یکشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۶ / Sunday, 18 February, 2018

چشمان باز بسته


چشمان باز بسته
هفته گذشته، روز بیست و یکم نوامبر دو مطلب در کنار هم در نشریه هاآرتص چاپ شد؛ آگهی تبلیغاتی بزرگی برای سازمان آزادیخواه فلسطین (PLO) و نتایج یک همه پرسی عمومی. مجاورت این دو مطلب تصادفی و در عین حال بهنگام بود. تبلیغات PLO حاوی جزئیات پیشنهاد صلح عربستان سعودی در سال ²°°² بود که با پرچم های رنگارنگ ۲۲ کشور عرب و ۳۵ کشور مسلمان دیگر که به تایید این پیشنهاد پرداخته بودند تزئین شده بود. طبق نتایج همه پرسی حزب لیکود اسرائیل در آستانه پیروزی بزرگی بود در حالی که این حزب با تمام اجزای پیشنهاد عربستان مخالف بود. تبلیغات PLO اولین نمونه در نوع خودش بود. در نهایت سران PLO تصمیم گرفتند به طور مستقیم با اسرائیل روبه رو شوند.
این آگهی مفاد دقیق پیشنهاد صلح اعراب را به طور کامل برای اسرائیلی ها آشکار می کند؛ به رسمیت شناختن کامل دولت اسرائیل توسط کشور های عرب و مسلمان، عادی شدن کامل تمام روابط (به ازای عقب نشینی اسرائیل تا مرزهای پیش از سال ۱۹۶۷) و تشکیل دولت فلسطینی در کرانه غربی و نوار غزه به پایتختی دارالسلام شرقی. مساله پناهندگان نیز طبعاً با موافقت چندجانبه حل خواهد شد (با اعطای حق وتو). همان گونه که پیش تر اشاره کرده ام ارائه این پیشنهاد در ژوئن سال ۱۹۶۷، روز قبل از شروع جنگ شش روزه برای اسرائیلی ها همانند ظهور منجی خوشایند می بود اما انتشار آن در سال ²°°² برای آنان به منزله نقشه یی زیرکانه از سوی اعراب تلقی شد که هدف آن چیزی جز بازپس گرفتن دستاوردهای اسرائیل در جنگ سال ۶۷ نبود.
اخیراً این پیشنهاد دوباره جان گرفت. شیمون پرز و ایهود باراک ناگهان دوباره به آن برخوردند، مثل اینکه گنج پنهانی را در یک غار دورافتاده یافته باشند. تزیپی لیونی بر این باور بود که این پیشنهاد نکات جالبی دارد. و این زمینه یی شد برای اقدام مثبت صائب عریقات جهت انتشار این آگهی. هنوز ۸۰ روز تا انتخابات باقی مانده است و در اسرائیل این زمان زیادی به حساب می آید. علاوه بر آن بر خلاف همه پرسی های امریکایی، در اسرائیل همه پرسی هایی که برای رسانه ها برگزار می شوند به شدت بدنام هستند و غیر قابل اطمینان. اما با این حال این همه پرسی به شدت شگفتی آفرین بود.
طبق این همه پرسی اگر انتخابات این هفته برگزار می شد حزب لیکود ۳۴ کرسی از کل ۱۲۰ کرسی کنست، پارلمان اسرائیل، را تصاحب می کرد و این تعداد سه برابر تعداد کرسی های فعلی این حزب است و طبعاً این مساله حزب نامبرده را به بزرگ ترین حزب مجلس بدل می کرد. کادیما تنها ۲۸ کرسی تصاحب می کرد که این تعداد یک کرسی از تعداد فعلی کرسی های کنست کمتر است (بدین معنا که کادیما آرای بسیاری را از دست می داد زیرا آنها به لیکود می گراییدند و باز همین تعداد رای را از حزب کارگر به دست می آورد)، حزب کارگر با کاهش کرسی تا تعداد ۱۰ مواجه می شد که این رقم نیمی از تعداد کرسی های فعلی این حزب است که در حال حاضر، خود به اندازه کافی مایوس کننده است. شاس و حزب لیبرمان افراطی راستگرا با تغییر تعداد کرسی مواجه نمی شدند و کرسی های مرتز از پنج به هفت می رسید.
صعود شگفت انگیز لیکود در جای خود رویدادی بدشگون است اما مهم تر از آن تصویر عمومی آن است؛ با عقبگرد تمام احزابی که ظاهراً مدافع صلح (چپ) هستند - صادقانه یا برای جلب نظر- مطابق همه پرسی ها تعداد کرسی های آنها به حداکثرµ¶ در برابر ¶´ کرسی تمام احزاب مخالف صلح (راست) و در صورت برگزاری انتخابات در هفته جاری نتیجه به نفع کنست و در واقع به نفع ادامه اشغال، سکنی گزینی و گسترش قلمرو رژیم اسرائیل می بود. بنیامین نتانیاهو نخست وزیر می شد و این قدرت را داشت که آزادانه میان چندین ترکیب احتمالی ائتلاف دولت آینده را انتخاب کند.نتانیاهو چگونه به چنین موقعیتی دست یافت؟ به هر حال او ۱۰ سال پیش با وضعیت نامناسبی توسط عده یی که به این نتیجه رسیده بودند که دیگر نمی توانستند حتی برای یک روز دیگر حضور وی را تحمل کنند از دفتر نخست وزیر بیرون انداخته شد. تاکنون هیچ نخست وزیری چنین موج نفرت، انزجار و اعتراضی را بر نیانگیخته بود.
حدود چند ماه است که نتانیاهو بسیار متفاوت رفتار می کند. او زمانی که باید سکوت می کرد، سخن نگفت و مانند یکی از مسوولان دولت رفتار کرد و بعد رفتارش به رفتار یک شعبده باز در جشن تولد یک کودک شبیه شد در حالی که خرگوش ها را یکی یکی از کلاه بلندش بیرون می آورد. هرچند روز یک بار شخصیت تازه یی با هیاهوی بیشتری به لیکود می پیوست. با ورود افراد گوناگون حزب لیکود به یک حزب چندتکه تبدیل شد که ظاهراً رهبری مسوول و مجرب داشت؛ حزبی که در آن نظرات و عقاید مختلف است اما دولت فلسطینی با عقب نشینی و هرگونه مصالحه در مورد دارالسلام یا هر گفتمان صلح دیگری مخالفت دارد و طبعاً با تمام اینها با پیشنهاد صلح اعراب هم مخالف است.
آیا پاسخ مثبت است؟ نتانیاهو نوعی صلح اقتصادی را پیشنهاد می کند تا ظاهراً وضعیت مالی فلسطینیان کرانه باختری را بهبود ببخشد تا شاید روزی پیش یا پس از ظهور منجی اسرائیل هم سرپناهی داشته باشد. اما با تمام اینها بهبود اقتصاد با وجود یک رژیم اشغالگر امری به شدت متناقض به نظر می رسد. اشغال مقاومت را به دنبال دارد و مقاومت سرکوب را و در نهایت سرکوب به منزله جریمه و تحریم های اقتصادی هم خواهد بود. هیچ کس در یک سرزمین اشغالی سرمایه گذاری نخواهد کرد.
اگر نتانیاهو انتخاب شود نه تنها نباید طی چهار سال حضور او انتظار حتی سرسوزنی حرکت به سوی صلح را داشته باشیم بلکه برعکس فشارهای وارده از سوی رژیم اشغالی صلح را از پیش دست نیافتنی تر خواهد کرد.
در ابتدا لیونی برای چند ماه وضعیت مناسبی داشت. در شرایطی که کشور مسخ تلاش های تباه گر ایهود اولمرت شده بود، لیونی در مقایسه با او تصویر بسیار روشنی ارائه می داد، وی گزینه مناسبی بود؛ از یک طرف یک زن و از طرف دیگر ظاهراً صادق بود و مانند مردم عادی صحبت می کرد و به نظر می رسید به آنچه می گوید معتقد است.اما بعد از استعفای اولمرت انحرافات علنی ناشی از حضور او هم تا حد زیادی کمرنگ شدند، به این ترتیب بدون حضور اولمرت و با کاهش شدت بحران ناشی از فعالیت های او تزیپی دیگر چیزی برای ارائه نداشت، نه سخن پرداز خوبی بود و نه با مردم ارتباط عمیقی برقرار می کرد. تنها قادر بود به بحث های منطقی بپردازد. سوالی که در اینجا مطرح می شود این است که منطق مورد قبول او چیست؟ او به مذاکرات صلح اعتقاد زیادی دارد اما باید توجه داشت که مذاکرات صلح گاهی مثل فرآیند های سیاسی دیگر کم کم جایگزین خود صلح می شوند و موضوع اصلی به دست فراموشی سپرده می شود.لیونی پیام صلح چندان جالبی ارائه نمی کند. او رویه یی دیپلماتیک و محافظه کار در پیش گرفته است و هیچ راهکار مشخصی برای دارالسلام یا بحران پناهندگان ندارد. در عین حال همه خوب می دانند که این رویه نمی تواند رضایت صدها یا هزاران نفر از شهروندان بی تفاوت یا به ستوه آمده را که معتقدند کسی به فکر صلح نیست، جلب کند. از سوی دیگر چیز تازه یی به دست نمی آید، هیچ شخصیت تازه یی به کادیما نمی پیوندد و پیروزی به هیچ عنوان نزدیک به نظر نمی آید و شانس چندانی هم ندارد.
وضعیت حزب کارگر حتی بدتر هم هست. همه پرسی ها حداکثر ۱۰ کرسی به این حزب اعطا کرده اند و شاید حتی هشت کرسی. حزبی که در گذشته بر ییشوو و دولت جدید برای ۴۴ سال تسلط کامل داشت ممکن است با حضور کنست به حزب پنجم یا ششم نزول مرتبه کند. (لیکود، کادیما، شاس، لیبرمان و کارگر)
تا جایی که پای صلح در میان است به نظر می رسد اساس کار این حزب تنها به این نکته ختم می شود؛ جدا از اینکه چه کسی نخست وزیر بعدی خواهد بود، لیونی یا نتانیاهو، ایهود باراک باید وزیر دفاع باقی بماند. شرایط فعلی اصلاً خوشایند نیست؛ نه تنها زیر دستان صحنه را خالی می کنند بلکه مقامات مهم تر هم به فکر ترک میدان افتاده اند. آمی آیالون فرمانده اسبق نیروی دریایی اسرائیل این هفته اعلام کرد قصد ترک حزب را دارد. ناگزیر ۱۹ عضو کنست هم باید برای حفظ چند کرسی باقی مانده تا جایی که توان دارند مبارزه کنند و با یکدیگر و نیز با ملحق شوندگان جدید هم رقابت کنند.
ایهود باراک به تنهایی به اندازه کافی دردسرساز است اما نمی توان به سادگی او را پیش از انتخابات از رهبری حزب کارگر کنار زد. این حزب با چشمان کاملاً بسته به دشواری به سوی اغتشاش در حرکت است. چندین نفر از متفکران، استادان و مشاوران سیاسی که برخی از آنها از پناهندگان کارگر هستند به نحوی به فعالیت پرداخته اند. برای مثال کنار هم جمع شده و اظهار کرده اند که به مرتز می پیوندند تا این حزب را قدرتمندتر سازند. آنها تا حدی هم تاثیرگذار بودند اما در همه پرسی های اخیر برای مرتز چیزی بیش از هفت کرسی پیش بینی نمی شود (در مقایسه با پنج کرسی فعلی) که چندان پیشرفت بزرگی نیست. چرا وضع اینچنین است؟ عوامل آن به خوبی شناخته شده اند. آنها همه از سران اشکنازی هستند، مثل سایر اعضای مرتز.
این دیدگاه برای عموم ترسیم شد که در ازای رهبران پیشین که مرتز را یکی پس از دیگری ترک کرده اند افراد دیگری ملحق می شوند که آنها هم ظاهراً افراد مفیدی هستند اما چندان تفاوتی هم با افراد مذکور ندارند؛ این افراد هم همان شعارهای شکست خورده پیشین را سرلوحه قرار می دهند. آنها هیچ پیام تازه یی برای نسل امروز، یهودیان آسیا، شهروندان عرب، مهاجران روس و گروه های سکولار (که قصد مبارزه با تجاوز و تعدی را دارند) به ارمغان نمی آورند. گروه های فعال صلح با اعضای پرانرژی و جوان شان دعوت نشده بودند به حزب ظاهر رادیکالی داده نشود. در بهترین حالت، حزب نو شده ممکن است چند کرسی از کارگر بگیرد. در رابطه با وجهه عمومی این امر اهمیت چندانی ندارد زیرا تنها تغییرات موجود در تعادل بین دو طرف اصلی می تواند اثرگذار باشد.

ترجمه؛ سارا کاظمی منش
منبع؛counterpunch

منبع : روزنامه اعتماد

مطالب مرتبط

کابینه تعارضات درونی و تقابلات بیرونی


کابینه تعارضات درونی و تقابلات بیرونی
روز سه شنبه ۳۱ مارس با رای اعتماد کنست به دولت راستگرای «بنیامین نتانیاهو» با ۶۹ رای نمایندگان عضو احزاب لیکود، اسرائیل خانه ما، کارگر، شاس و خانه یهودی، ترکیبی از تناقضات ساختاری در زمانی حساس، این کشور را در چنبره خود گرفت. اظهارات «اویگدور لیبرمن» وزیر امور خارجه جدید اسرائیل و رهبر حزب افراطی اسرائیل خانه ما در جلسه معارفه خود مبنی بر اینکه دولت جدید هیچ تعهدی نسبت به توافقنامه آناپولیس و تشکیل دولت مستقل فلسطینی ندارد، از همان ابتدا نشان داد این دولت در لحظه یی مهم از تاریخ در مسیر اشتباهی در حال گام برداشتن است. این سخنان که در همان لحظه خشم و عکس العمل «تزیپی لیونی» وزیر خارجه قبلی اسرائیل را برانگیخت و اعراب هم به تندی ناخشنودی خود را نسبت به آن نشان دادند، بیانگر ماهیت واقعی این دولت ائتلافی بوده است. لیونی بلافاصله با قطع سخنان لیبرمن تلویحاً بیان داشت که توافقات دولتی منفک از تمایلات شخصی مقامات است و «محمود عباس» رئیس تشکیلات فلسطینی نیز اظهار داشت به نظر می رسد توافق برای صلح با شروع به کار دولت جدید تل آویو در بن بست قرار گرفته است. این در حالی بود که «باراک اوباما» رئیس جمهوری امریکا در کنفرانس مطبوعاتی چهارشنبه خود با «گوردون براون» نخست وزیر بریتانیا درخصوص صلح خاورمیانه به صراحت از تعهد کشورش نسبت به تشکیل دولت مستقل فلسطینی تاکید کرد. نتانیاهو نخست وزیر جدید اسرائیل نیز هرچند قبلاً به صراحت گفته بود هیچ گاه به تشکیل کشور فلسطینی اعتقادی ندارد ولی با درک مشکلات پیش روی خود ضمن سکوت در این خصوص تنها به توافق با فلسطینی ها برای بهبود شرایط زندگی آنان به عنوان زمینه لازم جهت دستیابی به صلح اشاره کرد. وضعیت تازه یی که با تشکیل دولت راستگرای نتانیاهو در ساختار سیاسی اسرائیل شکل گرفته است برخلاف دیدگاه انتزاعی بسیاری از تحلیلگران مبنی بر اینکه الزامات موجود دولت تل آویو را به سمت تعقل گرایی سوق می دهد، آن اندازه مهم خواهد بود که تنها در چارچوب شکست این دولت یا انزوای اسرائیل در جامعه بین الملل و متحدان سنتی آن رقم خواهد خورد. پارادوکس های درونی و بیرونی دولت جدید اسرائیل با توجه به حضور حزب کارگر در این دولت ائتلافی که شدیداً معتقد به تشکیل دولت مستقل فلسطینی و تعامل با جامعه جهانی است و استراتژی جدید دولت واشنگتن برای تعامل بیشتر با کشورهای اسلامی از هم اینک شمارش معکوس برای فروپاشی آن را رقم زده است.
راستگرایانی که در انتخابات زودرس پارلمانی اخیر اکثر کرسی های کنست را کسب کرده و شاکله اصلی دولت نتانیاهو را شکل می دهند، در گذشته یی زندگی می کنند که حداقل یک دهه از پایان آن سپری شده است. جامعه جهانی، ایالات متحده و اتحادیه اروپایی هرگز قادر نخواهند بود نقض آشکار توافقنامه های صلح از طرف دولت نتانیاهو را آن هم در زمان تغییرات کنونی در واشنگتن و اولویت یافتن حل و فصل بحران های عراق و افغانستان در پرتو همکاری های منطقه یی نادیده گرفته و سیاست دوگانه یی را در این مورد به اجرا بگذارند. انتخابات پارلمانی اسرائیل که در آن راستگرایان پیروز شدند و هم اکنون نیز موفق به تشکیل دولت ائتلافی شده اند شاید بیشتر به یک طنز چخوفی شبیه باشد چرا که پیروزمندان کنونی دقیقاً شکست خوردگان در آینده نزدیک خواهند بود. حتی فراتر از شکست این دولت در ادامه حیات و مسیر راه خود، می توان به وضوح اذعان کرد که در این برهه حساس از تاریخ منطقه و تحولات ژئوپولتیک در عرصه بین المللی موجودیت و موقعیت اسرائیل بزرگ ترین زیان کننده این تحولات خواهد بود. از یک طرف چنانچه راهبرد سیاست خارجی دولت ائتلافی نتانیاهو همان گونه رقم بخورد که در جلسه معارفه وزیر امور خارجه توسط وی بیان شد، ادامه حضور حزب کارگر به رهبری «ایهود باراک» که به بهانه جلوگیری از افراطی گری دولت جدید رهبران این حزب را به حضور در دولت راضی کرد، تحت هیچ شرایطی توجیه منطقی نخواهد داشت و فشار ناراضیان حزبی وی را مجبور به خروج از این ائتلاف می کند. هرچند برخلاف بهانه باراک در این خصوص که توانست حمایت حدود ۶۰ درصد کمیته مرکزی حزب کارگر را کسب کند، می توان کیش شخصیت وی برای ماندن در قدرت و همچنین هراس از پیامدهای قضایی جنگ ۲۲ روزه غزه که وی مسوولیت وزارت دفاع اسرائیل را بر عهده داشت و هم اینک شدیداً توسط مجامع حقوق بشری داخلی و خارجی دنبال می شود را دلیل اصلی پیوستن وی به دولت نتانیاهو به حساب آورد. به هر دلیل مواضع اساسی حزب کارگر ادامه همکاری آنان را با دیدگاه های افراطی لیبرمن در حوزه سیاست خارجی و کسب امتیازات داخلی توسط حزب مذهبی شاس که مغایر با سکولاریسم حاکم بر حزب کارگر است، این ائتلاف را بسیار شکننده و توجیه ناپذیر کرده است. حیات و موجودیت اسرائیل تا به امروز مدیون حمایت های بی دریغ ایالات متحده و تا حدود زیادی اروپاییان بوده است و چنانچه دولت تازه این کشور با اتخاذ مواضع افراطی خود آنان را به چالش بکشد شرایط بسیار سختی را باید متحمل شود. واشنگتن و بروکسل در وضعیت نوین بین المللی قادر به همراهی با دولتی که معاهدات چند سال اخیر بین دولت تل آویو و تشکیلات خودگردان که با میانجیگری آنان انجام گرفته را نقض کند، نخواهند بود چرا که در شرایط بسیار حساس جهان کنونی این مسیر دقیقاً برخلاف الزامات مورد نظر آنان است و می تواند فضای منطقه یی و بین المللی را دستخوش بحران های غیرقابل پیش بینی کند. این وضعیت می تواند مشروعیت و موقعیت محمود عباس در مقابل جنبش حماس را به شدت تضعیف کرده و رادیکالیسم را در قسمت فلسطینی قضیه و جهان اسلام تقویت کند که این موضوع برای واشنگتن و بروکسل یک کابوس تلقی می شود.

نگذارید آینده غافلگیرتان کند
تا حالا شده یگ گیاه از رشد خود بازبماند؟ شده زمین از گردش دست بکشد؟ شده یک دلفین از مهاجرت با بقیه‌ی گروه خسته شود؟ نمی شود هیچ موجود زنده‌ای عقب‌گرد نمی‌کند باید به راه خودم …
وبگردی
فیلم | سریع‌القلم: تقابل ما با جهان چقدر هزینه دارد؟
فیلم | سریع‌القلم: تقابل ما با جهان چقدر هزینه دارد؟ - اقتصاد سیاسی - محمودسریع القلم با بیان اینکه تقابل ما با جهان هزینه دارد،گفت:»هیچ انسانی پیدا نمی شود که بگوید با ظلم موافقم هستم،اما حکمرانی در کشور باید سود و زیان کند که با چه هزینه ای می خواهد این موضوع را پیش ببرد.»
سیف بعد از کاهش 30 درصدی ثروت مردم بجای استعفا وعده داد / عقب نشینی از کاهش دستوری نرخ سود
سیف بعد از کاهش 30 درصدی ثروت مردم بجای استعفا وعده داد / عقب نشینی از کاهش دستوری نرخ سود - تدابیر بانک مرکزی برای مدیریت بازار ارز؛ شامل انتشار اوراق گواهی سپرده ریالی، انتشار گواهی سپرده ریالی مبتنی بر ارز و طرح پیش فروش سکه بهارآزادی در نشست...
دولت ثبات و امید 4 سال پیش در مورد ارز چه گفت؟
دولت ثبات و امید 4 سال پیش در مورد ارز چه گفت؟ - یادآوری سخنی از رئیس جمهور،در برنامه تلویزیونی "دیدگاه"، پیش از انتخابات سال 1392 و نگاهی به نرخ ارز امروز ، 25 بهمن 1396
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه
اظهارات جنجالی احمدی نژاد در مقابل دادگاه - سخنرانی پرحاشیه احمدی نژاد در مقابل دادگاه بقایی
چه کسی به وقت شام را کمدی خطاب کرد؟!!
چه کسی به وقت شام را کمدی خطاب کرد؟!! - امیرقادری منتقد سینما: حاتمی کیا یک فیلم بد و کاریکاتوری ساخته است
تصاویر/ حاشیه و متن اختتامیه جشنواره فیلم فجر
تصاویر/ حاشیه و متن اختتامیه جشنواره فیلم فجر - آیین اختتامیه سی و ششمین جشنواره فیلم فجر در مرکز همایش‌های برج میلاد با حضور اسحاق جهانگیری معاون اول رییس جمهور و سید عباس صالحی وزیر ارشاد برپا شد.