چهارشنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۷ / Wednesday, 15 August, 2018

ایهود باراک؛ طراح اصلی فاجعه غزه


ایهود باراک؛ طراح اصلی فاجعه غزه
«ایهود باراک» یعنی همان تروریست مدعی ضدتروریسم و همان ژنرال سابق و نخست وزیر شکست خورده پیشین اسرائیل که زمانی به یکباره ادعای صلح طلبی کرد، این بار نیز مثل همیشه کار را یکسره کرده و اعلام حضور می کند. باراک از ماه ها پیش در حال طراحی جزء به جزء حمله به غزه بود و به همین خاطر به مانند قبل با حیله گری دست به مانورهای فریب دهنده می زد. وزیر دفاع اسرائیل در همان حال که در هفته های پیش از سوی مخالفانش به بی توجهی نسبت به حملات موشکی غزه متهم می شد، در سکوت کامل در حال تهیه فهرستی از افراد حماس بود که در نظر داشت آنها را از بین ببرد. جالب آنکه آن هنگام که سران اسرائیل برای حمله به غزه همصدا شده بودند باراک به صراحت از خطرات این کار می گفت و آن کسانی را که در فکر این حمله بودند سرزنش می کرد. باراک طی همین هفته های اخیر آخرین نیرنگ خود را هم عرضه کرد؛ او در جلسه ۱۸ دسامبر دولت اسرائیل با وجود آنکه می دانست حمله به غزه از یک روز قبل آغاز شده است گزارشی از گام هایی که برای آینده در نظر گرفته شده، ارائه داد.
باراک در دوران ۳۶ ساله نظامیگری اش در بسیاری از عملیات های جنایتکارانه اسرائیل شرکت داشت و به مانند همین روزهای گذشته که در سکوت در حال طرح حمله به غزه بود، در آن دوران هم از استعداد عجیبی در نیرنگ بازی و حیله گری برخوردار بود. هم او بود که طرح آزادی گروگان های اسرائیلی هواپیمای ربوده شده سابنا در سال ۱۹۷۲ را ارائه کرد و به مرحله اجرا گذاشت. باراک در آن عملیات لباس سفیدی پوشید و در کسوت یک مکانیک به هواپیماربایان نزدیک شد و کار را تمام کرد. یک سال بعد در لباس زنانه به بیروت رفت تا کسانی را از پای در آورد که ادعا می شد عامل قتل ورزشکاران اسرائیلی در جریان بازی های المپیک مونیخ بوده اند. به گفته یکی از دوستان سیاسی اش باراک چیزی به عنوان ترس و البته رحم و شفقت را نمی شناسد. باراک در سال ۱۹۷۶ عملیات نجات مسافران هواپیمای ربوده شده ایرفرانس را نیز طراحی کرد؛ همان هواپیمایی که توسط ربایندگان به فرودگاه انتبه در کشور اوگاندا برده شده بود.
به عقیده بسیاری از کارشناسان حال بار دیگر ایهود باراک با نوعی اعتماد به نفس سربر می آورد و در صحنه حاضر می شود. به گفته همین کارشناسان او با سرعت برق قضاوت می کند و تصمیم می گیرد زیرا همیشه فکر می کند منطق خودش از منطق دیگران بهتر و قوی تر است. به همین خاطر است که باراک خود را سیاستمداری عادی و معمولی نمی داند. به عنوان مثال «دنیس راس» که در دوران بیل کلینتون به عنوان یکی از مهم ترین میانجی های امریکایی در بسیاری از مذاکرات صلح خاورمیانه از نزدیک شاهد رفتار باراک بوده است، عقیده دارد؛«او خود را قهرمان تصور می کند و همین تصور وی را پیش می برد.» یکی از دوستان باراک نیز می گوید وی دچار این توهم است که برای ماموریتی خاص در نظر گرفته شده است، او می خواهد به مانند چرچیل و بن گوریون همزمان نقش یک واعظ و رهبر را داشته باشد. باراک زمانی ادعا می کرد؛ «من آنچه را اسلافم موفق به انجام آن نشدند به انجام خواهم رساند یعنی صلح با سوریه، لبنان و فلسطین.» و البته هرگز در این موارد موفقیتی نداشت.
ایهود باراک که بسیاری از دوستان و همکاران نظامی اش از وی با لقب «ناپلئون» یاد می کنند، در سال ۱۹۹۱ به سمت فرمانده ستاد کل ارتش اسرائیل منصوب شد و از نظر تعداد مدال و نشان حتی امروز هم از همه نظامیان اسرائیلی برتری دارد. به عنوان مثال او تنها در یک نوبت به دلیل جنایت های بی شمارش پنج مدال گرفت. اما پس از خروج از ارتش در سال ۱۹۹۵ تا مدت ها میان تجارت و سیاست معلق بود. باراک با وجود آنکه جدایی از لباس نظامی برایش دشوار می آمد اما در همان سال ها اقدام به تاسیس یک شرکت سرمایه گذاری در واشنگتن کرد. اما یک سال و نیم بعد به دستور نخست وزیر وقت یعنی «اسحاق رابین» به اسرائیل بازگشت زیرا رابین می خواست از این ژنرال سابق یک وزیر بسازد. باراک به حزب کارگر پیوست و با جهشی عجیب قدم در عرصه سیاست گذاشت و مراحل ترقی را به سرعت طی کرد. در سال ۱۹۹۷ شیمون پرز را از رهبری این حزب کنار گذاشت و در سال ۱۹۹۹ و پس از پیروزی بر رقیبش یعنی «بنیامین نتانیاهو» به مقام نخست وزیری رسید و لاف زنانه وعده «فردایی نوین» را داد. باراک اگر چه در پایان دهه ۹۰ وانمود می کرد انرژی زیادی را برای حل مساله سوریه و فلسطین صرف می کند اما در اولین دورخیزش به عنوان سیاستمدار شکست سنگینی خورد. این ژنرال سابق هنوز تفاوت میان عرصه سیاست و نظام را درک نمی کرد و به همین دلیل بدون مذاکره با طرف مقابل اقدام به خروج نیروها از جنوب لبنان کرد و طولی نکشید که تبدیل به یک ژنرال شکست خورده شد.
نخست وزیر آن روزهای اسرائیل با عجله و جاه طلبی های ذاتی اش به کمپ دیوید رفت تا به ادعای خودش مناقشه با فلسطین را یک بار برای همیشه حل و فصل کند. باراک به نسبت اسلافش وانمود می کرد آمادگی بیشتری برای دادن امتیاز های بیشتر به فلسطینی ها دارد. به عنوان مثال ادعا می کرد حاضر است حق حاکمیت بر بخش قدیمی اورشلیم را به فلسطینی ها بدهد. اما رهبر باتجربه و کارکشته فلسطین یعنی یاسر عرفات به راحتی متوجه عدم صداقت و بی تجربگی رقیب شد و بدین ترتیب موجبات شکست ایهود باراک فراهم آمد. اما دلیل دیگر این شکست نیز همان بی تجربگی سیاسی باراک بود زیرا وی در حالی برای مذاکره با رهبر فلسطین به کمپ دیوید رفت که اکثریت پارلمان اسرائیل را در پشت سر خود نداشت. باراک که به شدت از این وضعیت دچار یأس شده بود به عنوان تنها راه برون رفت از این وضعیت در فکر تغییر روش افتاد. با این حال حتی زمانی که از سوی یاسر عرفات نیز چراغ سبزی دریافت کرد نتوانست از نظر سیاسی با کنست به مصالحه یی دست پیدا کند. بدین ترتیب بود که در وهله اول انگیزه اش را برای گفت وگو از دست داد و در وهله بعد اذعان کرد در سیستم بسته اسرائیل نمی تواند کاری از پیش ببرد و در آن عرصه بازیگر ناتوانی بیش نیست و دیگران از وی قدرت بیشتری دارند.
این وضعیت برای ژنرال سابقی که به شکست عادت نداشت بسیار ناگوار بود. بدین ترتیب حزب متبوع باراک در انتخابات تنها یک سوم آرا را از آن خود کرد و دولتش سقوط کرد. فلسطینی ها هم در این بین بر شدت حملات خود به اسرائیل افزودند.

پی یر هویمان
ترجمه؛ م.ف
منبع؛ اشپیگل آنلاین

منبع : روزنامه اعتماد

مطالب مرتبط

فراز و فرود حیات سیاسی حزب کادیما ‌

فراز و فرود حیات سیاسی حزب کادیما ‌
چرا اولمرت رفته است و چرا لیونی آمده است؟ به نظر می‌رسد که بتوان اوج و حضیض حیات سیاسی حزب کادیما در اسرائیل را با طرح چنین پرسشی به تصویر کشید. آنچنان که از شواهد و قرائن دوران اخیر معادلا‌ت سیاسی این رژیم بر آمده است، رفتن ایهود اولمرت و آمدن تزیپی لیونی در گردونه حیات سیاسی اسرائیل سبب شده است که حزب کادیما(پیشرو) فراز و فرودی آن هم بیشتر از نوع بحران را در معادلا‌ت سیاسی این رژیم تجربه کند تا ثبات را. بنابراین شاید نتوان سهمی از آن تعالی و فراز را که رهبران کادیما در ابتدای تاسیس برای آن در نظر داشته‌اند، قائل شد.
حزب کادیما در سال ۲۰۰۵ و بعد از آنکه آریل شارون توانست به مدد سیاست جدایی یک‌جانبه از نوار غزه نوعی توفان و مخالفت سیاسی را برای رهبران تندرو حزب لیکود ایجاد کند، تاسیس شد. اگرچه شارون خود را به مدد چنین سیاستی در مقابله با رهبران تندرویی چون بنیامین نتانیاهو پیروز می‌دانست اما این پیروزی او در مقابل سیاست‌های تهاجمی لیکود نمی‌توانست پایدار و از خطرات موجود و محتمل آن در امان بماند. از دیگر سو خطرات پیش روی دیگری چون خطر حزب کار و رهبری آن عمیر پرتز که در آن هنگام از حیات سیاسی رژیم صهیونیستی، در صدد نیل به صدارت بود، آینده حیات سیاسی شارون وحزب کادیما را با چالش روبه‌رو می‌کرد.
اما منویات حزب کار محقق نشد و شارون با این فرصت و بیشتر به سبب بروز اختلا‌ف‌های داخلی با حزب لیکود، حزب میانه‌روی کادیما را برای رقابت با دو حزب کار و لیکود تشکیل داد. طرفه آن بود که تشکیل حزب کادیما زیان فراوانی را متوجه حزب لیکود کرد وحتی معادلا‌ت پشت پرده کادیما سبب شد که بسیاری از عناصر راستگرای حزب کار و لیکود جذب حزب کادیما شوند و زمینه برای پیوستن بسیاری از سران امنیتی و اطلا‌عاتی به حزب مزبور فراهم شود. بدینوسیله و البته به زعم مقامات اسرائیل، شارون توانست با تعقیب سیاست جدایی یک‌جانبه از نوار غزه و با هدف اینکه حزب کادیما به مفاد طرح نقشه راه و مبارزه با تروریسم پایبند است، دورانی از شکوه و تعالی را برای حزب کادیما فراهم کند. اما مرگ مغزی شارون، که منجر به خروج او از معادلا‌ت سیاسی اسرائیل شد، زمینه تدریجی برای افول حزب کادیما را فراهم کرد.
با مرگ سیاسی شارون، رهبری حزب کادیما به دست ایهود اولمرت، که همواره از یاران نزدیک او بود، افتاد. در ادامه، پیروزی حزب کادیما در انتخابات پارلمانی و کسب اکثریت کرسی‌های پارلمان(کنست)، زمینه برای صدارت و نخست‌وزیری اولمرت فراهم شد تا او دومین نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی از این حزب نوظهور باشد.
شروع صدارت اولمرت را باید آغازی برای افول تدریجی این حزب در گردونه حیات سیاسی اسرائیل دانست چرا که چنین صدارتی با تشدید و روند تصاعدی خطرات از سوی دو حزب لیکود و کار و نیز با معادلا‌ت سیاسی پرخطر خاورمیانه مواجه شد تا سرنوشت کادیما در هاله‌ای از ابهام باقی بماند. آنچه که از سوی رهبران لیکود وحزب کار برای تضعیف موقعیت اولمرت به کار گرفته شد، بیشتر به اختلا‌ف سلیقه سیاسی در باب چگونگی گردش امور در حیات داخلی اسرائیل و البته در مواجهه با مسائل فلسطین و نوع برخورد با رهبران آن بود. البته همه تلا‌ش دو حزب لیکود و کار در تعقیب چنین سیاستی خلا‌صه نشد. رهبران حزب لیکود و کار تلا‌ش داشته‌اند که با تضعیف موقعیت کادیما جایگاه سنتی خود را برای انتخابات ادوار بعد به دست آورند و سیاست میانه‌روی آنان را که به صلح با فلسطینیان گرایش داشت درخور تخطئه جلوه دهند.
اما استراتژی حزب کادیما تحت زعامت اولمرت ضعیف‌تر از آن چیزی بود که بخواهد برای رهبران حزب لیکود و کار مانع ایجاد کند و موجب چالش برای حیات سیاسی آنان شود. آنچه بیش از همه سبب شد که استراتژی کادیما در معادلا‌ت سیاسی اسرائیل با خطا مواجه شود، به مساعدت و مماشاتی بازمی‌گشت که اولمرت در عمر صدارت خود با نومحافظه‌کاران آمریکا در مواجهه با مهم‌ترین معادلا‌ت خاورمیانه علی‌الخصوص در معادلا‌ت فلسطین و لبنان از خود نشان داد. نوع استراتژی و اتخاذ سیاست خصمانه نسبت به جریان‌های مقاومت را باید وجه مهمی از این نوع مماشات دانست که اولمرت در اجرایی کردن آن نسبت به حامیان غربی‌اش قصور و کوتاهی نورزید.
البته اجرایی شدن مقاصد سیاسی اولمرت نه‌تنها در اغلب موارد حمایت استراتژیک نومحافظه‌کاران آمریکا را به همراه داشت، بلکه مستظهر به همراهی برخی حکام عرب هم‌پیمان آمریکا نیز بود. سرانجام این سیاست مماشات آن هم برای اجرا نمودن طرح خاورمیانه جدید رایس که به نظر می‌آمد ادامه طرح خاورمیانه بزرگ باشد، اولمرت و دولت او را به لحاظ استراتژیک به جنگ نابرابری فرستاد که عواقبش چیزی جز وهن و شکست برای اسرائیل و حزب سیاسی کادیما نبود. به واقع جنگ ۳۳ روزه اسرائیل علیه لبنان در ژوئیه۲۰۰۶ نه‌تنها به افسانه شکست‌ناپذیری اسرائیل پایان داد بلکه سبب شد زمینه برای سقوط دولت اولمرت و سپس افول تدریجی حزب کادیما فراهم شود.
متعاقب آن انتشار گزارش کمیته وینوگراد با هدف بررسی دلا‌یل شکست اسرائیل در این جنگ، دولت او را بیشتر در سراشیبی سقوط قرار داد. شاید در این میان تنها مستمسکی که می‌توانست سناریوی سقوط دولت او را اندکی به تعویق اندازد، تمهید وآماده‌سازی پروژه‌های صلح خاورمیانه (آناپولیس) بود که البته با هدف التیام نهادن برآلا‌م روان‌پریشانه دولت اولمرت تجویز می‌شد تا لا‌اقل وداع آبرومندانه‌ای را برای حزب کادیما در گردونه حیات سیاسی اسرائیل رقم زند. اتخاذ این تدبیر هم آنچنان که انتظار می‌رفت، سودی نبخشید تا آنکه افشای پرونده فساد مالی اولمرت در ماجرا و غائله موریس تالنسکی سناریوی سقوط دولت او را تکمیل کرد و فرجام دولت او را دولتی نشان داد مستعجل. با کناره‌گیری اجباری اولمرت از صحنه سیاسی دولت اسرائیل که هم ناشی از عملکرد او در حوزه‌های داخلی حیات سیاسی اسرائیل و هم ناشی از پس‌لرز‌ه‌های شکست در جنگ ۳۳ روزه بود، موضوع جانشینی او برای اعضای کادیما از اهمیت قابل ملا‌حظه‌ای برخوردار شد و شاید مساله جانشینی از نوع کارآمد و موثر می‌توانست آن هیبت و شأن از دست‌رفته را به کانون و اردوی حزب بازگرداند. شواهد بعد از کناره‌گیری اولمرت نشان می‌داد که تزیپی لیونی وزیر خارجه دولت اولمرت و از چهره‌های نوظهور صحنه سیاسی این رژیم از شانس بالا‌یی برای جانشینی اولمرت و رهبری حزب کادیما برخوردار است.
البته روآوری چنین بخت و اقبالی برای شخصیتی چون لیونی بی‌سبب نبود، چراکه او در میان سایر افراد حزب کادیما به جهت علقه‌های سیاسی‌اش به فرآیند صلح و تاکید بر حل منازعات مزمن خاورمیانه به روش دیپلماسی فرصت را از سایر رقیبان راستگرای حزب(شائول موفاز) می‌ربود و صحنه را بر آنان تنگ می‌کرد. این مساله سبب‌ساز زمینه‌ای شد که او بتواند عهده‌دار مسوولیت‌های دوران بعد از اولمرت برای اداره حیات سیاسی حزب کادیما شود. به همین جهت او توانست در انتخابات ۱۷ سپتامبر ۲۰۰۸ با اختلا‌ف ناچیز بر رقیب تندروی خود موفاز پیروز شود و با قرار گرفتن در صدر حزب ائتلا‌فی حاکم، زمینه را برای نیل به مقام نخست‌وزیری آینده حیات سیاسی اسرائیل آماده کند تا دومین نخست‌وزیر زن تاریخ سیاسی رژیم اسرائیل بعد از گلدا مایر باشد. هم‌اینک با تمهید چنین مقدماتی، لیونی به اداره امور رژیمی خواهد رفت که فرآیند به دست‌گیری قدرت، غالبا قلمروی مردانه است و جهان‌بینی مذهبی حاکم بر آن عموما با نگاهی آلوده به مذهب به جایگاه زنان می‌نگرد. نکته حائز اهمیت در این فرآیند دگردیسی قدرت آن است که انتخاب لیونی به عنوان رهبر حزب کادیما و نخست‌وزیر آینده اسرائیل فاقد هرگونه همراهی حزب لیکود و رهبر تندروی آن بنیامن نتانیاهو خواهد بود.
در این میان شاید بتوان تنها نقطه امید لیونی را ابتنا و اتکا به راهبرد‌های حزب مذهبی شاس دانست که او را برای اتخاذ شگردهای ماهرانه برای اداره آینده حیات سیاسی اسرائیل یاری و ترغیب می‌کند. در کنار آن همه سایه‌روشن‌های جریان‌های حزبی که در میان دو وضعیت حمایت و تشویش در نوسان است و نیز خواهد بود، نباید از خوشبینی‌های دولت خودگردان فلسطین و رهبر سازشکار آن، ابومازن، غافل ماند که انتظار دارد با مواضع میانه‌روی لیونی، فرآیند‌های پروژه صلح خاورمیانه از اسلو تا آناپولیس به سرانجام برسد. ‌

وبگردی
تریلی در اهواز چپ کرد، مردم بارش را غارت کردند!
تریلی در اهواز چپ کرد، مردم بارش را غارت کردند! - یک تریلی در اهواز واژگون شد و مردم به جای کمک به راننده مصدوم بار تریلی را بردند
بازگشت گوگوش به ایران و نحوه برخورد با او در فرودگاه
بازگشت گوگوش به ایران و نحوه برخورد با او در فرودگاه - در ویدئوی زیر روایت فائقه آتشین (گوگوش) را از بازگشت به ایران بعد از انقلاب و نحوه برخورد پاسدار فرودگاه و دادستانی با او می شنوید. او این خاطرات را سال ۲۰۰۰ در تورنتوی کانادا روایت کرد.
ماجرای عکس متفاوت وزیر جوان و هشتگ‌های توییتری
ماجرای عکس متفاوت وزیر جوان و هشتگ‌های توییتری - نكته جالب در اين ميان، گستردگي و تنوع واكنش‌ها به پوشش «وزير جوان» بود. تا آن‌جا كه در ميان كاربران بودند گروهي كه اين پوشش را در حد «شق‌القمر» بالا برده و اين تفاوت ظاهري را نشانه‌اي از تفاوتي عميق در نوع نگاه آذري‌جهرمي تحليل كردند و در مقابل، طيفي نيز «وزير جوان» را به‌خاطر تلاش براي آنچه ازسوي اين كاربران نوعي «پوپوليسم» و «عوام‌فريبي» خوانده شد
اظهارات تند احمدی نژاد علیه روحانی و دولت!
اظهارات تند احمدی نژاد علیه روحانی و دولت! - محمود احمدی نژاد با انتشار پیام ویدیویی تندی علیه رئیس جمهور، وی را هم دست رئیس دو قوه دیگر نامید و خواستار کناره گیری حسن روحانی از مقام ریاست جمهوری شد.
فیلم | قرار نبود روحانیت در همه چیز اظهارنظر کند!
فیلم | قرار نبود روحانیت در همه چیز اظهارنظر کند! - فیلم - مدتی قبل حجت الاسلام زائری مهمان خبرآنلاین بود و در کافه خبر به بررسی مسایل فرهنگی و اجتماعی ایران و نقش روحانیت در جامعه پرداخت.
فیلم | چرا مردم مسئولین را مسخره می‌کنند؟
فیلم | چرا مردم مسئولین را مسخره می‌کنند؟ - فیلم - چرا مردم مسئولین را مسخره می‌کنند؟ پاسخ این سوال را در ویدئوی زیر ببینید.
فیلم سانسور شده خوانندگی سحر قریشی در یک برنامه
فیلم سانسور شده خوانندگی سحر قریشی در یک برنامه - سکانس سانسور شده مسابقه «13 شمالی» که در آن سحر قریشی ترانه های مشهور چند تن از خوانندگان را می خواند، ببینید. اولین قسمت این مسابقه در شبکه نمایش خانگی توزیع شده است.
عاشق شدن لیلای سریال پدر،داستانی کاملا واقعی!
عاشق شدن لیلای سریال پدر،داستانی کاملا واقعی! - روایت نازنین پیرکاری،مجری و تهیه کننده تلویزیون از عاشق شدن خود که داستان سریال پدر شد...
یک ژن خوب تازه: جان متاعی است که هر بی سروپایی دارد
یک ژن خوب تازه: جان متاعی است که هر بی سروپایی دارد - مهمترین بخش های سخنان او اینجاست که عنوان می کند: چه کسی در جریان انقلاب بوده؟ اگر یک عده ای جان دادند، یک عده ای هم این وسط پول دادند. او که گویا دستی در شعر هم دارد، سخن عجیب تری از آنچه پیش از این گفته بر زبان جاری می سازد و با به کار بردن این بیت که «جان چه باشد که نثار قدم دوست کنم *** این (جان) متاعی است که هر بی سروپایی دارد» ...
ترامپ حتی به شلیک یک گلوله نیاز ندارد
ترامپ حتی به شلیک یک گلوله نیاز ندارد - برای آمریکا کم هزینه‌ترین استراتژی ادامه وضع موجود است. ترامپ در یک سال گذشته کاری کرد که ۳۰ میلیارد دلار دارایی ایران از کشور خارج شود. این پول به کشور‌هایی مثل ترکیه، گرجستان، ارمنستان، مالزی و ... که از ثبات و امنیت برخوردارند رفت و در این کشور‌ها سرمایه گذاری شد. همین موضوع کمر اقتصاد ایران را می‌شکند. در این یک سال دلار به نزدیک ۱۰ هزار تومان رسیده است. ترامپ حتی به شلیک یک گلوله نیاز ندارد. اگر…
سحر تبر چهره واقعی‌اش را آشکار کرد!
سحر تبر چهره واقعی‌اش را آشکار کرد! - سحر تبر سال گذشته برای اولین بار در رسانه‌های جهان دیده شد. گمانه زنی می‌شد که او برای شباهت پیدا کردن به آنجلینا جولی ۵۰ عمل جراحی داشته است. اما او در نهلایت شبیه شخصیت "عروس مرده" تیم برتون به نظر می‌رسید.
ترجیح می‌دهید کدام‌ زن همکار شوهر شما باشد!
ترجیح می‌دهید کدام‌ زن همکار شوهر شما باشد! - یک بنر تبلیغاتی که ظاهراً با هدف ترویج فرهنگ حجاب طراحی شده، سبب‌ساز واکنش‌های کاربران شبکه اجتماعی توییتر شده است. در این بنر، از رهگذران خواسته شده بین دو گزینه موجود، زنی چادری و زنی مانتویی، انتخاب کنند ترجیح می‌دهند کدام‌یک همکار همسرشان باشد!
فیلم قتل عجیب زن جوان توسط شوهرش در اسلامشهر!
فیلم قتل عجیب زن جوان توسط شوهرش در اسلامشهر! - در اتفاقی عجیب و غیر قابل باور فردی امروز به دلیل درخواست طلاق همسرش در خیابان اسلامشهر وی را با ضربات چاقو از پای درآورد، از سرنوشت این خانم اطلاع دقیقی در دست نیست.