پنج شنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۷ / Thursday, 26 April, 2018

صهیونیسم و آپارتاید


صهیونیسم و آپارتاید
بسیاری از منتقدان صهیونیسم استدلال می کنند که صهیونیسم همانند آپارتاید است ، ولی آنان برای دفاع از مواضع شان بندرت دلایل قابل قبولی ارائه می کنند.
در این مقاله ، تلاش بر این است تا دلایل مقتضی برای دفاع از این ادعا ارائه شود. رژیم صهیونیستی از لحاظ عملی ، شباهت های زیادی با اتحادیه و بعدها جمهوری آفریقای جنوبی ما بین ۱۹۴۸ تا ۱۹۹۴ دارد. آپارتاید روی اشکال از پیش موجود استیلای نژادی در آفریقای جنوبی و مستعمره نشین های مهاجران سفیدپوست تا پیش از ۱۹۱۰ بنیان نهاده شد ، ولی واژه آپارتاید برای توصیف رژیم خشن و ایدئولوژیک تاسیس شده به وسیله حزب ملی پس از قدرت یابی آن در سال ۱۹۴۸ وضع شد.
آپارتاید همانند نازیسم به عنوان معیار بنیادین شرارت ، در نظر گرفته می شود. آپارتاید ، حاصل تلفیق سلطه سیاسی قومی نژادی و جداسازی نابرابر و قهری گروههای قومی نژادی به محیطهای مختلف و یک نظام بهره کشی فراگیر نژادی بوده است. آپارتاید مقتضیات اخلاقی طیف گسترده ای از نظامهای اخلاقی دارای جنبه برابری طلبانه از ادیان جهانشمولی چون مسیحیت و اسلام گرفته تا لیبرالیسم و سوسیالیسم را نقض می کرد.
از دریچه هر کدام از این مکاتب و ادیان که بنگریم ، آپارتاید ۳ ارزش خاص را بشدت نقض می کرد. اولین ارزش ، آزادی فردی است. در اوج آپارتاید ، مردم از نژادهای مختلف نمی توانستند با هم در یک جا زندگی کنند یا در مدارس یکسانی حضور یابند و حق استفاده از تسهیلات برابر را نداشتند و نیز حق نداشتند با نژادهای دیگر ازدواج کنند.
برابری ، دومین ارزشی است که در چارچوب آپارتاید نقض می شد. آپارتاید مجموعه ای از نابرابری های خشک و انعطاف ناپذیر را به وجود آورده بود. سیاهپوستان از آموزش های سطح پایین تری برخوردار می شدند و کمکهای دولتی بسیار ناچیزی به آنان تعلق می گرفت. آنان نمی توانستند به مشاغل خاصی برسند و حق نداشتند در مراکز اقتصادی پررونق به کارهای تجاری بپردازند. اشتغال کارگران سیاهپوست نیز با بدترین ویژگی های رابطه ارباب - رعیتی ، از جمله تنبیه بدنی و تحقیر کارگران همراه بود.
دموکراسی ، سومین ارزشی است که به وسیله آپارتاید نقض می شد. رژیم آپارتاید در ظاهر به آفریقایی ها ، دورگه ها و بومیان ، حق رای اعطا کرده بود ؛ ولی آنان فقط می توانستند به گروههایی رای دهند که تابع اقتدار دولت مرکزی سفیدپوستان بودند و نیز منابع خیلی اندکی در اختیار داشتند. در یک کلام ، آفریقای جنوبی نظام سلطه سفیدپوستان (اقلیت) بود و حکومت سفیدپوستان ، با سرکوب خود را حفظ می کرد.
معیار مناسب برای مقایسه اخلاقی آپارتاید و صهیونیسم ، می تواند شامل ارزشهایی چون برابری حقوق ، آزادی های فردی و خودمختاری دموکراتیک باشد. اسرائیل تا سال ۱۹۶۶ ، اعراب را تحت سلطه حکومت نظامی قرار داد. پس از آن تبعیض شدید علیه اعراب را ادامه داد. جنگ ۱۹۶۷ اسرائیل با اعراب ، اشغال کرانه باختری و نوار غزه و متعاقب آن سلطه بر میلیون ها عرب فلسطینی ، مرحله جدیدی از استیلای قومی را رقم زد.
● اسرائیل و آپارتاید
ادعا می شود که اعراب برخلاف سیاهپوستان آفریقای جنوبی از شهروندی کامل و حق رای در اسرائیل برخوردارند و رژیم اسرائیل ، برخلاف آفریقای جنوبی ، یک نظام دموکرات است ؛ ولی در هر حال ، رژیم اسرائیل ، حکومت یهودیان است و در چارچوب آن ، اولویت یهودیان ملموس و انکارناپذیر است. این اولویت در پرچم یهودی ، سرود ملی و تعطیلات رسمی یهودی بخوبی نمایان است. علاوه بر این ، قانون بازگشت (۱۹۵۰) به طور رسمی به تمام یهودیان از دور دست ترین نقاط جهان اجازه داده است تا بلادرنگ تابعیت اسرائیلی را به دست آورند. از این گذشته زبان عبری خیلی بیشتر از عربی به رسمیت شناخته و به کار برده می شود درحالی که اعراب پیش از این که در سالهای ۴۸-۱۹۴۷ اخراج شوند ، بیشتر جمعیت فلسطین اشغالی را تشکیل می دادند. در حقیقت زبان عربی ، زبان بومی فلسطین اشغالی است.
واقعیت این است که شهرها و روستاهای عرب نشین هنوز هم از خدمات زیربنایی ، آموزش و مسکونی بسیار نازل تری در مقایسه با یهودیان بهره مند می شوند. از این گذشته رژیم اسرائیل از طریق تمهیدات آژانس یهود و نیز صندوق ملی یهود ، بیش از ۹۲ درصد از خاک فلسطین اشغالی را (که بیشتر از اعراب مصادره کرده) به نفع یهودیان به اشغال خود درآورده و از خرید ، اجاره و بهره برداری از زمین توسط فلسطینیان در بیش از ۷۵ درصد از فلسطین اشغالی ممانعت به عمل آورده است.
دموکراتیک بودن اسرائیل مساله بغرنجی است. اسرائیل اساسنامه مکتوبی برای تضمین حقوق شهروندان ندارد و این حقوق مرتب به واسطه مقررات اضطراری محدود شده اند و اعراب قربانی اصلی این اقدامات سرکوبگرانه هستند. اعراب تحت سلطه یک دولت یهودی تمرکزگزا قرار دارند و در مراکز تصمیم گیری های سیاسی ، هیچ توجهی به آنان نمی شود. دادگاه ها نیز درباره اعراب مغرضانه عمل می کنند. لازم به یادآوری است که حکومت آفریقای جنوبی نیز در زمان آپارتاید دموکراتیک بود و مانند اسرائیل ، حزب حاکم آن از طریق انتخابات رقابتی مشخص می شد.
دموکراسی آفریقای جنوبی و اسرائیل ، به عنوان راه حل هایی برای مخمصه ای مشترک سر برآوردند.
● توجیه سلطه اسرائیلی ها
یهودیان اسرائیلی حامی صهیونیسم در دفاع از خودشان می گویند که مهاجران یهودی که جایگزین فلسطینیان شدند ، خود گروه قومی ای هستند که در طول تاریخ مورد اذیت و آزار واقع شده اند. بسیاری از گروههای مهاجر یا الیگارشی قومی - نژادی ، حکومت سرکوبگر خود را با ارجاع به مصائب گذشته توجیه کرده اند. با یک ارزیابی کلی اخلاقی ، متوسل شدن به تاریخ برای توجیه سلطه اسرائیلی های یهودی ، محکوم به شکست است. این دلایل با استدلالات متقابل رایج و متقاعد کننده ای مواجه می شوند ؛ خون ، خون را نمی شوید ، اعراب مسوول یهودی آزاری اروپاییان نیستند و نباید هزینه آن را بپردازند.
بسیاری از یهودیان از جوامعی مهاجرت کرده اند که در آنجا اثری از یهودی ستیزی وجود ندارد یا می توانستند به چنین جوامعی بروند.در مقایسه با آپارتاید آفریقای جنوبی ، اسرائیل شکل کمتر رسمی و نمایان تری از تبعیض نژادی منفی را اعمال می کند ، ولی این شیوه را در سطح گسترده تری به کار می برد. دموکراسی ظاهری در فلسطین اشغالی نسبت به آپارتاید گسترده تر است ، اما این دموکراسی ظاهری از طریق آواره کردن اعراب تسهیل شده است.
یهودیان اسرائیلی در مقایسه باآپارتاید ، کمتر از نیروی کار عربی استفاده کرده اند ، ولی آنان با این کار امکان چانه زنی اقتصادی را از اعراب سلب کردند و آنان را از لحاظ اقتصادی و سیاسی به حاشیه رانده اند
یعنی این که چگونه یک دولت مهاجر به طور دموکراتیک در سرزمین حکومت کند که غیر مهاجران اکثریت را تشکیل می دهند. هر دوی این نظامهای دموکراتیک ، با محروم کردن اکثریتی از نژادی دیگر از حق رای ، ممکن گردیدند. در آفریقای جنوبی که سفیدپوستان در اقلیت بودند ، حکومت دموکراتیک سفیدپوستان به محروم کردن علنی سیاهپوستان از حقوقشان وابسته بود. دموکراسی اسرائیلی ، از طریق اخراج و ممانعت از ورود اعراب به سرزمین هایشان میسر شد. از طریق تلفیق تقسیم سرزمینی و چیزی که امروزه پاکسازی قومی خوانده می شود ، اسرائیل اکثریت یهودی ای را که پیش شرط دموکراسی اش بود ، به وجود آورد.
● اراضی اشغالی و آپارتاید
بیشتر کسانی که اسرائیل را به آپارتاید منتسب می کنند ، معمولا اشغال نظامی کرانه باختری و نوار غزه توسط اسرائیل را در نظر دارند. صهیونیست های راستگرا ، در توهم اسرائیل بزرگ ، ادعای مالکیت بر کرانه باختری را دارند. اسرائیل ، حدود ۴ دهه است که این اراضی را در اشغال دارد و در طول این مدت ، بر میلیون ها عرب بدون حق رای سلطه داشته است. اسرائیل از اسکان بیش از ۴۰۰ هزار یهودی در اراضی اشغالی حمایت کرده است و بخش اعظم اراضی کرانه باختری را یهودیان اسرائیلی با دولت اسرائیل تحت تملک خود درآورده اند. صهیونیست ها همچین قصد دارند بخش عمده ای از کرانه باختری و نوار غزه را همچنان تصاحب کنند.
شباهت آشکار میان اراضی اشغالی و سیاهپوست نشین های آفریقای جنوبی در این است که هر دو منطقه ، تحت محاصره نیروهای نظامی بوده اند. مناطق سیاهپوست نشین و اراضی اشغالی ، محل سکونت شمار زیادی از مردمان از نظر نژادی تحت سلطه بوده اند که اکثریت را در میان این مرزها تشکیل می دهند. در هر دو مورد ، دولت مرکزی تحت کنترل گروه نژادی مسلط از نظر سیاسی و فیزیکی در پی این است که جمعیت تحت سلطه را در این قلمرو محدود کند.
ویژگی های مشترک بین اراضی اشغالی و مناطق سیاهپوست نشین ، دلایل محکمی برای مقایسه آپارتاید و رژیم اسرائیل ارائه می کنند. هم تصرف اسرائیلی و نیز سیاست آپارتاید ، باعث نقض گونه های مشابهی از حقوق انسانی به شیوه ای مشابه شده است. سیاست مناطق سیاهپوست نشین آفریقای جنوبی از سال ۱۹۵۹ به بعد وضعیت کرانه باختری و نوار غزه از هنگام عقد پیمان اسلو بین اسرائیل و فلسطینیان در ۱۹۹۳ به طور کامل مشابه هم بوده اند.
مساله دیگر ، ناکامی تاریخی آرمان های فلسطینیان برای کنترل سیاسی بر کل سرزمین فلسطین است. سیاهپوست های آفریقای جنوبی استقلال دولتهای کوچک ناکارآمد را رد می کردند ، زیرا آنان به طور واقعی امیدوار بودند که یک قلمروی سیاسی را به ارث برند که شامل تمامیت آفریقای جنوبی شود (همان طور که درواقع در سال ۱۹۹۴ به آن رسیدند) ولی فلسطینیان نمی توانند در عالم واقع ، امیدی به داشتن سرزمین بیشتری از آن چیزی شوند که در ژوئن ۱۹۶۷ از دست داده اند. بدون حمایت خارجی و فقدان قدرت چانه زنی اقتصادی برای پیگیری مطالبات بیشتر ، فلسطینیان مجبورند قلمروی سیاسی خود را در کرانه باختری و نوار غزه جستجو کنند. از این لحاظ وضعیت اسفناک فلسطینیان بسیار بدتر از سیاهپوستان آفریقای جنوبی در دوران آپارتاید است و رفتار تل آویو ، بسیار خشونت آمیز و توسعه طلبانه تر از عملکرد پرتوریاست.
در یک کلام می توان گفت که صهیونیسم اسرائیل و آپارتاید آفریقای جنوبی ، از طریق جداسازی قهری سرزمینی ، سلطه سیاسی یک گروه قومی نژادی بر یک گروه دیگر را موجب شده اند و از نظر اخلاقی ، سلطه اسرائیل بر اعراب فلسطینی همانند استیلای آپارتاید آفریقای جنوبی بر سیاهپوستان است.

politicalthought.blogfa.com

مطالب مرتبط

موقعیت امنیتی اسرائیل قبل و بعد از جنگ غزه

موقعیت امنیتی اسرائیل قبل و بعد از جنگ غزه
رژیم صهیونیستی اینک در شمال با تهدید شدید چریک های پیروز حزب الله و در جنوب با تهدید شدید چریک های پیروز مقاومت فلسطین مواجه است بنابراین هول و هراس امنیتی او را به سان موجودی نحیف در میانه دو لبه قیچی دربر گرفته است.
رژیم صهیونیستی براساس بیانیه آمریکایی «آناپولیس» در روز هفتم دی ماه جاری مرحله اول عملیات سنگین نظامی علیه منطقه بسته غزه را آغاز کرد تا با درهم شکستن مقاومت اسلامی راه مذاکرات را برای تاسیس دو دولت در یک سرزمین باز کند. پروژه تشکیل دو دولت یک لایه فریبنده دارد به گونه ای که بعضی گمان برده اند قرار است دو کشور فلسطینی و اسرائیلی در عرض و طول جغرافیایی فلسطین اشغالی شکل بگیرد در حالیکه بر اساس طرح آناپولیس قرار است در این سرزمین یک کشور اسرائیلی با دو دولت یهودی و مسلمان- مسیحی شکل بگیرد در واقع دستور کار آناپولیس این است که یک دولت کوچک مسلمان- مسیحی در بخشی از سرزمین تحت حاکمیت اسرائیل شکل بگیرد.
جنگ در روز هفتم دی ماه با هدف حذف مقاومت از معادله فلسطینی- اسرائیلی شروع شد. شواهد و قرائن می گوید که رژیم صهیونیستی باور کرده بود و این باور را به شهروندان غاصب خود نیز باورانده بود که طی یک دوره کوتاه ۷ تا ۱۰ روزه جریان مقاومت را از میان برمی دارد و یا آنکه آن را تا آنجا تضعیف می کند که توانایی مخالفت با طرح های اسرائیلی- آمریکایی نداشته باشد. بر این اساس عملیات نظامی خود را در سه مرحله عملیات هوایی، عملیات زمینی «الف» و عملیات زمینی«ب» طراحی کرد. مدت زمان عملیات هوایی را حداکثر ۴ روز و مدت زمان هر مرحله از عملیات زمینی را حداکثر سه روز در نظر گرفته بودند. مرحله اول عملیات به گونه ای طراحی شده بود که با بمباران حدود ۳۰۰ نقطه از غزه، مقاومت زمینگیر شده و عناصر آن به صیدهایی در دسترس تبدیل شوند.
عملیات سنگین هوایی به جای ۴ روز ۷ روز به درازا کشید و بر اساس اطلاعاتی که خود اسرائیل منتشر کرده است ۶۰۰ نقطه از مراکز حساس منطقه کوچک غزه را زدند. اما وقتی روز ۱۳ دی ماه فرا رسید کابینه امنیتی رژیم صهیونیستی دریافت که آسیب چندانی به مقاومت حماس وارد نشده است و شلیک موشک های آن نه تنها ادامه دارد بلکه هر روز به برد آنها افزوده شده است. نکته مهم دیگر این بود که جریان مقاومت فلسطینی منطقه جنگی را از نظر خدمات رسانی، امور درمانی و مدیریت و سازماندهی و اداره جنگ به خوبی اداره کرده بود و هیچ نشانه ای از اضطراب در مقاومت و دولت برآمده از آن مشاهده نمی شد.
رژیم صهیونیستی در روز جمعه با نومیدی و در حالی که خود را ناگزیر می دید تصمیم به اجرای ادامه برنامه نظامی گرفت و این در حالی بود که باراک و اشکنازی دو عنصر کارآزموده نظامی کابینه نسبت به امکان عملیات زمینی بشدت تردید داشتند. مرحله «الف» عملیات زمینی در شامگاه روز شنبه ۱۴دیماه با یورش ۲۰ هزار نیروی نظامی که هر کدام از یک جان پناه متحرک- تانک مرکاوا- برخوردار بوده و خط سنگین آتش بمب افکن ها آنان را پشتیبانی می کرد، شروع شد. این نیروها از پنج محور به سمت عرض کوتاه- بین ۶ تا ۱۱کیلومتر- هجوم بردند ولی باز هم برخلاف تصور دستگاه نظامی و اطلاعاتی رژیم صهیونیستی این مرحله نیز یک هفته به طول انجامید و بدون آنکه نتیجه ای دربر داشته باشد، به پایان رسید.
عملیات زمینی برای چریکهای فلسطینی یک عملیات مطلوب به حساب می آید چرا که آنان در مواجهه با اقدامات نیروی هوایی از امکاناتی برخوردار نیستند در حالیکه در روی زمین آنان با اشراف اطلاعاتی و تفوق عملیاتی بر سرزمین خویش می توانند معادله جنگ را به نفع خود تغییر دهند. در جنگ زمینی نیروهای دشمن هر مقدار به کمین گاههای چریک ها نزدیک تر باشند، امکان انهدام آنان برای چریک ها فراهم تر است.
در روز سوم جنگ زمینی (دوشنبه ۱۶دیماه) باراک به اولمرت اطلاع داد که پیشروی تانک ها در هر جا که ساختمانی وجود دارد امکانپذیر نیست ولی اولمرت و لیونی و سایر اعضای کابینه استدلال های وزیر جنگ را نپذیرفتند.
فردای آن روز نظامیان صهیونیستی که فهمیدند عناصر سیاسی کابینه شرایط آنان را درک نمی کنند به یک مدرسه در روستای «الفاخوره» که به پناهگاه زنان و کودکان تبدیل شده بود را بمباران کردند و حدود ۴۰نفر از آنان که یک مامور سازمان ملل در میان آنان بود به شهادت رساندند. این واقعه یادآور حمله رژیم صهیونیستی به زنان و کودکان در روستای قانا در جریان جنگ ۳۳روزه بود. واقعه قانا نیز پس از آن رخ داد که نظامیان درمانده اسرائیل دریافتند که مقامات آمریکایی شرایط سخت مواجهه آنان با چریکهای حزب الله را درک نمی کنند و بر ادامه عملیات تاکید دارند.
انهدام مدرسه الفاخوره کار خود را کرد. فردای این واقعه- چهارشنبه- کابینه امنیتی رژیم صهیونیستی استدلال های باراک وزیر جنگ را مبنی بر لزوم عقب نشینی از غزه و اعلام آتش بس پذیرفت ولی در عین حال تاکید شد که در کنار فعالیت سیاسی برای برقراری آتش بس عملیات نظامی در دو محور «شهر غزه» بعنوان پایتخت حماس و شهر جنوبی خان یونس ادامه پیدا کند. تاکید کابینه بر این بود که از طریق تصرف یک نقطه مهم در روی زمین و یا به اسارت گرفتن چند عنصر اصلی مقاومت بتواند ابزار چانه زنی لازم برای پیگیری اهداف خود را در روند سیاسی مهیا کند. کابینه امنیتی در عین حال اعزام یک هیات عالیرتبه به مصر برای مشارکت در طرح موسوم به «طرح مصر- فرانسه» را مورد تصویب قرار داد.
روز پنجشنبه- یک روز پس از تشکیل کابینه امنیتی اسرائیل- آمریکا از موضع خود مبنی بر عدم پذیرش آتش بس عقب نشینی کرد و کاندولیزا رایس در این روز اعلام کرد «ما معتقدیم که اکنون آتش بس ضروری است». در همین روز «واشنگتن پست» نوشت: «حماس به دنیا نشان داد که می تواند به مبارزه ادامه دهد.»
در شامگاه روز پنجشنبه شورای امنیت سازمان ملل دست به کار تصویب قطعنامه ای شد تا براساس آن ضمن نجات رژیم صهیونیستی از مهلکه سنگین شرایطی را فراهم کند که بستر تضعیف مقاومت در حوزه سیاسی فراهم شود.
این جنگ طی چند روز آینده به پایان می رسد و اسرائیل شکست سنگین دیگری را پذیرا خواهد شد اما این شکست چون در عرض جغرافیایی تحت اشغال او واقع می شود آثار بیشتری نسبت به شکست در جنگ ۳۳ روزه خواهد داشت. در اینجا مجال کمی باقی ماند تا مروری به آثار و پیامدها داشته باشیم و از این رو مواردی را به اختصار ذکر می کنیم:
۱) رژیم صهیونیستی در حالی جنگ را آغاز کرد که پیش از آن اعلام کرده بود تا شعاع ۲۰ کیلومتر از باریکه غزه دچار بحران امنیتی است و براین اساس برای متقاعد کردن شهروندان غاصب خود به همراهی حل مسئله شلیک موشک ها در این محدوده را بعنوان یکی از دلایل اصلی حمله ذکر می کرد. جنگ طی چند روز آینده به پایان می رسد در حالیکه این مشکل نه تنها حل نشده بلکه عمق آن از ۲۰ کیلومتر- حداقل- به ۵۰ کیلومتر رسیده و این در حالی است که اسرائیلی ها احتمال زیاد می دهند که موشک هایی با برد ۶۰ و ۷۰ کیلومتر نیز در اختیار مقاومت است. براین اساس اگر رژیم تل آویو در آغاز جنگ نسبت به حفظ امنیت حدود ۱۵۰هزارنفر از شهروندان غاصب نگرانی امنیتی داشت اینک این نگرانی امنیتی حدود ۱.۵ میلیون نفر از این شهروندان را شامل می شود.
۲) قبل از جنگ حملات موشکی حماس متوجه دو شهرک عسقلان- در شمال- و سدیروت - در شمال شرقی غزه- بود اینک رژیم صهیونیستی نسبت به تامین امنیت پایگاه استراتژیک هسته ای دیمونا- در ۷۰ کیلومتری دیواره های غزه- و تامین امنیت مرکز سیاسی خود تل آویو- در فاصله ۷۵ کیلومتری غزه- دچار بحران امنیتی است.
۳) رژیم صهیونیستی جنگ را در حالی آغاز کرد که برخلاف تصور اغراق شده خود اطلاع چندانی از محل نگهداری تجهیزات نظامی مقاومت و محل استقرار رهبران مقاومت نداشت و این در حالی است که او از انواع امکانات پیشرفته جاسوسی و صدها جاسوس در غزه برخوردار است. حفظ نیروها و امکانات توسط جریان مقاومت برتری اطلاعاتی و امنیتی چریک ها را به نمایش گذاشت و به اعتبار سازمان های صاحب نام جاسوسی رژیم تل آویو لطمه فراوان وارد کرد.
۴) رژیم صهیونیستی از درک قدرت مقاومت و تحولاتی که طی ۴ سال اخیر، از زمان خروج نظامیان این رژیم از غزه در این قدرت رخ داده است ناتوان بود و از این رو به نادانی جنگ را آغاز کرد. این نشان می دهد که سیستم هشداردهنده- سازمان های اطلاعاتی- و سیستم تصمیم گیری- ارتش و دولت- اسرائیل دچار فرسایش و فروپاشی شده است.
۵) رژیم صهیونیستی با محاصره ۱۸ماهه غزه و بستن گذرگاه ها طی ماه های اخیر و عدم اجازه خارج شدن به شهروندان باریکه غزه در طول جنگ درصدد بود تا از طریق وارد شدن فشار مردم غزه به مقاومت از اقتدار و مشروعیت آن بکاهد اما در پایان جنگ خود اعتراف می کند که به هیچ وجه انتظار نداشته است که موج شدید حمایت مردمی از اندونزی تا مراکش و کاراکاس و موج همزمان حمایت شیعیان، سنی ها و غیرمسلمان ها مقبولیت آن را به اوج برساند.
۶) رژیم صهیونیستی اینک در شمال با تهدید شدید چریک های پیروز حزب الله و در جنوب با تهدید شدید چریک های پیروز مقاومت فلسطین مواجه است بنابراین هول و هراس امنیتی او را به سان موجودی نحیف در میانه دو لبه قیچی دربر گرفته است.
خوب است در آخر مقاله را با جمله ای از «ابوعبیده» سخنگوی گردان های عزالدین قسام- شاخه نظامی جنبش حماس- به پایان ببریم: «ما حمله به سرزمین خود را پیش بینی می کردیم. صهیونیست ها باید بدانند که سرزمین ما را ترک خواهند کرد بدون آن که به هیچیک از اهداف خود برسند.»

وبگردی
تلگرام جایگزین داخلی ندارد / در پیام رسان داخلی در حال تکمیل پرونده احتمالی خود هستید !
تلگرام جایگزین داخلی ندارد / در پیام رسان داخلی در حال تکمیل پرونده احتمالی خود هستید ! - به فرض محال که اطلاعات مردم مورد سوءاستفاده کشورهای دیگر قرار بگیرد، برای‌شان پیامد امنیتی مستقیمی ندارد. بسیاری از کاربران ایرانی در تلگرام به دریافتن و فرستادن اخبار و طیفی از جوک‌ها (از سیاسی گرفته تا خانوادگی) می‌پردازند. این مسائل هم برای کشورهای دیگر اهمیتی ندارد (البته اگر از تحلیل محتوا و کاربردهای بعدی‌شان بگذریم) و نمی‌تواند پیامد مستقیمی برای کاربر ایرانی داشته باشد. اما همین اطلاعات چنانچه…
ماجرای انحصار عربستان بر روغن مایع ایران / تا 100 درصد پالم !
ماجرای انحصار عربستان بر روغن مایع ایران / تا 100 درصد پالم ! - روغن های نباتی را خوب بشناسید. سخنان یک تولید کننده سابق روغن نباتی.
آشغال‌سازها گرفتار خانم مدیر شدند
آشغال‌سازها گرفتار خانم مدیر شدند - رییس سازمان ملی استاندارد ایران مجددا با خودروسازان در ارتباط با رعایت استانداردهای ۸۵‌گانه خودرویی از ابتدای دی‌ماه سال جاری اتمام حجت کرد.
ایران نیاز به مردانی بزرگ و دانشمند دارد / چرا اینهمه انسانهای ...
ایران نیاز به مردانی بزرگ و دانشمند دارد / چرا اینهمه انسانهای ... - مرتضوی هیچ گاه قاضی و حقوق دان نبود و نباید کار قضایی انجام می‌داد. اما این ضعف ماست که چنین فردی در جایگاه بالایی قرار می‌گیرد. شگفتی من از قاضی مرتضوی و رفتار او نیست که چرا خودش را برای اجرای حکم خود به زندان معرفی نکرد. من رفتار او با زهرا کاظمی را دیده بودم.
معنی و مفهوم "به ما این دختر خوشگل‌ها رو نشون بده"؟
معنی و مفهوم "به ما این دختر خوشگل‌ها رو نشون بده"؟ - بعد از انقلاب، به واسطه تنیده شدن حکومت و دین بسیاری از پست‌ها و سمت‌های سیاسی با هاله‌ای رو به رو شد که اجازه نمی‌داد صاحب آن منصب مورد نقد قرار بگیرد....
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس - بازیگر سریال "تعطیلات رویایی" از حمله افراد ناشناس به خود خبر داد. مریم معصومی، بازیگر سینما و تلویزیون مورد حمله افراد ناشناس قرار گرفت.
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد - «احمد مهران فر» بازيگر نقش «ارسطو عامل» در سريال پايتخت ۵ در اینستاگرام خود از ازدواجش با «مونا فائض پور» خبر داد.
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی - صحبت های جنجالی رییسی پیرامون استفاده روحانی از نام امام رضا در انتخابات
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند!
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند! - محمد غرضی می‌گوید: زمانی که به عنوان وزیر در وزارت حضور یافتم بیش از ۵۰۰ نفر را دیدم نامه‌هایی که از داخل به خارج و از خارج به داخل کشور ارسال می‌شدند را چک می‌کردند و به صورت سه شیفت فعالیت می‌کردند و نامه‌ها را می‌خواندند.
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس!
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس! - عکس و ویدیویی منتسب به ستاره پرسپولیس فرشاد احمدزاده و ترلان پروانه بازیگر سینما و تلویزیون در فضای مجازی منتشر شده است. عجب پاپراتزی‌هایی داریم!
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم - ویدیوهایی از نسیم نجفی اقدم در شبکه های اجتماعی به زبان های انگلیسی و فارسی موجود است که در آن ها وی از حذف ویدیوهای خود توسط یوتیوب شکایت دارد.
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟ - بگذارید اینطور بپرسم: مگر کیروش، مربی تیم ملی فوتبال جمهوری اسلامی ایران عرق نمی‌خورد؟ نمی‌رقصد؟ مگر برانکو و شفر نمازشب می‌خوانند و روزه می‌گیرند و اصولگرا و ارزشی و انقلابی هستند؟!