سه شنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۷ / Tuesday, 17 July, 2018

افسانه دیوانگی


افسانه دیوانگی
ونسان ونگوگ (۱۸۹۰-۱۸۵۳) هنرمند صاحب نام که آثار وی، به‌ویژه تابلوی «گل‌های آفتابگردان» از شهرتی جهانی برخوردار است، نقاشی است هلندی که گفته می‌شود در کنار نبوغ سرشار هنری در برهه‌هایی از عمر خویش به بیماری‌های عصبی و اختلالات روانی مبتلا شده ؛ به‌ویژه که وی قسمتی از گوش خود را بریده و در پایان نیز خودکشی کرده است.
موزه البرتینای شهر وین در اتریش که از چندی پیش میزبان نمایشگاهی بزرگ از آثار نقاشی این هنرمند جهانی است می‌کوشد با اثبات این موضوع که آثار جسورانه ونگوگ با تسلط و هوشیاری کامل خلق شده‌اند، افسانه دیوانگی این نقاش را پایان ببخشد.
در همین رابطه مطلب پیش رو را که با عنوان «ونسان ونگوگ نقاش، دیوانه نبود!» از روزنامه آلمانی «ولت» ترجمه شده است از نظر می‌گذرانیم:
اوایل آوریل سال ۱۸۸۸ ونسان ونگوگ که باز تمامی پولش را صرف خرید وسایل نقاشی کرده است با نگرانی به برادرش تئو چنین می‌نویسد:« اگر تا یک ماه یا ۱۴روز دیگر نتوانستی پولی تهیه کنی به من خبر بده تا طراحی کنم.» ونسان ونگوگ که به شدت نگران روزهای پیش‌رو است به حمایت‌های مالی برادرش نیاز دارد چرا که تمامی پول خود را در خرید وسایل مورد نیاز برای کشیدن سری تابلوهای باغ میوه خرج کرده است. رنگ و بوم بسیار گران است و بسیاری از نقاشی‌های پیشین او نیز هنوز فروخته نشده نزد برادرش باقی مانده است. آن‌روزها هیچ‌کس سراغی از هنر او نمی‌گرفت در حالی‌که امروزه نمایشگاه‌های آثار ونگوگ همواره یکی از گرانترین و در عین حال تاثیرگذار‌ترین نمایشگاه‌های جهان است. ونگوگ در دوران حیات خویش جزو طبقه کارگر به شمار می‌رفت.
● طراحی حیرت انگیز
کارشناسان معتقدند هر چند که ونسان ونگوگ در طول حیات خویش از شرایط مالی مساعدی برخوردار نبوده است با این حال نمی‌توان گفت که طراحی‌های وی از روی اجبار و در حقیقت به‌منظور صرفه‌جویی در خرید لوازم نقاشی خلق شده‌اند چرا که وی در خلق آثار خویش هیچگاه بدون هدف، مداد، قلم نی و یا گچ به دست نگرفته است. به گفته «کلاوس البرشت اشرودر» مدیر موزه البرتینای وین که موزه وی یکی از بزرگترین موزه‌های گرافیک جهان است، طراحی‌های ونگوگ نقطه ثقل آثار نقاشی و به عبارت بهتر مجموعه آثار او محسوب می‌شود. گفتنی است در نمایشگاه وین برای نخستین بار در جهان آثار خلق شده روی کاغذ این هنرمند نیز در شرایطی یکسان در کنار تابلوی‌های نقاشی او قرار داده شده است.
امروزه از ونسان ونگوگ به‌عنوان استاد مسلم استفاده از رنگ مایه‌های بسیار تند یاد می‌شود. در حقیقت وی می‌کوشید با بهره گیری از رنگ‌های تند در آثار خویش، تفاوت و تکامل را در موازات یکدیگر قرار داده و به «تمایزی تکمیلی» دست یابد. بهترین مثال در این زمینه تابلویی است که وی از گل‌های گندم آبی رنگ در مزارع نارنجی رنگ گندم کشیده است. هنگام چینش آثار ونگوگ در موزه البرتینا تلاش شده است نقاشی مشهور گل‌های گندم به‌عنوان نقطه مقابل تئوری «وجود رابطه متقابل میان نقاشی و طراحی» قرار گیرد. در حقیقت هنگام تماشای آثار به نمایش درآمده در این نمایشگاه این تصور در ذهن بیننده ایجاد می‌شود که این نقاش دگرگونی‌های عظیم هنری را با قلم نی آماده کرده و به انجام رسانده است. او در حقیقت بیش از آنکه نقاش باشد یک طراح بی‌نظیر بوده است.
ونسان ونگوگ در مارس سال ۱۸۸۶ به پاریس آمده و در کنار برادرش تئو که در یک گالری نقاشی کار می‌کند، ساکن می‌شود. شهر پاریس در آن زمان به کانون دنیای هنر تبدیل شده بود. ونسان ونگوگ پس از اقامت در پاریس و برقراری رابطه دوستی با «هنری تولوز- لوترک» نقاش و گرافیست فرانسوی( -۱۹۰۱ ۱۸۶۴ ) به همراه او و دیگر دوستان نقاشش در کافه «مونت مارت» پاریس به بحث و گفت‌وگو پیرامون تئوری‌های رنگی سبک پست امپرسیونیسم می‌پرداخت. ونگوگ ۳۳ ساله که تازه چند سالی است هنرمند شده در آثاری که روی کاغذ خلق می‌کند می‌کوشد با بهره‌گیری از مجموعه خطوط، صحنه‌های رمانتیک و غم زده روستاییان را به تصویر بکشد.
این در حالی است که سبک به کار رفته در نقاشی‌های رنگ روغن او بر عکس قدیمی به‌نظر می‌رسد. پاریس در آن سال‌ها تا مدت‌ها تحت تسلط طریقه «بازی با رنگ» سبک امپرسیونیسم قرار داشت. پالت نقاشی ونگوگ نیز در واکنش به این روند روشن‌تر از قبل می‌شود به‌طوری‌که او در خلق تابلوهایی چون «گلدانی از گل‌های گندم آبی» یکباره رنگ قرمز جیغ را در کنار رنگ‌های تند دیگری چون آبی و سبز بر بوم نقاشی‌اش می‌مالد؛ این رنگ‌ها بعد‌ها وی را به شهرتی جهانی می‌رسانند. اما شاید پرسش کنونی این باشد که چگونه باید تمامی این رنگ‌ها را به درستی روی بوم نقاشی پیاده کرد؟
● پیروی از پل گوگن
پاسخ این پرسش را طراحی می‌دهد. ونگوگ در سال ۱۸۸۸ به آرل در جنوب فرانسه نقل مکان می‌کند. او در واقع در جست‌وجوی نور روشن جنوب است. خطوط بار دیگر و این بار قدرتمند‌تر از قبل به نقاشی‌های او باز می‌گردد. ونگوگ در آرل با پیروی از نقاشانی نظیر پل گوگن (نقاش فرانسوی( ۱۹۰۳-۱۸۴۸)که تلاش می‌کرد با تاکید بیشتر بر خطوط و سطوح نقاشی به توصیف خوشبینانه بهتری از موتیف‌ها دست یابد، در سبک امپرسیونیسم پیشی می‌گیرد.
در طول این سال‌ها ونسان ونگوگ که در هنر خویش همچنان نیازمند ستیز با طبیعت است، برای خلق آثارش به مزارع اطراف شهر می‌رود و چون در تابستان هم باد خنکی که از شمال غرب می‌وزید به شدت سه پایه نقاشی او را تکان می‌داد لذا او مجبور بود برای بیان برخی از افکار و احساسات خویش تنها از کاغذ بهره بگیرد، که در این میان از دل برخی خطوط، طرح‌های استادانه‌ای سر بر می‌آورد، مانند چشم‌انداز صخره‌های آهکی کلیسای «مونت ماژور» بر دشت، که در چند کیلومتری شمال آرل واقع شده است. اواسط ژوئن سال ۱۸۸۸ بود که ونگوگ تابلوی مشهور «درو در گندم‌زار» را یک‌بار به‌عنوان یک نقاشی و بار دیگر به‌عنوان یک طراحی با قلم نی خلق کرد. وی همواره این اثر را به‌دلیل ترکیب ریشه دار و عمیق مزارع زرد رنگ غلات مورد ستایش قرار می‌داد. او در نامه‌ای که در همین رابطه برای برادرش تئو نوشت چنین عنوان کرد که این نقاشی – درو در گندم‌زار- «با سلیقه» است و باید در سری آثار طراحی قرار بگیرد. البته منظور ونگوگ از طراحی در این مورد، زمینه گرافیکی هدفمند روی یک بوم خالی بود.
در اوایل آگوست ۱۸۸۸ مدتی پس از پایان تابلوی «درو در گندم‌زار» ، ونگوگ طرحی از روی آن کشید و به همراه چند طرح دیگری که او دوباره از تابلوهای رنگ روغن جدید خود کشیده بود برای یکی از دوستان هنرمند استرالیایی‌اش به نام جان روسل فرستاد. ونگوگ امیدوار بود که با این ارسال تبلیغاتی حامی ثروتمند خود را به خرید یکی از آثارش تحریک کند. ونگوگ برای خلق این طرح‌ها از روش ساده و سریعی بهره می‌گرفت؛ بدین معنی که سطوح یک تابلوی نقاشی به طرحی از خطوط، نقاط و دوایر تبدیل می‌شد. اشرودر مدیر موزه آلبرتینای وین می‌گوید: این طرح‌ها در حقیقت زمینه آزمایشی آثار ونگوگ را تشکیل می‌دهند. آزمایش های ونگوگ در گرافیک همیشه با تاخیر راه خود را در نقاشی‌های وی پیدا می‌کرد. بهترین مثال در این زمینه که در موزه آلبرتین نیز به نمایش درآمده است آثاری است که وی در تابستان ۱۸۸۸ خلق کرده است.
ونگوگ در این نقاشی‌ها می‌کوشد روستای کوچک ساحلی ساینت ماریس را به تصویر بکشد. در طرحی که ونگوگ بار دیگر از تابلوی نقاشی «قایق‌های روی دریا» می‌کشد همان خطوط مارپیچی پدیدار می‌شوند که مشخصه اصلی آثار وی را تشکیل می‌دهند. این در حالی است که در خود تابلوی رنگ روغنی که این طرح از روی آن کشیده شده هنوز اثری از این فرم هنری خطوط دیده نمی‌شود. به گفته کارشناسان بیشترین نمود خطوط مارپیچ را می‌توان در آثاری دریافت که پس از بروز نخستین اختلال عصبی و انتقال ونگوگ به درمانگاه «ساینت ریمی» در آوریل ۱۸۸۹، پدید آمد. برای نمونه می‌توان به تابلوی مشهور «مزرعه ذرت با سروها» اشاره کرد. خطوط رنگی این اثر نقاشی که همچون شعله‌های لرزان آتش به‌نظر می‌رسد هر بیننده‌ای را در این اندیشه فرو می‌برد که این خطوط مار پیچ و لرزان می‌تواند ناشی از بروز حمله عصبی حین نقاشی باشد.
● هوشیاری کامل حین حرکت قلم
کارشناسان خطوط موجی شکل و پر انرژی نقاشی‌هایی که ونگوگ از مناظر «ساینت ریمی» و نیز «اوور – سور- واز» کشیده است را غالبا با استناد به بیماری رو به پیشرفت وی چنین تفسیر می‌کنند که، این حرکت «عصبی» قلم تنها از انسانی بر می‌آید که روانی مختل و دنیایی متزلزل داشته باشد.
نامه‌های برادرش تئو نیز که از نحوه خاص خطوط در آثار ونگوگ ابراز نگرانی کرده بود تفاسیر کارشناسان را تقویت می‌کرد. اما با وجود تعابیر دقیقی که از خطوط مواج آثار ونگوگ به‌عنوان سمبلی برای روح منقلب یک هنرمند شده است با این حال گفته می‌شود که ونگوگ نقاشی‌های مربوط به زمان بستری بودن در درمانگاه عصبی را در هوشیاری و تسلط کامل کشیده است. علاوه بر آن ونگوگ در نامه‌هایی که به دوست نقاشش برنارد نوشته است با تعمق بر پیشرفت هنری خویش از اهمیت پر معنی خطوط در نقاشی سخن گفته است. نمایشگاه آثار ونگوگ در موزه البرتینای وین که تا هشتم دسامبر۲۰۰۸ (اواسط آذرماه)دایر خواهد بود می‌کوشد با رد افسانه دیوانگی ونگوگ، این هنرمند صاحب نام، به بحث و گفت‌وگو در این‌باره بنشیند.
اشرودر مدیر موزه البرتینا در این باره معتقد است:« فرم مارپیچ و مواج خطوط در نقاشی‌های ونگوگ را نمی‌توان ناشی از بروز ناگهانی حمله عصبی در وی دانست بلکه آنچه وی را به این کار وامی‌داشته ناشی از غلیان هنر حقیقی از درون وی بوده است.» ونسان ونگوگ در طول دوران حیات خویش کوچکترین تقدیری در ازای خدمات هنری‌اش دریافت نکرد. وی در سال ۱۸۹۰ دو روز پس از شلیک گلوله‌ای به سینه خویش چشم از جهان فرو بست. دیری نپایید که دنیای هنر ،ونسان ونگوگ را ابتدا به‌عنوان یک نقاش و در نهایت به‌عنوان یک طراح کشف کرد.

ترجمه - زهرا صابری
welt.de

منبع : روزنامه همشهری

مطالب مرتبط

مطالعه طبیعت

مطالعه طبیعت
روزگاران زیادی از رنسانس و هنرنوزایی می گذرد، اومانیسم و یا انسان محوری جایگاه خود را به دست آورده است و مفهومی به نام انسان برتر بر سرزبانهاست. حال انسان برتر انسانی سفیدپوست و روشن و نژادی خاص است که در تصاویر به چشم می آید. اومانیسم از دل فلسفه بیرون می آید اما آغشته به تفکر سیاسی می گردد و از این رو نشانه هایی را می توان در عقب تر و یونان باستان دانست. در یونان باستان و در شهر آتن انسان شهروند و ایده آل به اذهان می رسد و فلاسفه برای به دست آوردن دولت شهر تلاش می کنند. انسانی که به فعالیت سیاسی خود و بلوغش آگاه است و شرط لازم جامعه سیاسی وجود شهروندی است.
در نتیجه رنسانس بازگشتی است به خرد روشنگرانه یونان و هنرمندانی که در تلاش برای بیانی نوین درباره مذهب، سیاست، جنسیت، اجتماع و... بودند. در رنسانس که به چند دوره پیشین، پسین و منریسم شیوه گری تقسیم می شود. توجه مجدد به ارزشهای کلاسیک باستان و جذب آنها، روح زنده ای به افکار برجستگان عصر باززایی بخشید. انسانگرایی، فردگرایی و خردگرایی از
ا صول اولیه آنها بوده است.
سه هنرمند بر جسته رنسانس داوینچی، رافائل و میکلانژ بودند. هدف آنها نه تقلید از طبیعت که مطالعه آن بود.
سخن اینک به لئوناردو داوینچی بزرگ می رسد. وی در اواسط قرن پانزدهم در آتلیه معتبر فلورانسی شاگردی کرد. لئوناردو دراین آتلیه بسیار آموخت و درآنجا با رموز فنی کارهای ریخته گری و کارهای فلزی آشنا شده و آموخته است که چگونه با مطالعه و مشاهده دقیق مدلهای برهنه و پوشیده، تابلوها و تندیسهایی را پدید آورد. وی همچنین به پژوهش درباره گیاهان و جانوران مختلف پرداخت تا بتواند از آنها در تابلوهایش استفاده کند. افزوده بر آن دانش گسترده ای درباره نورشناسی، ژرفانمایی و استفاده از رنگها کسب کرد. چنین آموزشی کافی بود که از هر نوجوان با استعداد دیگری هنرمندی برجسته بسازد، و در واقع شمار زیادی از نقاشان و پیکرتراشان خوب از هنرآموزان آتلیه موفق و روکیو بودند. لئوناردو اما ذهن نبوغ آمیزش و توانایی اش تا زمان باقی است آدمیان فانی را به اعجاب و ستایش واخواهد داشت.
لئوناردو در حوزه های بسیاری توانایی اش را ثابت کرده است. پزشکی، نقاشی، طراحی صنعتی و...
وی در همه اینها با پژوهشگری، به کمال رسید و در همه آنها خدمات ارزنده و مهمی انجام داد.
هیچ چیز در طبیعت نبود که کنجکاوی وی را برنیانگیزد و نبوغ وی را به چالش نطلبد. لئوناردو برای آنکه به اسرار بدن آدمی پی ببرد، بیش از سی جسد انسان را تشریح کرد. او یکی از نخستین کسانی بود که کوشید اسرار رشد جنین در رحم مادر را کشف کند.
سالها در مشاهده و تجزیه و تحلیل پرواز حشرات و پرندگان وقت صرف کرد زیرا می خواست ماشین پرنده طراحی کند و مطمئن بود روزی به واقعیت می رسد. وی با دستگاه های حکومتی زمانش هیچ گاه کارنکرد و درخواست آنها را درباره مهندسی نظامی رد می کرد و ترجیح می داد در زمان صلح وسایل مکانیکی ابداع کند. وی را در مقام نقاش، پیکرتراش و معماری کبیر ستایش می کردند اما لئوناردو هیچ گاه نوشته هایش را منتشر نمی ساخت، و حتی اندک شماری از افراد از وجود آن نوشته ها آگاه بودند. او چپ دست بود و از راست به چپ می نوشت، و بنابراین نوشته هایش فقط به کمک آینه قابل خواندن بود و بسیاری دلیل آن رااز ترس وی می دانستند که عقاید و افکارش را ملحدانه تشخیص دهند و از فاش شدن اکتشافاتش نگران بود. در نوشته هایش برمی خوریم که خورشید ثابت است که از پیش نگری اش در مورد نظریه های کپرنیک حکایت می کند، نظریه هایی که بعدها گالیله را به مخاطره افکند.
اما وی دوست نداشت که او را دانشمند بدانند بلکه می خواست وی را یک هنرمند تجسمی بدانند. دغدغه فردی او این بود که نقاشی یک هنر فکری و نظری یا غیریدی است. و کاردستی که در آن وجود دارد، همتای کار نوشتن کلمات هنگام سرودن شعر است. وی اکثراً سفارشهای خود را نیمه کاره می گذاشت و اغلب سفارشهای دریافتی خود را انجام نمی داد. و به این موضوع بود که تأکید داشت که تنها خود نقاش است که در مورد تمام بودن یا نبودن یک کار تصمیم بگیرد و تا زمانی که از کار راضی نبود اجازه نمی داد که از زیر دستش خارج شود.
مانند بسیاری ازآثار، نقاشیهای لئوناردو هم از آسیب مصون نمانده است. بنابراین به نقاشی دیواری شام آخر یا شام واپسین اشاره می کنیم. این نقاشی سراسر یک دیوار تالار مستطیل شکلی را می پوشاند که سالن غذاخوری صومعه سانتا ماریا دله گداستید در میلان بوده است. برای نخستین بار بوده که یک داستان مقدس این چنین زنده و طبیعی به تصویر درآمده است. چنین به نظر می رسد که تالار دیگری به تالار غذاخوری راهبان افزوده شده که در آن شام واپسین به حالتی سه بعدی و حجم دار ظاهر می شود. بدون شک همه ریز نقش ها و جزئیات، مانند ظروف غذا بر روی میز و چین و چروکهای جامگان حواریون، به کار رفته، راهبان را در نگاه نخست مسحور کرده است.
نقاشی جدید داوینچی از این داستان مقدس، با نقاشیهای قبلی از این داستان تفاوتهای زیادی دارد.
در این نقاشی، شور و هیجان و نمایشی واقعی وجود دارد. در انجیل می آید: حقیقتی را بر شما فاش می کنم، که یکی از شما مرا تسلیم خواهید کرد و حواریون از شنیدن این سخن به غایت اندوهگین می شوند و هریک از ایشان به مسیح می گوید «خداوندا، آیا من آنم؟» متی باب بیست و ششم آیات ۲۱ و .۲۲
دوازده حواری مسیح گویی به چهار دسته سه نفری تقسیم شده اند که با اطوار و حرکاتشان با هم مربوط می شوند. آن قدر نظم در این تنوع و تنوع در این نظم وجود دارد که هرگز نمی توانیم تمامی ژرفای فعل و انفعال هماهنگ حرکتهای متقابل را بکاویم.
ترکیب بندی این اثر گویی از آن توازن و هماهنگی که در نقاشیهای گوتیک دیده می شوند برخوردار است، یعنی همان چیزی که نقاشانی مانند وایدن و بوتیچلی هر یک به شیوه خاص خود سعی کرده بودند در هنر نقاشی احیا کنند.
نقل می کنند که در هنگام نقاشی شام واپسین وی ساعتها به روی داربست می ایستاده است بی آنکه هیچ حرکت قلمی داشته باشد بلکه موشکافانه و نقادانه به دیوار می نگریسته است.اثر فوق العاده نامی وی مونالیزا است. زنی که در تابلو است گویی به واقع به ما می نگرد و روحی در کالبد دارد.
آنچه موجب شده است که لئوناردو چنین شاهکاری بیافریند، این بوده که دقیقاً می دانسته است که تا کجا می تواند پیش برود و چگونه با بازنهایی تقریباً معجزه آسای یک انسان زنده حقیقی، انحراف جسورانه خویش از طبیعت را جبران کند. افراد در گذشته های دور، پرتره ها را باترس آمیخته به احترام می نگریستند، زیرا فکر می کردند که نقاش یا پیکرتراش برای حفظ شباهت، روح شخص باز نموده را در کار خود حفظ کرده است و وی افسونگرانه می دانست که چگونه جان به کالبد رنگها بدمد و آنها را بر دل تابلو بنشاند.
بی گمان کلیساها در گذر تاریخ مصون و امن بوده اند برای آثار بزرگ و به غیر از آن هنردوستانی که بی شک یکی از شیفتگی های آنها داوینچی است. داوینچی روح نقاشی است در قرن پانزدهم. او طبیعت را کندو کاو می کند و براساس تجارب شهودی دانستنی هایش را می پروراند.
بازگشت او به آرمانهای کلاسیک بیش از فردگرایی به خردگرایی منتج می شود. خود محض و پیشرفت علم. امری که شاید در سالهای بعد به تکاپوی بشریت برای رسیدن به تکنولوژی بود و نکته جالب رفتار و برخورد هوشمندانه لئوناردو است با هم چنین مقوله ای، وی به روشنی میان این دو تضاد قائل می شود. هر چند که در جلوتر و در سالهای بعد نگاه علمی به هنر رایج و باب گردید.
هنر و صنعت در این روزهاست که با توجه به بودجه ها و منافع اقتصادی عجین شده اند. امری که در رنسانس این گونه نمی بود. هنرمند رنسانسی در پی تعالی فرد است. در وصف یگانگی او می کوشد. تنها عقل او است که می فهمد و بارور می شود. به آسانی می توان گفت: که چکیده تفکر رنسانس در داوینچی ظهور می کند.
داوینچی نقاشی است برای سالیان گذشته و آینده وی اوج هماهنگی است. تمام اجزای بصری و المان ها در آثار به هنرمندی در کنار یکدیگر نشسته اند. فرم و محتوا در خدمت یکدیگر هستند. ظرف و مظروفی که از عهده داوینچی برمی آید، نگاه او نگاهی ویژه است و بی گمان مونالیزا تا به ابد بر روی تابلو هم چون زنی زنده با خنده محو بر لبش و نگاهی معصوم در عمق چشمانش به ما می نگرد. قلمی که سالها از آن می گذرد و نگاهی که داوینچی آن را برای تمام زمانها در تاریخ زنده نگاه داشته است. نگاه جاویدانی که تنها از پس او برمی آید.

وبگردی
در حالی که همه دنیا فکر میکردند این آغوش جنسی است مطهری گفت مادرانه بود. ولی اشکال داشت !
در حالی که همه دنیا فکر میکردند این آغوش جنسی است مطهری گفت مادرانه بود. ولی اشکال داشت ! - وی در بخش دیگری از صحبت‌هایش با اشاره به نمایش در آغوش کشیدن تیم ملی کروواسی توسط رئیس‌جمهور کشورشان،گفت: ایشان با یک حس مادرانه این کار را انجام داد و این آغوش، جنسی نبود، البته که پخش آن نباید انجام می‌شد.
کدام پسر روحانی سه تابعیتی است؟
کدام پسر روحانی سه تابعیتی است؟ - سرنوشت فرزند بزرگ حسن روحانی از جمله مواردی است که در سال‌های گذشته بارها مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفته است. پیش از برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۹۲ نیز یکی از وب‌سایت‌های اصولگرا مدعی بود که او به دنبال “شکست عشقی” دست به “خودکشی” زده است. بنا به ادعای برخی از رسانه‌های اصو‌لگرا، فرزند روحانی با کلت کمری پدر خودکشی کرد.
فیلم منزل محمود خاوری درکانادا
فیلم منزل محمود خاوری درکانادا - کاربران شبکه های اجتماعی فیلمی را منتشر کرده اند که گفته می شود مربوط به خانه مجلل محمود خاوری در کانادا است. صحت و سقم این قضیه هنوز تایید نشده است.
چرا آیت‌الله جنتی اینگونه فکر می‌کند؟
چرا آیت‌الله جنتی اینگونه فکر می‌کند؟ - احزاب و شخصیت‌ها - زندگی ساده آیت‌الله جنتی گرچه از ویژگی‌های مثبت شخصیت وی است اما نوع نگاهش به عرصه سیاسی و مصداق‌یابی های وی درخصوص افراد انقلابی انتقادهای زیادی را متوجه او می‌کند.
مائده هژبری و امیرحسین مقصودلو در استانبول
مائده هژبری و امیرحسین مقصودلو در استانبول - امیرحسین مقصودلو (تتلو) با انتشار عکسی از خودش و مائده هژبری، دختر نوجوانی که پس از اعتراف تلویزیونی اش معروف شد، از کنسرت مشترک در استانبول خبر داد.
واکنش فغانی به انتشار تصاویردست دادنش با داور زن برزیلی:کوچکترین اهمیتی برایم ندارد!
واکنش فغانی به انتشار تصاویردست دادنش با داور زن برزیلی:کوچکترین اهمیتی برایم ندارد! - تصاویر با شما سخن می گویند؛ تصاویری بی روتوش با سخنانی بی روتوش‌تر؛ می‌خواهیم با بخش خبری «فوتونیوز»، مقامات با شما بی روتوش و رودررو سخن بگویند. از این پس، عصرگاه هر روز با «فوتو نیوز» تابناک، حرف و سخن مقامات داخلی و خارجی را به عکس بی روتوش‌شان الصاق می‌کنیم، تا بهتر بدانیم چه کسی حرف زده و از چه سخن گفته است. کوتاه و مختصر؛ به احترام وقت شما و فرصتی که برای دانستن می‌گذارید.
اول مرگ بر ربا بعد مرگ برآمریکا
اول مرگ بر ربا بعد مرگ برآمریکا - صحبت های تامل برانگیز آیت الله رودباری درمورد ربا در کشور
مرد رو‌به‌روی مائده هژبری کیست؟
مرد رو‌به‌روی مائده هژبری کیست؟ - دختر بازداشت شده در بخشی از مصاحبه توضیح می‌دهد که صبح دستگیر شده و خانواده‌اش در جریان این موضوع قرار گرفته‌اند و این ادعا نشان می‌دهد تهیه فیلم اعترافات به فاصله یک صبح تا عصر انجام شده که خود نشان‌دهنده این است که برای متهم هنوز دادگاهی تشکیل نشده و جرمی به اثبات نرسیده ‌است.
فیلم | رامبد: دهنتو ببند، فرح‌بخش: دهنتو گِل بگیر!
فیلم | رامبد: دهنتو ببند، فرح‌بخش: دهنتو گِل بگیر! - پس از آنکه فیلم تازه محمدحسین فرح‌بخش در سالن‌های سینمای شهر تهران اکران نشد. احمدی مدیر سینماشهر که از قضا تهیه کننده برنامه خندوانه نیز هست و سوله مدیریت بحران شهر تهران در دوره تهیه کنندگی او به «خندوانه» اختصاص یافت، مانع از این اکران شده بود و همین مسئله واکنش فرح بخش را به دنبال داشت و او را رانت‌‎‌خوار خواند و پای رامبد جوان را به میان کشید.
شاخ‌های اینستاگرامی که نمی‌شناختیم
شاخ‌های اینستاگرامی که نمی‌شناختیم - یکی از دختران که به شدت مورد توجه قرار گرفته است مائده نام دارد. او از چهره‌های شناخته شده اینستاگرام است که ویدئو‌هایی از رقص هایش را در صفحه خود منتشر کرده است. او متولد سال 1380 است. به گفته خودش حدود 600هزار فالوئر دارد. او حالا با قرار وثیقه آزاد است.
تصادف سردار آزمون با پورشه اش (عکس)
تصادف سردار آزمون با پورشه اش (عکس) - سردار آزمون نیمه شب گذشته و در نزدیکی‌های صبح امروز با خودوری پورشه شخصی خود در محور نکا بهشهر پس از عبور از روستای کمیشان با تصادف زنجیره‌ای مواجه شد که در این حادثه خودروهای زیادی خسارت دیدند
فیلم | سرگذشت گنده‌لات تهران تا لحظه جان‌دادن در زندان (۱۴+)
فیلم | سرگذشت گنده‌لات تهران تا لحظه جان‌دادن در زندان (۱۴+) - فیلم - گزارشی کامل و کوتاه از سرگذشت وحید مرادی گنده‌لات تهران تا لحظه جان‌دادن در زندان را در ویدئوی زیر ببینید.
شوخی «عطاران» با «مدیری» در اکران فیلم هزارپا
شوخی «عطاران» با «مدیری» در اکران فیلم هزارپا - مراسم اکران خصوصی فیلم هزارپا با حضور هنرمندان و بازیگران این فیلم سینمایی شب گذشته 9 تیر 1397 در برج میلاد برگزار شد.
قصور تاریخی دولت
قصور تاریخی دولت - چه باید کرد؟ پرسشی که نوبخت پرسیده است، اما شاید به دنبال پاسخ آن نباشد. در شرایط کنونی دولت و حامیان اصلی آن در مظان این اتهام تاریخ قرار خواهند گرفت که چرا به دنبال طرح و پاسخ مهم‌ترین سوال شرایط بحرانی کنونی نرفتند.
تصاویر/ لمس "آزادی" در ورزشگاه آزادی
تصاویر/ لمس "آزادی" در ورزشگاه آزادی - مردم تهران برای اولین بار و برای تماشای مسابقه‌ی فوتبال ایران و اسپانیا در جام جهانی ۲۰۱۸ بهمراه خانواده‌های خود به ورزشگاه صدهزار نفری آزادی رفتند