پنج شنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۷ / Thursday, 18 October, 2018

نقش آهنگ در تلاوت قرآن


نقش آهنگ در تلاوت قرآن
فروزان‌ترین بعد اعجاز بیانی قرآن، همسازی با نغمه‌ای دلنشین، و آهنگهای وزین صوتی است ، آنگاه که با صدایی گرم و زیبا، و آوایی نرم و فریبا، دمساز گردد، اتشی بر خرمن دلها افکند.
که شعله‌های تابناکش جهانیان را به سوز و گداز گذارد .
در دستور تلاوت آمده : قرآن را با آهنگی حزین و نغمه دلنشین، تلاوت کنید.
بگریید و بگریانید(۱)، قرآن ، از همان روزهای نخست، با همین شیوه شیوا، سنگدلان عرب را شیفته و شیدای خود نمود، و اندیشه مقاومت و ایستادگی را از آنان ربود.
اعراب، شگفت زده، در برابرقرآن ،‌زانوی تسلیم بر زمین زده وبه عجز و ناتوانی خود اعتراف، و اعجاب و تحسین خود را در مقابل قرآن صریحا ابراز داشتند.
این یک جاذبه و کشش روحانی بود، که این مردم سخت دل و مغرور را به نرمی و گرایش واداشت .
گو اینکه برخی آن را شعر، و پاره‌ای سحرش می‌پنداشتند، ولی خود نیک می‌دانستند که قرآن نه شعر است و نه سحر، گر چه همچون شعر نافذ است و همچون سحر ، افسونگر.
.. ان من البیان لسحرا… (۲) . قرآن و سخنوران عصر پیامبر اصولا، عبارت و جمله بندیهای قرآن به گونه‌ای تنظیم شده: روان، یکنواخت،‌ هماهنگ و همساز.
حروف و کلمات ان متناسب و هم آوا،‌پیوسته به یکدیگر پیوند خورده‌اند.
عامل مهم جذابیت قرآن،‌ در سبک ، نظم، ‌و آهنگ آن است. این سه عامل، سنگ بنیادین ساختار سحرانگیز قرآن را تشکیل می‌‌دهند، ‌و این سه عامل، چنان بهم آمیخته و در هم ریخته‌اند، که نتوان نقش هر یک را ـ در جاذبیت قرآن ـ جدا نشانه رفت
با اینکه قرآن کلام منثور (۳) است،‌به کلام منظوم بیشتر می‌ماند . بدین وصف، سبک نوینی در لغت‌نامه عرب به ارمغان آورد، و نظم و تالیف جدیدی به جهانیان ارائه نمود،‌اعراب و جهانیان را به حیرت و شگفتی واداشت.
ولید بین مغیره ـ یکی از سران با نفوذ عصر جاهلیت ـ برای اولین بار که تلاوت قرآن را شنید، گفت : آنچه که فرزند ابی کبشه (۴) می‌سراید، مایه شگفت است، به خدا قسم ،‌ نه شعر است و نه سحر و نه هذیان گویی، بدرستی که آن سخن خداست. قریش را این سخن ناخوش آمد، وی را سرزنش کردند: چرا چنین گفتی و مسلمانان را چیره‌تر ساختی . به آنان گفت‌: به خدا قسم ، روز گذشته، سخنی از محمد (ص) شنیدم،‌که هرگز به سخن آدمیان نمی‌آمد، و پریان را چنین اندیشه‌ای نشاید… به خدا قسم، شیرین و دلپذیر باشد، و رویه‌ای زیبا در بردارد… بدرستی که بر آن ثمربخش، و ریشه آن استوار. از همه برتر، و چیزی بر آن چیره نیاید … پیش از موسم حج نزد ولید آمدند تا چاره بیاندیشند، چه کنند که عرب را از گرد او باز دارند.
به آنان گفت : درباره سخن افسونگر او چه اندیشیده‌اید.
گفتند : می‌گوئیم جادوگر است .
گفت : زمزمه‌های جادوگران را شنیده‌ام،‌هرگز شباهتی به آن ندارد .
گفتند: می‌گوئیم دیوانه است .
گفت : هرگز آشفتگی دیوانگان را ندارد.
گفتند: می‌گوییم شاعر است، و این شعر او است که افسون می‌کند.
گفت : وزنهای شعر و رجز و انواع آن ، بر همه مشهود است، که سخن وی از همگی جدا است .
گفتند: می‌گوییم ساحر است، و این سحر او است که او را چیره ساخته .
گفت : افسون ساحران را دیده و شنیده‌ام ،‌هرگز تناسبی با آن سخن و الا و شیوا ندارد.
گفتند : پس چه بگوییم .
گفت : هر چه بگویید، باور ناکردنی است و خود را رسوا کرده‌اید.
جز آنکه بناچار ساحرش خوانید، که به سحرانگیزی کلامش بیشتر می‌ماند، زیرا که میان فرزندان و پدران تفرقه انداخته، و زنان را بر شواهران گستاخ نموده، و افراد را از قبیله‌هایشان جدا ساخته.
از این رو شاید بتوان او را به سحر و افسونگری نسبت داد ( ۵) . و سخنانی از این قبیل، که جملگی حاکی از دلهره و هراس اعراب بود، و خود را در مقابل قرآن ، پاک باخته بودند. و نیز کسانی مانند: طفیل بن عمر ـ شاعری برازنده و از اشراف عرب بشمار می‌آمد ـ و نصر بن حارث ـ زعیمی نافذ اکلمه و سخنوری توانابود ـ و عتبه بن ربیعه ـ بزرگمردی کهن و محترم در میان اعراب ـ عیان بود
(۶) ،‌ سر عجز در مقابل قرآن فرود آورده بودند… خداوند از زبان آنان گوید: بل قالوا اضغاث احلام، بل افتراه، بل هو شاعر
(۷) : گفتند : آشفتگی خوابهای او است، یا بافته‌های مغزی او، یا شاعری چیره است . ثم ادبرواستکبر. فقال : ان هوالا سحر یوثر
(۸) : پشت کرد و رفت،‌و مغرورانه گفت : افسونی بیش نیست که از دیگران فرا گرفته . قرآن نیز در نکوهش چنین سنجش بی‌خردانه گوید: افسحر هذا ام انتم لاتبصرون.
(۹) آیا این این سخن به افسون می‌ماند . یا آنکه بینش خود را فرو نهاده‌اید… و ما هو بقول شاعر، قلیلا ما تومنون
(۱۰) : این،‌به سخن شاعران نمی‌ماند. پذیرشتان اندک است . خداوندان سخن،‌و استادان بیان،‌در آن روز، درباره قرآن چنین داوری می‌کردند، و آن را یک پدیده نو، و والاتر از اندیشه انسانها می‌دانستند، کشش آن آنان را مجذوب ،‌و از درخشش آن ، پاک مرعوب گشته بودند، گاهی شعر و گاهی سحرش می‌نامیدند،‌ولی می‌دانستند : زیباتر از شعر و فریباتر از سحر است … چرا چنین می‌گفتند . قرآن و ادبای عصر حاضر ادبای عصر حاضر، و سخنوران دوره معاصر ، نیز همگام با گذشتگان،‌ هم آواز، همان سخنان را تکرار می‌کنند: والاتر از شعر است و شیواتر ازهر کلام … بی‌نظیر و بی مانند … همانا کلام خدا است . در این زمینه، استاد محمد عبدالله ( دراز) گوید: … قاری قرآن ، اگر نیک تلاوت کند، آنگونه که خواست قرآن است، نه آنگونه که خواست خود او است … هر آینه می‌یابی : آوایی هماهنگ و نغمه فراگیر، تمام وجودت را فرا گرفته ،‌با آنکه قرآن شعر نیست،‌ولی در آن چیزی می‌یابی که در شعر و نغمه‌های دیگر هرگز یافت نمی‌شود … آری، از نغمه قرآنی چنان سرخوش می‌گردی که هرگز در لذتهای دیگر آنچنان خوشی نخواهی دید… این حروف قرآنی است، و کلمات آسمانی است ، که با نظم و تالیف خاص خود،‌و با فاصله‌های ردیف قرار گرفته، این چنین جمال و زیبایی آفریده.
(۱۱) استاد محمود مصطفی گوید: از دوران کودکی،‌بدون آنکه بدانم ،‌این حقیقت را یافته‌ام،‌ و آن حکایتی از موسیقی درونی قرآن بود، که از عمیق‌ترین اسرار نهانی این کتاب آسمانی بشمار می‌رود ، دریافت و ساخت آن وجود دارد، نه شعر است و نه نثر است و نه سجع،‌بلکه خود یک ساختار نوین که با ردیف قرار گرفتن واژه‌های متناسب چنین آوای موسیقایی را بوجود آورده است. بسی فرق است میان موسیقی برونی که شاعران،‌با تصنع و تکلف آن را می‌سازند،‌و بر قافیه‌ها و نظمهای از پیش تعیین شده استوار می‌باشد… و موسیقی درونی قرآن ، که از اسرار معماری همین ساختار است و بس، که با یک سطر از کلام، ‌و کمتر از یک بیت، و بدون آنکه رعایت قافیه کرده باشد ،‌چنان آوای بلندی سر می‌دهد که هیچ یک از ترکیب بندهای ادبی به او نمی‌رسد…
موسیقی،‌زیر پوشش عامل انحرافی و فساد، حرام و واجب الاجتناب است .
(۱۲) سید قطب گوید: عرب را جنون عارض نگردیده بود، ‌وقوف خود را بر مزایای شعر از دست نداده بودند، ‌موقعی که گفتند : این پیوند کلام والا، شعر است . و چنین گفتار دلربایی، یافت آنان را دگرگون کرده بود… اینها از ویژگیهای شعر است که پایه‌های آن راپی‌ریزی می‌کند،‌آنگاه قافیه و وزن تفاعلن را رها کرده،‌و آزادانه گویای مطالب خویش است،‌و در عین حال از ویژگیهای شعر برخوردار، آوای موسیقایی درونی، و فاصله‌های متناسب و نزدیک به هم، ‌آن را از وزنهای تفاعلن و تفاعیل بی‌نیاز ساخته،‌بافت و ساخت قافیه را بخود گرفته، همان نثر و نظم را بهم آمیخته است …
(۱۳) استاد مصطفی صادق رافعی گوید : موقعی که قرآن ،‌بر عرب قرائت گردید،‌یافتند : حروف هر کلمه، و کلمات هر جمله از آن ، دارای آوای بلندی است،‌که به جهت نظم و تالیف خاص خود، مانند آن است که یک قطعه را تشکیل داده، که قرائت آن،‌نغمه می‌آفریند. ( هر آنکس که پاره‌ای از اسرار موسیقی و فلسفه آن را ـ امروزه ـ بداند، می‌داند همانندی برای قرآن وجود ندارد، این گونه ،‌و بطور طبیعی، تناسب حروف و کلمات و ترکیب‌‌بندیها را رعایت کرده باشد، و کسی نیست که بتواند خرده‌ای،‌حتی در یک حرف از حروف آن بگیرد، و قرآن بدین گونه بر موسیقی برتری دارد، با این ویژگی شگفت انگیز، در عین حال موسیقی نیست). عرب را این ویژگی از دیده پنهان نبود، و بخوبی می‌دانستند که تاب مقاومت آن را ندارند …
(۱۴) شعر از این جهت شعر است که بر شعور انسانها حکومت دارد،‌هیجانات را برمی‌انگیزد ،‌احساسات درونی هر آدمی را، آن‌گونه که بخواهد تحریک می‌کند. آنگاه که با آهنگی دلنواز،‌و آوایی شیرین سروده شود، افسون می‌کند، غوغا بر پا می‌نماید . تاثیری عمیق دارد . ویژگی شعر ـ که آن را از دیگر سخن جدا ساخته ـ نظم و تالیف آن است ،‌سبک و ساختار بنیادی آن ،‌آوای حروف آن،‌آهنگ کلمات آن،‌همواری جمله‌ها و ترکیب بندی آن . زیر وبم هر حرف ، نرمی و زبری هر لفظ،‌با ردیف قرار گرفتن کلمات متناسب،‌هماهنگ شدن نغمه‌های متفاوت، که هر یک دیگری را طالب، و هر قرینی ، قرینی را خواستار… تمامی اینها بهم پیوسته و تنگاتنک ،‌بهم فشرده و در هم آمیخته،‌یک واحد را تشکیل می‌دهند. این استکه شعر روان، جریان آبی را ماند، که در بستر ملایم رود،‌مستانه می‌لغزد و در نشیب و فراز آن آرام آرام می خرامد. یا نسیم صبحگاهی را باشد، که برگ درختان سربرافراشته، و گونه گلهای شکوفا را نوازش می‌دهد،‌خرمی و طرافت می‌بخشد.

پی نوشت ها:
[۱]. بحارالانوار، علامه مجلسی ج ۸۹، ص ۱۹۱، رقم ۲، از جامع الاخبار صدوق، ص ۵۷.
[۲]. مسند احمد بن حنبل، ج ۱، ص ۲۶۹.
[۳]. یعنی پراکنده، در مقابل شعر که سخنی است پیوسته.
[۴]. لقبی است که مشرکان به پیغمبر(ص ) داده بودند. زیرا نام، مردی از قبیله خزاعه بود، و بابت پرستی مخالفت می ورزید، لذا او را به وی نسبت می دادند. گویند: او یکی از اجداد مادری پیغمبر بوده است (نهایه ابن اثیر، ج ۴، ص ۱۴۴).
[۵]. مستدرک حاکم نیشابوری، ج۲، ص ۵۰۷.
[۶]. رجوع شود به : الروض الانف، سهیلی، ج ۲، ص ۲۱، و سیره ابن هشام، ج ۱، ص ۴۱۰. واستیعاب در حاشیه اصابه، ج ۱، ص ۴۱۲. و تفسیر طبری، ج ۲۹، ص ۹۸ والدر المنثور، ج ۶،ص ۲۸۳. والشفا، قاضی عیاض، ص ۲۲۰، و شرح ان، ملا علی قاری، ج ۱، ص ۳۱۶.
[۷]. سوره انبیا، آیه ۵.
[۸]. سوره مدثر، آیه ۲۴.
[۹]. سوره طور، آیه ۱۵.
[۱۰]. سوره الحاقه، آیه ۴۱
[۱۱]. ۱۰۶.
[۱۲]. ۱۹.
[۱۳]. التصویر الفنی فی القرآن، سید قطب، ص ۸۰.
[۱۴]. ۲۰۹۲۹۹.
آیت الله محمد هادی معرفت

منبع : تبیان

مطالب مرتبط

تفسیر سوره غاشیه

تفسیر سوره غاشیه
این سوره در مكه نازل شده و ۲۶ آیه دارد:
بسم الله الرحمن الرحیم
هل أتیك حدیث الغاشیهٔ۱ وجوه یومئذ خاشعهٔ۲ عاملهٔ ناصبهٔ۳ تصلی ناراً حامیهٔ۴ تسقی من عین ءانیهٔ۵ لیس لهم إلا من ضریع۶ لا یسمن و لا یغنی من جوع۷ وجوه یومئذ ناعمهٔ۸ لسعیها راضیهٔ۹ فی جنهٔ عالیهٔ۱۰ لا تسمع فیها لاغیهٔ۱۱ فیها عین جاریهٔ۱۲ فیها سرر مرفوعهٔ۱۳ و أكواب موضوعهٔ۱۴ و نمارق مصفوفهٔ۱۵ و زرابی مبثوثهٔ۱۶ أفلا ینظرون إلی الإبل كیف خلقت۱۷ و إلی السماء كیف رفعت۱۸ و إلی الجبال كیف نصبت ۱۹ و إلی الأرض كیف سطحت ۲۰ فذكر إنما أنت مذكر۲۱ لست علیهم بمصیطر۲۲ إلا من تولی و كفر ۲۳ فیعذبه الله العذاب الأكبر ۲۴ إن إلینا إیابهم۲۵ ثم إن علینا حسابهم ۲۶
محتوای سوره غاشیه:
این سوره كه از سُوَر مكی است بر سه محور عمده تاكید می ورزد :
محور اول، بحث" معاد" است كه مخصوص كیفرهای دردناك مجرمان و پاداشهای شوق انگیز مؤمنان؛ محور دوم، بحث " توحید" است كه با اشاره به آفرینش موجودات ، آسمان ، كوه ها و زمین توجه انسان را به این سه موضوع اسرارآمیز معطوف داشته ؛ و محور سوم، " نبوت" و گوشه ای از وظایف پیامبر اسلام(ص)را به بحث می گذارد و در مجموع اهداف سوره های مكی را كه تقویت مبانی ایمان و اعتقاد است بررسی می كند.
تفسیر:
در آغاز سوره به نام تازه ای درباره قیامت برمی خوریم كه آن" غاشیه" است، می فرماید:
هل أتیك حدیث الغاشیهٔ آیا داستان غاشیه به تو رسیده است
غاشیه، از ریشه" غشاوهٔ" به معنی پوشاندن است. انتخاب این نام برای قیامت به دلیل حوادث وحشتناكی است كه ناگهان همه را در بر می گیرد.
بعضی گفته اند: به خاطر آن است كه خلق اولین و آخرین در آن روز برای حساب جمع می شوند.
و نیز گفته اند كه منظور آتشی است كه چهره های كفار و مجرمان را می پوشاند. ولی تفسیر اول از همه مناسبتر است. ظاهراً مخاطب در این آیه شخص پیامبر(ص) است و ذكر اولین آیه به صورت استفهامی از شخص پیامبراكرم(ص) برای بیان عظمت و اهمیت آن روز بزرگ است. بعضی دیگر احتمال داده اند كه مخاطب در این آیه نوع انسان است ولی این معنی بعید به نظر می رسد.
آیه بعدی به بیان چگونگی حال مجرمان پرداخته، می گوید:
وجوه یومئذ خاشعهٔ چهره هائی در آن روز خاشع و ذلت بار است
ذلت و ترس از عذاب و كیفرهای عظیم آن روز تمام وجود آنها را فرامی گیرد، و از آنجا كه چهره آدمی حالات روحی را بیش از دیگر اعضا منعكس می كند، این آیه اشاره به خوف و ذلتی می كند كه چهره مجرمان را می پوشاند.
بعضی نیز گفته اند: منظور از " وجوه" ، بزرگان و روسای كفر است كه در ذلت عمیقی فرو می روند. ولی معنی اول مناسبتر به نظر می رسد.
آنگاه می افزاید:
عاملهٔ ناصبهٔ:اینها كسانی هستند كه پیوسته عمل كرده و خسته شده اند.
تلاش و كوشش زیادی در زندگی به خرج می دهند، ولی در حقیقت هیچ فایده ای جز خستگی نصیبشان نمی شود، نه عمل مقبولی در درگاه خدا دارند و نه می توانند اندكی از آن همه ثروتی را كه اندوخته اند ، با خود ببرند، و نه نام نیكی از خود به یادگار گذارده اند و نه فرزند صالحی؛ آنها زحمتكشان خسته و بی نوایند و چه تعبیر رسائی است جمله " عاملهٔ ناصبهٔ" در حق آنان.
برخی در تفسیر این آیه گفته اند: منظور این است كه در این دنیا عمل می كنند، اما جز خستگی و رنج به آخرت نمی برند. و بعضی گفته اند: مجرمان را در دوزخ وادار به انجام اعمال شاقه و طاقت فرسا می كنند تا عذاب بیشتری ببینند. اما تفسیر اول صحیح تر به نظر می رسد.
سرانجام این زحمتكشان خسته و بیهوده گر:
تصلی ناراً حامیهٔ وارد آتش داغ و سوزان می شوند و با آن می سوزند.
" تصلی" از ماده " صلی" به معنای ورود در آتش و ماندن و سوختن در آن است.
ولی مجازات آنها به همین جا خاتمه نمی یابد، بلكه هنگامی كه بر اثر حرارت آتش تشنه می شوند:
تسقی من عین آنیهٔ از چشمه ای فوق العاده سوزان به آنها مینوشانند.
آنیهٔ مونث " آنی" به معنی تأخیرافكندن است، و برای بیان فرارسیدن وقت چیزی به كار می رود و در اینجا به معنی آب سوزانی است كه حرارتش به منتها درجه رسیده است.
و آیه بعد خوراك آنها به هنگام گرسنگی چنین توصیف می كند:
لیس لهم طعام إلا من ضریع آنها طعامی جز ضریع ندارند.
در اینكه " ضریع" چیست؟ مفسران تفسیرهای گوناگونی دارند:
بعضی گفته اند: نوعی خار است كه به زمین می چسبد و گیاهی است سمی كه هیچ حیوانی به آن نزدیك نمی شود. ، و قریش این نوع خار را هنگامی كه تازه بود " شبرق" و وقتی خشك می شد " ضریع" می نامید . خلیل، از علمای لغت می گوید: " ضریع" گیاه سبز بدبوئی است كه از دریا بیرون می افتد.
ابن عباس، گفته است: درختی است از آتش كه اگر در دنیا باشد زمین و هر چه را در آن است می سوزاند.
ولی در حدیثی از پیامبراكرم(ص) می خوانیم: ضریع چیزی است در آتش دوزخ، شبیه خار، تلخ تر از صبر( نوعی گیاه بسیار تلخ ) ، و متعفن تر از مردار، و سوزنده تر از آتش، خداوند آن را ضریع نام نهاده است.
بعضی نیز گفته اند: "ضریع" طعامی است ذلت آفرین كه دوزخیان برای رهائی از آن به درگاه خدا تضرع می كنند.
این تفاسیر با هم منافاتی ندارند و ممكن است همه این معانی در مفهوم این واژه بگنجد.
سپس می افزاید:
یا یسمن و لا یغنی من جوع نه آنها را فربه می كند و نه گرسنگی را فرو می نشاند.
مسلماً چنین غذایی برای تقویت جسم و فرونشاندن گرسنگی نیست، غذایی است گلوگیر كه خود نوعی عذاب است. آنها كه در این دنیا انواع غذاهای لذیذ و چرب و شیرین را از راه ظلم و تجاوز به حقوق دیگران فراهم كرده، و اجازه ندادند محرومان جز از غذاهای گلوگیر و ناگوار استفاده برند، باید در آنجا غذائی داشته باشند كه " عذاب الیم" آنان گردد. البته نه نعمت های بهشتی و نه عذاب های دوزخی را نمی توان برای ما محبوسان در زندان دنیا توصیف كرد، اینها همه اشاراتی است كه از دور می بینیم.
به دنبال توصیفی كه آیات گذشته از حال مجرمان و بدكاران در جهان دیگر و عذابهای دوزخی ارائه می دهند ، آیات بعد به شرح حال مؤمنان نیكوكار و توصیف نعمتهای بی نظیر بهشتی می پردازند، تا " قهر" را با " مهر" بیامیزد و " انذار" را با " بشارت" همراه سازد. می فرماید:
وجوه یومئذ ناعمهٔ چهره هائی در آن روز شاداب و باطراوت و غرق در سرور است
به عكس چهره بدكاران، كه در آیات قبل به آن اشاره شده بود كه غرق ذلت و اندوه است.
" ناعمهٔ" از ریشه " نعمهٔ" در اینجا اشاره به چهره هایی است كه غرق نعمت شده و شاداب و نورانی است.
لسعیها راضیهٔ این چهره چنان می نماید كه از سعی و تلاش خود راضی و خشنود است.
به عكس دوزخیان كه از تلاش و كوشش خود جز خستگی و رنج بهره ای نبردند و " عاملهٔ ناصبهٔ" بودند، بهشتیان نتایج تلاش و كوشش خود را به احسن وجه می بینند و كاملاً راضی و خشنودند. تلاشهائی كه در پرتو لطف خدا به صورت چند برابر، گاه ده و گاه هفتصد برابر و گاه بیشتر رشد یافته، و گاه با آن جزای بی حساب را دریافت كرده اند: " انما یوفی الصابرون اجرهم بغیر حساب"( زمر/۱۰)
سپس به شرح این مطلب پرداخته، می گوید: آنان در بهشتی عالی قرار دارند: فی جنهٔ عالیهٔ
واژه " عالیهٔ" ممكن است اشاره به " علو مكانی" باشد یعنی آنها در طبقات عالی بهشتند، و یا " علو مقامی"؛ و مفسران هر دو احتمال را گفته اند. ولی تفسیر دوم مناسب تر به نظر می رسد. هر چند جمع میان دو معنی نیز ممكن است. بعد به توصیف دیگری از این بهشت كه جنبه روحانی و معنوی دارد پرداخته، می افزاید:
لا تسمع فیها لاغیهٔ در آن جا هیچ سخن لغو و بیهوده ای را نمی شنوی
و هیچ سخنی كه حاكی از نفاق ، عداوت و یا جنگ و جدال باشد ، و یا كینه توزی و حسد، دروغ، تهمت ، غیبت و نه حتی لغو و بی فایده. و چه آرام بخش است محیطی كه از همه این سخنان پاك باشد و اگر درست بیندیشیم قسمت عمده ای از ناراحتیهای زندگی دنیا ، شنیدن این گونه سخنان است كه آرامش روح و جان و نظام اجتماعی را برهم زده و آتش فتنه ها را شعله ور می سازد.
بعد از ذكر این نعمت روحانی و آرامش روحی به بیان قسمتی از نعمتهای مادی بهشت پرداخته، می گوید:
فیها عین جاریهٔ در آن بهشت چشمه جاری است
گر چه" عین" در این جا نكره است و نكره معمولاً دلالت بر فرد دارد ، ولی به قرینه سایر آیات قرآن معنی" جنس" از آن استنباط شده و به معنی چشمه های مختلف است.
بعضی نیزگفته اند: در هر قصری از قصرهای بهشتیان چشمه ای جاری است و مفرد بودن" عین" در اینجا ناظر به آن است. چشمه ای كه مطابق میل بهشتیان به هر طرف كه بخواهند جریان پیدا می كند و نیازی به شكافتن نهر و ساختن بستر نیست. البته وجود چشمه های متعدد علاوه بر افزودن بر زیبایی و طراوت این فایده را نیز دارد كه هر كدام نوشابه مخصوصی دارد و ذائقه بهشتیان را هر زمان با انواع شراب طهور شیرین و معطر می كند.
بعد از ذكر چشمه ها به سراغ تختهای بهشتی می رود و می فرماید:
فیها سرر مرفوعهٔ در آن باغهای بهشتی تختهایی بلند وجود دارد.
" سرر" جمع " سریر" از ریشه " سرور" به معنی تختهایی است كه در مجالس انس و سرور بر آن می نشینند.بلند بودن این تختها به خاطر آن است كه بهشتیان بر تمام مناظر اطراف خود مسلط بوده و از مشاهده آن لذت برند. این احتمال نیز وجود دارد كه توصیف این تختها به " مرفوعهٔ" اشاره به گرانبها بودن آنهاست و آن گونه كه بعضی گفته اند از قطعات طلا ساخته شده و مزین به زبرجد و دّر و یاقوت است.
و از آن جا كه استفاه از آن چشمه های گوارا و شراب های طهور بهشتی، نیاز به ظرفهایی دارد، در آیه بعد می افزاید:
و أكواب موضوعهٔ قدحهای زیبا و جالبی در كنار این چشمه ها گذارده شده.هر زمان اراده كنند قدح ها از چشمه ها پر می شود و در برابر آنان قرار می گیرد، تازه به تازه می نوشند و سیراب می شوند و لذت می برند لذتی كه توصیفش برای ساكنان دنیا غیرممكن است.أكواب جمع " كوب" به معنی " قدح" یا ظرفی است كه دسته دار باشد. توجه به این نكته لازم است كه در قرآن تعبیرات مختلفی درباره ظرفهای شراب طهور بهشتیان آمده، در اینجا و بعضی از آیات دیگر واژه " أكواب" به كار رفته، در حالی كه در بعضی دیگر از آیات " اباریق" جمع " ابریق" به معنی ظرف دارای دسته و لوله برای ریختن مایعات و یا " كأس" آمده است. در ادامه به نكته های بیشتری از جزئیات نعمتهای بهشتی پرداخته اضافه می كند:
و نمارق مصفوفهٔ در آنجا بالشها و پشتیهایی بر تختها وجود دارد كه صف داده شده است.
نمارق جمع " نمرقه" به معنی پشتی كوچك است كه بر آن تكیه می كنند و معمولاً به هنگام استراحت كامل از آنها استفاده می شود و واژه " مصفوفهٔ" دلالت بر تعدد و نظم آنها دارد ، این تعبیر نشان می دهد كه آنها جلسات انس دست جمعی تشكیل می دهند و این اجتماع خالی از هر گونه لغو و بیهودگی و تنها بیان الطاف الهی و نعمتهای بی پایان او و نجات از درد و رنجهای دنیا و عذاب آخرت است و چنان لطف و لذتی دارد كه چیزی با آن برابری نمی كند. سپس به فرشهای فاخر بهشتی اشاره كرده، می فرماید:
و زرابی مبثوثهٔ در آنجا فرشهایی گرانبها و بسیار زیبا گسترده شده.
زرابی جمع " زریبهٔ" به معنی فرشهای عالی خواب دار است كه هم نرم و راحت است و هم گرانبها و پرقیمت. و پیداست به موازات این وسائل آسایش و لذت چه وسائل دیگری در آنجا وجود دارد كه مشت نمونه خروار است. كوتاه سخن اینكه بهشت جایگاهی است بی نظیر از هر جهت ، خالی از هر گونه ناراحتی و جنگ و جدال، با انواع میوه های رنگارنگ و نغمه های دلپذیر و چشمه های آب جاری و شرابهای طهور و خدمت گزارانی شایسته و همسرانی بی مانند و تختهایی مرصع و فرشهائی فاخر و دوستانی باصفا و ظروف و قدحهائی جالب در كنار چشمه ها و خلاصه نعمتهایی كه نه به الفاظ محدود این جهان قابل شرح است و نه در علم خیال قابل درك ؛ همه اینها در انتظار مقدم مؤمنانی است كه با اعمال صالح خود اجازه ورود در این كانون نعمت الهی را كسب كرده اند.
در آیات بعدی این سوره، سخن از كلید اصلی وصول آن همه نعمتها كه" معرفهٔ الله" است به میان آمده و با ذكر چهار نمونه از مظاهر قدرت خداوند، از آفرینش بدیع خدا و دعوت انسان به مطالعه درباره آنها راه ورود به بهشت را نشان می دهد. در ضمن اشاره ای است به قدرت بی پایان خدا كه كلید حل مساله " معاد" است.
نخست می فرماید:
افلا ینظرون الی الإبل كیف خلقت آیا آنها به شتر نمی نگرند چگونه آفریده شده؟!
در اینكه چرا در این جا قبل از هر چیز بر مساله آفرینش " شتر" تاكید شده است مفسران سخنان بسیار دارند، ولی پیداست كه روی سخن در مرحله نخست به اعراب مكه بود كه " شتر" همه چیز زندگی آنها را تشكیل می داد و شب و روز با آن سروكار داشتند.
از این گذشته این حیوان ویژگیهای عجیبی دارد كه او را از حیوانات دیگر ممتاز می كند و به حق، آیتی است از آیات خدا، از جمله این كه:
۱- بعضی از چهارپایان تنها از گوشتشان استفاده می شود و بعضی دیگر غالباً از شیرشان، بعضی دیگر تنها به كار سواری می آیند ، و بعضی برای باربری ؛ اما شترحیوانی است كه تمام این جهات در آن جمع است، هم گوشتش قابل استفاده است و هم شیرش هم از آن برای سواری و باربری استفاده می شود.
۲- شتر نیرومندترین و مقاوم ترین حیوان اهلی است، بار زیادی با خود می برد و عجیب آنكه به هنگامی كه خوابیده است بار سنگینی را بر او می گذارند و او با یك حركت برمی خیزد و روی پا می ایستد، در حالی كه چهارپایان دیگر قدرت چنین كاری ندارند.
۳- شتر می تواند روزهای متوالی( حدود یك هفته الی ده روز) تشنه بماند و در مقابل گرسنگی نیز تحمل بسیار دارد.
۴- شتر می تواند هر روز مسافت های طولانی را طی كرده، و از زمینهای صعب العبور و شنزارهایی كه هیچ حیوانی قادر به عبور از آن نیست بگذرد و به همین دلیل عربها آن را " كشتی بیابانها" می نامند.
۵- او از نظر تغذیه بسیار كم خرج است و هرگونه خار و خاشاكی را می خورد.
۶- او در شرایط نامناسب جوّی در میان طوفانهای بیابان كه چشم و گوش را كور و كر می كند با وسائل خاصی كه خداوند در پلك ها ، گوش ها و بینی او آفریده ، مقاومت كرده و به راه خود ادامه می دهد.
۷- شتر با تمام قدرتی كه دارد از رام ترین حیوانات است به طوری كه یك كودك خردسال می تواند مهار یك قطار شتر را در دست گیرد و هدایت كند . خلاصه اینكه ویژگیهای این حیوان چنان است كه دقت در آفرینش او انسان را متوجه خالق بزرگی می كند كه آفریننده چنین موجودی است. آری قرآن می گوید آیا این گمشدگان وادی غفلت به اسرار شگفت انگیز این موجود نمی اندیشند، تا راهی به حق یافته و از بیراهه بازگردند.
منظور از " نظر" در جمله أفلا ینظرون نگاه كردن عادی نیست، بلكه نگاهی است توأم با تفكر و اندیشه و دقت.
و بعد از آن به آسمان می پردازد و می فرماید:
و الی السماء كیف رفعت
آیا به آسمان نگاه نمی كنند كه چگونه برپا شده.
آسمان با آن عظمت و شگفتی هایش، ستاره ها و كهكشان ها و آن همه جمال و شكوه كه آدمی را غرق در حیرت می كند،
و او را در مقابل آفریننده این جهان عظیم و مملو از نظم و حساب، كوچك و ناچیز بلكه همچون"صفر" در مقابل" بی نهایت" می نمایاند. چگونه این كرات عظیم هر یك در مدار خود مستقرشده؟ و بدون ستون در جای خود قرار گرفته اند؟ میلیون ها سال از تشكیل كرات منظومه شمسی می گذرد و محورهای اصلی حركت این كرات تغییر نیافته است .
آفرینش آسمان گرچه همیشه عجیب بوده، ولی در پرتو اكتشافات علمی امروز شگفتی های آن به مراتب بیشتر از گذشته آشكار شده است. آیا نباید درباره خالق و مدبر این جهان بزرگ اندیشید و به اهداف بزرگ و والای او نزدیك شد؟!
سپس از آسمان به زمین آمده، می افزاید:
و الی الجبال كیف نصبت
آیا به كوهها نگاه نمی كنند، ( كه) چگونه در جای خود نصب شده اند.
كوههایی كه ریشه های آن به یكدیگر متصل است و همچون حلقه های زره گردا گرد زمین را فرا گرفته و لرزش های ناشی از حركت مواد مذاب درون زمین و جزر و مد ناشی از جاذبه های ماه و خورشید را به حداقل می رساند. كوههایی كه پناهگاه مطمئن و سپری است، در مقابل طوفان ها كه اگر نبودند كره زمین تبدیل به بیابانی می شد غیرقابل زندگی.
و بالاخره كوههایی كه آب را در خود حفظ می كند و تدریجاً به سوی سرزمینهای تشنه روان می سازد. و در دامنه های خود نشاط و حیات و سرسبزی می آفریند و شاید به خاطر همین جهات است كه در آیات دیگر قرآن از كوهها با عنوان میخ های زمین یاد شده است.
" نصبت" از ریشه " نصب" به معنی ثابت قراردادن است، و ممكن است این تعبیر ضمناً اشاره ای به كیفیت خلقت كوهها در آغاز آفرینش باشد، چیزی كه علم امروز پرده از آن برداشته و پیدایش كوهها را به عوامل متعددی نسبت می دهد و انواع و اقسامی برای آن قائل است: كوههایی كه بر اثر چین خوردگی زمین پیدا شده، كوههایی كه از آتشفشانها به وجود آمده، كوههایی كه نتیجه آبرفتهای ناشی از باران است و كوههایی كه در دل دریاها تشكیل شده و مجموعه ای است از رسوبات دریا و باقی مانده حیوانات آن.
آری هر كدام از این كوهها، نحوه تشكیل و آثار و بركات آنها در خور دقت است و برای انسان های بیدار نشانه های زنده ای است از قدرت پروردگار.
سپس به زمین می پردازد و می گوید:
و الی الارض كیف سطحت
آیا به زمین نگاه نمی كنند چگونه مسطح شده؟!
چگونه باران های مداوم كوهها را شسته و ذرات خاك را به وجود آورده، سپس در گودال ها پهن كرده و زمین های صافی كه هم آماده كشاورزی و هم قابل ساخت وساز است، در اختیار انسان قرار داده است.در اینجا این سؤال مطرح است كه چه ارتباط و پیوندی میان این امور چهارگانه وجود دارد. شتر، آسمان، كوهها، زمین. در پاسخ می توان گفت: آسمان كانون نور است و باران و هوا، و زمین مركز پرورش انواع موادغذایی، كوهها رمز آرامش و ذخیره آب و موادمعدنی، و شتر نمونه روشن از چهارپایان اصلی كه در اختیار بشر قرار دارد.
و به دنبال این بحث توحیدی خطاب به پیامبر می گوید:
فذكر انما أنت مذكر اكنون كه چنین است آنها را یادآوری كن، تو فقط یادآوری كننده ای.
لست علیهم بمصیطر تو هرگز مسلط بر آنان نیستی كه مجبورشان به ایمان سازی
آری آفرینش آسمان و زمین و كوهها و حیوانات نشان می دهد كه این عالم بی حساب نبوده و آفرینش انسان نیزهدفی دارد، اكنون كه چنین است آنها را با تذكرات خویش به اهداف خلقت آشنا ساز و راه قرب به خدا را به آنها نشان ده.
مصیطر از ماده "سطر" به معنی همان سطور كتاب است و "مسیطر" كسی است كه سطربندی می كند و سطور كتاب را تنظیم می نماید. این واژه به هر شخصی كه بر چیزی مسلط بوده و خطوط آن را تنظیم كند و یا به اجبار وادار بر انجام كاری نماید، نیز اطلاق می شود. در آیه بعد به صورت یك استثناء می فرماید:
الا من تولی و كفر مگر كسی كه پشت كند و كافر شود
فیعذبه الله العذاب الأكبر كه خداوند او را به عذاب بزرگ مجازات می كند
منظور از عذاب اكبر،" عذاب آخرت" است كه در برابر عذاب های كوچك و كم اهمیت دنیا صفت اكبر یافته است.
و در پاین این سوره با لحنی موكد می گوید:
انّ الینا ایابهم مسلماً بازگشت آنها به سوی ما است.
و بعد می افزاید:
ثم ان علینا حسابهم سپس مسلماً حساب آنها بر ما است.
و این در حقیقت نوعی دلداری و تسلی خاطر به پیامبر(ص) است كه در مقابل لجاجت كفار ناراحت نشده، به كار خود ادامه دهد و در ضمن تهدیدی است نسبت به همه این كافران لجوج كه بدانند حسابشان با كیست.
به این ترتیب سوره غاشیه كه از مساله قیامت آغاز شده به مساله قیامت نیز پایان می یابد و در اثناء آن به توحید و نبوت كه پایه های معاد را تشكیل می دهد اشاره شده است. و در ضمن آیات آغازین این سوره بخشی از مجازات های سنگین مجرمان و سپس قسمتی از پاداش های روح پرور مؤمنان آمده است. همچنین اختیار و انتخاب راه به مردم واگذار شده و در عین حال هشدار داده است كه بازگشت همگی به سوی خدا و حسابشان با اوست. همینطور روشن می سازد كه پیامبر(ص) مأمور ابلاغ رسالت بوده و در برابر كفر و خطای مردم مسئول نیست و این گونه است وظیفه همه مبلغان راه حق.

وبگردی
فیلم | رسوایی جدید در رسانه ملی؛ مقصر فریب مردم کیست؟
فیلم | رسوایی جدید در رسانه ملی؛ مقصر فریب مردم کیست؟ - فیلم - پدری که در برنامه «فرمول یک» علی ضیا ادعا کرد به خاطر تامین هزینه‌های درمان فرزندش اقدام به فروش کلیه‌اش کرده، مردم را فریب داده است.
«بیان واضحات و تکرار مکررات» ؛ نتیجه 7 سال بودجه و تشکیلات و همایش و جلسه!
«بیان واضحات و تکرار مکررات» ؛ نتیجه 7 سال بودجه و تشکیلات و همایش و جلسه! - مثلاً سنت های الهی که در این سند آمده، در کتاب های درس بینش اسلامی دوره دبیرستان هم وجود دارد... واقعاً هزاران جلسه تشکیل داده اند که بدیهیاتی مانند خانواده بنیادی ترین واحد تشکیل دهنده جامعه است، انسان دارای اختیار است، جهان دارای نظام علّی - معلولی است، خداوند رحمان و رحیم است و ... را در سند بازنویسی کنند؟!
گلایه های جنجالی یک بازرگان با وزیر صنعت
گلایه های جنجالی یک بازرگان با وزیر صنعت - صحبتهای کنایه آمیز یک بازرگان با وزیر صنعت
ادامه داستان لُنگ و خانه سعدآباد
ادامه داستان لُنگ و خانه سعدآباد - ۱- خب چی میشه ولایتی بجای توصیه به لُنگ پوشی، بملت توصیه کنه تو سعدآباد مالک خونه بشن ویک سومشو وقف کنن؟ ۲- اینجور واینجا صاحبخونه شدن و بعد توجیه وقف، آدمو یادحافظ میندازه: فقیه مدرسه دی مست بود و فتوی داد که می‌حرام، ولی بِه زمالِ اوقاف است
عبدی : آقای ولایتی با خانه هزارمتری کنار کاخ سعدآباد حالا مردم رابه نان خشک خوردن دعوت می‌کنند
عبدی : آقای ولایتی با خانه هزارمتری کنار کاخ سعدآباد حالا مردم رابه نان خشک خوردن دعوت می‌کنند - حالا مردم رابه نان خشک خوردن دعوت می‌کنند؟مردم نیازی به این توصیه‌هاندارند اگرلازم باشد آن‌قدر شرف دارندکه از خودشان دفاع کنند ولی این دفاع،منحصربه دفاع دربرابر دشمنان خارجی نمی‌شود که باید وضعیت خیلی‌ها رادر داخل هم بررسی کرد.
فیلم | حمله به پلیس در اهواز به درگیری مرگ‌بار انجامید!
فیلم | حمله به پلیس در اهواز به درگیری مرگ‌بار انجامید! - فیلم - حمله فرد متهم در بازار پرنده فروشان اهواز به پلیس آگاهی منجر به درگیری مرگبار شد.
ماجرای عجیب منزل های مسکونی در همسایگی کاخ سعد آباد
ماجرای عجیب منزل های مسکونی در همسایگی کاخ سعد آباد - ماجرای عجیب دو منزل مسکونی در همسایگی کاخ سعدآباد و حسین فریدون و نهاد ریاست جمهوری
فیلم | لحظه حمله جن‌ها به یک مرد در کرج! (۱۶+)
فیلم | لحظه حمله جن‌ها به یک مرد در کرج! (۱۶+) - فیلم - به تازگی شخصی در فضای مجازی فیلمی منتشر کرده که مردی ادعا می کند در پارکینگ خانه اش مورد حمله جن ها قرار گرفته است.
فیلم | درس خجالت‌آوری که یک توریست به ایرانی‌ها می‌دهد!
فیلم | درس خجالت‌آوری که یک توریست به ایرانی‌ها می‌دهد! - فیلم - پاول یک توریست اهل چک است که با موتورسیکلتش دنیا را می گردد و یک هفته در ایران اقامت داشته است. ویدئوی سلفی که او در طبیعت ایران از خود و اقدام پسندیده اش منتشر کرده برای همه ایرانیان جای تامل دارد.
فیلم | جنازه غرق در خون ملکه زیبایی عراق (۱۶+)
فیلم | جنازه غرق در خون ملکه زیبایی عراق (۱۶+) - فیلم - قتل مدل و ملکه زیبایی عراق از روز گذشته سوژه رسانه ها شده و پلیس تحقیقات ویژه ای را برای دستگیر قاتل وی انجام داده است. تصاویر منتشر شده از جنازه غرق در خون وی را در ویدئوی زیر می بینید.
جنجال بنر سربازان اسرائیلی در شیراز
جنجال بنر سربازان اسرائیلی در شیراز - عکس این بنرکه گفته می‌شود نمایشگر تصویری از سربازان رژیم صهیونیستی است طی روزهای اخیر در فضای مجازی دست به دست می‌شد و واکنش‌هایی به همراه داشت.
عکسی آموزنده از سفر نیویورک
عکسی آموزنده از سفر نیویورک - پوشه‌های پُر از برنامه فرانسوی‌ها در برابر دستان خالی تیم ایرانی. به کاغذ ها و پرونده های موجود روبه روی تیم فرانسه دقت کنید!
ویدئوی جنجالی وزیر بهداشت؛ #خودت_بمال / تمسخر و تحقیر بیمار نیازمند توسط وزیر
ویدئوی جنجالی وزیر بهداشت؛ #خودت_بمال / تمسخر و تحقیر بیمار نیازمند توسط وزیر - وزیربهداشت بهترین توصیه رو به اون پیرمرد بیچاره کرد که گفت: خودت بمال. پیرمرد باید دستش رو محکم می‌مالید به گوش وزیر تا یک بار هم که شده از تخت اخلاق فرعونی بیاد پایین
نیاز شدید تلویزیون به بدحجابها در روزهای خاص
نیاز شدید تلویزیون به بدحجابها در روزهای خاص - کاش در این میان یکی به ما بگوید که بالاخره بی حجاب بد است، خوب است؟ چه زمانی بد است؟ چه زمانی خوب است؟
حال فعلی ! یا ناتوانی در تشخیص حال قبلی
حال فعلی ! یا ناتوانی در تشخیص حال قبلی - حمید رسایی عضو جبهه پایداری در صفحه شخصی خود در شبکه توییتر نسبت به اهانت زشت امیر تتلو به امام حسین (ع) و 72 تن از یاران باوفایش واکنش تندی نشان داد.
ویدئو/ وحشت پزشکان از تولد نوزاد تک چشم در اندونزی (۱۶+)
ویدئو/ وحشت پزشکان از تولد نوزاد تک چشم در اندونزی (۱۶+) - پزشکان هنگامی که یک نوزاد دختر اندونزیایی را در یکی از بیمارستان های این کشور به دنیا آوردند بسیار وحشت زده شدند. نوزاد تازه متولد شده با یک چشم بزرگ روی پیشانی اش متولد شد و پس از هفت ساعت درگذشت.
بازنشر نامه استاد به امیر تتلو! / معیار تشخیص حق از باطل گشته ای !
بازنشر نامه استاد به امیر تتلو! / معیار تشخیص حق از باطل گشته ای ! - فردی به نام علی‌اکبر رائفی‌پور كه رسانه‌‌های اصولگرا از او به عنوان «استاد، محقق و پژوهشگر» یاد می‌كنند! در تاریخ 29 اردیبهشت 96 (در كوران انتخابات ریاست‌جمهوری) در نامه‌ای سرگشاده به امیرحسین مقصودلو (تتلو) نوشت: «امیر جان بخوان، تو باید بخوانی، عیبی ندارد! سرت را بالا بگیر و خدا را شکر کن که به واسطه تو این همه نفاق را آشکار کرد! دلت محکم باشد پهلوان! تو فقط بخوان، بخوان
جنجال احمد خمینی در VIP عزاداری حسینی
جنجال احمد خمینی در VIP عزاداری حسینی - انتشار عکس‌های نشستن احمد خمینی زیر کولر در بخش وی‌آی‌پی هیات که پوششی شیشه‌ای دارد و از سینه‌زنان جداست، پس از توضیح او که گفت آن جایگاه مربوط به «روحانیون درجه یک و دو قم» است و «اون بالا معممین میشینن که لباسشون چون زیاده باعث گرمازدگی نشه»، با واکنش‌های تندتری هم همراه بود.
واکنش جالب رهبری به روبوسی کیارستمی با داور خانم جشنواره کن!
واکنش جالب رهبری به روبوسی کیارستمی با داور خانم جشنواره کن! - واکنش جالب مقام معظم رهبری به روبوسی کیارستمی با خانم داور جشنواره کن از زبان عزت الله ضرغامی