جمعه ۱ تیر ۱۳۹۷ / Friday, 22 June, 2018

قرآن در جبهه


قرآن در جبهه
صبح بود و آفتاب از دور دست‌ها سر کشیده بود. آب ِهور راکد و ساکت به نظاره‌ما نشسته بود و ماهیان جور واجور، مارماهی، شور، بیشلمبو و کپور و…، دور تا دور سنگر پرسه می‌زدند تا شاید در خوردن نان خشک و برنج پخته و کال با ما شریک شوند و می‌شدند. سنگرم در دل نیزار قرار گرفته بود و با نی آن‌را استتار کرده بودیم تا از گزند چرخ بال‌ها و هواپیماهای دشمن در امان باشیم.
آفتاب مقداری از راه طولانی خود را که طی می‌کرد محیط برایمان جهنّم می‌شد. درون سنگر، از دست خرمگس و پشه،‌ و درون آب، از گزند مارماهی و بیشلمبو در امان نبودیم.
سنگر ما پذیرای سیزده جنگجوی بسیجی بود که هفت نفرمان طلبه بودیم. فضای خوشی داشتیم و آوای خوش قرآن و مناجات تا شعاع بی نهایت را عطرآگین کرده بود. زیارت عاشورا ، دعای توسل ، کمیل و ندبه، چهره‌یکایک بچه‌ها را ملکوتی کرده بود و سنگر شهید نوراللّهی ، واقعاً نورِ الهی در آن دمیده بود.
با همه خستگی‌های مفرطی که داشتیم، اکثر روزها را در درگیری با گشتی‌های دشمن می‌گذراندیم و همیشه هم موفق بودیم. بچه‌ها و فرمانده محور و فرمانده گردان دور هم نشسته بودیم؛ اگر چه جا خیلی تنگ بود. باد از حرکت ایستاده بود و هوا دم کرده بود و نفس‌مان بند آمده بود. من که در میان همه نشسته بودم، در بین صحبت،نگاهم به پتویی افتاد که تا نیمه داخل آب افتاده بود. ناخود آگاه برخواستم تا پتو را از آب بیرون بکشم. مشغول چلوندن پتو بودم که صدای مهیبی از پشت سرم برخواست و به دنبال آن، بچّه‌ها با فریاد یا اباالفضل (ع) و یا زهرا (س) به درون آب پریدند و من بی آن‌که بتوانم فرصتی پیدا کنم تا به پشت سرم نگاه کنم، به درون آب افتادم. دلم قرار نداد و بی توجّه به حال رُفقا لبه آکاسیف را گرفتم و به درون سنگر نگاه کردم. آتش بود که در دل سنگر زبانه می‌کشید و درست همان‌جایی که من نشسته بودم، بمب آتشزا منفجر شده بود و شعله آتش بطرف آر. پی. جی و مهمات آن زبانه می‌کشید. قصد داشتم به درون سنگر رفته و به هر شکل ممکن آتش را خاموش کنم که شهید اسماعیلی فریاد زد: برگرد... برگرد... دیگه کاری ازت ساخته نیست... زود باش، الآن مهمات منفجر می‌شه... و همین‌طور هم شد. هنوز پای دوم من درون آب بود و تقلاّ می‌کردم آن را هم به روی آکاسیف بکشم که گلوله‌های آر.پی. جی منفجر شد و من به درون نیزارها پرت شدم. برای لحظه‌ای گیج و منگ بودم. پس از این‌که به خود آمدم، یاد شب قبل افتادم: زمانی‌که مشغول دعای کمیل بودیم، سروصدایی شنیدم؛ از جای برخواستم و به نگهبان گفتم: گویا خبرهائیه! گفت: نه چیزی نیست، موش‌هایند که این‌جور سروصدا راه انداخته‌اند. گفتم: تجربه به من می‌گوید: این صدای فین « پا قورباغه‌ای» غوّاص‌هاست، ولی او زیر بار نرفت و من تا صبح نسبت به این موضوع دلهره داشتم و سرانجام، غواص‌های عراقی بمب خود را کار گذاشته بودند . تنها من و یکی از بچه‌های شهرمان بودیم که از انفجار جان سالم به در بردیم . مجروحان حال خوشی نداشتند و پوست بدنشان آویزان شده، لای نی‌ها گیر می‌کرد و صدای دلخراش آنان دل عرش را می‌لرزاند. از طرفی هم بیشلمبوها برای خوردن گوشت، گرداگرد مجروحان پرسه می‌زدند تا شاید شکمی از گوشت بچه‌ها پر کنند. لحظه‌ای صدای یا علی(ع) و یا زهرا(س) از زبان بچه‌ها نمی‌افتاد. نیم ساعتی را گاهی زیر آب و گاهی روی آب گذراندیم تا از گزند رگبار بی امان مزدوران در امان باشیم. در این لحظه در دلمان جز خدا چیزی حضور نداشت، گذشتن از میان آن همه نی، که بی شباهت به جنگل‌های انبوه، نبود سخت و طاقت‌فرسا بود و تنها مزیتی که ما داشتیم این بود که با آب بیگانه نبودیم، چرا که اهل مازندران بودیم و از کودکی با شنا و آب آشنا شده بودیم. این جا بود که فهمیدیم تربیت اوان کودکی در چه جاهایی و چطور به فریاد آدمی می‌رسد.
من برگشتم و خود را به شهید اسماعیلی رساندم و گفتم: من که از همه‌تون سالم‌ترم اجازه بدید برم سراغ نیروی کمکی وإلاّ همه ما تلف می‌شیم و ایشان هم اجازه دادند.
با شور وصف ناپذیری شنا می‌کردم . و از میان نیزارها به کندی و سختی می‌گذشتم و نی‌های شکسته، همانند تیغ کش‌های حرفه‌ای، بدنم را خط می‌کشیدند و بیشلمبوهای گوشتخوار هم اطرافم بودند و مرا دنبال می‌کردند.
ساعت چهار بعد از ظهر بود که از میان نیزار در آمدم و خود را در آبراه «مختار» دیدم بی رمق گشته بودم؛ با این حال، برای نجات بچه‌ها در تب و تاب بودم و قریب به چهار ساعت و اندی بود که آنها ر تنها گذاشته بودم، تا این که سرانجام، من و قایق‌های نجات، پس از یک ساعت‌و نیم جست‌و‌جو، بچه‌ها را که در میان نی‌ها به سختی با ماهی‌های بیشلمبو مبارزه کرده بودند، پیدا کردیم.
زخمی‌ها را به عقبه انتقال دادیم.من و سیدحسن محمودی که سالم بودیم، در محور ماندیم. چند روز بعد برای احداث سنگری دیگر به آن منطقه رفتیم. من از روی کنجکاوی به سنگر سوخته‌مان رفتم. تمام موجودیمان سوخته بود. آر. پی. جی، تیربار، کلاش و… ذوب شده بودند، به طوری که هیچ کس نمی‌توانست تشخیص بدهد این‌ها قبلاً اسلحه بوده‌اند یا پاره‌های آهن. چهار چوب آهنی آکاسیف روی نی‌ها باقی مانده بود.لحظاتی درون بَلَم نشستم و به تداعی خاطرات سنگرمان پرداختم. واقعاً جای اشک ریختن بود. وقتی چشمانم پر از اشک شده بود، از پسِ نگاهِ اشکبارم، چیزی را دیدم که یکباره دلم آرام گرفت و از گریستن باز ایستادم و آن قرآنی بود که روی یکی از آهن‌ها افتاده بود. بَلَم را جلو بردم و آن را با احتیاط برداشتم تا به زیر آب نرود. دیدم با این که دور تا دور قرآن را آتش سوزانده بود اما حتی یک کلمه از آیات آن نسوخته بود. جالب‌تر این‌که آتش، پشت جلد آن را هم سوزانده، بود اما آیه «لا یمسّه الاّ المطهّرون» را نسوزانده بود. قلبم آرام گرفت واعتقادم به قرآن، اعتقادی عینی و لمسی شد و باوری در من ایجاد کرد که تا هستم از من زایل نخواهد شد. ان شاءالله.
● در خدمت قرآن
▪ استاد بهاءالدین خرمشاهی
۳۳ سال پیش، در سال ۱۳۴۳ بنده دانشجوی سال اول رشته زبان و ادبیات فارسی در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران بودم. فکر و ذکری جز کتاب خواندن و به ندرت کتاب خریدن نداشتم . کتاب خریدن برایم دشوار بود. زیرا با بودجه وبضاعت ناچیز دانشجوی شهرستانی مقیم مرکز جور در نمی‌آمد. یک روز گذرم به میدان مخبر الدوله افتاد. آن ایام اوج رونق و شکوفایی و درخشش کتابخانه (کتابفروشی) ابن سینا بود، که چندین دهنه گسترش داشت و عکس بزرگی از نویسندگانی که آثارشان را چاپ می‌کرد، به نحو شکیلی قاب کرده و فروشگاه را با آن آراسته بود. فروشگاهی بزرگ و هم بلند بالا و درندشت بود. نشان به آن نشان که در ورودی فروشگاه هم، گردان بود و تازه در ایران باب شده بود و بعضی ساختمانهای اعیانی و بانک مرکزی و غیره چنین دری داشتند. ویترین جلوی فروشگاه هم پهناور و چشم نواز و دعوتگر بود. باری دیدم ویترین را نسبتاً خلوت کرده‌اند و دروسط، با سلیقه‌ تمام، یک قرآن نفیسِ رنگی به صورت باز روی رحل گذاشته‌اند. اولین بار بود که مصحف شریف را به خط نستعلیق ایرانی می‌دیدم. خط استوار و بی نظیر آن قرآن، به قلم دودانگ (با سایه کمتر کتابت) شادروان حسین میرخانی بود و در مقابل آن، یعنی در برابرهرصفحه از قرآن، یک صفحه ترجمه، به قلم شادروان مهدی الهی قمشه‌ای آمده بود. هوش از سرم رفت. ازهول وهیجانی که می‌خواستم بروم تو، سرم به شیشه ویترین خورد و یک قدری لای در گردان گیر کردم. آه در بساط نداشتم و خریدار یوسف بودم. فروشنده هم رندانه لبخندی زد و مرا با دست خالی ودلی پر باز گرداند که بروم و دوماه تمام پس‌انداز کنم تا سرانجام یک روز که یکی از شادترین و فراموش نشدنی‌ترین ایام عمرم بود، رفتم به همان فروشگاه و فاتحانه ۴۵ تومان پس انداز دو ماهه را با شور وهیجان و ادب فراوان، تقدیم فروشنده کردم ویک نسخه از مصحف شریف را مانند جان شیرین در آغوش گرفتم. تاسال‌ها هر روزصبح دو صفحه از این مصحف زیبای هنرمندانه را تلاوت و در معانی آن اندیشه می‌کردم و سپس از منزل بیرون می‌رفتم. اکنون ۳۳ سال است که در خدمت این مصحف هنری ایستاده‌ام.

پدیدآورنده:عبدالصمد زراعتی جویباری،

منبع : بشارت

مطالب مرتبط

نزول هل اتی، گواهی دیگر بر عظمت اهل بیت(ع)

نزول هل اتی، گواهی دیگر بر عظمت اهل بیت(ع)
۲۵ ذی حجه سالروز نزول سوره مبارکه هل اتی( دهر – انسان) در شان اهل بیت (علی و همسر و فرزندانش) از وقایع بی بدیل تاریخ اسلام است که مانند آن را نمی توان در هیچ کجای دنیا سراغ گرفت.
همه علمای اسلامی اعم از شیعه و سنی اتفاق نظر دارند که آیات شریفه "وَیُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَی حُبِّهِ مِسْكِینًا وَیَتِیمًا وَأَسِیرًا* إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِیدُ مِنكُمْ جَزَاء وَلَا شُكُورًا " در باره حضرت علی(ع)، حضرت زهرا(س) و حسنین(ع) نازل شده است که بر منزلت این انوار قدسی در نزد حضرت حق تاکید دارد.
●اهل بیت و وفای به عهد
داستان نزول آیه چنین است كه حضرت حسن(ع) و حسین(ع) بیمار شدند ، رسول خدا و جمعی از چهره های برجسته از آن دو بزرگوار عیادت كردند . پیامبر هنگام عیادت به امیرالمؤمنین(علیه السلام) فرمود : اگر به خاطر بهبود دو فرزندت نذری را بر عهده می گرفتی در شفای آنان بی اثر نبود . آن حضرت و فاطمه ی زهرا (علیهما السلام)نذر كردند كه اگر خدای مهربان آن دو را شفا دهد سه روز روزه بگیرند ، فضه ی خادمه هم به دنبال آن دو بزرگوار متعهد سه روز روزه گرفتن شد .
حسن و حسین پس از آن نذر شفا یافتند در حالی كه خاندان طهارت پس از شروع روزه جهت افطار چیزی نداشتند ، امیرالمؤمنین(علیه السلام) سه پیمانه جو از بازار قرض گرفت كه در برابرش پارچه ای پشمین برای قرض دهنده ببافد ، جو را به خانه آورد ، حضرت زهرا (علیها السلام) آن را آسیاب كرد و نان پخت و علی (علیه السلام) پس از نماز مغرب نان را جهت افطار بر سر سفره گذاشت كه ناگهان مسكینی به آنان مراجعه كرد و درخواست كمك نمود ، همه ی اهل خانه نان خود را به او بخشیدند و با آب افطار كردند ; شب دوم هم یتیمی طلب غذا كرد باز همه ی خانواده نان خود را به او دادند ، و شب سوم اسیری دق الباب كرد و این بار هم همه ی خانواده سهم خود را به او بخشیدند و جز با آب افطار نكردند .
روز چهارم در حالی كه نذرشان را ادا كرده بودند ، علی (علیه السلام) همراه دو فرزندش نزد پیامبر آمدند ، چون پیامبر در حسن و حسین از شدت گرسنگی، ضعف و ناتوانی دید گریست . در این وقت جبرئیل با سوره ( هل أتی ) بر حضرت نازل شد(۱) .
توجه به نیازهای افراد جامعه و چشم نپوشیدن از آنها را نمی توان تنها در یک شعار خلاصه نمود بلکه برای حل مشکل باید گام برداشت، آنسان که خود را مواجه اصلی مشکل دانسته و در رفع آن بکوشیم. مقام شامخ اهل بیت(ع) این تجلی را به تصویر کشیده اند که در جای جای زندگی ایشان، توجه به نیازمند، امری الهی و ارزشی قلمداد می شده است.
●توجه به یتیمان
یکی از اقشاری که توجه به آنها در جامعه بر هر مسلمان و اهل مروتی لازم است افراد بی سرپرست و به تعبیری(یتیم) است؛ کسانیکه بر اثر از دست دادن پناهگاه عاطفی خود به سختی شکننده شده و آمادگی فروپاشی در برابر هر مشکل کوچک را دارا میباشند. توجه به یتیمان که در آموزه های عملی اهل بیت(ع) به وفور به چشم می خورد را نباید در توجه مادی و بذل مال منحصر دانست از این رو در روایات ما حتی به نگاه محبت آمیز به یتیم نیز سفارش شده است؛ چرا که چنین افرادی به تغذیه عاطفی و روحی نیازمند ترند.
در این مقال با توجه به اهمیت برخورد با این دسته از افراد و موضوعیتی که یتیم در آیه شریفه و شان نزول آن دارد به بیان نکاتی با توجه به آیات و روایات شریفه در این باره می پردازیم.
در روایات اهل بیت(ع) آمده است:
أربعٌ مَن كُنّ فِیه مِن المُؤمِنِینَ أسكَنَه الله فِی أَعلَی عِلِیّینَ فِی غُرَف فَوقَ غُرَف فِی محلّ الشَّرَفِ كلّ أشرف : مَن آوَی الیتیمَ وَنَظَر لَهُ فَكان لَه ابا رَحیماً ، وَمن رَحِم الضّعیف وأعانَه وَكَفاه ، وَمن أنفقَ علَی والِدَیهِ ورَفَق بِهما وبِرَّهُما وَلَمْ یَحزُنْهُما ، وَمَن لَم یَخرِقَ بِمَملوكِه وَأعَنَه عَلی مَا یَكلِفُه وَلَم یَستَسِعَه فِیمَا لاَ یُطِیقُ(۲). چهار چیز است که اگر در مومنی باشدخدا او را در اعلی علیین در غرفه هایی بالاتر از دیگر غرفه ها در شریف ترین محل جای می دهد : كسی كه یتیمی را پناه دهد و به او نظر محبت اندازد و نسبت به وی پدری مهربان باشد ، و كسی كه به ناتوان رحم كند و او را یاری دهد و امورش را كفایت نماید ، و كسی كه هزینه ی پدر و مادرش را بپردازد و با آنان مدارا كند و نسبت به هر دو نیكی ورزد و آنان را غصه دار ننماید ، و كسی كه به حقوق غلام و كنیز و خدمتكارش تجاوز نكند و او را بر آنچه تكلیف می كند یاری دهد و او را در اموری كه در طاقت او نیست به كار نگیرد .
یتیم نوازی یتیم یا به خاطر مرگ پدر از نوازش و محبت پدرانه محروم شده ، یا به سبب مرگ مادر از آغوش عاشقانه مادرانه بی بهره گشته ، یا هر دو منبع لطف و فیض و عشق و محبت را از دست داده است .
از وظایف الهی و تكالیف قرآنی و مسؤولیت های اسلامی اهل ایمان توجه همه جانبه به یتیمان برای جلب خشنودی خداست .
قرآن مجید و روایات در ضمن بیان مطالبی لطیف و اشاراتی دقیق ، و سفارشاتی عمیق و توصیه هایی بسیار مهم مردم را به رعایت حقوق همه جانبه یتیمان دعوت كرده و این كار را از اعظم عبادات و افضل قربات شمرده اند .
حق یتیم آن چنان عظیم است كه قرآن بیست و سه بار از یتیم یاد كرده ، و فصل جداگانه ای در روایات اهل بیت (علیهم السلام) به این برنامه بسیار مهم اختصاص یافته است .
قرآن مجید نسبت به ایتام این عناوین را به كار گرفته است :
احسان به یتیم ، اكرام به یتیم ، اطعام یتیم ، انفاق به یتیم ، امر ازدواج یتیم ، پناه دادن به یتیم ، كار برای یتیم ، حفظ مال یتیم ، خوردن مال یتیم ، برخورد قهر آمیز با یتیم .
آیات كریمه قرآن به ترتیب عناوین بالا عبارت است از آیاتی كه در این سطور می نگارم :
احسان به یتیم ( وَإِذْ أَخَذْنَا مِیثَاقَ بَنِی إِسْرَائِیلَ لاَتَعْبُدُونَ إِلاَّ اللّهَ وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَاناً وَذِی الْقُرْبَی وَالْیَتَامَی وَالْمَسَاكِینِ . . . )(۳). و یاد كنید هنگامی را كه از بنی اسرائیل پیمان گرفتیم كه جز خدا را نپرستید و به پدر و مادر و خویشان و یتیمان و تهیدستان احسان و نیكی كنید .
اكرام به یتیم ( كَلاَّ بَلْ لاَ تُكْرِمُونَ الْیَتِیمَ )(۴). چنین نیست كه خدا شما را خوار و پست كرده باشد ، بلكه علّت خواری و پستی شما این است كه یتیم را گرامی نداشتید و حقوقش را رعایت ننمودید .
از آیه ی شریفه استفاده می شود كه هركس به اكرام یتیم و رعایت حق او برخیزد ، مورد اكرام حضرت حق قرار می گیرد و در پیشگاه حضرت ربّ رفعت مقام می یابد .
اطعام به یتیم ( وَیُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَی حُبِّهِ مِسْكِیناً وَیَتِیماً وَأَسِیراً )(۵). و پیوسته در عین دوست داشتن طعام برای خودشان آن را به تهیدست و یتیم و اسیر می خورانند .
در این آیه ی شریفه خدای مهربان اطعام به یتیم را از اعمال قابل تقدیر اهل بیت (علیهم السلام) شمرده است ، اهل بیتی كه به فرموده ی پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) ، هم سنگ قرآن و در همه ی امور زندگی برای همه ی مردم سرمشق حسنه هستند .
انفاق به یتیم ( یَسْئَلُونَكَ مَاذَا یُنْفِقُونَ قُلْ مَا أَنْفَقْتُمْ مِنْ خَیْر فَلِلْوَالِدَیْنِ وَالْأَقْرَبِینَ وَالْیَتَامَی وَالْمَسَاكِینِ وَابْنِ السَّبِیلِ . . . )(۶). از تو می پرسند چه چیزی را انفاق كنند ، بگو : آنچه را از مال انفاق می كنید به پدر و مادر و خویشان و یتیمان و تهیدستان انفاق كنید .
ازدواج یتیم ( وَابْتَلُوا الْیَتَامَی حَتَّی إِذَا بَلَغُوا النِّكَاحَ . . . )(۷). یتیمان را نسبت به امور دینشان و اخلاق و رفتارشان و نحوه ی تصرف در اموالشان تا زمانی كه برای ازدواج آماده شدند و مسأله ی نكاح برای آنان سهل و آسان آمد آزمایش كنید ، اگر توان ازدواج داشتند اموالشان را در اختیارشان قرار دهید .( وَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُوا فِی الْیَتَامَی فَانْكِحُوا مَا طَابَ لَكُم مِنَ النِّسَاءِ . . . )(۸) و اگر می ترسید كه در ازدواج با یتیمان نتوانید عدالت را رعایت كنید پس با آن كس از زنان كه خوشایند شماست ازدواج كنید .
حفظ مال یتیم اگر از پدر یتیم یا مادرش یا از هر دو نفر مالی برای یتیم باقی ماند بر سرپرست یتیم واجب است كه در حفظ آن مال بكوشد ، و پس از رشد یتیم ـ سن تشخیص مسائل مربوط به امور مالی ـ آن مال را تا دینار آخر در اختیار او قرار دهد .
( وَآتُوا الْیَتَامَی أَمْوَالَهُمْ وَلاَ تَتَبَدَّلُوا الْخَبِیثَ بِالطَّیِّبِ وَلاَ تَأْكُلُوا أَمْوَالَهُمْ إِلَی أَمْوَالِكُمْ إِنَّهُ كَانَ حُوباً كَبِیراً )(۹). اموال یتیمان را به خود آنان بدهید و مال نامرغوب خود را با مال مرغوب آنان جابه جا نكنید ، و اموال آنان را به ضمیمه ی اموال خود نخورید ، زیرا این كار گناهی بزرگ است .
( . . . فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْداً فَادْفَعُوا إِلَیْهِمْ أَمْوَالَهُمْ وَلاَ تَأْكُلُوهَا إِسْرَافاً وَبِدَاراً أَن یَكْبَرُوا . . . )(۱۰) پس اگر از آنان رشد و صلاحیتی در كارگردانی زندگی و تصرف در اموال یافتید اموالشان را در اختیارشان بگذارید ، و اموالشان را به خیال این كه مبادا كبیر شوند از روی اسراف و شتاب نخورید . .
خوردن مال یتیم تصرف در اموال یتیمان بدون مجوز شرعی ، و خوردن آنچه در مالكیت آنان است گناهی بسیار سنگین و سبب دچار شدن به عذاب الهی است .
( إِنَّ الَّذِینَ یَأْكُلُونَ أَمْوَالَ الْیَتَامَی ظُلْماً إِنَّمَا یَأْكُلُونَ فِی بُطُونِهِمْ نَاراً وَسَیَصْلَوْنَ سَعِیراً )(۱۱) بی تردید كسانی كه اموال یتیمان را از روی تجاوز و ستم می خورند جز این نیست كه در شكم هایشان آتش می خورند و به زودی در آتش برافروخته درآیند .
پناه دادن به یتیم از اموری كه بسیار پسندیده و باارزش و از خصلت های نیك انسانی است پناه دادن به یتیم است .
پناه دادن به یتیم برای مصون ماندن او از آفات و بلاها و حوادث تلخ و قرار گرفتنش در مدار امنیت و تربیت و رشد و صلاح لازم كار بسیار باارزشی است كه حضرت حق به خود نسبت داده است ، و در حقیقت كسی كه یتیم را پناه دهد كاری الهی انجام داده است .
( أَلَمْ یَجِدْكَ یَتِیماً فَآوَی )(۱۲) آیا خدا تو را یتیم نیافت پس پناهت داد ؟
برخورد نامناسب با یتیم از كارهای زشتی كه بنا بر روایات اهل بیت (علیهم السلام) عرش را به لرزه می آورد برخورد نامناسب و قهر آمیز با یتیم است ، برخوردی كه دل او را می سوزاند و اشكش را جاری می كند و او را در فشار روحی قرار دهد .
خدای مهربان كه ولی و سرپرست حقیقی ایتام است و مردم مؤمن را وكیل خود در این سرپرستی گرفته از این كه با یتیم برخورد قهر آمیز شود نهی فرموده است :
( فَأَمَّا الْیَتِیمَ فَلاَ تَقْهَرْ )(۱۳) و اما یتیم ، از وظایف و تكالیفت درباره ی او این است كه با وی برخورد قهر آمیز ننمایی .
كار برای یتیم تا زمانی كه یتیم قدرت بر انجام كارهای خود را ندارد ، و به این خاطر ممكن است زیان و ضرری متوجه او شود بر اهل ایمان و دلسوزان تكلیف است كه به خاطر خدا كار لازم را برای او انجام دهند .
كار برای یتیم از چنان ارزشی برخوردار است كه قرآن مجید می فرماید : دو پیامبر چون موسی و خضر (علیهما السلام) با هم می رفتند تا به قریه ای رسیدند ، از اهل آن قریه درخواست طعام كردند ولی اهل آن قریه از این كه آن دو مسافر ملكوتی را مهمان كنند امتناع ورزیدند ، در آن قریه دیواری را یافتند كه نزدیك به انهدام و خرابی بود ، پس خضر (علیه السلام) به تعمیر و استوار ساختن آن اقدام كرد و پس از بیان مطالبی به موسی (علیه السلام) گفت : دیوار متعلق به دو طفل یتیم در این شهر بود كه زیر آن دیوار گنجی متعلق به آن دو یتیم قرار داشت ، دو یتیمی كه پدرشان مردی صالح و شایسته بود ، خدا اراده كرد كه آن دو یتیم به سن رشد برسند تا در سایه ی رحمت پروردگارت گنجشان را ( كه من با تعمیر و استوار كردن دیوار دور از دستبرد قرار دادم ) استخراج كنند(۱۴)
روایات و یتیم امام صادق (علیه السلام) فرمود :
مَن أرادَ أن یُدخِلَهُ اللهُ عَزَّ وَجَلَّ فِی رَحمَتِهِ ویُسكِنَهُ جَنَّتَهُ ، فَلْیُحْسِنْ خُلُقَهُ ، وَلیُعطِ النصفَهَٔ مِن نَفسِهِ ، وَلْیَرحَمِ الیَتِیمَ ، وَلْیُعِنِ الضَّعِیفَ ، وَلْیَتَواضَعْ للهِِ الَّذِی خَلَقهُ(۱۵) كسی كه می خواهد خدا او را در رحمتش درآورد ، و در بهشت جایش دهد ، باید اخلاقش را نیكو گرداند ، و از جانب خود به همگان انصاف دهد ، و به یتیم مهر ورزد ، و ناتوان را یاری رساند ، و برای خدایی كه او را آفریده فروتنی كند .
آمرزش والدین با اعمال نیك فرزندان پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود : عیسی بن مریم (علیه السلام) بر قبری عبور كرد كه صاحبش در عذاب بود ، سپس سال بعد به آن قبر عبور كرد در حالی كه صاحبش دچار عذاب نبود ، به پروردگار گفت : سال اوّل از این قبر عبور كردم صاحبش در عذاب بود ، و سال بعد در عذاب نبود . خدا به او وحی فرمود : ای روح الله ! از او فرزندی شایسته به سنّ رشد رسید كه جاده ای را اصلاح كرد ، و یتیمی را پناه داد ، پس به خاطر عمل فرزندش او را آمرزیدم(۱۶)
پاداش یتیم نوازی پیامبر اكرم (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود
مَن كفّلَ یَتِیماً وكَفّلَ نَفَقَتَهُ كُنتُ أنا وهُو فِی الجَنّهِٔ كَهاتینِ ; وقَرَنَ بَینَ أصبَعَیه المُسَبِّحَهَٔ والوُسطی(۱۷)
كسی كه عهده دار یتیمی شود و هزینه ی او را نیز به عهده گیرد ، من و او مانند این دو در بهشتیم و بین دو انگشت مسبّحه و وسط خود را پیوند داد ( تا نزدیك بودن چنین انسانی را در بهشت با خود نشان دهد ) .
امیرالمؤمنین(علیه السلام) فرمود :
مَا مِن مُؤمِن وَلاَ مُؤمِنَهٔ یَضَعُ یَدَهُ عَلَی رَأْسِ یَتیم مُتَرحِّماً لَهُ إلاّ كَتَبَ اللهُ لَهُ بِكُلِّ شَعرَهٔ مَرَّتْ یَدُهُ عَلَیها حَسنهًٔ(۱۸) مرد و زن مؤمنی نیست كه از روی مهرورزی دستش را بر سر یتیم بگذارد مگر این كه خدا به هر مویی كه دستش بر آن بگذرد حسنه ای برای او می نویسد .
پیامبر اكرم (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود :
إنّ الیتیمَ إذا بَكی اهتَزَّ لَه العَرشُ فَیقولُ الربّ تَبارَكَ وتَعالی : مَن هَذَا الَّذی أبكی عبدِی الَّذی سَلَبَتهُ أبوَیهِ فِی صِغَرِه ؟ فَوَ عِزَّتِی وَجَلاَلِی لاَ یَسْكُتُه أحدٌ إلاّ أوجبتُ لَه الجنّهٔ(۱۹) بی تردید هنگامی كه یتیم گریه كند ، عرش به خاطر او به لرزه آید ، پس پروردگار متعال می فرماید : چه كسی این بنده ی مرا كه در كودكی پدر و مادرش را از او گرفتم به گریه انداخت ؟ به عزت و جلالم سوگند احدی او را ساكت نمی كند مگر این كه بهشت را بر او واجب می كنم .
امیرالمؤمنین(علیه السلام) فرمود :
أحسِنُوا فِی عَقبِ غَیرِكُم ، تُحْفَظُوا فِی عَقبِكُم(۲۰)
به فرزندان باقی مانده از دیگران نیكی كنید تا به فرزندانی كه از شما باقی می ماند نیكی كنند .
حضرت امام رضا (علیه السلام) فرمود :
مَن أَكَلَ مِن مَالِ الیَتیمِ دِرهَماً واحِداً ظُلماً مِن غَیرِ حَقّ یُخَلِّدُه اللهُ فِی النّار(۲۱).كسی كه از مال یتیم از روی ستم و به ناحق یك درهم بخورد ، خدا او را در آتش جاودانه كند .

وبگردی
فیلم |  بالاخره کار بانک‌ها ربا هست یا نیست؟ | ۴۰سال است تکلیفمان را با ربا معلوم نکرده‌ایم
فیلم | بالاخره کار بانک‌ها ربا هست یا نیست؟ | ۴۰سال است تکلیفمان را با ربا معلوم نکرده‌ایم - فیلم - دکتر حمید ابوطالبی مشاور سیاسی رئیس جمهور در کافه خبر با انتقاد از اینکه در 40 سال گذشته بسیاری از مسایل مهم را تعیین تکلیف نکرده ایم می گوید: این گونه جامعه دچار سردرگمی و به سمت گناه یا بزهکاری و یا توافق بر سر گناه سوق پیدا می کند. صحبت های او را در ویدئوی زیر ببینید و بشنوید.
(ویدئو) رفع ممنوعیت صدای جواد یساری پس از ۴۰ سال
(ویدئو) رفع ممنوعیت صدای جواد یساری پس از ۴۰ سال - جواد یساری پس از ۴۰ سال با خواندن در فیلم «دشمن زن» دوباره به عرصه هنر بازگشت.این گزارش توسط تماشا تهیه و منتشر شده است. منبع
سرلشگر فیروزآبادی و ویلای 10هزار متری لواسان !
سرلشگر فیروزآبادی و ویلای 10هزار متری لواسان ! - لازم است ذکر شود جنبش عدالتخواه دانشجویی در صورت ادامه تعلل دستگاه‌های مربوطه در تخلیه ملک بیت‌المال، حق اقدامات انقلابی را برای اجبار فرد نامبرده به تخلیه ویلای لواسان، برای خود محفوظ می‌داند.
ماجرای تجاوز به 41 دختر از زبان امام جمعه ایرانشهر
ماجرای تجاوز به 41 دختر از زبان امام جمعه ایرانشهر - امام جمعه اهل سنت ایرانشهر : در ماه رمضان به ۴۱ دختر تجاوز شده که از این میان فقط ۳ دختر شکایت کرده اند.
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی - مشاور رسانه‌ای احمدی نژاد دیشب با انتشار عکسی دلخراش از وضعیت جسمی «حمید بقایی» از بازگشت این مجرم پرونده‌ی مالی آن دولت به زندان اوین خبر داد.
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد!
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد! - در پی برگزاری نمایش مد لباس زنان به سبکی عجیب در عربستان، سر و صدای بسیاری در رسانه ها به راه افتاد. ماجرا از این قرار بود که لباسها بدون مانکن و مانند اشباح در حال پرواز با استفاده از پهباد نمایش داده شدند.
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی - علی اکبر ولایتی، مرد 37 شغله ای که به جز حوزه دیپلماسی، سالیانیست که کارشناس ادبی، فرهنگی، تاریخی، عرفانی و ... تلویزیون نیز هست، و هر سال دهها جلد کتاب به نام او منتشر می شود. همه ی این سوابق معششع یک سو و چرخش مادام سیاسی او در حوزه های مختلف، در سوی دیگر، کار را به جایی رسانیده که ولایتی را با ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» نیز می شناسند! ولایتی در تازه ترین تغییر مواضع خود این بار برجام را که روزگاری…
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده - در این ویدئو صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده توسط معلم مدرسه را مشاهده می کنید.
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی - پوری بنایی به عیادت پناهی رفت و دیدارش با مرحوم ناصر ملک‌مطیعی پس از پخش نشدن برنامه‌هایش از تلویزیون تعریف کرد.
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران!
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران! - ماجرای تکان دهنده اذیت و آزار گروهی دانش آموزان یک دبیرستان پسرانه در غرب تهران وارد فصل تازه‌ای شد.
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد!
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد! - در ادامه حضور چهره های شناخته شده در کمپین "خانم گزارشگر"، این بار آزاده نامداری مجری تلویزیون تلویزیون اقدام به گزارش فوتبال کرد. او برای این کار بازی خاطره انگیز ایران - استرالیا در مقدماتی جام جهانی 98 فرانسه را انتخاب کرده است که گزارش ضعیف او با انتقادات فراوانی مواجه شده است، تا حدی که وبسایت مربوط به این کمپین ویدئوی گزارش این او را از سایت حذف کرد.
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی - عکسی از حضور سید ابراهیم رئیسی در مراسمی ویژه منتشر شده است که گفته می شود متعلق به کنفرانس افق نو در مشهد بوده است. در این عکس حرکات عجیب خانمی با لباس های قرمز، چفیه بر گردن و پرچم در دست در مقابل ابراهیم رییسی به چشم می خورد که توجه کاربران بسیاری را در شبکه های اجتماعی جلب کرده است!