انباشته سازند و از توش و توانهای دیگر نیز بهره جویند، حتی یک سوره مانند آن نخواهند آورد. (۱)
بدین سان می‏بینیم که تصدیق این مطلب نیز حتما نیازمند آشنایی نزدیک با زبان قرآن نیست. چگونه می‏توان پذیرفت که هزاران تن اهل دانش، از نویسنده و مدرس و پژوهشگر و دانش‏پژوه، با هزاران صفحه و جلد و مطلب در باره قرآن، به مبالغه و اغراق پرداخته و متنی عادی را محور این همه تلاش قرار داده باشند؟
نکته درخور توجه دیگر این که بسیاری از این تلاشگران در گستره قرآن‏پژوهی از اقوام عرب‏زبان هم نبودند. به ویژه ایرانیان در گذر سده‏ها بیشترین کوشش را برای سامان‏بخشیدن به شاخه‏های گوناگون ادبیات عرب به انجام رسانده‏اند تا این همه را در خدمت پژوهش و موشکافی قرآنی درآورند و از این رهگذر جنب و جوش فرهنگی ارزشمندی برای فرهنگ بشری به ارمغان آورده و بر جای گذاشته‏اند. براستی این همه اندیشمندان غیر عرب که از نخستین سده پیدایش اسلام تا کنون به کاوش در تفسیر و علوم قرآن، هزار نکته باریک‏تر از مو را کاویده‏اند، راهی بیهوده و بی‏اساس پوییده و به گفته حافظ ژاژ خاییده‏اند؟ در این نوشته کوتاه نمی‏توان حتی به نامها و کتابهای اندیشمندان این گستره اشاره کرد، ولی تنها یادآور می‏شویم که در کتاب ارزشمند خدمات متقابل اسلام و ایران، مرحوم شهید مطهری، مطالب بسیار سودمندی در این باره آورده‏اند. بد نیست‏به چند نمونه از آنها اشاره کنیم:
«کتاب معروف سیبویه در نحو که به نام «الکتاب‏» معروف است از بهترین کتب جهان در فن خود یعنی از قبیل مجسطی بطلمیوس در هیئت و منطق ارسطو در منطق صوری تلقی شده است، بارها در پاریس و برلین و کلکته و مصر چاپ شده است. سید بحر العلوم و دیگران گفته‏اند: همه علما در نحو عیال سیبویه می‏باشند. در این کتاب به سیصد و چند آیه از قرآن مجید استشهاد شده است..» . (۲)
بنا بر نقل مرحوم شهید مطهری در کتاب تاسیس الشیعه لعلوم الاسلام، از مرحوم سید حسن صدر آمده است که سلامة بن عیاض شامی نقل کرده که: «فتح النحو بفارس و ختم بفارس‏» یعنی نحو از فارس به وسیله سیبویه آغاز گشت و در فارس با رفتن ابوعلی فارسی پایان یافت. گرچه خود مرحوم مطهری این سخن را مبالغه می‏داند، ولی اصل تاثیر دانشمندان غیر عرب در گستره ادبیات و تفسیر را به روشنی می‏توان دریافت. حتی کتابهای لغت عرب و نام‏آورترین آثار را در این باره ایرانیان نگاشته‏اند; کتابهایی چون صحاح اللغة تالیف جوهری نیشابوری، مفردات القرآن تالیف راغب اصفهانی، قاموس اللغة تالیف فیروزآبادی، اساس اللغة تالیف زمخشری.
بدین سان می‏توان تصدیق کرد که گسترش و بالندگی ادبیات عرب در میان مسلمانان به بار نشسته و هدف اصلی آنان، پژوهش در قرآن که در نگاه آنان سخن دل‏افروز و آهنگین خداوند می‏باشد، بوده است. آنچه از همه این نکته‏ها پی می‏گیریم این که دریافت جنبه‏های دوگانه ادبیات قرآن تا این پایه که گفته‏ایم، نیازمند آشنایی نزدیک و گسترده با زبان عربی نیست و همه انسانها از هر جای زمین و در هر روزگاری می‏توانند این ویژگی شگفت قرآن را تصدیق کنند، گرچه بررسی مستقیم این کتاب به زبان اصلی آن، لایه‏های ژرف‏تری را برای دانش‏پژوهان می‏شکافد.

وبگردی
تنش و درگیری شدید در کنگره حزب اعتماد ملی!
تنش و درگیری شدید در کنگره حزب اعتماد ملی! - کنگره حزب اعتماد ملی با حضور بزرگان اصلاحات مانند عارف، مطهری و حضرتی
دوم خرداد؛ بیست و یک سال بعد
دوم خرداد؛ بیست و یک سال بعد - صادق زیباکلام می‌گوید: دوم خرداد به این دلیل نقطه عطف شد که مسئولین نظام بر روی حجت الاسلام علی اکبر ناطق نوری نظر داشتند، ولی مردم به سیدمحمد خاتمی رای دادند. ناطق نوری هفت میلیون و خاتمی ۲۰ میلیون یعنی حدود سه برابر نامزد مسئولین رای آورد. عبدالله ناصری نیز می‌گوید: ما امروز حجت الاسلام ناطق نوری، رقیب جدی ۲۱ سال پیش این گفتمان را در کنار گفتمان اصلاح طلبی می‌دانیم. این یکی از دستاورد‌های جنبش دوم…
نخل طلای کن در فرودگاه به جعفر پناهی رسید
نخل طلای کن در فرودگاه به جعفر پناهی رسید - عوامل فیلم «سه رخ» با استقبال جعفر پناهی به ایران بازگشتند و جایزه جشنواره فیلم کن را به او رساندند. جعفر پناهی به همراه نادی ساعی ور، برای فیلم "سه رخ" جایزه بهترین فیلمنامه جشنواره فیلم کن امسال را دریافت کردند اما به دلیل آنکه پناهی ممنوعیت قانونی برای خروج از کشور داشت، موفق به حضور در جشنواره و دریافت جایزه نشد.
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد!
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد! - در ادامه حضور چهره های شناخته شده در کمپین "خانم گزارشگر"، این بار آزاده نامداری مجری تلویزیون تلویزیون اقدام به گزارش فوتبال کرد. او برای این کار بازی خاطره انگیز ایران - استرالیا در مقدماتی جام جهانی 98 فرانسه را انتخاب کرده است که گزارش ضعیف او با انتقادات فراوانی مواجه شده است، تا حدی که وبسایت مربوط به این کمپین ویدئوی گزارش این او را از سایت حذف کرد.
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی - عکسی از حضور سید ابراهیم رئیسی در مراسمی ویژه منتشر شده است که گفته می شود متعلق به کنفرانس افق نو در مشهد بوده است. در این عکس حرکات عجیب خانمی با لباس های قرمز، چفیه بر گردن و پرچم در دست در مقابل ابراهیم رییسی به چشم می خورد که توجه کاربران بسیاری را در شبکه های اجتماعی جلب کرده است!
حمله ماموران شهرداری به پلیس راهور!
حمله ماموران شهرداری به پلیس راهور! - حمله ور شدن ماموران سد معبر شهرداری به ماموران راهنمایی رانندگی
دستگیری معروف ترین شرور تهران، در ۵۰۰ متری مرز ترکیه
دستگیری معروف ترین شرور تهران، در ۵۰۰ متری مرز ترکیه - شرور سطح یک که در آخرین اقدام خود یکی از دوستانش را در منطقه ولنجک به قتل رسانده بود؛ در ۵۰۰ متری مرز ترکیه دستگیر شد.
لحظه ریزش وحشتناک کوه در جاده هراز!
لحظه ریزش وحشتناک کوه در جاده هراز! - ریزش ناگهانی کوه که توسط مسافران به ثبت رسیده است...!
همسر محسن افشانی با ریش و سبیل در استادیوم آزادی دستگیر شد
همسر محسن افشانی با ریش و سبیل در استادیوم آزادی دستگیر شد - قبل از شروع بازی تیم‌های پرسپولیس و الجزیره یکی از بازیگران سینما کشورمان قصد داشت به همراه همسرش وارد ورزشگاه آزادی شوند که این دو نفر توسط نیروهای انتظامی بازداشت شدند.
فیلم | خسرو معتضد: جسد مومیایی قطعا متعلق به رضاخان است
فیلم | خسرو معتضد: جسد مومیایی قطعا متعلق به رضاخان است - فیلم - در ویدئوی زیر بخشی از صحبت های خسرو معتضد، مورخ را می شنوید که نتیجه تحقیقاتش را درباره مومیایی پیدا شده در حرم حضرت عبدالعظیم بیان می کند.
پهلوانان این روزهای ما
پهلوانان این روزهای ما - تصویری زننده و به شدت ناراحت کننده بر جا مانده از مسابقه انتخابی تیم ملی کشتی ایران که به کتک کاری و جنجال کشید. خانواده عبدولی باز هم پای ثابت این درگیری بود که چهره ورزش پهلوانی ایران را تیره کرد
(ویدئو) تشویق اصغر فرهادی در جشنواره کن توسط بزرگان سینمای جهان
(ویدئو) تشویق اصغر فرهادی در جشنواره کن توسط بزرگان سینمای جهان - در این ویدئو تشویق اصغر فرهادی و پنه لوپه کروز، خاویر باردم و دیگر عوامل فیلم «همه میﺩﺍنند» در جشنواره کن توسط بزرگان سینمای جهان را مشاهده می‌کنید.
فیلم حجوم داعشی‌های حاتمی کیا به یک مرکز خرید و وحشت و اعتراض مردم
فیلم حجوم داعشی‌های حاتمی کیا به یک مرکز خرید و وحشت و اعتراض مردم - عوامل فیلم «به وقت شام» روز گذشته با حضور عجیب و رعب آور در پردیس سینمایی کوروش مردم را وحشت زده کردند. در این حرکت تبلیغاتی بازیگران نقش داعش، با گریم و پوشش داعشی ها، سوار بر اسب راهی پردیس سینمایی کوروش شدند و با حضور در مرکز خرید و فودکورت مجموعه، رفتارهای عجیبی نشان دادند که باعث وحشت و اعتراض مردم شد.
تصاویر مخفی از بزرگترین مرکز فروش مواد مخدر در جنوب تهران / فیلم
تصاویر مخفی از بزرگترین مرکز فروش مواد مخدر در جنوب تهران / فیلم - این گزارش حاوی تصاویری از بزرگترین مرکز فروش و مصرف مواد مخدر در جنوب شرق تهران است که مخفیانه ضبط شده‌است.
کشتار اسب‌های کولبران / فیلم
کشتار اسب‌های کولبران / فیلم - متاسفانه طی یک ماه گذشته دستکم سه نوبت و هر نوبت دستکم 30 اسب باربر متعلق به کولبران در جنگل میرآباد شهرستان اشنویه با شلیک گلوله از پای درآمده‌اند.
سید احمد خمینی معمم شد
سید احمد خمینی معمم شد - سید احمد خمینی فرزند آیت‌الله سید حسن خمینی در حضور جمعی از علما و پدر و پدربزرگ خود در حسینیه جماران معمم شد.
دختران پرسپولیسی با ریش و سبیل در ورزشگاه آزادی!
دختران پرسپولیسی با ریش و سبیل در ورزشگاه آزادی! - امروز عکسی از 5 تماشاگر بازی روز گذشته در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی منتشر شده که نشان می‌دهد 5 دختر جوان با گریم‌های عجیب و حرفه‌ای خودشان را به عنوان پسر جا زده و وارد ورزشگاه شده‌اند.
اگر با وجود این مشکلات ملت قیام کند همه ما را به دریا خواهد ریخت
اگر با وجود این مشکلات ملت قیام کند همه ما را به دریا خواهد ریخت - از ملتی که ستون فقراتش شکسته انتظار مقاومت دارید؟ بسیاری از کشور فرار کردند یا جای فرار خود را فراهم آوردند اما ما جای فرار نداریم
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس!
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس! - عکس و ویدیویی منتسب به ستاره پرسپولیس فرشاد احمدزاده و ترلان پروانه بازیگر سینما و تلویزیون در فضای مجازی منتشر شده است. عجب پاپراتزی‌هایی داریم!