چهارشنبه ۴ مهر ۱۳۹۷ / Wednesday, 26 September, 2018

واقعیت عالم ذر


واقعیت عالم ذر
همان طور که می دانیم قرآن کتاب هدایت انسان است و به همه وقایع مهم انسان که نقش اساسی سعادت و شقاوت او را دارند اشاره دارد و طبیعی است که به مسئله مهمی چون عالم ذر که جایگاه بسیار مهمی در حیات فکری و رفتاری او است اشاره داشته است. بیش از ده آیه در سوره های مختلف قرآن آمده است که به این عالم اسرار آمیز مربوط می شوند مثل (سوره اعراف /۱۷۲) که تفاسیر و روایات فراوانی از سوی شیعه و سنی وارد شده است. خداوند در این آیات از پیامبر (ص) می خواهد تا واقعه ای را که در صدر خلقت بشر صورت گرفت و ذریه بنی آدم را از پشت آنها برگرفته و از همه آنها بر ربوبیت خود اقرار گرفت به یاد آورد. قطعا خداوند این کار را به خاطر آن انجام داد که کسی در آخرت بهانه غفلت و شرک پدران و نیاکان خود را نیاورد. چون انسان باید در این دنیا مورد آزمایش قرار گیرد تا سعادت و شقاوت او تعیین گردد. اما آورده اند که دنیا به تنهایی برای آزمون کافی نیست بنابراین باید یک عالم دیگر باشد که همان عالم ذر است که حقیقت انسان ها بدون وجود هر گونه بهانه آشکار می سازد و ذمه آنها را هم در این مقطع از دنیا به پیمانی بزرگ مشغول می سازد . خدای متعال به چهار صورت انسان را به توحید رهنمون کرده و حجت را بر او تمام می کند. سه صورت آن نقلی، عقلی و فطری است و صورت چهارم آن هم در این آیه مطرح است و آن اقراری است که خداوند از او گرفت و برای اثبات عالم ذر به چند نمونه آیه و روایات متذکر می شویم:
(سوره یونس/ ۷۴) فما کانوا لیومنوا بما کذبوا به من قبل
«به چیزی که از پیش آن را تکذیب کرده بودند ایمان نیاوردند»
(سوره تغابن/ ۲) هو الذی خلقکم فمنکم کافر و منکم مومن
«او کسی است که شما را آفرید، گروهی از شما کافر و گروهی مومنید»
و از امام صادق روایت شد که در باره ( سوره یونس /۷۴) می فرمایند:
خداوند فرستادگان خود را به سوی خلق فرستاد در حالی که در پشت مردان و رحم زنان بودند پس کسی که در آن هنگام تصدیق کرد پس از آن هم تصدیق نمود و کسی که در آن هنگام تکذیب کرد بعد از آن هم تکذیب نمود.
و امام صادق (ع) در (سوره تغابن/ ۲) می فرمایند:
خداوند ایمان و کفر آنها را به ولایت ما شناخت روزی که در صلب آدم از آنها پیمان گرفته شد در حالی که ریز بودند.
از این آیات و روایات متوجه می شویم که عالم ذر همان عالمی است که قبل از خلقت دنیا وجود داشت و ذر همان ذریه است که خداوند آنها را از ذریه های آدم به وجود آورد. درباره زمان عالم ذر نیز تفاسیر و روایات متعددی مطرح است و ذهن آدمی که جستجوگر است این سوال برایش پیش می آید که عالم ذر چه زمانی بوده است؟
بعضی ازروایات استفاده می شود که پس از خلقت آدم در آفرینش فعلی بوده است و پس از اتمام آن همه به صلب او بازگشتند که در این صورت عالم میثاق همزمان با اوایل خلقت آدم بوده است.
امام کاظم(ع) فرمودند: خداوند پیامبران و جانشینان آنها را روز جمعه آفرید و جمعه همان روزی است که خداوند از آنها پیمان گرفت.
بنابراین در روایات فراوانی آمده است که روز جمعه و روز اول فروردین که نوروز خوانده می شود از اهمیت بسزایی برخوردار است. درباره مکان عالم ذر نیز نظرات و روایات متعددی آمده است: مثلا ابن عباس می گوید: وقتی آدم از اعمال حج خود فارغ شد و در وادی نعمان که پشت کوه عرفات است خوابید، خدای تعالی همه ذریه او را تا روز قیامت از پشت او بیرون آورد و آدم آنها را مشاهده کرد.
واقعه عالم ذر بر روی زمین انجام گرفت چه این که در روایات آمده است و در جای دیگر مکه و در کنار حجرالاسود را نام برده اند که این نقطه از زمین از اهمیت والایی برخوردار است. و علامه طباطبایی درباره مکان عالم ذر می فرمایند: که انسان دارای دو وجهه ملک و ملکوت است و وجهه ملکوتی او مقدم بر وجهه دنیایی اش می باشد و تفاوت ملکوت و ملک همان تفاوت کن و یکون خواهد بود. در این جا اشکالاتی وارد کردند که آن عالم ، عالم ملکوت است، ولی در جواب باید گفت این عالم جدای از عالم ملکوت است. زیرا معصومین در روایات و تفاسیر چیزی درباره این نیاورده اند و در نتیجه عالم میثاق عالم ملکوت نیست بلکه مقطعی از همین نشات دنیوی بوده است و در مورد مدت عالم ذر باید بگوییم که زمان این عالم کوتاه بوده است و آیا کوتاه بودن آن را انسان احساس کرده است یا خیر معلوم نیست زیرا مدت زمان دنیا با عوالم دیگر متفاوت است و انسان چیزی را در این دنیا درک می کند که می بیند و ما معتقدیم که در عالم آخرت زمان معنا ندارد و شاید عالم ذر نیز زمان نداشته باشد.
برخی ازمحققان فراموشی عالم ذر را کوتاهی آن دانسته اند ولی فلسفه فراموشی عالم ذر در روایات مطرح نشده است و تنها به اصل فراموشی اشاره گردیده است. مثلا آنچه در عالم ذر واقع شد شهود عینی حقایق چون ربوبیت و نبوت و ولایت بود و اگر این شهود همواره درخاطره ها می ماند می توانست از ارزش هدایت انسان و تلاش او در راه خدا در این دنیا بکاهد و یا خداوند وقایع آن عالم را به بستر فراموشی برد تا در مقطع بعدی دنیا که زندگی فعلی انسان باشد به او خبر دهد و بار دیگر او را در پذیرش خیر خود مورد آزمایش قرار داده و معلوم گردد چه کسی به صدق گفتار خداوند پایبند است ،اینها احتمالاتی است که اکثر افراد داده اند. و در پایان مطلب می توانیم بگوییم: فلسفه وجودی عالم ذر همان فلسفه مقطع کنونی دنیاست. آفرینش انسان در دنیا، آزمایش او و نیل به مراتب کمال است که با کسب معرفت عبادت و اطاعت خداوند به دست می آید. زیرا عالم ذر و عالم کنونی دو مقطع از دنیا هستند که هر کدام بخشی از تاریخ زندگی انسان را تشکیل می دهند. ویژگی فلسفه عالم ذر به دلیل اتمام حجت و تجلی ربوبیت پروردگار نبوت انبیا و ولایت جانشینان آنها به ویژه امیرالمومنین است. در سوره اعراف /۱۷۴ -۱۷۲) بنابراین این آیه، فلسفه عالم ذر گرفتن بهانه از دست انسان ها بود.
خداوند این پیمان را گرفت تا کسی در قیامت نتواند بگوید من از ربوبیت خدای یکتا غافل بودم یا به خاطر شرکت پدران خود مجبور به پذیرش شرکت گردیدم. و یکی دیگر از فلسفه عالم ذر همان تجلی توحید، نبوت و ولایت در زندگی بشر است زیرا اگر عالم ذر نبود فلسفه آفرینش انسان و حتی مواخذه قیامت هم با دشواری روبه رو می شد. و سومین فلسفه همان آزمایش فکری و عملی انسان هاست و نتیجه این آزمایش که با شهادت فرشته ها همراه است زمینه حرکت فکری و عملی او در دنیا و معیار رسیدگی به امور او در آخرت باشد و همه اینها برای رسیدن انسان به آن کمال حقیقی است که موجب سعادت وی خواهد بود. حاصل آنکه: عالم ذر و عالم ملکوت دو عالم جدا از هم هستند زیرا عالم ذر عالمی است که پیش از خلقت انسان بوده است و عالم ملکوت یکی از عوالم انسان بعد از خلقتش است و اگر با هم ارتباطی داشته باشند مربوط به عالم آخرت است که اینک برای انسان مشخص نیست.

زهرا یوسفی مصری

منبع : روزنامه جوان

مطالب مرتبط

قرآن، انسانی و خطاپذیر است

قرآن، انسانی و خطاپذیر است
۱) بنا به روایات سنتی، پیامبر تنها وسیله بود؛ او پیامی را که از طریق جبرئیل به او نازل شده بود، منتقل می‌کرد. به نظر من، پیامبر نقشی محوری در تولید قرآن داشته است. پیامبر به نحوی دیگر نیز آفریننده‌ی وحی است. آن‌چه او از خدا دریافت می‌کند، مضمون وحی است.
پیامبر، مانند یک شاعر، این الهام را به زبانی که خود می‌داند، و به سبکی که خود به آن اشراف دارد، و با تصاویر و دانشی که خود در اختیار دارد، منتقل می‌کند. شخصیت او نیز نقش مهم در شکل دادن به این متن ایفا می‌کند.
۲) از دیدگاه سنتی، در وحی خطا راه ندارد. اما برخی مفسران فکر می‌کنند وحی در مسایل صرفاً دینی مانند صفات خداوند، حیات پس از مرگ و قواعد عبادت خطاپذیر نیست. آن‌ها می‌پذیرند که وحی می‌تواند در مسایلی که به این جهان و جامعه‌ی انسانی مربوط می‌شوند، اشتباه کند. این مفسران اغلب استدلال می‌کنند که این نوع خطاها در قرآن خدشه‌ای به نبوت پیامبر وارد نمی‌کند؛ چون پیامبر به سطح دانش مردم زمان خویش «فرود آمده است» و «به زبان زمان خویش» با آن‌ها سخن گفته است. من دیدگاه دیگری دارم. من فکر نمی‌کنم که پیامبر «به زبان زمان خویش» سخن گفته باشد؛ در حالی که خود دانش و معرفت دیگری داشته است. او حقیقاً به آن‌چه می‌گفته، باور داشته است. این زبان خود او و دانش خود او بود و فکر نمی‌کنم دانش او از دانش مردم هم‌عصرش درباره‌ی زمین، کیهان و ژنتیک انسان‌ها بیش‌تر بوده است".
چندین سال پس از انتشار "بسط تجربه نبوی"، دکتر عبدالکریم سروش اینک به بهانه بازانتشار قریب الوقوع کتابش توسط انتشارات بریل، در گفتگو با مجله ZemZem، لب لباب و عصاره صحبت‌های خود را فارغ از پیچیدگی‌های کلامی بازگو می‌کند.
این مطلب در سایت رسمی دکتر سروش درج و ترجمه آن نیز در رادیو زمانه وابسته به دولت هلند انتشار یافته است.
بسط تجربه نبوی در زمان انتشار، به تلاش برای گسترش نظریه خطاپذیری معرفت دینی (در قبض و بسط تئوریک شریعت) به قرآن تعبیر و انتقادات فراوانی را باعث شد. اینک دکتر سروش، مقصود خود از این نظریه را به زبان ساده و بدور از تکلفات زبانی تشریح می‌کند؛ از نگاه دکتر سروش،
۱) پیامبر (ص) بر اساس تجربه، شخصیت و دانش خود که از دید دکتر سروش "در حد دانش عصر نزول" قرآن بوده است، الهام الاهی را به صورت متن و کتاب درآورده است.
۲) قرآن، معجزه اسلام، به خاطر انسانی بودن، خطاپذیر است
۳) این خطاپذیری خللی در نبوت پیامبر وارد نمی‌کند.
اظهارات وی را بدون هیچ‌گونه توضیح و تفسیر اضافه‌تر می‌خوانید.
الف، آماده انتشار مقالات اندیشمندان در پاسخ به نظرات دکتر سروش است.
▪ چگونه می‌توان چیزی هم‌چون «وحی» را در جهان مدرن و راززدایی شده‌ی امروز، بامعنا دید؟
ـ وحی «الهام» است. این همان تجربه‌ای است که شاعران و عارفان دارند؛ هر چند پیامبر این را در سطح بالاتری تجربه می‌کنند. در روزگار مدرن، ما وحی را با استفاده از استعاره‌ی شعر می‌فهمیم. چنان‌که یکی از فیلسوفان مسلمان گفته است: وحی بالاترین درجه‌ی شعر است.
شعر ابزاری معرفتی است که کارکردی متفاوت با علم و فلسفه دارد. شاعر احساس می‌کند که منبعی خارجی به او الهام می‌کند؛ و چیزی دریافت کرده است. و شاعری، درست مانند وحی، یک استعداد و قریحه است: شاعر می‌تواند افق‌های تازه‌ای را به روی مردم بگشاید؛ شاعر می‌تواند جهان را از منظری دیگر به آن‌ها بنمایاند.
▪ به نظر شما، قرآن را باید محصول زمان خودش دید. آیا این سخن متضمن این نیز هست که شخص پیامبر نقشی فعال و حتی تعیین‌کننده در تولید این متن داشته است؟
ـ بنا به روایات سنتی، پیامبر تنها وسیله بود؛ او پیامی را که از طریق جبرئیل به او نازل شده بود، منتقل می‌کرد. اما، به نظر من، پیامبر نقشی محوری در تولید قرآن داشته است.
استعاره‌ی شعر به توضیح این نکته کمک می‌کند. پیامبر درست مانند یک شاعر احساس می‌کند که نیرویی بیرونی او را در اختیار گرفته است. اما در واقع - یا حتی بالاتر از آن: در همان حال - شخص پیامبر همه چیز است: آفریننده و تولیدکننده. بحث درباره‌ی این‌که آیا این الهام از درون است یا از بیرون حقیقتاً این‌جا موضوعیتی ندارد، چون در سطح وحی تفاوت و تمایزی میان درون و برون نیست.
این الهام از «نَفس» پیامبر می‌آید و «نفس» هر فردی الهی است. اما پیامبر با سایر اشخاص فرق دارد؛ از آن رو که او از الهی بودن این نفس آگاه شده است. او این وضع بالقوه را به فعلیت رسانده است. «نفس» او با خدا یکی شده است. سخن مرا این‌جا به اشتباه نفهمید: این اتحاد معنوی با خدا به معنای خدا شدن پیامبر نیست. این اتحادی است که محدود به قد و قامت خود پیامبر است. این اتحاد به اندازه‌ی بشریت است؛ نه به اندازه‌ی خدا.
جلال الدین مولوی، شاعر عارف، این تناقض‌نما را با ابیاتی به این مضمون بیان کرده است که: «اتحاد پیامبر با خدا، همچون ریختن بحر در کوزه است.»
اما پیامبر به نحوی دیگر نیز آفریننده‌ی وحی است. آن‌چه او از خدا دریافت می‌کند، مضمون وحی است. اما این مضمون را نمی‌توان به همان شکل به مردم عرضه کرد؛ چون بالاتر از فهم آن‌ها و حتی ورای کلمات است. این وحی بی‌صورت است و وظیفه‌ی شخص پیامبر این است که به این مضمون بی‌صورت، صورتی ببخشد تا آن را در دسترس همگان قرار دهد. پیامبر، باز هم مانند یک شاعر، این الهام را به زبانی که خود می‌داند، و به سبکی که خود به آن اشراف دارد، و با تصاویر و دانشی که خود در اختیار دارد، منتقل می‌کند.
شخصیت او نیز نقش مهم در شکل دادن به این متن ایفا می‌کند. تاریخ زندگی خود او: پدرش، مادرش، کودکی‌اش و حتی احوالات روحی‌اش [در آن نقش دارند.] اگر قرآن را بخوانید، حس می‌کنید که پیامبر گاهی اوقات شاد است و طربناک و بسیار فصیح در حالی که گاهی اوقات پرملال است و در بیان سخنان خویش بسیار عادی و معمولی است. تمام این‌ها اثر خود را در متن قرآن باقی گذاشته‌اند. این، آن جبنه‌ی کاملاً بشری وحی است.
▪ پس قرآن جنبه‌ای انسانی و بشری دارد. این یعنی قرآن خطاپذیر است؟
ـ از دیدگاه سنتی، در وحی خطا راه ندارد. اما امروزه، مفسران بیشتر و بیشتری فکر می‌کنند وحی در مسایل صرفاً دینی مانند صفات خداوند، حیات پس از مرگ و قواعد عبادت خطاپذیر نیست. آن‌ها می‌پذیرند که وحی می‌تواند در مسایلی که به این جهان و جامعه‌ی انسانی مربوط می‌شوند، اشتباه کند. آن‌چه قرآن درباره‌ی وقایع تاریخی، سایر ادیان و سایر موضوعات عملی زمینی می‌گوید، لزوماً نمی‌تواند درست باشد. این مفسران اغلب استدلال می‌کنند که این نوع خطاها در قرآن خدشه‌ای به نبوت پیامبر وارد نمی‌کند؛ چون پیامبر به سطح دانش مردم زمان خویش «فرود آمده است» و «به زبان زمان خویش» با آن‌ها سخن گفته است.
من دیدگاه دیگری دارم. من فکر نمی‌کنم که پیامبر «به زبان زمان خویش» سخن گفته باشد؛ در حالی که خود دانش و معرفت دیگری داشته است. او حقیقاً به آن‌چه می‌گفته، باور داشته است. این زبان خود او و دانش خود او بود و فکر نمی‌کنم دانش او از دانش مردم هم‌عصرش درباره‌ی زمین، کیهان و ژنتیک انسان‌ها بیش‌تر بوده است. این دانشی را که ما امروز در اختیار داریم، نداشته است. و این نکته خدشه‌ای هم به نبوت او وارد نمی‌کند چون او پیامبر بود، نه دانشمند یا مورخ.
▪ شما به فیلسوفان و عارفان سده‌های میانه هم‌چون مولوی اشاره می‌کنید. دیدگاه‌های شما درباره‌ی قرآن تا چه اندازه ریشه در سنت اسلامی دارد؟
ـ بسیاری از دیدگا‌ه‌های من ریشه در اندیشه‌ی سده‌های میانی اسلام دارد. این سخن را که نبوت مقوله‌ای است بسیار عام و نزد اصناف مختلف آدمیان یافت می‌شود، هم در اسلام شیعی و هم نزد عارفان وجود دارد. متکلم بزرگ شیعی، شیخ مفید، امامان شیعه را پیامبر نمی‌داند؛ اما تمام ویژگی‌هایی را که پیامبران دارا هستند، به آن‌ها نسبت می‌دهد. هم‌چنین عارفان نیز عمدتاً متعقدند که تجربه‌ی آن‌ها از جنس تجربه‌های پیامبران است. و باور به این نیز که قرآن یک محصول بشری و بالقوه خطاپذیر است، در عقاید معتزله دال بر مخلوق بودن قرآن به طور تلویحی آمده است.
اندیشمندان سده‌های میانه غالباً این نظرها را به شیوه‌ای روشن و مدون بیان نمی‌کردند و ترجیح می‌دادند آن‌ها را در خلال سخنانی پراکنده یا در لفافه بیان کنند. آن‌ها نمی‌خواستند برای مردمی که توانایی هضم این اندیشه‌ها را نداشتند، ایجاد تشویش و سردرگمی کنند. به عنوان مثال، مولوی جایی می‌گوید که قرآن، آیینه‌های ذهن پیامبر است. آن‌چه در دل سخن مولوی مندرج است این است که شخصیت پیامبر، تغییر احوال او و اوقات خوب و بد او، همه در قرآن منعکس هستند.
پسر مولوی حتی از این هم فراتر می‌رود. او در یکی از کتاب‌هایش می‌گوید که چند همسری به این دلیل در قرآن مجاز دانسته شده است که پیامبران زنان را دوست می‌داشت. و به این دلیل بود که به پیروانش اجازه‌ی اختیار کردن چهار زن را داده بود!
▪ آیا سنت شیعی به شما اجازه می‌دهد که اندیشه‌هایتان را درباره‌ی بشری بودن قرآن مدون کرده و توسعه دهید؟
ـ مشهور است که در اسلام سنی، مکتب عقل‌گرای اعتزالی در برابر اشعریان و عقیده‌ی آن‌ها دال بر جاودانی بودن و غیرمخلوق بودن قرآن شکست سختی خورد. اما در اسلام شیعی، معتزلیان به نحوی ادامه‌ی حیات دادند و زمینی حاصل‌خیز را برای رشد یک سنتی فلسفی غنی فراهم کردند. اعتقاد معتزلیان دال بر مخلوق بودن قرآن در میان متکلمان شیعی، تقریباً اعتقادی است بلامنازع.
امروز می‌بینید که اصلاح‌گران سنی به موضع شیعیان نزدیک‌تر می‌شوند و اعتقاد مخلوق بودن قرآن را می‌پذیرند. اما روحانیون ایران در استفاده از منابع فلسفی سنت شیعی برای گشودن افق‌هایی تازه به روی فهم دینی ما مردد هستند. آن‌ها قدرت‌شان را بر پایه‌ی فهمی محافظه‌کارانه از دین مستحکم کرده‌اند و هراس دارند که مبادا با گشودن باب بحث درباره‌ی مسایلی از قبیل ماهیت نبوت، همه چیزشان از دست برود.
▪ پیامدهای دیدگاه‌های شما برای مسلمانان معاصر و نحوه‌ی استفاده‌ی آن‌ها از قرآن به منزله‌ی یک راهنمای اخلاقی چیست؟
ـ تلقی بشری از قرآن تفاوت نهادن میان جنبه‌های ذاتی و عرضی قرآن را میسر می‌کند. بعضی از جنبه‌های دین به طور تاریخی و فرهنگی شکل گرفته‌اند و امروز دیگر موضوعیت ندارند. همین امر، به عنوان مثال، درباره‌ی مجازات‌های بدنی که در قرآن مقرر شده‌اند، صادق است. اگر پیامبر در یک محیط فرهنگی دیگر زندگی می‌کرد، این مجازات‌ها احتمالاً بخشی از پیام او نمی‌بودند.
وظیفه‌ی مسلمانان امروز این است که پیام گوهری قرآن را به گذشت زمان ترجمه کنند. این کار درست مانند ترجمه‌ی یک ضرب‌المثل از یک زبان به زبان دیگری است. ضرب‌المثل را تحت‌اللفظی ترجمه نمی‌کنید. ضرب‌المثل دیگری پیدا می‌کنید که همان روح و معنا را داشته باشد، همان مضمون را داشته باشد، ولی شاید همان الفاظ را نداشته باشد.
در عربی می‌گویند که فلانی خرما به بصره برده است. اگر قرار باشد این را به انگلیسی ترجمه کنید، می‌گویید فلانی زغال‌سنگ به نیوکاسل برده است. درک تاریخی و بشری از قرآن به ما اجازه‌ی این کار را می‌دهد. اگر بر این باور اصرار کنید که قرآن کلام غیرمخلوق و جاودانی خداست که باید لفظ به لفظ به آن عمل شود، دچار مخمصه‌ای لاینحل می‌شوید.

وبگردی
ویدئوی جنجالی وزیر بهداشت؛ #خودت_بمال / تمسخر و تحقیر بیمار نیازمند توسط وزیر
ویدئوی جنجالی وزیر بهداشت؛ #خودت_بمال / تمسخر و تحقیر بیمار نیازمند توسط وزیر - وزیربهداشت بهترین توصیه رو به اون پیرمرد بیچاره کرد که گفت: خودت بمال. پیرمرد باید دستش رو محکم می‌مالید به گوش وزیر تا یک بار هم که شده از تخت اخلاق فرعونی بیاد پایین
نیاز شدید تلویزیون به بدحجابها در روزهای خاص
نیاز شدید تلویزیون به بدحجابها در روزهای خاص - کاش در این میان یکی به ما بگوید که بالاخره بی حجاب بد است، خوب است؟ چه زمانی بد است؟ چه زمانی خوب است؟
حال فعلی ! یا ناتوانی در تشخیص حال قبلی
حال فعلی ! یا ناتوانی در تشخیص حال قبلی - حمید رسایی عضو جبهه پایداری در صفحه شخصی خود در شبکه توییتر نسبت به اهانت زشت امیر تتلو به امام حسین (ع) و 72 تن از یاران باوفایش واکنش تندی نشان داد.
ویدئو/ وحشت پزشکان از تولد نوزاد تک چشم در اندونزی (۱۶+)
ویدئو/ وحشت پزشکان از تولد نوزاد تک چشم در اندونزی (۱۶+) - پزشکان هنگامی که یک نوزاد دختر اندونزیایی را در یکی از بیمارستان های این کشور به دنیا آوردند بسیار وحشت زده شدند. نوزاد تازه متولد شده با یک چشم بزرگ روی پیشانی اش متولد شد و پس از هفت ساعت درگذشت.
بازنشر نامه استاد به امیر تتلو! / معیار تشخیص حق از باطل گشته ای !
بازنشر نامه استاد به امیر تتلو! / معیار تشخیص حق از باطل گشته ای ! - فردی به نام علی‌اکبر رائفی‌پور كه رسانه‌‌های اصولگرا از او به عنوان «استاد، محقق و پژوهشگر» یاد می‌كنند! در تاریخ 29 اردیبهشت 96 (در كوران انتخابات ریاست‌جمهوری) در نامه‌ای سرگشاده به امیرحسین مقصودلو (تتلو) نوشت: «امیر جان بخوان، تو باید بخوانی، عیبی ندارد! سرت را بالا بگیر و خدا را شکر کن که به واسطه تو این همه نفاق را آشکار کرد! دلت محکم باشد پهلوان! تو فقط بخوان، بخوان
جنجال احمد خمینی در VIP عزاداری حسینی
جنجال احمد خمینی در VIP عزاداری حسینی - انتشار عکس‌های نشستن احمد خمینی زیر کولر در بخش وی‌آی‌پی هیات که پوششی شیشه‌ای دارد و از سینه‌زنان جداست، پس از توضیح او که گفت آن جایگاه مربوط به «روحانیون درجه یک و دو قم» است و «اون بالا معممین میشینن که لباسشون چون زیاده باعث گرمازدگی نشه»، با واکنش‌های تندتری هم همراه بود.
واکنش جالب رهبری به روبوسی کیارستمی با داور خانم جشنواره کن!
واکنش جالب رهبری به روبوسی کیارستمی با داور خانم جشنواره کن! - واکنش جالب مقام معظم رهبری به روبوسی کیارستمی با خانم داور جشنواره کن از زبان عزت الله ضرغامی
لحظه هولناک در چاه انداختن دختر بچه توسط پسرعمویش
لحظه هولناک در چاه انداختن دختر بچه توسط پسرعمویش - این فیلم که توسط دوربین های امنیتی گرفته شده لحظه به چاه انداختن دختر 5 ساله ای در اصفهان توسط پسر بچه ای کوچک را به تصویر کشیده است.
آشنایی با لامبورگینی! کاملا ایرانی
آشنایی با لامبورگینی! کاملا ایرانی - جوان خوش ذوق ایرانی لامبورگینی! تماما ایرانی را طراحی و تولید کرده است.
سلطان سکه
سلطان سکه - اولین جلسه دادگاه "وحید مظلومین" معروف به سلطان سکه به همراه ۱۴ نفر از همدستانش امروز در شعبه دو دادگاه ویژه مفاسد اقتصادی به ریاست قاضی زرگر و به صورت علنی برگزار شد.
ریحانه یا لیلا؟! / حاشیه سازی ریحانه پارسا بازیگر سریال پدر
ریحانه یا لیلا؟! / حاشیه سازی ریحانه پارسا بازیگر سریال پدر - با وجود اینکه چند روزی است سریال پر حاشیه "پدر" به پایان رسیده است، اما انتشار تصاویر ریحانه پارسا بازیگر نقش اول زن این سریال جنجال تازه‌ای به پا کرده است. این جنجال در حالی ایجاد شده که سازندگان سریال "پدر" به دنبال تولید فصل دوم آن هستند.
لیلای سریال "پدر" مدل شد / عکس‌ها
لیلای سریال "پدر" مدل شد / عکس‌ها - ریحانه پارسا، بازیگر نقش لیلا در سریال "پدر" فعالیت خودش را به عنوان مدل تبلیغاتی آغاز کرد. این بازیگر متولد سال 1377 است.