دوشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۷ / Monday, 18 June, 2018

تجلی قرآن در شعر و ادب فارسی


تجلی قرآن در شعر و ادب فارسی
قرآن مجید کلام خداوند و کتاب دینی مسلمانان، بی گمان سنگ زیرین و محور بنیادین فرهنگ و تمدّن برجسته و با شکوه اسلامی است، و آثار مبارک و خجسته آن در همه ابعاد و اضلاع این فرهنگ فرخنده آشکار است. در این گفتار و گفتارهایی که در پی آن خواهد آمد، برآنیم تا به یاری خدای بزرگ، گوشه‌هایی از اثر گذاری‌های این کتاب عظیم آسمانی را بر شعر و ادب پارسی بازنماییم.
● زمینه و پیشینه بهره‌گیری شاعران فارسی از قرآن
می دانیم که شعر و ادب پارسی، از آغازه‌های سده سوّم، با کوشش‌های پی‌گیر نخستین شاعران و سخنوران پارس، مانند حنظله بادغیسی، محمد ابن وصیف، فیروز مشرقی... ابوشکور بلخی، رودکی سمرقندی و… پا می‌گیرد و استوار می‌شود. در همین روزگاران، زبان عربی نیز که زبان قرآن و اسلام بود، گسترشی چنان فراگیر و ریشه دار یافته بود که کتاب‌ها به این زبان نوشته می‌شد، درس‌ها به این زبان گفته و آموخته می‌شد، وعظ‌ها به این زبان صورت می‌گرفت.
از سوی دیگر بسیاری از شاعران پارسی زبان آن روزگار، زبان عربی را در مدرسه آموخته بودند و با فرهنگ و معارف قرآنی آشنا گشته بودند و چون از این چشمه جوشان فصاحت و بلاغت، و معرفت و درایت جرعه‌ها نوشیده و بهره‌ها اندوخته بودند، طبیعی بود که از این کتاب عظیم اثر پذیرفته و پاره‌ای از معارف و ظرایف آن را در شعر خویش بیاورند، به ویژه که قرآن از دیدگاه ادبی و بلاغی نیز پایگاه بسیار والایی داشت. افزون بر این‌ها، بهره‌گیری از قرآن و کلام خدا، به سخن آنان رنگی از تقدّس نیز می‌بخشید و آن را برای خواننده، خواندنی‌تر و پذیرفتنی‌تر می‌ساخت.
● شیوه‌ها و گونه‌های اثر پذیری از قرآن
اثر پذیری از قران کریم بر دو گونه واژگانی و گزاره ای میباشد.
۱) اثر پذیری واژگانی:
در این شیوه اثر پذیری، شاعر در به کارگیری پاره‌ای از واژه‌ها و ترکیب‌ها وام دار قرآن و حدیث است. یعنی واژه‌ها و ترکیب‌هایی که ریشه قرآنی و یا حدیثی دارند و مستقیم یا غیر مستقیم توسّط خود شاعر یا دیگران به زبان و ادب پارسی راه یافته‌اند.
اثر پذیری واژگانی خود به سه شیوه وام گیری، ترجمه و برآیند سازی، انجام پذیراست:
الف) ‌وام‌گیری
در این شیوه، واژه یا ترکیبی قرآنی یا حدیثی با همان ساختار عربی خود، بی هیچ دگرگونی یا با اندک دگرگونی لفظی یا معنوی، بی آن که ساختار عربی آن چندان آسیب ببیند، به زبان و ادب فارسی راه می‌یابد، مثلاً در بیت:
نه من از پرده تقوا به در افتادم و بس پدرم نیز بهشت ابد از دست بهشت (حافظ)
واژه «تقوا» واژه‌ای قرآنی است که با بسامد بسیار بالایی در این کتاب کریم به کار رفته است. از جمله در آیه «تَزَوّدوا فإنَّ خیرالزادِ التَقوی؛ توشه برگیر ید که نیکوترین توشه تقواست»۱
و از آن جا به زبان و ادب پارسی راه یافته است. و یا در بیت:
نوشته‌اند بر ایوان جنّة المأوی
که هر که عشوه دنیا خرید وای به وی (حافظ)
نیز ترکیب «جنة المأوی» ترکیبی قرآنی است که با همین ساختار در این آیه آمده است:
«وَلَقَد رَءاهُ نَزلِةً اُخری، عِندَسدرة المنتهی، عِندَها جنَّةُ المأوی؛همانا که [پیامبر(ص)] باری دیگر جبرئیل را دید، در سدرة المنتهی که جنةالمأوی نیز آنجاست»۲.
گفتیم که این‌گونه اثر پذیری، گاه با اندک دگرگونی لفظی یا معنوی نیز همراه است. مثلاً واژه «حور» (دوشیزگان بهشتی خوش چشم) که واژه‌ای قرآنی است و در ساختار عربی خود جمع «حوراء» است و از این‌رو، در آیه «حُور مقصورات فی الخیام؛ حوریان پرده نشین در سراپرده‌ها»۳، برای آن صفت جمع آمده است، با اندک دگرگونی معنایی در شعر و زبان پارسی، مفرد پنداشته‌شده و هرگاه نیاز بوده مانند بیت زیر با نشانه جمع همراه شده است:
شکر آن را که میان من و او صلح افتاد
حوریان رقص کنان ساغر شکرانه زدند (حافظ)
و یا مثلاً ترکیب قرآنی «کِراماً کاتبین»، یعنی فرشتگان بزرگواری که شبانه‌روز، آدمی را می‌پایند و آنچه را می‌کند می‌نویسند، با اندک دگرگونی لفظی، به صورت «کرام الکاتبین» به شعر فارسی راه جسته است:
تو پنداری که بدگو رفت و جان برد
حسابش با کرام الکاتبین است (حافظ)
ب) ترجمه:
در این شیوه ، شاعر ازگردانیده(ترجمه) فارسی یا پارسی شده واژه یا ترکیبی قرآنی، حدیثی بهره می‌گیرد. برای نمونه ترکیب «شب قدر» در بیت:
آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب ا ست
یا رب این تأثیر دولت درکدامین کوکب است (حافظ)
گردانیده فارسی ترکیب «لیلة القدر» است که سه بار در سوره قدر به کار رفته است.
و یا ترکیب «وادی ایمن» در بیت:
با تو آن عهد که در وادی ایمن بستیم
همچو موسی اَرِنی گوی به میقات بریم (حافظ)
پارسی شده «الواد الایمن» است که در این آیه شریفه آمده است:«فلَمّا اَتیها نودی مِن شاطی الواد
الأیمن فی البُقعَةِ المبارَکَةِ منَ الشَجَرَة اَن یا موسی اِنّی انا اللّهُ ربُ العالمین؛ چون به سوی آن [آتش] آمد، از کرانه راست صحرا، در جایگاهی مبارک از درخت ندا برآمد: موسی! همانا که من خداوندم، پروردگار جهانیان»۵.
ج) برآیند سازی
دراین شیوه، واژه یا ترکیبی، بی آن که به همان صورت در قرآن یا حدیث آمده باشد، بر پایه مضمون آیه‌ای یا حدیثی یا داستانی قرآنی، حدیثی ساخته می‌شود. به دیگر سخن، چنان واژه یا ترکیبی برآیند و بر آورده‌ای است از قرآن و حدیث، برای نمونه، ترکیب «ید بیضا»(دست سپید و نورانی) که در شعر و زبان فارسی کاربردی گسترده دارد، و در بیت:
سحر با معجزه پهلو نزند دل خوش دار
سامری کیست که دست از ید بیضا ببرد (حافظ)
نیز آمده است. برآیند و برآورده آیه‌هایی است که از معجزه دست درخشان حضرت موسی سخن می‌گویند، مانند آیه «و نَزَعَ یدَهُ فَاِذا هی بیضاءُ للناظرین؛ [موسی از گریبان] دستش را برکشید، ناگهان تابان و نورافشان برتماشاگران پدیدار شد»۶. و یا مثلاً ترکیب‌های «آتش موسی» و «آتش طور» در بیت‌های:
یعنی بیا که آتش موسی نمود گل
تا از درخت نکته توحید بشنوی
برساخته و برآینه‌هایی هستند از داستان آتشی که حضرت موسی در کوه طور دید و از آ‌ن نکته توحید شنید و گزارشی از آن در این آیه آمده است:«...آنَسَ مِِنْ جانِب الطورِ ناراً قال لأهْلِهِ امکُثُوا انّی آنَسْتُ ناراً لَعَلّی آتیکم منها بخبَرٍ اَوْ جَذْوَةٍ مِن النار...؛ از سوی طور آتشی دید، به خانواده خود گفت: لختی درنگ کنید، من آتشی دیدم باشد که برای شما خبری یا پاره‌ای از آن بیاورم»۷.
اینک نمونه‌ای از اثر پذیری واژگانی را با خاستگاه قرآنی آن‌ها می‌آوریم؛
با این یاد آوری که بسیاری از اسما و صفات خدا، مانند: خالق، رازق، رحمان، رحیم، هادی، ستّار، غفّار، قهّار و ... و نیز ترجمه و فارسی شده آن‌ها، مانند: جهان آفرین، روزی ده، رهنمای، بنده پرور، خطا‌پوش، بخشنده و … و بسیاری از اسم‌های خاص (اعلام) ِ
قرآنی، مانند: آدم، ابراهیم، اسحاق ، اسماعیل، داود، سلیمان، یعقوب، یوسف، هاروت، ماروت، یأجوج، مأجوج و…، همچنین ترکیب‌ها و تعبیرهایی که در پیوند با آن ها ساخته شده، مانند: گناه آدم، گلستان ابراهیم، صبر ایوب، آتش نمرود، عصای موسی، نَفَس عیسی، پیراهن یوسف، کلبه احزان، سحربابل، سحر هاروت، کشتی نوح، عمر نوح، ملک سلیمان، نگین سلیمان و… و بسیاری از الفاظ واصطلاحات دینی، مانند: نماز، روزه، رکوع، سجود، وضو، حج، طواف، سعی، توبه، طهارت، ثواب، عقاب، بهشت، دوزخ، صراط، میزان، حساب، نامه اعمال، حور، قصور، غلمان، اصحاب یمین، اصحاب شمال، جام طهور، عهدالست، شراب الست و…، همه و همه، نمونه‌هایی از اثر پذیری واژگانی‌اند که به شیوه‌های گوناگون به زبان و ادب فارسی راه یافته‌اند و بسیاری از آن‌ها با گذشت روزگار و کاربرد بسیار، چنان در ذهن و زبان فارسی زبانان جا خوش کرده‌اند که نه بوی بیگانگی می‌دهند و نه غبار غربت می‌پراکنند.
▪ چند نمونه دیگر :
بضاعت مزجاة (کالا و سرمایه اندک)
این ترکیب در بیت‌های بسیاری آمده، ازجمله در این بیت سعدی:
مارا به جز تو در همه عالم عزیز نیست
گر رد کنی بضاعت مزجاة ورقبول
برگرفته از داستان برادران یوسف است که چون به قحط و خشک سالی گرفتار شدند، برای گرفتن آذوقه یا کالایی اندک، نزد یوسف رفتند و گفتند: «…یا أیهاالعزیز مَسّنا و اَهلنا الضّروجِئنا ببضاعَةٍ مُزجاةٍ؛ ای عزیز! ما و خانواده ما را رنج بسیار رسیده است و مایه‌ای اندک آورده‌ایم…»۸.
توبه نصوح (توبه خالص و بی بازگشت به گناه)
این ترکیب نیز که در شعر و زبان فارسی ترکیبی جا افتاده و رایج است و در بیت‌های بسیاری، از جمله بیت زیر آمده است:
▪ باده نوشیم بی ریا به از آنک به ریا توبه نصوح کنیم۹
پارسی شده «توبهً نصوحاً»… است که در آیه «…یا ایها الذین آمنوا تُوبوا اِلی الله تَوبة نصوحاً؛ ای مؤمنان! به سوی خدا باز گردید و توبه کنید، توبه‌ای خالص و بی بازگشت».
▪ روزنامه اعمال (نامه اعمال)
این ترکیب که در بیتهای زیر آمده است :
ابی به روزنامه اعمال ما فشان
بتوان مگر سترد حروف گناه از او (حافظ)
بکی روزنامه است مر کاره
که ان را جهان دار دادارداند۱۰
برگرفته از آیاتی است چون: «واِنّ علیکم لحافظین.کراماً کاتبین. یعلمون ما تفعلون؛ همانا شما را نویسندگانی بزرگوار می‌پایند که آنچه را می‌کنید می‌دانند»۱۱.
▪ سحرمبین (جادوی آشکار)
این ترکیب رایج که در بیت‌های زیر نیز آمده:
جـمالت مـعـجـز حـسـن است لیکـن حـدیث غـمزه‌ات سحــر مـبین اسـت (حافظ)
تـو در سخن، ید بیضا نموده‌ای خواجو چگونه نسبت شعرت کنم به سحر مبین۱۲
پارسی شده «سحر مبین» است که چندین بار در قرآن از زبان کافران در برابر پیامبران و سخنان و معجزات آنان به کاررفته است، از جمله در آیه «لَیقُولُنَّ الذین کَفَروا اِنْ هذا الاّ سِحر مبینُ؛ کافران‌خواهند گفت: این نیست جز جادویی آشکار»۱۳.
▪ عروة الوثقی ( دست آویز استوار)
این ترکیب قرآنی که در بیت‌های زیر آمده:
عروة الوثقاست این ترک هو برکشد این شاخ جان را بر هما۱۴
تکیه بر شرع محمّد کن و بر قرآن کن زان کجا عروه وثقای تو جزقرآن‌نیست۱۵
برگرفته از این آیه شریفه است: «…فَمَن یکفُر بالطاغوت و یؤمن بالله فَقَد استَمسک بالعروة الوثقی لاانفصام لها؛…هر کس به طاغوت کفر ورزد و به خدا ایمان آورد، به دست آویزی استوار و گسست ناپذیر، چنگ زده است»۱۶.
▪ مقام محمود (پایگاهی پسندیده)
این ترکیب که در این بیت‌ها آمده:
برگرفته از این آیه شریفه است:«و مِنَ اللیل فَتَهَجّد بهِ نافِلةً لَکَ عَسی اَن یبعَثَکَ رَبُّک مَقاماً مَحموداً؛ پاره ای از شب را به نماز و نیاز ـ که نافله ویژه توست ـ بیدارباش. باشد که خدایت به پایگاهی پسندیده برافرازد»۱۹.
▪ نفس صبح
ـ ترکیب‌های اسمی: نفس صبح و دم صبح، نیز فعل‌های: صبح نفس زد، صبح دمید، صبح دم زد و... که در بیت‌های زیر آمده‌اند:
آمد نفس صبح و سلامت نرسانید بوی تو نیاورد و پیامت نرسانید۲۰
زد نفس سر به مهر صبح ملمّع نقاب
خیمه روحانیان کرد معتبر طناب۲۱
از صبا پرس که ما را همه شب تا دم صبح
بوی زلف توهمان مونس جان است که بود
به گمان بسیار، الهام گرفته ازاین تعبیر قرآنی‌اند: «والصبح اذا تنفّس؛ سوگند به صبح، آن گاه که دم زند و بدمد»۲۲.
▪ و ان یکاد
این تعبیر رایج در فارسی که در بیت‌های بسیاری از جمله این بیت حافظ:
حضور مجلس انس است و دوستان جمع‌اند
وان یکاد بخوانید و در فراز کنید
آمده است و کنایه از دعای چشم زخم است، آغازه آیه زیر است که برای دفع چشم زخم خوانده و نوشته می‌شود و در آن اشارتی هست به کسانی که می‌خواستند به آسیب چشم زخم، پیامبر (ص) را از پا در آورند، و خداوند او را از چشم شوخ و شوم آنان پاس داشت:«وان یکاد الذین کَفَروا لیزلقونک بِابصارهم لَمّا سَمعوا الذکر…؛۲۳ کافران چون قرآن را شنیدند، نزدیک بود تو را چشم زنند…».
ادیب پارسی،و عرصه جلوه و ظهور قرآن کریم است و شاعران و نویسندگان پارسی‌زبان از قرآن کریم متأثّرند و در آثار و تألیفات خود این تأثیر را برجای نهاده‌اند. اثر پذیری ادب پارسی از قرآن کریم، به‌دوگونه است، در شماره پیشین از اثر پذیری واژگانی سخن گفتیم و اینک:‌
۲) اثر پذیری گزاره‌ای
گزاره را در این‌جا به‌معنی عبارت و جمله (خواه جمله کامل و خواه جمله ناقص) به‌کار می‌بریم. بنابراین اثر پذیری گزاره‌ای یعنی این‌که گوینده عبارت و جمله‌ای قرآنی یا روایی را در سخن خویش بیاورد، که خود به‌زبان اهل بلاغت به‌دو گونه اقتباس و حل، بخش‌پذیر است:‌
الف) ‌اقتباس
در این شیوه، گوینده، گزاره‌ای، یعنی عبارتی قرآنی یا روایی،و را با همان ساختار عربی، بی‌هیچ‌گونه تغییر یا با اندک دگرگونی که در تنگنای وزن و قافیه از آن گریز و گزیری نیست، درسخن خود می‌آورد. این‌گونه بهره‌گیری شاعران از قرآن و حدیث با قصد و غرض‌های گوناگون انجام می‌گیرد:‌به‌قصد تبرّک و تیمّن (یعنی با آوردن سخن خداوند به‌سخن خویش مبارکی و برکت بخشیدن)؛ به قصد تبیین و توضیح (یعنی با آوردن عبارت قرآنی مقصود خویش را آشکارتر ساختن)؛ به‌قصد تعلیل و توجیه (یعنی آیه‌ای را بر سخن خویش دلیل آوردن)؛ به‌قصد تشبیه و تمثیل (یعنی مقصود خود را به‌مضمونی قرآنی مانند نمودن)؛ به‌قصد تحریض و تحذیر (یعنی با آوردن عبارتی قرآنی خواننده را به‌چیزی تحریض و تشویق کردن یا از چیزی تحذیر و زنهار دادن)؛ به‌قصد استشهاد و استناد (یعنی مقصود خویش را به‌کلام خدا مستند کردن و سخن خدا را شاهد آن ساختن)؛ به قصد تزیین و تجمیل (یعنی کلام خویش را با گزاره‌های قرآنی آراستن و زیبا ساختن) و به قصد نکته‌پردازی، هنرنمایی، فضل‌فروشی و… پیداست که چه‌بسا پاره‌ای از این‌ها با هم و یک‌جا نیز زمینه‌یاز اقتباس گزاره‌ای قرآنی می‌توانند باشند. برای نمونه نظامی، در نخستین بیت مثنوی پرآوازه‌اش «مخزن‌الاسرار»، آیه «بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم» را به قصد تبرک و تیمن و پیروی از این سنت اسلامی که پسندیده و بایسته است تا هرکاری با نام و یاد خداوند آغاز شود،۱ بی‌هیچ تغییری اقتباس کرده است:۲‌
هست کلید در گنج حکیم بسم‌الله الرحمن الرحیم
چه‌خطر دارد این پلید نبید ۳ «عند کأس مزاجها کافور»
چند نمونه دیگر:‌
اقتباس بخشی از آیه «اِنَّ الاَبرارَ یشْرَبونَ مِنْ کأس کانَ مِزاجُها کافوراً؛ ابرار و نیکان از جامی که با کافور آمیخته است، می‌نوشند»۴ است با اندکی تغییر، به قصد تحریض و تحذیر، و در بیان این معنی است که شراب دنیایی در قیاس با شراب بهشت ارج و ارزش ندارد.
تا زدر بسته نگردی ملول نصر من‌اللّه و فتح قریب (سلمان ساوجی، دیوان ص۱۶)
شب وصل است وطی شد نامه هجر سلام فیه حتی مطلع الفجر
تضمین و اقتباس گزاره‌قرآنی‌«نصرُ منَ‌اللّه وَ فَتْح قریب؛ یاری از خداست و پیروزی نزدیک است» به‌قصد استشهاد، تحریض و امید‌بخشی، در بیان این معنی که آدمی هرگز هرچه کار بر او سخت شود و هرچه درها به‌روی او بسته شود نباید از فتح و گشایش الهی نومید گردد.
مرا شکیب نمی‌باشد ای مسلمانان ز‌روی خوب «لکم دینکم ولی دینی» (حافظ، دیوان، ص۲۶۷)
اقتباس آیه «سلام هی حتّی مطْلَع‌الفَجْر؛ شب قدر تا سپیده‌دمان سلام و سلامت است»۵ با اندکی تغییر، به قصد تبرّک و تزیین و … (سعدی، غزلیات، ص ۵۱۷)
اقتباس گزاره قرآنی «لَکُمْ دینُکُمْ وَلی دین؛ دین شما، شما را و دین من مرا»۶ با اندک دگرگونی به قصد استشهاد و نکته‌پردازی.
داریم ساقیا هوس عشرت و نشاط جویای راه میکده‌ایم «اهدنا‌الصراط» (کمال خجندی، دیوان، ج۳، ص۶۳۹.)
اقتباس بخشی از آیه «اهْدنَا الصراطَ المُستقیم» به قصد نکته‌پردازی و هنرنمایی و…
بی‌نم آب رز۷ چو موسم ز‌آب رز با شدم حیات بلیدی
نوبهار حیات من گشته است و من‌الماء کلّ شیء حیچ
مست عشقیم عیب ما مکنید فاتقواللّه یا اولی‌الاباب
اقتباس بخشی از آیه «وَ جَعَلْنا مِنَ‌الْماءِ کُلَّ شَیءٍ حی؛ همه‌چیز را از آب زندگی دادیم»۸ به‌قصد تمثیل و تجمیل.
جسم خاک از عشق برافلاک شد کوه در رقص آمد و چالاک شد
عشق جان طور آمد عاشق طور مست و «خرّ موسی صعقا» (خواجوی کرمانی، دیوان، ص۳۷۷.)
تضمین گزاره قرآنی «فَاتَّقوا‌اللّهَ یا اولی‌الاَلْباب؛ ای خردمندان، تقوای خدا پیشه کنید»۹ به‌قصد استشهاد و تحریض و … (مثنوی، ۲۵/۱)
تضمین بخشی از آیه «فَلَمّا تَجَلّی رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَکّاً وَ خَرَّ موسی صَعِقاً؛ چون خدای موسی بر کوه جلوه کرد، کوه را پخشش و پاشان کرد و موسی بیهوش فرو افتاد»۱۰
با اندکی تغییر، به قصد استشهاد و استناد، در بیان این معنی که عشق پاک آسمانی نه‌تنها آدمی را از خاک به‌افلاک می‌برد که جماد را نیز جان می‌بخشد.
قدر همت باشد آن جهد و دع لیس للانسان الاّ ما سعی (مثنوی، ۲۹/۱۲)
اقتباس از آیه «لَیسَ لِلانسانِ إلاّ ما سعی؛ انسان چیزی جز کوشش خود نمی‌یابد»۱۱ به قصد استشهاد و استناد
هرکه را نعمت و مال آمد و جاه سفلگی «رابعهم کلبهم» است (خاقانی، دیوان، ص۷۵۰)
اقتباس بخشی از آیه «سَیقُولونَ ثَلاثَة رابِعُهُم کَلْبُهُمْ؛ می‌گویند [اصحاب کهف] سه نفر بودند و چهارمین آن‌ها سگشان بود»۱۲ به‌قصد تمثیل و نکته‌پردازی در بیان این معنی که نعمت و مال و جاه سه‌چیزی هستند که چهارمین آن‌ها سفلگی و پستی است، همان‌گونه که به‌قولی اصحاب کهف و یاران غار سه‌نفر بودند و چهارمین آن‌ها سگشان بود.

سید محمد حسن راستگو
پانوشتها
۱. بقره (۲) آیه ۱۹۷.
۲. نجم (۵۳) آیه ۱۳۱۵.
۳. الرحمن (۵۵) آیه۷۲.
۵. قصص (۲۸) آیه ۳۰.
۶. اعراف (۷) آیه ۱۰۸.
۷. قصص (۲۸) آیه ۲۹.
۸. یوسف (۱۲) آیه ۸۸.
۹. دیوان سنائی، ص ۴۰۸.
۱۰. دیوان ناصر خسرو، ص۳۷۶.
۱۱. انفطار (۸۲) آیه ۱۰۱۲
۱۲. دیوان خواجو، ص۴۷۹.
۱۳. هود (۱۱) آیه ۷.
۱۴. مثنوی، دفتر دوم، بیت ۱۲۷۴.
۱۵. دیوان سنایی، ص۵۹.
۱۶. بقره (۲) آیه ۲۵۶.
۱۷. دیوان سلمان ساوجی، ص۵۱.
۱۸. دیوان خواجو، ص۲۲۱.
۱۹. اسراء (۱۷) آیه ۷۹.
۲۰. دیوان خاقانی، ص۶۶۱.
۲۱. همان، ص۴۱.
۲۲. تکویر (۸۱) آیه ۱۸.
۲۳. قلم (۶۸) آیه ۶۸.
کتاب‌نامه مقاله:
دیوان حافظ، به تصحیح و تنقیح سید محمد راستگو، نشر خرم ، قم.
دیوان خاقانی، تصحیح سید ضیاءالدین سجادی ، انتشارات زوار، تهران.
دیوان خواجوی کرمانی، تصحیح احمد سهیلی، انتشارات پاژنگ ، تهران.
دیوان سلمان ساوجی، به اهتمام منصور مشفق، انتشارات صفی علیشاه، تهران.
دیوان سنایی، به سعی و اهتمام مدرس رضوی، کتابخانه سنایی، تهران.
دیوان کمال خجندی، به اهتمام ک. شیرفر، چهار جلد، مسکو.
دیوان ناصرخسرو،تصحیح مجتبی‌مینوی و مهدی‌محقق، مؤسسه مطالعات اسلامی، تهران.
غزلیات سعدی، تصحیح محمد علی فروغی، از مجموعه‌چهارجلدی، انتشارات اقبال، تهران.
مثنوی مولوی، تصحیح نیکلسون، انتشارات مولا، تهران .

منبع : بشارت

مطالب مرتبط

قرآن گواه جاوید پیامبر صلی الله علیه و آله

قرآن گواه جاوید پیامبر صلی الله علیه و آله
هدف اصلی این نوشته کاویدن ویژگی‌های قرآن است که پیامبر و مسلمانان آن را نشانه جاویدان الهی بودن دعوت پیامبر می‏دانند. در این بخش از مقاله، نخست‏به ماندگاری و دست‏نخوردگی قرآن اشاره گردیده و با نگاهی تاریخی گفته شده است که با توجه به انبوهی توزیع این کتاب، امکان دگرگون‏سازی آن در هیچ برهه‏ای از تاریخ اسلام، پذیرفتنی نیست. سپس به بررسی ادبیات قرآن پرداخته‏ایم و با جداسازی دو جنبه: الف) استواری دستوری یا سامانمندی قرآن به عنوان مرجع و حجت در زبان تازی حتی نزد غیر مسلمانان; و ب) زیبایی و آرایه‏های واژگانی و خوش‏آهنگی و دل‏انگیزی متن قرآن، گفته‏ایم که تصدیق هر کدام از این دو برای دریافت‏شگفتی و ژرفای قرآن، نیاز حتمی به آشنایی با زبان عربی ندارد و برای هرکس شدنی است، که این خود یکی از دریچه‏های نگاه به جنبه اعجاز همگانی و همیشگی قرآن می‏باشد.
در گفتار شماره پیشین آورده‏ایم که شمارگان انبوه قرآن در گذر همه سده‏های پیدایش این کتاب و ماندگاری نسخه‏های فراوان و بی‏شمار همه عصرها، راه بررسی موشکافانه متن دینی مسلمانان را بسی آسان و هموار ساخته است. هرکس می‏تواند با پژوهش در نسخه‏های فراوان در موزه‏ها، مسجدها و مدرسه‏های خاور و باختر کره خاک، به ارزیابی ادعای یکنواختی و دست‏نخوردگی قرآن، که مسلمانان بر آنند، بپردازد.
اکنون این نکته را نیز یادآور شده و بر آن پای می‏فشاریم که اساسا در گذر سده‏های تاریخ اسلام زمانی را نمی‏توان یافت که دست‏بردن و دگرگون ساختن قرآن در برهه‏ای، شدنی باشد. از همان نیمه نخست‏سده آغازین پیدایش اسلام، نسخه‏های انبوه این کتاب، به ویژه پس از هماهنگ‏سازی و توزیع آن در روزگار خلیفه سوم، در هر خانه و مسجدی یافت می‏شد و هزاران چشم و دل، واژه‏ها و فرازهای این کتاب را از آغاز تا انجام حفظ می‏کرده و می‏خواندند و می‏نوشتند. چگونه ممکن بود که کتابی بدین گستردگی در توزیع و تکثیر را ساخت؟ ! حتی در سخت‏ترین فراز و فرودهای تاریخ که بخشهای بسیاری از سرزمینهای اسلامی، آماج تاخت و تاز جنگهای خانمانسوز گردید، باز هم این کتاب را به فراوانی و در دسترس همگان می‏یافتند. نه یورش مغولان و نه درگیریهای دامنه‏دار صلیبی، هیچ کدام، بر انبوهی نسخه‏های این کتاب تاثیر شکننده بر جای نگذاشت. با این که در این ستیزها، هزاران کتاب و نوشته دیگر سوخت و هرگز نشانی از آنها بدست نیامد. جالب این که حتی آن نسخه‏هایی از قرآن، که به چنگ دیگران افتاده و امروز زینت‏بخش موزه‏های سراسر گیتی است، هم چنان یک نواخت و دست‏نخورده برجای مانده است. تو گویی دستی توانمند بر آن است که این نوشته را حتی در دست دیگران نیز نگاه دارد. به راستی آیا چنین چیزی را در نوشته‏ای دیگر می‏توان یافت.
بدین سان، امکان وقوع تحریف در این کتاب تنها به سالهای نخستین پس از پیامبر صلی الله علیه و آله محدود می‏شود; سالهای حکومت دو خلیفه تا هنگامی که در روزگار عثمان، قرآنهای یکنواخت و هماهنگ به همه سرزمینهای اسلامی آن روز فرستاده شد. سخن در این است که حتی آشنایی نه چندان گسترده با تاریخ اسلام گواهی می‏دهد که در آن برهه کوتاه که کمتر از بیست‏سال بود نیز امکان دست‏اندازی و دگرگون‏سازی این کتاب را نمی‏توان پذیرفت. در آن روزها هنوز انبوه گواهان و یاران دور و نزدیک پیامبر که از نخستین روزهای مکه تا مدینه و جنگ و صلح با آن حضرت زیستند، زنده بودند و با حساسیت، به کتاب خداوند می‏نگریستند. با همه اختلافهای جانکاهی که پس از پیامبر رخ نمود، همه اصحاب نسبت‏به آیات قرآن، جز در نکته‏هایی بسیار خرد و ناچیز، اختلافی نکردند. با این که کار سوزاندن و یا در آب و سرکه جوشاندن تک‏نگاریهای پراکنده قرآن در روزگار عثمان، اعتراضهای بسیاری را برانگیخت، اما گزارش در خور توجهی نمی‏یابیم که دگرگونی و دست‏اندازی در قرآن را حتی مخالفان عثمان به او نسبت داده باشند. او را «حراق المصاحف‏» خواندند، ولی «محرف‏» ننامیدند. البته این اعتراضها هم دیری نپایید و کار درست هماهنگ‏سازی و توزیع بجای قرآن بر جای ماند. جالب اینجاست که قدرت سیاسی حکومت‏خلیفه سوم نیز به اندازه‏ای نبود که بپنداریم ترس از حکومت، مانع اعتراضها می‏شد; چرا که در ریز و درشت عملکردهای عثمان، همواره مخالفتهای جدی ابراز می‏شد و شورشیان ناخرسند، خلیفه را دوبار محاصره کرده و سرانجام او را کشتند. اگر در آن روزگار، کسی حتی در جایگاه عثمان می‏توانست‏به دگرگون‏سازی قرآن دست‏یازد، از مخالفت و اعتراض در امان بود؟ یا این که هیچ چشم تیزبینی و هیچ دل مشتاقی نبود که دلباخته کتاب خدا باشد؟ آیا اندک آشنایی با تاریخ اسلام برای نادرستی این انگاره‏های غریب، کافی نیست؟
این نوشته، در پی آن نیست که جنبه‏های گسترده تاریخی این مساله را بررسی کند، تنها به یادآوری همین نکته بسنده می‏کنیم که چگونگی حضور قرآن در میان انسانها، چه باورمندان و چه دیگران، به گونه‏ای بوده که امکان دست‏بردن در آن، جز در برهه‏ای کوتاه از دهه‏های آغازین اسلام، پذیرفتنی نیست و در آن برهه هم، با توجه به شرایط سیاسی، اجتماعی و مذهبی و نیز حضور شخصیتهای مهم و آغازگران حرکت اسلام، چنین چیزی به یقین، شدنی نبود.
● ادبیات قرآن
از دیرباز در میان مسلمانان معروف بوده است که قرآن دارای ادبیات ویژه و شگفتی می‏باشد. هنگامی که سخن از ویژگیهای برجسته این کتاب به میان می‏آید، نخستین ویژگی که به ذهن و زبان می‏رسد ادبیات آن است. گرچه بررسی ادبیات و زیبایی واژگانی و سبک یک نوشتار یا گفتار نیازمند آشنایی به زبان آن می‏باشد، ولی می‏توان در باره قرآن نکته‏هایی را یادآور شد، که حتی ناآشنایان به زبان و ادب تازی را هم سودمند افتد. آری ارزیابی و پی‏بردن به شگفتی کتاب دینی مسلمانان در سطحی پخته و شایسته، نیازمند آشنایی و مهارت در دستور زبان و قواعد بدیع و بیان عربی است.
در این فراز به نکته‏هایی در باره قرآن می‏پردازیم که جدای از ریزه‏کاریهای درونی و قواعد دستوری، نشان‏دهنده برخی ویژگیهای ادبی این کتاب باشد. در این زمینه از یک سوی می‏توان استواری دستوری و مرجع‏بودن متن قرآن را به عنوان یک متن برجسته و پذیرفته شده در زبان و ادبیات عرب بررسی کرد و از سویی دیگر زیباییها و آرایه‏های واژگانی آن را کاوید.
الف) استواری دستوری و مرجع بودن قرآن
در باره استواری دستوری و مرجع‏بودن این متن در قواعد زبان عربی باید گفت که این کتاب از آغاز پیدایش تا کنون مورد توجه و استناد در این زمینه بوده است. نگاهی هرچند گذرا به کتابهای بی‏شمار نگاشته شده در قواعد صرف و نحو عربی به خوبی نشان می‏دهد که تا چه اندازه به متن آیات قرآن به عنوان مرجع و مستند بی‏چون وبی‏همتای این گستره، توجه شده است. به راستی آیا می‏توان در گذر سده‏های طولانی که زبان و ادبیات عرب به شیوه‏ای علمی به همت والای دانشمندان نام‏آوری کاویده و نگاشته شده، کتابی را یافت که در این زمینه از قرآن بهره نگرفته باشد؟ جالب آن که اصل توجه به دستور و قواعد زبان عرب با آمدن قرآن و اهمیت مسلمانان به درست‏خواندن این کتاب، آغاز شده است. همه پژوهشگران این زبان بر آنند که گستره پردامنه و بالنده و استوار این زبان قانونمند و بسامان، با آمدن اسلام و پیدایش قرآن، هماهنگی و سامان علمی یافته و پژوهش و نگارش در این زمینه با انگیزه پاسداری از قرآن به عنوان متنی مقدس و فرابشری در اندیشه مسلمانان، آغاز شده است. آیا می‏توان در تاریخ ادبیات عرب کتابی درخور توجه یافت که پیش از اسلام و پیدایش قرآن، به قواعد و دستور آن پرداخته باشد؟ باری به گمان ما این که ساماندهی و پژوهش علمی قواعد زبان عربی، که استواری و قانونمندی چشم‏گیری دارد، وامدار پیدایش اسلام و قرآن می‏باشد، مطلبی روشن است و نیاز به پافشاری بیشتر ندارد. حتی غیر مسلمانانی که در این زمینه به کاوش پرداخته‏اند نیز آشکارا و فروتنانه حجیت و مرجعیت دستوری قرآن را پذیرفته‏اند. در روزگار ما که زبان و ادبیات عرب مرزهای بومی خود را درنوردیده و در پژوهشهای دانشگاههای جهان جایگاهی یافته و یا در میان عرب زبانان غیر مسلمان، مانند مسیحیان لبنان، در این باره کاوشهای ارزشمندی انجام گرفته است، به خوبی می‏توان دید که تا چه اندازه به قرآن توجه شده و جنبه دستوری آن، جدای از باور دینی و درستی یا نادرستی محتوایی پیامهایش، پذیرفته شده است. اساسا باید گفت که استواری دستوری یک متن می‏تواند از محتوای پیام آن جدا باشد و پذیرش هرکدام در گرو دیگری نباشد. بدین سان پذیرش مرجعیت قرآن نیز از سوی دیگران، نه کاری شگفت که شیوه‏ای پسندیده و هماهنگ با خلق و خوی پژوهش علمی است.
در همین زمینه نکته شایسته درنگ و مهم این که در میان مسلمانان متون دینی دیگری هم بوده و هست که حجم آن به دهها برابر قرآن می‏رسد. این همه گفته‏ها و نوشته‏ها که از پیامبر و امامان به ما رسیده و با دقت و موشکافی بسیاری نگاشته و به آیندگان سپرده شده، میراث سترگی از متون دینی اسلام به شمار می‏آید. با این همه، اندیشمندان و ادیبان مسلمان، این متون را مرجع و حجت‏برای استناد در زمینه قواعد زبان عربی نمی‏دانند; چرا که بنای معصومان علیهم السلام این نبوده است که در گفتار و نوشتار خود بر مراعات قواعد ریز و درشت صرفی و نحوی پای‏بفشارند و سخنی بگویند یا بنویسند که حتما قابل استناد دستوری باشد. آیا دیده شده که همانند آیات قرآن، در یک مساله دستوری به جمله‏ای از نهج البلاغه، استناد کنند؟ البته روشن است که گفته‏ها و نوشته‏های معصومان علیهم السلام بسیار زیبا و ادیبانه و دل‏نشین عرضه گردیده، ولی مرجع‏بودن در قواعد یک زبان، ویژگی دیگری است که آن را در قرآن پذیرفته‏اند.
بدین‏سان می‏بینیم که از یک سوی، مسلمانان متون دینی دیگر خود را به عنوان مرجع دستوری زبان عربی مطرح نمی‏کنند، ولی اشعار خرافی و مبتذل روزگار جاهلیت را به عنوان مرجع ادبیات عرب می‏پذیرند، و از دیگر سوی، زبان‏شناسان و تازی‏دانان غیر مسلمان نیز قرآن را به حجیت و مرجعیت در این زبان می‏شناسند. این همه نشان می‏دهد که شیفتگی اعتقادی و جانبداری دینی انگیزه این نیست که این ویژگی را برای قرآن برشمرده‏اند. به راستی آیا این ویژگی را در متون دینی ادیان الهی یا بشری دیگر به آسانی می‏توان یافت؟ سوگمندانه باید گفت که در ادیان گوناگون کمتر می‏توان متون دینی را به زبان اصلی آن در گذر سده‏ها بدست آورد. نه تورات و نه انجیل را می‏توان به زبان اصلی آنها یافت و نه اصل کتابها و نوشته‏های پیامبران بزرگ و نام‏آور دیگر را می‏توان به دست آورد، تا چه رسد به این که ویژگی ادبی یا مانند آن را در این متون بررسی کرد. این امتیاز در میان متون دینی، تنها از آن قرآن است که همواره به زبان اصلی در دسترس بوده و به اعتراف همگان، مرجع مهم زبان خویش به شمار می‏آید. البته در این باره سخن و نکته‏های ادبی و تاریخی بسیاری هست که در این نوشته کوتاه نمی‏گنجد.
ب) زیباییها و آرایه‏های واژگانی قرآن
زیباییها و آرایه‏های واژگانی قرآن نیز گستره دل‏نشین دیگری است که در باره این کتاب می‏توان از آن یاد کرد. سخن آهنگین و گزینش واژه‏های گوش‏نواز و دل‏انگیز و چینش بسامان، به این نوشته چنان جانی بخشید که ناباوران بدان نیز نمی‏توانستند از پذیرش جانفزایی و دلربایی آن سر باز زنند. البته ارزیابی و پذیرش این ویژگی نیاز بیشتری به آشنایی با زبان و سبکهای ادبی عربی دارد. گرچه نباید انکار کرد که زیباشماری قرآن از سوی مسلمانان، تا اندازه‏ای برخاسته از باور و شیفتگی دینی آنان به این متن است، که سخن مستقیم پروردگارش می‏دانند، ولی مگر تنها مسلمانان بر این ویژگی پای می‏فشارند؟ نگاهی گذرا و آگاهی نه‏چندان گسترده به روزگار آغاز پیدایش قرآن کافی است تا گیرایی و دلربایی این متن را نزد آنان که به زبان مادری خویش، آن هم در دوران شکوفایی سخنوری عرب، شیفته زیباییهای قران می‏شدند، دریابیم. گزارشهایی که از چگونگی اسلام‏آوردن برخی از صحابه نامدار رسول خدا صلی الله علیه و آله که گیرایی آیات آنان را به سوی پیامبر کشاند، نشان‏دهنده همین است.
گذشته از این، مخالفان و دشمنان پیامبر نیز خود بدین ویژگی اعتراف می‏کردند. اگر شیفتگی دوستان را از سر دلباختگی و ایمان به سخن خداوند و پیامبرش بدانیم، گفته‏های کافران و دشمنان پیامبر را چه کنیم؟ مگر نه این که سخن او را «افسونگر» می‏دانستند و خود او را «ساحر» و «شاعر» می‏خواندند؟ آیا کسی سرودن شعری را به پیامبر اسلام نسبت داده است؟ یا مقصود آنان زیبایی آیاتی بود که او پس از چهل سالگی آنها را برای مردم بازگو می‏کرد؟ یادآوری این نکته از سوی خود پیامبر به مردم روزگار خویش نیز بسیار مهم است که: من پیشتر از این عمری را در میان شما بسر برده‏ام، آیا نمی‏اندیشید؟ به راستی اگر زیبایی سخن او بدان پایه که در قرآن آمده از سوی خود پیامبر بود، چرا در چهل سال نخست زندگی او نشانی از این دست نمی‏توان یافت؟ به هر روی همه اینها گواه آن است که غیر مسلمانان و حتی دشمنان پیامبر نیز از پذیرش زیبایی سخن قرآن سر برنمی‏تافتند. بدین‏سان تصدیق زیبایی، گوش‏نوازی و دل‏انگیزی آیات قرآن تا این اندازه نیاز به آگاهی گسترده و نزدیک به زبان و ادبیات عرب ندارد. آیا پذیرش زیبایی سروده‏های حافظ در زبان پارسی یا گوته در آلمانی، حتما در گرو آشنایی و توان ارزیابی شعر در این دو زبان است، یا می‏توان از این همه اشتهار و داوری موافقان و مخالفان اندیشه‏های این شاعران نیز توانایی ایشان و استواری سروده‏هایشان را دریافت؟ البته روشن است که آشنایی مستقیم با زبان یک متن و توان ارزیابی ادبی آن، راه بهتر و بالاتری می‏باشد، ولی مقصود ما آن است که همگان می‏توانند جنبه زیبایی ادبیات قرآن را تصدیق کنند، هرچند با زبان اصلی آن آشنایی گسترده‏ای نداشته باشند.
از سویی دیگر در گذر سده‏های تاریخ اسلام تا امروز، صدها و شاید هزاران کتاب در زمینه تفسیر و جنبه‏های ادبی و زیباییهای واژگانی قرآن به نگارش درآمده و امروز میراث سترگی در گستره علوم اسلامی برجای مانده است. انبوهی از نوشته‏ها نیز در فراز و فرود رخدادهای تاریخی گذشته از میان رفته‏اند که ما تنها از آنها نامی را می‏شناسیم و گاهی حتی نامی هم نمانده است. در این حجم بزرگ که در زبانهایی چون تازی و پارسی که به زبان قرآن نزدیک‏ترند و نیز به زبانهای دیگر، سامان یافته، همگی از ویژگیهای ادبی و آرایه‏های واژه‏های آن سخن گفته‏اند. آیا می‏توان پذیرفت که هزاران اندیشمند و صدها نویسنده، ادیب و پژوهشگر، همگی تنها به دنبال شیفتگی اعتقادی خویش، سرخوش از جانبداری دینی به چنین کاری دست زده‏اند و قرآن دارای ویژگی برجسته‏ای در این زمینه نیست؟ به راستی که اگر کسی چنین احتمالی را هم به ذهن بیاورد، سخن بیهوده و خنده‏آوری خواهد بود. آیا می‏توان این همه ریزه‏کاریهای ادبی و نکته‏پردازیهایی را که در طول تاریخ نگارشهای تفسیری، هزاران ورق بر دفتر معرفت‏بشری افزوده است‏به یکباره شست و به کناری نهاد و آن را بی‏پایه دانست؟ به راستی چنین ستمی در هر شاخه و رشته‏ای از فرهنگ و دانش بشری و در هر کجای جهان و تاریخ، نابخشودنی است. چرا این همه دانشمند و ادیب و نویسنده مسلمان، یک‏دهم این تلاش را برای متون دینی دیگر به کار نبسته‏اند تا شیفتگی و جانبداری اعتقادی خود را در گستره‏ای دیگر نیز بنمایانند؟ آیا زرگداشت‏سخنان دیگر پیامبر اسلام یا دیگر رهبران اصلی دین، مانند امامان معصوم در اعتقاد شیعه، تا این اندازه کم و ناچیز است؟ حقیقت آن است که آنان به دنبال سفارش و پافشاری خود پیامبر، دریافته‏اند که سخن خداوند در قرآن، رنگ و بوی دیگری دارد و این متن آمده تا نمونه‏ای برای همه روزگاران باشد تا بهترین داستانها، ذکر، روشنایی، بیان، راهنما، استوار، رسا و... باشد و اگر همه انسانها توان خویش را برهم انباشته سازند و از توش و توانهای دیگر نیز بهره جویند، حتی یک سوره مانند آن نخواهند آورد. (۱)
بدین سان می‏بینیم که تصدیق این مطلب نیز حتما نیازمند آشنایی نزدیک با زبان قرآن نیست. چگونه می‏توان پذیرفت که هزاران تن اهل دانش، از نویسنده و مدرس و پژوهشگر و دانش‏پژوه، با هزاران صفحه و جلد و مطلب در باره قرآن، به مبالغه و اغراق پرداخته و متنی عادی را محور این همه تلاش قرار داده باشند؟
نکته درخور توجه دیگر این که بسیاری از این تلاشگران در گستره قرآن‏پژوهی از اقوام عرب‏زبان هم نبودند. به ویژه ایرانیان در گذر سده‏ها بیشترین کوشش را برای سامان‏بخشیدن به شاخه‏های گوناگون ادبیات عرب به انجام رسانده‏اند تا این همه را در خدمت پژوهش و موشکافی قرآنی درآورند و از این رهگذر جنب و جوش فرهنگی ارزشمندی برای فرهنگ بشری به ارمغان آورده و بر جای گذاشته‏اند. براستی این همه اندیشمندان غیر عرب که از نخستین سده پیدایش اسلام تا کنون به کاوش در تفسیر و علوم قرآن، هزار نکته باریک‏تر از مو را کاویده‏اند، راهی بیهوده و بی‏اساس پوییده و به گفته حافظ ژاژ خاییده‏اند؟ در این نوشته کوتاه نمی‏توان حتی به نامها و کتابهای اندیشمندان این گستره اشاره کرد، ولی تنها یادآور می‏شویم که در کتاب ارزشمند خدمات متقابل اسلام و ایران، مرحوم شهید مطهری، مطالب بسیار سودمندی در این باره آورده‏اند. بد نیست‏به چند نمونه از آنها اشاره کنیم:
«کتاب معروف سیبویه در نحو که به نام «الکتاب‏» معروف است از بهترین کتب جهان در فن خود یعنی از قبیل مجسطی بطلمیوس در هیئت و منطق ارسطو در منطق صوری تلقی شده است، بارها در پاریس و برلین و کلکته و مصر چاپ شده است. سید بحر العلوم و دیگران گفته‏اند: همه علما در نحو عیال سیبویه می‏باشند. در این کتاب به سیصد و چند آیه از قرآن مجید استشهاد شده است..» . (۲)
بنا بر نقل مرحوم شهید مطهری در کتاب تاسیس الشیعه لعلوم الاسلام، از مرحوم سید حسن صدر آمده است که سلامة بن عیاض شامی نقل کرده که: «فتح النحو بفارس و ختم بفارس‏» یعنی نحو از فارس به وسیله سیبویه آغاز گشت و در فارس با رفتن ابوعلی فارسی پایان یافت. گرچه خود مرحوم مطهری این سخن را مبالغه می‏داند، ولی اصل تاثیر دانشمندان غیر عرب در گستره ادبیات و تفسیر را به روشنی می‏توان دریافت. حتی کتابهای لغت عرب و نام‏آورترین آثار را در این باره ایرانیان نگاشته‏اند; کتابهایی چون صحاح اللغة تالیف جوهری نیشابوری، مفردات القرآن تالیف راغب اصفهانی، قاموس اللغة تالیف فیروزآبادی، اساس اللغة تالیف زمخشری.
بدین سان می‏توان تصدیق کرد که گسترش و بالندگی ادبیات عرب در میان مسلمانان به بار نشسته و هدف اصلی آنان، پژوهش در قرآن که در نگاه آنان سخن دل‏افروز و آهنگین خداوند می‏باشد، بوده است. آنچه از همه این نکته‏ها پی می‏گیریم این که دریافت جنبه‏های دوگانه ادبیات قرآن تا این پایه که گفته‏ایم، نیازمند آشنایی نزدیک و گسترده با زبان عربی نیست و همه انسانها از هر جای زمین و در هر روزگاری می‏توانند این ویژگی شگفت قرآن را تصدیق کنند، گرچه بررسی مستقیم این کتاب به زبان اصلی آن، لایه‏های ژرف‏تری را برای دانش‏پژوهان می‏شکافد.

وبگردی
سرلشگر فیروزآبادی و ویلای 10هزار متری لواسان !
سرلشگر فیروزآبادی و ویلای 10هزار متری لواسان ! - لازم است ذکر شود جنبش عدالتخواه دانشجویی در صورت ادامه تعلل دستگاه‌های مربوطه در تخلیه ملک بیت‌المال، حق اقدامات انقلابی را برای اجبار فرد نامبرده به تخلیه ویلای لواسان، برای خود محفوظ می‌داند.
فیلم | مشکل مقبولیت و مشروعیت در کشور
فیلم | مشکل مقبولیت و مشروعیت در کشور - دکتر حمید ابوطالبی مشاور سیاسی رئیس جمهوری معتقد است که ما یک بار برای همیشه باید مشکل مشروعیت و مقبولیت را در کشور حل کنیم. این درست نیست که بخشی از نظام هم مشروع باشد هم مقبول اما بخش دیگری که از دل همین نظام در آمده است فقط مقبول باشد.
ماجرای تجاوز به 41 دختر از زبان امام جمعه ایرانشهر
ماجرای تجاوز به 41 دختر از زبان امام جمعه ایرانشهر - امام جمعه اهل سنت ایرانشهر : در ماه رمضان به ۴۱ دختر تجاوز شده که از این میان فقط ۳ دختر شکایت کرده اند.
فیلم مهران مدیری در برنامه خندوانه
فیلم مهران مدیری در برنامه خندوانه - برنامه کامل خندوانه با حضور مهران مدیری مهمان ویژه برنامه عید فطر برنامه خندوانه بود و این قسمت از مجموعه خندوانه را خاص کرد.
ویدئو / لطفاً در این مکان اعتراض کنید!
ویدئو / لطفاً در این مکان اعتراض کنید! - بر این اساس، ورزشگاه‌های دستگردی، تختی، معتمدی، آزادی، شیرودی، بوستان‌های گفت‌وگو، طالقانی، ولایت، پردیسان، هنرمندان، پارک شهر و ضلع شمالی ساختمان مجلس شورای اسلامی به عنوان محل‌های مناسب تجمع در تهران تعیین شده‌اند و از این پس معترضان می‌توانند در این محل‌ها تجمع کنند.
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی - مشاور رسانه‌ای احمدی نژاد دیشب با انتشار عکسی دلخراش از وضعیت جسمی «حمید بقایی» از بازگشت این مجرم پرونده‌ی مالی آن دولت به زندان اوین خبر داد.
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد!
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد! - در پی برگزاری نمایش مد لباس زنان به سبکی عجیب در عربستان، سر و صدای بسیاری در رسانه ها به راه افتاد. ماجرا از این قرار بود که لباسها بدون مانکن و مانند اشباح در حال پرواز با استفاده از پهباد نمایش داده شدند.
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی - علی اکبر ولایتی، مرد 37 شغله ای که به جز حوزه دیپلماسی، سالیانیست که کارشناس ادبی، فرهنگی، تاریخی، عرفانی و ... تلویزیون نیز هست، و هر سال دهها جلد کتاب به نام او منتشر می شود. همه ی این سوابق معششع یک سو و چرخش مادام سیاسی او در حوزه های مختلف، در سوی دیگر، کار را به جایی رسانیده که ولایتی را با ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» نیز می شناسند! ولایتی در تازه ترین تغییر مواضع خود این بار برجام را که روزگاری…
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده - در این ویدئو صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده توسط معلم مدرسه را مشاهده می کنید.
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی - پوری بنایی به عیادت پناهی رفت و دیدارش با مرحوم ناصر ملک‌مطیعی پس از پخش نشدن برنامه‌هایش از تلویزیون تعریف کرد.
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران!
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران! - ماجرای تکان دهنده اذیت و آزار گروهی دانش آموزان یک دبیرستان پسرانه در غرب تهران وارد فصل تازه‌ای شد.
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد!
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد! - در ادامه حضور چهره های شناخته شده در کمپین "خانم گزارشگر"، این بار آزاده نامداری مجری تلویزیون تلویزیون اقدام به گزارش فوتبال کرد. او برای این کار بازی خاطره انگیز ایران - استرالیا در مقدماتی جام جهانی 98 فرانسه را انتخاب کرده است که گزارش ضعیف او با انتقادات فراوانی مواجه شده است، تا حدی که وبسایت مربوط به این کمپین ویدئوی گزارش این او را از سایت حذف کرد.
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی - عکسی از حضور سید ابراهیم رئیسی در مراسمی ویژه منتشر شده است که گفته می شود متعلق به کنفرانس افق نو در مشهد بوده است. در این عکس حرکات عجیب خانمی با لباس های قرمز، چفیه بر گردن و پرچم در دست در مقابل ابراهیم رییسی به چشم می خورد که توجه کاربران بسیاری را در شبکه های اجتماعی جلب کرده است!