یکشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۷ / Sunday, 21 October, 2018

دنیا از خنده ی زیاد نخواهد مرد»


دنیا از خنده ی زیاد نخواهد مرد»
کمال مرادی متولد ۲۸/۸/۱۳۶۶ شهرکرد.- جوانی پرکارو موفق.- کمال هم اکنون دانشجویی زبان و ادبیات انگلیسی است .او فعالیت هنری خود را از سال ۱۳۸۰در زمینه شعر و نقد ادبی آغازکرده و برای نشریاتی چون "دال"،"نافه"،"گوهران"و... قلم زده است. از مرادی چند کتاب شعر ،ترجمه ونقد ادبی آماده چاپ است .ازکمال خواستیم بر فیلم دلداده نقدی بزند.او ابتدا نپذیرفت .اما بعد گفت که در فضایی نقد امروز حتی دلداده هم باید فرصت نقد شدن را پیدا کند .
● کمدی
انسان به عنوان حیوان متفکر عامل اساسی به وجود آوردن خنده است. برگسون در رساله ی جالبش در مورد خنده می گوید: « انسان موجودی خنده آور است » و نتیجه می گیرد که در هیچ موردی تا پای انسان در میان نباشد امکان خنده نیست.
کمدی زمانی بوجود آمد که نوعی تفکر انسانی – زمینی به جهان , جایگزین رابطه ی جادویی بشر با محیط پیرامونش شد. بشر در آغاز به سبب عدم تسلط و آگاهی بر پدیده ها و دگرگونی های جهان , حتی علل و انگیزه های تحولات طبیعی را به نیروهای ماوراء طبیعه وابسته می دانست و در این مورد کمتر نقشی را برای خود و موجوداتی که در این وادی می زیستند قائل می شد. این شیوه ی نگرش تا حدودی در تراژدی های یونان باستان که در آنها اراده ی خدایان و تقدیر و سرنوشت بر علل واقعی حوادث می چربد , مشهود است. زمانی که افکار انسان ها , به تدریج به سمت اخلاقیات , روابط و رفتار های انسانی متمایل شد , موقعیتی فراهم شد تا بشر از دیدگاه خود به این قضایا بیندیشد و نتیجه بگیرد. انسان ها حتی به خود اجازه دادند تا رفتار و کردار خدایان و اسطوره ها ی آسمانی را نیز با دید تمسخر و انتقاد بنگرند. نمایش « ساتیر » دربرگیرنده ی این نوع نگاه مقتدرانه انسان ها به اساطیر و خدایان است. در کتاب تاریخ تئاتر می خوانیم:
« ساتیر به نوعی تقلید مسخره آمیزی بود از اسطوره که دهن کجی نسبت به خدایان یا قهرمانان و ماجراهای آنان و نیز حرکات ناهنجار و رقص های پر هیجان و اطوار و لهجه های بی وقار همراه شد. »
ظهور کمدی بنا بر آنچه ارسطو می گوید از نمایش بدیهه سازی های سرخوان آوازهای آیینی فالیک (آوازهای فالیک متشکل از اشعار فالیک , اشعار مربوط به نیایش های باروری و شاد خوانی های دیونیزوسی بود که همراه با حرکت های دسته جمعی مربوط به پرستش فالوس و شوخی های هرزه و هجو های فی البداهه عرضه می شد ) سرچشمه گرفته است ، با این نگرش انسانی و زمینی همراه شد و هر چه ارتباطات و رفتارهای اجتماعی مردم در تفکر و آثار اندیشمندان یونان باستان بیشتر شکل گرفت , هنر کمدی نیز رشد سریع تری یافت. از سوی دیگر آزادی و دموکراسی مساعدترین شرایط را برای رشد هنر کمدی , از راه تحمل گزنده ترین شکل تمسخر بوجود آورد.
کمدی با بهره گیری از خاصیت اجتماعی پدیده « خنده» به سرعت اقشار مختلف جامعه عوام را به هم پیوند زد و وسیله ای شد تا به کمک آن طبقات فرو دست جامعه , با هجو روابط , اندیشه ها و رفتارهای بزرگان و اشراف زادگان و حتی اندیشمندان آن روزگار , خود را در حالت برتری احساس کنند. به این ترتیب کمدی نزد اقشار فرودست جامعه که به دلیل فشار های اجتماعی بیشتر به داروی تسکین دهنده ی خنده و استهزاء نیاز داشتند , مقبول تر افتاد و در عین حال آینه ای شد تا تماشاگران در آن , خلق و خوی انتقاد برانگیز شخصیت های نمایش را, انعکاسی از نکات ضعف خود ببینند.
● گذاری بر سینمای کمدی
فیلم کمدی جزء اولین گونه های سینمایی بود که شکل گرفت و به خوبی تداوم پیدا کرد. در واقع فیلم سازان اولیه بعد از اینکه در تجربه های اولیه شان , فیلم های مستند و واقعی از زندگی مردم ارائه دادند در تجربه های بعدی به سراغ خنداندن مردم رفتند . زیرا از طرفی نمایش های خنده دار بین مردم بسیار پرطرفدار بود و ار طرفی از آنجا که آنها به سراغ بازیگران تئاتر می رفتند و از آنجا که بعضی از آنها از فیزیک مناسبی بر خوردار نبودند , به سمت اجراهای کمدی کشانده شدند. بدین ترتیب فیلم های کمدی اولیه بر اساس بازیگرانشان شکل می گرفتند که عمدتا مرد بودند. ماکس لندر را اولین کمدین بزرگ سینما می دانند. می توان از سینمای صامت مک سنت و چارلی چاپلین نیز یاد کرد . کم کم قهرمانان زن کمدی نیز افزوده شد و خط داستانی فیلم ها را به سوی فیلم های عاشقانه ی کمدی کشاند. و پانتومیم به یک جزء سینمای کمدی تبدیل گشت.
با ورود صدا به سینما , سینمای کمدی دستخوش دگرگونی اساسی شد. کماکان شوخی تصویری وجود داشت , اما شوخی های کلامی بعد تازه ای به سینمای کمدی بخشیده بود. در این میان می توان از الیور هاردی و استن لورل و برادران مارکس نام برد.
در دهه ی ۱۹۳۰ نوع دیگری از کمدی مطرح شد . این کمدی به آثار تئاتری شباهت داشت , رئالیستی بود , به مسائل روز اجتماعی می پرداخت , ساختار نمایشی داشت و هوشمندانه بود. این کمدی ها به دیالوگ دهای طنز آمیز تکیه ی زیادی می کردند و از طرفی مورد علاقه ی تماشاگران هوشمندی بودند که به تازگی به سینما روی آورده بودند. از این جمله می توان به « دردسر در بهشت » ساخته ی ارنست لوبیچ ۱۹۳۲, « در یک شب اتفاق افتاد» فرانک کاپرا ۱۹۳۴ یاد کرد.
در دهه ۱۹۴۰ و به ویژه ،در سال های اوج جنگ جهانی دوم و سال های جنگ سرد ،دیگر جایی زیادی برای کمدی و شوخ طبعی وجود نداشت ،در اوخر دهه ۱۹۵۰ و در اوایل دهه ۱۹۶۰ چند فیلم کمدی ساخته شدند ولی آشکارا و بسیار سطحی بودند .در این دوران بیلی وایلدر دو فیلم با مایه های کمیک ساخت که جزء فیلمهای درخشان کمدی سینما هستند .بعضی ها داغش را دوست دارند (۱۹۵۹)و آپارتمان (۱۹۶۰)به این ترتیب سینمای کمدی که شروعی قدرتمند و دوران اوج نسبتاً قدرتمندی را پشت سر گذاشت اما در ادامه رکود چشمگیری داشت ،زیرا از طرفی تماشاگران روی خوشی به کمدی های سبک نشان نمی دادند و خواهان عمق و ظرافت بیشتری در فیلم های کمدی بودند. و از طرف دیگر ستاره های بزرگی در عرصه ی کمدی مانند سابق ظهور نکردند . همه ی این عوامل باعث شد که رویکرد جدیدی را در عرصه ی کمدی شاهد باشیم. این که فیلم های این ژانر , بیش از انکخ خنده آور باشند , تلخ و درد آور بودند. این کمدی را اصطلاحا کمدی سیاه می نامیدند. می توان به فیلم های خوش بینانه ی مل بروکس , کمدی های هجو گونه ی استنلی کوبریک و مایک نیکونر و فیلم های ظریف و حساس وودی آلن که موفق به خلق یک نوع کمدی خاص شد که آمیزه ای بود از هجو , فارس , و شوخی های کلامی و بهره مند از اندیشه ای خاص که نظام اجتماعی و سیاسی را زیر سوال می برد.
● اشاره ای به مخاطب دلداده – سینمای دل آزار
در حال حاضر بخش عمده ی تولیدات سینمای ایران کمدی هستند و اگر روند رو به رشد این ژانر ادامه یابد سالن های سینما به سیرک و جگ های شادی تبدیل می شود , که مردم فقط برای خنده و شاد شدن روحیه به آنها می روند.
فیلم های کمدی باید واقعا کمدی باشند و این شرایط خاصی را می طلبد. در صورتی که متوجه می شویم اکثر فیلم های کمدی تنها قصد دارند با دلقک بازی , لودگی , استفاده از کلیشه های فرسوده و فضای طنزهای شبانه , .... مردم را بخندانند. در حالی که در فیلم ها و تئاتر های کمدی می توان مسائلی را مطرح نمود که روی بیننده تاثیر فراوان بگذارد در عین اینکه او را شاد هم بکند. ولی در سینمای ایران بجز معدودی از کارها که از سطح کیفی خوبی برخوردارند. چون« اجاره نشین ها »ی مهرجویی که یک کمدی موقعیت است و می توان نمادها و رفتار های تماما ایرانی را در این کار یافت. یا« دایره زنگی» که نمونه ی خوبی از یک فیلم شهری است همراه با طنز تلخ اجتماعی , نگاه به معضل ماهواره و این رویکرد که خانواده ی ایرانی هنوز نتوانسته ما بین ارزش های مذهبی- سنتی خود و عوامل غیر قابل کنترل دنیای مدرن , تعادل و تعاملی برقرار کند. و- معدودی دیگر – خبری از مطرح کردن چنین مسائلی نیست.
کارگردان فیلم دلداده نشان داد که چگونه رگ خواب بیننده ی عام سینمای ایران را می شناسد , و برای بهره برداری از آن حاضر است سینما را هم مسخره بگیرد و قربانی کند . او هم مثل خیلی از ناکارگردانان این زمانه چشم اش به گیشه و فروش های چند صد میلیونی ست.
در فیلم دلدلداه حتی یک شوخی کلامی یا فیزیکی خوب در آن پیدا نمی شود و به سبک نازل ترین فیلم های کمدی از تکراری ترین شوخی ها استفاده می کند , که هیچ انتقادی هم دیده نمی شود و فیلم نامه نویس هم هیچ خلاقیتی در این فیلم نامه ندارد. تنها پس از این شوخی های تکراری و لوس و لوده , برای آنکه دست پختش سر و ظاهر بهتری پیدا کند , چاشنی هایی به آن اضافه می کند:
۱) استفاده از بازیگران شبانه به نحوی که در برنامه های شبانه ی تلوزیون حرفه نمایی می کنند. ( جواد رضویان , آن مرد افغانی )
۲) رگه های فیلم فارسی وار با تغییراتی جزئی و در مواردی با همان فرم بازی , استفاده از همان نحو و زبان فیلم های فارسی (آقای قهرمان. که البته قرار است همچون فیلم های قهرمان محور فیلم های فارسی, قهرمان فیلم دلداده باشد. )
۳) آوار خواندن کاراکتر ها که کم کم تبدیل به یک بیماری موروثی در سینمای کمدی و جدی ایران شده است.
۴) فضای لوکس , استفاده از آثار پیکاسو و هنرمندان بزرگ جهان برای ادای دین به جامعه ی هنری , استفاده از ماشین های گران قیمت , نشان دادن آن احساس زیبای ایران دوستی , خوراندن آبگوشت به ایرانی های برگشته از فرنگ و بیان عشق و علاقه آنها به آب و خاک وطن و نفرت از فرنگ
۵) روابط علی معلولی بین عاشق و معشوق و نحوی عشقیدن بگونه ایست که بجای اینکه در فضای تیره و غم انگیز تراژدی , تماشاگران تحت تاثیر هیجان , اظطراب و اندوه ناشی از بروز وقایع گوناگون نمایش , نفس در سینه حبس کنند , نفس را از سینه رها کرده اند و در سالن های نمایش به اجرای سوت و جیغ می پردازند.
البته این افت کیفیت در آثار کمدی باعث افت سطح سلیقه ی مردم نیز شده است به گونه ای که هم اکنون فیلم هایی که حتی از استاندارد طنز های تلوزیونی نیز پایین تر هستند با استقبال شدید مردم مواجهه می شوند. ( چه در شمال و جنوب تهران و چه در شهرستان ها )
هم: از بدبختی هیچ چیز خنده دار تر نیست.
آخر بازی / ساموئل بکت.

کمال مرادی
امین بسیم
منابع:
۱- اسکار .گ. براکت , تاریخ تئاتر , ترجمه ی هوشنگ آزادی ور
۲- ویل دورانت , تاریخ تمدن , ج۲ , یونان باستان.
۳- فرهاد ناظر زاده کرمانی , تئاتر پیشتاز , تجربه گر و عبث نما
۴- پیرامه توشار , تئاتر و اظطراب بشر , ترجمه افضل وثوقی.
www.artshahrekord.ir

مطالب مرتبط

سینمای کمدی و کمدین‌های بزرگ سینما

سینمای کمدی و کمدین‌های بزرگ سینما
تعریف ساده و بنیادین کمدی در تئاتر و سینما این است: «کمدی اثری است که در بیننده شادی و نشاط ایجاد کند و به خوبی و خوشی نیز به پایان برسد». اما غنای یک اثر کمدی به مفهومی بستگی دارد که به‌ واسطه‌ی آن تماشاگر به خنده افتاده است. انواع مختلفی کمدی وجود دارد که هر یک به شیوه‌یی در بیننده شادی و خنده ایجاد می‌کنند؛ برای مثال در کمدی‌های تلخ و سیاه خنده از رخ دادن ماجرایی جدی ایجاد می‌شود که حتی گاه پایان تلخی هم دارد، ولی عامل مشترک در همه‌ی انواع کمدی وجود رگه‌های مضحک در رفتار و عملکرد انسان‌هاست و هم‌چنین کوشش در جهت خنداندن تماشاگر به واسطه‌ی خطاها و ناکامی‌های آدم‌هایی کندذهن‌تر از خود آنان و یا باهوش‌تر از خودشان. در حالت اول تماشاگر خود را برتر از قهرمان کمدی می‌پندارد و به این حس برتری دامن می‌زند و در حالت دوم که قهرمان از او برتر است جهان را از چشم وی می‌بیند.
● تاریخچه‌ی سینمای کمدی
فیلم کمدی جزء نخستین گونه‌های سینمایی بود که شکل گرفت و به ‌خوبی تداوم پیدا کرد؛ در حقیقت فیلمسازان اولیه‌ی سینما پس از آن‌که فیلم‌های مستند و واقعی از زندگی مردم ارایه دادند در تجربیات بعدیِ خود به ‌سراغ خنداندن آنان رفتند، چرا که از طرفی نمایش‌های خنده‌‌آور در میان مردم بسیار پرطرفدار بود و از طرف دیگر از آن‌جا که فیلمسازان از بازیگران تئاتر در فیلم‌هایشان استفاده می‌کردند کمدین‌ها و شخصیت‌های خنده‌‌آور در بین آنان‌ زیاد بود.
بسیاری از آنان‌ از فیزیک مناسبی برخوردار نبودند برای مثال خیلی چاق بودند یا خیلی کوتاه و یا ... و همین ویژگی‌ها بود که آنان را به سمت اجرای نمایش‌های کمدی و بعدها فیلم‌های کمدی کشاند؛ در واقع این شخصیت‌ها، کمدین‌های روی صحنه بودند و حال می‌خواستند کمدین‌های عرصه‌ی سینما باشند. به این ترتیب فیلم‌های کمدی اولیه بر اساس بازیگرانشان شکل می‌گرفتند و آ‌نان‌ بودند که به فیلم‌ها هویت می‌بخشیدند. این‌ که بازیگرانی فقط در کار کمدی بوده و نام مشخصی دارند که در تمام فیلم‌هایشان آن را حفظ می‌کنند و در واقع فیلم‌های آنان بیش از آن‌که نام خود را داشته باشند به‌ واسطه‌ی نام کمدینشان شناخته‌شده هستند، روشی است که فیلم‌های کمدیِ بسیاری بر اساس آن ساخته شده‌اند.
بسیاری «ماکس لندرِ» فرانسوی را اولین کمدین بزرگ تاریخ سینما می‌دانند. لندر کار خود را از کمپانی «پاته» آغاز کرد. پاته مهم‌ترین کمپانی فیلمسازی در فرانسه و یکی از مهم‌ترین‌ها در جهان تا پیش از جنگ جهانی اول بود.
ماکس لندر در این کمپانی بیش از ۴۰۰ فیلم ساخت که نویسنده، کارگردان و بازیگر همه‌ی آن‌ها خودش بود. او در عمده‌ی این فیلم‌ها شخصیت ظریف مردی شیک‌پوش و خوش‌برخورد را که بسیار بدشانس است بازی می‌کرد و با همین نقش به شهرتی جهانی دست یافت. تأثیر لندر بر کمدی‌های مک ‌سنت و چارلی چاپلین تردیدناپذیر است.
مهم‌ترین پایه‌گذار سینمای کمدی صامت در آمریکا «مک سنت» بود. او که در بسیاری از فیلم‌هایی که «گریفیث» برای کمپانی بیوگراف ساخت بازی کرد، به دقت از وی فیلمسازی را آموخت. مک سنت بعد از مدتی کار برای کمپانی‌های مختلف، سرانجام کمپانی خود به نام «کی‌استون فیلم» را با همکاری چند تن دیگر تأسیس کرد و در فاصله‌ی سال‌های ۱۹۱۳ تا ۱۹۳۵ هزاران فیلم کوتاه و بیش از ۱۰۰ فیلم بلند ساخت. مک سنت موفق شد یک گونه‌ی سینمایی برای خود خلق کند؛ کمدی«اسلپ استیک». این گونه‌ی سینمایی از سیرک، نمایش‌های کمدی، پانتومیم، فیلم‌های تعقیب ‌و گریز کمدین فرانسوی ماکس لندر و ... مایه گرفته بود. او در این نوع کمدی‌ها جهانی پرهرج ‌و مرج را خلق می‌کرد متشکل از پرتاب‌ کیک‌های خامه‌یی و شیرینی، آویزان شدن از پرتگاه‌ها، تعقیب‌ و گریز اتومبیل‌ها، ضرب‌ و شتم‌های پرسر و صدا و ...؛ فضایی که سرشار از تحرک بود و همه چیز در آن به‌ شوخی گرفته می‌شد. این سبک کمدی با ظهور چهره‌های مطرح و نامداری چون «چارلی چاپلین»، «باستر کیتون»، «هری لنگدون» و «هارولد لوید» توسعه یافت. هر یک از این چهره‌ها شخصیتی خاص را از خود به نمایش گذاشتند و سینمای کمدی را بسیار ارتقا دادند و به این ترتیب عصر طلایی کمدی شکل گرفت؛ البته به این جهان آکنده از بی‌نظمی و سردرگمی قهرمان زن کمدی هم افزوده شد و خط داستانی فیلم‌ها را به سوی فیلم‌های عاشقانه‌ی کمدی کشاند، پانتومیم به یک جزء اصلی سینمای کمدی تبدیل گردید و هر کدام از این هنرمندان از مهارت‌های بدنی‌شان برای خلق فضاهای شاد و کمیک سود جستند.
با ورود صدا به سینما، سینمای کمدی دستخوش دگرگونی اساسی شد؛ کماکان شوخی‌های تصویری وجود داشت، ولی شوخی‌های کلامی بُعد تازه‌یی به سینمای کمدی بخشیده بود. برخی کمدین‌ها توانستند خود را با این تحول جدید وفق دهند و برخی نتوانستند؛ در این میان «لورل و هاردی» بسیار موفق بودند، اما شاید موفق‌ترین کمدین‌های این دوران «برادران مارکس» باشند.
برادران مارکس چهار شخصیت بودند به نام‌های «هارپو»، «گروچو»، «زپو» و «چیکو» که فیلم‌های آنان علاوه بر برخورداری از صحنه‌های کمیک ناشی از هرج ‌و مرج و بی‌نظمی، سرشار از دیالوگ‌های احمقانه و بی‌سر و ته و در عین حال بسیار طنزآمیز بود. از جمله فیلم‌های مطرح برادران مارکس می‌توان به «سوپ اردک» (۱۹۳۳) و «شبی در اپرا» (۱۹۳۵) اشاره کرد. در دهه‌ی ۱۹۳۰ نوع دیگری از کمدی نیز مطرح شد. این کمدی‌ها به آثار تئاتری شبیه بود و ساختار نمایشی داشت، رئالیستی بود و به مسایل اجتماعی روز می‌پرداخت، هوشمندانه بود، بر دیالوگ‌های طنزآمیز تکیه‌ی زیادی می‌کرد و مورد علاقه‌ی تماشاگران هوشمندی بود که به‌تازگی به سینما روی آورده بودند. از جمله این کمدی‌ها می‌توان به «دردسر در بهشت» (۱۹۳۲) ساخته‌ی «ارنست لوبیچ»، «در یک شب اتفاق افتاد» (۱۹۳۴) ساخته‌ی «فرانک کاپرا» و «بزرگ کردن بچه» (۱۹۳۸) ساخته‌ی «هاوارد هاکس» اشاره کرد.
در دهه‌ی ۱۹۴۰ و به‌ویژه در سال‌های اوج جنگ جهانی دوم و سال‌های جنگ سرد، دیگر جای زیادی برای شوخ‌طبعی و سینمای کمدی وجود نداشت.
در اواخر دهه‌ی ۱۹۵۰ و اوایل دهه‌ی ۱۹۶۰ چند فیلم کمدی ساخته شدند، ولی آشکارا نازل و بسیار سطحی بودند. در همین دوران «بیلی وایلدر» فیلمساز بزرگ و مطرح آمریکایی، چند فیلم درخشان با مایه‌های کمیک ساخت که از میان آن‌ها دو فیلم «بعضی‌ها داغشو دوست دارن» (۱۹۵۹) و «آپارتمان» (۱۹۶۰) جزء بهترین فیلم‌های کمدی تاریخ سینما هستند؛ هر دو فیلم وایلدر، از نوع خاص طنزپردازی او بهره‌مندند و آکنده از شوخی‌های کلامی درخشان. دهه‌‌ی ۵۰ هم‌چنین شاهد ظهور «جری لوییس» بود. فیلم‌های اولیه‌ی لوییس آثاری پرتحرک بودند و یادآور فیلم‌های کمدی قدیمی. اوج فعالیت جری لوییس در دهه‌ها‌ی ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ بود.
به این ترتیب سینمای کمدی که شروعی قدرتمند و دوران اوجی نسبتاً طولانی را پشت سر گذاشته بود در ادامه رکود چشمگیری داشت، زیرا از طرفی تماشاگران دیگر روی خوش به کمدی‌های سبک نشان نمی‌دادند و خواهان عمق و ظرافت بیش‌تری در فیلم‌های کمدی بودند و از طرف دیگر ستارگان بزرگی در سینمای کمدی مانند گذشته ظهور پیدا نکردند.
همه‌ی این عوامل موجب شد که رویکرد جدیدی را در عرصه‌ی کمدی شاهد باشیم، این‌ که فیلم‌های کمدی بیش از آن‌که خنده‌آور باشند تلخ و دردآور بودند؛ این نوع کمدی را اصطلاحاً «کمدی سیاه» می‌نامند. در جناح مثبت باید به فیلم‌های خوش‌بینانه‌ی «مل بروکس» اشاره کرد و در جناح مقابل به فیلم‌های ظریف و حساس «وودی آلن» که موفق به خلق یک نوع کمدی خاص خود شد که آمیزه‌یی از هجو، فارس و شوخی‌های کلامی بود و بهره‌مند از اندیشه‌یی خاص که نظام اجتماعی - سیاسی را زیر سؤال می‌برد. در ضمن باید اشاره‌یی هم داشت به کمدی‌های هجوگونه‌ی «استنلی کوبریک» به‌ویژه فیلم «دکتر استرنج‌لاو» که هجویه‌یی بود بر جنگ‌طلبی سردمداران آمریکا و برخی آثار «مایک نیکولز» به‌ویژه فیلم «کچ - ۲۲» که آن هم هجویه‌یی بود بر جنگ و اهداف پنهان در پشت آن.
در انتها باید گفت اگرچه سینمای کمدی دوران اوجش را پشت‌ سر گذاشته، اما کماکان فیلم‌های درخشانی در این عرصه ساخته می‌شوند و هم‌چنان چهره‌های مطرحی را در آن شاهد هستیم که نوع کمدی خاص خود را عرضه می‌کنند؛ چهره‌هایی همچون «استیو مارتین» و «جیم کری». نکته‌ی دیگری که باید گفت این است که امروزه در فیلم‌های کمدی سعی می‌شود بیش از آن‌که روی شخصیت‌های کمدی تکیه داشته باشند بر موضوعات و محتوای کمیک دست بگذارند.
● انواع کمدی
▪ اسکروبال با فیلم قرن بیستم
«اسکروبال» که محصول دوران رکود اقتصادی آمریکا و اوضاع نابسامان روانی مردم در این دوران است، در دهه‌ی ۱۹۳۰ بسیار رایج شد. کمدی‌های اسکروبال با عرضه‌ی شخصیت‌های شاد و شنگول که با بی‌خیالی در دنیایی پر از ثروت و شکوه به سر می‌بردند، گریزگاهی بودند برای مردم خسته و آنان را برای مدتی کوتاه از مسایل و مشکلاتی که پیش رویشان بود دور می‌کردند؛ هم‌چنین انتقادی تلخ و گزنده بودند از قشر ثروتمند و بی‌خیال و با ازدواج دختری ثروتمند و پسری از طبقه‌ی فقیر و یا متوسط به پایان می‌رسیدند. اساس این کمدی‌های پرهرج و مرج، مبتنی بر لودگی بود. در این فیلم‌‌ها مهمل‌گویی رواجِ بسیار داشت و جالب آن‌ که این مهمل‌گویی‌ها در عین بی‌منطقی، منطقی جلوه می‌کردند. یکی از ویژگی‌های بارز کمدی‌های اسکروبال، شخصیت قهرمان زن آن‌ها بود. این زنان، همتای مردان، آزاد، دارای استقلال رأی و پرخاشگر بودند و طنز و شعور بالایی از خود به نمایش می‌گذاشتند.
قرن بیستم (۱۹۳۴) ساخته‌ی هاوارد هاکس را می‌توان به نوعی آغازگر این نوع کمدی‌ دانست، اما این فیلمِ در یک شب اتفاق افتاد (۱۹۳۴) ساخته‌ی فرانک کاپرا بود که ویژگی‌ها و قواعد این نوع کمدی را به خوبی عرضه کرد و آن‌ها را رواج داد (این فیلم در اسکار سال ۱۹۳۵ چهار جایزه را از آنِ خود کرد). یکی دیگر از مهم‌ترین فیلم‌های این نوع کمدی که در عین حال پرشورترین و بی‌منطق‌ترین آن‌هاست، بزرگ کردن بچه (۱۹۳۸) ساخته‌ی هاوارد هاکس بود. کمدی اسکروبال در اواخر دهه‌ی ۱۹۴۰ کم‌کم رونق خود را از دست داد.
▪ اسلپ‌استیک و کمدی‌های لورل و هاردی
واژه‌ی «اسلپ‌استیک» در واقع به دو تکه‌ی چوب متصل به هم اطلاق می‌شد که دلقک‌های سیرک از آن استفاده می‌کردند، اما در سینما به نوعی کمدی اطلاق می‌شود که حرکات پرخاشگرانه و خشنِ قابل ‌توجهی در آن وجود دارد که دستمایه‌ی خنده قرار می‌گیرند. در کمدی‌های اسلپ‌استیک بازیگران با مشت و لگد و پرتاب چیزها به هوا و به طرف بازیگران دیگر، صحنه را به شکلی مضحک به آشوب می‌کشند؛ علت کمیک بودن آن‌ها بی‌انگیزه بودن درگیری آدم‌هاست که ناخواسته در زد و خورد و بزن و بکوب شرکت می‌کنند و به اصطلاح کافه را به هم می‌ریزند. این نوع کمدی بیش‌تر در دوران سینمای صامت رواج داشت و از جمله نمونه‌های آن می‌توان به کمدی‌های مک سنت که برای کمپانی کی‌استون فیلم بازی کرد اشاره نمود. بسیاری از فیلم‌های لورل و هاردی نیز در این دسته جای می‌گیرند. سه کله‌پوک هم ارایه‌دهنده‌ی نوع خاصی از این کمدی هستند. در سینمای ما اسلپ‌استیک با نام «کمدی بزن و بکوب» مصطلح است.
▪ فارس با حضور مک سنت
«فارس» نوعی از کمدی است که در آن شخصیت‌های اغراق‌شده با کارهای اغراق‌آمیز خود موقعیت دراماتیکی پدید می‌آورند و در تماشاگر واکنش ایجاد کرده و خنده می‌آفرینند. فارس همواره یکی از عناصر اصلی در تئاترهای کمدی و از فرم‌های رایج سینمای صامت بود.
تقریباً تمام فیلم‌های مک ‌سنت، در گسترده‌ترین مفهوم کلمه فارس هستند. حتی آثار بزرگ‌ترین بازیگران سینمای کمدی یعنی چارلی چاپلین، باستر کیتون، هری لنگدون و هارولد لوید در اصل، فارس به حساب می‌آیند. با ورود صدا به سینما کمدی‌ها هم پیچیده‌تر شدند و به طرح قصه‌ها، شخصیت‌ها و ماجراهای آنان، گفت‌وگو و صداهای خنده‌دار افزوده شد. از میان کمدین‌های عصر ناطق سینما که عمده‌ی آثارشان به سبک فارس هستند، می‌توان برادران مارکس را نام برد.
▪ کمدی سیاه و دکتر استرنج‌لاو
نوعی فیلم یا نمایش که حس تلخ و سیاهی از طنز دارد و مسایلی جدی چون بیماری، جنگ و یا مرگ را دستمایه قرار می‌دهد. این ‌گونه فیلم‌ها و نمایشنامه‌ها معمولاً سرشتی افشاگر دارند و کنش‌ها و واکنش‌های به ظاهر مخفی آدم‌ها را نسبت به این واقعیت‌های نامطلوب آشکار می‌کنند. از جمله این فیلم‌ها می‌توان به دکتر استرنج‌لاو (۱۹۶۴) ساخته‌ی استنلی کوبریک اشاره کرد که در آن سردمداران یک کشور در اتاقی به نام اتاق جنگ به‌طور احمقانه‌یی جنگ‌های خانمان‌سوز به راه می‌اندازند و جان انسان‌ها برای آنان هیچ ارزشی ندارد؛ دیالوگ زیر از فیلم، خود به خوبی بیانگر همه چیز است: «آقای رییس‌جمهور، نمی‌گم آب از آب تکون نمی‌خوره، فقط می‌گم که فوقش بیش‌تر از ۱۰ یا ۲۰ میلیون نفر کشته نمی‌شن، البته بسته به آنتراکت‌هایی که می‌دیم»!
▪ کمدی‌های هجو و وودی آلن
«هجو» تقلید خنده‌داری از یک اثر جدی است؛ نوعی کمدی که یا با برداشتی خنده‌دار از مضمونی جدی و یا با انتخاب عناصری از آن و اغراق در این عناصر، عمل می‌کند. در سال‌های اخیر وودی آلن چندین بار از این نوع کمدی استفاده کرده است؛ برای نمونه فیلم پول را بردار و فرار کن (۱۹۶۸) هجوی است بر فیلم‌های گانگستری و فیلم موزها (دیوانه‌ها) (۱۹۷۱) هجوی بر فیلم‌های سیاسی آمریکای لاتین. از نمونه‌های دیگر می‌توان به دو فیلم از مل بروکس اشاره داشت؛ زین‌های شعله‌ور (۱۹۷۴) هجوی بر سینمای وسترن و فرانکشتاین جوان (۱۹۷۴) هجوی بر فیلم‌های ترسناک. دو فیلم چارلی چاپلین یعنی عصر جدید (۱۹۳۶) و دیکتاتور بزرگ (۱۹۴۰) نیز فیلم‌های درخشانی در این زمینه هستند؛ اولی هجویه‌یی است بر صنعتی شدن جوامع و دومی هجویه‌یی است بر عملکرد سردمداران حکومت‌ها برای جنگ‌افروزی و اعمال جنایت

وبگردی
فیلم | دستگیری ۳ مرد با لباس زنانه در مسیر پیاده‌روی اربعین!
فیلم | دستگیری ۳ مرد با لباس زنانه در مسیر پیاده‌روی اربعین! - ۳ مرد با لباس زنانه در مسیر پیاده روی اربعین دستگیر شدند. دادستان شهرستان حمیدیه استان خوزستان گفت: افرادی که شامگاه گذشته در مسیر راهپیمایی اربعین حسینی دستگیر شده اند، هیچگونه انگیزه امنیتی نداشته اند. علی بیرانوند به ایرنا گفته بعد ازظهر جمعه ماموران انتظامی حمیدیه به یک خودروی پراید مشکوک شدند که پس از متوقف کردن آن متوجه شدند 6سرنشین مرد داشته که سه نفرشان پوشش زنانه دارند. این افراد برای تحقیقات…
وضعیت ناگوار زائرین اربعین در ایران
وضعیت ناگوار زائرین اربعین در ایران - زائرانی که از ایران عبور میکنند وضعیت نامناسبی دارند
فیلم | رسوایی جدید در رسانه ملی؛ مقصر فریب مردم کیست؟
فیلم | رسوایی جدید در رسانه ملی؛ مقصر فریب مردم کیست؟ - فیلم - پدری که در برنامه «فرمول یک» علی ضیا ادعا کرد به خاطر تامین هزینه‌های درمان فرزندش اقدام به فروش کلیه‌اش کرده، مردم را فریب داده است.
«بیان واضحات و تکرار مکررات» ؛ نتیجه 7 سال بودجه و تشکیلات و همایش و جلسه!
«بیان واضحات و تکرار مکررات» ؛ نتیجه 7 سال بودجه و تشکیلات و همایش و جلسه! - مثلاً سنت های الهی که در این سند آمده، در کتاب های درس بینش اسلامی دوره دبیرستان هم وجود دارد... واقعاً هزاران جلسه تشکیل داده اند که بدیهیاتی مانند خانواده بنیادی ترین واحد تشکیل دهنده جامعه است، انسان دارای اختیار است، جهان دارای نظام علّی - معلولی است، خداوند رحمان و رحیم است و ... را در سند بازنویسی کنند؟!
گلایه های جنجالی یک بازرگان با وزیر صنعت
گلایه های جنجالی یک بازرگان با وزیر صنعت - صحبتهای کنایه آمیز یک بازرگان با وزیر صنعت
ادامه داستان لُنگ و خانه سعدآباد
ادامه داستان لُنگ و خانه سعدآباد - ۱- خب چی میشه ولایتی بجای توصیه به لُنگ پوشی، بملت توصیه کنه تو سعدآباد مالک خونه بشن ویک سومشو وقف کنن؟ ۲- اینجور واینجا صاحبخونه شدن و بعد توجیه وقف، آدمو یادحافظ میندازه: فقیه مدرسه دی مست بود و فتوی داد که می‌حرام، ولی بِه زمالِ اوقاف است
عبدی : آقای ولایتی با خانه هزارمتری کنار کاخ سعدآباد حالا مردم رابه نان خشک خوردن دعوت می‌کنند
عبدی : آقای ولایتی با خانه هزارمتری کنار کاخ سعدآباد حالا مردم رابه نان خشک خوردن دعوت می‌کنند - حالا مردم رابه نان خشک خوردن دعوت می‌کنند؟مردم نیازی به این توصیه‌هاندارند اگرلازم باشد آن‌قدر شرف دارندکه از خودشان دفاع کنند ولی این دفاع،منحصربه دفاع دربرابر دشمنان خارجی نمی‌شود که باید وضعیت خیلی‌ها رادر داخل هم بررسی کرد.
فیلم | حمله به پلیس در اهواز به درگیری مرگ‌بار انجامید!
فیلم | حمله به پلیس در اهواز به درگیری مرگ‌بار انجامید! - فیلم - حمله فرد متهم در بازار پرنده فروشان اهواز به پلیس آگاهی منجر به درگیری مرگبار شد.
ماجرای عجیب منزل های مسکونی در همسایگی کاخ سعد آباد
ماجرای عجیب منزل های مسکونی در همسایگی کاخ سعد آباد - ماجرای عجیب دو منزل مسکونی در همسایگی کاخ سعدآباد و حسین فریدون و نهاد ریاست جمهوری
فیلم | لحظه حمله جن‌ها به یک مرد در کرج! (۱۶+)
فیلم | لحظه حمله جن‌ها به یک مرد در کرج! (۱۶+) - فیلم - به تازگی شخصی در فضای مجازی فیلمی منتشر کرده که مردی ادعا می کند در پارکینگ خانه اش مورد حمله جن ها قرار گرفته است.
فیلم | درس خجالت‌آوری که یک توریست به ایرانی‌ها می‌دهد!
فیلم | درس خجالت‌آوری که یک توریست به ایرانی‌ها می‌دهد! - فیلم - پاول یک توریست اهل چک است که با موتورسیکلتش دنیا را می گردد و یک هفته در ایران اقامت داشته است. ویدئوی سلفی که او در طبیعت ایران از خود و اقدام پسندیده اش منتشر کرده برای همه ایرانیان جای تامل دارد.
فیلم | جنازه غرق در خون ملکه زیبایی عراق (۱۶+)
فیلم | جنازه غرق در خون ملکه زیبایی عراق (۱۶+) - فیلم - قتل مدل و ملکه زیبایی عراق از روز گذشته سوژه رسانه ها شده و پلیس تحقیقات ویژه ای را برای دستگیر قاتل وی انجام داده است. تصاویر منتشر شده از جنازه غرق در خون وی را در ویدئوی زیر می بینید.
جنجال بنر سربازان اسرائیلی در شیراز
جنجال بنر سربازان اسرائیلی در شیراز - عکس این بنرکه گفته می‌شود نمایشگر تصویری از سربازان رژیم صهیونیستی است طی روزهای اخیر در فضای مجازی دست به دست می‌شد و واکنش‌هایی به همراه داشت.
عکسی آموزنده از سفر نیویورک
عکسی آموزنده از سفر نیویورک - پوشه‌های پُر از برنامه فرانسوی‌ها در برابر دستان خالی تیم ایرانی. به کاغذ ها و پرونده های موجود روبه روی تیم فرانسه دقت کنید!
ویدئوی جنجالی وزیر بهداشت؛ #خودت_بمال / تمسخر و تحقیر بیمار نیازمند توسط وزیر
ویدئوی جنجالی وزیر بهداشت؛ #خودت_بمال / تمسخر و تحقیر بیمار نیازمند توسط وزیر - وزیربهداشت بهترین توصیه رو به اون پیرمرد بیچاره کرد که گفت: خودت بمال. پیرمرد باید دستش رو محکم می‌مالید به گوش وزیر تا یک بار هم که شده از تخت اخلاق فرعونی بیاد پایین
نیاز شدید تلویزیون به بدحجابها در روزهای خاص
نیاز شدید تلویزیون به بدحجابها در روزهای خاص - کاش در این میان یکی به ما بگوید که بالاخره بی حجاب بد است، خوب است؟ چه زمانی بد است؟ چه زمانی خوب است؟
حال فعلی ! یا ناتوانی در تشخیص حال قبلی
حال فعلی ! یا ناتوانی در تشخیص حال قبلی - حمید رسایی عضو جبهه پایداری در صفحه شخصی خود در شبکه توییتر نسبت به اهانت زشت امیر تتلو به امام حسین (ع) و 72 تن از یاران باوفایش واکنش تندی نشان داد.
ویدئو/ وحشت پزشکان از تولد نوزاد تک چشم در اندونزی (۱۶+)
ویدئو/ وحشت پزشکان از تولد نوزاد تک چشم در اندونزی (۱۶+) - پزشکان هنگامی که یک نوزاد دختر اندونزیایی را در یکی از بیمارستان های این کشور به دنیا آوردند بسیار وحشت زده شدند. نوزاد تازه متولد شده با یک چشم بزرگ روی پیشانی اش متولد شد و پس از هفت ساعت درگذشت.
بازنشر نامه استاد به امیر تتلو! / معیار تشخیص حق از باطل گشته ای !
بازنشر نامه استاد به امیر تتلو! / معیار تشخیص حق از باطل گشته ای ! - فردی به نام علی‌اکبر رائفی‌پور كه رسانه‌‌های اصولگرا از او به عنوان «استاد، محقق و پژوهشگر» یاد می‌كنند! در تاریخ 29 اردیبهشت 96 (در كوران انتخابات ریاست‌جمهوری) در نامه‌ای سرگشاده به امیرحسین مقصودلو (تتلو) نوشت: «امیر جان بخوان، تو باید بخوانی، عیبی ندارد! سرت را بالا بگیر و خدا را شکر کن که به واسطه تو این همه نفاق را آشکار کرد! دلت محکم باشد پهلوان! تو فقط بخوان، بخوان