پنج شنبه ۳ اسفند ۱۳۹۶ / Thursday, 22 February, 2018

تعامل و تقابل ادبیات بومی و پسامدرن


تعامل و تقابل ادبیات بومی و پسامدرن
۱) ادیبات ، واکنشی به کنش های طبیعی و جبری زمان در بستر زبان است . بازتاباننده ی آن چیزهایی است (باید باشد ) که در مسیر او قرار می گیرد . آنچه که در این انعکاس ، زبان ادبی (شعر ) را با شیوه های رایج بیانی ( مکالمه ) متمایز می کند، بی واسطه گی آن به صرف ایجاد ارتباط است . زبان گفتار یا معیار، زبانی صرفاً ارتباطی برای بازگویی نیازها و خواسته ها و انتقال مفهوم است و منشأ عقلانی دارد . حال آن که زبان شعر ، زبان ناگفته هاست . آنچه را که زبان معیار، توان بازگویی آن را ندارد به شیوه ی خود بیان می کند اما هدفش انتقال پیام و ایجاد ارتباط نیست که در این صورت جایگاه آن تنزل می یابد . زبان شعر پیام و اندیشه نمی دهد ، به اندیشیدن دعوت می کند . بنابراین هر کس با هر بضاعتی آن چه را در او می یابد که جستجو می کند .
۲) وقتی از ادبیات بومی نام می بریم ، به بخشی از هیئت کلی ادبیات در جغرافیایی محدود نظر داریم . ادبیاتی با پیشینه ی تاریخی ،فرهنگی و اقلیمی برگرفته از زبان یا گویش خاص خودش. ادبیات بومی نیز همانند ادبیات رسمی ، متکی به عنصر زبان است و زبان ادبیات ، به واسطه ی کارکردش بیان کننده آن چیزی است که دیده یا گفته نمی شود . بنابراین زبان شعر به عنوان سر شاخه ی مهم ادبیات از بلندای خود چیزی را نشان می دهد یا بیان می کند که دیگران نمی توانندببینند یا بشنوند و این با هنجارها و مولفه های مکرر مغایرت دارد و جزم اندیشان آن را بر نمی تابند و به انکار آن می نشینند .
اگر برای زبان ادبی کارکردی روشنگرانه و آینده گرا قائل نباشیم ، لااقل بایستی بپذیریم که به طرح موضوعات عصر و زمان خودش بپردازد . چرا که در غیر این صورت دچار انجماد و زنگار می شود که توان انعکاس لااقل آنچه را که هست و می بیند را نیز ندارد و آدمیان نیز نمی توانند خود را و دیگران را در آن ببینند و بشنوند . ادبیات بومی به پشتوانه پیشینه ی تاریخی همواره آبشخور مطمئنی برای سیرابی ادبیات ملی و جهانی بوده و هست . فربه گی و غنای ادبیات هیچ قوم و ملتی بدون تأسی به ادبیات بومی میسر نخواهد بود .
در چند سده گذشته ، غرب برای برون رفت از عقب ماندگی ، عوام زدگی و ایجاد تحرک و پویایی به مقابله تمام عیار با مظاهر و عناصر سنتی برخاست و به مدد مدرنیته به نفی وجوه گوناگون سنت پرداخت و با ارائه تعاریف تازه ، جهان تازه ای را با الگوهای جدید به نمایش گذاشت . نتیجه آن شد که در بخش های صنعتی به توفیقاتی دست یافت و با اکتشافات و اختراعات شکل زندگی ، ذائقه های فکری و فرهنگی و نیز جهان بینی انسانها دچار تغییر گردید . رفته رفته انسان به ماشینی جهت تولید و مصرف بیشتر تبدیل شد و آن چه که در این میان مغفول ماند ، هویت و سرشت انسان بود . این موضوع موجب شد تا انسان ماشین زده به خود آید و هویت از دست رفته خود را باز جوید که اومانیسم محصول این نگرش است . بخشی از این جستجو می بایست در گذشته صورت پذیرد که این امر با ذات مدرنیسم مغایرت داشت ، بنابراین برای حل این مسأله وضعیت تازه ای به نام پسامدرن پا به میان گذاشت و بی آنکه از خود مکتب یا مرام تازه ای به جای گذارد و در محور جانشینی قرار گیرد صرفأ برای شکست قطعیت ها و امور لا یتغیر در محور همنشینی با نگرش تعاملی به تلفیق عناصر و دست آوردهای مثبت و قابل ارجاع در گذشته و ترکیب و تلفیق آن با شاخصه های اکنون پرداخت . به نوعی پسامدرن تلطیف و تلفیق سنت و مدرنیته را شامل می شود . نشانه گیری اصلی پسامدرن قطعیت ها ی مدرنیته و تقدس گرایی سنت است .پسامدرن می خواهد بگوید که : هیچ چیز همه چیز نیست .
پسامدرن در برخورد با ادبیات بومی در مقام تعامل بر می آید . از ظرفیت های پیدا و پنهان آن بهره می جوید و در ماندگاری خود از آن استفاده می کند .
ادبیات بومی تا زمانی می تواند در این وضعیت (پسامدرن ) دوام آورد که وامداری خود را از المان ها و سنت های قطعی شده و غیر قابل ارجاع حذف نماید . در گردش طبیعی این جریان به چرخش در آید و از زوایای متفاوت اما از چشم خود به جهان پیرامون بنگرد .
نمونه این رویکرد رادر ادبیات بومی می توان درآثار نیما سراغ گرفت .
این یاغی یوش در یورش به برج و باروری شعر کهن و ارائه الگو و قرائت تازه، نسبت به ظرفیت، تجارب و جغرافیایی زیستی و زبانی خود غافل نشد. همچنین از دست آوردهای ادبی جهان مدرن نیز بهره برد و امکانات زبان فارسی را گسترش بخشید.
نیما بیش از آنکه به ظرفیت شعر بومی بیفزاید، از آن در ارائه الگوی تازه ی شعر فارسی بهره برد. در شعر فارسی نیما، هم واژه ها وهم لحن و لهجه مازندرانی حضور دارد. بهم ریختگی ها و تغییر در نحو و نرم دستوری شعر نیما، شکل بیانی درگویش مازندرانی را به ذهن متبادر می سازد. به عنوان مثال در یکی از سروده های ممتاز ومعروف نیما«تو را من چشم در راهم» اگر چه واژه ها فارسی می باشد اما شیوه ی بیانی آن ترجمه ذهنی شاعر از زبان مازندرانی است. به این ترتیب که اگر این سطر را یک شاعر فارسی زبان غیر از نیما می گفت احتمالاً به این شکل سروده می شد: «من چشم در راه توام» اما«تورا من چشم در راهم» ترجمه فارسی گویش مازندرانی« ت چش به راه م » یا «ت چشم انتظارم».می باشد .
نیما به جای اینکه شعرهای روشنفکرانه بسراید، برخورد روشنگرانه با شعر را در پیش گرفت. دغدغه ها و علاقه مندی های وی به جغرافیای زیستی و زبان مادری اش باعث نشد تا از خود «امیر پازواری» دیگری بسازد و به شکل پیشرو تر، صرفاً حسرت نشین و دریغا گوی زندگی گذشتگان وتوصیف گر طبیعت و در نهایت داعیه دار احیای فرهنگ پدر سالارانه و زبان زخم خورده مادری اش نشد تا از این منظر یکسره با تمام دست آوردهای بشری به لجاجت بپردازد.
متأسفانه هنوز بعد از قریب به یک قرن از ظهور اندیشه ی نیما که ما را به واقع گرایی و آگاهی نسبت به زبان و زمان دعوت کرده است، بعضی از شاعران، شعر را زندگی نمی کنند. به عبارتی مرگ را خوب می دانند اما برای همسایه. شاعری که هر روز با ماشین به محل کارش می رود از طریق آسانسور در دفتر کارش در طبقه چندم فلان شهر حاضر می شود. نهار را با نوشابه میل می کند، حسرت خوردن و مدح زندگی روستایی، سواری با اسب، پیاده رفتن از قشلاق به ییلاق ، نوشیدن آب چشمه در کوزه های گلی و ... در شعرش ، جز یادآوری زندگی سخت«اما البته ساده» پدران ومادران مان چه انگیزه ای دارد. از نان گرمی که مثلا خاله سلیمه پخت می کرد با اشتها توصیف می کند، اما رنج و سوزش دستان وچهره ی او را به هنگام پختن نان به ما نشان نمی دهد. با داشتن چندین هکتار زمین در روستا به کشاورزی پشت کرده و به مزدوری و حقوق بگیری تن داده است. با زن و فرزندش فارسی سخن می گوید، با هم ولایتی هایش مازندرانی . این شعر فریب است، زندگی نیست. برای آنکه موضوعات طرح شده نه درونی شده اند، نه باور پذیر و نه در راستای تجربه ی زیستی این دسته از شاعران قرار دارد. نیما اما از فرهنگ بومی خود به عنوان خرده فرهنگ از یک سو و دستاورد های ادبی جهان از دیگر سو، در محور همنشینی و در تعاملی فرهنگی جهت فربه کردن و وسعت بخشیدن به فرهنگ و زبان ملی بهره جست. نه در این سو دچار خودشیفتگی شد و نه در آن سو خودباخته. او از ظرفیت های ا صیل ، بدون حُب و بغض بهره برد.
رجوع نیما به فرهنگ و زبان بومی نوستالوژیک و متعصبانه نیست. نیما با ایجاد فضای گفتمان ادبی آن بخش از فرهنگ و زبان بومی را که ظرفیت تعامل، همنشینی و داد و ستد فرهنگی دارند، کشف و به نفع امروز مصادر کرد. به عبارتی بجای اینکه ما را وارد فضای گذشته نماید، عناصر اصیل گذشته را در دسترس و اختیار انسان امروز قرار داد. به عنوان مثال داروگ در شعر نیما از شکل یک وزغ خارج شده و وسعت می یابد. نیما به آن تشخص و هویتی تازه می بخشد. داروگ نوید دهنده باران است و نیما با قدرت مصادره و خلاقیت شاعرانه اش عناصری را که در گذشته کم ارزش و به عبارتی دم دستی بودند به نماد و حتی اسطوره تبدیل می کند. در یک نگاه کلی نیما بجای اینکه در بستر شعر ما را به گذشته پرتاب ومتوقف کند، عناصر گذشته را در زندگی اکنون جاری ساخت. این چیزی است که می توان از آن به عنوان گرانیگاه شعر پسامدرن یاد کرد که بومی سرایان و حتا شاعران پیشرو کمتر به آن توجه نشان می دهند.

ولی اله پاشا – روزنامه نگار(سردبیر نشریه ساحل سبز)

مطالب مرتبط

عید در ادب پارسی


عید در ادب پارسی
صدای پای عید می‌آید و دل مومن بر سر دو راهی آمدن عید رمضان و رفتن ماه رمضان بلا‌تکلیف است، از آمدن آن یک دل شاد باشد یا از رفتن این یک محزون؟ عید فطر پاک‌ترین و عید‌ترین عیدهاست چرا که پاداش یک ماه عبادت و شست و شوی جان درنهر پاک رمضان است.
عید فطر، عید پایان یافتن رمضان نیست، عید برآمدن انسانی نو از خاکسترهای خویشتن خویش است، چونان ققنوس که از خاکستر خویش دوباره متولد می‌شود. رمضان کوره‌ای است که هستی انسان را می‌سوزاند و آدمی نوباجانی تازه از آن سر برمی‌آورد. فطر شادی و دست‌افشانی بررفتن رمضان نیست، برآمدن روز نو، روزی نو وانسانی نو است. بناست که رمضان با سحرها و افطارهایش، با شب‌های قدر و مناجاتهایش از ما آدمی دیگر بسازد. اگر در عید فطر درنیابیم که از نو متولد شده‌ایم، اگر تازگی را در روح خود احساس نکنیم، عید فطر عید ما نیست. از اینروست که در دعای قنوت نماز عید فطر می‌خوانیم: ‌
اسئلک بحق هذا الیوم الذی جعلته للمسلمین عیدا و لمحمد صلی‌الله علیه و اله ذخرا و مزیدا.
<از تو (خدا) خواهم به حق این روز که آن را برای مسلمانان عید قرار دادی و برای محمد و آل او ذخیره و فزونی ساختی.>
در طی ماه مبارک رمضان، در پنج بخش <مائده جان رسید> به بررسی تصویر رمضان و روزه در آ ینه شعر فارسی پرداختیم، و دیدیم که رمضانیان برخی از شعرا (مانند فرخی و منوچهری و حتی حافظ) بیشتر در شب و روز عید فطر دست داده است. برای آنکه این مقال را به پایان بریم سزاست که به بررسی عید فطر در اشعار خداوند رمضان ستایی نظری افکنیم.
دوستان به خوبی می‌دانند که لقب خداوند‌گار رمضان‌ستایی به حق برازنده مولا‌نا جلا‌ل‌الدین محمد بلخی است. <مولا‌نا برخلا‌ف دیگر شاعران که رمضان را به سوگ می‌نشستند، آن راجشن می‌گرفت و اینک در عید فطر هم به جشن می‌نشیند اما نه از آنروی که روزه تمام شده است زیرا از آنرو که یک حیات جدید در جهانی جدید وجانی جدید آغاز شده است.
از نظرگاه مولا‌نا در طول ماه رمضان من حقیقی انسان که در سایه من‌های دروغین وی قرار گرفته بود مجال می‌یابد که از سایه برون آمده و خویشتن انسان شود؛ و با عید فطر این من برآمده که از مذبح من‌های دروغین (من هایی که آلوده به نام ونان و شهوت‌اند. من‌هایی که نه سر بر آسمان که دل درگرو زمین دارند) باز می‌گردد، فرصت عروج می‌یابد. در نظرگاه مولا‌نا عید فطر عید عاشقی است که اسماعیل خویشتن را ابراهیم‌وار به مذبح برده است و در پاداش فطر و شادی آن را دریافت داشته است:
<عید بر عاشقان مبارک باد عاشقان عیدتان مبارک باد
برتو ای ماه آسمان و زمین تا به هفت آسمان مبارک باد
عید آمد به کف نشان وصال عاشقان این نشان مبارک باد
روزه مگشای جز به قند لبش قند او دردهان مبارک باد
عید آمدکه این سبکروحان رطلهای گران مبارک باد
عید فطر در نگاه مولا‌نا روز کمال است و وصال، روز مشاهده و رویت، ماه فائق آمدن بر تضادها... عید فطر روز اجابت است و شگفتا از شگفتی دریافت‌های مولوی در این روز:
بگذشت مه روزه، عید آمد و عید آمد
بگذشت شب هجران معشوق پدید آمد
آن‌صبح چو صادق شد عذرای تو وامق شد
معشوق تو عاشق شد شیخ تو مرید آمد
در غزلی مولا‌نا رمضان را به <مریم> و عید فطر را به <عیسی> تشبیه می‌کند:
نومید مشو جانا کامید پدید آمد
امید همه جان ما از غیب رسید آمد
نومید مشو گرچه مریم بشد از دستت
کان نور که عیسی را بر چرخ کشید آمد...
ای شب به سحر برده در یارب و یارب، تو
آن یارب و یارب را رحمت به شنید آمد
ای درد کهن گشته! بخ‌بخ که شفا آمد
وی قفل فرو بسته بگشا که کلید آمد
ای روزه گرفته تو از مائده بالا‌
روزه بگشا خوش خوش کان غره عید آمد...
از هر طرف دیوان مولا‌نا که می‌روی جز حیرتت نمی‌افزاید و افزایش این حیرت ره آوردی جز شوق و شور <لا‌یدرک و لا‌یوصف> چیزی نیست.


وبگردی
ممنوعیت پروازهای «هواپیمایی آسمان» در اروپا
ممنوعیت پروازهای «هواپیمایی آسمان» در اروپا - پرواز تمام هواپیماهای «آسمان» در اروپا ممنوع است
استحاله! / بررسی نامه احمدی‌نژاد به رهبری
استحاله! / بررسی نامه احمدی‌نژاد به رهبری - دگرديسي‌هاي فراواني در ايران صورت گرفته‌است؛ اصولگرايان اصلاح‌طلب شده‌اند، تحول‌طلبان محافظه‌كار شده‌اند، مسئولان پاسخ ناكارآمدي‌هاي خود را از مردم مي‌خواهند و در تازه‌ترين نوع اين استحاله‌ها فردي كه بسياري مدعي هستند او برآمده از مهندسي انتخابات است با ارسال نامه به رهبرمعظم انقلاب درخواست برگزاري انتخاباتي آزاد، زودهنگام و به دور از مهندسي كرده‌است! محموداحمدي‌نژاد همان پديده خانمان براندازي كه براي…
مصاحبه دختری که با ریش به «آزادی» رفت با یورونیوز
مصاحبه دختری که با ریش به «آزادی» رفت با یورونیوز - فیلم - زهرا خوش نواز در گفتوگو با یورونیوز از مراحلی که برای آماده سازی ظاهرش طی کرد تا با چهره‌ای متفاوت وارد استادیوم شود گفت. او می‌گوید: «زمانی که از تونل گذر کردم و وارد ورزشگاه شدم و چشمانم به چمن ورزشگاه افتاد گریه‌ام گرفت.»
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش - باز هم زیر گرفتن ماموران امنیتی و نیروی انتظامی توسط یک ماشین دیگر سواری توسط اراذل خیابان گلستان هفتم
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران - کی از دراویش گنابادی با اتوبوس به مردم و مأموران پلیس در خیابان پاسداران تهران / گفته میشود تعداد شهدای ناجا در حمله آشوبگران فرقه ضاله گنابادی و حامیان نورعلی تابنده به ۴ تن رسیده است.
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای - به دنبال سقوط هواپیمای تهران-یاسوج ویدیو لحظه مواجه خانواده های جانباختگان را با وزیر مشاهده می کنید.
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو - تصاویری دردناک از حمله مرد موتور سوار با چاقو به یک مرد راننده در حضور همسر و فرزندش در شهرستان داراب استان فارس را در ویدئوی زیر می بینید. به نظر میرسد این اتفاق در پی جرو بحثی بر سر پارک کردن وسایل نقلیه روی داده است!
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟ - آنچه مشخص است جمهوری اسلامی ایران باید تصمیم مشخص و درستی درباره سیاست عدم رویارویی با ورزشکاران رژیم صهیونیستی بگیرد. دیگر نمی‌توان با این روش تعقیب و گریزی با این مسئله برخورد کرد. دیگر نمی‌توان ورزشکاران را از مقابله با کشتی‌گیران اسرائیلی باز داشت و در برابر رسانه‌های جهانی گفت به خاطر مصدومیت در میدان حاضر نمی‌شویم و در داخل جشن بگیریم که ما عزت‌مان را حفظ کردیم و...
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد !
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد ! - شب گذشته مراسم اکران فیلم بلوک 9 خروجی 2 به کارگردانی علیرضا امینی و تهیه کنندگی محمدرضا شریفی نیا و نیز فیلم شاخ کرگدن در پردیس سینمایی ملت برگزار گردید.
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه - سخنرانی پرحاشیه احمدی نژاد در مقابل دادگاه بقایی
    اسکونزهای ماستی
    آرد، بکینگ پودر، جوش شیرین و نمک را با هم مخلوط کنید