پنج شنبه ۲ اسفند ۱۳۹۷ / Thursday, 21 February, 2019

سقراط خراسان


سقراط خراسان
پدر بزرگم، استاد شریعتی پدر بزرگ فکری همه ماست. پدر بزرگم در طول زندگی و سراسر جوانی‌اش در کوچه و خیابان با مخالفان فکری‌اش بحث و گفت‌وگو می‌کرد و از این رو سقراط خراسان نام گرفته بود. از پدرم علی شریعتی شنیدم که همیشه با حسرت می‌گفت از آن همه سخنرانی و نوار و تلاش‌های فکری استاد چیزی باقی نمانده است جز یک مشت نوار سخنرانی فرسوده که تازه اگر ضبط شده باشد. استاد شریعتی، نامی آشنا و چهره‌ای ناآشنا است. علی شریعتی از او به عنوان سنت‌شکن و آغاز گر روشنفکری دینی نام می‌برد. او در واقع جریان اصلاح‌گری دینی را آغاز کرد. گرچه کیهان فرهنگی سالیانی پیش، از او به عنوان مدافع سنت نام ‌برد.سرنوشت محمدتقی شریعتی، سرنوشت یک موسس بود او از موسسینی بود که پرورده فرهنگ قدیم‌‌اند و پیشگام راه جدید. یعنی هم سایه فرهنگ قدیم را دارند و هم آغازگر راه جدیدند. موسسان گر چه راهی را که آغاز می‌کنند، رهروان زیادی دارد ولی میراث‌شان کهنه و فراموش می‌شود. ولی امروز می‌بینیم که امروز نام و میراث استاد فراموش نشده است اما این به یاد ماندن، نه به یمن تاریخ نگاری رسمی بلکه به یمن تلاش دوست‌داران و شاگردانش بوده است.اخلاق و میراث استاد آن بود که هرگز با قدرت و ثروت در نمی‌آمیخت و از این رو بود که علی شریعتی او را پدر طریقت فقر و آزادگی می‌نامید. استاد محمد تقی شریعتی کارش را با معلمی و تدریس آغاز کرد. او معلمی را به این دلیل انتخاب کرد که به ارتزاق از راه دین اعتقاد نداشت و می‌خواست درآمدش را از شهریه دانش‌آموزانش به دست بیاورد نه از حقوق دستگاه‌های دولتی که او آنها را غاصب می‌دانست. شریعتی پدر، میراث زیادی برای فرزندان فکری‌اش باقی گذاشت و تاریخ ما از جوانان پیری چون او غنی است.
ـ بخشی از یک سخنرانی در مراسم یادبود استاد شریعتی محمدتقی شریعتی در سال ۱۲۸۶ در مزینان سبزوار متولد شد. پدرش شیخ محمود و پدربزرگش آخوند ملا قربانعلی از روحانیان اسلامی آن ناحیه بودند. محمدتقی شریعتی ۲۰ ساله بود که مزینان را ترک گفت و مشهد را برای زندگی انتخاب کرد. قرآن و صرف و نحو را نزد پدر و عمویش آموخته بود که راهی مشهد شد و در حجره‌ای در مدرسه فاضل‌خان مسکن گزید. ملبس به لباس روحانی شده بود که رضاخان از راه رسید و فشارهای او مجبورش کرد تا - همچون بسیاری دیگر- لباس روحانیت را فروبگذارد.
کمی که گذشت، اگرچه اکنون این آیت‌الله بروجردی بود که در سفری به مشهد از او می‌خواست تا لباس فروگذاشته را بازیابد اما استاد شریعتی، استدلالی دیگر داشت: «با این لباس راحت‌ترم و جوانان، حرف ما را در لباس معمول بیشتر می‌پذیرند تا در لباس مخصوص.»
کت‌وشلوار گرچه جایگزین عبا شده بود و کلاهی نیز جایگزین عمامه اما استاد شریعتی همچنان استاد شریعتی بود و نگاه دینی در دل و ذهنش ماندگار. خطر القائات حزب توده در مشهد آن‌قدر جدی شده بود که محمدتقی شریعتی به ساعات تدریس خود در دبیرستان بیفزاید و سدی بر گمراهی جوانان باشد.
با این حال تلاش‌ها کفایت نمی‌کرد که وزیر آموزش و پرورش، فریدون کشاورز بود، سیاستمردی از اعضای مرکزیت حزب توده ایران. محمدتقی شریعتی در کوچه و خیابان ‌با هواداران حزب توده به مباحثه می‌نشست بنابراین بیراه نبود اگر او را «سقراط خراسان» می‌خواندند. او اما باید کاری دیگر می‌کرد و این‌چنین بود که در سال ۱۳۲۶ «کانون نشرحقایق اسلامی» در کوچه «چهار باغ‌» مشهد تاسیس شد و فعالیت آغاز کرد.
محمدتقی شریعتی در کانون از یک‌سو برای جوانان نهج‌البلاغه و تفسیر آن را می‌گفت و از سوی دیگر آنها را برای مباحثه و مجادله با توده‌ای‌ها آماده می‌ساخت و به ضرورت، اندیشه مارکسیستی را تشریح می‌کرد. کانون نشرحقایق اسلامی به پاتوق نواندیشان مذهبی در مشهد تبدیل شده بود و محفلی بود برای تجمع نیروهای ملی–‌مذهبی؛ سیاستمردانی که بعدها یا ره به سوی جبهه ملی بردند یا به سوی نهضت آزادی. با این حال کانون فقط محل حضور یک جریان خاص نبود که همگان به آنجا می‌آمدند و می‌رفتند.
از مسعود احمد‌زاده و پرویز پویان- که بعدها در مسیر فدائیان پای گذاشتند- تا کاظم رجوی و باقرزاده‌ها و حتی روحانیون نواندیش. جلسه‌ای نیز جلال‌آل‌احمد در کانون حاضر شد تا در ضرورت اتحاد روشنفکران و روحانیان سخن بگوید و حاضران در آن جمع از جمله محمدتقی شریعتی و علی شریعتی نیز گفته او را تایید کردند و سری تکان دادند.
سال ۱۳۳۱ بود که محمدتقی شریعتی کاندیدای انتخابات هفدهمین دوره مجلس شورای ملی شد. محمدتقی شریعتی به همراه شیخ محمود حلبی دو نامزد انجمن‌های اسلامی شهر بودند که در قالب جمعیت موتلفه اسلامی گردهم آمده بودند: شریعتی در جایگاه اول و محمود حلبی در مقام دوم. در این هنگام اگرچه کاشانی از محمدتقی شریعتی خواست تا با زمین‌داران مشهدی ائتلاف کند تا مسیر ورود کاندیداهای هر دو گروه به مجلس هموار شود اما استاد شریعتی این خواسته را نپذیرفت و اینچنین بود که به جای محمدتقی شریعتی، شیخ محمود حلبی به توصیه کاشانی گوش سپرد.
استاد شریعتی در سال ۱۳۳۶ به اتهام همکاری با نهضت مقاومت ملی دستگیر و به مدت یک ماه و اندی بازداشت شد. به این ترتیب جلسات کانون تعطیل شد. پس از آزادی جلسات تفسیر و سخنرانی وی در منزل آیت‏الله العظمی سید محمدهادی میلانی (۱۳۳۷ الی ۱۳۳۹) تشکیل می‏شد. از سال ۱۳۳۷ الی ۱۳۴۰ در دانشکده الهیات و معارف اسلامی مشهد و نیز در موسسه وعظی و تبلیغ به تدریس تفسیر قرآن و نهج‏البلاغه می‏پرداخت. در سال ۱۳۳۹ کانون نشرحقایق اسلامی دوباره شروع به فعالیت کرد.
اما تعطیلی کانون در سال ۱۳۴۲ توسط دولت عاملی شد تا استاد ادامه مبارزه درمشهد را به صلاح ندانسته و با قبول دعوت حسینیه‌ارشاد برای سخنرانی در آن موسسه راهی تهران شود. در سال ۱۳۴۲ نامه‏ای از طرف هیات مدیره‏ حسینیه‏ ارشاد و مکتوب به خط استاد مرتضی مطهری فرستاده شد ( با واسطه قرار دادن آیت‏الله میلانی) که وی برای سخنرانی به تهران رود. این دعوت چنان بود که چند شب سخنرانی تبدیل به چهار سال و اندی شد. علاوه بر حسینیه ارشاد، دو سه سال- هنگام حبس آیت‏الله سید محمود طالقانی- در ماه رمضان اداره مجلس وعظ و تفسیر مسجد هدایت به عهده وی بود و به اصرار جمعیتی به نام احباب الحسین (ع) به گفتن تفسیر قرآن می‌پرداخت.
۱۷ آبان‌۵۱ که برابر با عید فطر بود، آخرین باری بود که استاد در کسوت سخنران پیش از انقلاب پا به حسینیه ارشاد گذاشت زیرا پس از آن سازمان امنیت وقت دستور تعطیلی حسینیه و بازداشت گردانندگان آن را داد که البته در این بین او چند ماهی را به سلامت طی کرد تا اینکه چندی بعد ماموران ساواک به سراغ وی رفته و به بهانه کشف محل زندگی مخفی پسرش علی، او را دستگیر کردند.
فرزند استاد، دکتر علی شریعتی در ۲۹خرداد ۱۳۵۶ در لندن درگذشت و این اتفاق ضربه‌ای بزرگ به پدر بود. استاد دیگر مجلس وعظ و خطابه نداشت. سکوت او پرمعنا بود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی برای اولین بار در ۱۶ فروردین ۱۳۵۸ بود که در حسینیه‏ ارشاد سخنرانی کرد اگرچه پس از چندی و به مرور، دوران حاشیه نشینی استاد مجددا آغاز شد.استاد محمدتقی شریعتی سرانجام در ۳۱ فروردین ۱۳۶۶ درگذشت و در مشهد به خاک سپرده شد.


منبع : روزنامه اعتماد ملی

مطالب مرتبط

نگاهی به مبارزات آیت الله لواسانی، هم حجره ای سالهای طلبگی حضرت امام(ره)

نگاهی به مبارزات آیت الله لواسانی، هم حجره ای سالهای طلبگی حضرت امام(ره)
مرحوم حاج احمد آقا در تكمیل مطالب نامه‌ی امام نوشته‌اند:
حضرت آیت‌الله لواسانی را ساواك تحمل نكرد؛ بالاخره او را دستگیر و پس از حبس به شهر هشتپر (در شمال) تبعید كرد. امام دستور دادند كسی به دیدار ایشان برود. من رفتم؛ ساواك مرا تعقیب كرد. بعد از تبعید حضرت آیت‌الله لواسانی برای وجوهات تهران باید شخصی عهده‌دار این كار می‌شد. امام هشدار داده بودند كه من هیچ كاری نكنم زیرا ممكن است نپخته باشد و من هم طبق دستور ایشان كاری نكردم امام از شدت علاقه به حضرت آیت‌الله لواسانی تا آخر هم كسی را به جای ایشان انتخاب نكردند.»
امام خمینی و آیت الله سید محمد صادق لواسانی در دوران جوانی
●ولادت و تحصیلات
آیت‌الله سید محمدصادق لواسانی در سال ۱۲۸۵ شمسی در نجف اشرف در خانواده‌ای اهل علم به دنیا آمد. تحصیلات خود را طبق رسم زمان آغاز كرد. پس از طی مقدمات برای ادامه‌ی تحصیل به ایران عزیمت كرد و در شهر اراك زیر نظر آیت‌الله شیخ عبدالكریم حائری یزدی به تحصیل علوم دینی مشغول شد. پس از مدتی، هنگامی كه آیت‌الله حائری برای تأسیس حوزه‌ی علمیه‌از اراك عازم قم می‌شد همراه وی به این شهر آمد. در مدرسه‌ی دارالشفاء با سید روح‌الله موسوی خمینی هم حجره شد.۱ این دوستی تا پایان عمرشان یعنی حدود هفتاد سال ادامه یافت.
مدت اقامت آیت‌الله لواسانی در حوزه‌ی علمیه‌ی قم بیست و پنج سال ادامه یافت. علاوه بر تحصیل و تدریس بخشی از وقت خود را به اداره‌ی امور مدارس حوزه‌ی علمیه‌ی قم از جمله «مدرسه‌ی فیضیه» و «دارالشفاء» اختصاص داد.۲ هنگام تدریس اخلاق و فلسفه‌ی حضرت امام در مدرسه‌ی دارالشفاء آقای سید محمّد صادق لواسانی متصدی امور حُجرات این مدرسه بود.۳ دوستی صمیمانه با امام پس از عزیمت وی به تهران همچنان ادامه یافت.
آیت‌الله لواسانی در نهضت امام خمینی
مخالفت با تصویب لایحه‌ی انجمن‌های ایالتی و ولایتی در سال ۱۳۴۱ سرآغاز نهضت عمومی علما و مراجع برای مقابله با اقدامات ضد اسلامی حكومت شد. در این مبارزات كه پس از رحلت آیت‌الله العظمی بروجردی بروز كرد شخصیت ممتاز حاج آقا روح‌الله دوست صمیمی آقای لواسانی بیشتر آشكار شد. آیت‌الله لواسانی با امضای اعلامیه‌هایی در كنار سایر روحانیون تهران مخالفت خود را با این لایحه ابراز كرد.۴ با تحریم عید نوروز سال ۱۳۴۲ از سوی امام و مراجع دیگر تقلید وی به همراه علمای تهران اعلام عزا نمود. اعلامیه‌ی صادره از سوی آنها تحت عنوان «روحانیون امسال عزادارند» در تاریخ ۲۸ اسفند سال ۱۳۴۱منتشر شد.۵ روز دوم فروردین سال ۱۳۴۲ مصادف با سالروز شهادت امام صادق علیه‌السلام كه مدرسه‌ی فضیه‌ی قم مورد هجوم كماندوها و نیروهای انتظامی قرار گرفت وی در منزل امام حضور داشت۶ و خبر این حادثه را به اطلاع ایشان رساند.۷ شهید حاج مهدی عراقی از این روز در خاطرات خود چنین یاد كرده است:
«در همین گیرودار داد زدند كه برویم منزل خمینی. ما كه جلوی آن حجره كه گلپایگانی و انصاری بودند، ایستاده بودیم با یكی دو تا از رفقای دیگر ول كردیم آمدیم طرف منزل آقا... سرهنگ مولوی هم با لباس شخصی (خود) دم در ایستاده بود، یك چوب بلند هم دستش بود، هر كی می‌آمد می‌زد توی سرش می‌گفت: بگو جاوید شاه. توی خیابان هم از این چوب به دست‌ها و چماق به دست‌ها ایستاده بودند و جاوید شاه، جاوید شاه می‌گفتند. ما از زیر دست سرهنگ مولوی رد شدیم، آمدیم تو صحن، از آن در صحن آمدیم بیرون كوچه منزل آقا را گرفتیم، آمدیم منزل آقا. وقتی رسیدیم دیدیم یك ده پانزده نفری دور آقا نشسته‌اند و یكی از بچه‌ها هم دارد ذكر مصیبت می‌گوید. آقا قیافه‌ی ما را دید یك مقدار برافروخته هستیم، سرش را تكان داد و گفت چیه؟ من رفتم جلو، گفتم آقا جریان این جوری است. این كارها را كردند تو مدرسه‌ی فیضیه، الآن هم گفتند بیایند اینجا پشت سر من آسید محمدصادق لواسانی رسید، آن هم شروع كرد این حرف‌ها را زدن و یكی از آقایان كه آنجا بود به نام حاج عباس نوشاد زد تو سرش یك الله، خدا كریم كشید و گریه را ول كرد و آقا گفتش كه ساكت باشید! ساكت باشید! شلوغ نكنید! حاج محمدصادق گفت: در را ببندید. تا گفت در را ببندید، آقا هم عصبانی شد از جا بلند شد گفتش كه الآن می‌روم حرم، حرف‌هایی كه نزدم می‌گویم. اینها با من كار دارند نه با دیگری. خلاصه، جمعیت كه آنجا بود منقلب شد و یك سری گریه و یك سری داد، یك سری این در، چون اوّل مغرب بود، من گفتم حاج آقا پس شما الآن موقع نمازه، نمازتان را بخوانید و بعد هرجا كه خواستید تشریف ببرید. این است كه ما ایستادیم سر اذان...»۸
صبح روز ۱۵ خرداد/ ۱۳ محرم جمعی از علمای تهران در منزل آیت الله لواسانی اجتماع كردند تا راجع به دستگیری حجت‌الاسلام فلسفی و سایر وعاظ و چگونگی آزادی آنها بحث و گفتگو كنند در همین زمان خبر دستگیری امام خمینی به تهران رسید كه بلافاصله آیت‌الله لواسانی برای اطلاع از كم و كیف قضیه عازم قم شد.۹ امام خمینی پس از دستگیری به تهران منتقل و زندانی شد. در نتیجه تلاش‌های صورت گرفته علما و مراجع تقلید از جمله مهاجرت دسته‌جمعی به شهر ری حكومت ناچار از انتقال ایشان به منزلی در قیطریه شد. وی از جمله افراد معدودی بود كه اجازه‌ی ملاقات با امام را در قیطریه داشت و مسائل بیرون را به اطلاع ایشان می‌رساند و دستورات معظم‌له را ابلاغ می‌كرد. یكی از مریدان امام در این مورد می‌گوید: «ما اگر می‌خواستیم مطلبی را خدمت امام بگوییم و یا سؤالی بپرسیم، آقای لواسانی را واسطه قرار می‌دادیم. تا اینكه امام از قیطریه آزاد شد تا به فیضیه برود.»۱۰
در همین رابطه بایستی به اخذ فتوای امام خمینی در مورد صرف وجوهات شرعیه در كمك به محرومان تبریز در زمستان سال ۱۳۴۲ اشاره كرد كه توسط وی انجام شد. این اقدام به ابتکار حجت الاسلام سید هادی خسروشاهی صورت گرفت و در نتیجه این صدور این فتوا، جان بسیاری از مستمندان تبریز كه بر اثر سرمای شدید زمستان آن سال در معرض خطر جدی قرار گرفته بود نجات یافت.۱۱ در مدتی كه امام در منزل آقای روغنی در قیطریه به سر می‌برد آنچه امام را رنج می‌داد:
«احساسات مردمی بود. مردم می‌آمدند و در خیابان‌ها و كوچه‌های اطراف سر و صدا و شعار و صلواتشان بلند بود، ولی مأموران نمی‌گذاشتند مردم با امام ملاقات كنند. یك روز یادم است كه عصر بود، ایشان در بالكن نشسته بود. وقتی ایشان می‌ایستادند، پانصد متر آن طرف‌تر در كوچه‌ها مردم پیدا بودند. آقای لواسانی و مرحوم حاج آقا مصطفی با من [فضل‌الله محلاتی] سه نفری كنار امام نشسته بودیم، امام خیلی ناراحت بودند. مردم مرتب صلوات ختم می‌كردند. به امام عرض كردم كه شما بایستید تا این مردم لااقل چهره‌ی شما را ببینند. امام بلند شد و ایستاد. مردم امام را که دیدند با شعارهایشان غوغا كردند. ناگهان امام نشستند و شروع كردند به شدت گریه كردن، آقای لواسانی گفتند: چرا گریه می‌كنید؟ چرا این‌قدر ناراحتید؟ باید تحمل كنید. امام فرمود: من ناراحتم كه بچه‌های من سالمند، خود من هم سالم هستم ولی جوان‌های مردم، شهید شدند، این برای من تحملش خیلی مشكل است.»۱۲
پس از مدتی رژیم ناچار شد امام خمینی را در فروردین سال ۱۳۴۳ به قم منتقل و آزاد نماید. تصویب كاپیتولاسیون و مصونیت قضایی برای مستشاران آمریكایی سخنرانی شدیدالحن امام را در چهارم آبان در همان سال را سبب شد. عكس‌العمل رژیم دستگیری و تبعید وی از ایران به تركیه در سیزدهم آبان بود. پس از تبعید امام خمینی بر نقش و اهمیت آیت‌الله لواسانی افزوده شد. در دوازدهم دی ماه ۱۳۴۳ امام از تركیه طی نامه‌ای به مرحوم حجت‌الاسلام نصرالله خلخالی&#۶۱۴۸۲; در نجف در مورد آقای لواسانی نوشت: «... خدمت حضرت حجت‌الاسلام آقای لواسانی اگر تا رسیدن مكتوب، عتبات هستند سلام می‌رسانم...»۱۳ آقای لواسانی در خرداد ماه سال بعد- ۱۳۴۴- تعدادی كتاب مورد نیاز امام را به تركیه ارسال داشت. امام در جواب نامه و كتاب‌های ارسالی وی نوشت:
«... خدمت ذی شرافت جناب مستطاب سید اعلام حجت‌الاسلام سید محمدصادق لواسانی به عرض می‌رساند مرقومه‌ی شریف و كتاب‌های ارسالی واصل گردید و موجب تشكر گردید... سلامت و سعادت جنابعالی را از خداوند تعالی خواستارم. حالت اینجانب بحمدالله تعالی خوب است از خداوند تعالی توفیق، اخلاص و خدمت خواهانم...»۱۴
در سال ۱۳۴۴ آیت‌الله سید مصطفی خمینی در موسم حج به مكه رفت و قرار بود كه با آیت‌الله لواسانی در آنجا ملاقات كند. مأمور ویژه‌ی ساواك از همین قرار گزارش زیر را تهیه كرد:
«... مصطفی خمینی، ضمن صحبت اظهار داشته كه منتظر شخصی به نام سید محمدصادق لواسانی است كه در تهران با پرواز ۱۴۵ به جده خواهد رفت از اینكه دولت شاهنشاهی ایران به او ویزای خروج داده است اظهار تعجب كرده است. خواهشمند است دستور فرمایید كه در مورد سوابق آقای سید محمدصادق لواسانی و اینكه آیا به این شخص اجازه‌ی خروج داشته است یا خیر، این اداره‌ی كل را مطلع گرداند.
مدیر كل اداره‌ی دوم نگهبانی»۱۵
اداره‌ی كل سوم به اداره‌ی كل دوم جواب داد:
«... خواهشمند است دستور فرمایید مشخصات شخص منظور را كه از نامبرده‌ی بالا در جده استقبال به عمل آورده اعلام نمایند. ضمناً از خروج سید محمدصادق لواسانی جلوگیری به عمل آمده است.»۱۶
در سال ۱۳۴۶ هم كه وی موفق گشت به سفر حج برود ساواك دستور مراقبت شدید از وی را به مأموران خود داده بود.۱۷ از جمله مأموریت‌های آیت‌الله لواسانی در دوره‌ی تبعید حضرت امام فراهم آوردن مقدمات سفر همسر امام به عراق بود. آیت‌الله مرتضی پسندیده می‌گوید: «مقدم- رئیس ساواك- به آقای توكلی تلفن كرده بود كه آقای خمینی به خانمش اجازه‌ی مسافرت به نجف را داده‌اند و مأموریت آماده ساختن مقدمات سفر را به آقای لواسانی محول كرده‌اند.»۱۸
وی ضمن انجام كلیه‌ی امور مربوط به وكالت‌نامه در امور شرعیه از سوی امام در تهران در مسائل سیاسی و اجتماعی هم در كنار علمای مبارز به موضع‌گیری‌ها می‌پرداخت. از آن جمله محكوم كردن حمله‌ی اسرائیل به سرزمین فلسطین در خرداد سال ۱۳۴۶ می‌باشد. در اعلامیه‌ای كه از سوی تعدادی از علمای ایران در همین مورد منتشر شد نام وی هم جزء امضاكنندگان آن به چشم می‌خورد.۱۹ در چهاردهم شهریور سال بعد مراسم یادبود قربانیان زلزله‌ی خراسان در مسجد ارگ تهران از طرف علمای اعلام و جامعه‌ی روحانیت تهران برگزار شد آگهی این مجلس به امضای او نیز رسیده بود.۲۰●وكیل تام‌الاختیار امام خمینی
پس از رحلت آیت‌الله العظمی بروجردی امام خمینی جزء مراجع قابل تقلید مطرح بودند آغاز مبارزه‌ی علیه حكومت خواه نا خواه ایشان را در كانون توجه مردم مسلمان قرار می‌داد. زعامت سیاسی توأم با زعامت دینی را در میان مراجع تقلید وقت تنها امام خمینی دارا بودند. هنگام تبعید ایشان از ایران تعداد بیشماری مقلد وی بودند. در سال ۱۳۴۹ در پی رحلت آیت‌الله العظمی محسن حكیم دور جدیدی از طرح مرجعیت امام در مناطقی كه از ایشان تقلید می‌كردند آغاز شد كه وظیفه‌ی نمایندگان و وكلای امام را سنگین تر نمود. آیت‌الله لواسانی از همان آغاز مرجعیت امام خمینی به عنوان نماینده‌ی تام‌الاختیار ایشان در تهران تعیین گردید. در چهاردهم خرداد امام طی نامه‌ای به معرفی وكلای خود به شرح زیر پرداخته است: «... وكیل اینجانب در تهران آقای حاج سید محمدصادق لواسانی و در قم آقای شیخ علی‌اكبر اسلامی است. البته منحصر به این دو نفر نیست لكن برای رفع احتیاج اسم برده شد...»۲۱
یكی از وظایف مهم آیت‌الله لواسانی تأمین شهریه‌ی امام برای طلاب در حوزه‌ی علمیه‌ی قم بود در سال ۱۳۴۵ ساواك در همین مورد گزارش می‌دهد كه «در حال حاضر وضع حوزه‌ی علمیه‌ی قم به علت عدم رسیدن وجه به طلاب متزلزل بوده حتی در هفته‌ی گذشته محمدصادق لواسانی نماینده‌ی[امام]خمینی كوشش فراوان نمود تا با جمع‌آوری وجوهی در تهران حقوق طلاب حوزه‌ی علمیه‌ی قم را تأمین كند.»۲۲ آیت‌الله لواسانی برای سر و سامان دادن به وضع شهریه‌ی طلاب هر ماه به قم می‌رفتند. امام در نامه‌ای به همین موضوع اشاره می‌كند:
«به عرض عالی می‌رساند مرقوم شریف به وسیله‌ی آقای نحوی امروز [۲۴/۱۰/۱۳۴۶] واصل گردید از اینكه به جناب‌عالی زحمت داده می‌شود و هر ماه تشریف می‌برید و همراهی می‌فرمایید عذر می‌خواهم. نفس گرم شما موجب دلجویی همه شود و نگرانی‌های آقایان مرتفع گردد...»۲۳
آقای لواسانی هرچه از وجوهات شرعیه که جمع‌آوری می‌نمود پس از پرداخت شهریه‌ی طلاب هرچه باقی می‌ماند به نجف نزد امام می‌فرستاد.۲۴ این رابطه كمتر از مبارزات سیاسی نبود حتی شایددر برخی موارداهمیت بیشتری پیدا می کرد،باشد ادامه داشت چه مستقیم و چه غیر مستقیم بین آنها نامه‌ها و پیام‌های متعددی رد و بدل می‌شد. در سال ۱۳۴۹ مدتی این رابطه قطع شد امام طی نامه‌ای به حاج احمد آقا نوشت: «... از آقای لواسانی مدتی هست بی‌اطلاع هستیم؛ از سلامت ایشان هم اطلاع دهید. به خود ایشان هم پیغام دهید كه از سلامتشان مطلعم نمایند...»۲۵ در همین سال به واسطه‌ی محدودیت‌های ایجاد شده توسط ساواك برای آیت‌الله لواسانی شهریه‌ی طلاب در قم از طرف آیت‌الله میرزا احمد آشتیانی به جای وی پرداخت شد. در همین رابطه ساواك نظریه داد:
«اگر پولی كه به طلاب داده می‌شود از طرف خمینی هم باشد نباید از توزیع آن جلوگیری كرد در غیر این صورت وجوهات به وسیله‌ی سید محمدصادق لواسانی كه نماینده‌ی وی می‌باشد و ایادی همین شخص به نجف فرستاده می‌شود. بنابراین بهتر است كه پول ایران در خود ایران خرج شود چون از خروج ارز جلوگیری و حوزه‌ی علمیه‌ی قم تقویت می‌گردد.»۲۶
آیت‌الله لواسانی در سال ۱۳۵۰ سفری به عراق نمود مأمور ساواك در جلسه‌ای كه در منزل شیخ حسین انصاریان تشكیل شده بود جریان سفر وی را از زبان حجت‌الاسلام فضل‌الله محلاتی چنین گزارش نموده است:
«... سید محمدصادق لواسانی به نجف رفته است موقع ورود به طور مخفیانه یك شب منزل خمینی بوده و بعد از نجف خارج شده و به كربلا و سایر امكنه رفته و دو هفته در بصره نزد خواهرش بوده است و بعد كه مجدداً به نجف برگشته وانمود كرده است كه تازه آمده و عده‌ای از علما از او دیدن كرده‌اند...»۲۷
فعالیت‌هایی كه وی داشت از دید مأموران ساواك مخفی نبود. مسجد امیرالمومنین(سلام الله علیه) در خیابان امیرآباد تهران كه محل اقامه‌ی نماز وی بود دائم كنترل می‌شد در گزارشی ساواک می آید:
«از ساواك تهران
به ریاست ساواك شمال غرب
موضوع: كنترل از مسجد امیر در خیابان امیرآباد
نظر به اینكه امام جماعت مسجد امیر واقع در امیرآباد مقابل پمپ بنزین، سید محمدصادق لواسانی نماینده‌ی خمینی در تهران می‌باشد و واعظ آن شیخ محمدتقی فلسفی بوده كه اكنون ممنوع‌المنبر است و وعاظی كه به آنجا دعوت می‌شوند با نظر وی تعیین می‌گردند. علیهذا مراقبت از مسجد مزبور به طور مستمر الزامی است. دستور فرمایید ضمن كنترل مداوم ترتیبی داده شود تا اظهارات كلیه‌ی سخنرانان در جلسات متشكله در آن مسجد تحت هر عنوان روی نوار ضبط گردد كه به موقع بتوان از آنها بهره‌برداری لازم نموده نتیجه‌ی اقدامات معموله در این مورد را گزارش نمایند.»۲۸
●دستگیری‌ها
ساواك برای مختل كردن وضعیت شهریه‌ی امام در بهمن سال ۱۳۵۱ آیت‌الله لواسانی را دستگیر و در زندان انفرادی كمیته‌ی ضد خرابكاری محبوس نمود. همسر آقای لواسانی طی تماس تلفنی با آقای فلسفی گفت: «... برای مرتبه‌ی سوم رفتم [زندان] به من گفتند كاغذی در مورد عدم مخالفت با شاهنشاه بنویسم چون وقت گذشته بود من آمدم استخاره كردم ولی امروز رفتم ننوشتم...»۲۹ شهید محلاتی در خاطرات خود در این مورد گفته است:
«... [در زندان كمیته‌ی مشترك ضد خرابكاری] تنفس بسیار مشكل بود. یك هواكش آنجا گذاشته بودند. ما اصرار می‌كردیم مأمورین می‌رفتند هواكش را روشن می‌كردند قدری هوای آنجا آزاد می‌شد. یادم هست كه آقای سید محمد لواسانی را آنجا آوردند. بیچاره بیش از بیست و چهار ساعت نتوانست بماند و حالش بد شد. ایشان را بردند ساختمان كمیته، كمیته‌ی مشترك [ضد خرابكاری] تازه تشكیل شده بود...»۳۰
پس از مدتی كه از زندانی شدن وی گذشت به وساطت مراجع تقلید وقت آزاد شد.۳۱ پس از آزادی وی دست از رویه‌ی سابق خود برنداشت تا اینكه بار دیگر در تیر ماه سال ۱۳۵۳ دستگیر و محكوم به سه سال تبعید در هشتپر طالش گردید.
«روز جمعه ۷/۴/۱۳۵۳ مطابق ۷ جمادی‌الثانی ۱۳۹۴ نیم ساعت به ظهر چهار نفر مأمور به منزل ایشان می‌روند و به شهربانی جلب و در سلول انفرادی بازداشت می‌كنند روز بعد (شنبه ساعت ۱۰ صبح می‌گویند شما اخلال در نظم می‌كنید، تبعید هستید سپس دستبند به دست ایشان می‌زنند و بدون اینكه بگویند به كجا می‌برند سوار كرده حركت نموده و در شهر هشتپر از توابع طالش واقع در ۱۸ فرسخی رشت نزدیك آستارا كه اكثریت اهل محل هم از اهل تسنن بودند و تناسبی با یك عالم شیعی نداشت فرود آوردند در آنجا به ایشان می‌گویند شما به مدت سه سال تبعید هستید....»۳۲
امام خمینی پس از اطلاع از تبعید آیت‌الله لواسانی طی نامه‌ای به سید احمد آقا وی را مأمور می‌كنند «... در موقع مقتضی و رفع مانع، از آقای لواسانی احوالپرسی شود و كسی برود برای دیدن ایشان راجع به تعیین شخص دیگر شما با كسی مذاكره نكنید. من كسی را تعیین نمی‌كنم- عجالتاً- و كسی را هم سراغ ندارم...»۳۳ مرحوم حاج احمد آقا در تكمیل مطالب نامه‌ی امام نوشته‌اند:
حضرت آیت‌الله لواسانی را ساواك تحمل نكرد؛ بالاخره او را دستگیر و پس از حبس به شهر هشتپر (در شمال) تبعید كرد. امام دستور دادند كسی به دیدار ایشان برود. من رفتم؛ ساواك مرا تعقیب كرد. بعد از تبعید حضرت آیت‌الله لواسانی برای وجوهات تهران باید شخصی عهده‌دار این كار می‌شد. امام هشدار داده بودند كه من هیچ كاری نكنم زیرا ممكن است نپخته باشد و من هم طبق دستور ایشان كاری نكردم امام از شدت علاقه به حضرت آیت‌الله لواسانی تا آخر هم كسی را به جای ایشان انتخاب نكردند.»۳۴
تبعید آیت‌الله لواسانی در هشتپر سی و یك ما طول كشید. به واسطه‌ی سردی هوا و نامساعد بودن محل و دوری از همسر و فرزندان بیمار می‌شوند كه در پی آن به تهران منتقل و مدت شش ماه تحت درمان قرار می‌گیرند.۳۵ در سال ۱۳۵۵ كه ساواك لیست روحانیون ممنوع‌الخروج را تهیه كرده است در ردیف ۴۹ آمده: «سید محمدصادق لواسانی فرزند ابوالقاسم فعلاً در تبعید»۳۶
●اوج‌گیری نهضت
شهادت غریبانه‌ی آیت‌الله حاج آقا مصطفی در نجف در آبان سال ۱۳۵۶ سرآغاز طرح گسترده‌ی نام و یاد مبارزات سیاسی امام خمینی بود رهبری كه به خاطر مبارزه با حكومت از وطن خود تبعید شده بود و اینك فرزند ارشد وی هم به طور مشكوكی به شهادت رسیده بود همه‌ی اذهان را متوجه مظلومیت و غربت وی كرد. به محض انتشار خبر حاج آقا مصطفی آیت‌الله سید محمدصادق لواسانی از تهران به قم آمدند:
«حدود ساعت ده صبح كه تمام كوچه‌ی «یخچال قاضی» مملو از جمعیت شد همه‌ی اقشار آمده بودند. مرحوم آقای پسندیده و آقای لواسانی (رحمـ&#۶۵۱۷۲;الله) و چند نفر دیگر جلو افتادند و مابقی به دنبال ایشان به سمت مسجد اعظم حركت كردند. درس‌ها تعطیل شد و مراجع عظام هم مراسم یادبود و فاتحه ترتیب دادند و سخنرانی‌های بسیار خوبی انجام شد و در خلال آنها نام مبارك حضرت امام (قدس سره) را تصریحاً در منابر و سخنرانی‌ها پس از سال‌ها ذكر كردند و مردم آماده هم‌چنان صلوات‌های بلندی فرستادند كه در و دیوار مسجد اعظم از شدت آن می‌لرزید...»۳۷
در پی اهانت روزنامه‌ی اطلاعات به امام در ۱۹ دی ماه قیام طلاب قم روی داد در چهلم شهدای قم، مردم تبریز قیام گسترده‌ای را ایجاد كردند. تداوم اربعین‌ها شتاب اضمحلال نظام شاهنشاهی را بیشتر كرد. با شدت گرفتن حركت‌های ضد شاهنشاهی بر فعالیت‌های آیت‌الله لواسانی افزوده شد. در همین راستا دیدارهایی با وعاظ و گویندگان مذهبی داشت.۳۸ مأمور ویژه‌ی ساواك در همین موضوع گزارشی تهیه كرده است كه جالب است:
«... بعضی از روزها سید محمدصادق لواسانی وكیل آقای خمینی در تهران و ایران به ملاقات فلسفی می‌آید و فلسفی او را نزد خود جای می‌داد و بعد از صرف چای به اتفاق به اتاق بیرونی رفته و خلوت می‌كردند و سپس لواسانی از منزل خارج و فلسفی مراجعت و به اتاق عمومی می‌آید و این ملاقات به حدی محرمانه بود كه حتی دوستان و محارم فلسفی از مذاكرات با خبر نمی‌شوند...»۳۹
آیت‌الله لواسانی كه از آغاز نهضت امام خمینی همراه و همقدم پیش آمده بود در دوره‌ی انقلاب هم با امضای اعلامیه‌های مخالف رژیم حضور فعالی داشت. سرانجام در ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ امام خمینی با پرواز انقلاب به وطن بازگشت بازگشتی كه نویدبخش پیروزی انقلاب اسلامی بود. آقای لواسانی به اتفاق تعداد دیگری از مبارزان مسلمان در سالن انتظار فرودگاه مهرآباد به استقبال امام خمینی رفت.۴۰
پس از پیروزی انقلاب روابط این دو دوست قدیمی ادامه یافت و دیدارهای هفتگی آنها نشانگر این صمیمت و استحكام دوستی بود.۴۱ آیت‌الله لواسانی با آنكه سوابق مبارزات سیاسی درخشانی داشت بعد از انقلاب هم با همان زندگی زاهدانه‌ای كه داشت در گمنامی زیست. در هشتم مهر ماه سال ۱۳۶۹ در خانه‌ی محقر خود به رحمت الهی پیوست.۴۲

وبگردی
گاف حسین شریعتمداری با کامپیوتر 30 میلیونی آمریکایی
گاف حسین شریعتمداری با کامپیوتر 30 میلیونی آمریکایی - مدیر مسئول کیهان در حالی مدعی است که سیستم «مکینتاش» بیش از ۴۰ سال است که در کیهان مورد استفاده قرار می‌گیرد که این سیستم اساسا از سال ۱۹۸۴ یعنی ۵ سال پس از انقلاب تولید و نمی‌توانسته است زودتر از این تاریخ در کیهان مورد استفاده قرار گیرد.
آقای روحانی! نمی دانید یا تجاهل می کنید؟ /  دلار تک نرخی 4200 ! گوسفند بوئینگ سوار ! پراید ...
آقای روحانی! نمی دانید یا تجاهل می کنید؟ / دلار تک نرخی 4200 ! گوسفند بوئینگ سوار ! پراید ... - اخیراً رئیس جمهور حسن روحانی در توضیح علت قاچاق گفته است: علت قاچاق ارزانی است، وقتی جنسی در داخل ارزان است و در خارج گران، خود به خود قاچاق آن به خارج صورت می گیرد. به عنوان مثال چون الان گوشت در عراق گران تر از ایران است، از کشورمان به آنجا قاچاق می شود. درباره قاچاق بنزین نیز همین موضوع مصداق دارد.
راز میتوانیم موشک و نمیتوانیم خودرو در اقتصاد است
راز میتوانیم موشک و نمیتوانیم خودرو در اقتصاد است - مشکل تولید فقط به سطح فناوری مربوط نیست. ما می‌توانیم یک وسیله و کالای باکیفیت بالا را تولید کنیم، ولی با قیمت بسیار گران که خریداری نخواهد داشت. در واقع اگر بتوانیم چنین کالایی را وارد کنیم در مقایسه با تولید آن به شدت به‌صرفه است. ولی در جریان تولید موشک با وضعیت دیگری مواجهیم. اول اینکه موشک را بدون قید و شرط نمی‌فروشند یا برخی کشور‌ها به دلایل امنیتی علاقه ندارند که در تامین نیازشان به این کالا‌ها…
جمهوری اسلامی عمق حکمرانی اقتصادی ندارد
جمهوری اسلامی عمق حکمرانی اقتصادی ندارد - برنامه گفت‌وگوی ویژه خبری شب گذشته با حضور عادل پیغامی اقتصاددان و سیداحسان خاندوزی عضو هیئت علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی برگزار شد.
داستان قالیچۀ حضرت سلیمان و سامانۀ نیما
داستان قالیچۀ حضرت سلیمان و سامانۀ نیما - ساز و کاری که بانک مرکزی تحت عنوان نیما برای بازگرداندن ارز حاصل از صادرات اندیشیده اند و با خوارشماری صادر کنندگان با تجربه و خوشنام و بی اعتنائی به نظرات معقول و دلسوزانۀ آنان به راهی خطرآفرین پا گذاشته، بی تردید محکوم به ناکامی است و پیامدهای ناگوار آن، که در درجۀ اول از دست دادن بازارهای صادراتی دیرینه است، به راحتی قابل جبران نخواهد بود.
کپی‌برداری «عین‌به‌عین»
کپی‌برداری «عین‌به‌عین» - انتظار می‌رفت که علیخانی هم در قسمت اول برنامه «عصرجدید» به کپی بودن «عین‌به‌عین» برنامه‌اش و شباهت آن با برنامه مشهور «گات تلنت‌ آمریکایی» اشاره کند و در مقایسه‌ای از ویژگی‌های احتمالاً متفاوت نسخه ایرانی این برنامه بگوید؛ علیخانی اما ترجیح داد در این زمینه حرفی نزند!
اشتباه جالب در مراسم استقبال از رئیس جمهور در هرمزگان
اشتباه جالب در مراسم استقبال از رئیس جمهور در هرمزگان - مراسم استقبال از رئیس جمهور در سفر به استان هرمزگان.
توزیع عجیب کیک 40 سالگی انقلاب توسط یک روحانی!
توزیع عجیب کیک 40 سالگی انقلاب توسط یک روحانی! - در ویدیویی که در فضای مجازی داغ شده شاهد پخش کیک 40 سالگی جمهوری اسلامی
ادامه‌ی سکوت ضرغامی درباره‌ی انتقال آرشیو صداوسیما به شبکه من و تو
ادامه‌ی سکوت ضرغامی درباره‌ی انتقال آرشیو صداوسیما به شبکه من و تو - چند سالی است از جمله روزهای اخیر که با نزدیک شدن به مقاطعی از جمله دهه‌ی فجر، شبکه‌های تلویزیونی فارسی خارج کشور مانند بی‌بی‌سی و من‌وتو مستندهایی از زمان انقلاب پخش می‌کنند که جزو آرشیو صداوسیما بوده است ولی تا امروز مشخص نشده است که چطور و توسط چه کسانی به دست آنها رسیده است؟
جنجال شبیه‌سازی بیعت امام و همافران ارتش توسط علم‌الهدی در مشهد
جنجال شبیه‌سازی بیعت امام و همافران ارتش توسط علم‌الهدی در مشهد - دیدار و سلام نظامی فرماندهان نیروی هوایی ارتش به سیداحمد علم‌الهدی، امام جمعه مشهد انتقادهایی را در پی داشته است.