چهارشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۶ / Wednesday, 17 January, 2018

این فصل را بسیار خواندم...


این فصل را بسیار خواندم...
▪ این فصل را با من بخوان
▪ طرح و کارگردانی: حسین پارسایی
▪ موسیقی: مجید انتظامی
▪ بازیگران : مریلا زارعی / مهتاب نصیرپور / حبیب رضایی
حسین پارسایی از زمان آغاز مدیریت خود در مرکز هنرهای نمایشی، بیشتر مشغول انجام کارهای مدیریتی بوده و از این رو زمان زیادی برای کار تئاتر و کارگردانی نمایش نداشته است. اجرای سوئیت سمفونی «این فصل را با من بخوان» با همکاری مجید انتظامی تنها نمایشی است که پارسایی طی این سالها کارگردانی کرده است. اجرای این سوئیت سمفونی سال گذشته و همزمان با آغاز هفته دفاع مقدس، با استقبال خوبی مواجه شد و به نظر می رسد همین موفقیت، انگیزه ای شده تا پارسایی و انتظامی بار دیگر و با انجام برخی تغییرات، این سوئیت سمفونی را برای اجرا در هفته دفاع مقدس آماده کنند. سوئیت سمفونی «این فصل را با من بخوان» این روزها در تالار وحدت در حال اجراست و با وجود اینکه برای دومین بار اجرا می شود انتظار می رود به واسطه حضور ارکستر سمفونیک مجید انتظامی، دوباره با استقبال مخاطبان همراه شود.
موسیقی و نمایش دو زبان هنری اند که به واسطه پرداخت و آرایش نشانه ها، مفاهیم را تولید می کنند و آنها را در ارتباط با دریافت کننده قرار می دهند. این دو حوزه، از منظر نشانه شناسی، باوجود تفاوتهایی که دارند، به هم نزدیک هستند و به اشتراک گذاشتن و همنشینی نشانه ها در میان آنها، می تواند به وحدت و کلیتی هدفمند و یکپارچه در عرصه اجرا منجر شود.اجرای ترکیبی موسیقی و نمایش در سوئیت سمفونی «این فصل را با من بخوان» با همکاری «مجید انتظامی» در مقام رهبر ارکستر سمفونیک و حسین پارسایی در مقام کارگردان بخش نمایشی، تجربه ای نسبتا تازه در زمینه اجرای نمایش موسیقایی است که این روزها و به مناسبت هفته دفاع مقدس در تالار وحدت به روی صحنه رفته است.
«این فصل را با من بخوان» را می توان نمایش موزیکالی مفهومی دانست که بر پایه اشتراکات نشانه شناختی مفهوم و اهداف موضوعی، روایتی یکپارچه و پیوسته ارائه می دهد. در این اجرا، تم «مقاومت و ایثار» در بستر موضوع جنگ تحمیلی مطرح شده و به نمایش گذاشته می شود.
مجید انتظامی و حسین پارسایی برای رسیدن به نتیجه ای تأثیرگذار و جذاب در ارتباط با موضوع و همچنین به بهانه درگیر کردن هر چه بیشتر مخاطب با هدف مورد نظرشان، داستانهایی آشنا را محور اجرا قرار داده اند که در پنج قطعه، پنج فیلم شاخص حوزه دفاع مقدس را با پرداختی نمایشی و موسیقایی، بستر روایت خود قرارمی دهند.
مهمترین ویژگی ای که در روایت این پنج قطعه رعایت شده، پیوستگی و امتداد زمانی بر پایه محوریت موضوعی است. در واقع، درکلیت اجرا، تم و موضوعی واحد انتخاب شده و در بستر چند روایت پیوسته، استمرار و گسترش پیدا می کند.
نخستین قطعه نمایشی/ موسیقایی این اجرا که با بخشهایی از موسیقی فیلم «روز واقعه» همراه است، با این جمله آغاز می شود:«کیست یاری دهنده ای که مرا یاری کند؟» و به قیام امام حسین(ع) و شهادت ایشان و یارانش در صحرای کربلا اشاره می کند که در پایان این بخش، اسارت اهل حرم حضرت اباعبدا...(ع)، به ورود زن راوی با یک کودک (ملهم از فیلم «سرزمین خورشید»)، در قطعه دوم، پیوند می خورد.
در واقع قطعه نخست، پشتوانه ارزشی، اعتباری و محتوایی است که اهمیت و ارزش رویدادهای فصلهای بعدی را تضمین می کند و به آنها اعتبار می بخشد. در فصلهای بعدی، اجرای نمایش بر اساس پیوستگی زمانی و محوریت موضوع؛ شروع جنگ تحمیلی تا آزادسازی خرمشهر(براساس فیلم «سرزمین خورشید»)، مجروحان بعد از جنگ(براساس فیلم «از کرخه تا راین»)، اسرا و آزادگان(براساس فیلم «بوی پیراهن یوسف») و بازماندگان جنگ تحمیلی( براساس فیلم «آژانس شیشه ای») را با همراهی موسیقی و حرکات مورد توجه قرار می دهد و به کشف جذابیتهای زیباشناسانه آن دست می زند.
هماهنگی و همراهی موسیقی با نمایش و در کنار هم قرار گرفتن نشانه های موسیقایی و نمایشی در کلیت اجرا، مهمترین ویژگی ای است که در سوئیت سمفونی «این فصل را...» به صورت پرشور و خوش ساخت نمود یافته است.
هر چند دو حوزه متفاوت اجرا(موسیقی و نمایش) در بخشهایی از کار ممکن است موقتاً از هم پیشی بگیرند و قابلیتها و ظرفیتهایشان را در مقایسه با حوزه دیگر به گونه ای شاخص تر به نمایش بگذارند، اما در هر صورت، مجموعه این سوئیت سمفونی به گونه ای است که نمی توان یکی از دو حوزه را مستقل از دیگری و بدون در نظر گرفتن ارزشهای آن بررسی کرد. در واقع اجرا حاصل هماهنگی، همراهی و همنشینی موسیقی و نمایش است. نمایش، موسیقی را معنا می کند و موسیقی به تعریف نمایش می پردازد.
در ضمن، صرف نظر از همه ویژگیها باید به این نکته توجه کرد که نمایش در زمینه همراهی با موسیقی و نشان دادن ارزش و اهمیت آن نسبت به موسیقی، کار به مراتب دشوارتری را در پیش دارد. حسین پارسایی، در مقام کارگردان نمایش، از طرفی با سبقه های ذهنی و پیشینه تصویری ذهن تماشاگر در مورد فیلمها مواجه است و باید نمایش خود را با همه این تصاویر جایگزین کند و از طرف دیگر در ارتباط با موسیقی که خواه ناخواه همچون عنصری مهم و مؤثر، از این تصاویر و داستانها آشنایی زدایی می کند نیز، باید کار ویژه نمایشی اش را داشته باشد.
شگرد مناسبی که پارسایی برای رسیدن به این نتیجه انتخاب کرده ، همراهی با داستانهای آشنا در ابتدای هر فصل است که در وهله نخست، موضع گیری تماشاگر به پیشینه های ذهنی را از بین می برد و همه این تصاویر ذهنی را در انطباق با نمایش به اشتراک می گذارد. بعد از این، اجرا، از قالبهای آشنا خارج شده و کلیتی متفاوت و نمایشی را به تماشا می گذارد. در واقع هر یک از دو حوزه موسیقی و نمایش، با اینکه تم و هدف مشترکی دارند، اما با کار ویژه و وظایفی متفاوت در کنار هم قرار گرفته اند. در ابتدای سوئیت سمفونی، موسیقی نقش حالت دهنده دارد و به صورت مقدماتی به فضا سازی نسبی اجرا براساس موضوع کمک می کند و در ادامه، فرم، حرکت و نمایش با موسیقی همراه می شود و با آشنایی زدایی از موضوع، تصویری ذهنی از حرکت و رفتار مورد نظر را به وجود می آورد.
هر چند تصاویر مربوط به موضوعات بلافاصله پس از آغاز موسیقی و آشنایی زدایی از آن در ذهن تماشاگر شکل می گیرد، اما حضور عناصر نمایشی در این محدوده، علاوه بر تقویت پیشینه های تصویری موجود، به جانشینی نشانه هایی جدید با آنها نیز منجر می شود. در هر فصل و پس از فضاسازی مقدماتی و سپس آشنایی زدایی و تقویت پیشینه های ذهنی تماشاگر، موسیقی و نمایش به گونه ای هماهنگ و هم جهت و در راستای هم قرار می گیرند. این دو شیوه همزمان با تکمیل فضاسازی، موضوع و حرکت رفتاری را تقویت می کنند و وسعت می بخشند.
سوئیت سمفونی «این فصل را با من بخوان» در زمینه برقراری ارتباط با مخاطب، اجرای موفقی است و هر چه بیشتر از زمان اجرا می گذرد، اشتیاق تماشاگر برای دخالت در رویدادهای صحنه افزایش و شرکت و درگیری مخاطب در هر قطعه سوئیت سمفونی نسبت به قطعه قبلی افزایش می یابد، تا آن جا که تلاش انتظامی و پارسایی برای این درگیرسازی و ارتباط موثر درقطعه پایانی، یعنی سوئیت سمفونی «ایثار»، به نتیجه می رسد.
نمایش، در ابتدای قطعه پایانی(ایثار) با اصرار بازیگرش(مهتاب نصیرپور)، تماشاگر را به پاسخگویی و واکنش در برابر سؤالها وادار می کند. در ادامه، ارتباط تماشاگر به صورت حسی و درونی و نیز با مشارکت بیرونی و همراهی اش با نمایش تکمیل می شود و گروه نمایش حسین پارسایی و گروه موسیقی مجید انتظامی، برای رسیدن به این همراهی مستقیم و مشترک، بارها و بارها وارد محدوده حضور تماشاگران می شوند. استفاده از بالکن، ردیف نخست صندلی ها و مقابل سن تئاتر، ورود و خروج بازیگر از درهای مختلف و... حضور گروه اجرایی در میان تماشاگران را به دفعات تکرار می کند و اشتراک حسی میان آنان را در سراسر اجرا به گونه ای هدفمند و تأثیرگذار وسعت می بخشد.

مهدی نصیری

منبع : روزنامه قدس

مطالب مرتبط

نجات‌ از غمناکی‌


نجات‌ از غمناکی‌
تازگی‌ و جذابیت‌ آلبوم‌ نیاز، نه‌ تنها در تلفیق‌ موسیقی‌ محلی‌، فولكلوریك‌ و عناصر موسیقی‌ سنتی‌ ایران‌، هند و تركیه‌ با موسیقی‌ الكترونیك‌ نهفته‌، بلكه‌ همچنین‌ در استفاده‌ از اشعار كلاسیك‌ فارسی‌ و اردو مضاعف‌ شده‌ است‌.اعظم‌ علی‌ خواننده‌ نیاز كه‌ تاكنون‌ چندین‌ آلبوم‌ آكوستیك‌ منتشر كرده‌ در ایران‌ متولد شده‌، اما در سن‌ چهار سالگی‌ به‌ همراه‌ خانواده‌، ایران‌ را به‌ مقصد هند ترك‌ كرده‌ و در سال‌ ۱۹۸۵ هم‌ راهی‌ امریكا شده‌ است‌. شروع‌ كار اعظم‌ در عرصه‌ موسیقی‌ اگرچه‌ با آموختن‌ نوازندگی‌ سنتور بود، اما بعد از مدتی‌ حس‌ كرد كه‌ این‌ ساز آنطور كه‌ باید و شاید بیانگر اندیشه‌ و احساساتش‌ نیست‌ و به‌ همین‌ خاطر راهی‌ تازه‌ در پیش‌ گرفت‌ و به‌ آواز رو آورد. او به‌ خبرنگار دویچه‌ وله‌ می‌گوید: «صدای‌ سنتور و آموختن‌ آن‌ را خیلی‌ دوست‌ داشتم‌، ولی‌ بعد از چند سال‌ احساس‌ كردم‌ كه‌ نمی‌توانم‌ با سنتور آن‌ چیزی‌ را كه‌ درونم‌ وجود دارد، بیان‌ كنم‌. برای‌ من‌ صدا خیلی‌ چیز عجیبی‌ است‌. چون‌، اگر صدا نبود من‌ و شما نمی‌ توانستیم‌ با هم‌ صحبت‌ بكنیم‌، اگر صدا نبود نمی‌ توانستیم‌ دعا كنیم‌ و با خدای‌ خودمان‌ صحبت‌ كنیم‌. خب‌، با ساز هم‌ می‌ شود با خدا راز و نیاز كرد، من‌ خودم‌ را واقعا به‌ عنوان‌ یك‌ خواننده‌ نمی‌ شناسم‌. همیشه‌ احساس‌ می‌ كردم‌ كه‌ صدا هم‌ نوعی‌ ساز است‌. بیشتر كارهایم‌، تمام‌ سی‌دی‌ های‌ قبلی‌ ام‌، یعنی‌ در آن‌ چهار آلبومی‌ كه‌ انتشار دادم‌، از صدایم‌ به‌ عنوان‌ یك‌ ساز استفاده‌ كردم‌.»بدیهی‌ است‌ كه‌ می‌ توان‌ صدا را هم‌ یك‌ ساز تلقی‌ كرد، اما شكی‌ نیست‌ كه‌ صدا و آواز رابطه‌ و پیوندی‌ تنگاتنگ‌ و عمیق‌ با زبان‌ دارند. حس‌ خود اعظم‌ نسبت‌ به‌ زبان‌ مادری‌ چیست‌، هرچه‌ باشد در ایران‌ به‌ دنیا آمده‌، در هند بزرگ‌ شده‌ و بعد هم‌ به‌ امریكا مهاجرت‌ كرده‌؟ «من‌ واقعا زبان‌ مادری‌ ندارم‌. شاید جواب‌ احمقانه‌ یی‌ باشد، ولی‌ فارسی‌ ام‌ قوی‌ نیست‌، هندی‌ ام‌ زیاد قوی‌ نیست‌ و با اینكه‌ انگلیسی‌ ام‌ از هر دو قوی‌ تر است‌، ولی‌ آن‌ را زبان‌ مادری‌ ام‌ نمی‌دانم‌.»
گامهای‌ اول‌ در راه‌ تهیه‌ آلبوم‌ «نیاز»آشنایی‌ رامین‌ و اعظم‌ به‌ سالها پیش‌ برمی‌ گردد و هر دوی‌ آنها مدتها در صدد انجام‌ پروژه‌ یی‌ مشترك‌ بودند، اما به‌ گفته‌ رامین‌ هیچ‌ یك‌ آن‌ فرصت‌ و آرامش‌ لازم‌ را نداشتند تا اینكه‌ سرانجام‌ تصمیم‌ گرفتند كه‌ عزم‌ خود را جزم‌ كنند. اعظم‌ كه‌ در فكر انجام‌ كاری‌ تازه‌ بود، پروژه‌ یی‌ در چارچوب‌ موسیقی‌ فولكلور و موسیقی‌ الكترونیك‌ را مطرح‌ كرد كه‌ این‌ پیشنهاد با استقبال‌ رامین‌ روبرو شد.
استفاده‌ از دانسته‌ ها و تجربیات‌ گذشته‌ و میل‌ به‌ پیوند آنها با موسیقی‌ الكترونیك‌ انگیزه‌ یی‌ شد برای‌ آغاز كاری‌ تازه‌. رامین‌ كه‌ در نوازندگی‌ سازهای‌ زخمه‌یی‌ مختلف‌ از جمله‌ رباب‌، دیوان‌، باقلاما یا ساز گیتار تبحر دارد و پیوند موسیقی‌ مناطق‌ مختلف‌ مشرق‌ زمین‌ را در فعالیتهای‌ گذشته‌ اش‌ تجربه‌ كرده‌، در مورد پیوند سبكهای‌ مختلف‌ و استفاده‌ از سازهای‌ خاص‌ بویژه‌ باقلاما یا آلت‌ «ساز» در پروژه‌ «نیاز» می‌گوید: «در واقع‌ ما منطقه‌ خاصی‌ را مد نظر نداشتیم‌. از همه‌ سرزمین‌ ها الهام‌ گرفته‌ ایم‌ از موسیقی‌ ایرانی‌، هندی‌ و تركی‌ بهره‌ بردیم‌. استفاده‌ از «ساز (باقلاما)» یك‌ انتخاب‌ شخصی‌ است‌، بخاطر اینكه‌ این‌ سازی‌ است‌ كه‌ من‌ خیلی‌ به‌ آن‌ دلبسته‌ ام‌ و زیاد از آن‌ استفاده‌ می‌ كنم‌. هم‌ می‌ شود موسیقی‌ تركی‌ زد و هم‌ موسیقی‌ كردی‌ و هم‌ می‌ شود مقام‌ های‌ موسیقی‌ ایرانی‌ را روی‌ آن‌ اجرا كرد و به‌ نظر من‌ سازی‌ است‌ كه‌ كاربردش‌ در موسیقی‌ ایرانی‌ بیشتر جنبه‌ شخصی‌ دارد. از هدفهای‌ شخصی‌ من‌ این‌ است‌ كه‌ آن‌ را بیشتر به‌ كار ببرم‌ تا در موسیقی‌ بیشتر معرفی‌ شود.»و اعظم‌ هم‌ درباره‌ علاقه‌ و دلبستگی‌اش‌ به‌ موسیقی‌ فولكلور و محلی‌ متذكر می‌ شود: « گاهی‌ موسیقی‌ سنتی‌، یك‌ خرده‌ زیادی‌ برای‌ من‌ غمناك‌ است‌ و چیزی‌ كه‌ در موسیقی‌ هندی‌ می‌ بینم‌ یعنی‌ شاید از این‌ لحاظ‌ كه‌ رابطه‌ من‌ با موسیقی‌ هندی‌ نزدیكتر است‌ این‌ است‌ كه‌ موسیقی‌ هندی‌ خیلی‌ غمناك‌ است‌، اما همیشه‌ یك‌ راه‌ حل‌ پیدا می‌ شود. یك‌ نجاتی‌ آن‌ آخرش‌ هست‌، ولی‌ در موسیقی‌ سنتی‌ ایرانی‌ این‌ نجات‌ را من‌ هیچ‌وقت‌ پیدا نمی‌ كنم‌. البته‌ توی‌ موسیقی‌ محلی‌ این‌ را می‌ توانم‌ پیدا كنم‌. چون‌ با اینكه‌ غمناك‌ است‌، ولی‌ تاثیرش‌ این‌ است‌ كه‌ آزادی‌ یا نجاتی‌ از آن‌ غم‌ پیدا می‌ كنی‌.»رامین‌ درباره‌ چگونگی‌ برداشتن‌ گام‌ های‌ اول‌ در ساخت‌ قطعات‌ آلبوم‌ می‌ گوید: «برای‌ نمونه‌ موتیویی‌ ضبط‌ می‌ كردم‌، بعد این‌ را می‌ دادم‌ به‌ اعظم‌ واعظم‌ كه‌ ملودی‌ های‌ شعرهایش‌ را خودش‌ درآورده‌، اینها را می‌نوشت‌، می‌ آورد می‌ داد به‌ من‌ و من‌ قسمت‌ های‌ سازی‌ اش‌ را تنظیم‌ می‌ كردم‌. بعد باز با همدیگر ایده‌ ها را ردوبدل‌ می‌كردیم‌. در انتخاب‌ اشعار هم‌ برقرار بود. شعرهای‌ اردو انتخاب‌ اعظم‌ است‌ و شعرهای‌ فارسی‌ گزیده‌ هر دوی‌ ما» ناگفته‌ نماند كه‌ برای‌ رامین‌ ساختن‌ آهنگ‌ و كار روی‌ اشعار اردو یكی‌ از تجربه‌ های‌ تازه‌ و جذاب‌ این‌ همكاری‌ نزدیك‌ بود: «خب‌، من‌ تا به‌ حال‌ با اشعار اردو كار نكرده‌ بودیم‌ و این‌ یك‌ امتیاز بسیار مثبتی‌ بود كه‌ اعظم‌ آورد و ایده‌ اش‌ از اعظم‌ بود كه‌ از اشعار اردو استفاده‌ بكنیم‌ و من‌ خیلی‌ پسندیدم‌. چون‌ تا به‌ حال‌ چیزی‌ كه‌ توی‌ موسیقی‌ ها به‌ عنوان‌ موسیقی‌ تلفیقی‌ صحبت‌اش‌ می‌شود بویژه‌ در حومه‌ ایران‌ و خاورمیانه‌ بیشتر انگیزه‌ در این‌ است‌ كه‌ این‌ آمیختگی‌ از طریق‌ ریتم‌ و ملودی‌ باشد، ولی‌ از طریق‌ كلام‌ خیلی‌ كم‌ انجام‌ شده‌. برای‌ من‌ این‌ یك‌ كشف‌ تازه‌ بود و اینكه‌ اولا، چقدر زبان‌ اردو به‌ زبان‌ فارسی‌ نزدیك‌ است‌. به‌ هر حال‌ این‌ چیزی‌ است‌ كه‌ می‌ دانی‌، ولی‌ تا وارد كار نشوی‌ هیچ‌وقت‌ دقیق‌ به‌ آن‌ پی‌ نمی‌بری‌ و برای‌ من‌ این‌ مساله‌ بسیار آموزنده‌ بود.»مشكلات‌ و جذابیت‌ های‌ پیوند موسیقی‌ فولكلور و آكوستیك‌ با موسیقی‌ الكترونیك‌اعظم‌ و رامین‌ هر دو تجربه‌ های‌ زیادی‌ در زمینه‌ موسیقی‌ آكوستیك‌ داشتند و هر یك‌ در چارچوب‌ فعالیت‌ های‌ مختلف‌، چندین‌ آلبوم‌ منتشر كردند. به‌ همین‌ خاطر، برداشتن‌ گامی‌ در راه‌ پیوند موسیقی‌ فولكلور و موسیقی‌ الكترونیك‌، تجربه‌ یی‌ جدید و دشوار و در عین‌ حال‌ جذاب‌ بود. اعظم‌ در این‌باره‌ می‌ گوید: «من‌ موسیقی‌ الكترونیك‌ خیلی‌ گوش‌ می‌كردم‌. در واقع‌ بیشتر از رامین‌. مشكلی‌ كه‌ من‌ همیشه‌ با موسیقی‌ الكترونیك‌ داشته‌ ام‌، این‌ است‌ كه‌ آن‌ حسی‌ را كه‌ موسیقی‌ آكوستیك‌ دارد، از دست‌ می‌ دهد. چون‌ عناصری‌ هستند كه‌ به‌ هم‌ وصل‌ شده‌ اند و انسان‌ حس‌ نمی‌كند كه‌ كسی‌ نشسته‌ و دارد ساز می‌ زند. یك‌ كولاژاست‌. یعنی‌ این‌ را می‌ گذارند روی‌ آن‌. با هم‌ ساخته‌ نمی‌ شوند. من‌ خیلی‌ دلم‌ می‌ خواست‌ كاری‌ بكنیم‌ كه‌ آن‌ حس‌ را هنوز داشته‌ باشد، با اینكه‌ موسیقی‌ الكترونیك‌ هست‌، هنوز آدم‌ احساس‌ می‌كند كه‌ نوازنده‌ یی‌ واقعا دارد ساز می‌ زند.»رامین‌ هم‌ كه‌ برای‌ اولین‌ بار طعم‌ كار با موسیقی‌ الكترونیك‌ را چشیده‌، از تجربه‌ یی‌ مثبت‌ می‌گوید، تجربه‌ یی‌ كه‌ البته‌ مشكلات‌ و پیچیدگی‌ های‌ خاص‌ خود را داشت‌:« خب‌، مثبت‌ بود. در این‌ شكی‌ نیست‌. برای‌ من‌ حداقل‌ اول‌ كار مشكل‌ بود، چون‌ من‌ تجربه‌ یی‌ در این‌ زمینه‌ نداشتم‌. از لحاظ‌ گوش‌ هم‌ همین‌طور. اصولا من‌ زیاد موسیقی‌ الكترونیك‌ گوش‌ نمی‌ كردم‌. دست‌ كم‌ مثل‌ یك‌ خریدار گوش‌ نمی‌ كردم‌، مثل‌ یك‌ مصرف‌ كننده‌ گوش‌ می‌ كردم‌، و این‌ اولین‌ باری‌ بود كه‌ مجبور بودم‌ وقتی‌ موسیقی‌ الكترونیك‌ گوش‌ كنم‌، مثل‌ خریدار گوش‌ كنم‌ و ببینم‌ كه‌ در كنارش‌ چی‌كار می‌ توانم‌ بكنم‌. از لحاظ‌ تكنیكی‌ اولش‌ خیلی‌ مشكل‌ بود كه‌ پی‌ ببرم‌ چه‌ چیزهایی‌ ممكن‌ است‌ و چه‌ چیزهایی‌ ممكن‌ نیست‌، چون‌ مقدار حجم‌ صوتی‌ یی‌ كه‌ صداهای‌ الكترونیك‌ دارند زیادند و مثلا نوع‌ ضبط‌ سازها هم‌ حتی‌ تغییر می‌ كرد.»به‌ گفته‌ رامین‌، ایده‌ های‌ او و اعظم‌ مشترك‌ بود، قطعات‌ را می‌ نوشتند، ساختن‌ ملودیها و ضبط‌ های‌ آكوستیك‌ اش‌ انجام‌ می‌ شد. در مرحله‌ بعدی‌ كارمن‌ ریتزو (یكی‌ از چهره‌ های‌ شناخته‌ شده‌ موسیقی‌ الكترونیك‌ و نامزد دریافت‌ جایزه‌ Grammy) صدای‌ الكترونیك‌ را به‌ آن‌ اضافه‌ می‌ كرد و بعد برمی‌گشت‌ دست‌ این‌دو و آنها هم‌ دوباره‌ چیزهایی‌ به‌ آن‌ اضافه‌ می‌كردند. به‌ عبارتی‌ این‌ فایلها تمام‌ مدت‌ رد و بدل‌ می‌ شد. و اگر چه‌ قطعات‌ بر اساس‌ صدای‌ الكترونیك‌ ساخته‌ نشد، اما رامین‌ و اعظم‌ در هنگام‌ نوشتن‌ و ساختن‌ آگاه‌ بودند كه‌ این‌ صدا بعدا به‌ آن‌ اضافه‌ می‌ شود.البته‌ میزان‌ استفاده‌ از موسیقی‌ الكترونیك‌ در همه‌ قطعات‌ به‌ یك‌ اندازه‌ نیست‌. برای‌ نمونه‌ در قطعه‌ شكار كه‌ ترانه‌ محلی‌ خراسانی‌ با ریتم‌ ۶ و۸ است‌، به‌ شكلی‌ محدود از موسیقی‌ الكترونیك‌ استفاده‌ شده‌ كه‌ به‌ گفته‌ اعظم‌، این‌ مساله‌ تا اندازه‌یی‌ هم‌ از نامانوس‌ بودن‌ ریتم‌ قطعه‌ با ذهنیت‌ كارمن‌ سرچشمه‌ می‌ گرفت‌: «كارمن‌ اصلا نمی‌ دانست‌ با آن‌ چه‌ كار بكند. چون‌ ۶و۸ درآوردن‌ آن‌ برای‌ موسیقی‌ الكترونیك‌ خیلی‌ سخت‌ است‌. برای‌ همین‌ گفتیم‌ هرچه‌ ساده‌ تر نگهش‌ داریم‌ بهتر است‌. ولی‌ همان‌ یك‌ ذره‌ هم‌ كه‌ بهش‌ اضافه‌ می‌ كنیم‌، چیزهای‌ الكترونیك‌، آنقدر جا می‌ گیرد كه‌ واقعا خیلی‌ چیزها توی‌ آن‌ گم‌ می‌ شود، خیلی‌ چیزها.»ناگفته‌ نماند كه‌ در اجرای‌ این‌ قطعه‌ محلی‌ خراسانی‌ آرش‌ خلعتبری‌ هنرمند ایرانی‌ مقیم‌ فرانسه‌، از جمله‌ نوازندگی‌ سازهای‌ كوبه‌یی‌ را برعهده‌ داشته‌ است‌.«درموسیقی‌ الكترونیك‌ مقدار قدرتی‌ كه‌ در صدا وجود دارد خیلی‌ بیشتر است‌. برای‌ همین‌ یك‌جورهایی‌ مثل‌ رنگ‌ گذاری‌ روی‌ فیلم‌ می‌ ماند. شما امروز هیچ‌ فیلمی‌ را نمی‌بینید كه‌ رنگش‌ دست‌ نخورده‌ باشد از طریق‌ كامپیوتر. در موسیقی‌ هم‌ این‌ چیزی‌ است‌ كه‌ دیگر نمی‌ شود انكار كرد و خواهد ماند و دیگر قسمتی‌ از تاریخ‌ موسیقی‌ خواهد بود. این‌هم‌ همین‌ حالت‌ را دارد. وقتی‌ صداها در كامپیوتر اضافه‌ می‌ كنید و تغییرات‌ مختلفی‌ در آن‌ می‌ دهید، اینها همه‌ خاصیت‌ های‌ خودش‌ را دارد كه‌ به‌ موسیقی‌ آكوستیك‌ كمك‌ می‌كند. ما می‌ خواستیم‌ چیزی‌ بسازیم‌ كه‌ هم‌ آكوستیك‌ باشد و هم‌ الكترونیك‌.»البته‌ رسیدن‌ به‌ تعادل‌ و تناسب‌ یكی‌ از مشكلات‌ و دلمشغولی‌ها و در عین‌ حال‌ جذابیت‌های‌ پروژه‌ نیاز بود. به‌ گفته‌ اعظم‌، شاید موسیقی‌ الكترونیك‌ در آن‌ لحظه‌ كه‌ شنونده‌ برای‌ اولین‌ بار قطعات‌ نیاز را می‌شنود، بیش‌ از اندازه‌ به‌ گوش‌ برسد و برجسته‌ باشد، اما با شنیدن‌های‌ مكرر، عنصرهای‌ آكوستیك‌ قطعات‌ هر بار بیشتر به‌ گوش‌ می‌رسند و دقیقا این‌ حس‌ آكوستیك‌ از هر چیزی‌ مهمتر است‌: «كارمن‌ مدام‌ می‌ خواست‌ بیشتر الكترونیك‌ باشد و ما هم‌ مدام‌ می‌ خواستیم‌ بیشتر آكوستیك‌ اش‌ بكنیم‌ و چون‌ او به‌ آن‌طرف‌ می‌كشید و ما به‌ این‌ طرف‌ می‌كشیدیم‌ باعث‌ شد چیزی‌ بین‌ آن‌ دو اتفاق‌ بیفتد ما همین‌ كار را هم‌ می‌ خواستیم‌ بكنیم‌. چون‌ قبل‌ از هر چیز وقتی‌ آدم‌ به‌ این‌ آلبوم‌ گوش‌ می‌ دهد، در بخصوص‌ شنونده‌ های‌ موسیقی‌ آكوستیك‌، اول‌ از همه‌ عناصر الكترونیك‌ قطعات‌ را حس‌ می‌ كنند. چون‌ اینقدر قوی‌ است‌ كه‌ جای‌ همه‌ چیز را می‌گیرد، ولی‌ اگر بیشتر به‌ موسیقی‌ گوش‌ بدهی‌، دوسه‌ بار گوش‌ بدهی‌، صداهای‌ آكوستیك‌ هم‌ بخوبی‌ به‌ گوش‌ می‌رسند. همه‌ این‌ تجربه‌ را تا حالا داشته‌ اند، همه‌ به‌ ما گفته‌ اند كه‌ اول‌ فكر كردیم‌ زیادی‌ الكترونیك‌ است‌، بعد از دو سه‌ بار گوش‌ دادن‌ دیدیم‌ كه‌ واقعا آنجا مثلا سازهای‌ كوبه‌یی‌ زیاد استفاده‌ شده‌. خلاصه‌ اگر چندبار گوش‌ بدهی‌ خیلی‌ چیزها هست‌ كه‌ آكوستیك‌ است‌.»آلبوم‌ نیاز فقط‌ از قطعات‌ باكلام‌ تشكیل‌ نشده‌ و رامین‌ سعی‌ داشته‌ كه‌ با گنجاندن‌ قطعاتی‌ بی‌ كلام‌ به‌ شنونده‌ فرصت‌ تنفس‌ و استراحت‌ بدهد. در قطعه‌ بی‌ كلام‌ «آرزو» به‌ خصوص‌ سوال‌ و جواب‌ سازهای‌ مختلف‌ بسیار شنیدنی‌ و جذاب‌ است‌، اما آیا این‌ رد و بدل‌ شدن‌ بین‌ موسیقی‌ آكوستیك‌ و موسیقی‌ الكترونیك‌ هم‌ ممكن‌ است‌؟ رامین‌ در پاسخ‌ این‌ پرسش‌ می‌گوید:«متاسفانه‌ عناصر الكترونیك‌ جنبه‌ ملودیك‌ ندارند و اتفاقا یكی‌ از حسن‌ های‌ موسیقی‌ شرقی‌ تكاملی‌ است‌ كه‌ در ملودی‌ در آن‌ به‌وجود آمده‌. برای‌ همین‌ برای‌ من‌ قسمت‌ الكترونیك‌ مثل‌ یك‌ زیربنای‌ بسیار قوی‌ است‌، ولی‌ ملودی‌ نیست‌ و تا بخواهی‌ كاربردی‌ ملودی‌ از آن‌ داشته‌ باشی‌، مبتذل‌ می‌ شود. اما برای‌ رنگ‌ آمیزی‌ و ساختن‌ ریتم‌ و پایه‌ بسیار كمك‌ می‌ كند. از این‌ لحاظ‌ مكالمه‌ یی‌ میان‌ این‌ دو موسیقی‌ ایجاد می‌ شود، ولی‌ از لحاظ‌ ملودیك‌، می‌ توان‌ گفت‌ اصلا نمی‌شود.»رامین‌، درباره‌ نقش‌ ذهنیت‌ موزیسینها در چنین‌ همكاری‌ هایی‌ می‌گوید: «بالاخره‌ برخورد یك‌ ذهنیت‌ از یك‌ برداشت‌ از فرهنگ‌ خیلی‌ مهم‌ است‌. مخصوصا استفاده‌ صدای‌ الكترونیك‌ خیلی‌ سریع‌ می‌ تواند یك‌ كار را مبتذل‌ كند، ولی‌ علتی‌ كه‌ به‌ نظر مبتذل‌ می‌ آید به‌ خاطر این‌ است‌ كه‌ آن‌ شناخت‌ و یا كاربردش‌ در آن‌ فرهنگ‌ برای‌ آن‌ شخا آشنا نیست‌. درست‌ به‌ همان‌ صورت‌ كه‌ من‌ اگر این‌ را معكوس‌ بكنم‌: مثل‌ یك‌ گروه‌ «راك‌ اند رول‌» می‌ماند كه‌ در ایران‌ شاید دارد كار می‌ كند و به‌نظر خودش‌ دارد خیلی‌ كار راك‌ قشنگی‌ می‌ كند، ولی‌ اگر آن‌ كار راك‌ یا آن‌ گیتاریست‌ را بگذاریم‌ پیش‌ كسی‌ كه‌ در دنیای‌ غرب‌ یا در امریكا یا در اروپا دارد كار راك‌ می‌ كند، فرضا برمی‌ گردد و می‌ گوید كه‌ آقا اصلا این‌ كار یا طرز برخوردت‌ با این‌ موسیقی‌ كاملا اشتباه‌ است‌. بخاطر اینكه‌ ذهنیت‌ و زمینه‌ اش‌ را نداشته‌، آن‌ موسیقی‌ را زندگی‌ نكرده‌ كه‌ بتواند برداشت‌ شخصی‌ اش‌ را داشته‌ باشد و در كارش‌ انعكاس‌ پیدا كند. برای‌ همین‌ برای‌ یك‌ شخا غربی‌ هم‌، مثل‌ كارمن‌، كه‌ داشت‌ كار می‌ كرد، در واقع‌ یك‌ جورهایی‌ ما نور چشم‌ اش‌ بودیم‌ كه‌ می‌ توانستیم‌ بگوییم‌، از این‌ جهت‌ برو یا از این‌ جهت‌ نرو، مثلا این‌ معنی‌ می‌ دهد در كاربرد این‌ نوع‌ موسیقی‌ یا نمی‌ دهد. برای‌ همین‌ كشمكش‌ زیاد بود.»در اینجا باید نكته‌ دیگری‌ را نیز در نظر داشت‌ و آن‌ اینكه‌ ممكن‌ است‌ در فرهنگهای‌ مختلف‌، كاربرد و برداشتی‌ متفاوت‌ از موسیقی‌ الكترونیك‌ وجود داشته‌ باشد، چون‌ موسیقی‌ هم‌ به‌ نوعی‌، آیینه‌ جامعه‌ است‌: «موسیقی‌ انعكاسی‌ است‌ هم‌ از جامعه‌ و هم‌ از فضا. انعكاسی‌ از جامعه‌ است‌. چون‌ بالاخره‌ یك‌ صداهایی‌ هست‌ كه‌ شما می‌ شنوید، نوع‌ تمپوی‌ سرعت‌ زندگی‌، صداهای‌ ماشین‌ هایی‌ كه‌ می‌ شنوید، همه‌ اینها یك‌جورهایی‌ و یك‌ مقداری‌ ذهنیت‌ آدم‌ را آماده‌ می‌ كند، ولی‌ خود فضایی‌ هم‌ كه‌ شما در آن‌ زندگی‌ می‌ كنید انعكاسی‌ توی‌ موسیقی‌ دارد. توی‌ فضای‌ ایران‌ صداهای‌ الكترونیك‌ فقط‌ و فقط‌ در موسیقی‌ پاپ‌ استفاده‌ شده‌. برای‌ همین‌ در وهله‌ اول‌، خیلی‌ امكان‌ دارد كه‌ آن‌ را مساوی‌ با موسیقی‌ پاپ‌ ببینند. یعنی‌ چیزی‌ كه‌ فقط‌ در آنجا به‌ كار گرفته‌ شده‌، خب‌، مردم‌ هم‌ گوششان‌ اینجوری‌ عادت‌ كرده‌ و كاربردش‌ را محدود می‌ بینند و نوع‌ رنگ‌ آمیزی‌ موجود در اؤر را نمی‌ بینند. این‌ مثل‌ رنگین‌ كمانی‌ می‌ ماند كه‌ اگر شما رنگی‌ از آن‌ را بردارید، خب‌، یك‌ رنگ‌ و یك‌ شكل‌ دیگری‌ دارد.»در این‌ چارچوب‌، اعظم‌ هم‌ به‌ نكته‌یی‌ دیگر اشاره‌ می‌كند كه‌ كمبود آن‌ در ایران‌ محسوس‌ است‌ و آن‌ لزوم‌ همكاری‌ بیشتر بین‌ موزیسین‌های‌ عرصه‌ ها و سبكهای‌ مختلف‌ و مخصوصا همكاری‌ استادان‌ موسیقی‌ سنتی‌ با جوانهایی‌ كه‌ در سبكهای‌ دیگر فعالیت‌ دارند: «خیلی‌ دلم‌ می‌ خواست‌ كه‌ كاری‌ بكنیم‌ كه‌ واقعا برای‌ خودم‌ هم‌ جدید باشد، من‌ در هندوستان‌ بزرگ‌ شده‌ ام‌ و در موسیقی‌ هندی‌ و تا اندازه‌ یی‌ هم‌ عربی‌ این‌ اتفاق‌ افتاده‌. بین‌ موسیقی‌ پاپ‌ و سنتی‌ هزار نوع‌ موسیقی‌ دیگر هست‌. برای‌ نمونه‌ گروهی‌ است‌ متشكل‌ از دو پسر جوان‌ را می‌شناسم‌ كه‌ كارهای‌ الكترونیك‌ ح‌.ب‌ انجام‌ می‌ دهند، یعنی‌ واقعا یكی‌ از بهترین‌ ها هستند كه‌ از هند می‌ آیند. در اجرا و تهیه‌ آلبوم‌ این‌ دو برای‌ نمونه‌ استاد سلطان‌ خان‌ كه‌ واقعا یكی‌ از بهترین‌ سارنگی‌ نوازان‌ هندوستان‌ است‌ و همچنین‌ دختر راوی‌ شانكار همكاری‌ داشتند. دلم‌ می‌ خواست‌ استادهای‌ ما هم‌ این‌ كار را می‌ كردند. بیشتر با جوانها می‌ آمدند و تجربه‌ می‌ كردند.»
پیوند زبان‌های‌ اردو و فارسی‌ در آلبوم‌ «نیاز»
قطعات‌ آلبوم‌ نیاز به‌ زبانهای‌ فارسی‌ و اردو اجرا شده‌ اند كه‌ البته‌ در قطعه‌ غزل‌ كه‌ اولین‌ قطعه‌ آلبوم‌ هم‌ هست‌، نه‌ تنها موسیقی‌ كه‌ اشعار كلاسیك‌ اردو و فارسی‌ هم‌ به‌ هم‌ پیوند داده‌ شده‌ اند. «راستش‌ آهنگ‌ «غزل‌» را بخاطر دوزبانه‌ بودنش‌ در اول‌ آلبوم‌ گذاشتیم‌، چون‌ همیشه‌ آهنگ‌ اول‌ نمایانگر بقیه‌ آلبوم‌ است‌ و او چون‌ دوزبانه‌ است‌، خیلی‌ مناسب‌ بود كه‌ آن‌ را انتخاب‌ كنیم‌. ترتیب‌ بقیه‌ قطعات‌ بیشتر بر حسب‌ تونالیته‌ انتخاب‌ شده‌. نكته‌ دیگری‌ كه‌ در آلبوم‌ نیاز به‌ چشم‌ می‌خورد، استفاده‌ نكردن‌ از سازهای‌ بادی‌ مثل‌ نی‌ است‌ كه‌ نوای‌ آن‌ با حال‌ و هوای‌ موسیقی‌ عرفانی‌ و اشعار كلاسیك‌ همخوانی‌ و هماهنگی‌ دارد. مساله‌ دیگر اینكه‌ بیشتر شعرهای‌ فارسی‌ آلبوم‌ نیاز از مولوی‌ است‌. آیا آشنایی‌ مردم‌ با اشعار كلاسیك‌ می‌تواند برقراری‌ رابطه‌ با موسیقی‌ را آسانتر كند؟ رامین‌ معتقد است‌: «نه‌، من‌ فكر می‌ كنم‌ كه‌ برعكس‌ است‌. لااقل‌ نیت‌ ما برعكس‌ بوده‌. ما نیت‌ مان‌ بر این‌ بود كه‌ این‌ موسیقی‌ پلی‌ بشود برای‌ آن‌ نسلی‌ كه‌ با آن‌ اشعار عرفانی‌ آشنایی‌ ندارد، شاید بخواهد با آنها آشنایی‌ بیشتری‌ پیدا بكند و پیامی‌ كه‌ در اینها نهفته‌ است‌، چه‌ از لحاظ‌ سوالهایی‌ كه‌ پیش‌ می‌ كشند برای‌ زندگی‌ و برخورد و چه‌ راه‌ حلهایی‌ كه‌ عنوان‌ می‌ كنند، برایشان‌ جایگزین‌ آن‌ كمبود عرفانی‌ بشود كه‌ در دنیای‌ امروز وجود دارد.» در هر حال‌ شكی‌ نیست‌ كه‌ موسیقی‌ به‌ آدمها چه‌ به‌ عنوان‌ موزیسین‌ و چه‌ به‌ عنوان‌ شنونده‌، می‌تواند در كشف‌ هویت‌ و ریشه‌ ها كمك‌ كند:
«این‌ را هم‌ از تجربه‌ شخصی‌ می‌ گویم‌ در خارج‌ از ایران‌ نسلی‌ كه‌ الان‌ به‌ كنسرت‌ می‌آید تقریبا دیگر كم‌ و بیش‌ بسختی‌ فارسی‌ صحبت‌ می‌ كنند، ولی‌ در كنسرتی‌ كه‌ چندی‌ پیش‌ در لس‌ آنجلس‌ داشتیم‌، پسری‌ آمد جلو و گفت‌ كه‌ مثلا من‌ با موسیقی‌ آكسیوم‌ و موسیقی‌ شما بزرگ‌ شده‌ ام‌. گفت‌ برای‌ من‌ یك‌ لیست‌ بفرستید از تمام‌ آهنگسازهای‌ ایرانی‌ كه‌ من‌ باید با آنها آشنا بشوم‌. می‌ بینم‌ الان‌ تبدیل‌ شده‌ ام‌ به‌ یك‌ پل‌. برای‌ یك‌ بچه‌ یی‌ كه‌ اینجا بزرگ‌ شده‌، هیچ‌ رابطه‌ یی‌ ندارد و از تمام‌ آهنگسازها و اساتیدی‌ كه‌ در ایران‌ كار كرده‌ اند هیچ‌ شناختی‌ ندارد، علاقه‌مند شده‌ كه‌ آشنا بشود. كار من‌ سنتی‌ نیست‌، ولی‌ به‌ هرحال‌ پلی‌ است‌ كه‌ استفاده‌ می‌ كند تا خود را به‌ فرهنگ‌ خود نزدیك‌ تر كند.»

وبگردی
مقایسه بودجه مراکز حوزوی با دانشگاه ها
مقایسه بودجه مراکز حوزوی با دانشگاه ها - به‌جز وزارت ارشاد، هیچ‌یک از این 40 ارگان و نهاد در قبال میلیاردها تومان بودجه‌هایی که دریافت می‌دارند پاسخگو نبوده نیستند.
ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار
ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار - ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار
فیلم/ گریه شدید وزیر کار در گفت‌و‌گوی تلفنی با خانواده خدمه نفتکش «سانچی»
فیلم/ گریه شدید وزیر کار در گفت‌و‌گوی تلفنی با خانواده خدمه نفتکش «سانچی» - علی ربیعی وزیر کار، رفاه و امور اجتماعی در گفت‌وگوی تلفنی با خانواده یکی از خدمه نفتکش «سانچی» اظهار همدردی کرد.
تصاویر هولناک از آخرین لحظات کشتی سانچی
تصاویر هولناک از آخرین لحظات کشتی سانچی - توقف عملیات خنک سازی و مهار آتش در شب گذشته، موجب رسیدن آتش به مخازن سمت چپ کشتی و انفجارهای شدید صبح امروز شد که در نهایت پس از چند ساعت به غرق شدن کامل نفتکش ایرانی انجامید.
از «خس و خاشاک» دیروز تا «آشغال» امروز
از «خس و خاشاک» دیروز تا «آشغال» امروز - این اتفاق بیشتر از هر موضوع دیگری سبب شد تا مردم یاد خاطرات سال ۸۸ بیفتند؛ آن زمانی که یک فرد با به زبان آوردن سخنانی ناشایست و بدون تفکر، مردمی را که برای بیان خواسته‌های‌شان به خیابان‌ها آمده‌ بودند، خس و خاشاک خواند و سبب شعله‌ور شدن آتش شد.
عدالت با  6 دلار در سال!
عدالت با 6 دلار در سال! - فیلم - رضا رشیدپور در برنامه حالا خورشید با کنایه به واریز سود سهام عدالت گفت: به خارجی ها نگوییم این سود سهام عدالت ماست، بگوییم ما روز شش دلاری مزگان داریم.
تحقیری که در دنیا میشویم / نفتکش ایرانی خدمه ایرانی با پرچم پاناما
تحقیری که در دنیا میشویم / نفتکش ایرانی خدمه ایرانی با پرچم پاناما - اگر از همه این ابهامات در خصوص مالکیت این کشتی که بگذریم، مهم‌ترین سوالی که این روز‌ها مطرح است، به آتشی باز می‌گردد که ظاهرا قرار نیست خاموش شود و یک هفته است که می‌سوزد. حریقی که اگر نبود حادثه پلاسکو، ممکن بود آن را ناشی از بزرگ بودن سانچی و حجم زیاد بارش بدانیم یا برعکس، از ناتوانی اطفاکنندگان در این ماجرا گلایه سردهیم، اما حالا به شکل گیری ابهامی بزرگ‌تر منجر شده...
ورود بی‌چادر و باآرایش به این بیمارستان ممنوع است
ورود بی‌چادر و باآرایش به این بیمارستان ممنوع است - خانم مسئول انتظامات جلوی درمانگاه بیمارستان بقیه‌الله ایستاده، جلوی زنان مانتویی را می‌گیرد و با گرفتن کارت شناسایی به آنها چادر می‌دهد. خیلی از زنان اینجا قبل از ورود به بیمارستان مانتویی هستند اما با گذشتن از در ورودی چادری می‌شوند.
کسی به ایرانی ها اهمیتی نمی دهد
کسی به ایرانی ها اهمیتی نمی دهد - ممکن است دود وارد محیط ایزوله ای شود که احتمالا دریانوردان در آنجا حضور دارند، پرسیده ایم چرا نجاتشان تا این حد طولانی شده است؟ گفته می شود چینی ها کم کاری می کنند ناراحتم از اینکه وقتی کشتی چینی تصادف کرد همه سرنشینان آن سالم هستند اما کسی به ایرانی ها اهمیتی نمی دهد.
عکس خواستگاری کریم انصاریفرد از دختر یونانی با زمرد گرانقیمت
عکس خواستگاری کریم انصاریفرد از دختر یونانی با زمرد گرانقیمت - رسانه های مطرح یونانی با انتشار تصاویری از رابطه عاطفی ملی پوش ایرانی باشگاه المپیاکوس با یک میلیاردر یونانی - آمریکایی پرده برداشتند و مدعی شدند این دو تصمیم خود را برای ازدواج قطعی کرده اند.
چرا حداد و ولایتی بیشتر از 50 شغل دارند؟
چرا حداد و ولایتی بیشتر از 50 شغل دارند؟ - بخشی از تکثر مسئولیت های بعضی چهره‌های سیاسی به بی‌اعتمادی نظام به افراد کارآمد برمی‌گردد و علت دیگر این موضوع، اعتماد غیرمعقول به این افراد است. با این حال این افراد هرچقدر هم که توانمند باشند، از نظر روان شناسی و انسان شناسی در بخشی از مسئولیت های خود ناموفقند.
فیلم نابغه ۱۰ ساله‌ طراح خودرو / قبلی هم انرژی هسته ای کشف کرده بود!
فیلم نابغه ۱۰ ساله‌ طراح خودرو / قبلی هم انرژی هسته ای کشف کرده بود! - فیلم - حسین عطایی ۱۰ سال دارد و در حوزه طراحی مفهومی خودرو فعالیت می کند. او ۶ اختراع ثبت شده دارد، مدرسه نمی رود و از دو شرکت تسلا و ولوو دعوت به همکاری شده است. او مشاور رییس سازمان برنامه و بودجه است. گفتگوی رضا رشیدپور با نابغه ١٠ساله طراحی خودرو را اینجا ببینید.
تست تصادف سمند در انگلیس / فقط با سرعت 50 کیلومتر در ساعت !
تست تصادف سمند در انگلیس / فقط با سرعت 50 کیلومتر در ساعت ! - تست برخورد جلوی خودرو با سرعت 50 کیلومتر در ساعت برای سمند TU5 ، توسط یکی از سازمانهای معتبر ارزیابی خودرو در انگلستان صورت گرفت.
کشور محل درمان آیت الله هاشمی شاهرودی مشخص شد (+عکس)
کشور محل درمان آیت الله هاشمی شاهرودی مشخص شد (+عکس) - سرانجام بعد از مدت ها سکوت درباره این که آیت الله سیدمحمود هاشمی شاهرودی برای درمان به کدام کشور رفته است، خبرگزاری اهل بیت(ع) از درمان رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در آلمان خبر داد و نوشت:
فیلم جنجالی از حجت الاسلام قاسمیان در کرمانشاه
فیلم جنجالی از حجت الاسلام قاسمیان در کرمانشاه - این فیلم حواشی زیادی را در فضای مجازی به همراه داشته است.
جنجال نیوشا ضیغمی: من اصلا ایشان را آدم حساب نمیکنم
جنجال نیوشا ضیغمی: من اصلا ایشان را آدم حساب نمیکنم - اولین قسمت از برنامه هاردتاک کاکتوس را با صحبت های جذاب نیوشا ضیغمی در مورد خانواده و همسرش ، ماجرای صحبت های جنجالی یک هواپیما ، 8 سال احمدی نژاد و ...
    پربازدیدها