یکشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۷ / Sunday, 19 August, 2018

بازیگران جدید، قوانین جدید


بازیگران جدید، قوانین جدید
در تابستان ۲۰۰۷ میلیون ها مالک خانه در آمریکا پی بردند که هر روز از ارزش خانه های آنها کاسته می شود ضمن اینکه شرایط بازپرداخت وام های دریافتی ایشان سخت و سخت تر می شود. این روند به سلب مالکیت از اغلب خانوارهای آمریکایی انجامید. به زودی این نابسامانی به دیگر اقتصادهای پیشرفته دنیا که از سیستم پیچیده مالی برخوردارند، سرایت کرد. افراد و صاحبان کسب و کار در این کشورها دریافتند هر روز که می گذرد شرایط دریافت وام دشوارتر و هزینه بازپرداخت آن سنگین تر می شود. ناگهان مطالبات معوقه بانک ها و دیگر نهادهای مالی از مرز خطر گذشت و بازپرداخت بدهی های آنها نیز متوقف شد. آنچه در این رابطه موجب شگفتی شد این بود که اغلب مردم تصور می کردند سیستم های مالی پیشرفته آنقدر پیچیده هستند که بتوانند خطرات مزبور را جذب کرده و از کاهش ناگهانی نقدینگی در بازار جلوگیری کنند. این بحران بانکی در دهه ۱۹۳۰ نیز اتفاق افتاد و هیچ کس تصور نمی کرد در قرن بیست ویکم یک بار دیگر تکرار شود اما آنچه که جای تعجب نداشت این بود که به محض مشاهده نخستین نشانه های بحران بلافاصله امواج آن به سراسر دنیا سرایت کرد بدون آنکه کشوری حتی فرصت بررسی بحران یا دفاع در برابر آن را داشته باشد.
بدین ترتیب آنچه که در ابتدا به شکل یک بحران بانکی شروع شد به سرعت بازارهای سرمایه و دارایی را فراگرفت و بورس های اوراق بهادار کشورهای صنعتی را دچار بی ثباتی کرد. بیم آن می رفت که بحران، دامن اقتصادهای نوظهور را نیز بگیرد. نابسامانی مالی سال ۲۰۰۷ یک بار دیگر نشان داد جهانی شدن مالی سودها و مضرات فراوانی دارد. جذب جهانی پول ضمن اینکه به شرکت های تانزانیایی، کشاورزان ویتنامی، زنان خوداشتغال بنگلادشی و خانواده های جوان آمریکایی امکان داد که به رویاهایی تحقق بخشند که برای نسل های قبل دست نیافتنی می نمود اما در عین حال آنها را در برابر نیروهای نامرئی آسیب پذیر ساخت که ماهیت شان برای ایشان قابل درک نبود و عملکرد این نیروها نیز خارج از کنترل آنها بود.
در این شرایط بانک های مرکزی باید به سرعت وارد عمل می شدند تا از گسترش شوک به دیگر نقاط دنیا جلوگیری کنند. این سناریو بر یک نکته با اهمیت دیگر نیز انگشت گذاشت؛ در جهانی که از بازارهای مالی به هم پیوسته تشکیل شده ضعف سیستمیک در یک کشور به سرعت به دیگر بازارها منتقل می شود لذا پیش بینی ترتیبات نظارتی و قانونی برای این سیستم یک وظیفه بین المللی محسوب می شود.
البته جامعه بین المللی باید با چالش های گسترده تر غیر از مسائل مالی نیز دست و پنجه نرم کند. با حذف موانع موجود از سر راه تجارت بین المللی ضمن اینکه فرصت های نوینی برای اشتغال ایجاد می شود درعین حال مسائل دیگری نیز در زمینه استاندارد کار و مسائل اجتماعی مطرح می شود. نابودی جنگل های استوایی از جمله چالش های دیگری است که خسارات زیست محیطی گسترده ای بر جهان وارد کرده است. هراس آورتر تهدیدهای بهداشتی است که هیچ حد و مرزی نمی شناسد. ایدز، سل، آنفلوآنزا و برخی بیماری های عفونی به سرعت در جهان منتشر می شوند. مدیریت هر یک از این چالش ها، مهارت و تخصص ویژه ای می طلبد که خود مهم ترین و دشوارترین چالش در جهان امروز محسوب می شود.
● مدیریت جهانی به چه معناست
شکل ایده ال برای مدیریت جهانی فرآیند مبتنی بر همکاری جمعی است که با مشارکت دولت های ملی، آژانس های چندجانبه و جامعه مدنی به اجرا درآید و در جهت اهداف مشترک مورد قبول همه حرکت کند. این رهبری باید بتواند جهت گیری استراتژیک جامعه جهانی را مشخص کرده و نیروی جمعی را برای برخورد با چالش های جهانی بسیج کند. برای اینکه این رهبری بتواند به اهداف فوق نایل شود باید جامع نگر و پویا بوده و مرز میان منافع ملی و بخشی را به درستی بشناسد و رعایت کند. رهبری جهانی باید از اهرم «قدرت نرم» استفاده کرده و حتی الامکان به «قدرت سخت» روی نیاورد. لذا دموکراتیسم ویژگی اصلی رهبری آینده جهان خواهد بود که با روش های آمرانه، بوروکراتیک و فرقه گرایانه به شدت بیگانه است.
البته هیچ یک از این مفاهیم در ادبیات سیاسی بین المللی تازگی ندارد. پس از پایان جنگ جهانی اول رهبران کشورهای پیروز در جنگ در سال ۱۹۱۹ در پاریس گردهم آمدند و پس از شش ماه مذاکره دشوار به ترسیم مجدد مرزهای سیاسی جهان و ایجاد یک سازمان دائمی (جامعه ملل) برای بررسی مسائل و معضلات آینده جهان نائل آمدند. اگرچه بیش از ۳۰ کشور جهان در کنفرانس صلح پاریس شرکت داشتند اما اهرم هدایت این کنفرانس در دست چهار قدرت پیروزمند جنگ (فرانسه، ایتالیا، انگلیس و آمریکا) بود.
ربع قرن بعد، جنگ جهانی دوم به پایان رسید. مجدداً هیات های نمایندگی کشورهای متفق گردهم آمدند تا نهادی جدید را جایگزین نهاد شکست خورده جامعه ملل کنند. وظیفه اصلی این نهاد جلوگیری از بروز فاجعه اقتصادی در دوران پس از جنگ بود. در تمامی این فرآیندها آمریکا نقش اصلی را ایفا می کرد. اجلاسیه های برتون وودز، نیوهمپشایر، دمبارتن اوکس، واشنگتن دی سی، سان فرانسیسکو همگی تحت رهبری آمریکا برگزار شد و حاصل آن ایجاد آژانس های چندجانبه برای هدایت روابط اقتصادی و سیاسی جهان پس از جنگ بود. سازمان ملل متحد و آژانس های تخصصی آن، نهادهای برتون وودز (بانک جهانی، صندوق بین المللی پول، قرارداد عمومی تعرفه و تجارت - گات-) از مهم ترین این نهادها بودند. این مدل از مدیریت جهانی که در آن معدودی از قدرت های بزرگ در راس هرم اقتصاد و سیاست جهان قرار گرفته و بقیه کشورها را بدون داشتن حق نظر و رای به مشارکت در امور جهانی دعوت می کنند ویژگی اصلی سیستم رهبری جهان در دوران پس از جنگ است.
● سیستم کهنه
این مدل از رهبری جهانی برای بخش اعظم سال های قرن بیستم مدل منطقی و کارآمد محسوب می شد. در آغاز این قرن لندن مرکز تجارت و سرمایه بین المللی بود. در نیمه قرن بیستم این مرکز به دو سوی آتلانتیک منتقل شد و با محوریت آمریکا - اروپا همچنان رهبری جهان را در دست گرفت اما در پایان قرن گذشته قدرت های پیرامونی به تدریج جای پای خود را در نظام مدیریتی جهان محکم کردند. قدرت های جدید منطقه ای حتی جهانی سر برآوردند و این نظم کهنه را به چالش کشیدند.
پنج عضو دائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد که از حق وتو برخوردارند مجازات هایی را علیه نقض کنندگان قطعنامه های شورا وضع کرده و حتی نیروهای چندملیتی را برای برقراری صلح به نقاط آشوب زده دنیا گسیل کردند.
اما در شش دهه ای که از عمر شورای امنیت می گذرد شرایط عضویت در این شورا هیچ تغییری نکرد. اگرچه دیگر آژانس های سازمان ملل اصلاحاتی را در جهت تامین مشارکت بیشتر کشورها در امور جهانی انجام داده اند اما این اصلاحات هنوز کافی نیست. به عنوان مثال صندوق بین المللی را در نظر بگیرید. در سال ۱۹۴۶ آمریکا و انگلیس روی هم حدود ۵۰ درصد از حق رای هیات مدیره صندوق را در اختیار داشتند. امروزه حداقل هشت دپارتمان مستقل در صندوق وجود دارد که توسط ۳۵ کشور جهان اداره می شود. اگرچه هنوز آمریکا در زمینه تصمیمات عمده مالی صندوق از حق وتو برخوردار است اما هر ائتلاف دیگری نیز که بتواند حداقل ۱۵ درصد آرا را به خود اختصاص دهد از این حق برخوردار می شود. معهذا تغییراتی که در توزیع آرا و نفوذ کشورها صورت گرفته هنوز بسیار کمتر از تغییراتی است که اقتصاد جهانی از سر گذرانده و می گذراند.
مساله دیگر این است که سیستم بین المللی اکنون بسیار تقسیم شده و تخصصی شده است. سازمان تجارت جهانی (WTO) مانند «گات» مسائل تجاری جهان را زیرنظر دارد، همانطور که سازمان بهداشت جهانی(WHO) نیز به مسائل بهداشتی جهان می پردازد. وظیفه شورای امنیت نیز پرداختن به مسائلی است که صلح و امنیت جهانی را به خطر می اندازد. بانک جهانی و بانک های توسعه منطقه ای، منابع لازم را برای توسعه اقتصادی در اختیار کشورهای نیازمند قرار می دهند. صندوق بین المللی پول نیز سیستم پولی و مالی جهان را تحت نظارت دقیق خود قرار می دهد. با وجود مشورت های ادواری که هر از گاهی میان این نهادها صورت می گیرد، هر یک از آنها در نهایت مستقل عمل می کند.
خلاصه اینکه آنچه امروز ما در جهان شاهد آن هستیم، تعدد بازیگران مستقلی است که هر یک اهداف و اولویت های خاص خویش را دنبال می کنند. هر یک از این بازیگران از تخصص، زبان فنی و فرهنگ سازمانی خویش تبعیت کرده و به شدت وابسته به نیروی بازار، رقابت و افکار عمومی است. در چنین شرایطی نهادها درو ن گرا شده و توجه خود را قبل از هر چیز به عملکرد خویش متمرکز کرده و همکاری با دیگران را برای نیل به اهداف مشترک در مراحل بعدی اولویت قرار می دهند. هر چه ساختارها و فرآیندهای مدیریتی در نهادهای ضعیف تر باشد این گرایش درون گرایانه، قوی تر و پررنگ تر می شود.
برخورد با معضلات و چالش های قرن بیست و یکم (تغییرات و دموگرافیک، فقر، انرژی های آلاینده محیط زیست، تغییرات آب و هوایی، خطرات بهداشتی و...) مستلزم هماهنگی بیشتر در سیستم مدیریت جهانی است. هرگونه موفقیت در سطح ملی و محلی، بر زندگی و رفاه مردم سراسر جهان تاثیر می گذارد و بالعکس.
هیچ تخصص فنی خاص به خودی خود نمی تواند موثر واقع شود مگر آنکه در چارچوب یک نگرش جهانی مورد استفاده قرار گیرد.
خلاء ناشی از فقدان این سیستم جامع نگر و یکپارچه موجب شده است که گروه کوچکی از کشورهای قدرتمند جهان به خود اجازه دهند مسائل اقتصادی و سیاسی دنیا را به نمایندگی از طرف همه کشورها، حل و فصل کنند. نخستین گام در این جهت در سال ۱۹۶۲ با تشکیل «گروه ۱۰» برداشته شد که کشورهای عمده صنعتی دنیا را شامل شد. زیرگروهی از داخل این گروه در دهه ۱۹۷۰ پدیدار شد که «گروه ۵» نام گرفت. این گروه در دهه ۱۹۸۰ به «گروه ۷» و در دهه ۱۹۹۰ به «گروه ۸» گسترش پیدا کرد. کشورهای در حال توسعه نیز در برابر این گروه بندی از خود عکس العمل نشان داده و در سال ۱۹۶۴ «گروه ۷۷» را تشکیل دادند که زیرگروهی تحت عنوان «گروه ۲۴» در سال ۱۹۷۱ از دل آن بیرون آمد. در سال ۱۹۹۹ «گروه ۸» با دعوت از چند اقتصاد نوظهور جهان به «گروه ۲۰» تبدیل شد.
بخش اعظم این گروه بندی ها هنوز وجود دارند و به طور منظم گردهم می آیند. به علاوه گروه بی شماری از سازمان های غیردولتی نیز قدم به صحنه مدیریت جهانی گذاشته و مسائل مربوط به جامعه مدنی، تجارت، کار، محیط زیست، مذهب، مسائل مالی و دموکراسی و شفافیت را با جدیت دنبال می کنند. اغلب این سازمان ها مدافع منافع اقشار خاصی از جوامع هستند لذا هیچ یک از این منافع عام جهانی را تعقیب و دنبال نمی کند.
● تشدید معضلات
نارسایی های موجود در مدیریت جهانی اگر برطرف نشود در سال های آینده عمیق تر شده و تمامی دستاوردهای ناشی از جهانی شدن را بر باد خواهد داد. «هارولد جیمز» مورخ معروف می گوید: تاریخ جهان مالامال از صفحاتی است که در آن سرمایه گذاری و تجارت جهانی گسترش چشمگیر یافته و به توسعه اقتصادی منجر شده است. اکنون نیز اگر هواداران و مخالفان جهانی شدن در یک بحث آزاد رودرروی یکدیگر قرار بگیرند، بدون تردید به این نتیجه خواهند رسید که فرآیند جهانی شدن در مجموع به نفع رشد و توسعه اقتصادی جهان است اما نقاط ضعف جدی این فرآیند را نیز نباید نادیده گرفت. به عنوان مثال پدیده رشد جمعیت، رشد مصرف انرژی و مخاطرات بهداشتی در جهان امروز از جمله تبعات روند جهانی شدن است.
● تغییرات دموگرافیک
نسل فعلی شاهد تغییرات و چالش های سهمگینی خواهد بود. یکی از مهم ترین این چالش ها به مساله افزایش جمعیت مربوط می شود. جمعیت شناسان سازمان ملل متحد پیش بینی می کنند جمعیت جهان از شش میلیارد نفر در سال ۲۰۰۰ به ۹ میلیارد نفر در سال ۲۰۵۰ برسد. بحث اصلی که اکنون پیرامون مسائل جمعیتی جریان دارد حول محورهایی چون سالمندی جمعیت و تاثیر آن بر سیستم مالیاتی و سیستم های بهداشتی و تامین اجتماعی دور می زند.
مهم ترین مساله در رابطه با افزایش جمعیت، تاثیری است که این پدیده بر توسعه اقتصادی باقی می گذارد. تمامی سه میلیارد نفر جمعیت اضافی جهان در سال ۲۰۵۰، ساکن ممالک در حال توسعه خواهند بود. این در حالی است که امروزه اکثریت جمعیت این ممالک در فقر به سر می برند به همین دلیل است که نخستین هدف از اهداف توسعه هزاره، کاهش نرخ فقر مطلق به نصف تا سال ۲۰۱۵ تعیین شده است. دستیابی به این هدف مستلزم رهبری کارآمد جهانی و همکاری صمیمانه میان کشورهای فقیر و غنی است. نقش نهادهای چندجانبه، بخش خصوصی و جامعه مدنی را نیز نباید در این رابطه نادیده گرفت.
این واقعیت های دموگرافیک به قطب بندی شدید جهان حول مزایا و مضرات جهان شدن انجامیده است. برندگان و بازندگان این روند اکنون در مقابل یکدیگر صف آرایی کرده اند. تردیدهایی که درباره چهره انسانی جهانی شدن ابراز می شود و اینکه این روند تا چه حد به کاهش فقر در دنیا منجر می شود، کلیت فرآیند جهانی شدن را زیر سوال برده است.
انرژی: یک چالش مهم دیگر در جهان امروز به مساله انرژی مربوط می شود. در حال حاضر حدود دو میلیارد نفر از جمعیت جهان از نعمت برق محرومند که تا سال ۲۰۵۰، حدود سه میلیارد نفر دیگر به آنها اضافه می شود که با ثابت ماندن دیگر شرایط حدود پنج میلیارد نفر به مصرف کنندگان فعلی برق افزوده خواهد شد. تامین این مقدار انرژی تلاش سهمگین را می طلبد که بدون یک مدیریت کارآمد جهانی دست یافتنی نیست. مسائل جنبی بخشی انرژی از قبیل مدرنیزاسیون حمل ونقل و کاهش آلودگی های زیست محیطی را نیز باید به معضلات فوق اضافه کرد. سرمایه گذاری در منابع جدید انرژی و توزیع صحیح آن بسیار هنگفت است که باید هزینه مدرنیزاسیون ظرفیت های موجود و پاکسازی انرژی های در دسترس را نیز به آن افزود. این سرمایه هنگفت بدون مشارکت همگانی جامعه جهانی قابل تامین نیست.
بهداشت: رویکردهای فعلی در بهداشت جهان واقعاً نگران کننده است. اینکه بشر دوستان و صندوق های خیریه، منابعی را به مبارزه با بیماری های واگیر اختصاص می دهند، جای تقدیر فراوان دارد اما هیچ گونه کنترل و نظارتی بر این منابع اعمال نمی شود. این خطر نیز وجود دارد که تلاش بشردوستان، به جای امحای بیماری ها و علل بروز آنها به تغییر شکل آنها منجر شود.
سازمان بهداشت جهانی که متولی اصلی بهداشت دنیاست از کمبود بودجه و تجهیزات رنج می برد. بانک جهانی بخشی از این کمبود را جبران می کند اما اعتباراتی که این نهاد به مسائل بهداشتی اختصاص می دهد به طور مستقل و بدون هماهنگی با سازمان بهداشت جهانی واگذار می شود بنابراین اتخاذ یک راهبرد نهادین میان بخشی که با هماهنگی کامل در سطح وزارتی همراه باشد، کاملاً احساس می شود.
● چه باید کرد
تقویت مدیریت تعاملات جهانی مستلزم تلاش در سه جبهه است؛ عقلایی کردن مناسبات میان کشورها، مدرنیزه کردن نهادهای چندجانبه موجود و ایجاد یک نهاد نظارتی جامع.
دیگر نمی توان گفت نهادهای نظارتی موجود برای قرن بیست و یکم کفایت می کنند. ارگان های وزارتی چون کمیته توسعه، کمیته مسائل مالی و پولی بین المللی، شورای سازمان همکاری های اقتصادی و توسعه و مجمع جهانی بهداشت نقشی مهم در چارچوب سازمان های متبوع خود ایفا می کنند اما هیچ یک از این ارگان ها، منافع عام جهانی را بر منافع خاص و محدود نهاد متبوع خویش ترجیح نمی دهند. در حال حاضر هیچ سازمان، ارگان یا نهاد چندجانبه وجود ندارد که بتوان عنوان «رهبر جهان» را به آن اطلاق کرد.
اخیراً روی ضرورت اصلاح نهادهای بین المللی به منظور کارآمد ساختن و مشروعیت بخشیدن به آنها بسیار تاکید می شود حتی اگر این وعده ها نیز تحقق پیدا کنند باز هم باید برای یکپارچه کردن منافع بخشی نهادهای مختلف بین المللی در یک چارچوب جهانی به منظور مقابله با چالش های مشترک تدبیری اندیشید. در این رابطه اتخاذ یک مکانیسم جدید مدیریتی برای سیستم جهانی ضروری است اما طراحی چنین مکانیسمی چندان آسان نیست و با مناقشات فراوان همراه است. در اینجا فقط می توان به محورهای عمده این مکانیسم اشاره کرد.
اول و مهم تر از همه، اصلاح فرآیند گردهم آمدن رهبران سیاسی کشورها برای بحث درباره مسائل مشترک است. مسوولیت شکل دهی به سیستم جهانی باید هرچه بیشتر بر عهده دولت های ملی قرار گیرد زیرا نهادهای بین المللی با هویت مستقلی که دارند نمی توانند ایفاگر این نقش باشند. از این گذشته نهادهای مزبور خود تحت هدایت مستقیم مقامات ملی اعم از وزرای دارایی، انرژی، بهداشت و... قرار دارند لذا تا زمانی که تعامل میان مقامات ملی، انعکاسی از واقعیات دنیای همگرای کنونی نباشد و چالش های این جهان را در عرصه های اقتصاد، بهداشت، فقر، انرژی و امنیت مدنظر قرار ندهد، نمی توان به اصلاحات در نهادهای موجود امید بست.
● تنها گروه قدرتمند در جهان امروز
- گروه ۸ - منحصراً از کشورهای ثروتمند صنعتی تشکیل شده است که عمدتاً از آتلانتیک شمالی هستند. این یک «نقص دموکراتیک» برای گروه مزبور و جهان به شمار می رود. برای اینکه این گروه بتواند نقش رهبری جهان را برعهده بگیرد باید کشورهای دیگری را از مناطق و فرهنگ های مختلف به داخل خود بپذیرد.
دوم، به روز کردن سیستم نهادهای چندجانبه است که برخی از آنها مانند صندوق بین المللی پول از تخصص و راندمان بالا برخوردارند اما فاقد صلاحیت سیاسی هستند و برخی دیگر نیز مانند سازمان ملل متحد، برعکس دارای صلاحیت سیاسی اما فاقد کارایی کافی هستند. طی چند سال اخیر صندوق بین المللی پول یک سلسله اصلاحات را از سرگذرانده است. اگر برنامه اصلاحی تنظیم شده برای این نهاد به طور کامل اجرا شود مساله فقدان صلاحیت سیاسی برای سازمان مزبور کاملاً حل می شود. محور این اصلاحات را تاکید بر مناطقی از جهان تشکیل می دهد که به سرعت در راه رشد اقتصادی گام برمی دارند. تلاش شده است از نقش مسلط کشورهای قدیمی در این سازمان به نفع اقتصادهای نوظهور کاسته شود.
به همین ترتیب سازمان ملل متحد نیز از سال ۲۰۰۴ تلاش برای اصلاح ساختار ناسالم خود را آغاز کرده است. افزایش تعداد اعضای شورای امنیت، اصلاحات گسترده در زمینه مدیریت داخلی و منسجم تر کردن ساختار سیستم ملل متحد، از جمله پیشنهادات و طرح هایی است که در این زمینه مطرح است.
سوم، اتخاذ مکانیسمی برای مرتبط ساختن نهادهای بین المللی با چالش های عام جهانی است. وظیفه ایجاد این مکانیسم برعهده کمیته ای متشکل از روسای دولت هاست. تصویب اهداف توسعه هزاره، مثالی بارز از به کرسی نشستن رویکرد چندبخشی است که بر تلفیق مبارزه با فقر، با اهدافی چون برابری جنسیتی، آموزش همگانی ارتقای سطح بهداشت و حفظ محیط زیست مبتنی است.

ترجمه ف .م .هاشمی
* این مقاله کار مشترک james Boughton معاون صندوق بین المللی پول و رئیس دپارتمان بازنگری در سیاست های این صندوق و colin Bradford از محققان برجسته «انستیتوی بروکینگز» است- م
منبع:
Finance and development

منبع : روزنامه سرمایه

مطالب مرتبط

حامی تجارت آزاد

حامی تجارت آزاد
وقتی او را برای ریاست‌جمهوری برگزیدند بسیاری از سیاست‌مداران او را فردی نالایق می‌دانستند که نمی‌تواند آمریکا را در عرصه جهانی هدایت کند. اما او توانست در سال ۱۹۹۳ به این مهم نائل شود و عنوان چهل و دومین رییس‌جمهور آمریکا را از آن خود کند.
او بیل کلینتون است که در نوزدهم آگوست ۱۹۴۶ به دنیا آمد. پدرش ویلیام جفرسون بلیاس دوم نام دارد و از این رو پسرش هم ویلیام جفرسون بلیاس سوم خوانده می‌شود، اما او را به نام بیل کلینتون می‌شناسیم. مادرش ویرجینیا کسدی است و البته همسر معروف‌تر از خودش هیلاری رودهام کلینتون.
بیل که دموکرات است در دوران تصدی این سمت بار‌ها مورد انتقاد رسانه‌ها و سنای آمریکا قرار گرفت، اما بی‌گمان رسوایی اخلاقی او با مونیکا لوینسکی، منشی دفتر کاخ سفید، جنجالی‌ترین کاری بود که او در دوران ریاست‌جمهوری‌اش کرد.
هیلاری در خاطراتش درباره این موضوع چنین می‌نویسد: «تازه شام خورده بودیم که او آمد و نشست پشت میز. از دستش به قدری عصبانی بودم که می‌خواستم گردنش را بزنم اما حرفی نزدم. فقط پرسیدم حقیقت دارد که او به من خیانت کرده یا نه. او هم خیلی آرام گفت نه. من از دروغی که می‌گفت بیشتر ناراحت شدم اما مجبور بودم تحملش کنم.»
او ابتدا این موضوع را از رسانه‌ها نیز پنهان کرد اما مونیکا دیگر به این بازی ادامه نداد تا رسوایی بیل کامل شود. سنای آمریکا بد جوری با او برخورد کرد البته نه به دلیل رسوایی اخلاقی (که به خود کلینتون مربوط می‌شد) بلکه به دلیل انکار این رابطه و دروغ گفتن. رییس‌جمهور ایالات متحده تا مرز استعفا هم رفت اما در نهایت در سمتش ابقا شد.
کلینتون سیاستمدار نئو دموکراتی است که مجری اصلی فلسفه حکومتی «راه سوم» است؛که واضع آن آنتونی گیدنز بود. دو دوره ریاست‌جمهوری وی از مصداق‌های این فلسفه به حساب می‌آیند. کلینتون رییس‌جمهور دورانی بود که طولانی‌ترین دوره رشد اقتصادی در حال صلح به شمار می‌آمد. در دوره اول ریاست‌جمهوری وی، قانون گذاری‌هاو سیاست‌های اقتصادی متعددی مشاهده شد.
از مهم‌ترین رویداد‌های دوران ریاست‌جمهوری او می‌توان به جنگ کوزوو نیز اشاره کرد. کلینتون در حالی کاخ سفید را‌ترک می‌کرد که مردم توسط نظرسنجی‌ها اخلاق و رفتار وی را زیر سوال برده بودند. هر چند، وی رضایت ۶۵ درصد را به دست آورده بود که بالاترین میزان در بین روسای‌جمهور بعد از جنگ جهانی دوم بود. وی نهاد ویلیام کلینتون را تاسیس کرد تا تبلیغ و پرداختن به مسائل جهانی از جمله رفتار و جلوگیری از بیماری ایدز و گرم شدن زمین را دنبال کند.
او به محض در اختیار گرفتن منصب ریاست‌جمهوری قانونی را امضا کرد که به موجب آن کارفرمایان را مجبور می‌کرد به کارمندان خود برای حاملگی یا وضعیت پزشکی جدی مرخصی بدون حقوق بدهند. در حالی که این اقدام یک اقدام مردم پسند بود وی تلاشش را برای عملی کردن یکی دیگر از قول‌هایی که در تبلیغات انتخاباتی داده بود، آغاز کرد. مورد دیگری که کلینتون به آن پرداخت تجارت آزاد بود. کلینتون از توافقنامه تجارت آزاد آمریکای شمالی (نفتا) حمایت می‌کرد و برای به دست آوردن حمایت‌ جمهوریخواهان و دموکرات‌ها با آنان مذاکره کرد. این توافقنامه مخالفانی در دو اردوگاه‌ جمهوری خواه و دموکرات داشت، اما در نهایت تایید شد. او یک دختر دارد به نام چلسی و همسرش رقیب اوباما بود اما در نهایت در انتخابات درون حزبی مغلوب او شد و کنار رفت.

وبگردی
ویدئو / تشییع پیکر «آقای بازیگر» سینمای ایران
ویدئو / تشییع پیکر «آقای بازیگر» سینمای ایران - پیکر مرحوم عزت‌الله انتظامی بازیگر باسابقۀ سینما و تئاتر ایران صبح یکشنبه (۲۸ مرداد) با حضور جمعی از اهالی فرهنگ و هنر، وزیر ارشاد و علاقه‌مندان سینما و تئاتر، از تالار وحدت تشییع شد. عزت سینمای ایران بامداد جمعه (۲۶ مرداد) در سن ۹۴ سالگی درگذشت.
مراسم تشییع پیکر عزت‌الله انتظامی
مراسم تشییع پیکر عزت‌الله انتظامی - پیکر عزت‌الله انتظامی، بازیگر فقید سینما، تئاتر و تلویزیون، صبح یکشنبه - ۲۸ مرداد - با حضور جمع زیادی از هنرمندان و علاقه‌مندان، از تالار وحدت تشییع و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) تهران به خاک سپرده شد.
عکسی عجیب از  تجمع حوزویان قم
عکسی عجیب از تجمع حوزویان قم - براستی داستان درگذشت آقای هاشمی و استخر چه بوده است؟ چرا از تهدید سیاسی و امنیتی در این تصویر استفاده شده است؟ چه افراد و جریانی پشت این پلاکارد هستند؟
واکنش اشک آلود جمشید مشایخی به درگذشت انتظامی
واکنش اشک آلود جمشید مشایخی به درگذشت انتظامی - اشک های جمشید مشایخی برای عزت الله انتظامی در بیمارستان و واکنشش به درگذشت همبازی و همکار چندین دهه اش
سفیر آلمان تعطیلات خود را در بین عشایر بختیاری گذراند
سفیر آلمان تعطیلات خود را در بین عشایر بختیاری گذراند - میشائل کلور برشتولد، سفیر آلمان در ایران برای گذراندن تعطیلات تابستانی خود با عشایر بختیاری در دره کوهرنگ زاگرس همراه شده است. منبع
تریلی در اهواز چپ کرد، مردم بارش را غارت کردند!
تریلی در اهواز چپ کرد، مردم بارش را غارت کردند! - یک تریلی در اهواز واژگون شد و مردم به جای کمک به راننده مصدوم بار تریلی را بردند
بازگشت گوگوش به ایران و نحوه برخورد با او در فرودگاه
بازگشت گوگوش به ایران و نحوه برخورد با او در فرودگاه - در ویدئوی زیر روایت فائقه آتشین (گوگوش) را از بازگشت به ایران بعد از انقلاب و نحوه برخورد پاسدار فرودگاه و دادستانی با او می شنوید. او این خاطرات را سال ۲۰۰۰ در تورنتوی کانادا روایت کرد.
ماجرای عکس متفاوت وزیر جوان و هشتگ‌های توییتری
ماجرای عکس متفاوت وزیر جوان و هشتگ‌های توییتری - نكته جالب در اين ميان، گستردگي و تنوع واكنش‌ها به پوشش «وزير جوان» بود. تا آن‌جا كه در ميان كاربران بودند گروهي كه اين پوشش را در حد «شق‌القمر» بالا برده و اين تفاوت ظاهري را نشانه‌اي از تفاوتي عميق در نوع نگاه آذري‌جهرمي تحليل كردند و در مقابل، طيفي نيز «وزير جوان» را به‌خاطر تلاش براي آنچه ازسوي اين كاربران نوعي «پوپوليسم» و «عوام‌فريبي» خوانده شد
اظهارات تند احمدی نژاد علیه روحانی و دولت!
اظهارات تند احمدی نژاد علیه روحانی و دولت! - محمود احمدی نژاد با انتشار پیام ویدیویی تندی علیه رئیس جمهور، وی را هم دست رئیس دو قوه دیگر نامید و خواستار کناره گیری حسن روحانی از مقام ریاست جمهوری شد.
فیلم | قرار نبود روحانیت در همه چیز اظهارنظر کند!
فیلم | قرار نبود روحانیت در همه چیز اظهارنظر کند! - فیلم - مدتی قبل حجت الاسلام زائری مهمان خبرآنلاین بود و در کافه خبر به بررسی مسایل فرهنگی و اجتماعی ایران و نقش روحانیت در جامعه پرداخت.
فیلم | چرا مردم مسئولین را مسخره می‌کنند؟
فیلم | چرا مردم مسئولین را مسخره می‌کنند؟ - فیلم - چرا مردم مسئولین را مسخره می‌کنند؟ پاسخ این سوال را در ویدئوی زیر ببینید.
فیلم سانسور شده خوانندگی سحر قریشی در یک برنامه
فیلم سانسور شده خوانندگی سحر قریشی در یک برنامه - سکانس سانسور شده مسابقه «13 شمالی» که در آن سحر قریشی ترانه های مشهور چند تن از خوانندگان را می خواند، ببینید. اولین قسمت این مسابقه در شبکه نمایش خانگی توزیع شده است.
عاشق شدن لیلای سریال پدر،داستانی کاملا واقعی!
عاشق شدن لیلای سریال پدر،داستانی کاملا واقعی! - روایت نازنین پیرکاری،مجری و تهیه کننده تلویزیون از عاشق شدن خود که داستان سریال پدر شد...
یک ژن خوب تازه: جان متاعی است که هر بی سروپایی دارد
یک ژن خوب تازه: جان متاعی است که هر بی سروپایی دارد - مهمترین بخش های سخنان او اینجاست که عنوان می کند: چه کسی در جریان انقلاب بوده؟ اگر یک عده ای جان دادند، یک عده ای هم این وسط پول دادند. او که گویا دستی در شعر هم دارد، سخن عجیب تری از آنچه پیش از این گفته بر زبان جاری می سازد و با به کار بردن این بیت که «جان چه باشد که نثار قدم دوست کنم *** این (جان) متاعی است که هر بی سروپایی دارد» ...
ترامپ حتی به شلیک یک گلوله نیاز ندارد
ترامپ حتی به شلیک یک گلوله نیاز ندارد - برای آمریکا کم هزینه‌ترین استراتژی ادامه وضع موجود است. ترامپ در یک سال گذشته کاری کرد که ۳۰ میلیارد دلار دارایی ایران از کشور خارج شود. این پول به کشور‌هایی مثل ترکیه، گرجستان، ارمنستان، مالزی و ... که از ثبات و امنیت برخوردارند رفت و در این کشور‌ها سرمایه گذاری شد. همین موضوع کمر اقتصاد ایران را می‌شکند. در این یک سال دلار به نزدیک ۱۰ هزار تومان رسیده است. ترامپ حتی به شلیک یک گلوله نیاز ندارد. اگر…
سحر تبر چهره واقعی‌اش را آشکار کرد!
سحر تبر چهره واقعی‌اش را آشکار کرد! - سحر تبر سال گذشته برای اولین بار در رسانه‌های جهان دیده شد. گمانه زنی می‌شد که او برای شباهت پیدا کردن به آنجلینا جولی ۵۰ عمل جراحی داشته است. اما او در نهلایت شبیه شخصیت "عروس مرده" تیم برتون به نظر می‌رسید.
ترجیح می‌دهید کدام‌ زن همکار شوهر شما باشد!
ترجیح می‌دهید کدام‌ زن همکار شوهر شما باشد! - یک بنر تبلیغاتی که ظاهراً با هدف ترویج فرهنگ حجاب طراحی شده، سبب‌ساز واکنش‌های کاربران شبکه اجتماعی توییتر شده است. در این بنر، از رهگذران خواسته شده بین دو گزینه موجود، زنی چادری و زنی مانتویی، انتخاب کنند ترجیح می‌دهند کدام‌یک همکار همسرشان باشد!