چهارشنبه ۱ آذر ۱۳۹۶ / Wednesday, 22 November, 2017

چه دانم های بسیاری است لیکن من نمی دانم...


چه دانم های بسیاری است لیکن من نمی دانم...
معمولاً همه غزل مولانا را غزلی طرب انگیز و حاصل سماع و حالات معنوی ملای روم و فرزند فرزانه بلخ می دانند؛ البته با توجه به حجم بالای غزلیات دیوان شمس، نمی توان از استادان بسیار فعال(!) ادبیات فارسی انتظار داشت که در آن کنکاش بیشتری کنند.
معمولاً در این راه چند جمله کلیشه ای همه آن چیزی است که درباره غزلیات دیوان کبیر نوشته می شود و آن هم این است که وزنهای دوری و قافیه های میانی غزل مولانا حاصل شور موسیقایی در غزلهای دیوان کبیر است و چند بیت معروف هم که مثال همیشگی است که مولانا در بند قافیه و وزن نبوده و همیشه نگران بوده که مبادا توسط «مفتعلن مفتعلن» کشته شود و جوان و ناکام سر بر بالین خاک بگذارد!
این سخنان تا آن جا پیش می رود که حتی ساختارگرایان روس نیز با شنیدن این سخنان می آیند و در غزلیات مولانا به دنبال تأخیر معنای ناشی از بازیهای رادیکال زبانی می گردند و مثال معروف را می یابند که «ای مطرب خوش قاقا» و البته آن روزها استاد شفیعی کدکنی نبودند که به آنها گوشزد کنند که زبان این غزل نشان دهنده احتمال ضعیف تعلق آن به مولاناست.
استادان ادبیات در صد سال اخیر، بر عکس تا آنجا که می توانستند مثنوی خوانی کردند و از تمثیلهای جذاب این کتاب شگرف سخن گفتند و شاید بیش از صد خوانش گوناگون از «طوطی و بازرگان» ارایه دادند و بسیار حسرت خوردند که عقل بازرگان به اندازه هیچ کدام از طوطی ها، چه هندی و چه ایرانی اش نمی رسیده و همچنین روایت والت دیسنی وار گرگ و روباه و شیر را تا حد بالاترین تفاسیر عرفانی بالا بردند و حتی بسیاری ابراز تأسف کردند که چرا مولانا در روزهای پایانی غزل سروده و ایشان را درحسرت پایان داستان قلعه ذات الصور دفتر ششم مثنوی گذاشته است!
اما در گذر از زمان و صفحه های نقد ادبی صد سال اخیر، به مقاله ای برمی خوریم که به قلم منتقد تند مزاج و پرکار دهه های چهل، پنجاه و شصت، «دکتر رضا براهنی» درباره تشابهات مولوی، سوررئالیستها و رمبو نوشته شده و در میانه جلد اول مجموعه «طلا در مس» جای گرفته است و اتفاقاً نام این مجموعه ارزشمند و سه جلدی هم برگرفته از همین مقاله است. براهنی در این مقاله تلاش دارد با بهره گیری از رویکرد سوررئالیستی و استفاده از آموزه های فروید، به خوانش چند غزل از مولانا بپردازد و تأکید ویژه او بر غزلی است که دو بیت اول آن این است:
داد جارویی به دستم آن نگار
گفت کز دریا برانگیز آن غبار
باز آن جاروب را زآتش بسوخت
گفت کز آتش تو جارویی برآر
البته وقتی براهنی وارد خوانش جزئی غزل می شود، بیشتر با توجه به تعاریف جدول ضربی و سمبولیستی پیروان مقلدمآب فروید، به روایتی می رسد که شگفت زده شدن برای بیان احساس انسان نسبت به آن، فعل الکنی است.
البته در چاپ سال ۸۰ «طلا در مس» که در اختیار من است، او در پایان و به عنوان اضافه سال ۶۵ تقریباً از تمام سخنان خود در این مقاله عقب نشینی کرده است و البته تلاشهای من برای دستیابی به چاپ اولیه این مقاله در مجله فردوسی نیز بی فایده ماند.اما خوبی این مقاله آن بود که به همه یادآوری کرد مولانا را باید ورای کلیشه های سماعی در غزلهایش کنکاش کرد.
از آن زمان تا امروز، ماجرای فلسفه ادبیات جهان تغییرات ژرفی کرده است و آنچه امروز مهمترین نقش را در ادبیات جهانی ایفا می کند، چگونگی برخورد اثر ادبی با روایت- به معنایی وسیع- است.
واقعیت آن است که ما در طول تاریخ غزل فارسی یا چندان شاهد قدرت نمایی شاعران در این عرصه نبوده ایم و یا چندان روایت را در شعر ایشان مورد کنکاش قرار نداده ایم و همین سبب می شود وقتی با دلارهای نفتی در کنگره مولانا از آمریکا و سوئد سخنران می آوریم، با همان جملات کلیشه ای درباره مولانا و مثنوی انسان دوستانه اش روبه رو شویم تا بپذیریم که او نیز مانند «رابیندرانات تاگور» انسان بزرگ و حکیم فرزانه ای است؛ هر چند « میان ماه من تا ماه گردون/ تفاوت از زمین تا آسمان است.»
آنچه در غزلهای مولانا انسان را تحریک می کند که به دنبال عنصر روایت بگردد، طولانی بودن غزلها و تعدد ابیات است. اتفاقی که شاید اولین عدول مولانا از قانون نوشته شده غزلسرایان پسین و پیشین باشد که تعداد ابیات غزل را ۷ تا ۱۳ بیت می دانستند.
عدولی که کمتر در حافظ و سعدی و بیدل شاهدیم، هر چند ایشان را نیز دهن کجی به قوانین «شمس قیس» مظلوم، کم نیست.نگارنده با نگاه به غزلهای دیوان شمس و با بهره گیری از تعاریف فلسفه ادبیات از ساختار و پساساختار در دید فیلسوفانی چون میشل فوکو و رولان بارت و پس از آن ژاک دریدا و با توجه به مجال این نوشتار، می تواند روایت و ارتباط ارگانیک و غیرارگانیک اجزای روایی را در غزل مولانا به چند دسته تقسیم کند:
الف) روایت بر مبنای ساختار هرم وارونه
به وضوح می توان گفت بسیاری از غزلیات مولانا شباهت نزدیکی به شیوه روایت و گزارش نویسی هرم وارونه دارد که مقوله ای آشنا برای تمامی روزنامه نگاران و خبرنگاران است.
شیوه ای که سعی دارد و تلاش می کند در چند سطر آغازین روایت، خلاصه ای کلان از محتوا و نه معنا را در اختیار مخاطب قرار دهد.مهمترین برهان برای تأیید این مسأله آن است که در ذهن بسیاری از مخاطبان چندین و چند ساله مولوی تنها بیت آغازین بسیاری از غزلها نقش بسته است و این بسیار متفاوت است از چگونگی این اتفاق برای دوستداران حافظ و سعدی.این شیوه از همان غزل آغازین دیوان کبیر به کار گرفته شده است.
در آن غزل، به وضوح ابیات دوم تا آخر، توصیف و توضیح و ترجمان رستخیز ناگهان و آتش افروخته کسی هستند که بیش از همه خود را با پیامبر خاتم- عشق اسطوره ای مولانا- نزدیک می کند:
ای رستخیر ناگهان ای رحمت بی منتها
ای آتشی افروخته در بیشه اندیشه ها
و یا:
رستم از این نفس و هوا
زنده بلا مرده بلا
زنده و مرده وطنم
نیست به جز فضل خدا
به وضوح همه یا بیشتر محتوای این ابیات، چیزی است که مولانا می خواهد در کنار بازیهای گوناگون زبانی و دلالتی آزاد کند و در مقام مثال بیتهای زیر چیزی جز توصیف همان رسته شدن از نفس و هوا نیستند.
آینه ام آینه ام مرد مقالات نه ام
دیده شود حال من ار چشم شود گوش شما
دست نشانم چو شجر چرخ زنان هم چو قمر
چرخ من از رنگ زمین پاک تر از چرخ سما
اما این را که سرمنشأ چنین شیوه روایت مدرنی کجاست، به عقیده من باید در قرآن جست و در سوره «کهف»؛ آن جا که خداوند در آیات ۹ تا ۱۲، به طور کاملاً خلاصه کلیت ماجرای اصحاب کهف را بازگو می کند که: «...آنگاه که جوانان به سوی غار پناه جستند و گفتند پروردگار ما !از جانب خود به ما رحمتی بخش و کار ما را برای ما به سامان رسان* پس در آن غار، سالیانی چند بر گوشهایشان پرده زدیم* آنگاه آنان را بیدار کردیم تا بدانیم کدام یک از آن دو دسته مدت درنگشان را بهتر حساب کرده اند.» (ترجمه مرحوم محمدمهدی فولادوند)؛ و در ادامه ماجرا را با تفصیلی محسوس و دقیقاً از قیام یاران غار آغاز می کند و در ده آیه نسبتاً طولانی ماجرا را با جزییات جالبش شرح می دهد.
ب) روایت خطی
نام دیگر این روایت همان روایت داستانی است که شیوه سنتی داستان نویسی جهان هم بوده است و بسیاری از قصه های مثنوی هم با همین شیوه سروده شده است. شیوه ای که در ذات خود کمترین ظرفیت شاعرانگی را دارد و معمولاً در غزل فارسی به جز چند استثنا، کاربردی نداشته است.
استثنای غزل حافظ در این میان غزل:
« زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست
پیرهن چاک و غزلخوان و صراحی در دست...»
است که به وضوح بر مبنای همین شیوه نگارشی است و از میان استثناهای غزلیات دیوان کبیر هم می توان به غزل زیر اشاره کرد:
دوش من پیغام کردم سوی تو استاره را
گفتمش خدمت رسان از من تو آن مه پاره را
سجده کردم گفتم این سجده بدان خورشید بر
کوبه تابش زر کند مرسنگهای خاره را
سینه خود باز کردم، زخمها بنمودمش
گفتمش از من خبر ده دلبر خونخواره را
ج) روایت بر مبنای بازی با دلالتها
این گونه روایت که این روزها نزدیکی زیادی با نگرش پست مدرنیستی پساساختارگرایی دارد، شاید به روزترین ویژگی غزل مولاناست.اتفاقی که با سیالیت ذهن نزدیکی بسیاری نیز دارد و شاید چند دهه ای بیشتر نمی شود که در ادبیات مغرب زمین حضور خود را به ثبت رسانده است.
شاید بهترین نمونه استفاده از این شیوه روایی همان غزلی باشد که در ابتدای مقاله گفتیم و اشاره به براهنی و خوانشهای عجیب و غریب او. با این تفاوت که نگاه براهنی بر مبنای سمبولیسم و تا حد رقیقی سوررئالیسم سطحی استوار بود اما برای دریافتن فرا روایت در این غزل نسبتاً بلند، باید با تعقیب و گریز دالها رو به رو شویم.
د) استفاده از شیوه های گوناگون روایی در یک غزل
استفاده از شیوه های گوناگون روایی در یک غزل، مهمترین دستمایه مولاناست برای خلق بهترین غزلهای پارسی؛ البته باید پذیرفت که استفاده از روایت خطی همان گونه که گفتیم، ذاتاً بضاعت شعر را کاهش می دهد و همین سبب می شود استفاده توأمان از شیوه هرم وارونه و روایت، بر مبنای بازی با دلالتها، موجب خلق بهترین غزلها شوند. البته، در چنین ترکیبی به طور معمول هرم وارونه، کاذب می شود و اهمیت خود را در ادامه شعر از دست می دهد، زیرا در شیوه بازی با دلالتها، اصولاً اهمیت معنا در هاله ای از ابهام قرار می گیرد.
معروف ترین غزل مولانا یعنی همان:
«بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست
بگشای لب که قند فراوانم آرزوست»
نیز از همین مسیر عبور می کند. در نگاه اول می پذیریم که تمام ابیات بعدی، به قول حافظ «یک فروغ رخ ساقی» هستند که در مصرع اول آمده است، اما با دقت بیشتر درمی یابیم که چقدر موضع دلالت ابیات بعدی در طول خود معنادار و سست است.در اوایل سلسله دلالتهای این غزل، مولانا می گوید:
یعقوب وار وا اسفاها همی زنم
دیدار خوب یوسف کنعانم آرزوست
در ادامه چراغ به دست می گیرد و به دنبال انسان به گرد شهر می گردد، هر چند یک بیت آن طرفتر متوجه می شود یا بهتر است بگوییم، به او می گویند:
گفتند یافت می نشود جسته ایم ما
گفت آن چه یافت می نشود آنم آرزوست
اما همین اسطوره انسان یابی در انتهای غزل به سراغ همان تکنیک زیبا و البته قدیمی نادان نمایی می رود و می گوید:
یک دست جام باده و یک دست زلف یار
رقصی چنین میانه میدانم آرزوست
و به قول معروف خود خواسته به خمره روغن لگد می زند.
البته، طولانی بودن و تشریح بیش از اندازه را شاید بتوان چشم اسفندیار این غزل دانست.
مشکلی که در دو مثال پایانی این مقاله نیست و سبب می شود من آنها را بهترینهای دیوان شمس بنامم؛ البته اگر بتوانم و حق داشته باشم چنین اظهارنظری بکنم:
من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگ
وپیش من جز سخن شمع و شکر هیچ مگ
وسخن رنج مگو جز سخن گنج مگ
وور از این بی خبری، رنج مبر هیچ مگ
ودوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفت
آمدم نعره مزن جامه مدر هیچ مگ
وگفتم ای عشق من از چیز دگر می ترسم
گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگ
ومن به گوش تو سخنهای نهان خواهم گفت
سرنجنبان که بلی جز که به سر هیچ مگ
وقمری جان صفتی در ره دل پیدا شد
در ره دل چه لطیف است سفر هیچ مگ
وگفتم ای دل، چه مه است این دل اشارت می کرد
که نه اندازه توست این بگذر هیچ مگ
وگفتم این روی فرشته است عجب یا بشر است
گفت این غیرفرشته است و بشر هیچ مگ
وگفتم این چیست بگو زیر و زبر خواهم شد
گفت می باش چنین زیر و زبر هیچ مگ
وای نشسته تو در این خانه پرنقش و خیال
خیز از این خانه برو رخت ببر هیچ مگ
وگفتم ای دل پدری کن نه که این وصف خداست
گفت این هست ولی جان پدر هیچ مگ
واین غزل مولانا درست مانند آن می ماند که انسان را وارد یک تالار هزار آینه کنند و انسان در هر آینه جلوه ای ببیند و برای دیدن اصل تصویر به گمان این که شیئی پشت سر اوست، برگردد و با تصویر تازه و زیباتری رو به رو شود و آینه دیگری و ادامه این بازی و تازه در انتها به این گمان برسد که این، چیزی جز خانه ای پرنقش و خیال نبوده است و وقت تماشا در این تماشاخانه هم مدتهاست به پایان رسیده و ناچار است چیزی نگوید، زیرا آنچه یافته است، ورای زبان آدمیان است و باید بپذیرد که مصداق «من گنگ خواب دیده و عالم تمام کر» شده است.
به حق سکوت و اقرار به عظمت و توانایی شعری مولانا تنها کاری است که انسان می تواند پس از این غزل بکند.
غزلی که با آن، این مقال را به پایان می بریم، شاید بهترین نمونه قلب اجزای روایت باشد در تمام ادوار ادبی جهان!
این غزل نمونه ای بی نظیر است از بازی با خط روایت و جابه جایی قهرمان پوشالی.همچنین، ناچیزانگاری تقابلهای عقلانی دو دویی و دیالکتیک آنها، آن چیزی است که این غزل را به عنوان یک نمونه هفتصد ساله از غزل «متفاوت» به ما معرفی می کند و چه پایان شکوهمندی دارد این غزل آن جا که راوی خود، ناموفق بودن خود را جار می زند:
چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون
دلم را دوزخی سازد دو چشمم را کند جیحون
چه دانستم که سیلابی مرا ناگاه برباید
چو کشتی ام در اندازد میان قلزم پرخون
زند موجی بر آن کشتی که تخته تخته بشکافد
که هر تخته فرو ریزد زگردشهای گوناگون
نهنگی هم برآرد سر ، خورد آن آب دریا را
چنان دریای بی پایان شود بی آب چون هامون
شکافد نیز آنها هامون نهنگ بحر فرسا را
کشد در قعر ناگاهان به دست قهر چون قارون
چون این تبدیلها آمد نه هامون ماند و نه دریا
چه دانستم دگر چون شد که چون غرق است در بی چون
چه دانم های بسیار است لیکن من نمی دانم
که خود دم از دهان بندی در آن دریا کفی افیون

محمدرضا شالبافان

منبع : روزنامه قدس

مطالب مرتبط

کلمات در حال جستجو
ایالت کیووی شمالی , کریستین چنووس , گردان های رزمی , کپسول اوریون , نفت و گاز , شیر آلوده , اکبر جلیلی , پادشاه , محمدقلی یوسفی , مراکز بیمارستانی , بینال ونیز , نمایش علیمردان خان , ماموریت پلاتو , بازیگران هالیوود , درد دندان , پیوندهای دوستی , افراطیون , یوسف قادریان , شکستن رکورد گردشگری , یشع , اهم اخبار روز , شش اکتبر , بابک رضازاده , مهرداد محسنی , خاک کشور , موشک زلزال 3 , سفر خاورمیانه , طوطی طوق صورتی , سرویس مدارس , اتهام زنی , انجمن بین المللی تربیت بدنی و ورزش , تیم بسکتبال بانوان موزامبیک , اعتراض دانشجویی , شبکه دو سیما , لغزنده , مائده مرتضوی , سیم کارت ایرانسل , مرد 30 ساله , معاون وزیر صنعت،‌ معدن و تجارت , شهرستان اردبیل , حامد یزدانی , قرقاش , دیدار نمایندگان با دانشجویان , ایران و تارتارستان , هم کفو , رتبه پنجم , گلدکوئست , مدارس ماندگار , آلودگی در اهواز , صادرات و واردات ,

برخی از مطالبی که کاربران هم اکنون در حال خواندن آن هستند
خصومت عامه نسبت به شک سازمان‌یافته , سپیدان، استان‌ فارس , مواظبت از بره‌ها از زایش تا از شیرگیری , نکات لازم در مراقبت از کودک بیمار (۲) , د. و. گریفیث و تحول قالب روائی در سینما (۵) , پشمالو(۲) , وله فی النصیحه , دانیال , فئوكروموسیتوم‌ ـ pheochromocytoma , آدنیت بزاقی , اتیولوژی , ۱۵۵۳ م. نخستین دایرةالمعارف بومی فرانسه , قوه قضائیه , این چه بادست که از سوی چمن می‌آید , شتر , زانو , پارسى‌نويسان از آغاز سدهٔ دهم تا ميانهٔ سدهٔ دوازدهم هجرى , شاخص‌های عمده جمعیتی , ما گل به دست خود ز نهالی نچیده‌ایم , آریتمی قلبی و پیس‌میکرها (۲) ,

برخی منابع مهم خبری
jonoubnews.ir جنوب نیوز , didban.ir دیدبان , namayande.com نماینده , kaenat.ir روزنامه کائنات , nasle-farda.ir روزنامه نسل فردا , caffecinema.com کافه سینما , mosalas.ir مثلث , jahanesanat.ir روزنامه جهان صنعت , 90tv.ir نود , vatanemrooz.ir روزنامه وطن امروز , kojaro.com کجارو , citna.ir سیتنا , cup.ir کاپ , alef.ir الف , honarnews.com هنرنیوز , banifilm.ir بانی فیلم , khabarsport.com خبر ورزشی , karyab.net کاریاب , fa.alalam.ir العالم , memarinews.com معماری نیوز , banifilm.ir روزنامه بانی فیلم , modeonline.ir مدآنلاین , behdashtnews.ir بهداشت نیوز , khorasannews.com روزنامه خراسان , siasatrooz.ir روزنامه سیاست روز , eghtesad-pooya.com روزنامه اقتصاد پویا , mashreghnews.ir مشرق نیوز , ettelaat.com روزنامه اطلاعات , sourehcinema.ir سوره سینما , jamnews.ir جام نیوز ,

وبگردی
دیدار پوتین و اسد
دیدار پوتین و اسد - ولادیمیر پوتین رئیس جمهوری روسیه در دیدار با بشار اسد رئیس جمهوری سوریه در شهر سوچی روسیه، پیروزی بر تروریست های بین المللی را به وی تبریک گفت و طرفین درباره روندحل و فصل سیاسی و دراز مدت اوضاع سوریه با یکدیگر مذاکره کردند.
پس‌لرزه سياسی
پس‌لرزه سياسی - سياسي‌اش كردند. زود رفتند سراغ مسكن مهر... خدا لعنت كند معاول اول رييس‌جمهوري، آقاي جهانگيري را... نخستين تخم لق سياسي را ايشان گذاشت و زود در جلسه اقتصاد مقاومتي اعلام كرد مسكن مهر... اصلا چه ربطي دارد؟
فیلم | حجاب ورزشی نایکی یکی از ٢۵ اختراع مهم سال
فیلم | حجاب ورزشی نایکی یکی از ٢۵ اختراع مهم سال - فیلم - «مسابقه دادن با حجاب سخت است، اگر جنس لباس سنگین باشد باعث عرق کردن زیادی می شود؛ اگر زیادی سبک باشد ممکن است در طول مسابقه حجاب از سر بیفتد و اگر اشتباه بسته شود حس می کنید در حال خفه شدن هستید»... این ها اظهارات منال رستوم دونده مصری است که در فیس بوک گروه "ناجی حجاب" را راه اندازی کرده و نزدیک به نیم میلیون دنبال کننده دارد. او با طراحی های حجاب کمپانی نایک در مسابقات شرکت کرده است و این…
گریه مجری حین روایت دردناک جواد خیابانی از زلزله
گریه مجری حین روایت دردناک جواد خیابانی از زلزله - جواد خیابانی این روزها برای کمک به مصدومان حادثه زلزله کرمانشاه، در مناطق زلزله زده حضور دارد و در گفتگویی تلفنی با شبکه ورزش، در حالی که اشک می ریخت، یکی از خاطرات دردناک این حادثه را بازگو کرد. مجری برنامه نیز پس از شنیدن خاطره، با صدای بلند شروع به اشک ریختن کرد.
فیلم | توضیحات مهناز افشار درباره ماجرای واردات شیرخشک‌های فاسد توسط همسرش
فیلم | توضیحات مهناز افشار درباره ماجرای واردات شیرخشک‌های فاسد توسط همسرش - فیلم - مهناز افشار در نشستی با خبرنگاران درباره ماجرای واردات شیرخشک‌های فاسد از سوی همسرش گفت: من از شما درباره این موضوع پیگیرترم. صحبت های این بازیگر را در ویدئوی زیر بشنوید.
تصویری از ستونهای مسکن مهر
تصویری از ستونهای مسکن مهر - تصویری عجیب از ستون های مسکن مهر پس از زلزله را مشاهده می کنید. این تصویر صبح امروز پس از عملیات آوار برداری منتشر شد.
فیلم تلخ از لحظه خودکشی مرد آبادانی
فیلم تلخ از لحظه خودکشی مرد آبادانی - مرد آبادانی در اقدامی هولناک خودش را زیر خودروی سمند انداخت و به زندگی اش پایان داد.
مسکن‌مهر در اولین آزمون
مسکن‌مهر در اولین آزمون - واحدهای مسکونی مهر با ساکنانشان بی مهری کردند و به شکل گسترده ای در زلزله کرمانشاه، سرپل ذهاب،قصر شیرین و ایلام و ... تخریب شدند،این در حالی است که قدیمی ترین مسکن مهر در ایران هنوز 10 ساله نشده است.
فیلم تمرینات بدنسازی بهنوش طباطبایی
فیلم تمرینات بدنسازی بهنوش طباطبایی - بهنوش طباطبایی با انتشار این ویدیو در صفحه شخصی خود نوشت: یک هفته پر انرژى با تمرینات آمادگى جسمانى هر روزه
قشر متوسط - ازدواج سفید / قش پائین - تجاوز
قشر متوسط - ازدواج سفید / قش پائین - تجاوز - الان این ازدواج سفید بحرانی است که قشر متوسط دارد ایجاد می‌کند، بعد از آن ازدواج‌های ساندویچی است، یعنی رابطه جنسی ساندویچی. در ازدواج سفید طرفین چندمدت با هم هستند اما اگر قرار شد رابطه ... سر خیابان انجام شود، چه کسی می‌خواهد آن‌ها را بگیرد؟ چند نفر را می‌خواهند بگیرند؟ چند نفر را می‌خواهند اعدام کنند؟
تهران 1396 / تن فروشی در 10 سالگی برای 5 هزار تومان
تهران 1396 / تن فروشی در 10 سالگی برای 5 هزار تومان - فاطمه در 8 سالگی برای مدتی هر روز به بهانه بستنی و... به کارگاه چوب بری کشیده می‌شد و آنجا مورد تجاوز قرار می‌گرفت.
فیلم دو دختر اصفهانی لحظاتی قبل از خودکشی
فیلم دو دختر اصفهانی لحظاتی قبل از خودکشی - فیلم خودکشی دختر اصفهانی (جدید) | دو دختر اصفهانی در فیلمی که پیش از خودکشی ضبط کرده اند، با خوشحالی به سمت مرگ می شتابند. لحظاتی که آنها نزدیکان شان را خطاب قرار می دهند و خودشان را آرام و آهسته می رسانند به بلندترین ارتفاعی که برای خودکشی به ذهنشان آمده یعنی پل شهید چمران اصفهان و در این مسیر هیچ عاملی، هیچ دلیلی نیست که دست دلشان را بگیرد و پشیمان شان کند برای رفتن.
مجری : مسی شما را بعنوان نماینده ایران ! تحویل نگرفت
مجری : مسی شما را بعنوان نماینده ایران ! تحویل نگرفت - توضیحات رضا پرستش درمورد دیدار ناموفق با مسی! / ویدیو از آپارات
قهر مهدی فخیم زاده در برنامه زنده / رفتار عجیب مجری
قهر مهدی فخیم زاده در برنامه زنده / رفتار عجیب مجری - مهدی فخیم زاده مهمان شب گذشته مهمان برنامه زنده «سینما دو» بود که بعد از ارتباط تلفنی با لاله اسکندری و معطلی در استودیو، بعد از پخش آیتمی، بدون خداحافظی برنامه را ترک کرد. ویدیو از آپارات
در منزل بقایی ۷۰۳ سکه تمام بهار آزادی، ۱۸۴۲ نیم‌سکه، مبلغ ۲۱ میلیارد ریال وجه نقد ...
در منزل بقایی ۷۰۳ سکه تمام بهار آزادی، ۱۸۴۲ نیم‌سکه، مبلغ ۲۱ میلیارد ریال وجه نقد ... - زمانی که آقای بقایی در سازمان میراث فرهنگی مسئولیت داشتند چندین شرکت با نام‌های توسعه فناوری اطلاعات، میراث آریا، بهار سرزمین من، تور گردشگری ایران، کانون جهانگردی اتومبیلرانی ایران تأسیس کردند...
فیلم / مالباختگان ایران خودرو
فیلم / مالباختگان ایران خودرو - اعتراض جمعی از مالباختگان نمایندگی ایران‌ خودرو مقابل ساختمان اصلی وزارت صنعت امروز در حالی برای چندمین بار ادامه یافت که شرکت خودروساز با این ادعا که سهامدار نمایندگی، شرکت دیگری است، مسئولیت ماجرا را نمی‌پذیرد.
تصاویر جشن تولد احمدی نژاد
تصاویر جشن تولد احمدی نژاد - کیک تولد 61 سالگی احمدی نژاد که توسط طرفداران به خانه اش برده شد روی کیک نوشته شده: چه خوب شد که به دنیا آمدی و چه خوبتر که دنیای ما شدیدکتر جان تولدت مبارک.
انصافاً هیچ دولتى در شیرین كارى، خلاقیت اینا رو نداشت!
انصافاً هیچ دولتى در شیرین كارى، خلاقیت اینا رو نداشت! - امروز كه این عكسا رو دیدم، یهو دلم واسه كل ایل و تبارشون تنگ شد. انصافاً هیچ دولتى در شیرین كارى، خلاقیت اینا رو نداشت.
آشکارشدن ابعادجدیدی از تجاوز ناپدری به اهورا
آشکارشدن ابعادجدیدی از تجاوز ناپدری به اهورا - یکی از همسایه ها گفت: هنگامی که وارد خانه شدیم اهورا لخت مادرزاد بود و قاتل نیز در حالی که نیمه برهنه بود روی مبل نشسته بود. یکی دیگر از همسایه ها نیز گفت: اهورا را در حالی که از بینی، دهان و.... دچار خونریزی بود از خانه خارج کردیم.
پربازدیدها