دوشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۷ / Monday, 16 July, 2018

گشوده‌شدن دریچه رویاها


گشوده‌شدن دریچه رویاها
سوره قدر، با اشاره‌ای به شب آغاز می‌شود، و با رسیدن به فجر و روشنایی فرجام می‌یابد. این ترتیب نمادین که در این سوره آمده، طیف گسترده‌ای از وقایع انسانی را به یاد می‌آورد. این وقایع می‌تواند مربوط به زندگی یک فرد باشد که چگونه خود را از تاریکی‌های ذهنی و اندیشگی به آگاهی و روشنایی می‌رساند و به این‌گونه راه سامان یافتن خویش را پیدا می‌کند و تقدیر خود را در روشنایی رقم می‌زند. همچنین می‌تواند یادآور جامعه‌ای ظلمت ‌گرفته باشد که مردمان‌اش با پیدا کردن «قدر»، یا شناخت واقعیت موجود و شناخت مناسبات پیچیده در روابط اجتماعی خود، می‌توانند واقعیت موجود را به سوی وضعیتی بهتر و دلپذیرتر تغییر دهند. شب با رویا نیز می‌تواند همراه باشد. رویاهایی به قامت آرزوهای ما برای پدید‌آوردن جهانی بهتر، جهانی بی‌گزند برای زندگی. و اگر آدمی را رویای زندگی بهتر در سر نباشد چگونه می‌تواند گزندگی شولای ظلمتی را که در آن زندگی می‌کند دریابد؟ احتمالا از همین‌جا است که تاریکی و روشنایی، یا «لیل» و «فجر» در آغاز و فرجام این سوره معنا پیدا می‌کند. بنابراین می‌توان گفت که نزول قرآن در این شب، نمادی دیگر از گشوده‌شدن دریچه رویاهای ما هم هست و مگر نه آنکه نزول همین قرآن برای محمد رسول، در خلوت رویاهای شبانه بوده است؟ اما شرط رسیدن و دریافتن آن است که چند صباحی روزهای آرام و بی‌کشمکش داشته باشیم تا شب‌‌هامان اسیر پس‌لرزه‌های روزانه نشود و شب‌هایی رها و آزاد باشد.
روزها که در کشاکش و درگیری با خود و دیگران باشیم، شب را نیز اگرچه درها فروبسته و تنها در بستر خویش خلوت گزیده‌ایم، باز هم انگار همه آن کشاکش‌ها و غوغای روز را به بستر خویش آورده و سپس به رویاهای شبانه بازشان می‌خوانیم. و به این‌گونه شب‌هامان و رویاهامان انگار باز هم از جنس همان غوغای روزهامان می‌شود. روزهای ماه صیام انگار باید به روزهای آتش‌بس می‌مانست، آتش‌بس میان ما و طبیعت خودمان، میان ما و دیگرانی که مدام در حشر و نشری گزنده بوده‌ایم. امساک و «صوم» تنها به نخوردن نیست. صوم عبارت بوده است از هر نوع خودداری در هر آنچه جسم و اندیشه ما را درگیر کاری می‌کند که آن کار ما را از خود بیگانه‌مان می‌کند. چند صباحی که این آتش‌بس دوام آورده باشد و جسم و ذهن از غوغای خواستن‌های مدام و تکراری و درگیری‌های گزنده اندکی آسوده باشد، آنگاه شب‌های قدر نیز فرا می‌رسد و خلوت‌های شبانه فرصتی می‌شود برای یافتن دریچه‌ای که به سوی چشم‌اندازی دیگر گشوده می‌شود. در آغاز سوره قدر نیز آمده است که: «ما او را در شب قدر نازل کردیم» این جمله ایهام جالبی دارد. پیشینیان بر این باور بودند که منظور از «او» قرآن است. یعنی که خداوند قرآن را در شب قدر نازل کرده است.
این شاید درست باشد اما چه ربطی به ما می‌تواند داشته باشد؟ برای این تعبیر گمانه‌ای دارم، همان‌گونه که محمد رسول‌الله با آن خلوت‌‌گزینی‌ها و امساک‌ها خود را آماده دریافتن وحی می‌کند، دیگرانی هم که خود را به آرامشی نسبی از آن‌گونه رسانیده‌ باشند و شب‌هایی از جنس هشیاری پاک و تاملی در خور فرجام انسان و جامعه برای خود فراهم کرده باشند، چه بسا که آن دریچه دیگر بر آنان گشوده گردد، همان که به سوی نوعی آگاهی فراتر از حواس ظاهر باز می‌شود و به تناسب تامل خویش، متوجه اهمیت قدر خویش و قدر جامعه خویش گردند، و دریابند که با این قدر چه تقدیری می‌توانند برای خود رقم زنند. از نگاه دینی، برای هرچیزی که در این عالم خلق و در این گیتی ظهور پیدا می‌کند و به هستی در می‌آید، اندازه‌ و قدری هست و هرچیزی از چیزهای این عالم مطابق اندازه‌ای که در عالم امر برای آن مقدر است «هست» می‌شود و تجلی پیدا می‌کند.(۱)
چیزها، به «قدر» یا به اندازه‌ای که برایشان تعیین شده «هست» می‌شوند، خود بدانند یا ندانند. بعد هم به‌راهی که برایشان مقدر شده جاری می‌شوند، خود بخواهند یا نخواهند. پس «قدر» با «تقدیر» متفاوت است. قدر اندازه و توان نهفته در یک چیز است و «تقدیر» جاری شدن، راه افتادن، به‌جریان عمل درآمدن همان چیز. یعنی که تقدیر هر چیزی، در دست خود آن چیز نیست بلکه قادر مطلقی که نامش را خداوند گذاشته‌ایم تقدیر چیزها را در دست خود دارد.(۲)
حدیث آدم اما با چیزهای دیگری که در این گیتی پدیدار می‌شوند تفاوتی جدی و اساسی دارد. آدم هم قدری یا اندازه‌ای دارد، خواه قدر خود بداند یا نداند. تا اینجا، آدم با دیگر چیزها در حساب آفرینش همانند است. اما جدایی آدم از دیگر چیزها از آنجا آغاز می‌شود که می‌تواند با قدر خود آشنا شود تا تقدیرش را خود رقم زند. راهش را خود بجوید، فرجام‌اش را خود از روی اختیار و آگاهی انتخاب کند. تقدیر دانه بادام که در باغستانی نشانده شود، درخت بادام شدن است. این برایش مقدر است دست خودش هم نیست. اما تقدیر آدم که به این گیتی در آمده، در اختیار خودش هست. انگار خداوند آدم را که سرشت و اندازه‌ها را که در وجودش تعبیه کرد، آنگاه او را به خودش هدیه نمود و گفت: تا اینجای کار با من بود، حالا این تو هستی و این‌ هم صحنه گیتی برای تقدیر نمودن خودت، برای به‌ثمر رسانیدن فرجامت. این یعنی بار سنگین مسوولیت خود را به‌گردن گرفتن، یعنی مسوول اکنون و فرجام خود و جامعه بودن.(۳) درست از همین‌جا است که برای هر آدمی دانستن قدر ضرورت پیدا می‌کند تا بتواند خود را به‌درستی تقدیر کند و تا بتواند فرجامی شایسته قدر خود برای خود پدید آورد. پس «قدر» ما، امری نهفته و پنهانی در خود ما است که خود باید آن را کشف کنیم و تقدیر ما بستگی به آگاهی ما از قدر خودمان دارد. در این نگاه، ندانستن قدر خویش، یعنی بیگانه‌بودن با توان و اندازه خویش.
آدمی تنها نمی‌زید که تنها به دانستن قدر خویش اکتفا کند. قدر در عرصه دیگری هم وجود دارد؛ عرصه‌ای که مستقل از افراد می‌نماید و مربوط به تمامی یک ملت یا یک جامعه می‌شود. جامعه‌ای که از قدر خویش آگاهی نداشته باشد، یعنی از تقدیر خویش ناآگاه و ناتوان است. بعد هم سرگردان‌شدن جامعه در چیستی و چرایی فرجام خود. یعنی مدام این‌سو و آن‌سو دویدن و نیافتن. یا تهی‌وارگی و دل به ابتذال و روزمرگی سپردن به صورت دسته‌جمعی. ابزار دست افراد قدرت‌طلب شدن. و تقدیر گنگ و پر ابهام خویش را از آنان انتظار داشتن. برای همین بود که گفت: «یک شب قدر بهتر از هزار ماه است» هزار ماه، اگر چه عددی مبالغه‌آمیز می‌نماید اما بیش از ۸۰ سال و مطابق عمری تقریبا اشباع‌شده برای هر فرد است. شاید به این معنا که اگر لیله‌القدری نداشته باشی و اگر قدر خویش را ندانسته باشی، از تمامی عمر خویش نه در زندگی فردی و نه در عرصه اجتماعی بهره‌ای نخواهی داشت. پس قدر را در دو عرصه متفاوت اما درهم‌تنیده می‌توان مطرح کرد. یعنی علاوه بر یک فرد و اهمیت دانستن قدر خودش برای تغییر و صیرورت، همچنین از یک قوم و ملت نیز می‌توان یاد کرد که در مناسبات اجتماعی دارای روابط درهم تنیده است و همچون یک فرد برای تغییر وضع موجود به وضع مطلوب نیاز به آگاهی و دانستن قدر خودش دارد. از این نگاه، آگاهی و شناخت مردم یک جامعه از واقعیت موجود خودشان، دانستن قدر است. در این مورد شاید بتوان سه ویژگی برای «قدر» در نظر گرفت. یکی شناختن عوامل، روابط و مناسباتی که موجب گزند و آسیب‌های عمومی و همگانی می‌شود، دوم کشف توانمندی‌های بالقوه‌ و نهفته‌ای که در جامعه وجود دارد و به‌کار گرفته نشده. و سوم پیدا کردن چشم‌اندازی بهتر و متناسب با توانمندی‌های نهفته برای تغییر خود یا جامعه از این وضعیت موجود به‌سوی آن چشم‌انداز مطلوب.
در همین سوره قدر، پس از طرح اینکه یک شب قدر بهتر از هزار ماه است همچنین آمده است که «ملائکه» و «روح» به تدریج نازل خواهند شد. اگر بتوانیم از تصویرهای نمادین که برای معنای این واژه طرح کرده‌اند عبور کنیم و با توجه به ریشه و مشتقات دیگر این واژگان، و با توجه به ساختار ادبی متن قرآن، می‌توان گفت که «ملائکه» عبارتند از نیروهایی که اگر چه به‌گونه‌ای عینی به چشم نمی‌آیند اما با شناختن قدر، این نیروها هم قابل درک خواهند شد و به تدریج در دسترس آدمیان قرار می‌گیرند تا آدمیان برای تغییر وضعیت موجود به وضع مطلوب از این نیروها بهره گیرند. و همچنین «روح» این نسیمی که به تعبیر حافظ: از کوی دلبر آید(۴) و انگاره‌هایی از آنچه باید باشد و نیست در خیال ما می‌افکند، تا بتوانیم چشم‌اندازی از این انگاره‌ها پدید آوریم. مقصود من از «چشم‌انداز» طرحی ذهنی است که در عمل قابل پیگیری و اجرا باشد. طرحی برای تغییر آنچه در واقعیت زندگی کنونی داریم اما هنگامی که ملتی بر واقعیت موجود سرپوش بگذارد و بنا به دلایلی از دانستن دقیق این واقعیت طفره برود یا فرار کند، طبعا قدرت تقدیر نمودن را هم پیدا نخواهد کرد.
برای فرار از فهم این مسوولیت سنگین، و سرپوش نهادن بر واقعیت، راه‌های بسیاری در پیش است. می‌توان حتی به نام شب قدر مناسکی بر پا کرد، قرآنی بر سر گرفت، «خلصنا من‌النار یا رب» گفت، و دل به تمنای گریستن سپرد و بعد بی‌آنکه فهمی از قدر داشت و بی‌آنکه چشم‌انداز روشنی برای زندگی بهتر پدید آورده باشیم خود را سبک‌بار و آسوده‌خیال بپنداریم که عبادتی کرده‌ایم و اشکی افشانده‌ایم، باشد که خداوند از خزانه غیب خودش رحمتی فرستد و در این کار فروبسته ما گشایشی دهد، از این آتشی که دامان‌مان را گرفته نجات‌مان دهد. انگار فراموش کرده‌ایم که: خدا هیچ قومی را تغییر نمی‌دهد مگر آنکه آن قوم خودشان آنچه را در خویش دارند تغییر دهند (سوره سیزدهم، آیه۱۱)

علی طهماسبی
پی‌نوشت‌ها:
۱- سوره طلاق (۶۵) بخشی از آیه سوم و بسیاری آیات دیگر در مورد قدر و تقدیر
۲- سوره نور (۲۴) آیه ۲ و همچنین سوره اعلی (۸۷) آیه دوم و آیات بعدی
۳- برداشتی از آیه ۷۲ سوره احزاب (سوره سی‌و‌سوم)
۴- واژه روح با ریح از یک ریشه هستند. ریح به معنای نسیم جفت مادی و عینی روح شمرده می‌شود و روح همان ریح است اما در قلمرو اسم معنا
گفتم خوشا هوایی کز باد صبح خیز/ گفتا خنک نسیمی کز کوی دلبر آید

منبع : روزنامه کارگزاران

مطالب مرتبط

تسامح و تساهل در قرآن

تسامح و تساهل در قرآن
طیف گسترده و ناهمگون ادیان، تفاوت های بسیاری را در بینش و نگرش انسان های متدین به آن ادیان پدید می آورد، بینش و نگرش هایی كه چالش های بسیاری را نیز فراسوی امت ها و ملت ها پدیدار كرده و جنگ هفتاد و دو ملت را دامن می زند. بی گمان همه در پی رسیدن به حقیقت تلاش كرده اند ولی چون آن را ندیده اند، ره افسانه زده اند و در وادی آن حق و باطل، درست و نادرست را آمیخته و به بازار اندیشه و كنش عرضه داشته اند.
در این طیف گسترده ادیان، تفاوت هایی در آموزه های اخلاقی و دستوری می بینیم، تفاوت های بسیار فاحش كه به همان اندازه گستردگی در گزاره ها و بینش هاست. آموزه های اخلاقی و دستوری برخی از ادیان آن چنان ساده و آسان است كه نمی توان آن را در عنوان مناسك و اعمال و احكام عبادی دسته بندی كرد و بیشتر به سادگی قوانین و دستورهایی می ماند كه در یك روستای كوچك اجرا و اعمال می شود. سادگی احكام ریشه در سادگی گزاره های اعتقادی و بینش ها و رویكردهای آن ادیان دارد. دسترسی به بینش و اندیشه های آن به همان سادگی احكام و آموزه های اخلاقی و دستوری آنهاست.
برخی دیگر از ادیان از چنان ساختار پیچیده ای در گزاره ها و آموزه ها برخوردارند كه گاه برای غیر متدینان و پدیدار شناسان، فیلسوفان دین و مردم شناسان دست رسی و دست یابی به ژرفای آنها ناشدنی می نماید. بسیاری از مردم شناسان كه نگرشی هم دلانه داشته و یا با كنار گذاشتن فرهنگ خویش و زیستن در میان متدینان و آموزش های ایشان كوشیده اند تا به شناختی درست نه حتی حقیقی دست یابند، در این امر ناكام مانده اند. پیچیدگی و گستره گسترده و بی كران گزاره ها و آموزه ها تا آن اندازه بوده كه عمری را می طلبد، در حالی كه پژوهشگران چنین فرصت و امكانی را ندارند.
تفاوت های دیگری كه در میان ادیان یافت می شود و مورد پژوهش در جستار كنونی است. تفاوت در چگونگی آموزه های دستوری ادیان است. برخی از احكام و آموزه های ادیان، حتی بدون داشتن جنبه تنبیهی، بسیار دشوار و مشقت آور است; مانند «روزه وصال» كه چند شبانه روز امساك به طور پیوسته در آن ادامه می یابد.
گاه این آموزه های دستوری و یا اخلاقی برای تنبیه و كیفر وضع شده است و احكام سخت تری تشریع شده تا گناهكاران را كیفری سخت دهد; برای نمونه به دلیل ستم گری، رباخواری، حرام خواری و مخالفت مردمان با پیامبران، هر حیوان ناخن دار و سُم پهن مانند شتر و نیز چربی گاو و گوسفند كه غذای دل خواه ایشان بود، در دین یهود تحریم شد.
در برخی از منابع به علل و فلسفه تشدید احكام توجّه داده شده و بیان می دارد كه زمامداران بنی اسرائیل، مردم كم درآمد را از خوردن گوشت پرندگان و چربی حیوانات باز می داشتند، بدین روی این چیزها برایشان حرام شد. تورات كنونی نیز می نویسد: شتر با وجودی كه نشخوار می كند، امّا تمام سم چاك نیست برای شما نا پاك است.
شریعت اسلام بر خلاف ادیان دیگر روشی معتدل را در پیش گرفته است. آموزه های اخلاقی و دستوری آن بسیار آسان و متناسب با توانایی ها و بنیه بدنی و روانی اوست، چون دین مبتنی بر فطرت است; از این رو بسیاری از عالمان اسلامی یكی از شاخصه های درستی روایات و احكام را ملایم و متناسب بودن با «فطرت» انسان دانسته اند.
خدا در قرآن در تشریع احكام و تكالیف شریعتی اسلام، به اصل آسان گری و تسامح و تساهل توجّه داشته است; از این رو تشریع آموزه های دستوری را به گونه ای قرار داده كه عمل به آن آموزه ها و وظایف در توان انسان باشد. خداوند در این باره می فرماید: «لاَ یُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا» خداوند هیچ كس را به بیش از توانش تكلیف نمی كند.
این آیه بیانگر اراده الهی در تخفیف و آسان گیری است.
این ویژگی «آسانی» «تسامح» و «تساهل» در جوهره همه ادیان الهی و آسمانی وجود دارد ولی ادیان گذشته در محیط فرهنگی خویش دچار اموری بودند كه راهبری ایشان به حقیقت جز با تكالیف و آموزه های سخت ناشدنی بود; و یا آن كه این احكام واقعی به دست دیگران تحریف شده و بدین صورت كنونی در آمده است.
تكالیف در دین اسلام، آسان و معتدل و هماهنگ با فطرت انسانی است. قرآن به این مسأله فطری و غریزی توجّه داشته است كه تكالیف سخت و دشوار نه تنها انسان را به سوی دین گرایش نمی دهد بلكه او را گریزان از دین می كند; این یك خواسته طبیعی است كه آسان خواه و راحت طلب باشد. از این رو رفاه طلبی به عنوان یك میل و كشش طبیعی در انسان مطرح است ولی افراط و تفریط چنان چه در هر چیزی خطر ساز است، در این امور نیز خطرآفرین است و انسان را به ورطه نابودی می كشاند.
قرآن افزون بر گزارش از این گرایش طبیعی انسانی به آسانی و راحتی، درخواست مؤمنان را درباره آسان خواهی بیان و گزارش می دهد و می نویسد كه مؤمنان در خواسته های خویش می گفتند: «رَبَّنَا وَلاَ تَحْمِلْ عَلَیْنَآ... مَا لاَ طَاقَهَٔ لَنَا بِه»
این آسان گیری را می توان در نمونه های ملموس و عینی احكام و آموزه های دستوری قرآن را به آسانی یافت و از آن سراغ گرفت كه در زیر به چند مورد اشاره می شود.
۱) پذیرفتن اسلام:
خداوند متعالی در پذیرش اسلام، آسان گرفته و دستور داده است كه هر كس اظهار اسلام كرد، بی درنگ از او بپذیرید.
۲) واجبات و كفّارات تخییری:
در برخی واجبات، مكلّف بر یك عمل الزام نشده; بلكه بین چند عمل مخیّر است كه نوعی آسانی به شمار می آید. مواردی از تخییر كه در قرآن ذكر شده، عبارت است از: الف. وقوف در منی و قربانی: واجب است حاجی پس ازاعمال روزدهم(رمی جمره عقبه، قربانی، حلق یا تقصیر) در ایام تشریق (یازدهم، دوازدهم، سیزدهم) در منی توقّف كند; امّا خداوند او را بین كوچ كردن روز دوازدهم و سیزدهم مخیّر كرده است. ب. كفّاره قسم: اگر مسلمانی سوگند شرعی خویش را بشكند، خداوند به جای تعیین یك جریمه، وی را میان چند كفّاره مخیّر كرده است تا بر او گران نیاید و جریمه خود را آسان تر بپردازد. بر اساس آیه ۸۹ مائده(۵) كفّاره قسم یكی از این سه مورد است. اطعام ده فقیر یا پوشاندن لباس به آنان، آزاد كردن یك برده و در صورتی كه قدرت مالی برای ادای یكی از جریمه های یاد شده را نداشت، سه روز روزه بگیرد.
۳) واجبات و كفّارات ترتیبی:
برخی واجبات یا كفّارات، به صورتی قرار داده شده كه در صورت قدرت نداشتن مكلّف بر یك گونه از آن، شكل های دیگری پیش روی او باشد. واجبات و كفّارات ترتیبی در قرآن از این قرارند:
الف) كفّاره صید برای محرم:
خداوند، صید حیوانات را بر مُحرِم ممنوع كرده و مجازات آن را حیوانی معادل آن مانند شتر، گاو و گوسفند قرار داده است; امّا اعلان فرموده كه مكلّف در صورت عدم تمكّن می تواند شماری از فقیران را اطعام كند و اگر از عهده این نیز برنیاید می تواند چند روز (متناسب بانوع جرم) روزه بگیرد. (مائده(۵)، ۹۵)
ب) قربانی:
یكی از مناسك حج، قربانی است. اگر حاجی بر آن توانا نباشد، باید ده روز روزه بگیرد. (بقره(۲)، ۱۹۶)
ج) كفّاره ظهار:
كفّاره ظهار، آزاد كردن یك برده است كه در صورت عدم تمكّن، دو جای گزین به ترتیب (شصت روز روزه پی در پی پیش از رجوع و اطعام شصت فقیر) برای آن قرار داده شده است. (مجادله(۵۸)، ۳ و ۴)
د. كفّاره قتل خطایی: مجازات كسی كه یكی از مسلمانان را به خطا كشته، پرداخت دیه كامل به بازماندگان مقتول و آزاد كردن یك برده مؤمن است; امّا اگر نتوانست برده آزاد كند، باید دو ماه پی درپی روزه بگیرد.
۴) آسان گیری با قرار دادن شرایط:
خداوند برای وجوب هر یك از تكالیف نیز شرایطی را قرار داده است كه با فقدان یكی از آن ها، تكلیف برداشته می شود كه خود نوعی آسان گیری است; مانند مشروط بودن وجوب حج به استطاعت.
۵) آسان گیری با رفع یا تبدیل احكام:
گاه وضعیّت خاصّی برای برخی افراد پیش می آید كه خداوند یا اصل تكلیف را برداشته یا آن را به حكمی دیگر تبدیل كرده است. این موارد عبارتند از:
الف) اضطرار:
در اضطرار، حكم اوّلیّه برداشته می شود; به طور مثال با این كه خوردن چیزهایی مانند مردار، خون، گوشت خوك، ذبح شده به نام غیر خدا حرام است، در صورت اضطرار، حرمت آن برداشته شده است.
ب) اكراه:
اگر كسی به گناه وادار شد، خداوند آن گناه رامی بخشد; چنان كه اظهارات شرك آمیز را در زیر شكنجه مشركان بخشید.
ج) تقیّه:
انسان به جهت حفظ خویش از ضرر دیگران می تواند كلام ناحق گفته یا برخلاف حق عمل كند. خداوند پس از نهی از برقراری ارتباط با كافران، فرموده كه چنین ارتباط در صورت تقیّه مانعی ندارد.
د) خطا:
ارتكاب بسیاری از كارهااگر به عمد باشد، مؤاخذه و پیامدهای مهمّی دارد و اگر به خطا باشد، یا هیچ گونه مؤاخذه و پیامدی ندارد یا پیامد آن اندك و سبك است.
هـ ) فراموشی:
ترك واجب یا ارتكاب حرام از روی فراموشی مؤاخذه ندارد. قرآن این مطلب را در قالب دعا از زبان مؤمنان چنین نقل می كند : «رَبَّنا لاتُؤاخِذنا إن نَّسینا أو أخطَأنا».
و) بیماری:
اگر ادای تكلیف در مواردی موجب بیماری شود، خداوند آن را از مكلّف مرتفع ساخته یا به واجب آسان تر تبدیل می كند; بر این اساس، به كسی كه در ماه مبارك رمضان مریض است، اجازه افطار و قضای آن در روزهای دیگر را داده است : «و مَن كانَ مَریضاً أو عَلی سَفر فعِدّهٌٔ مِن أیّام أُخرَ یُریدُ اللّهُ بِكم الیُسرَ و لایُریدُ بِكم العُسرَ» هم چنین حكم وضو را برای مریضی كه آب برای او ضرر دارد، به تیمم تبدیل كرده است: «...و إن كنتم مَّرضی أو عَلی سَفر أو جاءَ أحدٌ مِنكم مِن الغائطِ... فَتَیمَّموا صَعیداً طَیّباً... ما یُریدُ اللّهُ لِیَجعَل عَلَیكم مِن حَرج.» حكم جهاد نابینا، لَنگ و مریض نیز همین گونه است: «لَیس عَلی الأعمی حَرجٌ و لا عَلی الأَعرجِ حَرجٌ و لا عَلی المَریضِ حَرجٌ» و نیز توبه(۹)، ۹۱. پیامبراكرم(ص) به یكی از اصحاب بیمار خود فرمود: نماز را ایستاده بخوان. اگر نتوانستی، نشسته بخوان و گرنه به پهلو و اگر نشد، خوابیده به پشت; زیرا خداوند هیچ انسانی را تكلیف نمی كند، مگر به قدر توان او. حرمت تراشیدن سر پیش از قربانی، در صورت بیماری یا مشكلی مانند آن، برداشته می شود و شخصی كه وادار به حلق شد، باید روزه بگیرد یا فقیران را اطعام یا گوسفندی را قربانی كند كه فدیه آن شمرده می شود: «و لاتَحلِقوا رُءوسَكم حتّی یَبلُغَ الهَدیُ مَحِلَّه فَمَن كان مِنكم مَریضاً أو بِه أذیً مِن رَّأسِه فَفِدیهٌٔ مِّن صیام أو صَدقهٔ أو نُسك.» و ز. حرج و سختی توان فرسا: خداوند، تكالیف مشقّت زا را برداشته است. تخفیف شریعت در موارد حرجی، چنان شایع و مورد توجّه فقیهان بوده كه به مثابهِ قاعده و اصل عمومی (نفی حرج) مورد كاربرد فقهی آنان در مسائل و ابواب گوناگون مشهور شده است : «و ما جَعَل علیكم فی الدینِ مِن حرَج.»
انواع سختی كه مجوّز رفع یا تبدیل تكلیف است، عبارتند از ۱. تنگنای مالی:خداوند، حكم وجوب جهاد را از كسانی كه مضیقه و تنگنای مالی، مانع حضور آنان در جبهه شده، برداشته و فرموده است: «لَیس عَلی الضُّعفاءِ و لا عَلی المَرضی و لا عَلی الّذینَ لایَجِدونَ ما یُنفِقونَ حَرَجٌ إذا نَصَحوا لِلّهِ و رَسولِه». ۲. ضعف توان و مقاومت روحی: قرآن در آغاز فرمان داده بود كه اگر ارتش مسلمانان، یك دهم ارتش مشركان باشد می توان با آنان به مقابله برخاست; زیرا ایمان و روحیّه قوی، توان پایداری و مقاومت را به آنان خواهد داد; امّا پس از پیدایش ضعف روحی، بر آنان آسان گرفت و مقایسه را به نصف تخفیف داد. ۳. نیاز جنسی: از آن جا كه پرهیز از مباشرت با همسر در طول ماه رمضان برای مسلمانان صدر اسلام قابل تحمّل نبود و برخی بر اثر عدم تحمّل، با همسرانشان نزدیكی می كردند، خداوند بر امّت اسلام آسان گرفت و مباشرت را در شب ماه رمضان جایز كرد .
ح) سفر:
برخی از احكام، مانندنمازهای چهارركعتی، روزه و وضو در سفر به احكام آسان تر تبدیل شده است.
ط) سال خوردگی:
خداوند به سال خوردگان زمین گیر، تخفیف های بیش تری داده است; از جمله، برداشتن روزه و تبدیل آن به پرداخت یك وعده غذا (مد طعام) به فقیر در برابر هر روز: «و عَلی الذینَ یُطیقونَه فِدیَهٌٔ طَعامُ مِسكین.»
ی) خوف از خطر:
قرآن یا روایات در موارد متعدّدی تصریح كرده اند: تكلیفی كه انسان را در معرض خطر جدّی جانی یا مالی قرار دهد، ساقط می شود; مانند لزوم آرامش بدنی در نماز كه در صورت خوف، ساقط می شود : «فإن خِفتم فَرِجالا أو رُكباناً.»
ك) ناآگاهی:
مسلمان موظّف به فراگیری احكام و تكالیف دینی خویش است و در صورت كوتاهی در یادگیری مؤاخذه خواهد شد; امّا خداوند در چندین مورد بر ناآگاهان آسان گرفته است; مانند ناآگاهی و عذر ناشی از نرسیدن دعوت پیامبران یا عدم آگاهی از حرمت و وجوب برخی كارها و اشیا در شریعت. مسلمان اگر پس از تحقیق لازم، هم چنان در حكم شرعی كاری یا چیزی شك داشته باشد، می تواند به استناد اصل حلیّت یا برائت، آن را بر خود حلال و جایز شمرد. قرآن می فرماید : «لایُكلِّفُ اللّهُ نَفساً إلاّ ما ءَاتـها».

وبگردی
کدام پسر روحانی سه تابعیتی است؟
کدام پسر روحانی سه تابعیتی است؟ - سرنوشت فرزند بزرگ حسن روحانی از جمله مواردی است که در سال‌های گذشته بارها مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفته است. پیش از برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۹۲ نیز یکی از وب‌سایت‌های اصولگرا مدعی بود که او به دنبال “شکست عشقی” دست به “خودکشی” زده است. بنا به ادعای برخی از رسانه‌های اصو‌لگرا، فرزند روحانی با کلت کمری پدر خودکشی کرد.
فیلم منزل محمود خاوری درکانادا
فیلم منزل محمود خاوری درکانادا - کاربران شبکه های اجتماعی فیلمی را منتشر کرده اند که گفته می شود مربوط به خانه مجلل محمود خاوری در کانادا است. صحت و سقم این قضیه هنوز تایید نشده است.
چرا آیت‌الله جنتی اینگونه فکر می‌کند؟
چرا آیت‌الله جنتی اینگونه فکر می‌کند؟ - احزاب و شخصیت‌ها - زندگی ساده آیت‌الله جنتی گرچه از ویژگی‌های مثبت شخصیت وی است اما نوع نگاهش به عرصه سیاسی و مصداق‌یابی های وی درخصوص افراد انقلابی انتقادهای زیادی را متوجه او می‌کند.
مائده هژبری و امیرحسین مقصودلو در استانبول
مائده هژبری و امیرحسین مقصودلو در استانبول - امیرحسین مقصودلو (تتلو) با انتشار عکسی از خودش و مائده هژبری، دختر نوجوانی که پس از اعتراف تلویزیونی اش معروف شد، از کنسرت مشترک در استانبول خبر داد.
واکنش فغانی به انتشار تصاویردست دادنش با داور زن برزیلی:کوچکترین اهمیتی برایم ندارد!
واکنش فغانی به انتشار تصاویردست دادنش با داور زن برزیلی:کوچکترین اهمیتی برایم ندارد! - تصاویر با شما سخن می گویند؛ تصاویری بی روتوش با سخنانی بی روتوش‌تر؛ می‌خواهیم با بخش خبری «فوتونیوز»، مقامات با شما بی روتوش و رودررو سخن بگویند. از این پس، عصرگاه هر روز با «فوتو نیوز» تابناک، حرف و سخن مقامات داخلی و خارجی را به عکس بی روتوش‌شان الصاق می‌کنیم، تا بهتر بدانیم چه کسی حرف زده و از چه سخن گفته است. کوتاه و مختصر؛ به احترام وقت شما و فرصتی که برای دانستن می‌گذارید.
اول مرگ بر ربا بعد مرگ برآمریکا
اول مرگ بر ربا بعد مرگ برآمریکا - صحبت های تامل برانگیز آیت الله رودباری درمورد ربا در کشور
مرد رو‌به‌روی مائده هژبری کیست؟
مرد رو‌به‌روی مائده هژبری کیست؟ - دختر بازداشت شده در بخشی از مصاحبه توضیح می‌دهد که صبح دستگیر شده و خانواده‌اش در جریان این موضوع قرار گرفته‌اند و این ادعا نشان می‌دهد تهیه فیلم اعترافات به فاصله یک صبح تا عصر انجام شده که خود نشان‌دهنده این است که برای متهم هنوز دادگاهی تشکیل نشده و جرمی به اثبات نرسیده ‌است.
فیلم | رامبد: دهنتو ببند، فرح‌بخش: دهنتو گِل بگیر!
فیلم | رامبد: دهنتو ببند، فرح‌بخش: دهنتو گِل بگیر! - پس از آنکه فیلم تازه محمدحسین فرح‌بخش در سالن‌های سینمای شهر تهران اکران نشد. احمدی مدیر سینماشهر که از قضا تهیه کننده برنامه خندوانه نیز هست و سوله مدیریت بحران شهر تهران در دوره تهیه کنندگی او به «خندوانه» اختصاص یافت، مانع از این اکران شده بود و همین مسئله واکنش فرح بخش را به دنبال داشت و او را رانت‌‎‌خوار خواند و پای رامبد جوان را به میان کشید.
شاخ‌های اینستاگرامی که نمی‌شناختیم
شاخ‌های اینستاگرامی که نمی‌شناختیم - یکی از دختران که به شدت مورد توجه قرار گرفته است مائده نام دارد. او از چهره‌های شناخته شده اینستاگرام است که ویدئو‌هایی از رقص هایش را در صفحه خود منتشر کرده است. او متولد سال 1380 است. به گفته خودش حدود 600هزار فالوئر دارد. او حالا با قرار وثیقه آزاد است.
تصادف سردار آزمون با پورشه اش (عکس)
تصادف سردار آزمون با پورشه اش (عکس) - سردار آزمون نیمه شب گذشته و در نزدیکی‌های صبح امروز با خودوری پورشه شخصی خود در محور نکا بهشهر پس از عبور از روستای کمیشان با تصادف زنجیره‌ای مواجه شد که در این حادثه خودروهای زیادی خسارت دیدند
فیلم | سرگذشت گنده‌لات تهران تا لحظه جان‌دادن در زندان (۱۴+)
فیلم | سرگذشت گنده‌لات تهران تا لحظه جان‌دادن در زندان (۱۴+) - فیلم - گزارشی کامل و کوتاه از سرگذشت وحید مرادی گنده‌لات تهران تا لحظه جان‌دادن در زندان را در ویدئوی زیر ببینید.
شوخی «عطاران» با «مدیری» در اکران فیلم هزارپا
شوخی «عطاران» با «مدیری» در اکران فیلم هزارپا - مراسم اکران خصوصی فیلم هزارپا با حضور هنرمندان و بازیگران این فیلم سینمایی شب گذشته 9 تیر 1397 در برج میلاد برگزار شد.
قصور تاریخی دولت
قصور تاریخی دولت - چه باید کرد؟ پرسشی که نوبخت پرسیده است، اما شاید به دنبال پاسخ آن نباشد. در شرایط کنونی دولت و حامیان اصلی آن در مظان این اتهام تاریخ قرار خواهند گرفت که چرا به دنبال طرح و پاسخ مهم‌ترین سوال شرایط بحرانی کنونی نرفتند.
تصاویر/ لمس "آزادی" در ورزشگاه آزادی
تصاویر/ لمس "آزادی" در ورزشگاه آزادی - مردم تهران برای اولین بار و برای تماشای مسابقه‌ی فوتبال ایران و اسپانیا در جام جهانی ۲۰۱۸ بهمراه خانواده‌های خود به ورزشگاه صدهزار نفری آزادی رفتند