سه شنبه ۳ بهمن ۱۳۹۶ / Tuesday, 23 January, 2018

نقش حضرت ابوالفضل در واقعه عاشورا


نقش حضرت ابوالفضل در واقعه عاشورا
زندگانی حضرت عباس بن علی تا قبل از واقعه عاشورا کمتر مورد توجه مورخان قرار گرفته است. مطلبی هم که برخی نظیر مورخ الدوله سپهر در ناسخ التواریخ و به تبع او دیگران در باب شجاعت عباس در جنگ صفین نقل کرده اند، کاملاً بی پایه و اساس است؛ چرا که وی هنگام جنگ صفین نوجوانی چهارده ساله بود و در جنگ حضور نداشت. از سال ۴۰ هجری یعنی سال شهادت امام علی(ع) تا واقعه عاشورا هم در سال ۶۱ هجری رویداد برجسته یی که حضور جنگاوری مثل عباس را ضروری کند، رخ نداد و دوران جوانی عباس در صلح تحمیلی طی شد.
تقریباً کلیه مقاتل معتبر متقدم، بر این نکته اتفاق دارند که امام حسین(ع) پس از تصمیم به هجرت از مدینه به سوی مکه، همراه فرزندان، برادران، برادرزادگان و همه خاندانش به جز محمد بن حنیفه از مدینه بیرون آمد. عبدالله، جعفر و عثمان دیگر برادران کوچک تر عباس از نسل علی و ام البنین، او را در این سفر همراهی می کردند. از این چهار برادر فقط عباس متاهل بود و دو فرزند به نام های فضل و عبیدالله داشت به همین دلیل کنیه او «ابوالفضل» نام گرفت. اگر چه فضل در نوجوانی درگذشت و عبیدالله تنها وارث عباس بود.
روزها و ساعاتی را که این چهار برادر در کنار امام حسین(ع) و همراه کاروان او از مدینه تا مکه و سپس کربلا سپری کردند، تاریخ به روشنی ثبت نکرده است، اما سیر حوادث بعدی نشان می دهد که آنان لحظه یی را در کنار امام حسین(ع) به غفلت طی نکردند. تاریخ نخستین خبر از ایفای نقش عباس در واقعه کربلا را در روز هشتم محرم سال ۶۱ هجری نقل می کند. در روز هشتم کاروان امام در کربلا زمینگیر بود. ابومخنف در این خصوص می نویسد؛ از عبیدالله بن زیاد نامه یی به این مضمون به عمر بن سعد رسید؛ اما بعد از حمد و ثنای خدا بین حسین و یارانش با آب فاصله بینداز، تا قطره یی از آن را ننوشد، همان گونه که با امیرالمومنین خلیفه متقی پاک و مظلوم عثمان بن عفان کردند. عمر بن سعد، عمرو بن حجاج زبیدی را در راس پانصد سپاهی به کناره فرات فرستاد و آنها بین حسین و یارانش و آب فرات مانع شدند تا قطره یی از آن را ننوشد. این اقدام سه روز قبل از شهادت حسین(ع) بود.
وی ادامه می دهد؛ وقتی تشنگی بر حسین و یارانش عارض شد، برادر خود عباس بن علی بن ابی طالب را فراخواند و او را همراه سی سوار و بیست پیاده و بیست مشک برای آوردن آب فرستاد. آنان شبانه آمدند تا به آب نزدیک شدند. جلودار ایشان نافع بن هلال جملی با پرچم پیش آمد. عمرو بن حجاج زبیدی گفت؛ این مرد کیست؟ آمد و گفت؛ برای چه آمده یی؟ گفت؛ آمده ایم از این آبی که ما را از آن ممنوع کرده اید، بنوشیم. گفت؛ بنوش، نوش جانت. گفت؛ نه، سوگند به خدا مادامی که حسین و یارانش تشنه هستند، قطره یی از آن نخواهم نوشید.
همراهان عمرو بن حجاج متوجه آنها شدند. عمرو گفت؛ آنان نمی توانند آب بنوشند. ما را اینجا گذاشته اند که نگذاریم آنها آب بنوشند. وقتی یاران نافع نزدیک شدند، وی به پیادگان گفت؛ مشک هایتان را پر کنید، پیادگان با سرعت مشک ها را پر کردند. عمرو بن حجاج و یارانش به طرف آنها هجوم بردند. عباس بن علی و نافع بن هلال نیز حمله آنها را دفع کردند. سپس به طرف خیمه ها بازگشتند.۱
● خبر دوم؛ عصر روز نهم محرم
در این روز عبیدالله بن زیاد نامه شدیداللحنی برای عمر بن سعد فرستاد و او را به جنگ با حسین(ع) تشویق و ترغیب کرد و نامه را به شمر بن ذی الجوشن سپرد. شمر بن ذی الجوشن نامه را گرفت با عبدالله بن ابی المحل به عبیدالله گفت؛ خدا کار امیر را سامان دهد، خواهرزاده های ما با حسین هستند، اگر صلاح می دانی برای ایشان امان نامه بده. ام البنین دختر حزام همسر علی بن ابی طالب(ع) بود که عباس، عبدالله، جعفر و عثمان را برای او به دنیا آورده بود. ام البنین عمه عبدالله بن ابی المحل بن حزام بن ربیعه بن الوحید بن لعب بن عامر بن کلاب بود. عبدالله بن ابی المحل امان نامه را به وسیله غلام خود کزمان فرستاد. وقتی وی رسید آنها را فرا خواند. او گفت؛ این امان نامه را دایی شما برایتان فرستاده است. جوانان به او گفتند؛ سلام ما را به او برسان و بگو ما نیازی به امان شما نداریم. امان خدا بهتر از امان پسر سمیه است.
راوی گفت؛ شمر بن ذی الجوشن با نامه عبیدالله بن زیاد نزد عمر بن سعد آمد. هنگامی که عمر بن سعد نامه را خواند، گفت؛ وای بر تو، خدا خانه ات را خراب کرده و این نامه را نابود کند، سوگند به خدا مطمئن هستم تو مانع پذیرش پیشنهادهای من به او شده و کاری را که امید اصلاح داشتیم، خراب کردی. به خدا قسم حسین هرگز تسلیم نمی شود، چون روح پدرش در اوست. شمر گفت؛ چه خواهی کرد؟ آیا دستور امیر را اجرا کرده و دشمنش را خواهی کشت؟ اگر چنین نمی کنی سپاهیان را به من واگذار. عمر بن سعد گفت؛ نه تو لیاقت نداری، خود این کار را به عهده می گیرم و تو فرمانده پیادگان باش.
راوی گفت؛ شب پنجشنبه نهم محرم عمر بن سعد به حسین و یارانش حمله کرد. شمر در مقابل یاران حسین ایستاد و گفت؛ خواهرزاده های ما کجایند؟ عباس، جعفر و عثمان فرزندان علی بن ابی طالب جلو آمده و گفتند؛ چه می خواهی؟ گفت؛ شما در امانید. جوانان به او گفتند؛ خدا تو و امانت را لعنت کند، چون دایی ما هستی در امانیم، ولی پسر رسول خدا در امان نیست،
راوی گفت؛ سپس عمر بن سعد فریاد زد؛ ای لشگر خدا غبر اسبان خودف سوار شوید و خوشحال باشید. آنان سوار شدند و بعد از نماز عصر برای جنگ با حسین آماده شدند.حسین در مقابل خیمه خود دو زانو نشسته و به شمشیرش تکیه داده بود. خواهرش زینب فریادی شنید. نزدیک برادر آمد و گفت؛ ای برادر، آیا نمی شنوی صداها نزدیک شده است، حسین(ع) سر خود را بالا کرد و گفت؛ من رسول خدا صلی الله علیه و آله را در خواب دیدم که به من گفت؛ تو به سوی ما می آیی. راوی گفت؛ زینب به صورت خود زده و گفت؛ ای وای بر ما، حسین(ع) گفت؛ خواهرم چرا وای بر تو، آرام باش، خدا تو را رحمت کند. عباس بن علی گفت؛ ای برادر، لشگر آمد. حسین برخاست، سپس گفت؛ عباس، ای برادر سوار شو و از ایشان سوال کن چه شده و چه اتفاق تازه یی افتاده است و برای چه آمده اند؟ عباس همراه بیست سوار از جمله زهیر بن قین و حبیب بن مظاهر نزد سپاه عمر بن سعد رفت و گفت؛ چه شده؟ و چه می خواهید؟ گفتند؛ فرمان امیر آمده که به شما اعلام کنیم یا بر حکم گردن نهید یا به این کار مجبور خواهید شد. عباس گفت؛ عجله نکنید تا نزد ابا عبدالله برگشته و پیغام شما را به او برسانم. گفتند؛ برو و او را از این خبر آگاه کن و به ما بگو او چه گفته است. عباس با شتاب نزد حسین آمد و مطلب را به او گفت. یاران امام غنیزف در این فرصت برای سپاه عمر خطابه می خواندند.
راوی گفت؛ عباس بن علی با شتاب خود را به لشگر عمر رساند و گفت؛ ای مردم، ابا عبدالله از شما می خواهد که امشب را برگردید تا در این کار اندیشه کند زیرا در مساله یی که میان شما و او واقع شده سخن ره به جایی نمی برد. پس صبح هنگام یکدیگر را خواهیم دید ان شاءالله. اگر درخواست شما را پذیرفتیم پس بدان گردن می نهیم و اگر مایل نبودیم؛ نخواهیم پذیرفت. حسین امشب را فرصت می خواهد تا به کارهایش رسیدگی کرده و به خاندانش وصیت کند. هنگامی که عباس بن علی این پیغام را داد، عمر بن سعد گفت؛ ای شمر نظر تو چیست؟ شمر گفت؛ تو چه می گویی؟ تو فرمانده هستی. نظر، نظر توست، عمر بن سعد گفت؛ ای کاش نبودم. سپس عمر بن سعد به لشگر گفت؛ نظر شما چیست؟ عمرو بن حجاج سلمه زبیدی گفت؛ سبحان الله، به خدا سوگند اگر مردم دیلم هم چنین درخواستی از تو می کردند باید قبول می کردی. قیس بن اشعث گفت؛ قبول کن، به جان خودم سوگند صبح زود برای جنگ با تو آماده می شوند. عمر بن سعد گفت؛ سوگند به خدا اگر بدانم که چنین خواهند کرد هم امشب به ایشان می تازم.
راوی گفت؛ هنگامی که عباس بن علی پیام عمر بن سعد را برای امام آورده بود، امام گفت؛ به سوی ایشان برو اگر توانستی تا فردا از ایشان مهلت بگیر و امشب آنان را دور کن، تا این شب را به نماز و دعا و استغفار پروردگار بگذرانیم. او خود می داند که من خواندن نماز و قرائت قرآن و دعای فراوان و استغفار نمودن را دوست دارم.۲
● خبر سوم؛ شب عاشورا
پس از دفع عمر بن سعد، حسین(ع) شب هنگام یارانش را جمع کرد و گفت؛ خدا را به بهترین شکل ممکن حمد و ثنا نموده و او را در خلوت و جلوت ستایش می کنم. خدایا تو را می ستایم که ما را به وسیله نبوت گرامی داشتی و به ما قرآن آموختی. در دین، بصیرتمان عنایت کردی و برای ما گوش و چشم و دل نهاده و از مشرکانمان قرار ندادی. اما بعد، من هیچ کس را شایسته و بهتر از یاران خود و هیچ خاندانی را صادق تر و متحد تر از خاندانم ندیده ام. خداوند از جانب من به شما بهترین پاداش را بدهد. آگاه باشید من گمان می کنم فردا سرانجام ما و این گروه مشخص شود. بدانید که من همه شما را آزاد کرده و بیعت خود را از شما برداشتم. تاریکی شب پوشش مناسبی است که سوار شده و بروید.
حسین(ع) ادامه داد؛ از تاریکی شب استفاده کرده و بر شتر سوار شوید و هر کدام شما، دست یکی از افراد خانواده مرا بگیرد و به روستاها و شهرهای خود ببرد تا زمانی که خدا گشایشی حاصل کند زیرا اینان مرا خواسته و اگر به من دست یابند دیگران را دنبال نمی کنند. پس برادران، پسران، برادرزادگان و فرزندان عبدالله بن جعفر گفتند؛ چنین نمی کنیم که بعد از تو باقی بمانیم، خداوند این کار را هرگز از ما نبیند. ابتدا عباس بن علی چنین گفت. سپس دیگر یارانش مطالب مشابهی بیان کردند.۳
● خبر چهارم؛ صبح عاشورا
در صبح عاشورا وقتی که دشمن آماده نبرد شد بار دیگر حسین(ع) آنان را نصیحت کرد و گفت؛ ای مردم، سخنم را بشنوید و عجله نکنید تا به دلیل حقی که بر من دارید شما را اندرز داده و علت آمدن خود را شرح دهم. اگر عذرم را بپذیرید و سخنانم را صادقانه یافتید و منصفانه قضاوت کردید، چاره یی جز پرهیز از جنگ با ما ندارید و اگر عذر نپذیرفته و با حق و انصاف رفتار نکردید فîأîجٍمًعïواٍ أîمٍرîکïمٍ وîشïرîکîاءکïمٍ ثïمٌî لاî یîکïنٍ أîمٍرïکïمٍ عîلîیٍکïمٍ غïمٌîةً ثïمٌî اقٍضïواٍ إًلîیٌî وîلاî تïنظًرïونً (۷۱)۴، إًنٌî وîلًیًٌـیî اللٌهï الٌîذًی نîزٌîلî الٍکًتîابî وîهïوî یîتîوîلٌîی الصٌîالًحًینî (۱۹۶)۵. شما با آن خدایانتان که شریک خدای جهان می دانید، همدست شوید و کار خود را به شورا بگذارید تا مطلبی بر شما پوشیده نماند. سپس تصمیم خود را درباره من به مرحله اجرا بگذارید و مهلتم ندهید، به یقین مولا و یاور من خدا است و از صالحان حمایت خواهد کرد.
راوی گفت؛دختران و خواهران امام حسین(ع) با شنیدن این سخن فریاد زدند و گریستند.حسین(ع) عباس و پسرش علی را نزد آنان فرستاد و به آن دو گفت؛ آنان را آرام کنید.به جان خود سوگند از این پس زیاد گریه خواهند کرد و آنان برای ساکت نمودن زنان رفتند.۶
پس از آن امام یاوران خویش را برای جنگ به صف کرد و پرچم جنگ را به دست برادرش عباس سپرد.از این به بعد تا لحظه شهادت عباس خبر معتبری درباره او به دست نداریم.
● خبر آخر
خبر آخر، شیخ مفید می نویسد؛ چون تشنگی بر امام حسین(ع) سخت شد به سوی فرات به راه افتاد و برادرش عباس همراه او بود. سواران دشمن راه بر او گرفتند. مردی از بنی دارم تیری به سوی امام پرتاب کرد که زیر چانه آن حضرت نشست و... امام به جای خویش باز گشت. از آن سو لشگر دور عباس را گرفته به او حمله ور شدند و آن جناب به تنهایی با ایشان جنگ کرد تا شهید شد و عهده دار شهادت آن جناب، زید بن ورقاء حنفی و حکیم بن طفیل سنبسی بودند و این پس از آن بود که زخم های سنگینی برداشته بود و نیروی جنبش نداشت.۷
اخبار فوق را اکثر مقاتلی که تا قرن هشتم هجری نگارش یافته است درخصوص عباس بن علی ذکر کرده اند. برخی از آنها چهره او را چنین توصیف کرده اند؛ عباس بن علی مرد خوش صورت و زیبارویی بود، چون سوار اسب می شد پاهای مبارکش به زمین کشیده می شد و به او «ماه بنی هاشم» می گفتند. ابوالفرج می نویسد؛ «حرمی بن ابی العلا از زبیر و عمویش نقل کرده فرزندان عباس بن علی او را «سقا» نامیده و کنیه اش را «ابوقربه» گذارده بودند، ولی من از هیچ یک از فرزندان عباس بن علی و آنانی که پیش از ایشان بودند، چنین چیزی نشنیده ام.»۸
عباس بن علی تقریباً جزء آخرین افرادی است که قبل از امام حسین(ع) به شهادت رسید. آنچه در اقوال بیان می شود و بیشتر ناشی از نقل روضه خوانان است، مبنی بر آوردن آب از فرات و قطع دست راست و سپس دست چپ ایشان و به دندان گرفتن مشک آب و سخنان جانسوز عباس، پرداخته ملاحسین کاشفی در روضه الشهدا است و مجلسی نیز مطالب خود را از ایشان اخذ کرده است اگر چه نامی از او نمی برد. نویسندگان، مداحان و مرثیه خوانان هم به نوبه خود، بعدها این تصویر غم انگیز را به شکل سوزناک تری تکمیل کردند.
متاسفانه بسیاری از مداحان، شجاعت عباس بن علی در غلبه بر هوای نفس را نادیده انگاشته و فقط از زور بازوی او سخن رانده اند. در حالی که می بینیم در شب عاشورا، سخنان عباس بن علی «فصل الخطاب» برای همه یاران و خویشاوندان امام حسین(ع) بود. وی اعلام داشت هرگز از امام جدا نخواهد شد. همچنین در روز عاشورا، عباس بن علی احتمالاً برای اکمال وفاداری، از برادران تنی کوچک تر خود خواست تا زودتر از او به میدان نبرد بروند و او با صبوری نظاره گر شهادت ایشان شد و آنگاه به نبرد با دشمن برخاست. با بررسی اخبار مربوط به عباس بن علی در کربلا به این نکته واقف می شویم که پندار (ظن و گمان) مردم باعث ستم مظاعفی بر این پرچمدار باوفای نهضت حسینی شد. کاش این مردم به پیروی از این آیات؛ وîلاî تîقٍفï مîا لîیٍسî لîکî بًهً عًلٍمی إًنٌî السٌîمٍعî وîالٍبîصîرî وîالٍفïوادî کïلٌï أïولـئًکî کîانî عîنٍهï مîسٍوولاً (۳۶) و نیز یîا أîیٌïهîا الٌîذًینî آمîنïوا اجٍتîنًبïوا کîثًیرًا مًٌنî الظٌîنًٌ إًنٌî بîعٍضî الظٌîنًٌ إًثٍمی معرفت علمی را سرلوحه کار خود قرار می دادند و از معرفت ظنی دوری می کردند.

حجت الله جودکی
پژوهشگر تاریخ اسلام
پی نوشت ها؛
۱- قیام جاوید، ترجمه مقتل الحسین ابی مخنف، ترجمه حجت الله جودکی، انتشارات تبیان، ص۶۷
۲- همان منبع، صص ۷۴- ۷۱
۳- همان منبع، ص ۷۴
۴- سوره یونس، آیه ۷۱
۵- سوره اعراف، آیه ۱۹۶
۶- همان منبع، ص ۸۱
۷- ترجمه ارشاد شیخ مفید
۸- ترجمه مقاتل الطالبین. ص ۸۱

منبع : روزنامه اعتماد

مطالب مرتبط

امام جواد(ع) ـ الگوی دانشمندان جوان


امام جواد(ع) ـ الگوی دانشمندان جوان
پیشوای نهم شیعیان حضرت امام محمد تقی (ع) نخستین رهبر الهی است كه در میان امامان شیعه در خردسالی مسؤولیت مقام رفیع امامت را عهده‏دار گردید.
آن گرامی در سال ۲۰۳ قمری و در سن هفت سالگی بعد از شهادت پدر بزرگوارش این مسؤولیت را پذیرفته و عملاً به هدایت و ارشاد مردم پرداخت.
در آن هنگام برخی این سؤال را مطرح می‏كردند كه آیا می‏توان رهبری جامعه را به یك كودك هفت ساله سپرد؟ آیا یك كودك هفت ساله مدیریت، دوراندیشی و درایت یك مرد كامل را دارد؟
از منظر باورهای شیعه كه موضوع امامت را یك موهبت الهی می‏داند، پاسخ این پرسش روشن است، چرا كه از این دیدگاه خداوند متعال هر كسی را كه شایسته این مقام بداند، به منصب پیشوایی امت بر می‏گزیند؛ حتی اگر در سنین كودكی باشد. مقیاس سن بالا، گرچه در میان مردم مقیاسی برای رسیدن به كمال محسوب می‏شود، اما در بینش وحیانی قرآن ممكن است یك فرد در سن كودكی فضائل و كمالات و شرائط رهبری جامعه را دارا باشد و امتیازات ویژه‏ای را كه لازمه رهبری و امامت و نبوت است در او موجود باشد و خداوند متعال موهبت رسالت و امامت را به او عنایت كند و اطاعت از وی را بر مردم واجب و لازم گرداند.
البته خداوند متعال از این طریق می‏خواهد به مردم بفهماند كه مقام نبوت و امامت، كه تداوم راه نبوت است، همانند منصب‏های معمولی نیست كه با زمینه‏ها و شرایط عادی انجام پذیرد، بلكه مقام معنوی نبوت و امامت مافوق این مناصب بوده و زمینه‏ها و شرایط ویژه‏ای می‏طلبد.
در عصری كه زمینه امامت پیشوای نهم فراهم آمده بود و آن حضرت در دوران كودكی این منصب آسمانی را عهده‏دار گردید، از این دست سؤالات زیاد مطرح می‏شد و پاسخهای مناسب نیز ارائه می‏گردید. به همین دلیل چون مسئله تقریباً در زمان امام جواد(ع) حل شده تلقی شده بود، دیگر در مورد امام هادی(ع) كه در سن ۸ سالگی و امام زمان (ع) كه در ۵ سالگی به امامت رسیدند، این پرسشها تكرار نگردید.
●نقل یكی از روایاتی كه در این زمینه وارد شده است، در اینجا مناسب می‏نماید:
روزی یكی از شیعیان در محضر امام رضا(ع) پرسید: مولای من! اگر خدای ناكرده برای وجود مقدس شما حادثه‏ای پیش آید، به چه كسی رجوع كنیم؟ امام رضا(ع) با كمال صراحت فرمودند: به پسرم ابوجعفر (امام جواد(ع)). آن مرد از شنیدن این سخن تعجب كرد، چرا كه امام نهم (ع) كودكی بیش نبود و آن مرد وی را كم سن و سال دید. امام رضا(ع) از سیمای متعجب و نگاه‏های تردیدآمیز او، اندیشه ناباورانه‏اش را دریافت و به او فرمود: ای مرد! خدای سبحان عیسی بن مریم (ع) را به عنوان پیامبر و فرستاده خود برگزید و او را صاحب شریعت معرفی كرد، در حالی كه خیلی كوچكتر از فرزندم ابوجعفر بود.(۱)
امام هشتم (ع) برای اثبات امامت حضرت جواد(ع) و پاسخ به شبهات طرح شده، گاه از آیات قرآن و دلایل تاریخی بهره می‏گرفت و گاهی نیز از تفضلات الهی و تأییدات غیبی استفاده می‏كرد.
در این رابطه حسن بن جهم می‏گوید: در حضور امام هشتم(ع) نشسته بودم كه فرزند خردسالش را صدا كرد. آن سلاله پاك نبوی نیز در پاسخ به ندای پدر به جمع ما پیوست. امام رضا(ع) لباس آن كودك را كنار زده و به من فرمود: میان دو شانه‏اش را بنگر! چون به میان دو كتف او نگاه كردم، چشمم به یكی از شانه‏هایش به مهر امامت افتاد كه در میان گوشت بدن قرار داشت. فرمود: آیا این مهر امامت را می‏بینی؟ شبیه همین در روی شانه پدرم نیز وجود داشت.(۲)
●نوجوانی در قلّه رفیع دانش
امام نهم(ع) در مقام رهبری امت اسلام، به عنوان الگوی دانشمندان جوان چنان در عرصه علم و دانش درخشید كه دوست و دشمن را به تعجب و شگفتی واداشت. گفتگوها، مناظرات،پاسخ به شبهات عصر، گفتارهای حكیمانه و خطابه‏های آن گرامی، گواه روشنی بر این مدعاست.
علی بن ابراهیم از پدرش نقل كرده است كه: بعد از شهادت امام هشتم(ع) ما به زیارت خانه خدا مشرف شدیم و آنگاه به محضر امام جواد (ع) رفتیم. بسیاری از شیعیان نیز در آنجا گرد آمده بودند تا امام جواد(ع) را زیارت كنند. عبد اللّه بن موسی عموی حضرت جواد(ع) كه پیرمرد بزرگواری بود و در پیشانی‏اش آثار عبادت دیده می‏شد، به آنجا آمد و به امام (ع) احترام فراوانی كرده و وسط پیشانی حضرت را بوسید.
امام نهم برجایگاه خویش قرار گرفت. همه مردم به علت خردسال بودن حضرت با تعجب به همدیگر نگاه می‏كردند كه آیا این نوجوان می‏تواند از عهده مشكلات دینی و اجتماعی مردم در جایگاه رهبری و امامت آنان برآید؟! مردی از میان جمع بلند شده از عبداللّه بن موسی، عموی امام جواد(ع) پرسید: حكم مردی كه با چهارپایی آمیزش نموده است چیست؟ و او پاسخ داد: بعد از قطع دست راست‏اش به او حد می‏زنند.
امام جواد(ع) با شنیدن این پاسخ ناراحت شد و به عبداللّه بن موسی فرمود: عموجان از خدا بترس! از خدا بترس! خیلی كار سخت و بزرگی است كه در روز قیامت در برابر خداوند متعال قرار بگیری و پروردگار متعال بفرماید: چرا بدون اطلاع و آگاهی به مردم فتوا دادی؟ عمویش گفت: سرورم! آیا پدرت ـ كه درود خدا بر او باد ـ این گونه پاسخ نداده است؟!
امام جواد(ع) فرمود: از پدرم پرسیدند: مردی قبر زنی را نبش كرده و با او درآمیخته است، حكم این مرد فاجر چیست؟ و پدرم در پاسخ فرمود: به خاطر نبش قبر دست راست او را قطع می‏كنند و حد زنا بر او جاری می‏گردد، چرا كه حرمت مرده مسلمان همانند زنده اوست.
عبداللّه بن موسی گفت: راست گفتی سرورم! من استغفار می‏كنم.
مردم حاضر، از این گفت و شنود علمی شگفت زده شدند و گفتند: ای آقای ما! آیا اجازه می‏فرمایی مسائل و مشكلات خودمان را از محضرتان بپرسیم؟
امام جواد(ع) فرمود: بلی. آنان سی‏هزار مسئله پرسیدند و امام جواد(ع) بدون درنگ و اطمینان كامل همه را پاسخ گفت. این گفتگوی علمی در نه سالگی حضرت رخ داد.(۳)
امام جواد(ع) در سنین نوجوانی عالم‏ترین و آگاه‏ترین دانشمند عصر خود بود و مردم از دور و نزدیك به حضورش شتافته و پاسخ مشكلات علمی خود را از او دریافت می‏كردند.
●اینك نظر برخی از دانشمندان مخالف و موافق را در این زمینه باهم می‏خوانیم:
▪ابن حجر هیثمی در كتاب الصوائق المحرقه می‏گوید: مأمون او را به دامادی انتخاب كرد، زیرا با وجود كمی سن، از نظر علم و آگاهی و حلم بر همه دانشمندان برتری داشت.
▪شبلنجی در نورالابصار آورده است: مأمون پیوسته شیفته او بود، زیرا با وجود سن اندك، فضل و علم و كمال خود را نشان داده و برهان عظمت خود را آشكار ساخت.
▪جاحظ معتزلی كه از مخالفان خاندان علی(ع) بود، به این حقیقت اعتراف كرده است كه: امام جواد(ع) در شمار ده تن از «طالبیان» است كه هر یك از آنان عالم، زاهد، عبادت پیشه، شجاع، بخشنده، پاك و پاك نهادند و هیچ یك از خاندانهای عرب دارای نسب شریفی همانند امامان شیعه نیست.(۴)
▪فتال نیشابوری نیز می‏گوید: مأمون شیفته او شد، چون مشاهده كرد كه آن حضرت با سن كم خود، از نظر علم و حكمت و ادب و كمال عقلی، به چنان رتبه والایی رسیده كه هیچ یك از بزرگان علمی آن روزگار بدان پایه نرسیده‏اند.(۵)
امام محمد تقی(ع) خود نیز گاهی به علم و دانشی كه خداوند ارزانی‏اش داشته بود، اشاره كرده و می‏فرمود: «منم محمد فرزند رضا! منم جواد! منم دانا به نسبهای مردم در صلبها، من داناترین كس هستم كه رازهای ظاهری و باطنی شما را می‏دانم و از آنچه كه به سوی‏اش روانه هستید آگاهم! این علمی است كه خداوند متعال قبل از آفرینش تمامی مخلوقات جهان به ما خانواده عنایت كرده است. این دانش سرشار تا پایان جهان و بعد از فانی شدن آسمان‏ها و زمین‏ها نیز باقی خواهد ماند.
اگرغلبه اهل باطل و حكومت ناحق گمراهان و هجوم اهل شك و تردید نبود، هر آینه سخنی می‏گفتم كه همه اهل جهان از گذشته‏گان و آینده‏گان ناباورانه انگشت حیرت به دهان می‏گرفتند.»
سپس دست مبارك خود را بر دهان گذاشته و فرمود: «یا محمّد اصمت كما صمت آباؤك من قبل؛ ای محمد خاموش باش! همچنانكه پدرانت قبل از تو سكوت را برگزیده‏اند.»(۶)امام نهم در سن كودكی به امامت رسید و دانش سرشار آن گرامی دوست و دشمن را به حیرت و شگفتی واداشت. بر جوانان مسلمان و مشتاق اهل بیت (ع) شایسته است كه از فرصت جوانی بهره گرفته و در جستجوی دانش با تمام وجود تلاش كنند و رهنمودهای آن امام عزیز در زمینه علم و دانش را چراغ راه خویش قرار دهند. در اینجا به برخی از رهنمودهای آن حضرت در این زمینه می‏پردازیم:
●جوانان در عرصه تفكر و كسب دانش
جوانان بر اساس طبیعتی كه دارند، برای آشنایی با افكار و اندیشه‏های متفاوت علاقه شدیدی از خود نشان می‏دهند. آنان دوست دارند اندیشه‏های نو و متفاوت را بشناسند و از میان آنها آنچه را كه به نظر خود بهتر و كارآمدتر تشخیص می‏دهند انتخاب كنند.
▪امام علی(ع) فرمودند: «انما قلب الحدث كالارض الخالیهٔ ما القی فیها من شی‏ءٍ قبلته؛(۷) دل نوجوان همانند زمین خالی(آماده و مستعد) است و هر اندیشه‏ای كه در آن القاء شود، می‏پذیرد.»
بذر دانش یكی از مهم‏ترین سرمایه‏هایی است كه می‏توان در دل جوان كاشت و آن را بارور نمود. امام جواد(ع) در پیامی اهمیت علم و دانش را این گونه بیان می‏كند: «علیكم بطلب العلم فانّ طلبه فریضهٌٔ و البحث عنه نافلهٌٔ و هو صلهٌٔ بین الاخوان و دلیلٌ علی المروّهٔ و تحفهٌٔ فی المجالس و صاحبٌ فی السّقر و انسٌ فی الغربهٔ؛(۸) بر شما باد كسب دانش! چرا كه آن برای همه لازم است و سخن از علم و بررسی آن امری مطلوب( و دوست داشتنی) است. برادران (دینی) را به هم پیوند می‏دهد و نشانه (شخصیت والا و) جوانمردی، تحفه مناسبی برای مجالس، دوست و همراه در سفر و مونس غربت و تنهائی است.»
از منظر امام جواد(ع) شایسته است كه یك جوان مسلمان به علم و دانش روی آورد و آن را به عنوان مونس و یار مناسب برای خود برگزیند، دوستان خود را بر اساس بینش و دانش انتخاب كند و شخصیت اجتماعی خود را به وسیله دانش و علم مشخص سازد، برای مجالس و دیدار دیگران علم هدیه برد و در تنهایی و غربت و سفر، علم و دانش را بهترین همسفر و مونس خود بداند، چرا كه علم و دانش، سرچشمه تمام كمالات و ریشه همه پیشرفتهاست. پیشوای نهم، علم را دو قسمت كرده و می‏فرمود: علم و دانش دو نوع است: علمی كه در وجود خود انسان ریشه دارد و علمی كه از دیگران می‏شنود و یاد می‏گیرد. اگر علم اكتسابی با علم فطری هماهنگ نباشد، سودی نخواهد داشت. هر كس لذت حكمت را بشناسد و طعم شیرین آن را بچشد، از پی‏گیری آن آرام نخواهد نشست. زیبایی واقعی در زبان (و گفتار نیك) است و كمال راستین در داشتن عقل.»(۹)
امام محمد تقی(ع) علم و دانش را یكی از مهمترین عوامل پیروزی و رسیدن به كمالات معرفی می‏كرد و به انسان‏های كمال خواه و حقیقت طلب توصیه می‏نمود كه در راه رسیدن به آرزوهای مشروع و موقعیت‏های عالی دنیوی و اخروی از این نیروی كارآمد بهره لازم را بگیرند. آن گرامی می‏فرمود: «أربع خصالٍ تعین المرء علی العمل: الصّحهٔ والغنی و العلم و التّوفیقٌ؛(۱۰)چهار عامل موجب دست یابی انسان به اعمال (صالح و نیك) است: سلامتی، توانگری، دانش و توفیق(خداوندی)».
با توجه به سخنان آموزنده امام جواد(ع) در عرصه علم و دانش بر همگان و از جمله جوانان لازم است از فرصت جوانی بهره گرفته و خود را به این خصلت زیبای انسانی بیارایند و كسب معرفت و علم را سرلوحه برنامه‏های زندگی خود قرار دهند.
علم بال است مرغ جانت را بر سپهر او برد روانت را
علم دل را بجای جان باشد سربی علم بدگمان باشد
علم نور است و جهل تاریكی علم، راهت برد به تاریكی
علم روی تو را به راه آرد با چراغت به پیشگاه آرد
علم را دزد برد نتواند به اجل نیز مرد نتواند
نه به میل زمان خراب شود نه به سیل زمین درآب شود
●گفتار اندیشمندان
یك جوان شایسته و هدفمند بر اساس اندیشه‏ها و عواطف خود ممكن است به سوی برخی صاحب‏نظران و اندیشمندان، متمایل شود، به جلسات آنان برود، به سخنرانی‏هایشان گوش فرا دهد و حرفهایشان را بشنود و بپذیرد.
اما در این میان پیروی از گفته‏های آنان، اگر بر اساس حق نباشد، ممكن است انسان را به سوی باطل و راه‏های انحرافی سوق دهد. بنابراین بر یك جوان مسلمان و متعهد زیبنده است كه تمایلات خود و گفته‏های دیگران را بر اساس اندیشه‏های صحیح و عقلانی بسنجد و راه خود را با معیار حقیقت انتخاب كند.
▪ امام جواد(ع) در این زمینه رهنمود راهگشایی برای همگان دارد. آن گرامی می‏فرماید:
«من اصغی الی ناطق فقد عبده فان كان النّاطق یؤدّی عن اللّه عزّ و جلّ فقد عبد اللّه و ان كان النّاطق یؤدّی عن الشّیطان فقد عبد الشیطان؛(۱۱) هر كس به گفتار گوینده‏ای گوش فرا دهد، او را پرستش كرده است، اگر ناطق از خدای می‏گوید، شنونده خدا را عبادت كرده و اگر از شیطان بگوید، شنونده نیز به پرستش شیطان پرداخته است.»
در اینجا مناسب است كه به حكایتی از یك جوان كه در راه كسب علم و دانش تلاش نموده و خود را به مقامات عالیه كمال رسانده اشاره‏ای داشته باشیم. چنین حكایاتی این پیام را به ما می‏دهند كه اگر جوانان درباره كسب علم و دانش تلاش كنند می‏توانند سرآمد باشند و بر بزرگترها نیز پیشی گیرند.
▪دانشمند نوجوان
هنگامی كه عمربن عبدالعزیز به خلافت رسید، مردم از اطراف و اكناف گروه گروه، برای عرض تبریك به مركز خلافت آمده و به حضورش می‏رسیدند. روزی جمعی از اهل حجاز به همین منظور بر او وارد شدند. خلیفه بعد از دیدار ابتدایی متوجه شد كه پسر بچه‏ای آماده است تا از میان آن جمع سخن بگوید.
خطاب به او گفت: بچه! برو كنار تا یكی بزرگتر از تو صحبت كند پسر نوجوان فوراً گفت: ای خلیفه! اگر بزرگسالی میزان است، پس چرا شما بر مسند خلافت قرار گرفته‏اید؟ با اینكه بزرگتر از شما هم افرادی اینجا هستند؟!
عمر بن عبدالعزیز از تیزهوشی و حاضر جوابی او متعجب شده و گفت: راست می‏گویی و حق با توست. اكنون حرف دلت را بزن! آن نوجوان هوشمند گفت: ای امیر! از راه دور آمده‏ایم تا به شما تبریك بگوییم و منظورمان از این عمل، شكر الهی است كه مثل شما خلیفه خوبی را به مردم عطا كرده است، وگرنه مجبور نبودیم به این سفر بیاییم، زیرا نه از تو می‏ترسیم و نه طمعی داریم. امّا اینكه از تو نمی‏ترسیم برای این است كه تو اهل ظلم و ستم بر مردم نیستی و علت اینكه طمع نداریم این است كه ما از هر جهت در رفاه و نعمت هستیم.
وقتی سخن آن نوجوان تمام شد، خلیفه از او درخواست كرد كه وی را موعظه كند.
او نیز گفت: ای خلیفه! دو چیز زمامداران را مغرور می‏كند: اول، حلم خداوند و دوم، مدح و چاپلوسی اشخاص از آنها. خیلی مواظب باش كه از آنان نباشی، زیرا كه اگر از آن عده شدی، لغزش پیدا می‏كنی و در زمره گروهی قرار می‏گیری كه خداوند متعال در حق آنان فرمود: «ولاتكونوا كالّذین قالوا سمعنا و هم لایسمعون؛(۱۲) از آن افراد نباشید كه ادّعای شنیدن می‏كنند با اینكه نمی‏شنوند.»
●در پایان: خلیفه از سن و سال او پرسید و معلوم شد كه بیش از دوازده سال ندارد. آنگاه خلیفه او را تحسین كرده و در مورد وی و عظمت علم و دانش او شعری خواند كه:
تَعَلّم فَلَیسَ المَرءُ یولَدُ عالِماً وَ لَیسَ أخو عِلمٍ كَمَن هُوَ جاهِلٌ
فَانَّ كَبیرَ القَومٍ لاعِلمَ عِندَه صَغیرٌ اذا التَفَتَ عَلَیهِ المَحافِلُ
«دانش بیاموز، كه آدمیزاد دانشمند به دنیا نمی‏آید و هیچ گاه دانا با نادان هم رتبه نیست. بزرگ قوم، هرگاه دانش نداشته باشد، در مجالس و محافل، كوچك و خوار دیده می‏شود.»

وبگردی
نفت‌کش در تهران منفجر شده بود!
نفت‌کش در تهران منفجر شده بود! - شرکتی که یک‌شبه می‌توان آن را در اوج تحریم به استاد پیر و از نفس افتاده ترافیک رییس دولت قبل سپرد و بعد از آن، ناگهان در آزمون و خطایی دیگر به جوانی میدان داد.
دماوند،بزرگترین کشتی جنگی ایران در حال از دست رفتن است!
دماوند،بزرگترین کشتی جنگی ایران در حال از دست رفتن است! - دو هفته پس از بروز حادثه برای ناوچه دماوند بزرگترین کشتی جنگی ایران در دریای خزر، رسانه‌های روسیه با تفسیر تصاویر منتشر شده اخیر از وضعیت این شناور مدعی شده‌اند که بخش‌های زیادی از دماوند که سه سال پیش به ناوگان شمال نیروی دریایی ایران اضافه شده به زیر آب رفته و شکستگی آشکاری در قسمت پد بالگرد آن مشاهده می‌شود.
افشای راز یک ازدواج عجیب!
افشای راز یک ازدواج عجیب! - دو سال بعد، اخبار رابطه عاشقانه همسرش با یک نوجوان، مانند یک سیلی بر صورت اوزیر بود. بویژه آنکه، دخترشان لورنس، همکلاسی ماکرون بود.
تصاویر: ضرب و شتم چند روحانی توسط جوانی در قم
تصاویر: ضرب و شتم چند روحانی توسط جوانی در قم - یک جوان در حوالی چهارراه بیمارستان قم به چند روحانی حمله کرد و دو تن از آنها را زخمی کرد به گفته شاهدان ضارب یک خودرو را نیز به آتش کشید و متواری شد.
فیلم دیدنی از لحظه دستگیری باند سارقان مسلح/ شلیک پلیس به سمت سارقان
فیلم دیدنی از لحظه دستگیری باند سارقان مسلح/ شلیک پلیس به سمت سارقان - باند چهار نفره سارقان مسلح که قصد داشتند امروز از یک طلافروشی در یافت‌آباد سرقت کنند، ساعت 10 صبح امروز در یک عملیات غافلگیرانه توسط ماموران پلیس دستگیر شدند.
فیلم/ افشای پشت پرده کاسبی با خون ایرانیان
فیلم/ افشای پشت پرده کاسبی با خون ایرانیان - رئیس سازمان انتقال خون و مسئول سابق امور کارکنان شرکت پالایش و پژوهش خون با حضور مقابل دوربین فارس از برخی تخلفات در زمینه پلاسمای خون پرده برداشتند.
سلطان حاشیه از عکس مادرزنش رونمایی کرد!
سلطان حاشیه از عکس مادرزنش رونمایی کرد! - محسن افشانی بازیگر سینما و تلویزیون از جدیدترین عکس حاشیه ای خود با مادر زنش رونمایی کرد.
عباس عبدی به سردارسلیمانی : جانفشانی‌ها تبدیل به سرمایه ملی نشده‌اند
عباس عبدی به سردارسلیمانی : جانفشانی‌ها تبدیل به سرمایه ملی نشده‌اند - یکی از موارد پیش‌آمده در این اعتراضات آتش‌زدن پرچم کشور بود که واکنش و تاسف بسیاری را برانگیخت؛ به طوری که مقام رهبری نیز به آن اشاره کردند. در آخرین واکنش‌ها...
ابعاد حقوقی جدال علی مطهری با آستان قدس
ابعاد حقوقی جدال علی مطهری با آستان قدس - 38 شرکت که جزء بزرگترین کارتل های اقتصادی کشور هستند، متعلق به آستان قدس است. بنابراین آستان قدس کنونی، آستان قدسی نیست که حضرت امام در نامه خود از آن سخن گفته‌اند.
مقایسه بودجه مراکز حوزوی با دانشگاه ها
مقایسه بودجه مراکز حوزوی با دانشگاه ها - به‌جز وزارت ارشاد، هیچ‌یک از این 40 ارگان و نهاد در قبال میلیاردها تومان بودجه‌هایی که دریافت می‌دارند پاسخگو نبوده نیستند.
ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار
ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار - ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار
فیلم/ گریه شدید وزیر کار در گفت‌و‌گوی تلفنی با خانواده خدمه نفتکش «سانچی»
فیلم/ گریه شدید وزیر کار در گفت‌و‌گوی تلفنی با خانواده خدمه نفتکش «سانچی» - علی ربیعی وزیر کار، رفاه و امور اجتماعی در گفت‌وگوی تلفنی با خانواده یکی از خدمه نفتکش «سانچی» اظهار همدردی کرد.
تصاویر هولناک از آخرین لحظات کشتی سانچی
تصاویر هولناک از آخرین لحظات کشتی سانچی - توقف عملیات خنک سازی و مهار آتش در شب گذشته، موجب رسیدن آتش به مخازن سمت چپ کشتی و انفجارهای شدید صبح امروز شد که در نهایت پس از چند ساعت به غرق شدن کامل نفتکش ایرانی انجامید.
عکس خواستگاری کریم انصاریفرد از دختر یونانی با زمرد گرانقیمت
عکس خواستگاری کریم انصاریفرد از دختر یونانی با زمرد گرانقیمت - رسانه های مطرح یونانی با انتشار تصاویری از رابطه عاطفی ملی پوش ایرانی باشگاه المپیاکوس با یک میلیاردر یونانی - آمریکایی پرده برداشتند و مدعی شدند این دو تصمیم خود را برای ازدواج قطعی کرده اند.
چرا حداد و ولایتی بیشتر از 50 شغل دارند؟
چرا حداد و ولایتی بیشتر از 50 شغل دارند؟ - بخشی از تکثر مسئولیت های بعضی چهره‌های سیاسی به بی‌اعتمادی نظام به افراد کارآمد برمی‌گردد و علت دیگر این موضوع، اعتماد غیرمعقول به این افراد است. با این حال این افراد هرچقدر هم که توانمند باشند، از نظر روان شناسی و انسان شناسی در بخشی از مسئولیت های خود ناموفقند.
فیلم نابغه ۱۰ ساله‌ طراح خودرو / قبلی هم انرژی هسته ای کشف کرده بود!
فیلم نابغه ۱۰ ساله‌ طراح خودرو / قبلی هم انرژی هسته ای کشف کرده بود! - فیلم - حسین عطایی ۱۰ سال دارد و در حوزه طراحی مفهومی خودرو فعالیت می کند. او ۶ اختراع ثبت شده دارد، مدرسه نمی رود و از دو شرکت تسلا و ولوو دعوت به همکاری شده است. او مشاور رییس سازمان برنامه و بودجه است. گفتگوی رضا رشیدپور با نابغه ١٠ساله طراحی خودرو را اینجا ببینید.
تست تصادف سمند در انگلیس / فقط با سرعت 50 کیلومتر در ساعت !
تست تصادف سمند در انگلیس / فقط با سرعت 50 کیلومتر در ساعت ! - تست برخورد جلوی خودرو با سرعت 50 کیلومتر در ساعت برای سمند TU5 ، توسط یکی از سازمانهای معتبر ارزیابی خودرو در انگلستان صورت گرفت.
فیلم جنجالی از حجت الاسلام قاسمیان در کرمانشاه
فیلم جنجالی از حجت الاسلام قاسمیان در کرمانشاه - این فیلم حواشی زیادی را در فضای مجازی به همراه داشته است.
جنجال نیوشا ضیغمی: من اصلا ایشان را آدم حساب نمیکنم
جنجال نیوشا ضیغمی: من اصلا ایشان را آدم حساب نمیکنم - اولین قسمت از برنامه هاردتاک کاکتوس را با صحبت های جذاب نیوشا ضیغمی در مورد خانواده و همسرش ، ماجرای صحبت های جنجالی یک هواپیما ، 8 سال احمدی نژاد و ...
    پربازدیدها