دوشنبه ۲ مهر ۱۳۹۷ / Monday, 24 September, 2018

مصطفی Mustafa


مصطفی  Mustafa
▪ نویسنده و کارگردان: جان دوندار.
▪ موسیقی: گوران برگوویچ.
▪ مدیر فیلمبرداری: جاندان مورات ئوزجان.
▪ تدوین: آندرئاس ترسکه.
▪ طراح صحنه: یوسف آکچورا.
▪ بازیگران: یتکین دیکینجیلی لر[آتاتورک-فقط صدا]، بیهان ساران[زیبده خانم-فقط صدا]، عاریف سوی سالان[خبرنگار نشریه تلگراف-فقط صدا]، گوگهان آک یوز-باهادیر یازیجی-بوراک اوناران-ادیز محمدعلی-گورگیس کوندراگیانیس-اونور آیمرگر-الکساندر کورلوسکی[مصطفی کمال در مقاطع مختلف سنی].
▪ ١١٥ دقیقه.
▪ محصول ٢٠٠٨ ترکیه.
▪ ژانر: مستند، تاریخی، زندگی نامه.
زندگی مصطفی کمال، فرزند خانواده ای فقیر که نه فقط توانست زندگی خود را تغییر داده و به مقام ژنرالی ارتش برسد، بلکه به محبوب ترین فرد جمهوری ترکیه تبدیل شده و زندگی میلیون ها انسان را مسیری تازه ببخشد...
● چرا باید دید؟
تا امرز فیلم های مستند و داستانی زیادی درباره آتاتورک ساخته شده و مقاطع مختلفی از زندگی این مرد بزرگ به تصویر کشیده است. اما دهم نوامبر امسال که مصادف با هفتادمین سالمرگ وی بود، دومین فیلم مستند بزرگ -بعد از ساخته تولگا ئورنک به نمایش در آمد که بر خلاف اولی از شب نمایش افتتاحیه آن در کاخ دولما باغچه محل فوت آتاتورک سر و صدای بسیار خلق کرد.
فیلم که با صرف هزینه ای معادل دو میلیون لیر جدید ترک[حدود یک و خرده میلیون یورو] و برابر با بودجه یک فیلم داستانی تولید شده، از دیدگاهی تازه و به گفته سازنده اش دکتر جان دوندار از نگاه مادرش –همان طور که او را مصطفی صدا می زده- و در واقع نگاهی از درون، نزدیک و صمیمانه به زندگی یک رهبر بزرگ انداخته است.
نگاهی که آتاتورک را با وجود زیستن با میلیون ها انسان مردی افسرده و تنها، متمایل به الکل و زن ها و سیگار نشان می دهد. نگاهی منصفانه که بسیاری را به دلیل مخدوش کردن سیمای قدیس گونه ای که از وی ترسیم کرده بودند به خشم آورده است. گویا فراموش کرده اند که مدت هاست هر آنچه سخت و استوار بوده-مقدس!- دود شده و به آسمان رفته است.
آنچه مهم است دستاورد او برای ٧٠ میلیون انسانی است که در منطقه آناطولی زندگی می کنند. این یک مسئله انکار ناپذیر تاریخی است که نه فقط ترک ها آشنایی شان با مدرنیسم را مدیون وی هستند، بلکه ما نیز به طبع الگوبرداری رضاشاه از وی مدیون آتاتورک هستیم. ولی چنین دینی هم نمی تواند مانع از نگاه انتقادی به زندگی شخصی و یا حیات سیاسی اش گردد.
با زولفو لیوانلی نویسنده، سیاستمدار و آوازخوان بزرگ ترک هم صدا می شوم که وجه برجسته انقلابی گری آتاتورک تمامی این ضعف ها-و اعتراض های بیهوده را تحت الشعاع قرار می دهد. او نیز یک انسان است با تمامی قوت ها و ضعف هایش و نباید یکی مانع از دیدن دیگری یا قضاوت نادرست درباره اش گردد. و اینکه زمان انتخاب است، زمان رویارویی با حقیقت زندگی این مرد و شاید همین انتخاب است که برای بسیاری آزاردهنده است.
چون مثلی ترکی می گوید: انتخاب شکنجه است!
اما جدا از این وجوه، فیلم به عنوان یک اثر مستند به دلیل تحقیقات انجام شده و ساختار بسیار حرفه ای آن ارزشمند است و می شود آن را رفیع ترین قله کارنامه جان دوندار دانست.
دکتر جان دوندار متولد ١٩٦١ از نویسندگان، محققان و روزنامه نگاران مشهور ترکیه است که کارنامه پر بار و درخشان در زمینه ساخت فیلم های مستند نیز دارد. دوندار در سال ١٩٨٢ از دانشگاه آنکارا فارغ التحصیل شده و از سال ١٩٧٩ با نشریات معتبری چون حریت، نوکتا[نقطه]، سوز[حرف] و تمپو همکاری کرده است. وی در سال ١٩٨٦ موفق شد رشته روزنامه نگاری را در دانشکده روزنامه نگاری لندن به اتمام رسانده و دو سال بعد از دانشگاه خاورمیانه در رشته علوم سیاسی درجه فوق لیسانس دریافت و دو سال بعد در همین رشته دکترا اخذ کند. دوندار از سال ١٩٨٨ با رادیو تلویزیون دولتی ترکیه شروع به همکاری کرد.
وی تاکنون با روزنامه مشهور و معتبر زیادی به شکل مرتب و روزانه همکاری کرده و از سال ٢٠٠١ تاکنون به صورت اختصاصی برای روزنامه ملیت می نویسد. اولین تجربه فیلمسازی وی مستند ١٠ قسمتی دمیرکیرات(١٩٩١) نام داشت و با مستندهای جنجالی چون ساری زیبک، ١٢ مارچ، انستیتوهای روستایی و فنرباغچه دنبال شد. مستند ٤ قسمتی ناظیم حیکمت(٢٠٠٢) که پخش گسترده جهانی نیز یافت به گسترش شهرت بین المللی وی کمک بسیار کرد. وی تا قبل از مستند بلند مصطفی درباره سیاستمداران معاصر دیگر ترک مانند بولنت اجویت نیز فیلم ساخته و مستند انسان قبل از هر چیز! درباره حقوق بشر در ترکیه او نیز سر و صدای زیادی به پا کرده است.
اکثریت آثار وی به شکل کتاب نیز منتشر شده و بالغ بر ٢٠ جلد بوده و تا امروز برای کارهای متنوع خود جوایز متعدد و معتبری نیز دریافت کرده است.

امیر عزتی

منبع : موج نو

مطالب مرتبط

قالب دیالکتیکی

قالب دیالکتیکی
●چه كسی امیر را كشت؟
كارگردان: مهدی كرم پور- نویسنده فیلمنامه: مهدی كرم پور، مهدی كیا، خسرو نقیبی- مدیر فیلمبرداری: مهرداد فخیمی- تهیه كننده: مرتضی و مصطفی رزاق كریمی.
بازیگران: خسروشكیبایی، نیكی كریمی، امین حیایی، محمدرضا شریفی نیا، الناز شاكردوست، مهناز افشار، آتیلا پسیانی و علی مصفا.
●خلاصه داستان:
«روزی امیر به قصد مسافرت، منزل را ترك می كند و سپس خبر تصادف مرگبارش در جاده می رسد.همسر، همكار، همكلاس، دكتر، رفیق، منشی و دختر خوانده اوهر یك درباره شخصیت امیر و این كه چطور شد وی به سمت چنین سرنوشتی سوق داده شد صحبت می كنند.»
این كه برخی از تماشاگران با دیدن فیلم چه كسی امیر را كشت، واكنشهای حاكی از نارضایتی نشان داده اند، گویای نا آشنایی عموم مخاطبان سینمای ایران با الگوهای روایتی متفاوت است و این كه تصور می كنند روایت كلاسیك تنها نوع پیشبرد ماجرای یك فیلم سینمایی است.
البته نكته مهمی كه به این سوء تفاهم دامن زده است، حضور ستارگان و بازیگران مشهور سینماست كه با دیدن چهره هایشان روی پلاكارد سینما، تنها چیزی كه به ذهن مخاطب عام این سینما نمی رسد، دیدن یك فیلم متفاوت است، چه آن كه پیش از این، فیلمهای خاص به طور عمده از نابازیگران و یا دست كم غیر ستارگان استفاده می كردند، اما فرق فیلم چه كسی امیر را كشت با این الگوی آشنا و عمومی چیست؟
پاسخ این سؤال را باید در دو محور جست و جو كرد. نخست نحوه گسترش روایت است. دیوید بوردول و كریستین تامپسن در مورد فرم یك فیلم، پیشرفت روایت را در مدلهای مختلفی بررسی می كنند و فرم ... ABACADA را یكی از بهترین قالب های روایی معرفی می كنند. در چه كسی امیر را كشت، اگر هر یك از شخصیتهای فیلم (زیبا، اكبر، حمید، كامبیز، رضا، مرجان، عسل و خود امیر) با یكی از حروف الفبا مشخص شوند، ترتیب حضور این آدم ها در فیلم دارای هیچ قرینه هندسی نظم پذیری نخواهد بود. این بدان معناست كه منطق درونی فیلم بیشتر بر مبنای الگوی دیگری شكل گرفته است كه با توجه به پازل چینی موقعیتها و شخصیتها و برآیند پیشرفت روایت از دل آن، قالبی دیالكتیكی به خود می گیرد.
●منظور از قالب دیالكتیكی چیست؟
آدم های مختلفی كه درباره امیر ابراز نظر می كنند، به طور عمده حرفهایشان ناقض حرف دیگری است. A نظر B را نقض می كند و B نظر C را. در عین حال به تدریج می بینیم كه نفر اول چند صحنه بعد نظر خودش را هم نقض می كند، البته به گونه ای ظریف و نامحسوس، یعنی A۱ با A۲ متفاوت است. بدین ترتیب در فیلم با انبوهی از تز و آنتی تز روبرو هستیم كه برآیندشان یك سنتز است، اما این برنهاد نیزخود رفته رفته تبدیل به یك تز می شود كه در مقابل آنتی تز دیگری قرار می گیرد و حاصل تقابل شان به یك سنتز جدید ختم می شود. این ماجرا همچنان در طول فیلم ادامه پیدا می كند، تا این كه در نهایت با مشخص شدن وضعیت امیر در می یابیم كل این فلسفه بافی ها، سرابی بیش نبوده است. فیلمساز با این قالب دیالكتیكی بارها و بارها بنای ساخته شده بخشی از روایت را (كه بازتابش در ذهن مخاطب نیز سامان گرفته است) در هم می ریزد و روی خرابه قبلی با استفاده از همان مصالح قبلی بنایی جدید می سازد. طبیعی است چنین روندی، ذهن مخاطب خو گرفته به داستان سرایی كلاسیك را آزار می دهد و او را به سمت واكنشهای معترضانه سوق می دهد، اما ایرادی در كار نیست. چه كسی امیر را كشت در باطن امر، ذهن را به سمت واكنش های معترضانه سوق می دهد تا مخاطب به فكر كردن و حتی مشاركت در طول اثر دست یابد. این درست است كه فیلم چند بار به تماشاگر رودست می زند و ذهنیات او را درهم می ریزد تا مفروضات دیگری را برای خود برپا كند، اما همین به فعال كردن انگاره های او منجر می شود تا در نوبت بعد بتواند دست فیلمساز را پیشاپیش بخواند. از همین روست كه در پایان فیلم، امیر خطاب به دوربین می گوید فكر نمی كند لازم باشد خود را معرفی كند، زیرا این بار حتی عادت زده ترین تماشاگران نیز حدس مقرون به صوابی در مورد هویت او دارند.
محور دوم وجه تمایز فیلم به نوع حضور شخصیتها مربوط می شود. در این فیلم شخصیتها با یكدیگر هیچ تعامل فیزیكی پیدا نمی كنند و همه چیز در قالب حضور تك نفره آنها مقابل دوربین شكل می گیرد. در واقع این شخصیتها در عرض هم قرار گرفته اند نه در طول یكدیگر و آن چه طول روایت را شكل می دهد، ایده های این شخصیتهاست و نه خود آنها. چنین روندی اگرچه در سینما كم سابقه نیست، اما در جامعه ما كمتر فیلمسازی بدان دست تجربه زده است. شاید تا حدودی بتوان روایت كامران شیردل را در «اون شب كه بارون اومد» در این باب مثل پذیر دانست كه البته با توجه به عناصری از قبیل مستند بودن، نریشن داشتن و قرینه مندی هندسی الگوی روایی آن را از قالب چه كسی امیر را كشت متمایز دانست. اگر بخواهیم چیزی شبیه به خلاصه داستان فیلم برای این اثر تهیه كنیم، شاید متن آن شبیه به عبارات زیر باشد: «روزی امیر به قصد مسافرت منزل را ترك می كند و سپس خبر تصادف مرگبارش در جاده می رسد. همسر، همكار، همكلاس، دكتر، رفیق، منشی و دخترخوانده او هر یك درباره شخصیت امیر و این كه چطور شد وی به سمت چنین سرنوشتی سوق داده شد، صحبت می كنند» این خلاصه داستان نشان می دهد كه در فیلم نباید دنبال واقعه یا رویداد خاصی بگردیم كه پیش برنده ماجرا باشد. از همین رو نیازی به همراهی شخصیتها در كنار یكدیگر نیست. پدیده ای كه در كنار شخصیتهاست، دوربین است. این كه دوربین در فیلم چه كسی امیر را كشت چه مفهومی دارد، از آنجا كه درجه تأویل پذیری اش بالاست، نمی توان پاسخ سرراستی را در جواب به آن ارائه كرد، ولی هرچه هست، نشان از حضور پویای مخاطب دارد. این هشت آدم با تماشاگر رودررو صحبت می كنند و جالب اینجاست كه در صحبتها نیز چندان دروغی به چشم نمی خورد و اگر تعارضی بین صحبتهاست، نه ناشی از كذب صحبتها كه به علت سیالیت موقعیت، احساس، نگرش و البته پاره ای پنهان سازی هاست. اصلاً یكی از پشتوانه های اساسی روایت فیلم مبتنی بر همین پنهان سازی است. شخصیتها هر كدام ماجرای امیر را چنان تعریف می كنند كه بخش اساسی تر آن بعداً مشخص می شود. مثل یك كوه یخ كه بخش اعظم آن زیر دریاست و بخش كوچكتر آن قابل رؤیت است.زیرا ابتدا از عشق به امیر و تنفر از اصغر می گوید، اما رفته رفته همین ایده در مورد خود امیر و دكتر كامبیز مطلق شكل می گیرد.حمید از حس عمیق صمیمیت اش با امیر حرف می زند، ولی به تدریج با شكل گیری یك عشق واقعی و خیالی، صمیمیت جای خود را به تنفر می دهد.
مرجان با شیفتگی از امیر یاد می كند.اما این شیفتگی زمانی كه مانعی برای آرزویش می شود به عنصر دیگری تبدیل می شود و عسل كه دختری بابایی در آغاز می نمود در پایان آقا بالاسر خود را به شیوه ای دیگر یاد می كند.
پرخاشگری عسل به پسران در عین آرزو مندی برای دیده شدن از سوی آنها حاكی از تمنیات بر خلاف تظاهرات اوست.تحصیلكردگی حمید با آرایش و پوشش نامناسب او آن قدر تفاوت دارد كه افسردگی او را به خوبی عیان می كند.
دكتر با نوع خوابیدنش بر كاناپه، غریزه سخنان علمی او را آشكار می كند .
این تعارضات محتوایی و شكلی كه در فرم و اجرای اثر دیده می شود، در واقع معطوف به جهت گیری تماتیك خالق آن است كه در نوع دیدگاهش به جامعه معاصر شكل گرفته است.در این جامعه عشق، علم، ایدئولوژی، عاطفه، همكاری و ...در چنان موقعیت نابجایی واقع شده اند كه به قربانی كردن واقعیت در پی مصالح خویش پرداخته اند.همه چیز در این فراگرد سطحی می نماید و جایی برای عمق بخشی به اندیشه و عمل باقی نمانده است.دروغ و تظاهر دربالاترین اصلی است كه برای تحقق مصلحت توجیه پذیر جلوه پیدا می كند.امیر نماینده؛ یك واقعیت قربانی شده در این فیلم است و مهاجرت او از خانواده و آشنایان و دوستانش در فرجام اثر، حكایت از ایده معطوف به عزیمت درباره اصلاح این جامعه دارد؛ ایده ای پست مدرنیستی كه نهایت سر خوشی را در كندن از وضعیت فعلی می داند و این كه وضعیت آتی چیست، چندان برایش مهم نیست.دلخوشی امیر به نواختن سازی كه در تمام طول عمر از كاركردن با آن محروم بوده است آن هم در بیابانی كه خالی از سكنه و جنبنده ای است، تجلیگر همین ایده فراتجددی است.
چه كسی امیر را كشت جدا از روایت و درو نمایه، واجد ویژگی های ممتاز دیگری نیز هست.بازی بازیگران آن چنان است كه بخوبی شهرت خود را با غیر متعارف بودن اثر همخوان می كنند و از این تجانس برای القای بهتر مفاهیم مورد نظر استفاده می شود و حتی پرسونال برخی از بازیگران نیز در این بین خالی از تأثیر نیست.اگر چه نیكی كریمی و امین حیایی كمتر از حد انتظار و توانایی شان ظاهر می شوند، اما در مقابل آتیلا پسیانی و خسرو شكیبایی و مهناز افشار فوق العاده اند.
شریفی نیا نیز كه البته بجز بازی در نقش روانشناس، سایر بازیگران را انتخاب كرده است، در قالب یك روانپزشك خیلی خوب جا می افتد.دیالوگ ها ( در واقع مونولوگ های) فیلم جزو شاخص ترین عناصر آن هستند كه به نظر می آید برای آن باید یك مطلب مستقل نوشت و در این جا فقط به این نكته اشاره می شود كه این عنصر جدا از آشكار سازی شناسنامه شخصیتی كاراكتر گوینده، در تعامل با سایر گفت وگوها، بار هدایت روند و ضرباهنگ اثر را نیز برعهده دارند.و چیدمان آن در نهایت ظرافت صورت گرفته است.فیلمبرداری فیلم به همراه فضاسازی ناشی از طراحی صحنه و لباس كه بصری ترین ابعاد فیلم را تشكیل می دهند در انتقال ایده های اثر كاركرد بسیار مهمی دارند.
چه كسی امیر را كشت فیلم قابل بحثی است كه بیش از این ظرفیت تأمل دارد، اما این به معنای وجود نداشتن ضعف در آن نیست.از زمانی كه گره معطوف به عاملان قتل امیر باز می شود فیلم دچار پرگویی حشو آلودی می شود كه می شد آن را به صورت مجمل تری روایت كرد و این در واقع ثلث نهایی اثر را شامل می شود.از همین رو به نظر می رسد اواخر فیلم - غیر از صحنه آخر - تا حدی كسالت بار می شود و برخلاف رویه غافلگیر كننده صحنه های قبلی به ارائه همان چیزی می پردازد كه در انتظار مخاطب است.با این حال حضور آثاری از قبیل چه كسی امیر را كشت در سینمای ایران حضوری مغتنم است كه به سهم خود - هرچند اندك - در قالب زدایی و تجربیات نوین تأثیر دارد.

وبگردی
ویدئوی جنجالی وزیر بهداشت؛ #خودت_بمال / تمسخر و تحقیر بیمار نیازمند توسط وزیر
ویدئوی جنجالی وزیر بهداشت؛ #خودت_بمال / تمسخر و تحقیر بیمار نیازمند توسط وزیر - وزیربهداشت بهترین توصیه رو به اون پیرمرد بیچاره کرد که گفت: خودت بمال. پیرمرد باید دستش رو محکم می‌مالید به گوش وزیر تا یک بار هم که شده از تخت اخلاق فرعونی بیاد پایین
نیاز شدید تلویزیون به بدحجابها در روزهای خاص
نیاز شدید تلویزیون به بدحجابها در روزهای خاص - کاش در این میان یکی به ما بگوید که بالاخره بی حجاب بد است، خوب است؟ چه زمانی بد است؟ چه زمانی خوب است؟
پاییز بازار ثانویه
پاییز بازار ثانویه - اگر ما نتوانیم تفاوت فاحش قیمت ارز در بازار آزاد و ثانویه را جبران کنیم و نتوانیم به بازار ثانویه عمق کافی ببخشیم عملا بازار ثانویه از دور خارج خواهد شد. قرار بود بازار ثانویه و آزاد یک تفاوت حداقلی داشته باشند. قرار بود نهایتا اختلاف قیمت در این دو بازار ۲۰۰ یا ۳۰۰ تومان باشد نه هفت هزار تومان!
حال فعلی ! یا ناتوانی در تشخیص حال قبلی
حال فعلی ! یا ناتوانی در تشخیص حال قبلی - حمید رسایی عضو جبهه پایداری در صفحه شخصی خود در شبکه توییتر نسبت به اهانت زشت امیر تتلو به امام حسین (ع) و 72 تن از یاران باوفایش واکنش تندی نشان داد.
ویدئو/ وحشت پزشکان از تولد نوزاد تک چشم در اندونزی (۱۶+)
ویدئو/ وحشت پزشکان از تولد نوزاد تک چشم در اندونزی (۱۶+) - پزشکان هنگامی که یک نوزاد دختر اندونزیایی را در یکی از بیمارستان های این کشور به دنیا آوردند بسیار وحشت زده شدند. نوزاد تازه متولد شده با یک چشم بزرگ روی پیشانی اش متولد شد و پس از هفت ساعت درگذشت.
بازنشر نامه استاد به امیر تتلو! / معیار تشخیص حق از باطل گشته ای !
بازنشر نامه استاد به امیر تتلو! / معیار تشخیص حق از باطل گشته ای ! - فردی به نام علی‌اکبر رائفی‌پور كه رسانه‌‌های اصولگرا از او به عنوان «استاد، محقق و پژوهشگر» یاد می‌كنند! در تاریخ 29 اردیبهشت 96 (در كوران انتخابات ریاست‌جمهوری) در نامه‌ای سرگشاده به امیرحسین مقصودلو (تتلو) نوشت: «امیر جان بخوان، تو باید بخوانی، عیبی ندارد! سرت را بالا بگیر و خدا را شکر کن که به واسطه تو این همه نفاق را آشکار کرد! دلت محکم باشد پهلوان! تو فقط بخوان، بخوان
جنجال احمد خمینی در VIP عزاداری حسینی
جنجال احمد خمینی در VIP عزاداری حسینی - انتشار عکس‌های نشستن احمد خمینی زیر کولر در بخش وی‌آی‌پی هیات که پوششی شیشه‌ای دارد و از سینه‌زنان جداست، پس از توضیح او که گفت آن جایگاه مربوط به «روحانیون درجه یک و دو قم» است و «اون بالا معممین میشینن که لباسشون چون زیاده باعث گرمازدگی نشه»، با واکنش‌های تندتری هم همراه بود.
واکنش جالب رهبری به روبوسی کیارستمی با داور خانم جشنواره کن!
واکنش جالب رهبری به روبوسی کیارستمی با داور خانم جشنواره کن! - واکنش جالب مقام معظم رهبری به روبوسی کیارستمی با خانم داور جشنواره کن از زبان عزت الله ضرغامی
لحظه هولناک در چاه انداختن دختر بچه توسط پسرعمویش
لحظه هولناک در چاه انداختن دختر بچه توسط پسرعمویش - این فیلم که توسط دوربین های امنیتی گرفته شده لحظه به چاه انداختن دختر 5 ساله ای در اصفهان توسط پسر بچه ای کوچک را به تصویر کشیده است.
آشنایی با لامبورگینی! کاملا ایرانی
آشنایی با لامبورگینی! کاملا ایرانی - جوان خوش ذوق ایرانی لامبورگینی! تماما ایرانی را طراحی و تولید کرده است.
سلطان سکه
سلطان سکه - اولین جلسه دادگاه "وحید مظلومین" معروف به سلطان سکه به همراه ۱۴ نفر از همدستانش امروز در شعبه دو دادگاه ویژه مفاسد اقتصادی به ریاست قاضی زرگر و به صورت علنی برگزار شد.
ریحانه یا لیلا؟! / حاشیه سازی ریحانه پارسا بازیگر سریال پدر
ریحانه یا لیلا؟! / حاشیه سازی ریحانه پارسا بازیگر سریال پدر - با وجود اینکه چند روزی است سریال پر حاشیه "پدر" به پایان رسیده است، اما انتشار تصاویر ریحانه پارسا بازیگر نقش اول زن این سریال جنجال تازه‌ای به پا کرده است. این جنجال در حالی ایجاد شده که سازندگان سریال "پدر" به دنبال تولید فصل دوم آن هستند.