پنج شنبه ۳ اسفند ۱۳۹۶ / Thursday, 22 February, 2018

مشکل ما این استکه پایتخت نشین نیستیم!


مشکل ما این استکه پایتخت نشین نیستیم!
جواد گنجعلی متولد اردیبهشت ماه ۱۳۵۳ نیشابوراست، اما سالهاست در مشهد سکونت دارد و به شغل معلمی مشغول.
از اهالی شعر و شاعریست و اولین مجموعه شعرش در سال ۸۴، در قالب غزل به نام «چهارم شخص مفرد» چاپ شدکه در زمان خودش مجموعه نسبتاً تأثیرگذاری بود.خودش معتقد بود در این کتاب، جریانی به نام «سیال ذهن» را وارد غزل کرده است. بتازگی دومین کتاب او با عنوان «دری بر پاشنه اندوه» در قالب سپید، منتشر شده است.گفتگوی زیر، حاصل گپی است دوستانه دربعدازظهر یک روز پاییزی.
▪ به نظر خودتان این اثر، که دومین کتاب شماست(پس از چهارم شخص مفرد) مسیری رو به پیشرفت است؟
ـ اصولاً اگر انسان به پیشرفت فکر نکند و حداقل امیدوار نباشد که به یک چشم انداز بزرگتر می رسد، دست به کاری نمی زند، نظر من این است که این کتاب قدمی است رو به جلو، مهم برای من قدم برداشتن است، چه قدرش مهم نیست. البته تشخیص این موضوع در حقیقت با مخاطب و منتقد است و ورای اینها، تشخیص اصلی با زمان است، که هیچ وقت در قضاوتش خطا نمی کند!
▪ به چه دلیل از قالب غزل، آن هم غزل پست مدرن، به شعر سپید روی آوردید؟
ـ کتاب اول من، غزل پست مدرن نبود، غزلی دیگر گونه بود. حداقل در شعرهای موفقش، همان زمان چاپ در نقد یکی از منتقدان خوب مشهد، اشاره شده بود که اینها شعرهای سپیدی است که در قالب غزل ارائه شده است. عنوان نقد این بود: «در این حصار بشکن» که برای شخص من خیلی جالب بود. غزل برای من تجربه ای بود برای شناخت موسیقی در شعر و به دست آوردن پایه برای ایجاد یک بنای مستحکم تر.
▪ قالب غزل برای شما محدودیت داشت که به شعر سپید روی آوردید؟
ـ نه محدودیتی نداشت. شاعر معمولاً بعد از یک مدت غزل کار کردن، به تکرار می رسد او به راحتی می تواند تمام حرفهایش را موزون بگوید، اما به نظر من محتواست که قالب را مشخص می کند. اگر امروز من کار سپید چاپ کرده ام، معنایش تضاد با غزل نیست. یعنی امروز هم اگر قرار باشد، تغزل کنم، به غزل رجوع می کنم. در مجموع به عقیده من «شعریت» یک اثر مهم است، نه قالب آن.
هیچ مهم نیست که شعر در چه قالبی باشد. اصالت، با شعر بودن است، اما شعر سپید، شعری است که از جنس زمان ماست و توانایی جهانی شدن را بیشتر دارد. در این قالب بیشتر می شود حرف زد و به راحتی می توان اندیشه را به مخاطب انتقال داد، چون درگیر وزن و قافیه نیستی. البته اعتقاد من بدین معنا نیست که هر شعر سپیدی شعر باشد. همچنان غزلهای درجه چهارم را بر بسیاری از شعرهای سپیدی که امروز خوانده می شود، ترجیح می دهم.
▪ چقدر شعر ترجمه شاعران غیر ایرانی روی شعر شما تأثیر گذاشته است؟
ـ «شیر کو بیکس» می گوید: «شعر ترجمه، مثل گل پشت قالی است.» در ترجمه، عنصر زبان بسیار کمرنگ می شود و آن چه به ما می رسد محتواست، آن هم اگر مترجم قدرتمندی، اثر را بازگردانی کرده باشد. «تأثیر گرفتن» با «تحت تأثیر بودن» خیلی متفاوت است.البته همه چیز روی ما تأثیر می گذارد، زمان، وضعیت جهان، حتی اکسیژنی که در فضا هست و سلولهای ما را پیر می کند، ما تحت تأثیر مفاهیم هم هستیم، نه فقط زبان و شعر.
▪ چه شاعران غیر ایرانی روی شعر شما تأثیر بیشتری داشته اند؟
ـ همیشه سعی کرده ام خودم باشم. من نه «فدریکو گارسیالورکا» هستم، نه «نزار قبانی»، نه «پابلو نرودا»، و نه «اوکتاویو پاز» و نه هیچ کس دیگر، بلکه من جواد گنجعلی هستم، با دغدغه های شخصی خودم!
▪ وضعیت شعر معاصر را در حال حاضر چگونه می بینید؟
ـ وضعیت شعر امروز غم انگیز است. هیچ چیز و هیچ کس سر جای خودش نیست. شاعرانی که اسمهای بزرگی را یدک می کشند، بدون هیچ شعر بزرگی و شاعرانی که خوب شعر می گویند بدون هیچ نام بزرگی!
▪ سرانجام شعر سپید، سیاه است یا سپید؟!
ـ من پیشگو نیستم، اما معتقدم شعر سپید آینده روشنی دارد.
▪ رشته تحصیلی شما در دانشگاه (علوم تربیتی) و حرفه معلمی، چقدر روی شما تأثیر گذاشته است؟
ـ شعر حاصل همه تجربه های خوب، بد، تلخ و شیرین است، اما حرفه ام بیش از هر چیز دیگری بر شعرم تأثیر گذاشته، چون همیشه به منابع بزرگ کشف و شهود یعنی دنیای پاک بچه ها وصل بوده ام. من آرامش و شعر را از میان کودکان کشف می کنم.
▪ به نظر شما رمز ماندگاری یک شاعر در تاریخ ادبیات چیست؟
ـ اگر شاعران جواب این سؤال را می دانستند، همه ماندگار می شدند، چون به ثبت رسیدن یک شاعر در تاریخ ادبیات، بزرگترین آرزوی کسانی است که به صورت حرفه ای شعر کار می کنند، اما حس من این است که شاعر باید بیشتر از این مسائل به کار خودش بیندیشد، بی دغدغه ماندگار بودن. اگر وسواس و واهمه ای هم هست باید خلاصه شود در اثر، چون در نهایت این ما نیستیم که انتخاب می کنیم.
▪ چه مشکلاتی در چاپ کتاب پیش روی شما بود؟
ـ بهتر است بگویید چه مشکلی پیش روی من نبود !وضعیت نشر، ممیزی، حذف اثر، هزینه های بالای چاپ، پخش اسفبار کتاب و در نهایت اینکه ما پایتخت نشین نیستیم!
▪ گمان می کنید چاپ کتابتان با شمارگان هزار نسخه، واقعاً می تواند شعر شما را در سطح کشور مطرح کند؟
ـ کمیت مهم نیست، کیفیت مهم است !اگر شعر من، شعر خوبی باشد، جایگاه خودش را پیدا می کند، اما اگر دور از مفهوم واقعی شعر باشد، با شمارگان یک میلیون نسخه ای هم ره به جایی نخواهد برد.
▪ به عنوان یک شاعر فعال خراسانی، فضای شعر کشور را به چند قطب تقسیم می کنید؟ آیا اصلاً قائل به چنین دسته بندی ها و وجود تمایزها در شعر مناطق مختلف کشور هستید؟
ـ به نظر من، شعر نه وابسته به زمان است و نه مکان. شعری که تاریخ انقضا داشته باشد، به درد نمی خورد، یک اثر ادبی خوب نیست و به راحتی فراموش می شود. مکانها و زمانها به گونه ای دیگر در شعر ایفای نقش می کنند. مثلاً کوهستانی بودن من باید در شعرم نمایان باشد یا اینکه یک «گیله مرد» باشم و شعرم بوی بیابان بدهد. مرزبندی های جغرافیایی در شعر نقش زیادی ایفا نمی کنند، در شعر مهم حس، عاطفه، تخیل و زبان است.
▪ وضعیت کلی شعر در دهه هشتاد را دارای چه ویژگی ها و اوج و فرودهایی نسبت به شعر دهه ۷۰ می بینید؟
ـ این سؤال می تواند، موضوع خوبی برای پایان نامه ای در سطح دکتری باشد. کار من تحقیق و پژوهش نیست، من درگیر شعرم، شاعران در رودخانه واژه ها شنا می کنند، تخمین زدن عمق این رودخانه و اینکه از کجا می آید، به کجا می رود و زیستگاه چه موجوداتی است، کار شاعران نیست. ما فقط می خواهیم نیم روز تابستانی مان را خنک کنیم!
▪ مخاطب در نظر شما به عنوان یک شاعر، چه جایگاهی دارد؟
ـ شعر ماندگار، سوژه و محتوایش را از جامعه خودش می گیرد و به نوعی، ذائقه هنری و اجتماعی مردم، محتوای شعر را شکل می دهد. تمام آثار خوب و ماندگار، سفارش ذائقه مردمند. یکی از رسالتهای شاعران امروز پر کردن فاصله بین شعر و مخاطب است. به یاد داشته باشیم که اگر امروز افرادی شعر بی مایه و مبتذل را بیشتر می پسندند یکی از دلایلش همسو نشدن شاعران با آنهاست. ارائه نشدن محصول بهتر، ذائقه مردم را به ابتذال کشیده است.
▪ و حرف آخر...
ـ یک شعر، هدیه من به شما و مخاطبان روزنامه؛
دارکوب بی وقفه
در سینه تنگم
پی چه میگردی
عشق یا اندوه...؟
من از جدال زندگی باز می گردم
و پاییز بازیگوش
باید بداند
درختی که بر لبه دنیا ایستاده
تکیه گاه مطمئنی نیست!

سلمان یزدی

منبع : روزنامه قدس

مطالب مرتبط

سپهری شاعری خطرناک


سپهری شاعری خطرناک
زمانی كه نادر نادرپور سرپرستی گروه ادب امروز رادیو تلویزیون را به عهده داشت، مرا هم به همكاری دعوت كرد. یك شب در خانه نادرپور بودم. هشت كتاب سپهری تازه درآمده بود. اولین بار بود كه همه اشعار یك شاعر نوپرداز در كتابی منتشر می شد. نادرپور از این كار سپهری خیلی خوشش آمده بود و می گفت كاش كتاب من هم این طوری دربیاید. از من خواست كتاب را در برنامه «كتاب روز» رادیو معرفی كنم. مسئول این برنامه ابتدا حسین منزوی و بعداً احمد كسیلا بود. من مطلبی درباره هشت كتاب نوشتم.
نادرپور آن را خواند و گفت با خیلی از حرف هایت موافقم، اما اجازه بده این مطلب پخش نشود، چون سهراب دوست من است و آدم حساس و زودرنجی هم هست. نوشته ای را كه می خوانید، همان مطلب است كه تقریباً بعد از سی سال برای اولین بار به جای پخش از رادیو، چاپ می شود. تاریخ نگارش مطلب ۱۸/۵/۱۳۵۶ است. یعنی همان سال انتشار هشت كتاب. آن موقع من جوانی سی ساله بودم. جسارت ها و خامی های مرا می بخشید. البته من حالا این طوری فكر نمی كنم.
● هشت كتاب
▪ كلیات اشعار سهراب سپهری
▪ ناشر: كتابخانه طهوری
سهراب سپهری و فروغ فرخ زاد، از خطرناك ترین شاعران امروزند! سهراب سپهری برای شاعرها خطرناك است و فروغ فرخ زاد برای شاعره ها. شعر شاعران جوان امروز را بیش از هر شاعری شعر این دو شاعر تهدید می كند.
شاعر جوان بخت برگشته ای ممكن است اصلاً اشعار سپهری را نخوانده باشد، اما وقتی منتقد ادبی، شعرش را می شنود، می گوید تحت تاثیر زبان سپهری هستی! و شاعر جوان برای اینكه این وصله به او نچسبد، مجبور است راه طبیعی خود را فراموش كند و دنبال زبانی بگردد كه به هیچ كس شبیه نباشد. به همین دلیل شروع می كند به بندبازی با كلمات.
به طوری كه حرف هایش برای خودش هم نامفهوم می شود! اگر شاعران جوان می كوشند كه از زیر تاثیر سپهری درآیند، سپهری خودش اسیر خودش است و نمی تواند از زیر نفوذ شعر خودش درآید! بهتر است به جای هرگونه مقدمه چینی هشت كتاب سپهری را ورق بزنیم و مسیر شعری او را بررسی كنیم.هشت كتاب نفیس ترین كتاب شعر امروز است و اولین كتابی است كه دربرگیرنده همه اشعار یك شاعر نوپرداز است. انتشارات طهوری كارش قابل تحسین است، اگرچه روی كتاب قیمت نزده است، گویا به هزار ریال آن را می فروشد. ای كاش چنین كلیاتی از شاعران دیگر نیز منتشر شود. با در دست داشتن چنین مجموعه ای خیلی خوب می توان كار یك شاعر را نقد و بررسی كرد. سهراب سپهری در هشت كتاب به ترتیب تاریخ جلو رفته است. اولین كتابش «مرگ رنگ» نام دارد و ۲۶ سال پیش چاپ شده است. در این كتاب، سپهری در آغاز راه است و زبانش شكل پیدا نكرده. و شعرش شبیه شعر بیشتر شاعران آن زمان است و در قالب چارپاره:
نقش هایی كه كشیدم در روز،
شب ز راه آمد و با دود اندود
طرح هایی كه فكندم در شب،
روز پیدا شد و با پنبه زدود
دیرگاهی ست كه چون من همه را
رنگ خاموشی در طرح لب است
جنبشی نیست در این خاموشی:
دست ها، پاها در قیر شب است
دو بندی كه خوانده شد از اولین شعر كتاب «مرگ رنگ» بود و نشان می دهد كه شاعر از دیرباز با نقاشی و تصویرسازی الفتی داشته است. در شعرهای كتاب «مرگ رنگ»، رنگی هم از اجتماع دیده می شود:
دست از دامان شب برداشتم
تا بیاویزم به گیسوی سحر
خویش را از ساحل افكندم در آب
لیك از ژرفای دریا بی خبر
سهراب سپهری غزل سرایی نكرده است، اما در اولین كتابش غزلی دارد در قالبی نو. درست مثل «غزل درخت» سیاوش كسرایی كه در آن، هم ردیف هست و هم قافیه و هم مصرع ها كوتاه و بلند شده اند. نام شعر «سپیده» است و گویی یكی از تابلوهای نقاشی سپهری است:
در دور دست
قویی پریده بی گاه از خواب
شوید غبار نیل زبال و پر سپید.
لب های جویبار
لبریز موج زمزمه در بستر سپید.
در هم دویده سایه و روشن
لغزان میان خرمن دوده
شبتاب می فروزد در آذر سپید.
همپای رقص نازك نی زار
مرداب می گشاید چشم تر سپید
خطی ز نور روی سیاهی است:
گویی بر آبنوس درخشد زر سپید.
دیوار سایه ها شده ویران
دست نگاه در افق دور
كاخی بلند ساخته با مرمر سپید.
سپهری كه امروز خیلی از شاعران تحت تاثیر زبان اویند، خودش هم زمانی تحت تاثیر زبان نیما بوده است. شعر «مرغ معما» این تاثیر را نشان می دهد:
دیرزمانی ست روی شاخه این بید
مرغی بنشسته كو به رنگ معماست
نیست هماهنگ او صدایی، رنگی.
چون من در این دیار، تنها، تنهاست.
تاثیر نیما در شعر «روشن شب» بیشتر به چشم می خورد. یك تكه از این شعر را می شنوید:
روشن است آتش درون شب
وز پس دودش
طرحی از ویرانه های دور
گر به گوش آید صدایی خشك
استخوان مرده می لغزد درون گور.
دیرگاهی ماند اجاقم سرد
و چراغم بی نصیب از نور
كه یادآور آن شعر نیما است كه می گوید:
بر مسیر خامش جنگل
مانده از شب های دورادور
سنگچینی از اجاقی خرد
در اولین كتاب شعر سهراب سپهری از عرفان گرایی خبری نیست و شعرها رنگ اجتماعی دارد و شاعر هنوز خود را نیافته است. شعرهای «دنگ»، «نایاب»، «مرگ رنگ»، «دریا و مرد»، «نقش» و «سرگذشت» رنگی تند از نیما دارند. مخصوصاً این تكه از سرگذشت:
صبح آن شب، كه به دریا موجی
تن نمی كوفت به موجی دیگر،
چشم ماهی گیران دید
قایقی را به ره آب كه داشت
بر لب از حادثه تلخ شب پیش خبر
پس كشاندند سوی ساحل خواب آلودش
به همان جای كه هست
در همین لحظه غمناك بجا
و به نزدیكی و
می خروشد دریا
وز ره دور فرا می رسد آن موج كه می گوید باز
از شبی توفانی
داستانی نه دراز.
كتاب «مرگ رنگ» بیست و دو شعر دارد.
بعد می رسیم به كتاب «زندگی خواب ها» كه بیست و چهار سال پیش به چاپ رسیده است و پانزده شعر دارد. سهراب سپهری در این كتاب انگار خواسته است خود را از زیر نفوذ نیما برهاند. او حتی وزن نیمایی را كنار گذاشته است و شعرهایش در «زندگی خواب ها» وزنی خاص دارد. سپهری در این كتاب یك پله بالاتر می رود و كم كم به خودش نزدیك می شود. «فانوس خیس» شعری از این كتاب است كه تكه ای از آن را می شنوید (و حالا می خوانید!):
روی علف ها چكیده ام
من شبنم خواب آلود یك ستاره ام
كه روی علف های تاریكی چكیده ام
جایم اینجا نبود.
نجوای نمناك علف ها را می شنوم
جایم اینجا نبود.
فانوس
در گهواره خروشان دریا شست وشو می كند.
كجا می رود این فانوس.
این فانوس دریاپرست پرعطش مست؟
شعر معروف «لولوی شیشه ها» كه بارها آن را در جنگ های شعر امروز خوانده ایم، در همین كتاب است كه چنین آغازی دارد:
در این اتاق تهی پیكر
انسان مه آلود!
نگاهت به حلقه كدام در آویخته؟
بعد كتاب «آوار آفتاب» است كه شانزده سال پیش چاپ شده است. بیشتر شعرهای كتاب «آوار آفتاب» وزنی خاص دارند و گویی ادامه شعرهای كتاب قبلی هستند.
سپهری از نیما كه دور می شود، خودش را پیدا می كند و خودش را كه پیدا كرد، دوباره به طرف نیما می رود و عروض نیمایی. در كتاب «آوار آفتاب» دوباره شعرهایی به وزن نیمایی گفته اما زبانش دیگر زبان نیما نیست:
شبنم مهتاب می بارد
دشت سرشار از بخار آبی گل های نیلوفر
می درخشد روی خاك آیینه ای بی طرح.
مرز می لغزد ز روی دست.
من كجا لغزیده ام در خواب؟
مانده سرگردان نگاهم در شب آرام آیینه.
برگ تصویری نمی افتد در این مرداب.
سپهری در آوار آفتاب تصویرها و فضاهای تازه ای دارد، مثل این:
دستم را به سراسر شب كشیدم،
زمزمه نیایش در بیداری انگشتانم تراوید.
كه یادآور دست كشیدن فروغ فرخ زاد است بر پوست كشیده شب.
و یا این سخن از سپهری:
و سرانجام
در آهنگ مه آلود نیایش ترا گم كردم.
كه یادآور «مه سنگین اوراد سحرگاهی» فروغ است با توجه به اینكه فروغ این شعرها را پس از سپهری گفته است.
در آوار آفتاب، با چنین تصویرهایی روبه رو هستیم:
از آتش لب هایش، جرقه لبخندی پرید
در هوای دوگانگی تازگی چهره ها پژمرد
بیایید از سایه روشن برویم
بر لب شبنم بایستیم، در برگ فرود آئیم.
صبح از سفال آسمان می تراود
بی اشك، چشمان تو ناتمام است. نمناكی جنگل نارساست.
سپهری در آوار آفتاب كم كم به عرفان می گراید:
من به خاك آمدم و بنده شدم
تو بالا رفتی و خدا شدی.
آوار آفتاب سی و دو شعر دارد. بعد از آوار آفتاب، «شرق اندوه» است كه شانزده سال پیش چاپ شده است یعنی همان سال كه آوار آفتاب چاپ شد.شاعر توضیح می دهد كه شعرهای آوار آفتاب سه سال پیش برای چاپ آماده بوده است، كه اگر این توضیح را هم نمی داد، فضا و بیان شعرها، تقدم زمانی آن را نسبت به شرق اندوه نشان می داد. كتاب «شرق اندوه» بیست و پنج شعر دارد. سپهری همیشه در كتاب هایش یكدستی را حفظ كرده است و این یكدست بودن در كتاب شرق اندوه بیش از همه كتاب هایش است. تمام شعرهای این كتاب در یك وزن است. یك وزن عروضی خاص كه سپهری با آن بازی كرده است.
شاعر كه در شعرهای آزادش به ردیف و قافیه چندان توجهی ندارد، در بیشتر شعرهای این كتاب به ردیف و قافیه رو كرده است:
می رویید در جنگل. خاموشی رویا بود
شبنم ها بر جا بود.
درها باز، چشم تماشا باز، چشم تماشا تر، و خدا در
هر... آیا بود؟
خورشیدی در هر مشت. بام نگه بالا بود
می بویید، گل وا بود؟ بوییدن بی ما بود: زیبا بود.
تنهایی، تنها بود
ناپیدا، پیدا بود
«او» آنجا، آنجا بود.
«شرق اندوه» از بهترین كتاب های شعر سپهری است. حسن او این است كه در هر كتاب گامی به جلو برداشته است و در هر كتاب زبانی تازه داشته است.
«صدای پای آب» بهترین منظومه سهراب سپهری است كه دوازده سال پیش در گاهنامه ادبی آرش چاپ شد و در كلیات سپهری كتاب به حساب آمده است. سپهری در این منظومه از زبان محاوره به طور معجزه آسایی استفاده كرده است. شعرش مثل حرف زدن شده است. به همان راحتی و روانی:
اهل كاشانم
روزگارم بد نیست
تكه نانی دارم
خرده هوشی، سر سوزن ذوقی
مادری دارم
بهتر از برگ درخت
دوستانی، بهتر از آب روان
با همین منظومه، سپهری به عنوان شاعری مستقل شناخته می شود. شاعر، در صدای پای آب به اوج شعر رسیده است و شعر آنقدر معروف است كه نیازی نمی بینیم تا قسمتی از آن در اینجا خوانده شود.«مسافر» نام منظومه دیگری از سپهری است كه یازده سال پیش در گاهنامه آرش چاپ شد. این منظومه، نوعی سفرنامه است و زبانی روان و راحت دارد، اما به پای صدای پای آب نمی رسد.حالا می رسیم به معروف ترین كتاب سپهری. به حجم سبز، كه سال ها نایاب بود و مشتاقان شعر به دنبالش بودند. «حجم سبز» ده سال پیش منتشر شد. هر شاعری معمولاً با یك كتاب بیشتر شناخته می شود. مثلاً احمد شاملو با «هوای تازه»، منوچهر آتشی با «آهنگ دیگر»، فروغ فرخ زاد با «تولدی دیگر» و یدالله رویایی با «شعرهای دریایی». سپهری هم شناخته شده ترین كتابش «حجم سبز» است. اوج كارهای سپهری را در این كتاب می توان یافت. حجم سبز، خیلی از شاعران امروز را تحت تاثیر قرار داد.
حتی خود سپهری را! سپهری كه در هر كتاب گامی به جلو می نهاد و از قالب كتاب قبلی درمی آمد، در آخرین كتابش درجا زده است. تحت تاثیر خود بودن، خطرناك تر از تحت تاثیر دیگران بودن است. تحت تاثیر دیگران بودن، نوعی حركت است، اما تحت تاثیر خود بودن معنایی جز سكون ندارد. «ما هیچ، ما نگاه» آخرین كتاب سهراب سپهری است كه چهارده شعر دارد یعنی سپهری در طول این ده سال چهارده شعر گفته است. «ما هیچ، ما نگاه» هم از نظر كمیت و هم از نظر كیفیت، برای سهراب سپهری توقف است. اگرچه گهگاه روانی و سادگی و طنز «حجم سبز» را داشته باشد. خدا كند كتاب آخر سپهری تتمه حجم سبز باشد و كتاب آینده او طرحی دیگر داشته باشد. با شعری از كتاب «ما هیچ، ما نگاه» به برنامه امروز پایان می دهیم:
تنهای منظره
كاج های زیادی بلند.
زاغ های زیادی سیاه.
آسمان به اندازه آبی.
سنگچین ها، تماشا، تجرد.
كوچه باغ فرارفته تا هیچ.
ناودان مزین به گنجشك.
آفتاب صریح.
خاك خوشنود.
چشم تا كار می كرد
هوش پاییز بود.
ای عجیب قشنگ!
با نگاهی پر از لفظ مرطوب
مثل خوابی پر از لكنت سبز یك باغ،
چشم هایی شبیه حیای مشبك،
پلك هایی مردد
مثل انگشت های پریشان خواب مسافر!
زیر بیداری بیدهای لب رود
انس
مثل یك مشت خاكستر محرمانه
روی گرمای ادراك پاشیده می شد.
فكر
آهسته بود.
آرزو دور بود.
مثل مرغی كه روی درخت حكایت بخواند.
در كجاهای پاییزهایی كه خواهند آمد
یك دهان مشجر
از سفرهای خوب
حرف خواهد زد؟


وبگردی
ممنوعیت پروازهای «هواپیمایی آسمان» در اروپا
ممنوعیت پروازهای «هواپیمایی آسمان» در اروپا - پرواز تمام هواپیماهای «آسمان» در اروپا ممنوع است
استحاله! / بررسی نامه احمدی‌نژاد به رهبری
استحاله! / بررسی نامه احمدی‌نژاد به رهبری - دگرديسي‌هاي فراواني در ايران صورت گرفته‌است؛ اصولگرايان اصلاح‌طلب شده‌اند، تحول‌طلبان محافظه‌كار شده‌اند، مسئولان پاسخ ناكارآمدي‌هاي خود را از مردم مي‌خواهند و در تازه‌ترين نوع اين استحاله‌ها فردي كه بسياري مدعي هستند او برآمده از مهندسي انتخابات است با ارسال نامه به رهبرمعظم انقلاب درخواست برگزاري انتخاباتي آزاد، زودهنگام و به دور از مهندسي كرده‌است! محموداحمدي‌نژاد همان پديده خانمان براندازي كه براي…
سیف و بازی تکراری غیر مجازها !
سیف و بازی تکراری غیر مجازها ! - حرفهای تکرای بانک مرکزی در مورد صرافی ها و موسسات مالی غیر مجاز با یک جستجوی ساده در اینترنت.
مصاحبه دختری که با ریش به «آزادی» رفت با یورونیوز
مصاحبه دختری که با ریش به «آزادی» رفت با یورونیوز - فیلم - زهرا خوش نواز در گفتوگو با یورونیوز از مراحلی که برای آماده سازی ظاهرش طی کرد تا با چهره‌ای متفاوت وارد استادیوم شود گفت. او می‌گوید: «زمانی که از تونل گذر کردم و وارد ورزشگاه شدم و چشمانم به چمن ورزشگاه افتاد گریه‌ام گرفت.»
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش
بار دیگر زیر گرفتن ماموران پلیس با ماشین سواری توسط دراویش - باز هم زیر گرفتن ماموران امنیتی و نیروی انتظامی توسط یک ماشین دیگر سواری توسط اراذل خیابان گلستان هفتم
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران
حمله با اتوبوس به مأموران پلیس در پاسداران - کی از دراویش گنابادی با اتوبوس به مردم و مأموران پلیس در خیابان پاسداران تهران / گفته میشود تعداد شهدای ناجا در حمله آشوبگران فرقه ضاله گنابادی و حامیان نورعلی تابنده به ۴ تن رسیده است.
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای
لحظه مواجهه وزیر راه با خانواده قربانیان سانحه هواپیمای - به دنبال سقوط هواپیمای تهران-یاسوج ویدیو لحظه مواجه خانواده های جانباختگان را با وزیر مشاهده می کنید.
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو
حمله با چاقو به یک راننده سر پارک خودرو - تصاویری دردناک از حمله مرد موتور سوار با چاقو به یک مرد راننده در حضور همسر و فرزندش در شهرستان داراب استان فارس را در ویدئوی زیر می بینید. به نظر میرسد این اتفاق در پی جرو بحثی بر سر پارک کردن وسایل نقلیه روی داده است!
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟
اگر «عدم رویارویی با حریفان اسرائیلی» آرمان ماست چرا پنهانی و دزدکی؟ - آنچه مشخص است جمهوری اسلامی ایران باید تصمیم مشخص و درستی درباره سیاست عدم رویارویی با ورزشکاران رژیم صهیونیستی بگیرد. دیگر نمی‌توان با این روش تعقیب و گریزی با این مسئله برخورد کرد. دیگر نمی‌توان ورزشکاران را از مقابله با کشتی‌گیران اسرائیلی باز داشت و در برابر رسانه‌های جهانی گفت به خاطر مصدومیت در میدان حاضر نمی‌شویم و در داخل جشن بگیریم که ما عزت‌مان را حفظ کردیم و...
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد !
بدل ایرانی آنجلینا جولی رونمایی شد ! - شب گذشته مراسم اکران فیلم بلوک 9 خروجی 2 به کارگردانی علیرضا امینی و تهیه کنندگی محمدرضا شریفی نیا و نیز فیلم شاخ کرگدن در پردیس سینمایی ملت برگزار گردید.
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه - سخنرانی پرحاشیه احمدی نژاد در مقابل دادگاه بقایی
    درس‌ هایی از غول‌ های دنیای فناوری
    به نظرم رهبران بسیاری از سازمان‌های بزرگ اعتقادی به تغییر ندارند؛ اما با نگاهی به گذشته، رد پای تاریخ را خواهید دید. بدانید که اگر کسب‌ و کاری بی‌رمق دارید، مسلما با مشکلاتی روبه‌رو خواهید بود.