چهارشنبه ۴ بهمن ۱۳۹۶ / Wednesday, 24 January, 2018

شناخت فلسفه تاریخ در قرآن


شناخت فلسفه تاریخ در قرآن
● بینش تاریخی شهید آیت الله محمدباقر صدر
قرآن رویدادهای تاریخی را کورکورانه و محصول « صدفه » یا خود به خود و بی مقدمه نمی‌داند، و قضا و قدر و لزوم تسلیم چشم و گوش بسته را در برابر فرمان‌های غیبی رد می‌کند، و در بیدار کردن هوش مردم می‌کوشد تا تصور نکنند که جبر محض است، و همه جا بر روی قوانین تاریخی تکیه می‌کند.
نوع شناخت یک مکتب از جامعه و تاریخ، و طرز برداشت از آن دو، نقش تعیین کننده ای در ایدئولوژی آن مکتب دارد. از این رو ضرورت دارد در متن جهان‌بینی اسلامی، طرز نگرش اسلام به جامعه و تاریخ روشن گردد.
از آنجا که در طول زمان‌های متمادی، تاریخ به عنوان یک ابزار مناسب در جهت تحقیر و یا تعظیم ملت‌ها واشخاص، بازیچه دست موذیان و طواغیت بوده است و از آن سوء استفاده می کرده اند! بجا است که به عنوان یک منبع و ماخذ، مورد شناخت و تجزیه و تحلیل قرار گیرد، تا حقیقت امر روشن گردد، و افرادی باید باشند که با بینش عمیق و درک صحیح، این گره را گشوده، و راه را برای درک حق آسان سازند. از طرفی چون تاریخ، سرگذشت گذشتگان است، و گنجینه‌ای از جواهر صفات سابقین و سفینه ای برای لاحقین و مرآتی جهان نما است، باید آموخته شود، و این آموختن باید با واقعیت تاریخی و تحلیل همراه باشد، اما دانستن واقعیت تاریخی با تحلیل وفلسفه کافی نیست؛ بلکه شناخت وتفکر وعقل ودرایت هم لازم است. یعنی وقا یع تاریخی، اطلاعات و معلوماتی را در اختیار آدمی قرار می‌دهد که قوه هوش وادراک وی درباره آن به تفکر می پردازد، وعقل و درایت او قبل از هر گونه تصمیم‌گیری، درباره آن تامل می کند.
شهید سید محمد باقر صدر (کاظمین ۱۴۰۰-۱۳۵۰ه.ق)یکی از دانشمندان فیلسوف وفقیه اسلامی است که در زمینه تاریخ وقوانین حاکم بر آن سخن به میان آورده است. وی با درک عمیق و شناخت صحیح و ذهن نقادانه به این امر پرداخته، و تلاش‌های او در باره معارف تاریخی وفلسفه آن، راه گشای مشکلات گردیده است؛ مقاله حاضر به برخی از آن‌ها می‌پردازد.
بینش تاریخی صدر، از قران و نهج االبلاغه واحادیث و سنت نشات گرفته، و تاریخ را با روشی علمی و فلسفی بیان نموده است. سید محمد باقر صدر ضمن تألیفات گوناگون از قبیل «فلسفتنا»، «اقتصادنا»، «فدک فی التاریخ»، «ماذاتعرف عن الاقتصاد»، «الانسان المعاصر و المشکله الاجتماعیه»، «البنکا للاربوی فی الاسلام »، «المدرسه القرآنیه » و ... می‌رفت تا با ژرف نگری خود، خلا فکری موجود در اندیشه مصلحان اسلامی، به خصوص تحلیل کردگان دانشگاه و حوزه را پر کند. اما دیدار معشوق فزونی یافت و به دیدار حق شتافت و ما از این فیض عظیم محروم گشتیم. امید است دوست‌داران و شاگردان خلف او نگذارند چراغی را که او روشن نموده به خاموشی گراید.
استاد علامه مباحث خود را پیرامون شناخت سنت های تاریخ و قوانین آن در قرآن، طرح و ضمن پاسخ به آنها به پاره ای از مکاتب مادی و الحادی اشاراتی نموده، و ضعف‌های آنان را بررسی کرده و مورد انتقاد قرار داده است.
۱) آیا پژوهش در قوانین تاریخی یک بحث علمی است؟ نظر قرآن در این باره چیست؟
۲) آیا حرکت و تحول تاریخ بشر، از قانون خاصی تبعیت می کند؟
۳) نیروی محرک تاریخ کدام است؟
۴) نقش انسان در صحنه تاریخ چیست؟
۵) دین و انبیا چه نقشی در حرکت تاریخ دارند؟
● پژوهش در قوانین تاریخ یک بحث علمی است یا خیر؟
در این مسأله اختلاف نظر وجود دارد و این اختلاف نظر به نحوه تلقی‌های مختلف بر می گردد که ارباب هر یک از حوزه های مربوط از موضوع کلی تر «انسان» و به تبع آثار آن نظیر جامعه، اقتصاد، تاریخ و غیره و نیز امر مهم «شناخت آن مسائل»، دارند. هر دو معتقدند که تاریخ از قوانین پیروی می کند؛ ولی به دست آوردن این قوانین و پیدا کردن دقیق آن‌ها کار آسانی نیست، و به سهولت انسان را به مقصد نمی رساند.
با وجود اختلاف بزرگی که میان علوم ریاضی و طبیعی، یا میان علوم گوناگون داخل این مقولات، مشهود است، می‌توان به تمایز اساسی میان علوم و تاریخ قائل شد. به سبب همین تمایز گمراه کننده است که تاریخ و شاید هم به اصطلاح علوم اجتماعی را علم می‌خواندند ایراداتی هم که مطرح می‌شود به اختصار عبارتست از:
۱) تاریخ منحصرا با یکتا و علم با کلی سر و کار دارد.
۲) تاریخ درس نمی دهد.
۳) تاریخ قادر به پیش بینی نیست.
۴) تاریخ از آنجا که انسان خود را بررسی می کند، الزاما ذهنی است.
۵) تاریخ بر خلاف علم، پای مسایل مذهبی و اخلاقی را به میان می کشد.
در نتیجه بسیاری از صاحبنظران فلسفه علم، بر آن شدند که اصول علوم انسانی را از طبقه بندی علوم تجربی خارج کنند و در مرتبه‌ای فروتر از علم محسوب دارند. آنچه اینان عمدتا به عنوان دلیل موجه خود ذکر کرده اند چنین است:
در اینگونه معارف، «انسان» در آن واحد هم مطالعه کننده و هم مطالعه شونده است، و هیچ گاه نمی تواند نسبت به خویش بی طرف و خنثی و از تاثیر دیدگاه‌های ارزشی خود بر کنار باشد. به همین دلیل، هیچ نوعی از آن تعارض‌ها در مورد علوم طبیعی ظاهر نگردیده؛ در حالی که علوم انسانی، مملو از این همه تناقض‌های اساسی لا ینحل می باشد. به همین دلیل، «علم تاریخ» را ضعیفتر ین علوم انسانی ذکر کرده اند، چرا که متعلق شناسایی آن وجود خارجی ندارد و لذا محقق ناگزیر است به برخی بقایای مکتوب و غیر مکتوب هر دوره – که اغلب نسبت به کل مجموعی عناصر آن عهد بخش بسیار حقیر و ناچیز است – تمسک جسته و هیات مجموعی آن دوران را بازسازی کند. تا سپس بتواند یک موضوع جزئی و مشخص را در زمینه کلی مزبور به طور علی تبیین کند. واضح است هنگامیکه آن دسته از علوم انسانی که مستقیما با متعلق شناسایی حی و حاضر خود در ارتباط هستند، نتوانند دستاوردی در خور شان « علم » داشته باشند، «علم تاریخ» که نه فقط فاقد موضوع زنده و بالفعل، بلکه واجد آثار و بقایای بسیار محدود و ناقص و مشکوک است، نمی تواند هیچ محلی از اعراب داشته باشد.
تعدادی هم نه تنها تاریخ را علم نمی‌دانند؛ بلکه آن را فاقد ارزش و فایده می دانند:
این نکته که بسیاری از حوادث تاریخ، جز تکرار وقایع یا یک رشته تصادف و اتفاق، به نظر نمی‌آید، دستاویز عمده ای برای کسانی بوده است که اشتغال بدان را کاری بی فایده و ملال انگیز دانسته اند و معتقدند : موضوع تاریخ عبارت از حوادثی است که در زمان‌ها و مکان‌های گوناگون تکرار می شوند.عده‌ای تاریخ را اطلاعات ناقص و دروغینی از مسایل و وقایع معدوم و بی ثمر می‌دانند، که هم بی‌اساس و هم غیر ممکن است.
شهید صدر این مطلب را از نظر قرآن بررسی نموده، می فرماید: برخی اشخاص چنین می پندارند که پژوهش در قوانین تاریخی، یک بحث علمی است؛ همان‌طور که تحقیق درباب قواعد فیزیکی و حیاتی، نباتی، فلکی و غیره درقلمرو علم است. ولی قرآن کتاب هدایت است، نه کشفیات علمی. نه قرآن کتاب درسی است و نه محمد صلی الله علیه و آله پیامبر اسلام، معلم است که به عده ای متخصص یا فرهنگی درس بدهد. این کتاب فقط برای این نازل شده است که مردم را از تاریکی‌ ها به سوی روشنایی ببرد. و مسایل مربوط به فیزیک و شیمی و گیاه و جانور شناسی را از آن خواست . درست است که در جای جای قرآن ، به همه این موارد اشاراتی شده؛ ولی این امر صرفا برای اشاره به بعد الهی و نمودن آثار قدرت خدایی در عالم آفرینش است؛ نه تعلیم دانش‌های مزبور.
آری، گاه حقایقی در قرآن مطرح شده که علم پس از صدها سال به کشف آن دست یافته است. قرآن نخواسته است خود را جایگزین قدرت خلاق انسان کند، بلکه خواسته تا استعداد های او را بارور و او را در راه درست، رهبری فرماید و نیروهایی بالقوه را به فعل برساند . اما در پاسخ اینکه برخی تصور کرده یا گفته اند : قرآن صرفا کتاب هدایت است، نه کشفیات علمی، و اکر بنا باشد چنین کتابی داخل این مسایل شود، به صورت کتاب درسی و تخصص در می آید و دیگر برای نوع بشر جنبه ارشادی ندارد، می‌گوییم درست است که قرآن نخواسته قدرت ابداع و رشد و خاصیت پژوهشگری بشر را فلج کند؛ ولی میان قلمرو تاریخی و سایر قلمروهای هستی، تفاوت جوهری و اساسی وجود دارد.
در این زمینه شهید مطهری می فرماید : بدیهی است که اسلام ن مکتب جامعه شناسی و نه فلسفه تاریخ است. در کتاب آسمانی اسلام هیچ مطلب اجتماعی یا تاریخ با زبان معمول جامعه شناسی یا فلسفه تاریخ مطرح نشده است . همچنان که هیچ مطلب دیگر : اخلاقی، فقهی، فلسفی و غیره با زبان معمول و در لفافه اصطلاحات رایج و تقسیم بندی‌های مرسوم بیان نشده است. در عین حال مسایل زیادی از آن علوم، کاملا قابل استنباط و استخراج است.
● آیا حرکت و تحول تاریخ بشر از قانون خاصی تبعیت می کند؟
یکی از مباحثی که ذهن فیلسوفان تاریخ را به خود مشغول داشته ، این است که : آیا تاریخ بشر از قانون خاصی تبعیت می کند یا خیر؟
به عبارتی: تاریخ، فقط وقایع جزیی است و از این وقایع نمی شود اصول کلی استخراج کرد.
در این رابطه آقای والش در مقدمه ای بر فلسفه تاریخ خود می گوید : آیا اساسا برای تاریخ و رویدادهای آن می توان به قانونی قایل بود و اگر می‌توان آن قوانین کدامند؟
در این باره اختلاف نظر هست. عده‌ای معتقدند که حرکت و تحول تاریخ بشر از قانون خاصی برخوردار است که به پوزیتویسم (psitivism) یا اثبات گرا معروفند.
چنی آمریکایی مورخ اثبات گرا می‌گوید: تاریخ انسان، شبیه حرکت آسمانی است که طبق قوانین تغییر ناپذیر و مستقل می‌گردند و رفتار آنها مانند قانون جاذبه یا تکامل طبیعی اجتناب ناپذیر است او می‌گوید: تاریخهای جامعه از چند قانون پیروی می کنند : توالی ، تغییر پذیری ، استقلال ، توافق میان مردم و پیشرفت اخلاقی.
عده‌ای دیگر برای تاریخ هیچ‌گونه قانون قائل نیستند و نسبت به آن احساس بد بینی ، ( pessimism) دارند. محقق برجسته جهان باستان از مردم آلمان می نویسد : من طی تحقیقات چندین ساله ام نتوانسته ام هیچ قانون تاریخی را کشف کنم، و در تالیفات مورخان دیگر نیز تاکنون دست نیافته‌ام.
پوپر از کسانی که دنبال پیدا کردن قانونی بر تبیین حرکت تاریخ هستند ، انتقاد می کند و می گوید : این امید که روزی بتوانم قوانین حرکت اجتماع را بیابم، به همان صورت که نیوتون قوانین حرکت اجسام مادی را یافت ، چیزی جز نتیجه همین بد فهمی‌ها نیست؛ چون هیچ حرکت اجتماعی نیست که از هر جهت مشابه با حرکت اجسام مادی باشد؛ بنابر این چنین قوانینی وجود ندارد.
اما دانشمندان اسلامی که نظریاتشان نشات گرفته از قرآن و احادیث است می گویند : یک سلسله قضایای شرطی به عنوان سنن الهی بر تاریخ حکومت دارد و نمی شود قوانین حاکم برتاریخ را انکار کرد ، و آیات قرآنی بر این امر دلالت دارد .
شهید مطهری در کتاب فلسفه تاریخ می گوید : آنچه مسلم است این است که برای تاریخ تا حدودی قوانین کلی می شود کشف کرد و تا حدودی قوانین کلی ، از تاریخ می توان درس آموخت و تا حدودی همان قوانین کلی پیش بینی هم می توان کرد.
شهید صدر این مطلب را از قرآن بررسی نموده و معتقد است: همان‌گونه که پدیده های تاریخی هم قواعد و سنن مخصوص به خود دارد، قلمرو تاریخ مانند هر قلمرو دیگر مملو از پدیده های گوناگون است. همان‌گونه که ستاره شناسی ، گیاه شناسی یا فیزیک از پدیده های مختلف تشکیل شده است ، در هر یک از این زمینه ها برای پدیده‌های گوناگون، قواعد و قوانینی وجود دارد.
وی می گوید : در قرآن به طور آشکار ملاحظه می شود که تاریخ، سنت‌ها و قوانینی دارد و صحنه های تاریخ به وسیله قوانین و سنن مربوط به خود ، آباد و سر سبز است؛ همان‌گونه که دیگر صحنه های جهان هستی نیز عموما توسط قوانین و سنن ویژه آنها آبادان و برپاست . . در برخی آیات، همین معنا به نحو کلی آمده یعنی مدلول کلی و عمومی آنها این است که تاریخ دارای سنت ها و قوانین ویژه خود است . دسته ای دیگر از آیات در سطح عرضه و ارائه موارد مصادیق و نمونه هایی از آنها که حاکم بر خط و سیر تاریخ انسان است مشخص می کند و بالاخره در موارد این حقیقت به سبک و سیاقی و به گونه تئوری آمیخته با مصداق خارج بیان شده است .
آری این‌چنین است: قرآن تاریخ بشری را دارای سنن و قوانین می‌داند؛ ولی هیچ‌گاه مانع استعدادهای بشر هم نگردیده است انسان اگر تلاش کند به نتیجه مطلوب می رسد و الا فلا «وان لیس للانسان الا ما سعی» (النجم / ۳۹). حال که تاریخ، قانون دارد و چیزی که قانون دارد علمی است و زمانی که علمی شد پس تصادفی نیست ، برخلاف نظر کسانی که می گویند: «فلسفه تاریخ» باید از این اندیشه آغاز شود که قانونی بر تاریخ حاکم است؛ حتی اگر این تصادف باشد.
به هر حال « فلسفه تاریخ » به قانونمندی تاریخ اعتقاد دارد. تاریخ، هویتی حقیقی است، نه اعتباری. این هویت حقیقی مستقل از جایی آغاز کرده است؛ از طریقی می گذرد ، و سر انجام هم به مقصدی می رسد . فلسفه تاریخ می خواهد نشان دهد که این رفتن و بالیدن چگونه صورت می‌گیرد؟ و آن نقطه نهایی که بار انداز تاریخ است کجاست؟ و چگونه می‌توان
ازمنزل کنونی واپسین را، ولو به ابهام و اجمال - تصور کرد؟ و آیا گذر از منازل و مراحل گوناگون تاریخ اجتناب ناپذیر است یا چاره پذیر؟ بالاخره محرک حرکت تاریخ کدام است؟ فلسفه تاریخ می پذیرد که حرکت قانونمند است و کشف آن قانونها برای ما میسر است و مجموع تاریخ به طرق علمی تفسیر پذیر است.
● نیروی محرک جامعه و تاریخ چیست ؟
چه عاملی موتور تاریخ را به حرکت در می آورد و قوانین حاکم بر تاریخ کدامند؟ در این مبحث، نظریات و آرا وعقاید گوناگونی وجود دارد که هر کدام به نحوی حرکت تاریخ را توجیه و تبیین کرده‌اند، و عامل یا عوامل به خصوصی را دلیل این حرکت دانسته‌اند، و برای اثبات آرای خود دلایلی را ذکر کرده اند. دراین باره آرای بسیار و بعضاً متشتت ارایه شده است. باید دید که نظر شهید صدر در این زمینه چیست؟ و برای روشن شدن آرای وی به ذکر نظریاتی چند در این مورد نیاز می باشد:
الف) عده ای قائلند: فرد تاریخ دنیا را نساخته؛ بلکه نژادها وجنسیت‌ها آن راساخته است. جنسیت را نیروی محرک و موتور تاریخ می‌دانند.
ب) نظریه دیگر:محیط و عوامل جغرافیایی وطبیعی، تاریخ را ساخته و عوامل محرک تاریخ هم عوامل جغرافیایی و طبیعی است (از جمله آنها منتسکیو، صاحب روح القوانین است).
ج) گروهی که طرفدار قهرمانان هستند ،می گویند :تحولات تاریخ و حرکت آن توسط قهرمانان صورت می گیرد.
د) در لابلای سخنان بعضی مسلمانان هست که همه چیز به قضا و قدر الهی بستگی دارد لذا مشیت الهی را عامل تحولات تاریخ می‌دانند.
ه) آنچه از همه بیشتر به چشم می خورد و نمایان است، نظریه کارل مارکس بنیان گذار مارکسیسم است. او می‌گوید: اقتصاد تاریخ را به وجود آورده واقتصاد هم ابزار تولید است و آنچه موجب حرکت تاریخ و سازنده تاریخ است. عامل واحد، یعنی عامل اقتصادی است که نیروی محرک تاریخ است، و این نظریه به ماتریالیسم تاریخی معروف است که براساس آن، اقتصاد زیربنای جامعه‌ها است و فرهنگ ادبیات، آداب، رسوم، ملتها، ایدئولوژی،عقاید ،ادیان ، مذاهب، زمینه اقتصادی دارند .اگر مشکل اقتصادی حل شود، تمام این مسایل خود به خود حل می شود. اینان معتقدند: اقتصاد ریشه است؛ ولی فرهنگ واخلاقیات ومعنویات و...ساقه، شاخه و برگ می باشند.
البته جوابیه‌ها و نقدهایی بر این نظریه‌ها به خصوص نظریه مارکس، از طرف دانشمندان و فیلسوفان تاریخ ارایه شده که بعضا به آنها اشاره شده است.
تمام دنیای تاریخ ،شناختنی وپیش بینی کردنی نیست ،هر چند درباره یکایک وقایع آن می‌توان ارتباط‌های علت ومعلولی و نقش‌ها و ا رتباط‌های انگیزه ای و اوضاع واحوال را بررسی کرد ودریافت. شناختن ا ین ارتباط‌ها درباره وقایع جزیی هرگز این امکان را به ما نمی دهد که بتوانیم تمام تاریخ را بشناسیم . نادرستی علم کل درباره تاریخ از اینجا پیداست که مدعیان این علم، منشا همه وقایع وامور راعلتی واحد میدانند .بدین معنی که یا برای یکی از علل (مثلا عامل اقتصاد) جنبه مطلق بودن قایل می‌شوند، و یا جریانی واحد را که گمان می برند به کنهش راه یافته اند ،به همه وقایع و امور تسری می دهند.
پرونده تاریخ پر از نمونه هایی است که با نظریه مارکسیسم تناقض دارند؛ چرا که عشق به میهن یا ملت یا وابستگی به دین، بسیار نیرومندتر از انگیزه اقتصادی ومادی صرف بوده است.
پروفسور الکساندر گری ملاحظه بسیار با اهمیتی دارد. او می نویسد : « جز عده ای انگشت شمار، کسی منکر این نکته نیست که اگر تاریخ بخواهد فراگیر و همه جانبه باشد، می‌تواند در صفحات خود حتی همه مشخصات انبار نگهداری خوراک آشپزخانه را هم ثبت کند. اما در تاریخ، چیزهای زیادی غیر از عوامل اقتصادی نیز می توان یافت. انسان زندگی خود را تنها به این محدود نمی‌سازد که روی شکم خود بخزد؛ زیرا در شور و دوستی و ابهامات ، محرکهای بسیاری می توان یافت که انسان را به عمل وا می دارند و هرگز اقتصادی هم نیست؛ اما در عین حال برشرایط اقتصادی تاثیر می گذارد . از همه اینها بالاتر، به دشواری می توان تاثیر ذهن را با آن همه نتایج عمیق و دامنه دار که بزرگ‌ترین انواع تأثیر در جهان بشمار می‌آید. به‌گونه‌ای اقتصادی تفسیر نمود . اگر فرض کنیم که می توان چگونگی ظهور دانته (Dante) و محمد صلی الله علیه و آله و کالوین (alvin و مارکس و لوید جرج روبی، ( Gerge bey) را واقعا تفسیر کرد ، باز مساله سخت دشوار تری باقی خواهد ماند وآن این است که تفسیر کنیم این شخصیت ها که یک مرد بزرگ چگونه یاران همدل و همزبان خویش را می یابد یعنی کسانی که ممکن است تاثیر او را به اینجا و آنجا در بخش های مختلف جهان انتقال دهند.
شهید مطهری در فلسفه تاریخ خود عوامل محرک تاریخ را یعنی ؛ عامل تحول تاریخ ، اثر نوابغ در حرکت تاریخ ، تاثیر عوامل محرک تاریخ در یکدیگر ، عامل جغرافیا و حرکت تاریخ، توجیه اقتصادی تاریخ ... را بر شمرد و پس از توضیح و تبیین آنها ، اسلام و قرآن را در این زمینه جویا می شود.
شهید صدر در این زمینه، به چندین نظریه مطرح شده در زمینه عامل اصالت در نیروی محرک تاریخ اشاره می کند. پس از بیان و روشن کردن نظریات، به نقاط ضعف آنها می پردازد. و سپس با استفاده از قرآن وسنت، رد آنها را اثبات کرده و در ادامه، نظریه اسلام را تبیین می کند. این مطلب را شهید در «اقتصادنا» به وضوح روشن می سازد که اسلام نیروی محرک تاریخ را خود انسان و اراده او می‌داند. وی با تالیف و تدریس این کتاب، دو هدف عمده را دنبال می کند: یکی رد ماتریالیسیم تاریخی، و دیگر، تدریس و تفهیم اقتصاد اسلامی.
● نقش انسان در صحنه تاریخ چیست؟
آیا انسان در مسیر و صحنه های تاریخ نقشی دارد یا خیر ؟ اگر نقش دارد چه میزان موثر است ؟ و اگر نقش ندارد آیا جبر تاریخ حاکم است؟عده‌ای بر این عقیده‌اند که حوادث و رویدادهای تاریخ، به طور خود کار عمل می کنند و انسان در آن‌ها نقشی ندارد (جبر تاریخی).جمعی دیگر اعتقاد دارند که انسان در صحنه های تاریخ همه کاره است، و همه جا گرداننده تاریخ انسان است (انسان تاریخ ساز است).
به گفته « کوژه»:پدیده شناسی روح، توصیف انسان از لحاظ پدیده شناسی است و موضوع آن عبارتست ازانسان به عنوان یک پدیده وجودی؛ یعنی انسان بدان‌گونه که پدیدار می شود.ولی انسان وجود مادی بی روح و بی اراده نیست . اگر تاریخ را به خانه‌ای تشبیه کنیم، انسانها تنها خشتهای این خانه نیستند؛ بلکه معمار و سازنده آن نیز هستند . وانگهی خانه برای آنان ساخته شده است و آنان در این خانه زندگی می‌کنند و می‌اندیشند و درپیکر و هوای خانه را می‌بینند و حس می کنند . گروهی از انسانها هستند که در ساختن این خانه شرکت نمی‌جویند. اینان روشنفکران مسلک پردازند که به جای فلسفه به مسلک (ایدئولوژی) دل می بندند، یا مسلک را به جای فلسفه می گیرند و وانمود می کنند . ولی کسانی که در ساختن خانه، دستها و مغزهای خود را به کار می‌اندازند، درجریان کارذهن و احساس و روی هم رفته نهادشان، دگرگون می شود وهمراه آن دانش وآگاهی ایشان فزونی می یابدتا سرانجام به فلسفه و علم مطلق می رسند.
استاد مصباح می گوید : پاره ای معتقدند: معنای قانونمندی جامعه یا تاریخ، جز این نیست که پدیده های اجتماعی و حوادث تاریخی بی علت و تصادفی نیست؛ بلکه معلول عللی است که توسط آنها تبیین و تفسیر می شود . پدیده های اجتماعی و حوادث تاریخی مانند هر نوع پدیده و حادثه دیگر، تابع اصل علیت و مشمول نظام علی و معلولی است ؛ نهایت آنکه در پدیده ها و حوادث انسانی و اختیاری همواره یکی از اجزای علیت تامه ، اراده خود انسان است . از این رو ، در عین حال که جهانشمولی اصل علیت پا برجاست و « الشی مالم یجب لم یوجد » نه می توان پذیرفت که حتی با آگاهی کامل از قوانین اجتماعی و تاریخ پیش بینی قطعی آینده جامعه و تاریخ امکان پذیراست و نه می توان قبول کرد که افراد انسانی محکوم جبر اجتماعی یا تاریخی اند . در حقیقت آدمیان در جامعه و تاریخ آزادی کامل دارند و حتی می توانند بر خلاف مسیر جامعه و تاریخ حرکت کنند یا از این مهمتر ، مسیر جامعه و تاریخ را دگرگون سازند .
این رای سوم رای مقبول ماست . به همین دلیل باید چند کلمه ای در نقد و رد رای نخست که همه فعالیتهای آدمی را در جامعه و تاریخ جبری می پندارد ، ورای دوم که برای انسان دو قسم فعالیت ، یکی جبری و دیگری اختیاری قائل است ، بیاوریم . آنچه وجه اشتراک این دو رای است، این است که بشر لا اقل در برخی از کارهایش تسلیم جبر یا تاریخ است . ما نقد و رد خود را متوجه همین وجه اشتراک می کنیم.
شهید صدر ، همان‌گونه که در گذشته بیان شد، معتقد است که قوانین و رویداد های تاریخی با اختیار و اراده انسان منافات و رویا رویی ندارد، و انسان آزاد آفریده شده و می تواند با کمال اختیار، تاریخ ساز باشد و حتی می‌تواند بر خلاف جریان تاریخ حرکت کند . وی اثبات می کند که قرآن به بهترین نحو بین جبر و اختیار، آشتی بر قرار نموده است .
از نظر قرآن، سنت‌های تاریخ دارای طبیعت و سرشت علمی است؛ زیرا همان رابطه کنش و واکنش که از ویژگیهای هر قانون علمی است ، در قوانین و سنن تاریخ نیز جاری است.
همچنین از نظر قرآن، سنت‌های تاریخ دارای طبیعت و سرشت خدایی و ربانی است؛ چرا که نمایانگر حکمت و حسن تدبیر خداوند بر کل صحنه‌های تاریخ است، و بالاخره قرآن، سنت های تاریخ را قرین طبیعت انسانی می داند؛ چون آن را جدای از انسان و نقش مثبت او نمی انگارد ، و آزادی ، اراده و اختیار را در وجود انسان تعطیل نمی کند . بلکه در صحنه تاریخ هر چه بیشتر و قوی‌تر بر مسئولیت او تأکید می‌ورزد.
شهید صدر روش سنت های تاریخی در قرآن را دسته بندی کرده و برای هر دسته آیاتی را ذکر می نماید.
آیاتی که چهره کلی سنت تاریخ را می نمایاند : « لکل امه اجل اذا جاء اجلهم فلا یستاخرون ساعه و لا یستقدمون » ( یونس / ۴۹ ) « هر امتی دارای اجل و وقت و زمان معینی است که چون آن زمان فرا رسد دیر و زود نخواهد شد » در اینجا خطاب قرآن به جمع است نه فرد.آیاتی که سنت تاریخ را در قالب مصداق مطرح می کند ، که این خود به گونه های زیر بیان شده است .
الف) سنت های ملل پیشین : « قدخلت من قبلکم سنن ... » ( آل عمران / ۱۳۷ )
ب) سنت تاریخ استثنا ندارد .
ج) مبارزه پیامبر با خوشگذرانان
د) از عدالت تا رفاه اجتماعی .
شهید صدر از مقایسه آیات، سه حقیقت را در زمینه قوانین تاریخی بیرون می کشد و آنها را تبیین می کند:
۱) قانون تاریخ، کور کورانه و اتفاقی نیست؛ بلکه عمومیت دارد و در حالات عادی غیر قابل تخلف است.
۲) قوانین تاریخ جنبه خدایی دارد و به الله پیوند خورده است ۳- جبر و قوانین تاریخ و هستی با اختیار واراده انسان منافات ندارد واین پندارکه : اگر جبر تاریخ و قوانین هستی بر ما حاکم است، دیگر برای انسان اختیار معنا ندارد، و اگر انسان به تمام معنا آزاد و مختار است، قوانین تاریخ چون موم در دست او نرم خواهد شد و آنها را به میل واراده خود مورد بهره برداری قرار خواهد داد ، سخن اشتباهی است . در قرآن کریم آمده است : « ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا بانفسهم ... » ( رعد / ۱۱) « خداوند آنچه مربوط به قومی است تغییر نمی دهد تا وقتی که آنها آنچه را مربوط به خودشان است تغییر دهند » .
بنا بر این از نظر قرآن، اگر چه قوانین و سنت های تاریخ منظم و از روی حساب است؛ ولی جبر و نظم قوانین تاریخی و هستی با اختیار و اراده انسان منافات ندارد، و انسان در صحنه های تاریخ نقش دارد و تاریخ را می سازد .
● دین و انبیا در حرکت تاریخ چه نقشی دارند؟
در اینکه نقش دین و انبیا در حرکت تاریخ چه اندازه است و یا به طور کلی منفی است، بستگی یه نگرش مورخان و دانشمندان تاریخ دارد . کسانی که نسبت به تاریخ دید مادی دارند، مسلما نقش دین و انبیا را در حرکت تاریخ یا منفی می دانند، یا بسیار کم، و کسانی که محرک تاریخ را نژاد می‌دانند، نیروی حرکت دهنده تاریخ را جمع می دانند، و همین‌طور دیگر نظرات که بوی مادی دارد، اثر دین و انبیا را در حرکت تاریخ بی رنگ و یا کم رنگ می دانند . اما کسانی که فراتر از مادی فکر می کنند و جنبه های معنوی را هم در نظر دارند، طبیعتا نقش و اثر دین و انبیا را در حرکت تاریخ لازم می دانند؛ به طوری که می گویند : زمانی که انسان دگرگون نشود، هیچ چیز دگرگون نخواهد شد. یعنی اگر این دگرگونی درانسان نبود، زندگی همچون کندوی عسل راکد و یکنواخت باقی می ماند، و این همه مراحل را پشت سر نمی گذاشت . پس باید دید انسان چگونه دگرگون می شود و دگرگونی وی بر چه اساسی است و این دگرگونی پدید نمی آید، مگر به وسیله دین دگرگون ساز و پیامبر مبلغ آن.
شهید صدر درباره نقش دین در حرکت تاریخ براین عقیده است که مهم‌ترین مصداقی که قرآن کریم برای این قبیل سنت های تاریخ ارائه می‌دهد، دین است . قرآن دین را یکی از سنت های اصیل و فطری تاریخ می داند. از این دیدگاه قرآن، دین یک تشریع و قانوگذاری نیست؛ بلکه در عین حال، سنتی از قوانین و سنن تاریخ نیز هست . از این رو می بینیم قرآن ، دین را در خلال دو چهره عرضه می‌کند: الف. به عنوان قانون و تشریع یا همان‌طور که علم اصول می گوید، به عنوان یک خواست و اراده تشریعی . « شرع لکم من الدین ما وصی به نوحا ولدی اوحینا الیک و ما وصینا به ابراهیم و موسی و عیسی ان اقیموا الدین و لا تفرقوا فیه کبر علی المشرکین ما ندعوهم الیه » ( شوری /۱۳ ) « آنچه از دین را که خداوند به نوح سفارش کرد ، برای شما قانونگذاری کرده است و نیز آنچه به تو وحی کردیم و انچه را که به ابراهیم و موسی و عیسی سفارش کردیم که دین را بپا دارید و از آن پراکندگی و تفرقه نیفتید . بر مشرکان آنچه شما به سوی آن دعوتشان می کنید گران و سنگین است . » قرآن در اینجا دین را به عنوان یک تشریع و یک قانون و دستور و امر خداوند متعال معرفی می کند. ب. به عنوان یکی از سنت ها و قوانین تاریخ و به عنوان داخل در عمق ترکیب انسان و فطرت و طبیعت او.با توجه به آیات قرآن پی می بریم که دین، یک سنت تاریخی است؛ نه یک حکم شرعی صرف که مورد اطاعت یا سرپیچی قرار گیرد.
بنابراین، به این نتیجه دست می یابیم که دین از دو بعد، یعنی بعد سنت تاریخی و بعد تشریع و قانون است که آن هم به متشرع نیاز دارد . پس نقش دین و انبیا در ساخت تاریخ سهم به سزایی است؛ به طوری که تاریخ را عبارت از نرمش قهرمانان فرزندان آدم که بر محور توحید در پی انبیا با آگاهی و آزادی و انتخاب به پرستش خداوند و بر اساس فطرت و در غایت تحت مجموعه سنن خداوند گام برداشته و بر می دارند و بر خواهند داشت ، معرفی کرده اند.

پی نوشتها:
مرتضی مطهری، جامعه و تاریخ، قم انتشارات اسلامی، بی تا، ۳۰۹.
یروفه یف، ن.آ. تاریخ چیست ؟ ترجمه محمد تقی زاده، چاپ اول، نشر جوان، ۱۳۶۰، ص ۹۲-۹۳ .
متز آدم، تمدن اسلامی در قرن چهاردهم هجری، ترجمه علی رضا ذکاوتی، چاپ دوم، ایر کبیر، ۱۳۶۵ ج۱، ص ۴.
اندیشه هایی درباب تاریخ ، دلفیکو . ineertzza edinutlita Della ، m.pendieri sula striael، delfic medesima ۱۸۰۶. به نقل از تاریخ در ترازو ، ص ۱۴-۱۵ .
آرنولد ، توین بی ، تحلیلی از تاریخ جهان از آغاز تا عصر حاضر ، ص ۱۰ .
سید محمد باقر صدر ، انسان مسئول و تاریخ ساز از دیدگاه قرآن ، ترجمه : محمد مهدی فولادوند ، چاپ اول ، نشر میزان ، ۱۳۵۹ ، ص ۱۸-۱۹ .
جامعه و تاریخ ،ص ۳۰۹ .
والش، دبلیو .ا چ، مقدمه ای بر فلسفه تاریخ، ترجمه ضیاء الدین علائی طباطبایی، چ اول، تهران، امیر کبیر، ۱۳۶۳.
تاریخ چیست، ص ۱۰۶-۱۰۷.
مه یرا. مسائل تئوریک و متدولوژیک تاریخ ، تحقیقات فلسفی تاریخ ،۱۹۰۴ ، به نقل از تاریخ چیست ، یروفریف ، ص ۱۰۷ .
کارل .ر. پوپر ، فقر تاریخنگری ، ترجه احمد آرام ، چ اول ، تهران ، انتشارات خوارزمی ، ۱۳۵۸ ، ص ۱۲۳ .
مرتضی مطهری ، فلسفه تاریخ ، قم ، انتشارات صدرا ، ۱۳۷۱، ص ۱۹۰.
انسان مسئول و تاریخ ساز ، ص ۱۸ .
سید محمد باقر صدر ، سنت های اجتماعی و لسفه تاریخ در مکتب قرآن، ترجمه حسین منوچهری، ج اول ، تهران ، مرکز نشر فرهنگی رجاء ، ۱۳۶۹ ، ص ۸۳ .
عبد الحمید صدیقی ، تفسیر تاریخ ، ترجمه جواد صالحی ، تهران ، دفتر نشر و فرهنگ اسلامی ، ۱۳۴۲ .چ
محمد تقی مصباح یزدی ، جامعه وتاریخ از دیدگاه قرآن ، چ دوم ، قم ، سازمان تبلیغات اسلامی ، ۱۳۷۳ ، ص ۱۵۳.
کارل یا سپرس ، آغاز وانجام تاریخ ، ترجمه محمد حسن لطفی ، چاپ دوم ، تهران ، خوارزمی ، ۱۳۷۳ ، ص ۲۴۹.
alecander gray .
alecander gray ،The develpment f ecnmic dctrine . به نقل از تفسیر تاریخ .
phenmene existetiel.
هگل گ . و.ف. خدایگان و بنده ، ترجمه و پیشگفتار حمید عنایت ، چ چهارم ، تهران ،خوارزمی ، ۱۳۶۸ ، ص ۱۷ و ۱۸.
مرتضی مطهری ، فلسفه تاریخ، ص ۲۲۱.
جامعه م تاریخ از دیدگاه قرآن ، ص ۱۵۹.
سنت های اجتماعی و فلسفه تاریخ در مکتب قرآن ، ص ۱۲۳.
فلسفه تاریخ ، ص ۲۲.

منبع : شیعه آنلاین

مطالب مرتبط

تفسیر سوره قدر


تفسیر سوره قدر
سوره قدر مکی است و پنج آیه دارد
سوره قدر آیات ۱ - ۵
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِی لَیْلَهِٔ الْقَدْرِ * وَمَا أَدْرَاکَ مَا لَیْلَهُٔ الْقَدْرِ * لَیْلَهُٔ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ *
تَنَزَّلُ الْمَلَائِکَهُٔ وَالرُّوحُ فِیهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن کُلِّ أَمْرٍ * سَلَامٌ هِیَ حَتَّی مَطْلَعِ الْفَجْرِ * .
● ترجمه آیات
به نام خداوند رحمان و رحیم.ما این قرآن عظیم الشان را(که رحمت واسع و حکمت جامع است) در شب قدر نازل کردیم(۱).
و تو چه می‏دانی شب قدر چیست؟(۲).
شب قدر(در مقام و مرتبه)از هزار ماه بهتر و بالاتر است(۳).
در این شب فرشتگان و روح(یعنی جبرئیل)به اذن خدا از هر فرمان(و دستور الهی و سرنوشت‏خلق) نازل می‏شوند(۴).
این شب رحمت و سلامت و تهنیت است تا صبحگاه(۵).
● بیان آیات
این سوره نزول قرآن در شب قدر را بیان می‏کند، و آن شب را تعظیم نموده از هزار ماه بالاتر می‏داند، چون در آن شب ملائکه و روح نازل می‏شوند، و این سوره، هم احتمال مکی بودن را دارد، و هم می‏تواند مدنی باشد، و روایاتی که درباره سبب نزول آن از امامان اهل بیت (علیهم السلام) و از دیگران رسیده خالی از تایید مدنی بودن آن نیست، و آن روایاتی است که دلالت دارد بر اینکه این سوره بعد از خوابی بود که رسول خدا(ص)دید، و آن خواب این بود که دید بنی امیه بر منبر او بالا می‏روند، و سخت اندوهناک شد، و خدای تعالی برای تسلیتش این سوره را نازل کرد(و در آن فرمود شب قدر بهتر از هزار ماه حکومت‏بنی امیه است).
▪ "انا انزلناه فی لیلهٔ القدر"
ضمیر در"انزلناه"به قرآن برمی‏گردد، و ظاهرش این است که: می‏خواهد بفرماید همه قرآن را در شب قدر نازل کرده، نه بعضی از آیات آن را، مؤیدش هم این است که تعبیر به انزال کرده، که ظاهر در اعتبار یکپارچگی است، نه تنزیل که ظاهر در نازل کردن تدریجی است.
و در معنای آیه مورد بحث آیه زیر است که می‏فرماید: "و الکتاب المبین انا انزلناه فی لیلهٔ مبارکهٔ" (۱) ، که صریحا فرموده همه کتاب را در آن شب نازل کرده، چون ظاهرش این است که نخست‏سوگند به همه کتاب خورده، بعد فرموده این کتاب را که به حرمتش سوگند خوردیم، در یک شب و یکپارچه نازل کردیم.
پس مدلول آیات این می‏شود که قرآن کریم دو جور نازل شده، یکی یکپارچه در یک شب معین، و یکی هم به تدریج در طول بیست و سه سال نبوت که آیه شریفه"و قرآنا فرقناه لتقراه علی الناس علی مکث و نزلناه تنزیلا" (۲) ، نزول تدریجی آن را بیان می‏کند، و همچنین آیه زیر که می‏فرماید: "و قال الذین کفروا لو لا نزل علیه القرآن جملهٔ واحدهٔ کذلک لنثبت‏به فؤادک و رتلناه ترتیلا" (۳) .
و بنا بر این، دیگر نباید به گفته بعضی (۴) اعتنا کرد که گفته‏اند: معنای آیه"انزلناه" این است که شروع به انزال آن کردیم، و منظور از انزال هم انزال چند آیه از قرآن است، که در آن شب یکباره نازل شد نه همه آن.
و در کلام خدای تعالی آیه‏ای که بیان کند لیله مذکور چه شبی بوده دیده نمی‏شود بجز آیه"شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن" (۵) که می‏فرماید: قرآن یکپارچه در ماه رمضان نازل شده، و با انضمام آن به آیه مورد بحث معلوم می‏شود شب قدر یکی از شبهای ماه رمضان است، و اما اینکه کدامیک از شب‏های آن است در قرآن چیزی که بر آن دلالت کند نیامده، تنها از اخبار استفاده می‏شود، که ان شاء الله در بحث روایتی آینده بعضی از آنها از نظر خواننده می‏گذرد.
در این سوره آن شبی که قرآن نازل شده را شب قدر نامیده، و ظاهرا مراد از قدر تقدیر و اندازه‏گیری است، پس شب قدر شب اندازه‏گیری است، خدای تعالی در آن شب حوادث یک سال را یعنی از آن شب تا شب قدر سال آینده را تقدیر می‏کند، زندگی، مرگ، رزق، سعادت، شقاوت و چیزهایی دیگر از این قبیل را مقدر می‏سازد، آیه سوره دخان هم که در وصف شب قدر است‏بر این معنا دلالت دارد: "فیها یفرق کل امر حکیم امرا من عندنا انا کنا مرسلین رحمهٔ من ربک" (۶) ، چون"فرق"، به معنای جدا سازی و مشخص کردن دو چیز از یکدیگر است، و فرق هر امر حکیم جز این معنا ندارد که آن امر و آن واقعه‏ای که باید رخ دهد را با تقدیر و اندازه‏گیری مشخص سازند.
و از این استفاده می‏شود که شب قدر منحصر در شب نزول قرآن و آن سالی که قرآن در آن شبش نازل شد نیست، بلکه با تکرر سنوات، آن شب هم مکرر می‏شود، پس در هر ماه رمضان از هر سال قمری شب قدری هست، که در آن شب امور سال آینده تا شب قدر سال بعد اندازه گیری و مقدر می‏شود.
برای اینکه این فرض امکان دارد که در یکی از شبهای قدر چهارده قرن گذشته قرآن یکپارچه نازل شده باشد، ولی این فرض معنا ندارد که در آن شب حوادث تمامی قرون گذشته و آینده تعیین گردد. علاوه بر این، کلمه"یفرق"به خاطر اینکه فعل مضارع است استمرار را می‏رساند، در سوره مورد بحث هم که فرموده: "شب قدر از هزار ماه بهتر است"و نیز فرموده: "ملائکه در آن شب نازل می‏شوند"مؤید این معنا است.
پس وجهی برای تفسیر زیر نیست که بعضی (۷) کرده و گفته‏اند: شب قدر در تمام دهر فقط یک شب بود، و آن شبی بود که قرآن در آن نازل گردید، و دیگر تکرار نمی‏شود.و همچنین تفسیر دیگری که بعضی (۸) کرده و گفته‏اند: تا رسول خدا(ص) زنده بود شب قدر در هر سال تکرار می‏شد، و بعد از رحلت آن جناب خدا شب قدر را هم از بین برد.و نیز سخن آن مفسر (۹) دیگر که گفته: شب قدر تنها یک شب معین در تمام سال است نه در ماه رمضان.و نیز سخن آن مفسر (۱۰) دیگر که گفته: شب قدر شبی است در تمام سال، ولی در هر سال یک شب نامعلومی است، در سال بعثت در ماه رمضان بوده در سال‏های دیگر در ماههای دیگر، مثلا شعبان یا ذی القعده واقع می‏شود، هیچ یک از این اقوال درست نیست.
بعضی (۱۱) دیگر گفته‏اند: کلمه"قدر"به معنای منزلت است، و اگر شب نزول قرآن را شب قدر خوانده به خاطر اهتمامی بوده که به مقام و منزلت آن شب داشته، و یا عنایتی که به عبادت متعبدین در آن شب داشته.
بعضی (۱۲) دیگر گفته‏اند: کلمه"قدر"به معنای ضیق و تنگی است، و شب قدر را بدان جهت قدر خوانده‏اند که زمین با نزول ملائکه تنگ می‏گردد.و این دو وجه به طوری که ملاحظه می‏کنید چنگی به دل نمی‏زند.
پس حاصل آیات مورد بحث‏به طوری که ملاحظه کردید این شد که شب قدر بعینه یکی از شبهای ماه مبارک رمضان از هر سال است، و در هر سال در آن شب همه امور احکام می‏شود، البته منظورمان" احکام"از جهت اندازه‏گیری است، خواهید گفت پس هیچ امری از آن صورت که در شب قدر تقدیر شده باشد در جای خودش با هیچ عاملی دگرگون نمی‏شود؟ در پاسخ می‏گوییم: نه، هیچ منافاتی ندارد که در شب قدر مقدر بشود ولی در ظرف تحققش طوری دیگر محقق شود، چون کیفیت موجود شدن مقدر، امری است، و دگرگونی در تقدیر، امری دیگر است، همچنان که هیچ منافاتی ندارد که حوادث در لوح محفوظ معین شده باشد، ولی مشیت الهی آن را تغییر دهد، همچنان که در قرآن کریم آمده: " یمحوا الله ما یشاء و یثبت و عنده ام الکتاب" (۱۳) .
علاوه بر این، استحکام امور به حسب تحققش مراتبی دارد، بعضی از امور شرایط تحققش موجود است، و بعضی‏ها ناقص است، و احتمال دارد که در شب قدر بعضی از مراتب احکام تقدیر بشود، و بعضی دیگرش به وقت دیگر موکول گردد، اما آنچه از روایات بر می‏آید و به زودی روایاتش از نظر خواننده خواهد گذشت‏با این وجه سازگار نیست.
▪ "و ما ادریک ما لیلهٔ القدر"
این جمله کنایه است از جلالت قدر آن شب و عظمت منزلتش، چون با اینکه ممکن بود در نوبت دوم ضمیر لیلهٔ القدر را بیاورد، خود آن را تکرار کرد.واضح‏تر بگویم، با اینکه می‏توانست‏بفرماید: "و ما ادریک ما هی، هی خیر من الف شهر"برای بار دوم و بار سوم خود کلمه را آورد و فرمود: "و ما ادریک ما لیلهٔ القدر لیلهٔ القدر خیر من الف شهر".
▪ "لیلهٔ القدر خیر من الف شهر"
این جمله به طور اجمال آنچه را که در جمله"و ما ادریک ما لیلهٔ القدر"بدان اشاره شده بود، یعنی عظمت آن شب را بیان می‏کند، و می‏فرماید: بدین جهت گفتیم آن شب مقامی ارجمند دارد که از هزار شب بهتر است.
و منظور از بهتر بودنش از هزار شب به طوری که مفسرین تفسیر کرده‏اند بهتر بودنش از حیث فضیلت عبادت است، و مناسب با غرض قرآن هم همین معنا است، چون همه عنایت قرآن در این است که مردم را به سوی خدا نزدیک، و به وسیله عبادت زنده کند، و زنده‏داری آن شب با عبادت بهتر است از عبادت هزار شب.و ممکن است همین معنا را از آیه سوره دخان نیز استفاده کرد، چون در آنجا شب قدر را پر برکت‏خوانده، و فرموده: "انا انزلناه فی لیلهٔ مبارکهٔ" (۱۴) .البته در این میان معنای دیگری نیز هست، که ان شاء الله در بحث روایتی آینده خواهد آمد.
▪ "تنزل الملئکهٔ و الروح فیها باذن ربهم من کل امر"
کلمه"تنزل"در اصل تتنزل بوده، و ظاهرا مراد از روح آن روحی است که از عالم امر است و خدای تعالی در باره‏اش فرموده: "قل الروح من امر ربی" (۱۵) ، و اذن در هر چیز به معنای رخصت دادن در آن است، و یا به عبارت دیگر اعلام این معنا است که مانعی از این کار نیست.
و کلمه"من"در جمله"من کل امر"به گفته بعضی (۱۶) از مفسرین به معنای باء است.
بعضی (۱۷) دیگر گفته‏اند: به معنای خودش است، یعنی ابتدای غایت، ولی سببیت را هم می‏رساند، و آیه را چنین معنا می‏دهد: "ملائکه و روح در آن شب به اذن پروردگارشان و به سبب هر امری الهی نازل می‏شوند".
بعضی (۱۸) دیگر گفته‏اند: باء برای تعلیل به غایت است، و معنایش این است"ملائکه و روح در آن شب به اذن پروردگارشان نازل می‏شوند، برای خاطر اینکه هر امری را تدبیر کنند".
لیکن حق مطلب این است که: مراد از امر، اگر آن امر الهی باشد که آیه"انما امره اذا اراد شیئا ان یقول له کن فیکون" (۱۹) تفسیرش کرده، حرف"من"برای ابتدا خواهد بود، و در عین حال سببیت را هم می‏رساند، و به آیه چنین معنا می‏دهد: "ملائکه و روح در شب قدر به اذن پروردگارشان نازل می‏شوند، در حالی که نزولشان را ابتدا می‏کنند و هر امر الهی را صادر می‏نمایند".
و اگر منظور از امر مذکور هر امر کونی و حادثه‏ای باشد که باید واقع گردد، در این صورت حرف"من" به معنای لام تعلیل خواهد بود، و آیه را چنین معنا می‏دهد: ملائکه و روح در آن شب به اذن پروردگارشان نازل می‏شوند برای خاطر تدبیر امری از امور عالم.
▪ "سلام هی حتی مطلع الفجر"
در مفردات گفته: کلمه"سلام"و"سلامت"به معنای عاری بودن از آفات ظاهری و باطنی است (۲۰) .
پس جمله"سلام هی"اشاره است‏به اینکه عنایت الهی تعلق گرفته است‏به اینکه رحمتش شامل همه آن بندگانی بشود که به سوی او روی می‏آورند، و نیز به اینکه در خصوص شب قدر باب نقمتش و عذابش بسته باشد، به این معنا که عذابی جدید نفرستد.و لازمه این معنا آن است که طبعا در آن شب کید شیطان‏ها هم مؤثر واقع نشود، همچنان که در بعضی از روایات هم به این معنا اشاره رفته است.
ولی بعضی (۲۱) از مفسرین گفته‏اند: مراد از کلمه"سلام"این است که: در آن شب ملائکه از هر مؤمن مشغول به عبادت بگذرند سلام می‏دهند.برگشت این معنا هم به همان معنای اول است و این دو آیه یعنی آیه"تنزل الملئکهٔ و الروح"تا آخر سوره در معنای تفسیری است‏برای آیه قبلی که می‏فرمود"لیلهٔ القدر خیر من الف شهر".
▪ بحث روایتی
در تفسیر برهان از شیخ طوسی از ابوذر روایت آورده که گفت: به رسول خدا(ص) عرضه داشتم یا رسول الله آیا شب قدر شبی است که در عهد انبیاء بوده و امر بر آنان نازل می‏شده و چون از دنیا می‏رفتند نزول امر در آن شب تعطیل می‏شده است؟فرمود: نه بلکه شب قدر تا قیامت هست (۲۲) .
ـ مؤلف: در این معنا روایات زیادی از طرق اهل سنت نیز آمده (۲۳) .
و در مجمع البیان است که از حماد بن عثمان از حسان ابن ابی علی نقل شده که گفت: از امام صادق(ع)از شب قدر پرسیدم، فرمود در نوزدهم رمضان و بیست و یکم و بیست و سوم جستجویش کن (۲۴) .
ـ مؤلف: در معنای این روایات روایاتی دیگر نیز هست، و در بعضی از اخبار تردید بین دو شب شده، یکی بیست و یکم و دیگری بیست و سوم، مانند روایتی که عیاشی از عبد الواحد از امام باقر(ع)روایت کرده (۲۵) . و از روایاتی دیگر استفاده می‏شود که شب قدر خصوص بیست و سوم است، و اگر معینش نکرده‏اند به منظور تعظیم امر آن بوده، تا بندگان خدا با گناهان خود به امر آن اهانت نکنند (۲۶) .
و نیز در تفسیر عیاشی در روایت عبد الله بن بکیر از زراره از یکی از دو امام باقر و صادق(ع)آمده که فرمود: شب بیست و سوم همان شب جهنی است، و حدیث جهنی این است که گفت: به رسول خدا(ص) عرضه داشتم: منزل من از مدینه دور است، دستورم بده در شب معینی داخل مدینه شوم فرمود: شب بیست و سوم داخل شو (۲۷) .
مؤلف: حدیث جهنی که نامش عبد الله بن انیس انصاری بود، از طرق اهل سنت نیز روایت‏شده، و سیوطی آن را در الدر المنثور از مالک و بیهقی نقل کرده (۲۸) .
و در کافی به سند خود از زراره روایت کرده که گفت: امام صادق(ع) فرمود: تقدیر در نوزدهم و ابرام در شب بیست و یکم و امضا در شب بیست و سوم است (۲۹) .
ـ مؤلف: در این معنا هم روایات دیگری هست (۳۰) .
پس معلوم شد آنچه همه روایات مختلفی که از ائمه اهل بیت(ع)وارد شده در آن اتفاق دارند این است که: شب قدر تا روز قیامت‏باقی است، و همه‏ساله تکرار می‏شود، و نیز لیلهٔ القدر شبی از شبهای رمضان، و نیز یکی از سه شب نوزده و بیست و یک و بیست و سه است.
و اما از طرق اهل سنت روایات به طور عجیبی اختلاف دارند که به هیچ وجه نمی‏شود بین آنها را جمع کرد، ولی معروف بین اهل سنت این است که شب بیست و هفتم است، و در آن شب بوده که قرآن نازل شده.از خوانندگان محترم هر که بخواهد آن روایات را ببیند باید به تفسیر الدر المنثور و سایر جوامع حدیث مراجعه کند.
و در الدر المنثور است که خطیب از ابن مسیب روایت کرده که گفت: رسول خدا (ص)فرمود: در خواب به من نشان دادند که بنی امیه بر منبرم بالا می‏روند، و این معنا بر من سخت گران آمد و خدای تعالی در این مناسبت‏سوره"انا انزلناه فی لیلهٔ القدر"را نازل کرد (۳۱) .
ـ مؤلف: نظیر این روایت را خطیب هم در تاریخ خود از ابن عباس آورده.و ترمذی و ابن جریر، طبرانی، ابن مردویه و بیهقی هم روایتی در معنای آن از حسن بن علی نقل کرده‏اند (۳۲) .و در این میان روایات بسیاری در این معنا از طرق شیعه از ائمه اهل بیت(ع) نقل شده، و در آنها آمده که خدای تعالی لیلهٔ القدر را که بهتر از هزار ماه سلطنت‏بنی امیه است‏به عنوان تسلیت‏به رسول خدا(ص)عطا فرمود (۳۳) .
و در کافی به سند خود از ابن ابی عمیر از عده‏ای راویان از امام صادق(ع) روایت آورده که گفت: بعضی از اصحاب ما امامیه که به نظرم می‏آید سعید بن سمان بود از آن جناب پرسید: چگونه شب قدر از هزار ماه بهتر است؟(با اینکه در آن هزار ماه در هر دوازده ماهش یک شب قدر است)، فرمود عبادت در شب قدر بهتر است از عبادت در هزار ماهی که در آن شب قدر نباشد (۳۴) .
و در همان کتاب به سند خود از فضیل، زراره و محمد بن مسلم از حمران روایت کرده که از امام باقر(ع)از معنای آیه"انا انزلناه فی لیلهٔ مبارکهٔ"سؤال کرد، فرمود بله شب قدر که همه‏ساله در ماه رمضان در دهه آخرش تجدید می‏شود شبی است که قرآن جز در آن شب نازل نشده، و آن شبی است که خدای تعالی در باره‏اش فرموده: "فیها یفرق کل امر حکیم".
آنگاه فرمود: در آن شب هر حادثه‏ای که باید در طول آن سال واقع گردد تقدیر می‏شود، چه خیر و چه شر، چه طاعت و چه معصیت، و چه فرزندی که قرار است متولد شود، و یا اجلی که بنا است فرا رسد، و یا رزقی که قرار است(تنگ و یا وسیع)برسد، پس آنچه در این شب مقدر شود، و قضایش رانده شود قضایی است‏حتمی، ولی در عین حال مشیت‏خدای تعالی در آنها محفوظ است(و خدا با حتمی کردن مقدرات، العیاذ بالله به دست‏خود دست‏بند نمی‏زند).
حمران می‏گوید: پرسیدم منظور خدای تعالی از اینکه فرمود"شب قدر بهتر است از هزار شب"چیست؟ فرمود عمل صالح از نماز و زکات و انواع خیرات در آن شب بهتر است از همان اعمال در هزار ماهی که در آن شب قدر نباشد، و اگر خدای تعالی جزای اعمال خیر مؤمنین را مضاعف نمی‏کرد، مؤمنین بجایی نمی‏رسیدند، ولی خدا پاداش حسنات ایشان را مضاعف می‏کند (۳۵) .
ـ مؤلف: منظور امام از اینکه فرمود: "ولی در عین حال مشیت‏خدای تعالی در آنها محفوظ است"، این است که قدرت خدای تعالی همیشه مطلق است، او هر زمان هر کاری را بخواهد می‏کند، هر چند قبلا خلاف آن را حتمی کرده باشد، و خلاصه حتمی کردن یک مقدر قدرت مطلقه او را مقید نمی‏کند، او می‏تواند قضای حتمی خود را هم نقض نماید هر چند که هیچ وقت چنین کاری را نمی‏کند. و در مجمع است که از ابن عباس از رسول خدا(ص)روایت شده که فرمود: وقتی شب قدر می‏شود ملائکه‏ای که ساکن در سدرهٔ المنتهی هستند و جبرئیل یکی از ایشان است نازل می‏شوند، در حالی که جبرئیل به اتفاق سایر سکان نامبرده پرچم‏هایی را به همراه دارند، یک پرچم بالای قبر من، و یکی بر بالای بیت المقدس، و پرچمی در مسجد الحرام و پرچمی بر طور سینا نصب می‏کنند، و هیچ مؤمن و مؤمنه‏ای در این نقاط نمی‏ماند مگر آنکه جبرئیل به او سلام می‏کند، مگر کسی که دائم الخمر و یا معتاد به خوردن گوشت‏خوک و یا زعفران مالیدن به بدن خود باشد (۳۶) .
و در تفسیر برهان از سعد بن عبد الله روایت کرده که به سند خود از ابی بصیر روایت کرده که گفت: با امام صادق(ع)بودم که سخن از پاره‏ای خصائص امام در هنگام ولادت به میان آمد، فرمود: وقتی شب قدر می‏شود امام مستوجب روح بیشتری می‏گردد.عرضه داشتم فدایت‏شوم مگر روح همان جبرئیل نیست؟فرمود: روح از جبرئیل بزرگتر است، و جبرئیل از سنخ ملائکه است، و روح از آن سنخ نیست، مگر نمی‏بینی خدای تعالی فرموده: "تنزل الملئکهٔ و الروح"پس معلوم می‏شود روح غیر از ملائکه است (۳۷) .
ـ مؤلف: روایات در معنا و خصائص و فضائل شب قدر بسیار زیاد است، (که ما در اینجا مختصری از آن را آوردیم)، و در بعضی از آن روایات علامتهایی برای شب قدر ذکر شده، از قبیل این که: صبح شب قدر آفتاب بدون شعاع طلوع می‏کند، هوا در صبح آن شب معتدل است، و لیکن چون این علامتها نه دائمی است و نه اغلب چنین است، لذا از ذکر آن روایات خودداری نمودیم.

وبگردی
نزولخواران تسبیح به دست و پینه بر پیشانی
نزولخواران تسبیح به دست و پینه بر پیشانی - حسام الدین آشنا، مشاور فرهنگی رییس جمهور نوشت: رئیس یکی از صندوق ها با اسلحه به بانک مرکزی می رفت و تهدید می کرد. او همچنین در توئیت دیگری یادآور شد: روحانی هزینه مبارزه بی امان با نزولخواران تسبیح به دست و پینه بر پیشانی را می دهد.
نفت‌کش در تهران منفجر شده بود!
نفت‌کش در تهران منفجر شده بود! - شرکتی که یک‌شبه می‌توان آن را در اوج تحریم به استاد پیر و از نفس افتاده ترافیک رییس دولت قبل سپرد و بعد از آن، ناگهان در آزمون و خطایی دیگر به جوانی میدان داد.
دماوند،بزرگترین کشتی جنگی ایران در حال از دست رفتن است!
دماوند،بزرگترین کشتی جنگی ایران در حال از دست رفتن است! - دو هفته پس از بروز حادثه برای ناوچه دماوند بزرگترین کشتی جنگی ایران در دریای خزر، رسانه‌های روسیه با تفسیر تصاویر منتشر شده اخیر از وضعیت این شناور مدعی شده‌اند که بخش‌های زیادی از دماوند که سه سال پیش به ناوگان شمال نیروی دریایی ایران اضافه شده به زیر آب رفته و شکستگی آشکاری در قسمت پد بالگرد آن مشاهده می‌شود.
افشای راز یک ازدواج عجیب!
افشای راز یک ازدواج عجیب! - دو سال بعد، اخبار رابطه عاشقانه همسرش با یک نوجوان، مانند یک سیلی بر صورت اوزیر بود. بویژه آنکه، دخترشان لورنس، همکلاسی ماکرون بود.
تصاویر: ضرب و شتم چند روحانی توسط جوانی در قم
تصاویر: ضرب و شتم چند روحانی توسط جوانی در قم - یک جوان در حوالی چهارراه بیمارستان قم به چند روحانی حمله کرد و دو تن از آنها را زخمی کرد به گفته شاهدان ضارب یک خودرو را نیز به آتش کشید و متواری شد.
فیلم دیدنی از لحظه دستگیری باند سارقان مسلح/ شلیک پلیس به سمت سارقان
فیلم دیدنی از لحظه دستگیری باند سارقان مسلح/ شلیک پلیس به سمت سارقان - باند چهار نفره سارقان مسلح که قصد داشتند امروز از یک طلافروشی در یافت‌آباد سرقت کنند، ساعت 10 صبح امروز در یک عملیات غافلگیرانه توسط ماموران پلیس دستگیر شدند.
فیلم/ افشای پشت پرده کاسبی با خون ایرانیان
فیلم/ افشای پشت پرده کاسبی با خون ایرانیان - رئیس سازمان انتقال خون و مسئول سابق امور کارکنان شرکت پالایش و پژوهش خون با حضور مقابل دوربین فارس از برخی تخلفات در زمینه پلاسمای خون پرده برداشتند.
سلطان حاشیه از عکس مادرزنش رونمایی کرد!
سلطان حاشیه از عکس مادرزنش رونمایی کرد! - محسن افشانی بازیگر سینما و تلویزیون از جدیدترین عکس حاشیه ای خود با مادر زنش رونمایی کرد.
عباس عبدی به سردارسلیمانی : جانفشانی‌ها تبدیل به سرمایه ملی نشده‌اند
عباس عبدی به سردارسلیمانی : جانفشانی‌ها تبدیل به سرمایه ملی نشده‌اند - یکی از موارد پیش‌آمده در این اعتراضات آتش‌زدن پرچم کشور بود که واکنش و تاسف بسیاری را برانگیخت؛ به طوری که مقام رهبری نیز به آن اشاره کردند. در آخرین واکنش‌ها...
ابعاد حقوقی جدال علی مطهری با آستان قدس
ابعاد حقوقی جدال علی مطهری با آستان قدس - 38 شرکت که جزء بزرگترین کارتل های اقتصادی کشور هستند، متعلق به آستان قدس است. بنابراین آستان قدس کنونی، آستان قدسی نیست که حضرت امام در نامه خود از آن سخن گفته‌اند.
مقایسه بودجه مراکز حوزوی با دانشگاه ها
مقایسه بودجه مراکز حوزوی با دانشگاه ها - به‌جز وزارت ارشاد، هیچ‌یک از این 40 ارگان و نهاد در قبال میلیاردها تومان بودجه‌هایی که دریافت می‌دارند پاسخگو نبوده نیستند.
ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار
ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار - ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار
فیلم/ گریه شدید وزیر کار در گفت‌و‌گوی تلفنی با خانواده خدمه نفتکش «سانچی»
فیلم/ گریه شدید وزیر کار در گفت‌و‌گوی تلفنی با خانواده خدمه نفتکش «سانچی» - علی ربیعی وزیر کار، رفاه و امور اجتماعی در گفت‌وگوی تلفنی با خانواده یکی از خدمه نفتکش «سانچی» اظهار همدردی کرد.
تصاویر هولناک از آخرین لحظات کشتی سانچی
تصاویر هولناک از آخرین لحظات کشتی سانچی - توقف عملیات خنک سازی و مهار آتش در شب گذشته، موجب رسیدن آتش به مخازن سمت چپ کشتی و انفجارهای شدید صبح امروز شد که در نهایت پس از چند ساعت به غرق شدن کامل نفتکش ایرانی انجامید.
عکس خواستگاری کریم انصاریفرد از دختر یونانی با زمرد گرانقیمت
عکس خواستگاری کریم انصاریفرد از دختر یونانی با زمرد گرانقیمت - رسانه های مطرح یونانی با انتشار تصاویری از رابطه عاطفی ملی پوش ایرانی باشگاه المپیاکوس با یک میلیاردر یونانی - آمریکایی پرده برداشتند و مدعی شدند این دو تصمیم خود را برای ازدواج قطعی کرده اند.
چرا حداد و ولایتی بیشتر از 50 شغل دارند؟
چرا حداد و ولایتی بیشتر از 50 شغل دارند؟ - بخشی از تکثر مسئولیت های بعضی چهره‌های سیاسی به بی‌اعتمادی نظام به افراد کارآمد برمی‌گردد و علت دیگر این موضوع، اعتماد غیرمعقول به این افراد است. با این حال این افراد هرچقدر هم که توانمند باشند، از نظر روان شناسی و انسان شناسی در بخشی از مسئولیت های خود ناموفقند.
فیلم نابغه ۱۰ ساله‌ طراح خودرو / قبلی هم انرژی هسته ای کشف کرده بود!
فیلم نابغه ۱۰ ساله‌ طراح خودرو / قبلی هم انرژی هسته ای کشف کرده بود! - فیلم - حسین عطایی ۱۰ سال دارد و در حوزه طراحی مفهومی خودرو فعالیت می کند. او ۶ اختراع ثبت شده دارد، مدرسه نمی رود و از دو شرکت تسلا و ولوو دعوت به همکاری شده است. او مشاور رییس سازمان برنامه و بودجه است. گفتگوی رضا رشیدپور با نابغه ١٠ساله طراحی خودرو را اینجا ببینید.
تست تصادف سمند در انگلیس / فقط با سرعت 50 کیلومتر در ساعت !
تست تصادف سمند در انگلیس / فقط با سرعت 50 کیلومتر در ساعت ! - تست برخورد جلوی خودرو با سرعت 50 کیلومتر در ساعت برای سمند TU5 ، توسط یکی از سازمانهای معتبر ارزیابی خودرو در انگلستان صورت گرفت.
فیلم جنجالی از حجت الاسلام قاسمیان در کرمانشاه
فیلم جنجالی از حجت الاسلام قاسمیان در کرمانشاه - این فیلم حواشی زیادی را در فضای مجازی به همراه داشته است.
پربازدیدها