چهارشنبه ۲ اسفند ۱۳۹۶ / Wednesday, 21 February, 2018

روز هائی که در انتظار اقتصاد آمریکاست


روز هائی که در انتظار اقتصاد آمریکاست
خبر سقوط بانک لمن برادرز (Lehman Brothers) چهارمین بانک بزرگ آمریکا و بزرگترین ورشکستگی تاریخ این کشور که روز دوشنبه ۱۵ سپتامبر بوقوع پیوست انعکاسی رعدآسا بر بازار سهام آمریکا داشت. لمن برادرز که در سال ۱۸۵۰ تاسیس یافته بود بزرگترین بحران ها از جمله دوران رکود بزرگ در دهه۱۹۳۰ را که طی آن تقریبا تمامی بانک های آمریکائی زمین خوردند، از سر گذرانده بود اما این بار نتوانست زیر فشار طاقت فرسای بازار بحرانی مسکن در آمریکا مقاومت کند. متعاقب انتشار خبر فرو ریختن لمن برادرزشاخص داو جونز با سقوط ۵٠٠ واحدی، بزرگترین کاهش در یک روز را از زمان وقوع حادثه ۱۱ سپتامبر تجربه کرد.
در حالی که هنوز مشخص نیست چه بر سر ۶۱۳ میلیارد دلار بدهی این بانک (معادل مجموع درآمد نفت ایران در طول ۲۷ سال پس از انقلاب تا روی کار آمدن احمدی نژاد) خواهد آمد باید منتظر اثر دامینو (Domino Effect) این جریان و واکنش های زنجیره ای ناشی از آن در روزهای آینده بر موسسات بیشتری در آمریکا و ژاپن که عمده سهامداران این بانک بوده اند، بود.
روز دوشنبه ۱۵ سپتامبر در حالیکه کارمندان لمن در دفتر مرکزی این بانک در منهتن نیویورک اسباب و اثاثیه خود را جمع می کردند و رفت و آمد زیادی دیده می شد بانک سرمایه گذاری مریل لینچ (Merrill Lynch) نیز که یکی از غولهای وال ستریت به شمار می رود در حالی که ظرف یکسال گذشته ۸٠ درصد از ارزش سهام خود را از دست داده است به تملک بنک آو آمریکا (Bank of America) درآمد.
علیرغم تلاش بی وقفه هنری پالسن وزیر خزانه داری آمریکا و بن برنانکه رئیس بانک مرکزی آمریکا (فدرال رزرو) در حالی که بانک مرکزی بی وقفه به چاپ اسکناس ادامه می دهد، سقوط اقتصاد آمریکا هر روز شتاب بیشتری می گیرد. در یک اقدام کم سابقه که تنها در روزهای پس از فاجعه ۱۱ سپتامبر جهان شاهد آن بود امروز سه شنبه ۱۶ سپتامبر بانک مرکزی آمریکا ۷٠ میلیارد دلار دیگر پول به سیستم بانکی تزریق نمود. این بزرگترین میزان تزریق پول در یک نوبت در طول تاریخ آمریکاست.
اما درد اقتصاد آمریکا در کجاست؟ مطلب بسیار ساده است. این ملت ظرف دو دهه گذشته بیش از آنچه که تولید می کرده مصرف نموده است. در نتیجه طرز تفکری که خرج کردن بی محابا را هم در دولت و هم در جامعه آمریکا بعنوان محور و فلسفه اصلی زندگی برگزیده است بدهی ملت و دولت آمریکا از آغاز دهه ۹٠ بطور انفجاری رو به افزایش گذاشت. بازار آمریکا همچون رستورانی که در آن انواع غذاها یافت می شد و بریز و بپاش باور نکردنی و شور و سرمستی زائدالوصفی در آن در جریان بود رفته رفته از مواد غذائی تهی می شود و دولت و ملت این کشور را در برابر وضعیتی غیرمترقبه قرار می دهد. سر در گمی در بازار و سیستم سیاستگزاری پولی و مالی آمریکا و تصمیم گیری های دفعتی به وضوح به چشم می خورد.
وضعیت کنونی و بحرانی اقتصاد امروز آمریکا بوضوح قابل پیش بینی بود. زمانی که بازار مسکن در اوج خود بسر می برد و اقتصاد آمریکا با موتور قوی این بخش، غرنده به پیش می رفت من در مقاله ای که در سال ۲٠٠۶ در نشریه دنیای اقتصاد منتشر شد نوشتم: "احتمال دیگر، انفجار وام‌های مسکن (Mortgage Bubble) است که مانند انفجار سهام بازار بورس (Stock’s Bubble) در سال ٢٠٠١ و ٢٠٠٢ آمریکا را در مقابل وضعیت غیرمنتظره‌ای قرار خواهد داد."
آنچه که اقتصاددانان در آن روزها کمتر به آن توجه می کردند گرفتاری بینشی ای بود (و هنوز هم هست) که بر جامعه آمریکا سیطره کامل یافته بود. سئوالی که در هر ذهن کنجکاوی در مواجهه با ریخت و پاش غیرقابل تصور در آمریکا نقش می بست این بود که تا کجا و کی می توان در بی خبری محض، پیوسته قرض کرد و به آن زندگی پرتجمل ادامه داد؟ آمار و ارقام امکان ادامه آن نحوه زندگی در آمریکا را حمایت و تائید نمی کردند.
هفته پیش دولت آمریکا با دولتی کردن دو شرکت غول آسا یعنی فنی می (Fannie Mae) و فردی مک (Freddie Mac) که شرکتهائی هستند که چون شرکت بیمه، وامهای مسکن را برای بانک های دیگر تضمین می کنند (در صورت عدم پرداخت توسط وام گیرندگان این دو شرکت در قبال دریافت حق بیمه پول بانک ها را پرداخت می کردند) یک شبه ۵ هزار میلیارد دلار بر تعهدات دولت افزود. آن روزها که "فنی می" و "فردی" سودهای میلیاردی بین شرکاء تقسیم می کردند مالیات دهنده آمریکائی نصیبی از آن نمی برد اما امروز باید بار زیان و تعهدات دهشتناک این دو غول را بر دوش کشد. برای اینکه به عظمت این عدد پی ببرید بد نیست که بدانید جمع خالص دارائی سیصد میلیون آمریکائی شامل هر جنبنده اقتصادی طبق گزارش ماه جون ۲٠٠۸ فدرال رزرو ۵۶ هزار میلیارد دلار بوده است.
یکی از ابعاد خطرناک بحران اقتصادی که هم اینک آمریکا با آن روبروست اینست که این بار بخش تکنولوژی و شرکت های IT و دات کام ها نیستند که چون خانه ساخته شده از ورق فرو می ریزند. بانک ها بدلیل برخورداری از "سیستم ذخیره ای پاره ای" (Fractional Reserve Banking System) با استفاده از یک الگوریتم پیچیده ریاضی به ازای هر دلاری که در جیب دارند در حدود۱٠ دلار وام در اختیار مصرف کننده قرار می دهند. پدیده ای حیرت انگیز که به معنای اخص کلمه سر انسان به دوران می افتد که چگونه ممکن است یک منبع مالی و فایننس، پولی را که ندارد وام بدهد و بر روی آن بهره بگیرد؟ اما چرا می گویم ابعاد فاجعه بیش از سقوط و رکود بخش های دیگری اقتصادی است؟ بهمین دلیل که هر یک دلاری که در سیستم بانکی ناپدید شود تاثیر آن بر بازار ۱٠ برابر می شود. این سیستم در زمان رشد و شکوفائی خوب عمل می کند اما در زمان بحران نیز مشکل را چندین برابر می کند. ( این سیستم در تمام نظام های بانکی دنیا که به روش اقتصاد لیبرال اداره می شوند بکار گرفته می شود. در آمریکا انستیتوی اقتصادیLudwig von Mises Institute و اقتصاددانان موسوم به مکتب اطریش و در میان کاندیداهای ریاست جمهوری ران پال (Ron Paul) از حزب جمهوری خواه که طرفداران بسیاری در میان روشنفکران آمریکائی دارد با این سیستم به شدت مخالفند.)
هر چند که جورج بوش و حکومت هشت ساله وی مسبب اصلی بوجود آمدن چنین وضعیتی در آمریکا نبوده است اما بطور قطع با بر پا کردن دو جنگ بزرگ و کاهش مالیات ها علی الخصوص بر روی درآمدهای بالا بدهی این کشور را به میزان ۹٠٪ افزود (۶٣ در صد تا پایان ٢٠٠۷). معنای این سخن آنست که مجموع بدهی دولت آمریکا که از قرن هجده و پیدایش جمهوری آمریکا تا بروی کار آمدن جورج بوش تنها ظرف دوران زمامداری هشت ساله آقای جورج بوش دو برابر شده است.
کاهش ارزش دلار، افزایش تورم، افزایش قیمت نفت و مواد غذائی، افزایش بدهی های دولت، افزایش رکورد گونه کسری تراز بازرگانی، رکورد کسری بودجه و رکورد شکنی ورشکستگی ها دست آورد هشت سال حکومت جریان فکری بود که با عنوان نئوکانسرواتیسم در سال ۲٠٠۱ وارد صحنه سیاسی جهان شد.
این همه در حالی است که آقای بوش هم چنان معتقد است که اقتصاد آمریکا قوی است و با اقتدار براه خود ادامه خواهد داد.
بگذارید با نگاهی نزدیکتر ببینیم این اقتصاد مقتدر در چه شرایطی بسر می برد. سیستم فایننس و بانکی آمریکا در شرایطی غیرعادی بسر می برد. آلن گرین سپن مردی که دو دهه اقتصاد آمریکا بلکه غرب را زیر سیطره مدیریت خود داشت خبر از بزرگترین بحران قرن می دهد. به نوشته مایک ستتیس (Mike Stathis) یکی از آنالیست های برجسته بانک های سرمایه گذاری، بانکهای آمریکا تا کنون ۵٠٠ میلیارد دلار زیان به ثبت رسانده اند و حدود هزار میلیارد دلار دیگر در راه است. در حالی که حدود ده بانک فرو ریخته اند، صدها بانک دیگر در معرض سقوط قرار دارند.
بانک مرکزی آمریکا تا کنون هزار میلیارد دلار پول به کارتل بانکی آمریکا هدیه کرده است و همه آمار در بخش مسکن رو به پائین است جز تعداد خانه های حراجی که سیر پرشتاب صعودی را می پیماید. در حالیکه آمریکا همه کالاهای مصنوع و مصرفی را وارد می کند تولید عمده اش اسکناس و اوراق قرضه است. امروز کامپیوتر Dell هم که می خرید قطعاتش از گوشه و کنار جهان وارد می شود و ساعت های Fossil و شلوارهای جین آمریکائی نیز همه وارداتی هستند.
دنیا در سه دهه گذشته بدلیل نیاز به ماده حیاتی نفت و این حقیقت که نفت به دلار معامله می شده توسط سیستم مالی آمریکا در تنگنائی عجیب قرار گرفته بوده است. بانک های مرکزی کشورهای اروپائی، ژاپن و اخیرا چین با نگاهداری بخش عمده ذخائر خود به دلار به واحد پول آمریکا آنچنان اعتباری بخشیدند که ماشین های چاپ اسکناس فدرال رزرو را قادر ساختند که بی وقفه و بدون واهمه بکار نشر اسکناس ادامه دهند.
امروز اما بقول مایک ستتیس روز مکافات (Apocalypse) فرا رسیده. موج بعدی کمپانی های اتوموبیل سازی و شرکت های هواپیمائی را در بر خواهد گرفت.
ادامه این وضعیت تنها برای آمریکا دردآور نخواهد بود بلکه جهان را نیز با خود به این گرداب خواهد کشاند. کشورهائی نظیر چین و هند و برزیل که با اتکاء به بازار داخلی خود محل رشد کم نظیری دارند بعلاوه کشور های دارنده نفت در آینده ای نه چندان دور با فاصله گرفتن از دلار به حکومت بلامنازع دلار پایان خواهند داد. تصور اینکه آمریکا بنشیند و نظاره گر این وضعیت باشد بسیار مشکل بنظر می رسد. از این رو احتمال اینکه با وخیم تر شدن وضعیت نظام بانکی آمریکا نهایتا جنگی بزرگ درگیرد دور از ذهن و انتظار نیست.


منبع : صدای مردم

مطالب مرتبط

ریشه‌های فاسد بانک مرکزی آمریکا


ریشه‌های فاسد بانک مرکزی آمریکا
بانک مرکزی از ابتدای پیدایش‌اش در اوایل قرن ۱۸ میلادی طرحی فاسد و مرکانتالیستی (سوداگری یا مرکانتیلیسم، مکتبی است که پیروان آن با وجود عقاید بسیار متنوع عموما طلا و نقره را تنها عامل ثروت و قدرت ملی می‌دانستند و معتقد بودند باید با حفظ تراز بازرگانی مثبت هرچه بیشتر منابع طلا به‌دست آورد – م) داشته و منشا خلق منافع برای عده‌ای خاص بوده است.
همان طور که موری روتبارد در کتاب «راز بانکداری» (The Mystery of Banking) نوشته است اولین بانک مرکزی، بانک آمریکای شمالی (the Bank of North America)، توسط رابرت موریس (عضو کنگره و کارشناس فاینانس) در بهار ۱۷۸۱ به تصویب «کنگره کانتیننتال» (the Continental Congress) رسید. موریس، تاجری اهل فیلادلفیا و از جمله پیمانکاران عقد قراردادهای تامین تجهیزات دفاعی بود که در طی جنگ استقلال آمریکا از این طریق «میلیون‌ها دلار از دارایی خزانه عمومی را به حساب بنگاه خود و اطرافیانش سرازیر کرد.» او همچنین «رهبر جریان قدرتمند نیروهای ملی‌گرا» در آمریکای پس از استقلال بود.
هدف اصلی ملی‌گرایان، که به آنها فدرالیست‌ها نیز می‌گفتند، ایجاد نسخه‌ای آمریکایی از نظام مرکانتیلیستی (سوداگری) بریتانیا بود یعنی همان نظامی که جنگ استقلال اساسا برای مقابله با آن ایجاد شد. همان سیستمی که نیاکان جنگ استقلال برای فرار از آن به آمریکا آمدند. همچنان که روتبارد نیز شرح می‌دهد که ملی‌گرایان می‌خواستند نظامی مرکانتیلیستی و دولتی بزرگ نظیر آنچه در بریتانیای کبیر وجود داشت در آمریکای نوین مستقر کنند، بدون توجه به آنکه مهاجران بر ضد همین نظام سر به شورش برداشته بودند. لذا در مجموع می‌توان گفت ایجاد یک حکومت مرکزی قوی، به‌ویژه با رییس‌جمهور یا پادشاهی نیرومند در راس آن، به همراه وضع مالیات‌های بالا و استقراض عمومی گسترده دنبال می‌شد. این حکومت قدرتمند می‌بایست با وضع تعرفه‌های گمرکی سنگین به تولید‌کنندگان داخلی یاری ‌رساند و با ایجاد ناوگانی عظیم زمینه کشف و سوبسید‌دهی به بازارهای خارجی برای صادرات کالاهای آمریکایی را فراهم ‌آورد، همچنین نظام گسترده‌ای برای ارائه خدمات عام المنفعه داخلی برقرار می‌سازد. به طور خلاصه می‌خواستند ایالات‌متحده سیستمی بریتانیایی داشته باشد، ولی بدون حضور بریتانیای کبیر!
بخش مهم «طرح موریس» (آن طور که روتبارد آن را می‌نامید) سازمان‌دهی و رهبری بانک مرکزی‌ای بود که به ارزانی پول و اعتبار در اختیار او و یارانش قرار دهد. بانک آمریکای شمالی از روی «بانک انگلستان» (the bank of England) مدل‌سازی شده بود. به بانک مرکزی این امتیاز انحصاری داده شد که اسکناس‌هایش در تمام پرداخت‌های مالیاتی به دولت مرکزی و دولت‌های ایالتی قابل‌دریافت باشند و اجازه فعالیت به هیچ بانک دیگری نیز در کشور داده نمی‌شد. ضمن آنکه این بانک همان طور که روتبارد نوشت: «با بزرگواری پذیرفت بخش عمده اسکناس‌های تازه چاپ شده‌اش را به دولت فدرال وام دهد»، درحالی که «مالیات‌دهندگان بیچاره باید اصل و بهره این وام‌ها را به بانک باز‌ می‌پرداختند.»
با وجود این امتیازات انحصاری، فقدان اعتماد عمومی به اسکناس‌هایی که به‌طور روز‌افزون چاپ می‌شدند در نهایت باعث کاهش ارزش آنها و خصوصی شدن این بانک در اواخر ۱۷۸۳ شد. ولی موریس از خیر طرح خود نگذشت. او جوانی به نام الکساندر همیلتون را پیدا کرد تا نقش عروسک خیمه شب بازی او را در دولت واشنگتن (جورج واشنگتن) بازی کند. (روتبارد همیلتون را «دست پروده جوان موریس» می‌نامید) در حقیقت، دلیل انتصاب همیلتون به وزارت خزانه‌داری با وجود آنکه هیچ تجربه‌ای در زمینه مسائل مالی نداشت چیزی جز توصیه موریس به جورج واشنگتن نبود (در خلال جنگ استقلال، هنگامی که همیلتون جزء زیردستان واشنگتن بود، نامه‌ای ۳۰‌صفحه‌ای به موریس نوشته و در آن اعلام کرد که با تمام نظرات او در مورد وضع تعرفه‌های حمایتی، یارانه‌دهی به بنگاه‌ها و فعالیت یک بانک دولتی برای تامین مالی آنها موافق است).
موریس و دوستان ملی‌گرایش مدیر ارشدی می‌خواستند که پادشاه – مآبانه بر امپراتوری مرکانتیلیستی حکمرانی کند، درست همان طور که شاه انگلستان بر امپراتوری سوداگرانه خود حکم می‌راند. البته طبیعتا خود آنها نیز در نقش مشاوران و راهنمایان «پادشاه» از مزایای مالی این امپراتوری بهره‌مند می‌شدند. به این ترتیب دست‌پرورده جوان آنها نبرد هفت ساله خود را برای به زیر کشیدن اولین قانون اساسی ایالات‌متحده – اصول کنفدراسیون (the Articles of Confederation) – با تقاضای تنظیم قانون اساسی جدید به‌ویژه به‌منظور بازبینی اصول هم‌پیمانی (معاهده کنفدراسیون) آغاز کرد. در هنگام بازبینی، همیلتون طرح خود (که در حقیقت طرح موریس بود) را رو کرد: انتخاب یک رییس‌جمهور دائمی که همه فرمانداران توسط او تعیین شوند و از حق وتو در برابر تمام قوانین ایالتی نیز برخوردار باشد. با این طرح، قدرت حاکمیتی ایالات از بین می‌رفت و دیگر هیچ راه فراری از سیاست‌های دولت مرکزی نظیر مالیات‌های بالا، تعرفه‌های حمایتی، استقراض عمومی سنگین و سیاست‌های خارجی امپریالیستی و دستورات ملی‌گرایان برای آنها باقی نمی‌ماند.
البته هم طرح موریس/همیلتون و هم پیشنهاد اعطای امتیاز بانک مرکزی به دولت فدرال که در شورای بازبینی مطرح شد، شکست خوردند، ولی «با اعمال نفوذ ملی‌گرایان» و «تلاش آنها در جهت برقراری مجدد نظام مرکانتیلیستی و دولت با قدرت اقتصادی بالا نظیر الگوی بریتانیایی‌ها» حکومت بیش از پیش متمرکز شد. آنها همچنین با نارضایتی «اعلامیه حقوق»
(Bill of Rights اعلامیه ده ماده‌ای حقوق اتباع آمریکایی و در کل به هر سندی گفته می‌شود که در آن از حقوق و آزادی‌های فردی و اجتماعی سخن گفته شده باشد. این گونه اسناد معمولا بعد از مواردی نظیر تغییر قانون اساسی به وجود می‌آیند – م.) را در ازای حمایت «ضد فدرالیست‌ها» از قانون اساسی جدید پذیرفتند. مهم‌تر از همه، روتبارد می‌نویسد: بخش مهمی از برنامه آنها در ۱۷۹۱ توسط رهبرشان همیلتون وزیر خزانه‌داری که البته دست نشانده موریس بود به نتیجه رسید. همیلتون اولین بانک ایالات‌متحده پس از استقلال را که بر اساس بانک قدیمی‌تر، یعنی بانک آمریکای شمالی، مدل‌سازی شده بود به تصویب کنگره رساند و رییس سابق همان بانک آمریکای شمالی و شریک پیشین رابرت موریس، توماس ویلینگ فیلادلفیایی، به ریاست بانک جدید منصوب شد.
برای آنکه به رییس‌جمهور واشنگتن بقبولاند که ایده بانک مرکزی‌اش مطابق با قانون اساسی است (در حالی که صریحا در زمان بازبینی قانون اساسی رد شده بود)، همیلتون ایده «اختیارات تلویحی» (implied powers) قانون اساسی را مطرح کرد. «اختیاراتی» که به طور مشخص در سند قانون به دولت فدرال تفویض نشده بودند، ولی می‌شد با قرائت‌هایی از قانون که توسط وکلای خبره نظیر همیلتون انجام می‌شد آنها را استخراج کرد. طبیعتا این مساله نقشه راهی شد برای انهدام کامل محدودیت‌هایی که قانون اساسی بر اختیارات دولت فدرال وضع نموده بود.
روتبارد در کتاب «تاریخ پول و بانکداری ایالات‌متحده» (History of money and banking in the united states) می‌نویسد: اولین بانک ایالات‌متحده «بی‌معطلی ظرفیت‌های بالقوه تورم‌زایی خود را بالفعل ساخت.» این بانک میلیون‌ها دلار پول کاغذی و سپرده دیداری، بر اساس تنها دو میلیون دلار پول مسکوک، ایجاد کرد و در ضمن به شدت در دولت ایالات‌متحده سرمایه‌گذاری نمود. «نتیجه جاری شدن این سیل عظیم پول‌های اعتباری و کاغذی توسط بانک جدید ایالات‌متحده افزایش ۷۲ درصدی قیمت‌ها» در فاصله ۹۶-۱۷۹۱ بود.
بازرگانان اهل شمال مهم‌ترین حامیان سیاسی بانک همیلتون بودند، در حالی که سیاستمداران جنوبی مثل جفرسون سرسخت‌ترین مخالفان آن بودند و این بانک را چیزی نمی‌دانستند جز اهرم تامین مالی نسخه آمریکایی نظام فاسد مرکانتیلیستی بریتانیا؛ که از نظر آنها دشمن آزادی و شکوفایی بود. حق با آنها بود، نه تنها در آن دوران بلکه حتی تا به امروز!


وبگردی
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش - باز هم زیر گرفتن ماموران امنیتی و نیروی انتظامی توسط یک ماشین دیگر سواری توسط اراذل خیابان گلستان هفتم
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران - کی از دراویش گنابادی با اتوبوس به مردم و مأموران پلیس در خیابان پاسداران تهران / گفته میشود تعداد شهدای ناجا در حمله آشوبگران فرقه ضاله گنابادی و حامیان نورعلی تابنده به ۴ تن رسیده است.
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای - به دنبال سقوط هواپیمای تهران-یاسوج ویدیو لحظه مواجه خانواده های جانباختگان را با وزیر مشاهده می کنید.
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو - تصاویری دردناک از حمله مرد موتور سوار با چاقو به یک مرد راننده در حضور همسر و فرزندش در شهرستان داراب استان فارس را در ویدئوی زیر می بینید. به نظر میرسد این اتفاق در پی جرو بحثی بر سر پارک کردن وسایل نقلیه روی داده است!
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟ - آنچه مشخص است جمهوری اسلامی ایران باید تصمیم مشخص و درستی درباره سیاست عدم رویارویی با ورزشکاران رژیم صهیونیستی بگیرد. دیگر نمی‌توان با این روش تعقیب و گریزی با این مسئله برخورد کرد. دیگر نمی‌توان ورزشکاران را از مقابله با کشتی‌گیران اسرائیلی باز داشت و در برابر رسانه‌های جهانی گفت به خاطر مصدومیت در میدان حاضر نمی‌شویم و در داخل جشن بگیریم که ما عزت‌مان را حفظ کردیم و...
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد !
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد ! - شب گذشته مراسم اکران فیلم بلوک 9 خروجی 2 به کارگردانی علیرضا امینی و تهیه کنندگی محمدرضا شریفی نیا و نیز فیلم شاخ کرگدن در پردیس سینمایی ملت برگزار گردید.
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه - سخنرانی پرحاشیه احمدی نژاد در مقابل دادگاه بقایی
    تخم مرغ شکم پر
    ● مواد لازم ▪ شش عدد تخم مرغ ▪ دو قاشق مرباخوری سس خردل ▪ یک سوم فنجان سس مایونز ▪ یک قاشق مرباخوری پیاز یا موسیر ▪ یک چهارم قاشق مرباخوری سس فلفلی ● طرز تهیه در یک ظرف مناسب آب …