سه شنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۷ / Tuesday, 19 June, 2018

تعامل و تقابل ادبیات بومی و پسامدرن


تعامل و تقابل ادبیات بومی و پسامدرن
۱) ادیبات ، واکنشی به کنش های طبیعی و جبری زمان در بستر زبان است . بازتاباننده ی آن چیزهایی است (باید باشد ) که در مسیر او قرار می گیرد . آنچه که در این انعکاس ، زبان ادبی (شعر ) را با شیوه های رایج بیانی ( مکالمه ) متمایز می کند، بی واسطه گی آن به صرف ایجاد ارتباط است . زبان گفتار یا معیار، زبانی صرفاً ارتباطی برای بازگویی نیازها و خواسته ها و انتقال مفهوم است و منشأ عقلانی دارد . حال آن که زبان شعر ، زبان ناگفته هاست . آنچه را که زبان معیار، توان بازگویی آن را ندارد به شیوه ی خود بیان می کند اما هدفش انتقال پیام و ایجاد ارتباط نیست که در این صورت جایگاه آن تنزل می یابد . زبان شعر پیام و اندیشه نمی دهد ، به اندیشیدن دعوت می کند . بنابراین هر کس با هر بضاعتی آن چه را در او می یابد که جستجو می کند .
۲) وقتی از ادبیات بومی نام می بریم ، به بخشی از هیئت کلی ادبیات در جغرافیایی محدود نظر داریم . ادبیاتی با پیشینه ی تاریخی ،فرهنگی و اقلیمی برگرفته از زبان یا گویش خاص خودش. ادبیات بومی نیز همانند ادبیات رسمی ، متکی به عنصر زبان است و زبان ادبیات ، به واسطه ی کارکردش بیان کننده آن چیزی است که دیده یا گفته نمی شود . بنابراین زبان شعر به عنوان سر شاخه ی مهم ادبیات از بلندای خود چیزی را نشان می دهد یا بیان می کند که دیگران نمی توانندببینند یا بشنوند و این با هنجارها و مولفه های مکرر مغایرت دارد و جزم اندیشان آن را بر نمی تابند و به انکار آن می نشینند .
اگر برای زبان ادبی کارکردی روشنگرانه و آینده گرا قائل نباشیم ، لااقل بایستی بپذیریم که به طرح موضوعات عصر و زمان خودش بپردازد . چرا که در غیر این صورت دچار انجماد و زنگار می شود که توان انعکاس لااقل آنچه را که هست و می بیند را نیز ندارد و آدمیان نیز نمی توانند خود را و دیگران را در آن ببینند و بشنوند . ادبیات بومی به پشتوانه پیشینه ی تاریخی همواره آبشخور مطمئنی برای سیرابی ادبیات ملی و جهانی بوده و هست . فربه گی و غنای ادبیات هیچ قوم و ملتی بدون تأسی به ادبیات بومی میسر نخواهد بود .
در چند سده گذشته ، غرب برای برون رفت از عقب ماندگی ، عوام زدگی و ایجاد تحرک و پویایی به مقابله تمام عیار با مظاهر و عناصر سنتی برخاست و به مدد مدرنیته به نفی وجوه گوناگون سنت پرداخت و با ارائه تعاریف تازه ، جهان تازه ای را با الگوهای جدید به نمایش گذاشت . نتیجه آن شد که در بخش های صنعتی به توفیقاتی دست یافت و با اکتشافات و اختراعات شکل زندگی ، ذائقه های فکری و فرهنگی و نیز جهان بینی انسانها دچار تغییر گردید . رفته رفته انسان به ماشینی جهت تولید و مصرف بیشتر تبدیل شد و آن چه که در این میان مغفول ماند ، هویت و سرشت انسان بود . این موضوع موجب شد تا انسان ماشین زده به خود آید و هویت از دست رفته خود را باز جوید که اومانیسم محصول این نگرش است . بخشی از این جستجو می بایست در گذشته صورت پذیرد که این امر با ذات مدرنیسم مغایرت داشت ، بنابراین برای حل این مسأله وضعیت تازه ای به نام پسامدرن پا به میان گذاشت و بی آنکه از خود مکتب یا مرام تازه ای به جای گذارد و در محور جانشینی قرار گیرد صرفأ برای شکست قطعیت ها و امور لا یتغیر در محور همنشینی با نگرش تعاملی به تلفیق عناصر و دست آوردهای مثبت و قابل ارجاع در گذشته و ترکیب و تلفیق آن با شاخصه های اکنون پرداخت . به نوعی پسامدرن تلطیف و تلفیق سنت و مدرنیته را شامل می شود . نشانه گیری اصلی پسامدرن قطعیت ها ی مدرنیته و تقدس گرایی سنت است .پسامدرن می خواهد بگوید که : هیچ چیز همه چیز نیست .
پسامدرن در برخورد با ادبیات بومی در مقام تعامل بر می آید . از ظرفیت های پیدا و پنهان آن بهره می جوید و در ماندگاری خود از آن استفاده می کند .
ادبیات بومی تا زمانی می تواند در این وضعیت (پسامدرن ) دوام آورد که وامداری خود را از المان ها و سنت های قطعی شده و غیر قابل ارجاع حذف نماید . در گردش طبیعی این جریان به چرخش در آید و از زوایای متفاوت اما از چشم خود به جهان پیرامون بنگرد .
نمونه این رویکرد رادر ادبیات بومی می توان درآثار نیما سراغ گرفت .
این یاغی یوش در یورش به برج و باروری شعر کهن و ارائه الگو و قرائت تازه، نسبت به ظرفیت، تجارب و جغرافیایی زیستی و زبانی خود غافل نشد. همچنین از دست آوردهای ادبی جهان مدرن نیز بهره برد و امکانات زبان فارسی را گسترش بخشید.
نیما بیش از آنکه به ظرفیت شعر بومی بیفزاید، از آن در ارائه الگوی تازه ی شعر فارسی بهره برد. در شعر فارسی نیما، هم واژه ها وهم لحن و لهجه مازندرانی حضور دارد. بهم ریختگی ها و تغییر در نحو و نرم دستوری شعر نیما، شکل بیانی درگویش مازندرانی را به ذهن متبادر می سازد. به عنوان مثال در یکی از سروده های ممتاز ومعروف نیما«تو را من چشم در راهم» اگر چه واژه ها فارسی می باشد اما شیوه ی بیانی آن ترجمه ذهنی شاعر از زبان مازندرانی است. به این ترتیب که اگر این سطر را یک شاعر فارسی زبان غیر از نیما می گفت احتمالاً به این شکل سروده می شد: «من چشم در راه توام» اما«تورا من چشم در راهم» ترجمه فارسی گویش مازندرانی« ت چش به راه م » یا «ت چشم انتظارم».می باشد .
نیما به جای اینکه شعرهای روشنفکرانه بسراید، برخورد روشنگرانه با شعر را در پیش گرفت. دغدغه ها و علاقه مندی های وی به جغرافیای زیستی و زبان مادری اش باعث نشد تا از خود «امیر پازواری» دیگری بسازد و به شکل پیشرو تر، صرفاً حسرت نشین و دریغا گوی زندگی گذشتگان وتوصیف گر طبیعت و در نهایت داعیه دار احیای فرهنگ پدر سالارانه و زبان زخم خورده مادری اش نشد تا از این منظر یکسره با تمام دست آوردهای بشری به لجاجت بپردازد.
متأسفانه هنوز بعد از قریب به یک قرن از ظهور اندیشه ی نیما که ما را به واقع گرایی و آگاهی نسبت به زبان و زمان دعوت کرده است، بعضی از شاعران، شعر را زندگی نمی کنند. به عبارتی مرگ را خوب می دانند اما برای همسایه. شاعری که هر روز با ماشین به محل کارش می رود از طریق آسانسور در دفتر کارش در طبقه چندم فلان شهر حاضر می شود. نهار را با نوشابه میل می کند، حسرت خوردن و مدح زندگی روستایی، سواری با اسب، پیاده رفتن از قشلاق به ییلاق ، نوشیدن آب چشمه در کوزه های گلی و ... در شعرش ، جز یادآوری زندگی سخت«اما البته ساده» پدران ومادران مان چه انگیزه ای دارد. از نان گرمی که مثلا خاله سلیمه پخت می کرد با اشتها توصیف می کند، اما رنج و سوزش دستان وچهره ی او را به هنگام پختن نان به ما نشان نمی دهد. با داشتن چندین هکتار زمین در روستا به کشاورزی پشت کرده و به مزدوری و حقوق بگیری تن داده است. با زن و فرزندش فارسی سخن می گوید، با هم ولایتی هایش مازندرانی . این شعر فریب است، زندگی نیست. برای آنکه موضوعات طرح شده نه درونی شده اند، نه باور پذیر و نه در راستای تجربه ی زیستی این دسته از شاعران قرار دارد. نیما اما از فرهنگ بومی خود به عنوان خرده فرهنگ از یک سو و دستاورد های ادبی جهان از دیگر سو، در محور همنشینی و در تعاملی فرهنگی جهت فربه کردن و وسعت بخشیدن به فرهنگ و زبان ملی بهره جست. نه در این سو دچار خودشیفتگی شد و نه در آن سو خودباخته. او از ظرفیت های ا صیل ، بدون حُب و بغض بهره برد.
رجوع نیما به فرهنگ و زبان بومی نوستالوژیک و متعصبانه نیست. نیما با ایجاد فضای گفتمان ادبی آن بخش از فرهنگ و زبان بومی را که ظرفیت تعامل، همنشینی و داد و ستد فرهنگی دارند، کشف و به نفع امروز مصادر کرد. به عبارتی بجای اینکه ما را وارد فضای گذشته نماید، عناصر اصیل گذشته را در دسترس و اختیار انسان امروز قرار داد. به عنوان مثال داروگ در شعر نیما از شکل یک وزغ خارج شده و وسعت می یابد. نیما به آن تشخص و هویتی تازه می بخشد. داروگ نوید دهنده باران است و نیما با قدرت مصادره و خلاقیت شاعرانه اش عناصری را که در گذشته کم ارزش و به عبارتی دم دستی بودند به نماد و حتی اسطوره تبدیل می کند. در یک نگاه کلی نیما بجای اینکه در بستر شعر ما را به گذشته پرتاب ومتوقف کند، عناصر گذشته را در زندگی اکنون جاری ساخت. این چیزی است که می توان از آن به عنوان گرانیگاه شعر پسامدرن یاد کرد که بومی سرایان و حتا شاعران پیشرو کمتر به آن توجه نشان می دهند.

ولی اله پاشا – روزنامه نگار(سردبیر نشریه ساحل سبز)

مطالب مرتبط

بازتاب رمانتیسم در شعر ایران

بازتاب رمانتیسم در شعر ایران
● بازتاب رمانتیسم در عرصه ادبیات منظوم ایران
اگرچه‌ «رمانتیسم‌» ۱ ، اصطلاحی‌ است‌ كه‌ تاكنون‌ تعریفی‌ در مورد آن‌ ارائه‌ نشده‌ است‌. اما خصوصیات‌ عمده‌ آن‌ عبارت‌ است‌ از: تخیل‌، احساس‌گرایی‌، درهم‌ ریختن‌ ساختار ادبی‌ كلاسیك‌ و مخالفت‌ با قاعده‌ و چهارچوب‌ و... نهضت‌ «رمانتیسم‌» مربوط‌ به‌ اروپا است‌ اما «حس‌ رمانتیك‌» در سایر ملل‌ از جمله‌ شرق‌، از دیرباز وجود داشته‌ است‌. در اروپا بزرگانی‌ همچون‌ «ویلیام‌ بلیك‌» ۲ ، «كالریج‌» ۳ ، «گوته‌» ۴ ، «هوگو» ۵ ، «لامارتین‌» ۶ ، بانی‌ این‌ نهضت‌ بودند. در ایران‌ رمانتیك‌ در اشعار شاعرانی‌ چون‌ «نیما»، «توللی‌»، «فروغ‌»، «نادرپور» و... جلوه‌گر می‌شوند، سبك‌های‌ ادبی‌ دیگری‌ را نیز می‌توان‌ یافت‌ كه‌ عرصه‌ تجلی‌ ویژگی‌های‌ ادب‌ رمانتیك‌ است‌.
سبك‌ خراسانی‌ كه‌ از آن‌ به‌ سبك‌ كلاسیك‌ (به‌ معنی‌ خاص‌) تعبیر می‌شود، در مقابل‌ سبك‌ عراقی‌ قرار می‌گیرد كه‌ حداكثر جلوه‌های‌ رمانتیسم‌ و ادب‌ احساس‌گرا در آن‌ قابل‌ توجه‌ است‌. رهاورد رمانتیسم‌ ادب‌ غنایی‌ است‌ و پایگاه‌ ادب‌ غنایی‌ در ادبیات‌ كهن‌ ایران‌، سبك‌ عراقی‌، خصوصیاتی‌ چون‌: احساس‌گرایی‌، حساسیت‌ و غم‌گرایی‌، اسطوره‌ گریزی‌، جولان‌ خیال‌، توصیف‌، گرایش‌ به‌ مذهب‌ و عرفان‌، ساختار شكنی‌ فكری‌ در ادب‌ رمانتیك‌ سبك‌ عراقی‌ مشهورند. سبك‌ هندی‌ به‌ جز تخیل‌ غنی‌ و برخی‌ توصیفات‌ چندان‌ نشانه‌ای‌ از ادب‌ رمانتیك‌ ندارد و سبك‌ بازگشت‌ ادبی‌ نیز سبكی‌ انعكاسی‌ است‌ كه‌ فاقد خصوصیات‌ رمانتیسم‌ است‌. اوج‌ رمانتیسم‌ در اشعار ایران‌ در دوره‌ بعد از مشروطیت‌ جلوه‌گر می‌شود.
● نگاهی‌ به‌ سابقه‌ رمانتیسم‌ در ایران‌:
با وجود آنكه‌ در قرن‌ هیجدهم‌ در اروپا نهضت‌ «رمانتیسم‌» با ویژگی‌هایی‌ از قبیل‌: احساس‌گرایی‌، فردگرایی‌، ادب‌ غنایی‌، تخیل‌ وسیع‌ و در هم‌ شكستن‌ چهارچوب‌ها و قاعده‌ها و... عام‌ شمول‌ شد، اما رگه‌های‌ اندیشه‌ رمانتیك‌ همزاد بشریت‌ است‌ و برخی‌ ویژگی‌ها نظیر: تخیل‌ و احساسات‌ در تمام‌ انسان‌ها در طول‌ تاریخ‌ و در گوشه‌ و كنار جهان‌ وجود دارد. آثار باقی‌ مانده‌ از گذشتگان‌ ادبیات‌ جهان‌ گاه‌ آنقدر از نظر تخیل‌ و احساس‌ (كه‌ دو ویژگی‌ عمده‌ به‌ شمار می‌روند) متعالی‌ هستند كه‌ ما را به‌ یاد رمانتیك‌های‌ قرن‌ هیجده‌ اروپا می‌اندازد.
در اقصی‌ نقاط‌ جهان‌ وقتی‌ آثار ادبی‌ گذشتگان‌ و پیشكسوتان‌ ادب‌ و فرهنگ‌، مورد مطالعه‌ و ژرف‌نگری‌ و نقد قرار می‌گیرد، ویژگی‌های‌ رمانتیك‌ در آثار و اشعار آنان‌ به‌ طور پراكنده‌ قابل‌ درك‌ است‌ و حتی‌ نقادان‌ بزرگ‌ گاهی‌ عوامل‌ بروز نهضت‌ رمانتیسم‌ در اروپا را ریشه‌ در دیگر فرهنگ‌ها، خصوصاً شرق‌ می‌دانند. مثلاً «سیلییر» ۷ (منتقد فرانسوی‌ كه‌ از معارضان‌ سرسخت‌ رمانتیسم‌ است‌) تلاش‌ كرده‌ كه‌ منشأ «رمانتیسم‌» را (كه‌ او آن‌ را بیماری‌ می‌نامد) شرق‌ جلوه‌ دهد و اعتقادش‌ بر این‌ است‌ كه‌ میراث‌ افلاطون‌ با مسیحیت‌ (كه‌ آن‌ هم‌ شرقی‌ است‌) در هم‌ می‌آمیزد و با مكتب‌ نوافلاطونی‌ نیروی‌ بیشتری‌ گرفته‌ و دوران‌ جدید رمانتیسم‌ را پدید آورده‌ است‌. ۸ در هر حال‌ نمی‌توان‌ جاذبه‌ خاص‌ شرق‌ را در نظر شاعران‌ و نویسندگان‌ قرن‌ هیجده‌ اروپا، كتمان‌ كرد. سفر به‌ شرق‌، ترجمه‌ كتاب‌های‌ شرقی‌ ( ترجمه‌ هزار و یك‌ شب‌ ) و نیز انتشار سفرنامه‌هایی‌ در باب‌ ایران‌ و هند ۹ و انتشار كتاب‌های‌: قصه‌های‌ ایرانی‌ ، قصه‌های‌ تركی‌ ، افسانه‌ عربی‌ واثق‌ (۱۷۸۶) و... را می‌توان‌ گواهی‌ بر این‌ مدعا دانست‌. ۱۰ شاعرانی‌ همچون‌: «هوگو»، «لامارتین‌» و «موسه‌» ۱۱ به‌ آثار ترجمه‌ فارسی‌ توجه‌ نشان‌ داده‌اند و حتی‌ «هوگو»، قسمتی‌ از كتاب‌ زنان‌ شرقی‌ را با الهام‌ از ادب‌ فارسی‌ نگاشت‌. ۱۲
● مفهوم‌ شعر غنایی‌:
شعر غنایی‌ عمدتاً، شعری‌ است‌ احساس‌گرا و مبتنی‌ بر عشق‌ و زیبایی‌ و سرچشمه‌ گرفته‌ از عواطف‌ درونی‌. در نظر ارسطو معیار دقیقی‌ برای‌ شعر غنایی‌ وجود ندارد، زیرا به‌ عقیدهٔ‌ وی‌، شعر غنایی‌ با موسیقی‌ آمیخته‌ است‌ و لذّات‌ حاصل‌ از آنها را نمی‌توان‌ از یكدیگر تفكیك‌ كرد. ادب‌ غنایی‌ نزد اروپاییان‌ به‌ ادبیات‌ «لیریك‌» مشهور است‌ و «لیر» نوعی‌ آلت‌ موسیقی‌ است‌ مانند چنگ‌ كه‌ یونانیان‌ قدیم‌ اشعاری‌ همراه‌ با «لیر» خوانده‌اند كه‌ به‌ آنها «لیریك‌» گفته‌ می‌شد و در ایران‌ نیز نظیر این‌ ساز یافته‌ می‌شد. ۱۳ جلوه‌های‌ شعر غنایی‌ در ادب‌ كهن‌ ایران‌ را می‌توان‌ در گاهان‌ ۱۴ (سرودهای‌ مذهبی‌ زرتشت‌) و نیز سرودهای‌ خسروانی‌ ۱۵ ، فهلویات‌ و نیز بخش‌هایی‌ از درخت‌ آسوریك‌ مشاهده‌ كرد. ۱۶ در ایران‌، غزل‌، قالب‌ شاخص‌ شعر غنایی‌ به‌ شمار می‌رود و به‌ صورت‌ تغزلات‌ در اول‌ قصاید شاعران‌ سبك‌ خراسانی‌ نیز جلوه‌گر شده‌ است‌.
از قرن‌ ششم‌ به‌ بعد، سیر غزل‌، راه‌ صعود طی‌ می‌كند و در قرن‌ هفتم‌ و هشتم‌ به‌ اوج‌ خود می‌رسد و تا عصر ما نیز این‌ قالب‌ ادامه‌ می‌یابد. «بسیاری‌ از محققان‌ منشأ اشعار غنایی‌ را ادبیات‌ فلكلوریك‌ دانسته‌اند.» ۱۷
● جایگاه‌ رمانتیسم‌ در سبك‌های‌ ادبی‌ ایران‌:
براساس‌ علم‌ سبك‌شناسی‌، سبك‌های‌ رایج‌ در شعر فارسی‌ را می‌توان‌ به‌ چند دسته‌ عمده‌ تقسیم‌ كرد ۱۸ كه‌ عرصه‌ جولان‌ رمانتیسم‌ واقعی‌ را می‌توان‌ درسبك‌ حد وسط‌ و جدید یعنی‌ ادبیات‌ دوره‌ مشروطه‌ به‌ بعد دانست‌. ۱۹
در این‌ دوره‌ است‌ كه‌ رمانتیسم‌ در ایران‌ به‌ تبع‌ رمانتیسم‌ اروپایی‌ رشد كرد و تا حدودی‌ شكل‌ واقعی‌ به‌ خود گرفت‌ و كسانی‌ چون‌: نیما یوشیج‌، فروغ‌ فرخزاد، فریدون‌ توللی‌ و نادر نادرپور را نماینده‌ خود در ایران‌ ساخت‌. ۲۰ اما اگر با دقت‌ به‌ سبك‌های‌ دیگر نیز نظر بیندازیم‌ متوجه‌ برخی‌ خصوصیات‌ رمانتیكی‌ در آثار شاعران‌ برجسته‌ آن‌ سبك‌ها می‌شویم‌.
جلوه‌های‌ رمانتیسم‌ در سبك‌ خراسانی‌ بسیار ناچیز است‌. از آن‌ رو كه‌ سبك‌ خراسانی‌ بر پایه‌ عقل‌ و خرد بنا شده‌ و می‌توان‌ از آن‌ به‌ عنوان‌ دوره‌ «كلاسیك‌» ادب‌ پارسی‌ نام‌ برد.
آثار و شاعران‌ عمده‌ این‌ عصر از قبیل‌: رودكی‌، فرخی‌ سیستانی‌، عنصری‌، منوچهری‌ دامغانی‌، فردوسی‌ و سایر شعرای‌ سبك‌ خراسانی‌، رنگ‌ و بویی‌ واقع‌گرا و یا بعضاً حماسی‌ دارد. جز برخی‌ از شاعران‌، آن‌ هم‌ در مواردی‌ معدود (كه‌ عمدتاً در تغزلات‌ قصاید است‌) به‌ شعر غنایی‌ روی‌ نیاورده‌اند.
انعكاس‌ صریح‌ احوال‌ اجتماعی‌ و زندگی‌ شاعران‌ و وضع‌ دربارها و جریانات‌ سیاسی‌ و نظامی‌، از عمده‌ ویژگی‌های‌ این‌ سبك‌ است‌. و علت‌ این‌ امر واقع‌بینی‌ و آشنایی‌ شاعران‌ با محیط‌ مادی‌ و خارجی‌ و توجه‌ كمتر آنان‌ به‌ عوالم‌ خیالی‌ و اوهام‌ است‌. ۲۱
با این‌ وجود شعر غنایی‌ در این‌ دوره‌ جلوه‌هایی‌ (هر چند اندك‌) دارد. در آثار «رودكی‌» و «شهید بلخی‌»، «عنصری‌»، «فرخی‌ سیستانی‌» و «دقیقی‌» و «رابعه‌ بلخی‌»، جلوه‌هایی‌ از شعر غنایی‌ به‌ چشم‌ می‌خورد از ویژگی‌های‌ رمانتیسم‌ دراین‌ دوره‌ به‌ جز برخی‌ غزل‌ها و تغزلات‌ غنایی‌ و نیز نمود گرایش‌ به‌ احساس‌ (البته‌ به‌ صورت‌ بسیار محدود)، چیز دیگری‌ نمی‌توان‌ یافت‌.
وامق‌ و عذرا (عنصری‌)، ورقه‌ و گلشاه‌ (عیوقی‌)، ویس‌ و رامین‌ (فخرالدین‌ اسعد گرگانی‌) ۲۲ ، بیشترین‌ نزدیكی‌ را در میان‌ آثار این‌ سبك‌ (خراسانی‌) به‌ رمانتیسم‌ دارند و آن‌ هم‌ به‌ دلیل‌ گرایش‌ به‌ احساسات‌ و داستان‌های‌ عاشقانه‌ آنها است‌.
ما سبك‌ دوره‌ خراسانی‌ را سبكی‌ مبتنی‌ بر واقع‌گرایی‌ می‌شناسیم‌ و رگه‌های‌ وجود برخی‌ از جلوه‌های‌ رمانتیسم‌ درسبك‌ خراسانی‌، به‌ علت‌ جزئی‌ بودن‌ توان‌ دادن‌ رنگ‌ و بویی‌ رمانتیك‌ به‌ آثار این‌ سبك‌ را ندارند. شعر فارسی‌ در این‌ دوره‌ «بنا بر تأثری‌ كه‌ از اصل‌ كلی‌ و شایع‌ خردگرایی‌ پذیرفته‌، شعری‌ واقع‌گراست‌. شاعران‌ عهد از دریچه‌ ذهنی‌ اندیشمند و ظاهرین‌ به‌ واقعیت‌های‌ ملموس‌ پیرامون‌ خود نگریسته‌، تصویری‌ واقع‌بینانه‌ از آنها ارائه‌ می‌كنند از این‌ رو، تشبیهات‌ شعر این‌ عصر براساس‌ روابطی‌ محسوس‌ شكل‌ گرفته‌ است‌ ۲۳ ».
همچو لوح‌ زمرد دین‌ گشته‌ است‌
دست‌، همچون‌ صحیفه‌ زرخام‌ ۲۴
شد آن‌ زمانه‌ كه‌ رویش‌ بسان‌ دیبا بود
شد آن‌ زمانه‌ كه‌ مویش‌ بسان‌ قطران‌ بود ۲۵
نیلوفر كبود نگه‌ كن‌ میان‌ آب‌
چو تیغ‌ آبداده‌ و یاقوت‌ آبدار ۲۶
سایر ویژگی‌های‌ رمانتیسم‌ و تفكر رمانتیكی‌ نظیر: درونگرایی‌، گرایش‌ به‌ غم‌، اندوه‌، انزوا، تنهایی‌، خیال‌پردازی‌ وسیع‌ و... در این‌ دوره‌ بسامد چندانی‌ ندارند و یأس‌ نیز در این‌ اشعار به‌ ندرت‌ وجود دارد. ۲۷
● سبك‌ عراقی‌
«جلوه‌ ادب‌ غنایی‌ ما در سبك‌ عراقی‌ است‌». دكتر سیروس‌ شمیسا در كتاب‌ انواع‌ ادبی‌ در ادامه‌ سخن‌ فوق‌ چنین‌ می‌گوید: «(شعر سبك‌ عراقی‌) از نظر فكری‌، شعری‌ درونگرا و به‌ اصطلاح‌ سوبژكتیو است‌. زیرا مسائل‌ درونی‌ مطرح‌ می‌شود. معمولاً غم‌گراست‌ نه‌ شادی‌گرا، همانطور كه‌ عشق‌گرا است‌ نه‌ عقل‌گرا. از نظر ادبی‌ بیشتر به‌ قوالب‌ غزل‌ و مثنوی‌ و رباعی‌ است‌. اغراق‌ و توصیف‌ دارد و سرشار از صناعات‌ بدیعی‌ و بیانی‌ است‌.» ۲۸
در حقیقت‌ اگر ما بخواهیم‌ جدای‌ از ادبیات‌ پس‌ از انقلاب‌ مشروطه‌، عصر دیگری‌ در ادبیات‌ ایران‌ بیابیم‌ كه‌ در آن‌ ویژگی‌های‌ رمانتیسم‌، نمود بارزی‌ داشته‌ باشد، می‌توانیم‌ از عصر حاكمیت‌ سبك‌ عراقی‌ بر آثار سخنوران‌ ایران‌ یاد كنیم‌. دوره‌ای‌ كه‌ سرایندگانش‌ «بیش‌ از آنكه‌ به‌ اصطلاح‌ عصر خردگرایی‌ دوره‌ خراسانی‌ «حكیم‌» باشند، «شاعر»ند. ۲۹ »
با وجود آنكه‌ اشعار غنایی‌ در شعر فارسی‌ از نخستین‌ روزگار پیدایش‌ شعر دری‌، یعنی‌ قرن‌ سوم‌ آغاز شد اما سیر به‌ سوی‌ كمال‌ آن‌ از قرن‌ چهارم‌ شروع‌ شد ۳۰ و بعدها در قرن‌ هفتم‌ و هشتم‌ به‌ اوج‌ خود رسید.
افكار حاكم‌ بر شعر این‌ دوره‌ را می‌توان‌ به‌ نوعی‌ مرتبط‌ با اندیشه‌ رمانتیك‌ دانست‌. اندیشه‌هایی‌ كه‌ به‌ گفته‌ دكتر ذبیح‌الله‌ صفا در نوابغ‌ هنر و ادب‌ جهان‌ تأثیرگذار بود و رمانتیك‌هایی‌ چون‌: هوگو، لامارتین‌، لرمانتوف‌ ۳۱ ، بایرون‌ ۳۲ ، شلی‌ ۳۳ ، هاینه‌ ۳۴ و... از آن‌ بهره‌مند شده‌اند. ۳۵
با توجه‌ به‌ خصوصیت‌ «خردگریزی‌ دنیوی‌» و گرایش‌ به‌ معنویت‌ و ستایش‌ حیات‌ معنوی‌ انسان‌، شاعران‌ سبك‌ عراقی‌ را می‌توان‌ «شاعران‌ آسمانی‌» نامید كه‌ ویژگی‌های‌ «رمانتیسم‌» در آثارشان‌ تبلور یافته‌ است‌. ۳۶ویژگی‌های‌ منطبق‌ با اندیشه‌ رمانتیسم‌ در سبك‌ عراقی‌ بدین‌ قرارند:
۱ــ احساس‌ گرایی‌؛ كه‌ در غزل‌ كاملاً تبلور می‌یابد. معشوق‌ ماورایی‌ و دست‌ نایافتنی‌ می‌گردد. كلمات‌ شعر رو به‌ عرش‌ دارد و از زمین‌ منقطع‌ شده‌ است‌ و حاكی‌ از درون‌ پرتلاطم‌ شاعر است‌ شاعر در طلب‌ معشوق‌ روز و شب‌ ندارد:
دست‌ از طلب‌ ندارم‌ تا كام‌ من‌ برآید
یا تن‌ رسد به‌ جانان‌ یا جان‌ زتن‌ برآید ۳۷
۲ــ سرگردانی‌ عاشق‌ دلسوخته‌ و رنج‌ كشیدن‌ بی‌شمار او در طلب‌ معشوق‌، گاه‌ وی‌ را به‌ شخصیتی‌ پریشان‌ و غمگین‌ بدل‌ می‌كند. شخصیتی‌ كه‌ شاعر را به‌ بریدن‌ از عالم‌ برون‌ و رجعت‌ به‌ عالم‌ درون‌ ترغیب‌ می‌نماید:
بگذار تا بگریم‌ چون‌ ابر در بهاران‌
كز سنگ‌ ناله‌ خیزد، روز وداع‌ یاران‌ ۳۸
۳ــ تغییر سلیقه‌ شاعران‌ این‌ دوره‌ در مورد قهرمانان‌ افسانه‌ای‌ و اسطوره‌ای‌ ایران‌ باستان‌. همان‌ گونه‌ كه‌ كلاسیك‌های‌ اروپا در آثار خویش‌ از هنرمندان‌ یونان‌ و روم‌ قدیم‌ الهام‌ می‌گیرند، شاعران‌ عصر خردگرایی‌ها، منبع‌ الهامشان‌ اساطیر و افسانه‌های‌ كهن‌ ایرانی‌ است‌، در حالی‌ كه‌ شاعران‌ عصر احساس‌ گرایی‌ ما همانند رمانتیك‌ها كه‌ از ادبیات‌ مسیحی‌ قرون‌ وسطی‌ الهام‌ می‌گیرند، قهرمانان‌ و شخصیت‌های‌ آرمانی‌ تمثیلات‌ خود را از عرفان‌ اسلامی‌ برگزیده‌ و آشكارا چشم‌ از قهرمانان‌ اسطوره‌ای‌ عهد خردگرایی‌ می‌پوشند.
۴ــ تخیل‌ ژرف‌ و حتی‌ گاه‌ پناه‌ بردن‌ به‌ اوهام‌ و نازك‌خیالی‌ها و ظرافت‌ طبع‌:
مژه‌ها و چشم‌ شوخش‌ به‌ نظر چنان‌ نماید
كه‌ میان‌ سنبلستان‌ چرد آهوی‌ ختایی‌ ۳۹
۵ــ توصیف‌، از دیگر ویژگی‌های‌ رمانتیك‌ سبك‌ عراقی‌ است‌، خصوصاً توصیف‌ مناظر غمگین‌ و طبیعت‌ وحشی‌ و اندوهناك‌:
در تموزم‌ ببندد آب‌ سرشك‌
كز دمم‌ باد مهرگان‌ برخاست‌ ۴۰
۶ــ گرایش‌ به‌ مذهب‌ و اشعار دینی‌ و عرفانی‌ و استفاده‌ در این‌ راه‌ از كلمات‌ خراباتی‌ همچون‌:
می‌، ساغر، پیمانه‌، شراب‌، خرابات‌، مغ‌، ساقی‌ و...:
لب‌ میگون‌ جانان‌ جام‌ درداد
شراب‌ عاشقانش‌ نام‌ كردند ۴۱
۷ــ شكستن‌ ساختار فكری‌ گذشته‌ و طرح‌ ایده‌های‌ نو و تبدیل‌ عشق‌ از حالت‌ زمینی‌ به‌ نوعی‌ عشق‌ افلاطونی‌ و ماورائی‌. حقیر بودن‌ عاشق‌ و والا بودن‌ معشوق‌:
من‌ بی‌مایه‌ كه‌ باشم‌ كه‌ خریدار تو باشم‌
حیف‌ باشد كه‌ تو یار من‌ و من‌ یار تو باشم‌ ۴۱
در كل‌ این‌ گونه‌ ویژگی‌ها، حكایت‌ كننده‌ وجود روح‌ رمانتیك‌ در كالبد اشعار سبك‌ عراقی‌ و منبعث‌ از علل‌ و عواملی‌ است‌ كه‌ در اجتماع‌ عصر رواج‌ این‌ سبك‌ وجود داشته‌ است‌.از مهم‌ترین‌ عوامل‌ بروز ویژگی‌های‌ رمانتیسم‌ در اشعار سبك‌ عراقی‌ می‌توان‌ به‌ عدم‌ رونق‌ بازار قصیده‌ و كسادی‌ بازار آن‌، رواج‌ شعر غنایی‌، تصوف‌، هجوم‌ مغول‌ به‌ ایران‌ و گسترش‌ شعر به‌ كوچه‌ و بازار و خارج‌ شدن‌ شعر از حالت‌ درباری‌، افول‌ حماسه‌ ملی‌ و رواج‌ حماسه‌ تاریخی‌، اشاره‌ كرد.
● جلوه‌های‌ رمانتیسم‌ در سبك‌ هندی‌ و بازگشت‌ ادبی‌:
اندیشه‌های‌ رمانتیك‌ سبك‌ هندی‌ ادامه‌ «رمانتیسم‌» سبك‌ عراقی‌ است‌ كه‌ البته‌ درخشش‌ چندانی‌ ندارد. در واقع‌ ویژگی‌های‌ رمانتیكی‌ سبك‌ هندی‌، به‌ جز تخیل‌ و احساس‌ چندان‌ گسترده‌ نیستند و حتی‌ این‌ دو ویژگی‌ نیز در مقایسه‌ با سبك‌ عراقی‌ از كیفیتی‌ بالا برخوردار نیستند.
ویژگی‌های‌ عمده‌ رمانتیسم‌ در سبك‌ هندی‌ عبارت‌انداز: ۱ــ تخیل‌؛ دكتر شفیعی‌ كدكنی‌ از خصلت‌های‌ مهم‌ سبك‌ هندی‌ را «تازگی‌ یا خصلت‌ غیرعادی‌ صور خیال‌ از طریق‌ پذیرش‌ پیوندهای‌ جدید در قلمرو خیال‌، ایجاد صور خیال‌ مجرد و انتزاعی‌ یا عناصر نو در ساختار صور خیال‌ ۴۳ » برمی‌شمارد كه‌ از این‌ خصلت‌ها می‌شود به‌ عنوان‌ خصال‌ رمانتیك‌ شعر سبك‌ هندی‌، یاد كرد.
۲ــ نزدیك‌ شدن‌ به‌ زبان‌ عامیانه‌ و كوچه‌ و بازار كه‌ خود موجب‌ گسترده‌ شدن‌ دایره‌ واژگان‌ شعری‌ این‌ دوره‌ گردید.
۳ــ حساسیت‌، كه‌ «بودلر» ۴۴ آن‌ را با نبوغ‌ برابر دانسته‌ است‌ ۴۵ ، در سبك‌ هندی‌ نمود بارزی‌ دارد:
هرگز تهی‌ ز خون‌ جگر نیست‌ جام‌ ما
داغ‌ است‌ آفتاب‌ زماه‌ تمام‌ ما ۴۶
۴ــ موضوعات‌ جدید و نو و ابتكاری‌. در این‌ عصر موضوعاتی‌ وارد شعر شد كه‌ شاعران‌ كلاسیك‌ ممسكانه‌ بدان‌ می‌پرداختند. ۴
نشانه‌های‌ دیگری‌ نیز مبنی‌ بر وجود رگه‌های‌ رمانتیسم‌ در سبك‌ هندی‌ وجود دارد. ویژگی‌هایی‌ از قبیل‌: توصیف‌ طبیعت‌ وحشی‌، گرایش‌ به‌ عشق‌ و... كه‌ بسامد چندانی‌ ندارند. در این‌ عصر، غزل‌ عاشقانه‌ بسیار كم‌ می‌شود و غزل‌ خصلت‌ عاشقانه‌ خود را از دست‌ می‌دهد و عمدتاً اخلاقیات‌، انتقاد اجتماعی‌، ستایش‌ می‌، فلسفه‌ و الهیات‌ در این‌ اشعار خودنمایی‌ می‌كنند. ۴۸
باید خاطر نشان‌ كرد كه‌ سبك‌ هندی‌ دوره‌ای‌ نیست‌ كه‌ در آن‌ رمانتیسم‌ حركت‌ ویژه‌ای‌ داشته‌ باشد. ما در سبك‌ هندی‌ فقط‌ به‌ رگه‌ها و بارقه‌هایی‌ از این‌ مكتب‌ (رمانتیسم‌) می‌توانیم‌ برخورد كنیم‌ و به‌ همین‌ لحاظ‌، سبك‌ هندی‌، رتبه‌ والای‌ سبك‌ عراقی‌ را در رابطه‌ با مسئلهٔ‌ رمانتیسم‌ ندارد.
سبك‌ بازگشت‌ ادبی‌ هم‌ با وجود دارا بودن‌ برخی‌ از ویژگی‌های‌ رمانتیسم‌، به‌ دلیل‌ تقلیدی‌ بودن‌، دوره‌ای‌ مبتنی‌ براحساسات‌ گرایی‌ شمرده‌ نمی‌شود. این‌ دوره‌ حاوی‌ ادب‌ «انعكاسی‌» است‌ نه‌ بر پایه‌ خلاقیت‌.
حتی‌ ساختار شكنی‌ كه‌ در این‌ دوره‌ علیه‌ سبك‌ هندی‌ رخ‌ می‌دهد در حقیقت‌ شامل‌ شكستن‌ ساختار نبوغ‌ و تفكر غنایی‌ (باقی‌ مانده‌ از سبك‌ عراقی‌) در سبك‌ هندی‌ است‌.
لذا این‌ ساختار شكنی‌ نمی‌تواند جزء خصال‌ رمانتیك‌ به‌ حساب‌ آید چرا كه‌ در این‌ جریان‌ گستره‌ تخیل‌ و خلاقیت‌ سبك‌ هندی‌ قلع‌ و قمع‌ شده‌ و به‌ جای‌ آن‌ قاعده‌ مندی‌ و ضوابط‌ دوباره‌ در ادبیات‌ فارسی‌ احیا می‌گردد.
همان‌گونه‌ كه‌ می‌دانیم‌، قیام‌ رمانتیك‌ در اروپا علیه‌ چهارچوب‌های‌ خشك‌ و اصول‌ از پیش‌ تعیین‌ شده‌ مكتب‌ كلاسیك‌ صورت‌ گرفت‌ و نیز حركت‌ رمانتیك‌ سبك‌ عراقی‌ در ایران‌ در جهت‌ تغییر ساختار كهن‌ فكری‌ از دستورمندی‌ و قاعده‌گرایی‌ به‌ سوی‌ تخیل‌ آزاد و احساسات‌ بی‌قید و بند، انجام‌ پذیرفت‌. (هر چند در ایران‌ این‌ تحولات‌ رمانتیك‌ بیشتر در عرصه‌ مضمون‌ رخ‌ داد تا ظاهر و زبان‌)، پس‌ نتیجه‌ اینكه‌ جنبش‌ بازگشت‌ ادبی‌ در واقع‌ جنبشی‌ است‌ «كلاسیك‌» كه‌ نظیر آن‌ در بسیاری‌ از اقوام‌ اتفاق‌ افتاده‌ است‌.
«در غرب‌ ] هم‌ [ از آغاز قرن‌ شانزدهم‌ تا قرن‌ هفدهم‌ نهضت‌ كلاسیسم‌ به‌ وجود آمد و شاعران‌ و نویسندگانی‌ چون‌: مولیر ۴۹ ، لافونتن‌ ۵۰ ، راسین‌ ۵۱ ، میلتون‌، ۵۲ درایدن‌ ۵۳ و... از آثار بزرگ‌ ادبی‌ یونانی‌ و لاتینی‌ تقلید می‌كنند. این‌ تقلید عیناً مثل‌ مكتب‌ بازگشت‌ به‌ زبان‌ استواری‌ و رونقی‌ می‌بخشد اما البته‌ فكر تازه‌ای‌ به‌ ادبیات‌ اضافه‌ نمی‌شود... در ادبیات‌ عرب‌ هم‌ شبیه‌ به‌ این‌ جریان‌ حركهٔ‌ الاحیاء (جنبش‌ بازآفرینی‌) است‌. در اوایل‌ قرن‌ بیستم‌، شاعران‌ مصر بر آن‌ می‌شوند تا با تقلید، امثال‌ ابوتمام‌ و متنبّی‌ و نابغهٔ‌ الذبیانی‌و... را سرمشق‌ خود قرار دهند...» ۵۴ البته‌ پس‌ از این‌ حركت‌، جنبش‌ رمانتیسم‌ كه‌ در واقع‌ «تقلید مسخ‌ شده‌ای‌ از رمانتیسم‌ غرب‌ بود» ۵۵ در فاصله‌ دو جنگ‌ جهانی‌ میان‌ اعراب‌ ظهور كرد و كمال‌ یافت‌ و كسانی‌ همچون‌ علی‌ محمود طه‌، ابوالقاسم‌ شابی‌، ابراهیم‌ طوقان‌ و... شعر رمانتیك‌ را به‌ شكلی‌ جدید عرضه‌ كردند. ۵۶
بنابراین‌ نهضت‌ بازگشت‌ ادبی‌ كه‌ بر مبنای‌ تقلید از گذشتگان‌ است‌ منحصر به‌ ایران‌ نیست‌. شیوه‌ای‌ است‌ مبتنی‌ بر كلاسیسم‌ كه‌ در ایران‌ نیز چون‌ كشورهای‌ دیگر وجود داشته‌ است‌.
● نقد و ارزیابی‌ رمانتیسم‌ عصر نیمایی‌:
رمانتیسم‌ ایرانی‌ بعد از انقلاب‌ مشروطیت‌ در ایران‌ نضج‌ گرفت‌ و با افسانه‌ نیما بالید و با آثار رمانتیك‌های‌ بزرگی‌ چون‌ توللی‌ و نادرپور به‌ اوج‌ خود رسید و سرانجام‌ از اواسط‌ دهه‌ چهل‌ به‌ بعد رو به‌ افول‌ نهاد. در این‌ روند دو عنصر عمده‌ بنیان‌ رمانتیسم‌ عصر نیمایی‌ به‌ شمار می‌روند. اول‌ روح‌ شرقی‌ و احساس‌گرا و تخیل‌پناه‌ شاعران‌ ایرانی‌ كه‌ از زمان‌ ظهور شعر فارسی‌ به‌ انحاء مختلف‌ در آثار شاعران‌ این‌ مرز و بوم‌ جلوه‌گری‌ كرده‌ است‌ و دوم‌ تأثیراتی‌ كه‌ شعر و ادب‌ رمانتیك‌ غرب‌ (كه‌ درعصر مشروطه‌ و بعد از آن‌ روند ترجمه‌ آن‌ آثار به‌ فارسی‌ بسیار سریع‌ شد) بر شعر شاعران‌ پس‌ از مشروطیت‌ و عصر نیمایی‌ گذاشته‌ بود.
دكتر شفیعی‌ كدكنی‌، رمانتیسم‌ این‌ دوره‌ را متأثر از رمانتیسم‌ فرانسه‌ می‌داند. ۵۷ و البته‌ این‌ بدان‌ دلیل‌ بود كه‌ حجم‌ عظیمی‌ از كتب‌ ترجمه‌ شده‌، آثار رمانتیك‌های‌ فرانسوی‌ همچون‌ هوگو و دیگران‌ را تشكیل‌ می‌داد. به‌ علاوه‌ غنی‌تر بودن‌ آثار رمانتیك‌های‌ فرانسوی‌، از عوامل‌ دیگر تأثیرگذاری‌ آثار و اشعار رمانتیك‌ فرانسوی‌ بر آثار رمانتیك‌ شعرای‌ عصر نیمایی‌ به‌ شمار می‌رود. همچنین‌ سفرهایی‌ كه‌ شاعران‌ و نویسندگان‌ ایرانی‌ همچون‌: نادرپور، فروغ‌ و... در این‌ عصر به‌ اروپا داشتند بیشتر به‌ فرانسه‌ بود كه‌ عمدتاً به‌ دلیل‌ تحصیل‌ صورت‌ می‌گرفت‌ و نیز بسیاری‌ از آنان‌ با زبان‌ فرانسوی‌ آشنا بوده‌اند. عصر نیمایی‌ را تنها دوره‌ای‌ در ادبیات‌ فارسی‌ می‌توان‌ دانست‌ كه‌ ویژگی‌های‌ رمانتیسم‌ با حداكثر جلوه‌ خود در آثار ادبی‌ خصوصاً شعر ظاهر می‌شوند. رمانتیك‌های‌ این‌ دوره‌ از دو ویژگی‌ حساسیت‌ و تخیل‌ (كه‌ از مختصات‌ مهم‌ رمانتیسم‌ محسوب‌ می‌شوند) نهایت‌ بهره‌ را برده‌اند و آثار آنان‌ سرشار از تجلی‌ این‌ ویژگی‌ها است‌. دو گرایش‌ رمانتیسم‌ مثبت‌ و منفی‌ در رمانتیسم‌ این‌ دوره‌ جریان‌ دارد.
رمانتیسم‌ مثبت‌ تا حدودی‌ جلوه‌ امید را بیشتر از خود بروز می‌دهد ولی‌ رمانتیسم‌ منفی‌ یا رمانتیسم‌ سیاه‌، در نهایتِ نومیدی‌ و یأس‌ در آثار شعرای‌ رمانتیك‌ عصر نیمایی‌ خودنمایی‌ می‌كند. توللی‌ نمونه‌ تام‌ این‌گونه‌ رمانتیسم‌ است‌. ویژگی‌های‌ رمانتیسم‌ مثبت‌ در آثار فروغ‌، خانلری‌ و تاحدودی‌ نیما بیشتر ملموس‌ است‌ اما در هر صورت‌ ویژگی‌ یأس‌ در اكثر آثار رمانتیك‌ این‌ دوره‌ به‌ انحاء مختلف‌ مشهود است‌.
ساختار شكنی‌ كه‌ در اشعار نیما صورت‌ پذیرفت‌، مورد توجه‌ شاعران‌ رمانتیك‌ و حتی‌ غیر رمانتیك‌ قرار گرفت‌ و البته‌ این‌ امر به‌ دلیل‌ رها شدن‌ سخن‌ و شعر از ساختار كلیشه‌ای‌ گذشته‌ بود. هر چند رمانتیسم‌ حاكم‌ بر شاخه‌ای‌ از شعر عصر نیمایی‌ به‌ صورت‌ گسترده‌ زیاد طول‌ نكشید، اما آثار آن‌ تاكنون‌ نیز باقی‌ مانده‌ است‌. لزوم‌ ورود تخیل‌ وسیع‌ و درك‌ شهودی‌ هنرمندانه‌ به‌ عصر شعر و شاعری‌ در شعر شعرای‌ پس‌ از مشروطیت‌ كاملاً احساس‌ می‌شد و خصوصاً بعد از شعرای‌ انقلابی‌ و پرشور اولیه‌ كه‌ بدون‌ استفاده‌ گسترده‌ از عناصر رمانتیك‌، شعری‌ آزادخواهانه‌ می‌سرودند، لازم‌ بود شعری‌ منطبق‌ با موازین‌ زیبایی‌شناسی‌ در عرصه‌ هنر دوره‌ پس‌ از مشروطیت‌ پدیدار شود.
كاری‌ كه‌ نیما كرد، تعریف‌ شعر را بسیار به‌ تعاریف‌ رایج‌ در قرن‌ هیجدهم‌ و اوایل‌ قرن‌ نوزدهم‌ اروپا، یعنی‌ دوره‌ رواج‌ رمانتیسم‌ در این‌ قاره‌ نزدیك‌ نمود و البته‌ ناگفته‌ پیداست‌ كه‌ پویندگان‌ راه‌ نیما حتی‌ این‌ تعریف‌ را به‌ حدی‌ به‌ تعاریف‌ اروپاییان‌ از شعر نزدیك‌ نمودند كه‌ عملاً شعر به‌ بیان‌ تخیل‌ در كلام‌ (یعنی‌ خلاصه‌ تعریف‌ آن‌ در ادب‌ رمانتیك‌ غرب‌) بدل‌ شد.
با وجود این‌، نكته‌ در اینجاست‌ كه‌ چرا بیشتر شاعران‌ رمانتیك‌ عصر نیمایی‌ از سال‌ ۱۳۳۵ به‌ بعد نوعی‌ دلزدگی‌ از شعر رمانتیك‌ می‌یابند و كم‌كم‌ از این‌ جریان‌ خود را كنار می‌كشند. وضعیت‌ اجتماعی‌ و لزوم‌ وارد شدن‌ شعرا به‌ مسائل‌ اجتماعی‌ آن‌ دوران‌ باعث‌ شد تا شعرای‌ رمانتیك‌ كم‌كم‌ حالت‌ درونگرایی‌ خود را ترك‌ كنند و به‌ سوی‌ شعری‌ روی‌ بیاورند كه‌ درحقیقت‌ شعر زندگی‌ است‌. دایره‌ واژگان‌ مورد استفاده‌ در شعر این‌ دوره‌ رو به‌ گسترش‌ می‌نهاد ۵۸ و دیگر درونگرایی‌ رمانتیك‌ها جوابگوی‌ روح‌ تشنه‌ جامعه‌ این‌ عهد نبود.
در اروپای‌ قرن‌ نوزدهم‌، پس‌ از كناره‌گیری‌ بسیاری‌ از رمانتیك‌های‌ مهم‌ همچون‌: گوته‌، وینیی‌، گوتیه‌ و... به‌ دلیل‌ روشن‌ شدن‌ رمانتیسم‌ از زندگی‌ روزمره‌ و افتادن‌ به‌ ورطهٔ‌ اغراق‌ و سقوط‌ از تخیل‌ به‌ توهم‌، این‌ مكتب‌ رو به‌ افول‌ نهاد. در ایرانِ دهه‌ چهل‌ نیز تقریباً همین‌ اتفاق‌ افتاد و تخیل‌ و درونگرایی‌ در اشعار رمانتیك‌ می‌رفت‌ كه‌ جای‌ خود را به‌ توهم‌ و اغراق‌ در «من‌» فردی‌ شاعر بدهد كه‌ این‌ امر خود از عوامل‌ مهم‌ رویگردانی‌ شاعران‌ از این‌ مكتب‌ بود. در این‌ عصر كم‌ و بیش‌ تعلقی‌ كه‌ رمانتیك‌ها به‌ وزن‌ شعر خصوصاً در صورت‌ نیمایی‌ آن‌ داشتند، می‌رود كه‌ جای‌ خود را به‌ شعری‌ كاملاً بی‌وزن‌ بدهد و در این‌ دوره‌ است‌ كه‌ فرم‌ چهارپاره‌ كه‌ از فرم‌های‌ معمول‌ در شعر رمانتیك‌هایی‌ چون‌: گلچین‌ گیلانی‌، خانلری‌، نادرپور و توللی‌ بود «گویی‌ از بین‌ می‌رود و فرم‌ شعری‌ كه‌ نیما با «ققنوس‌» شروع‌ كرده‌ بود... و بعد با «پادشاه‌ فتح‌» تكامل‌ یافته‌ بود، در این‌ دوره‌ رایج‌ می‌شود و دیوان‌هایی‌ مثل‌ «زمستان‌»، «هوای‌ تازه‌»، «آخر شاهنامه‌» با این‌ فرم‌ منتشر می‌شود...» ۵۹
از دیگر عوامل‌ مهم‌ تغییر سلیقه‌ در این‌ دوران‌، تأثیر آثار «تی‌.اس‌.الیوت‌» شاعر معروف‌ آمریكایی‌ ــ انگلیسی‌ قرن‌ بیستم‌ است‌ كه‌ برای‌ اولین‌ بار در سال‌ ۱۳۳۴ منظومه‌ "The waste Land" او ترجمه‌ شد و بر برخی‌ از شاعران‌ این‌ دوره‌ تأثیر گذاشت‌. ۶۰ «آشكارترین‌ تأثیر الیوت‌ بر شعر نسل‌ جوان‌ این‌ سال‌ها این‌ بود كه‌ به‌ آنها یاد داد كه‌ می‌توان‌ ضمن‌ عمیق‌شدن‌ در مفاهیم‌ اجتماعی‌ و گریز از احساسات‌ سطحی‌، از نوعی‌ اسطوره‌ در شعر استفاده‌ كرد و از صراحت‌، پرهیز داشت‌ و زبان‌ شعر را می‌توان‌ تا حد زیادی‌ به‌ زبان‌ زنده‌ مردم‌ نزدیك‌ كرد.
بیشترین‌ بهره‌ را در این‌ زمینه‌ شاید فروغ‌ گرفته‌ باشد.» ۶۱ در هر حال‌ می‌توان‌ گفت‌: «شعر انگلیسی‌ و فرانسوی‌ ــ و كمتر شعر آلمانی‌ و خیلی‌ كمتر شعر روسی‌ ــ جوّ مطالعات‌ شعری‌ شعرا را عوض‌ كرد...» ۶۲ از مهم‌ترین‌ مباحث‌ در محفل‌ها و نشریات‌ دهه‌ چهل‌ بحث‌ پیرامون‌ «موج‌ نو» است‌، ۶۳ با چهار كوشش‌ مهم‌ «۱ــ جداكردن‌ كلمه‌ از شی‌ء ۲ــ دست‌یابی‌ به‌ معانی‌ دور از ذهن‌ ۳ــ تصویری‌ كردن‌ شعر ۴ــ ایجاد مناسبات‌ جدید بین‌ اشكال‌ و اشیاء واقعی‌.» ۶۴ در شعر موج‌ نو دیگر دنیای‌ رمانتیك‌ها عوض‌ شده‌ است‌ و اشعاری‌ جدید با خصوصیاتی‌ متفاوت‌ كه‌ بیشتر مضمونی‌ اجتماعی‌ و متعهدانه‌ دارند، سروده‌ می‌شوند. هرچند رگه‌های‌ ضعیفی‌ از رمانتیسم‌ در این‌ اشعار نیز قابل‌ مشاهده‌ است‌.
فردیت‌ رمانتیسم‌ تبدیل‌ به‌ «من‌» اجتماعی‌ می‌شود و دیگر شعر حول‌ و حوش‌ مسائل‌ خصوصی‌ و احساسات‌ درونی‌ شاعر نمی‌گردد. مسائل‌ روزمره‌ زندگی‌ شعر می‌گردند. اگر در دوره‌ بعد از رمانتیك‌ تخیلی‌ هست‌، عمدتاً تخیلی‌ است‌ در ارتباط‌ با واقعیات‌ جاری‌ زندگی‌. اگر ملالی‌ هست‌، ملال‌ و رنجی‌ است‌ كه‌ اجتماع‌ عصر درگیر آن‌ است‌، نه‌ یك‌ نفر، و اگر حساسیتی‌ به‌ چشم‌ می‌خورد، حساسیت‌ شاعر در مقابل‌ رنج‌ها و آلام‌ مردم‌ و جامعه‌ است‌، نه‌ رنج‌های‌ عاشقی‌ درمانده‌ و شكست‌ خورده‌. اگر فروغ‌ تا دیروز در شعر رؤیا این‌ گونه‌ می‌سرود:
«باز من‌ ماندم‌ و خلوتی‌ سرد
خاطراتی‌ ز بگذشته‌ای‌ دور
یاد عشقی‌ كه‌ با حسرت‌ و درد
رفت‌ و خاموش‌ شد در دل‌ گور» ۶۵
در دورهٔ‌ دوم‌ شاعری‌اش‌ كه‌ دنیای‌ رمانتیك‌ را ترك‌ گفته‌ در كتاب‌ تولدی‌ دیگر این‌ گونه‌ می‌سراید:
«من‌ فكر می‌كنم‌ كه‌ تمام‌ ستاره‌ها
به‌ آسمان‌ گمشده‌ای‌ كوچ‌ كرده‌اند
و شهر، شهر چه‌ ساكت‌ بود» ۶۶
و اگر نیما و نادرپور و... در دوره‌ اول‌ شاعری‌شان‌ به‌ غم‌ درون‌ می‌پرداختند اینك‌ غم‌ برون‌ و درد اجتماع‌ عصر را مدنظر قرار می‌دهند.

وبگردی
سرلشگر فیروزآبادی و ویلای 10هزار متری لواسان !
سرلشگر فیروزآبادی و ویلای 10هزار متری لواسان ! - لازم است ذکر شود جنبش عدالتخواه دانشجویی در صورت ادامه تعلل دستگاه‌های مربوطه در تخلیه ملک بیت‌المال، حق اقدامات انقلابی را برای اجبار فرد نامبرده به تخلیه ویلای لواسان، برای خود محفوظ می‌داند.
فیلم | مشکل مقبولیت و مشروعیت در کشور
فیلم | مشکل مقبولیت و مشروعیت در کشور - دکتر حمید ابوطالبی مشاور سیاسی رئیس جمهوری معتقد است که ما یک بار برای همیشه باید مشکل مشروعیت و مقبولیت را در کشور حل کنیم. این درست نیست که بخشی از نظام هم مشروع باشد هم مقبول اما بخش دیگری که از دل همین نظام در آمده است فقط مقبول باشد.
ماجرای تجاوز به 41 دختر از زبان امام جمعه ایرانشهر
ماجرای تجاوز به 41 دختر از زبان امام جمعه ایرانشهر - امام جمعه اهل سنت ایرانشهر : در ماه رمضان به ۴۱ دختر تجاوز شده که از این میان فقط ۳ دختر شکایت کرده اند.
فیلم مهران مدیری در برنامه خندوانه
فیلم مهران مدیری در برنامه خندوانه - برنامه کامل خندوانه با حضور مهران مدیری مهمان ویژه برنامه عید فطر برنامه خندوانه بود و این قسمت از مجموعه خندوانه را خاص کرد.
ویدئو / لطفاً در این مکان اعتراض کنید!
ویدئو / لطفاً در این مکان اعتراض کنید! - بر این اساس، ورزشگاه‌های دستگردی، تختی، معتمدی، آزادی، شیرودی، بوستان‌های گفت‌وگو، طالقانی، ولایت، پردیسان، هنرمندان، پارک شهر و ضلع شمالی ساختمان مجلس شورای اسلامی به عنوان محل‌های مناسب تجمع در تهران تعیین شده‌اند و از این پس معترضان می‌توانند در این محل‌ها تجمع کنند.
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی - مشاور رسانه‌ای احمدی نژاد دیشب با انتشار عکسی دلخراش از وضعیت جسمی «حمید بقایی» از بازگشت این مجرم پرونده‌ی مالی آن دولت به زندان اوین خبر داد.
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد!
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد! - در پی برگزاری نمایش مد لباس زنان به سبکی عجیب در عربستان، سر و صدای بسیاری در رسانه ها به راه افتاد. ماجرا از این قرار بود که لباسها بدون مانکن و مانند اشباح در حال پرواز با استفاده از پهباد نمایش داده شدند.
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی - علی اکبر ولایتی، مرد 37 شغله ای که به جز حوزه دیپلماسی، سالیانیست که کارشناس ادبی، فرهنگی، تاریخی، عرفانی و ... تلویزیون نیز هست، و هر سال دهها جلد کتاب به نام او منتشر می شود. همه ی این سوابق معششع یک سو و چرخش مادام سیاسی او در حوزه های مختلف، در سوی دیگر، کار را به جایی رسانیده که ولایتی را با ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» نیز می شناسند! ولایتی در تازه ترین تغییر مواضع خود این بار برجام را که روزگاری…
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده - در این ویدئو صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده توسط معلم مدرسه را مشاهده می کنید.
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی - پوری بنایی به عیادت پناهی رفت و دیدارش با مرحوم ناصر ملک‌مطیعی پس از پخش نشدن برنامه‌هایش از تلویزیون تعریف کرد.
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران!
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران! - ماجرای تکان دهنده اذیت و آزار گروهی دانش آموزان یک دبیرستان پسرانه در غرب تهران وارد فصل تازه‌ای شد.
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد!
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد! - در ادامه حضور چهره های شناخته شده در کمپین "خانم گزارشگر"، این بار آزاده نامداری مجری تلویزیون تلویزیون اقدام به گزارش فوتبال کرد. او برای این کار بازی خاطره انگیز ایران - استرالیا در مقدماتی جام جهانی 98 فرانسه را انتخاب کرده است که گزارش ضعیف او با انتقادات فراوانی مواجه شده است، تا حدی که وبسایت مربوط به این کمپین ویدئوی گزارش این او را از سایت حذف کرد.
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی - عکسی از حضور سید ابراهیم رئیسی در مراسمی ویژه منتشر شده است که گفته می شود متعلق به کنفرانس افق نو در مشهد بوده است. در این عکس حرکات عجیب خانمی با لباس های قرمز، چفیه بر گردن و پرچم در دست در مقابل ابراهیم رییسی به چشم می خورد که توجه کاربران بسیاری را در شبکه های اجتماعی جلب کرده است!