پنج شنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۷ / Thursday, 26 April, 2018

نقش حضرت ابوالفضل در واقعه عاشورا


نقش حضرت ابوالفضل در واقعه عاشورا
زندگانی حضرت عباس بن علی تا قبل از واقعه عاشورا کمتر مورد توجه مورخان قرار گرفته است. مطلبی هم که برخی نظیر مورخ الدوله سپهر در ناسخ التواریخ و به تبع او دیگران در باب شجاعت عباس در جنگ صفین نقل کرده اند، کاملاً بی پایه و اساس است؛ چرا که وی هنگام جنگ صفین نوجوانی چهارده ساله بود و در جنگ حضور نداشت. از سال ۴۰ هجری یعنی سال شهادت امام علی(ع) تا واقعه عاشورا هم در سال ۶۱ هجری رویداد برجسته یی که حضور جنگاوری مثل عباس را ضروری کند، رخ نداد و دوران جوانی عباس در صلح تحمیلی طی شد.
تقریباً کلیه مقاتل معتبر متقدم، بر این نکته اتفاق دارند که امام حسین(ع) پس از تصمیم به هجرت از مدینه به سوی مکه، همراه فرزندان، برادران، برادرزادگان و همه خاندانش به جز محمد بن حنیفه از مدینه بیرون آمد. عبدالله، جعفر و عثمان دیگر برادران کوچک تر عباس از نسل علی و ام البنین، او را در این سفر همراهی می کردند. از این چهار برادر فقط عباس متاهل بود و دو فرزند به نام های فضل و عبیدالله داشت به همین دلیل کنیه او «ابوالفضل» نام گرفت. اگر چه فضل در نوجوانی درگذشت و عبیدالله تنها وارث عباس بود.
روزها و ساعاتی را که این چهار برادر در کنار امام حسین(ع) و همراه کاروان او از مدینه تا مکه و سپس کربلا سپری کردند، تاریخ به روشنی ثبت نکرده است، اما سیر حوادث بعدی نشان می دهد که آنان لحظه یی را در کنار امام حسین(ع) به غفلت طی نکردند. تاریخ نخستین خبر از ایفای نقش عباس در واقعه کربلا را در روز هشتم محرم سال ۶۱ هجری نقل می کند. در روز هشتم کاروان امام در کربلا زمینگیر بود. ابومخنف در این خصوص می نویسد؛ از عبیدالله بن زیاد نامه یی به این مضمون به عمر بن سعد رسید؛ اما بعد از حمد و ثنای خدا بین حسین و یارانش با آب فاصله بینداز، تا قطره یی از آن را ننوشد، همان گونه که با امیرالمومنین خلیفه متقی پاک و مظلوم عثمان بن عفان کردند. عمر بن سعد، عمرو بن حجاج زبیدی را در راس پانصد سپاهی به کناره فرات فرستاد و آنها بین حسین و یارانش و آب فرات مانع شدند تا قطره یی از آن را ننوشد. این اقدام سه روز قبل از شهادت حسین(ع) بود.
وی ادامه می دهد؛ وقتی تشنگی بر حسین و یارانش عارض شد، برادر خود عباس بن علی بن ابی طالب را فراخواند و او را همراه سی سوار و بیست پیاده و بیست مشک برای آوردن آب فرستاد. آنان شبانه آمدند تا به آب نزدیک شدند. جلودار ایشان نافع بن هلال جملی با پرچم پیش آمد. عمرو بن حجاج زبیدی گفت؛ این مرد کیست؟ آمد و گفت؛ برای چه آمده یی؟ گفت؛ آمده ایم از این آبی که ما را از آن ممنوع کرده اید، بنوشیم. گفت؛ بنوش، نوش جانت. گفت؛ نه، سوگند به خدا مادامی که حسین و یارانش تشنه هستند، قطره یی از آن نخواهم نوشید.
همراهان عمرو بن حجاج متوجه آنها شدند. عمرو گفت؛ آنان نمی توانند آب بنوشند. ما را اینجا گذاشته اند که نگذاریم آنها آب بنوشند. وقتی یاران نافع نزدیک شدند، وی به پیادگان گفت؛ مشک هایتان را پر کنید، پیادگان با سرعت مشک ها را پر کردند. عمرو بن حجاج و یارانش به طرف آنها هجوم بردند. عباس بن علی و نافع بن هلال نیز حمله آنها را دفع کردند. سپس به طرف خیمه ها بازگشتند.۱
● خبر دوم؛ عصر روز نهم محرم
در این روز عبیدالله بن زیاد نامه شدیداللحنی برای عمر بن سعد فرستاد و او را به جنگ با حسین(ع) تشویق و ترغیب کرد و نامه را به شمر بن ذی الجوشن سپرد. شمر بن ذی الجوشن نامه را گرفت با عبدالله بن ابی المحل به عبیدالله گفت؛ خدا کار امیر را سامان دهد، خواهرزاده های ما با حسین هستند، اگر صلاح می دانی برای ایشان امان نامه بده. ام البنین دختر حزام همسر علی بن ابی طالب(ع) بود که عباس، عبدالله، جعفر و عثمان را برای او به دنیا آورده بود. ام البنین عمه عبدالله بن ابی المحل بن حزام بن ربیعه بن الوحید بن لعب بن عامر بن کلاب بود. عبدالله بن ابی المحل امان نامه را به وسیله غلام خود کزمان فرستاد. وقتی وی رسید آنها را فرا خواند. او گفت؛ این امان نامه را دایی شما برایتان فرستاده است. جوانان به او گفتند؛ سلام ما را به او برسان و بگو ما نیازی به امان شما نداریم. امان خدا بهتر از امان پسر سمیه است.
راوی گفت؛ شمر بن ذی الجوشن با نامه عبیدالله بن زیاد نزد عمر بن سعد آمد. هنگامی که عمر بن سعد نامه را خواند، گفت؛ وای بر تو، خدا خانه ات را خراب کرده و این نامه را نابود کند، سوگند به خدا مطمئن هستم تو مانع پذیرش پیشنهادهای من به او شده و کاری را که امید اصلاح داشتیم، خراب کردی. به خدا قسم حسین هرگز تسلیم نمی شود، چون روح پدرش در اوست. شمر گفت؛ چه خواهی کرد؟ آیا دستور امیر را اجرا کرده و دشمنش را خواهی کشت؟ اگر چنین نمی کنی سپاهیان را به من واگذار. عمر بن سعد گفت؛ نه تو لیاقت نداری، خود این کار را به عهده می گیرم و تو فرمانده پیادگان باش.
راوی گفت؛ شب پنجشنبه نهم محرم عمر بن سعد به حسین و یارانش حمله کرد. شمر در مقابل یاران حسین ایستاد و گفت؛ خواهرزاده های ما کجایند؟ عباس، جعفر و عثمان فرزندان علی بن ابی طالب جلو آمده و گفتند؛ چه می خواهی؟ گفت؛ شما در امانید. جوانان به او گفتند؛ خدا تو و امانت را لعنت کند، چون دایی ما هستی در امانیم، ولی پسر رسول خدا در امان نیست،
راوی گفت؛ سپس عمر بن سعد فریاد زد؛ ای لشگر خدا غبر اسبان خودف سوار شوید و خوشحال باشید. آنان سوار شدند و بعد از نماز عصر برای جنگ با حسین آماده شدند.حسین در مقابل خیمه خود دو زانو نشسته و به شمشیرش تکیه داده بود. خواهرش زینب فریادی شنید. نزدیک برادر آمد و گفت؛ ای برادر، آیا نمی شنوی صداها نزدیک شده است، حسین(ع) سر خود را بالا کرد و گفت؛ من رسول خدا صلی الله علیه و آله را در خواب دیدم که به من گفت؛ تو به سوی ما می آیی. راوی گفت؛ زینب به صورت خود زده و گفت؛ ای وای بر ما، حسین(ع) گفت؛ خواهرم چرا وای بر تو، آرام باش، خدا تو را رحمت کند. عباس بن علی گفت؛ ای برادر، لشگر آمد. حسین برخاست، سپس گفت؛ عباس، ای برادر سوار شو و از ایشان سوال کن چه شده و چه اتفاق تازه یی افتاده است و برای چه آمده اند؟ عباس همراه بیست سوار از جمله زهیر بن قین و حبیب بن مظاهر نزد سپاه عمر بن سعد رفت و گفت؛ چه شده؟ و چه می خواهید؟ گفتند؛ فرمان امیر آمده که به شما اعلام کنیم یا بر حکم گردن نهید یا به این کار مجبور خواهید شد. عباس گفت؛ عجله نکنید تا نزد ابا عبدالله برگشته و پیغام شما را به او برسانم. گفتند؛ برو و او را از این خبر آگاه کن و به ما بگو او چه گفته است. عباس با شتاب نزد حسین آمد و مطلب را به او گفت. یاران امام غنیزف در این فرصت برای سپاه عمر خطابه می خواندند.
راوی گفت؛ عباس بن علی با شتاب خود را به لشگر عمر رساند و گفت؛ ای مردم، ابا عبدالله از شما می خواهد که امشب را برگردید تا در این کار اندیشه کند زیرا در مساله یی که میان شما و او واقع شده سخن ره به جایی نمی برد. پس صبح هنگام یکدیگر را خواهیم دید ان شاءالله. اگر درخواست شما را پذیرفتیم پس بدان گردن می نهیم و اگر مایل نبودیم؛ نخواهیم پذیرفت. حسین امشب را فرصت می خواهد تا به کارهایش رسیدگی کرده و به خاندانش وصیت کند. هنگامی که عباس بن علی این پیغام را داد، عمر بن سعد گفت؛ ای شمر نظر تو چیست؟ شمر گفت؛ تو چه می گویی؟ تو فرمانده هستی. نظر، نظر توست، عمر بن سعد گفت؛ ای کاش نبودم. سپس عمر بن سعد به لشگر گفت؛ نظر شما چیست؟ عمرو بن حجاج سلمه زبیدی گفت؛ سبحان الله، به خدا سوگند اگر مردم دیلم هم چنین درخواستی از تو می کردند باید قبول می کردی. قیس بن اشعث گفت؛ قبول کن، به جان خودم سوگند صبح زود برای جنگ با تو آماده می شوند. عمر بن سعد گفت؛ سوگند به خدا اگر بدانم که چنین خواهند کرد هم امشب به ایشان می تازم.
راوی گفت؛ هنگامی که عباس بن علی پیام عمر بن سعد را برای امام آورده بود، امام گفت؛ به سوی ایشان برو اگر توانستی تا فردا از ایشان مهلت بگیر و امشب آنان را دور کن، تا این شب را به نماز و دعا و استغفار پروردگار بگذرانیم. او خود می داند که من خواندن نماز و قرائت قرآن و دعای فراوان و استغفار نمودن را دوست دارم.۲
● خبر سوم؛ شب عاشورا
پس از دفع عمر بن سعد، حسین(ع) شب هنگام یارانش را جمع کرد و گفت؛ خدا را به بهترین شکل ممکن حمد و ثنا نموده و او را در خلوت و جلوت ستایش می کنم. خدایا تو را می ستایم که ما را به وسیله نبوت گرامی داشتی و به ما قرآن آموختی. در دین، بصیرتمان عنایت کردی و برای ما گوش و چشم و دل نهاده و از مشرکانمان قرار ندادی. اما بعد، من هیچ کس را شایسته و بهتر از یاران خود و هیچ خاندانی را صادق تر و متحد تر از خاندانم ندیده ام. خداوند از جانب من به شما بهترین پاداش را بدهد. آگاه باشید من گمان می کنم فردا سرانجام ما و این گروه مشخص شود. بدانید که من همه شما را آزاد کرده و بیعت خود را از شما برداشتم. تاریکی شب پوشش مناسبی است که سوار شده و بروید.
حسین(ع) ادامه داد؛ از تاریکی شب استفاده کرده و بر شتر سوار شوید و هر کدام شما، دست یکی از افراد خانواده مرا بگیرد و به روستاها و شهرهای خود ببرد تا زمانی که خدا گشایشی حاصل کند زیرا اینان مرا خواسته و اگر به من دست یابند دیگران را دنبال نمی کنند. پس برادران، پسران، برادرزادگان و فرزندان عبدالله بن جعفر گفتند؛ چنین نمی کنیم که بعد از تو باقی بمانیم، خداوند این کار را هرگز از ما نبیند. ابتدا عباس بن علی چنین گفت. سپس دیگر یارانش مطالب مشابهی بیان کردند.۳
● خبر چهارم؛ صبح عاشورا
در صبح عاشورا وقتی که دشمن آماده نبرد شد بار دیگر حسین(ع) آنان را نصیحت کرد و گفت؛ ای مردم، سخنم را بشنوید و عجله نکنید تا به دلیل حقی که بر من دارید شما را اندرز داده و علت آمدن خود را شرح دهم. اگر عذرم را بپذیرید و سخنانم را صادقانه یافتید و منصفانه قضاوت کردید، چاره یی جز پرهیز از جنگ با ما ندارید و اگر عذر نپذیرفته و با حق و انصاف رفتار نکردید فîأîجٍمًعïواٍ أîمٍرîکïمٍ وîشïرîکîاءکïمٍ ثïمٌî لاî یîکïنٍ أîمٍرïکïمٍ عîلîیٍکïمٍ غïمٌîةً ثïمٌî اقٍضïواٍ إًلîیٌî وîلاî تïنظًرïونً (۷۱)۴، إًنٌî وîلًیًٌـیî اللٌهï الٌîذًی نîزٌîلî الٍکًتîابî وîهïوî یîتîوîلٌîی الصٌîالًحًینî (۱۹۶)۵. شما با آن خدایانتان که شریک خدای جهان می دانید، همدست شوید و کار خود را به شورا بگذارید تا مطلبی بر شما پوشیده نماند. سپس تصمیم خود را درباره من به مرحله اجرا بگذارید و مهلتم ندهید، به یقین مولا و یاور من خدا است و از صالحان حمایت خواهد کرد.
راوی گفت؛دختران و خواهران امام حسین(ع) با شنیدن این سخن فریاد زدند و گریستند.حسین(ع) عباس و پسرش علی را نزد آنان فرستاد و به آن دو گفت؛ آنان را آرام کنید.به جان خود سوگند از این پس زیاد گریه خواهند کرد و آنان برای ساکت نمودن زنان رفتند.۶
پس از آن امام یاوران خویش را برای جنگ به صف کرد و پرچم جنگ را به دست برادرش عباس سپرد.از این به بعد تا لحظه شهادت عباس خبر معتبری درباره او به دست نداریم.
● خبر آخر
خبر آخر، شیخ مفید می نویسد؛ چون تشنگی بر امام حسین(ع) سخت شد به سوی فرات به راه افتاد و برادرش عباس همراه او بود. سواران دشمن راه بر او گرفتند. مردی از بنی دارم تیری به سوی امام پرتاب کرد که زیر چانه آن حضرت نشست و... امام به جای خویش باز گشت. از آن سو لشگر دور عباس را گرفته به او حمله ور شدند و آن جناب به تنهایی با ایشان جنگ کرد تا شهید شد و عهده دار شهادت آن جناب، زید بن ورقاء حنفی و حکیم بن طفیل سنبسی بودند و این پس از آن بود که زخم های سنگینی برداشته بود و نیروی جنبش نداشت.۷
اخبار فوق را اکثر مقاتلی که تا قرن هشتم هجری نگارش یافته است درخصوص عباس بن علی ذکر کرده اند. برخی از آنها چهره او را چنین توصیف کرده اند؛ عباس بن علی مرد خوش صورت و زیبارویی بود، چون سوار اسب می شد پاهای مبارکش به زمین کشیده می شد و به او «ماه بنی هاشم» می گفتند. ابوالفرج می نویسد؛ «حرمی بن ابی العلا از زبیر و عمویش نقل کرده فرزندان عباس بن علی او را «سقا» نامیده و کنیه اش را «ابوقربه» گذارده بودند، ولی من از هیچ یک از فرزندان عباس بن علی و آنانی که پیش از ایشان بودند، چنین چیزی نشنیده ام.»۸
عباس بن علی تقریباً جزء آخرین افرادی است که قبل از امام حسین(ع) به شهادت رسید. آنچه در اقوال بیان می شود و بیشتر ناشی از نقل روضه خوانان است، مبنی بر آوردن آب از فرات و قطع دست راست و سپس دست چپ ایشان و به دندان گرفتن مشک آب و سخنان جانسوز عباس، پرداخته ملاحسین کاشفی در روضه الشهدا است و مجلسی نیز مطالب خود را از ایشان اخذ کرده است اگر چه نامی از او نمی برد. نویسندگان، مداحان و مرثیه خوانان هم به نوبه خود، بعدها این تصویر غم انگیز را به شکل سوزناک تری تکمیل کردند.
متاسفانه بسیاری از مداحان، شجاعت عباس بن علی در غلبه بر هوای نفس را نادیده انگاشته و فقط از زور بازوی او سخن رانده اند. در حالی که می بینیم در شب عاشورا، سخنان عباس بن علی «فصل الخطاب» برای همه یاران و خویشاوندان امام حسین(ع) بود. وی اعلام داشت هرگز از امام جدا نخواهد شد. همچنین در روز عاشورا، عباس بن علی احتمالاً برای اکمال وفاداری، از برادران تنی کوچک تر خود خواست تا زودتر از او به میدان نبرد بروند و او با صبوری نظاره گر شهادت ایشان شد و آنگاه به نبرد با دشمن برخاست. با بررسی اخبار مربوط به عباس بن علی در کربلا به این نکته واقف می شویم که پندار (ظن و گمان) مردم باعث ستم مظاعفی بر این پرچمدار باوفای نهضت حسینی شد. کاش این مردم به پیروی از این آیات؛ وîلاî تîقٍفï مîا لîیٍسî لîکî بًهً عًلٍمی إًنٌî السٌîمٍعî وîالٍبîصîرî وîالٍفïوادî کïلٌï أïولـئًکî کîانî عîنٍهï مîسٍوولاً (۳۶) و نیز یîا أîیٌïهîا الٌîذًینî آمîنïوا اجٍتîنًبïوا کîثًیرًا مًٌنî الظٌîنًٌ إًنٌî بîعٍضî الظٌîنًٌ إًثٍمی معرفت علمی را سرلوحه کار خود قرار می دادند و از معرفت ظنی دوری می کردند.

حجت الله جودکی
پژوهشگر تاریخ اسلام
پی نوشت ها؛
۱- قیام جاوید، ترجمه مقتل الحسین ابی مخنف، ترجمه حجت الله جودکی، انتشارات تبیان، ص۶۷
۲- همان منبع، صص ۷۴- ۷۱
۳- همان منبع، ص ۷۴
۴- سوره یونس، آیه ۷۱
۵- سوره اعراف، آیه ۱۹۶
۶- همان منبع، ص ۸۱
۷- ترجمه ارشاد شیخ مفید
۸- ترجمه مقاتل الطالبین. ص ۸۱

منبع : روزنامه اعتماد

مطالب مرتبط

حیات عارفانه امام علی علیه السلام

حیات عارفانه امام علی علیه السلام
● حقیقت حیات
حقیقت حیات، به معرفت توحید است. علی (ع) درباره حیات می‏فرماید: «التوحید حیاهٔ النفس»(۱) (زنده بودن جان آدمی، به توحید الهی است). موحد زنده است و غیرموحد مرده. كسی كه توحید متكلمانه و حكیمانه دارد، زندگی‏اش نیز متكلمانه و حكیمانه است و اگر توحیدش عارفانه بود، از حیاتی عارفانه برخوردار است. تفاوت حیات‏ها، به تفاوت معرفت‏ها است.
زندگی حكیمانه و متكلمانه از مدار مفهوم نمی‏گذرد. زیرا حكیم یا متكلم، هر برهانی بر توحید اقامه كند چیزی جز ره‏توشه ذهنی و مفهومی نیست. حتی برهان «صدیقین»(۲) كه حكیم متألّه آن را اقامه می‏كند، تا آن هنگام كه در فضای علم حصولی است با مفهوم مأنوس است. چنین متفكری همواره به سراغ معلوم می‏رود ولی علم نصیب او می‏شود و هرگز به معلوم بار نمی‏یابد؛ مانند كودكی كه تصویر درختی را در آینه می‏بیند، به طرف میوه آن دست دراز می‏كند اما جز شِمای میوه نصیبش نمی‏شود.
صدر و ساقه زندگی حكیم و متكلم را مفهوم تأمین می‏كند، لذا حیات ایشان حداكثر یا عابدانه است یا زاهدانه، و یا تلفیقی از این دو. آن دو هرگز طعم حیات عارفانه را نمی‏چشند، همین‏طور هم صاحب‏نظران رشته‏های دیگر. ولی اگر كسی معلوم را خواست و در منطقه عرفان پای نهاد و توحید شهودی نصیب او شد آن‏گاه حیات وی، چون جانش، عارفانه است. عارف می‏كوشد تا آغاز و انجام جهان را ببیند و به سراغ معلوم برود، و آن را می‏یابد.
● شعاع دید علی (ع)
ثمره حیات عارفانه را باید در هویت علوی جُست. علی (ع) خود را برترین عرفا معرفی می‏كند و درباره آغاز و انجام جهان، دیدی عرفانی دارد. آن كس كه مبدأَ و معاد عالم و بین این دو، یعنی وحی و نبوت، را عارفانه شناخت، مصداق «یوءمن بالشهادهٔ» است نه چون دیگران كه به غیب ایمان دارند.
معرفت شهودی علی (ع) به مبدأ علی (ع) در پاسخ به پرسش ذِغْلِب درباره مبدأشناسی فرمود: «ما كنت أعبد ربّاً لم أره».(۳) من آن نیستم كه با برهان به خدا ایمان بیاورم، و تا او را نبینم ایمان نخواهم آورد. سپس در ذیل آن، كلامِ خود را این‏گونه شرح می‏كند: «لا تدركه العیون بمشاهدهٔ العیان، ولكن تدركه القلوب بحقائق الایمان».(۴) من خدا را به چشم جان دیدم، نه با بَصَر.
چشمان را ببندم یا بگشایم و یا اینكه حتی به خواب روم، باز او را می‏بینم! آن‏گاه می‏فرماید: «فهم و الجنهٔ كمن قد رآها فهم فیها منعمون، و هم و النار كمن قد رآها، فهم فیها معذّبون»(۵)، و این عبارت مربوط به شاگردان آن حضرت است كه به مقام «كأنّ» رسیده‏اند و آن كه از مقام «كأنّ» ترقی كرده و به مقام «أنّ» رسیده باشد، مانند خود حضرت، تحقیقاً می‏بیند.
باز فرمود: «لو كشف الغطاء ما ازددت یقیناً»(۶) (اگر پرده‏ها كنار رود، بر یقین من چیزی افزوده نمی‏شود). چه آنكه ایمان او به معاد از سنخ ایمان به شهادت بود:
خود هنر آن دان كه دید آتش عیان
نه گپِ دلّ علی النار الدخان
حكیم و متكلم گپ می‏زنند و فی‏المثل دلیل مفهومی می‏آورند كه بهشت و جهنّم حق است، ولی هنر آن است كه انسان خود آتش را ببیند نه اینكه از راه دود به آن پی بَرَد.
آن كس كه در یقینْش نگنجد زیادتی
صد بار اگر ز پیش برافتد غطا، علی است
● معرفت شهودی علی (ع) به معاد
علی (ع) درباره معادشناسی می‏فرماید: «نظرت فی الملكوت بإذن ربی فما غاب عنی ما كان قبلی و لا ما یأتی بعدی»(۷) (به اجازه پروردگارم در ملكوت نگریستم، چیزی از من نهان نشد، نه در گذشته دور و نه در آینده)، و كسی جز علی (ع) بر چنین داعیه‏یی جرأت نكرد كه: «سلونی قبل أن تفقدونی، فلأنا بطرق السماء أعلم منی بطرق الأرض»(۸) (از من سوءال كنید پیش از آنكه مرا نیابید، چه من به راه‏های آسمان داناترم تا به طرق زمین) و هر كه جز او چنین گفت، رسوا شد.
او با كجا مرتبط است كه فرمود: من صاحب بصرم نه صاحب نظر، من دیدم نه آنكه فهمیدم! «ما شككتُ فی الحق مذ أُریتُه!»(۹) (از لحظه‏یی كه معلم غیبی‏ام، ذات اقدس اله، حقایق را به من نمود هیچ‏گاه شك نكردم).
انسان به جایی می‏رسد كه چیزی جز حق در آنجا نیست، پس تردید معنا ندارد؛ زیرا شك، میان دو چیز باشد.
● معرفت شهودی علی (ع) به وحی و نبوت
دیدگاه علی (ع) درباره آغاز و انجام جهان، روشن شد. آن حضرت در باب موضوع فی ما بین مبدأ و معاد، یعنی مسئله وحی و نبوت، در خطبه قاصعه فرمود: «أری نور الوحی و الرسالهٔ، و أشم ریح النبوّهٔ»(۱۰) (من نور وحی و رسالت را دیدم و رایحه نبوت را بوییدم)، سپس در ادامه می‏فرماید: رسول اكرم (ص) درباره من فرمود: «[یا علی!] إنّك تسمع ما أسمع، و تری ما أری، إلاّ أنك لست بنبیٍّ...»(۱۱) [ای علی!] همانا تو آنچه را كه من می‏شنوم، می‏شنوی و آنچه را كه می‏بینم، می‏بینی، با این تفاوت كه تو پیغمبر نیستی).
علی (ع) عارفانه زندگی می‏كند، نور وحی را می‏بیند و بوی رسالت را استشمام می‏نماید و همان‏گونه كه رسول اكرم (ص) به قرآن و نبوت و رسالت خود ایمان شهودی دارد، ایمان او نیز به ولایت و امامت خویش، همچون ایمانش به توحید و معاد، شهودی است نه از گونه ایمان به غیب.
● علی (ع) در كلام رسول اكرم (ص)
مدح نبوی از عنصر علوی، از حدود قرآن كریم تجاوز نمی‏كند و نبی اكرم (ص)، علی (ع) را در محدوده «قل هو اللّه أحد» ارزیابی، و چنین می‏فرماید: یا علی! تو چون «قل هو اللّه أحد» هستی كه اگر كسی آن را یك‏بار بخواند ثواب یك‏سوم قرآن، و اگر دو بار بخواند ثواب دوسوم آن، و اگر سه بار بخواند ثواب كل آن را می‏برد. یا علی! اگر كسی تو را با قلب دوست بدارد مانند آن است كه یك‏سوم قرآن را خوانده باشد و اگر، افزون بر محبت قلبی، با زبان هم از تو سخن بگوید و تو را یاری كند گویی دوسوم قرآن را تلاوت كرده، و اگر با قلب مِهرت را بپذیرد و با زبان از ولایتت حمایت كند و با اعضا و جوارح در راهت قدم بردارد، گویی كه تمام قرآن را خوانده است.(۱۲)
علی (ع) درباره خود می‏فرماید: «ما للّه نباء أعظم منّی»(۱۳) (برای خداوند خبری در عالم مهم‏تر از ولایت من نیست). نیز فرموده است: «ما للّه آیهٔ اكبر منّی»(۱۴) (برای خداوند آیت كبرایی غیر از من نیست).
ابن ابی‏الحدید می‏گوید: تاریخ قبل از توفان نوح را در دست نداریم ولی پس از توفان، اطمینان دارم مردی به عظمت و شجاعت علی (ع) نیامده است!(۱۵) و البته چنین باشد آن كه قدرت، عزت و عظمت مطلقه را می‏بیند و «للّه جنود السموات و الارض»(۱۶) و «ما یعلم جنود ربك إلاّ هو»(۱۷) مشهود او است، از كسی هراسی ندارد.
● تفاوت عادل و عارف
بین انسان عادل كه می‏توان به او اقتدا كرد با فرد عارف فرق است؛ عادل در فضای درون بین عقل و نفس، عقل را غالب می‏كند و در جهاد اوسط پیروز می‏شود، و آنجا كه عقل كارآمد شد، نفس را رام كرد و «هی نفسی أروضها بالتقوی»(۱۸) را پشت سر گذاشت و عاقل گردید؛ عاقلی كه «ما عبد به الرحمان و اكتسب به الجنان»(۱۹) در كف او است، عادل است و جهاد اوسط را هم پشت سر گذاشته است.
بعد از آن مرحله كه جنگ بین قلب و عقل است جهاد اكبر آغاز می‏شود. پس قلب به عقل می‏گوید: تو معارف را می‏فهمی، ولی من می‏خواهم آنها راببینم. تو به دنبال علم هستی، اما من به دنبال معلوم. و تو با برهان سخن می‏گویی، در حالی كه من به دنبال وجدانم. یعنی آنجا درگیری بین عقل و قلب و حكمت و عرفان است، و امیر موءمنان علی (ع) در آن بخش قرار دارد. زاهدی كه خلیفه مسلمین است و بیش از یك پیراهن ندارد ــ كه آن را هم به‏تازگی شسته و به تن كرده است تا آنجا كه به هنگام قرائت خطبه، برای خشك كردن، آن را حركت می‏دهد(۲۰) ــ البته برای او این امر مهم نیست، چون دلش جای دیگر است و دنیا را ترك فرمود ولی نه برای رسیدن به آخرت! خلاصه اینكه عارفِ متوسط، از عقل می‏رهد تا به دل برسد و عارف كامل، از دل می‏رهد تا به دلدار وصل شود.
● تفاوت عارف و زاهد
كسی كه دنیا را برای رسیدن به آخرت ترك می‏كند، به تعبیر مرحوم بوعلی، «مستعیض» است نه زاهد واقعی.(۲۱) زیرا او عوض می‏طلبد و تاجر و سوداگر است، نه خداپرستی راستین.
زندگانی عارفانه با زندگی كسی كه نماز را برای رفتن به بهشت یا فرار از جهنّم می‏خواند، تفاوت دارد و علی (ع) را بنگرید كه درباره نماز چه‏گونه می‏اندیشد. وقتی از آن حضرت می‏پرسند كه جمله «قد قامت الصلاهٔ» یعنی چه؟ می‏فرماید: یعنی «قد حان وقت الزیارهٔ و المناجات»!(۲۲) وقت زیارت و مناجات فرارسید، لحظه ملاقات با خدا پیش آمد! آنها كه حكیم یا متكلم‏اند، ضریح ربوبیت را زیارت می‏كنند لیكن عارف وقتی از مفهوم گذشت و «از علم به عین آمد و از گوش به آغوش»، مصداق را زیارت می‏كند.
از مناجات علی (ع) نیز می‏توان به زندگی عارفانه‏اش پی برد كه می‏فرماید: «هبنی صبرت علی حرّ نارك فكیف أصبر...»،(۲۳) و هم او بود كه در مناجات شعبانیه فرمود: خدایا من از تو كمال انقطاع را می‏خواهم،(۲۴) یعنی ماسوای تو به‏گونه‏یی از من جدا شود كه نفهمم، چون آن‏قدر غرق در جمال و جلال توام كه ماسوا را به ذهن نمی‏آورم و این همان حیات عارفانه است.
حیات عارفانه علی (ع)، هم در مسائل سیاسی اثر می‏گذارد كه می‏گوید: «و انه لیعلم أنّ محلّی منها محلّ القطب من الرحی»،(۲۵) و هم در مسائل فرهنگی كه می‏فرماید: «ینحدر عنی السیل، و لا یرقی إلی الطیر».(۲۶) من آن كوه بلند سیل‏زایم، همّام خود را در معرض سیل او قرار داد و سیل او را برد.

وبگردی
تلگرام جایگزین داخلی ندارد / در پیام رسان داخلی در حال تکمیل پرونده احتمالی خود هستید !
تلگرام جایگزین داخلی ندارد / در پیام رسان داخلی در حال تکمیل پرونده احتمالی خود هستید ! - به فرض محال که اطلاعات مردم مورد سوءاستفاده کشورهای دیگر قرار بگیرد، برای‌شان پیامد امنیتی مستقیمی ندارد. بسیاری از کاربران ایرانی در تلگرام به دریافتن و فرستادن اخبار و طیفی از جوک‌ها (از سیاسی گرفته تا خانوادگی) می‌پردازند. این مسائل هم برای کشورهای دیگر اهمیتی ندارد (البته اگر از تحلیل محتوا و کاربردهای بعدی‌شان بگذریم) و نمی‌تواند پیامد مستقیمی برای کاربر ایرانی داشته باشد. اما همین اطلاعات چنانچه…
ماجرای انحصار عربستان بر روغن مایع ایران / تا 100 درصد پالم !
ماجرای انحصار عربستان بر روغن مایع ایران / تا 100 درصد پالم ! - روغن های نباتی را خوب بشناسید. سخنان یک تولید کننده سابق روغن نباتی.
آشغال‌سازها گرفتار خانم مدیر شدند
آشغال‌سازها گرفتار خانم مدیر شدند - رییس سازمان ملی استاندارد ایران مجددا با خودروسازان در ارتباط با رعایت استانداردهای ۸۵‌گانه خودرویی از ابتدای دی‌ماه سال جاری اتمام حجت کرد.
ایران نیاز به مردانی بزرگ و دانشمند دارد / چرا اینهمه انسانهای ...
ایران نیاز به مردانی بزرگ و دانشمند دارد / چرا اینهمه انسانهای ... - مرتضوی هیچ گاه قاضی و حقوق دان نبود و نباید کار قضایی انجام می‌داد. اما این ضعف ماست که چنین فردی در جایگاه بالایی قرار می‌گیرد. شگفتی من از قاضی مرتضوی و رفتار او نیست که چرا خودش را برای اجرای حکم خود به زندان معرفی نکرد. من رفتار او با زهرا کاظمی را دیده بودم.
معنی و مفهوم "به ما این دختر خوشگل‌ها رو نشون بده"؟
معنی و مفهوم "به ما این دختر خوشگل‌ها رو نشون بده"؟ - بعد از انقلاب، به واسطه تنیده شدن حکومت و دین بسیاری از پست‌ها و سمت‌های سیاسی با هاله‌ای رو به رو شد که اجازه نمی‌داد صاحب آن منصب مورد نقد قرار بگیرد....
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس - بازیگر سریال "تعطیلات رویایی" از حمله افراد ناشناس به خود خبر داد. مریم معصومی، بازیگر سینما و تلویزیون مورد حمله افراد ناشناس قرار گرفت.
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد - «احمد مهران فر» بازيگر نقش «ارسطو عامل» در سريال پايتخت ۵ در اینستاگرام خود از ازدواجش با «مونا فائض پور» خبر داد.
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی - صحبت های جنجالی رییسی پیرامون استفاده روحانی از نام امام رضا در انتخابات
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند!
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند! - محمد غرضی می‌گوید: زمانی که به عنوان وزیر در وزارت حضور یافتم بیش از ۵۰۰ نفر را دیدم نامه‌هایی که از داخل به خارج و از خارج به داخل کشور ارسال می‌شدند را چک می‌کردند و به صورت سه شیفت فعالیت می‌کردند و نامه‌ها را می‌خواندند.
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس!
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس! - عکس و ویدیویی منتسب به ستاره پرسپولیس فرشاد احمدزاده و ترلان پروانه بازیگر سینما و تلویزیون در فضای مجازی منتشر شده است. عجب پاپراتزی‌هایی داریم!
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم - ویدیوهایی از نسیم نجفی اقدم در شبکه های اجتماعی به زبان های انگلیسی و فارسی موجود است که در آن ها وی از حذف ویدیوهای خود توسط یوتیوب شکایت دارد.
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟ - بگذارید اینطور بپرسم: مگر کیروش، مربی تیم ملی فوتبال جمهوری اسلامی ایران عرق نمی‌خورد؟ نمی‌رقصد؟ مگر برانکو و شفر نمازشب می‌خوانند و روزه می‌گیرند و اصولگرا و ارزشی و انقلابی هستند؟!