جمعه ۱ تیر ۱۳۹۷ / Friday, 22 June, 2018

سقراط خراسان


سقراط خراسان
پدر بزرگم، استاد شریعتی پدر بزرگ فکری همه ماست. پدر بزرگم در طول زندگی و سراسر جوانی‌اش در کوچه و خیابان با مخالفان فکری‌اش بحث و گفت‌وگو می‌کرد و از این رو سقراط خراسان نام گرفته بود. از پدرم علی شریعتی شنیدم که همیشه با حسرت می‌گفت از آن همه سخنرانی و نوار و تلاش‌های فکری استاد چیزی باقی نمانده است جز یک مشت نوار سخنرانی فرسوده که تازه اگر ضبط شده باشد. استاد شریعتی، نامی آشنا و چهره‌ای ناآشنا است. علی شریعتی از او به عنوان سنت‌شکن و آغاز گر روشنفکری دینی نام می‌برد. او در واقع جریان اصلاح‌گری دینی را آغاز کرد. گرچه کیهان فرهنگی سالیانی پیش، از او به عنوان مدافع سنت نام ‌برد.سرنوشت محمدتقی شریعتی، سرنوشت یک موسس بود او از موسسینی بود که پرورده فرهنگ قدیم‌‌اند و پیشگام راه جدید. یعنی هم سایه فرهنگ قدیم را دارند و هم آغازگر راه جدیدند. موسسان گر چه راهی را که آغاز می‌کنند، رهروان زیادی دارد ولی میراث‌شان کهنه و فراموش می‌شود. ولی امروز می‌بینیم که امروز نام و میراث استاد فراموش نشده است اما این به یاد ماندن، نه به یمن تاریخ نگاری رسمی بلکه به یمن تلاش دوست‌داران و شاگردانش بوده است.اخلاق و میراث استاد آن بود که هرگز با قدرت و ثروت در نمی‌آمیخت و از این رو بود که علی شریعتی او را پدر طریقت فقر و آزادگی می‌نامید. استاد محمد تقی شریعتی کارش را با معلمی و تدریس آغاز کرد. او معلمی را به این دلیل انتخاب کرد که به ارتزاق از راه دین اعتقاد نداشت و می‌خواست درآمدش را از شهریه دانش‌آموزانش به دست بیاورد نه از حقوق دستگاه‌های دولتی که او آنها را غاصب می‌دانست. شریعتی پدر، میراث زیادی برای فرزندان فکری‌اش باقی گذاشت و تاریخ ما از جوانان پیری چون او غنی است.
ـ بخشی از یک سخنرانی در مراسم یادبود استاد شریعتی محمدتقی شریعتی در سال ۱۲۸۶ در مزینان سبزوار متولد شد. پدرش شیخ محمود و پدربزرگش آخوند ملا قربانعلی از روحانیان اسلامی آن ناحیه بودند. محمدتقی شریعتی ۲۰ ساله بود که مزینان را ترک گفت و مشهد را برای زندگی انتخاب کرد. قرآن و صرف و نحو را نزد پدر و عمویش آموخته بود که راهی مشهد شد و در حجره‌ای در مدرسه فاضل‌خان مسکن گزید. ملبس به لباس روحانی شده بود که رضاخان از راه رسید و فشارهای او مجبورش کرد تا - همچون بسیاری دیگر- لباس روحانیت را فروبگذارد.
کمی که گذشت، اگرچه اکنون این آیت‌الله بروجردی بود که در سفری به مشهد از او می‌خواست تا لباس فروگذاشته را بازیابد اما استاد شریعتی، استدلالی دیگر داشت: «با این لباس راحت‌ترم و جوانان، حرف ما را در لباس معمول بیشتر می‌پذیرند تا در لباس مخصوص.»
کت‌وشلوار گرچه جایگزین عبا شده بود و کلاهی نیز جایگزین عمامه اما استاد شریعتی همچنان استاد شریعتی بود و نگاه دینی در دل و ذهنش ماندگار. خطر القائات حزب توده در مشهد آن‌قدر جدی شده بود که محمدتقی شریعتی به ساعات تدریس خود در دبیرستان بیفزاید و سدی بر گمراهی جوانان باشد.
با این حال تلاش‌ها کفایت نمی‌کرد که وزیر آموزش و پرورش، فریدون کشاورز بود، سیاستمردی از اعضای مرکزیت حزب توده ایران. محمدتقی شریعتی در کوچه و خیابان ‌با هواداران حزب توده به مباحثه می‌نشست بنابراین بیراه نبود اگر او را «سقراط خراسان» می‌خواندند. او اما باید کاری دیگر می‌کرد و این‌چنین بود که در سال ۱۳۲۶ «کانون نشرحقایق اسلامی» در کوچه «چهار باغ‌» مشهد تاسیس شد و فعالیت آغاز کرد.
محمدتقی شریعتی در کانون از یک‌سو برای جوانان نهج‌البلاغه و تفسیر آن را می‌گفت و از سوی دیگر آنها را برای مباحثه و مجادله با توده‌ای‌ها آماده می‌ساخت و به ضرورت، اندیشه مارکسیستی را تشریح می‌کرد. کانون نشرحقایق اسلامی به پاتوق نواندیشان مذهبی در مشهد تبدیل شده بود و محفلی بود برای تجمع نیروهای ملی–‌مذهبی؛ سیاستمردانی که بعدها یا ره به سوی جبهه ملی بردند یا به سوی نهضت آزادی. با این حال کانون فقط محل حضور یک جریان خاص نبود که همگان به آنجا می‌آمدند و می‌رفتند.
از مسعود احمد‌زاده و پرویز پویان- که بعدها در مسیر فدائیان پای گذاشتند- تا کاظم رجوی و باقرزاده‌ها و حتی روحانیون نواندیش. جلسه‌ای نیز جلال‌آل‌احمد در کانون حاضر شد تا در ضرورت اتحاد روشنفکران و روحانیان سخن بگوید و حاضران در آن جمع از جمله محمدتقی شریعتی و علی شریعتی نیز گفته او را تایید کردند و سری تکان دادند.
سال ۱۳۳۱ بود که محمدتقی شریعتی کاندیدای انتخابات هفدهمین دوره مجلس شورای ملی شد. محمدتقی شریعتی به همراه شیخ محمود حلبی دو نامزد انجمن‌های اسلامی شهر بودند که در قالب جمعیت موتلفه اسلامی گردهم آمده بودند: شریعتی در جایگاه اول و محمود حلبی در مقام دوم. در این هنگام اگرچه کاشانی از محمدتقی شریعتی خواست تا با زمین‌داران مشهدی ائتلاف کند تا مسیر ورود کاندیداهای هر دو گروه به مجلس هموار شود اما استاد شریعتی این خواسته را نپذیرفت و اینچنین بود که به جای محمدتقی شریعتی، شیخ محمود حلبی به توصیه کاشانی گوش سپرد.
استاد شریعتی در سال ۱۳۳۶ به اتهام همکاری با نهضت مقاومت ملی دستگیر و به مدت یک ماه و اندی بازداشت شد. به این ترتیب جلسات کانون تعطیل شد. پس از آزادی جلسات تفسیر و سخنرانی وی در منزل آیت‏الله العظمی سید محمدهادی میلانی (۱۳۳۷ الی ۱۳۳۹) تشکیل می‏شد. از سال ۱۳۳۷ الی ۱۳۴۰ در دانشکده الهیات و معارف اسلامی مشهد و نیز در موسسه وعظی و تبلیغ به تدریس تفسیر قرآن و نهج‏البلاغه می‏پرداخت. در سال ۱۳۳۹ کانون نشرحقایق اسلامی دوباره شروع به فعالیت کرد.
اما تعطیلی کانون در سال ۱۳۴۲ توسط دولت عاملی شد تا استاد ادامه مبارزه درمشهد را به صلاح ندانسته و با قبول دعوت حسینیه‌ارشاد برای سخنرانی در آن موسسه راهی تهران شود. در سال ۱۳۴۲ نامه‏ای از طرف هیات مدیره‏ حسینیه‏ ارشاد و مکتوب به خط استاد مرتضی مطهری فرستاده شد ( با واسطه قرار دادن آیت‏الله میلانی) که وی برای سخنرانی به تهران رود. این دعوت چنان بود که چند شب سخنرانی تبدیل به چهار سال و اندی شد. علاوه بر حسینیه ارشاد، دو سه سال- هنگام حبس آیت‏الله سید محمود طالقانی- در ماه رمضان اداره مجلس وعظ و تفسیر مسجد هدایت به عهده وی بود و به اصرار جمعیتی به نام احباب الحسین (ع) به گفتن تفسیر قرآن می‌پرداخت.
۱۷ آبان‌۵۱ که برابر با عید فطر بود، آخرین باری بود که استاد در کسوت سخنران پیش از انقلاب پا به حسینیه ارشاد گذاشت زیرا پس از آن سازمان امنیت وقت دستور تعطیلی حسینیه و بازداشت گردانندگان آن را داد که البته در این بین او چند ماهی را به سلامت طی کرد تا اینکه چندی بعد ماموران ساواک به سراغ وی رفته و به بهانه کشف محل زندگی مخفی پسرش علی، او را دستگیر کردند.
فرزند استاد، دکتر علی شریعتی در ۲۹خرداد ۱۳۵۶ در لندن درگذشت و این اتفاق ضربه‌ای بزرگ به پدر بود. استاد دیگر مجلس وعظ و خطابه نداشت. سکوت او پرمعنا بود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی برای اولین بار در ۱۶ فروردین ۱۳۵۸ بود که در حسینیه‏ ارشاد سخنرانی کرد اگرچه پس از چندی و به مرور، دوران حاشیه نشینی استاد مجددا آغاز شد.استاد محمدتقی شریعتی سرانجام در ۳۱ فروردین ۱۳۶۶ درگذشت و در مشهد به خاک سپرده شد.


منبع : روزنامه اعتماد ملی

مطالب مرتبط

سید جمال الدین بزرگ مصلح جهان اسلام

سید جمال الدین بزرگ مصلح جهان اسلام
بی تردید هر آنکس که با واژه استعمار و استعمار ستیزی خصوصا در مناطق اسلامی کوچکترین برخوردی داشته باشد نامی از سید جمال را در ذهن خود دارد.
سید جمال الدین اسد آبادی به سال ۱۲۵۴ ه.ق ( ۱۸۳۸م)، در اسد آباد همدان ایران، چشم به جهان گشود. ابتدا در محل تولد خود به یادگیری زبان عربی و مقدمات علوم دینی پرداخت و سپس راهی عراق شد تا در نجف نزد شیخ مرتضی انصاری تحصیلات خود راادامه دهد. ایشان به مدت چهار سال در نزد شیخ انصاری به ادامه تحصیل پرداخت. زندگی سیاسی و اجتماعی وی با فرا خواندن جهان اسلام به خیزش علمی و ادبی و همبستگی و پایداری در برابر استعمار غرب آغاز شد.
در این راستا، سید جمال با سفرهای پی در پی به کشورهای اسلامی و اروپایی، برقراری و پایدار کردن پیوند جهانی اسلام و طرح رویکردهای نو در زمینه های اجتماعی و دینی را پی گرفت.
وی در این راه، فعالیت گسترده و گوناگونی را مانند انتشار روزنامه، برگزاری نشست های علمی، نوشتن مقالات و انجام سخنرانی های ادبی و سیاسی، از خود به جای نهاد.
از جمله مهمترین آثار هر فرد شاگردانی است که در مکتب خانه خود می پروراند و به جامعه بشری تحویل می دهد. از این جهت سید جمال دارای پرونده ای بسیار روشن و پرافتخاری است چرا که در مکتب خانه ایشان مردان بزرگی چون محمد عبده، عبدالرحمن کواکبی و سعد زغلول در مصر و بزرگان دیگری در پهنه جهان اسلام، به عنوان پرجمداران حرکت اصلاح طلبی به جهان بشریت تحویل داده شدند.
به تبع همین افکار بزرگ و اصلاحی بود که رویکرد هایی نظیر جمهوری خواهی و مشروط کردن قدرت سلطنت در ایران شکل گرفت.
روح و روان مردم و همچنین اوضاع سیاسی اجتماعی ایران دوقرن پیش یعنی زمان ظهور سید جمال آمیخته به واژه هایی نظیر سکوت و گوشه نشینی، ترس و خودباختگی، قشری نگری و رضایت به وضع موجود بود. این درحالی بود که بیشتر عالمان دین و دانش آموختگان مدارس جدید را توان تاثیر گذاری و مبارزه با فضای حاکم موجودی که به لحاظ فکری و سیاسی و اجتماعی مسلمانان را در بدترین وضع نگه داشته بودند، نبود و لذا شاهد گسترش هر چه بیشتر فقر و بیسوادی و مسائل ناشی از آن یعنی عقب افتادگی و فساد مالی و مهمتر از همه خودکامگی حکام و وابستگی سیاسی و اقتصادی به دول خارجی بودیم.
در اینجاست که آزاداندیشی از میان همین مردم سربرآورد و با شناختی که از نقاط ضعف و قوت جامعه و فرهنگ ایرانی داشت با ایمان به قدرت اسلام و فرهنگ اسلامی حاکمان و نخبگان را بیدار باش داد و با تمام قوا به مبارزه با پایه های عقب ماندگی و فقر و ناتوانی پرداخت. اندیشه های وی آنقدر روشن، پرتوان و نو بود که توانست در جای جای سرزمین های اسلامی، چراغی را برافروزد و جمعیتی را به گرد خود جمع آورد.
از رهگذر پذیرش اندیشه های او بود که جنبش های اصلاحات درونی و عصیان ها در برابر استعمار نو پا سربرآورد و تاریخ اندیشه ورزی در ملل شرق را به عرصه های جدیدی وارد نمود.
امروزه اگر ریشه های آزادی خواهی و توجه به اسلام در کشورهایی مانند ترکیه، پاکستان، هندوستان، مصر و ایران دیده می شود بی گمان رگه هایی از اندیشه های او و رهروان وی دارد.
● تاریخچه سفرهای سید جمال
زندگی سید جمال آمیخته به سفرها و اخراج های سیاسی متعددی است که البته این بی مهری ها نتوانست در اراده پولادین این رادمرد اصلاح گر خللی وارد کند.
سید پس از گذراندن تحصیلات ابتدایی به قزوین و تهران رفت و سپس از آنجا عازم عراق شد. ایشان پس از ۴ سال ماندن در عراق و شاگردی نزد شیخ مرتضی انصاری و آخوند ملا حسینقلی همدانی به درجه اجتهاد رسید.
در ادامه از عراق به ایران آمد و از راه بوشهر راهی هند یعنی جایی که فرصت آشنایی با علوم جدید و فرهنگ اروپایی را پیدا کرد گردید.
پس از هند به مکه رفت و سپس از راه عراق و ایران وارد افغانستان شد و در طول پنج سال ماندن در آنجا به سمت وزارت رسید.
پس از افغانستان به بمبئی و قاهره و سپس به استانبول رفت. در آنجا توانست با پیشروان نهضت اصلاح طلبی( تنظیمات) آشنا گردد
سید جمال پس از اخراج از استانبول که به تحریک روحانیون قشری علیه او، صورت گرفت، به قاهره ای رفت که تقریبا می توان گفت در اینجا بود که یکی از پرثمرترین دوره های زندگی خویش را گذراند. چرا ایشان در اینجا با هشت سال تدریس در الازهر توانست افکار خود را با چکش تدریس و نقد و پرورش شاگردانی قوی و آبدیده کند.
پس از اخراج شدن از مصر، به دلیل مخالفت انگلیس با حضور وی ، به هند رفت و سپس به انگلستان و فرانسه سفر نمود.
پس از بازگشت از اروپا، با سفر به ایران و انجام چند دیدار با ناصرالدین شاه، عازم روسیه شد.
او پس از بازگشت به ایران، به دستور ناصرالدین شاه ، به بصره تبعید گردید و مدتی بعد از آنجا به انگلستان رفت.
در واپسین مرحله از سفرهای خود، بنا به دعوت سلطان عبدالحمید به استابنول رفت و پس از ۴ سال اقامت و محدودیت در آنجا در سال ۱۳۱۴ ق / ۱۸۹۷ م به سرطان دهان مبتلا شد و در همانجا در گذشت[۱]
● آثار علمی سید جمال
سید همانطور که گفته شد زندگی پر فراز و نشیبی را پشت سر گذاشت و بیشتر عمر خود را در سفر به اقصی نقاط دنیا گذراند ولی علی رغم همه این مشغله های فکری و روحی و از خود آثاری علمی به جای گذاشت که می توان به موارد ذیل اشاره کرد.
۱) کتاب تارخ الافغان
۲) انتشار روزنامه عروه الوثقی در پاریس
۳) انتشار روزنامه ضیا الخافقین در لندن
۴) همکاری با روزنامه های اختر، قانون، حبل المتین
۵) تدریس فلسفه ابن سینا در الازهر مصر
۶) سخنرانی در دانشگاه پاریس با نام" اسلام و علم" که پاسخی به ارنست رنان فیلسوف فرانسوی بود که مدعی ناسازگاری اسلام و اندیشه علمی شده بود
۷) نوشتن مقاله نیچریه، در هند که پاسخ به تاویلات غیر اصولی سید احمد خان هندی از مقولات دینی و قرآنی به شمار می آید.
۸) تدریس در افغانستان
● فعالیت های سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی سید جمال
هنر سید جمال در به راه اندازی موج های سیاسی اجتماعی است که عصر خود را تحت الشعاع خود قرار می داد. ایشان با راه اندازی روزنامه های گوناگون در کشورهای اسلامی[۲] و ایراد سخنرانی های روشنگرانه گسترده در کشورهای اسلامی اقداماتی ابتکاری و نو در منطقه نظیر تاسیس انجمن اتحاد اسلامی در ترکیه که نخستین کوشش سازمان یافته در آن منطقه بود[۳] انجام می داد. استفاده از ابزارهای موجود به گونه ای در راهکارهای اصلاحی سید جمال به کار می رفت که از آنان و علم روز نه تنها به عنوان تهدید یاد نمی کرد که به عنوان فرصتی برای رساندن صدای اسلام به گوش جهانیان استفاده می کرد. به عنوان نمونه بهره برداری ایشان از رونامه به هدف روشنگری جهان اسلام و موجب گردید تا ایشان را برخی بنیانگذار روزنامه نگاری سیاسی در جهان اسلام بنامند[۴].
وی با افکار خود بر جنبش عظیم مشروطیت در ایران تاثیر فراوان گذاشت.[۵]
در مجموع اهمیت، تاثیر و موج به وجود آمده حاصل از مجموع فعالیت وی به گونه ای است که برخی او را سلسله جنبان نهضت های اصلاح طللبی در صد ساله اخیر می دانند[۶].
در باره پیدایش روح عصیانگری و بیداری علیه استعمار، نقش سید جمال در جنبش های معاصر مصر به عنوان سر سلسله سایر جنبش های آزادی خواهی مسلمانان، بی منازعه بوده است[۷].
● مبانی اندیشه سید جمال
الگو بودن افراد زمانی مفید و مثمر ثمر می باشد که ناشی از تفکر و اندیشه باشد. لذا در این میان پی بردن به مبانی اندیشه های سید جمال می تواند برنامه ای عملی باشد برای همه افراد. با دقت در سخنرانی ها، نامه نگاری ها و نوشته های سیاسی و عقیدتی سید جمال الدین اسد آبادی ، پایه های اندیشه سیاسی حرکت های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی اش را می توان در موارد ذیل بیان کرد:
۱) بازگشت اسلام اصیل با عینک خردگرایی و پاک کردن اسلام ار خرافات و در عین اعتقاد به عملی بودن برنامه های اسلام اصیل و واقعی که در همین راستا در قالب های گوناگون فو ق الذکر با رفتارهایی که ناشی از تقلید کورکورانه و سنت پرستی صرف بود مبارزه می کرد.
۲) در راستای هویت بخشی مسلمانان و به طرفداری از وحدت مسلمانان و مبارزه با ناسیونالیسم های محلی که موجب ضعف اسلام در برابر دشمن مشترک می گردید و می پرداخت.
۳) با نگاه مثبت به پیشرفت و پذیرش علم و فن جدید و ارائه تفاسیر عقلی از تعالیم اسلام و تفسیری نو و مثبت به ساختار حکومتی ارائه می داد [۸] که در عین مبارزه با استعمار به عنوان نخستین گام در راه اصلاحات اجتماعی به مبارزه با استبداد فرمانروایان در کشورهای اسلامی که سرچشمه جدایی ملل اسلامی شده اند می پرداخت
۴) پرهیز از تک نگری در دین و پذیرش تفسیر های جدید و نو از دین و گسترش دامنه اجتهاد در همه مسائل سیاسی و اجتماعی[۹].
۵) مبارزه با روحیه تسلیم به قضا، قدر و گوشه نشینی و رضایت به وضع موجود[۱۰]
● نتیجه:
طبیعتا نوشته حاضر توان نمایش چهره انسان بزرگی همچون سید جمال الدین اسدآبادی را که به اعتراف دوست و دشمن در میان عالمان دینی و روشنفکران تربیت شده در نظام آموزشی جدید، به عنوان پیشرو طرح ضرورت اصلاح اندیشه در حوزه کشورداری، دین داری، و پاره ای مسائل اجتماعی مانند آزادی، قانون و عدالت معرفی شده را ندارد. اما در حد توان قلم سعی کردیم با نگاهی به تاریخ زندگانی ایشان، نکاتی را به عنوان پایه های اندیشه ای ایشان و همچنین برنامه های عملی برای انسان های بعد از ایشان، به رشته تحریر درآوریم.
سید با نگاهی خردورزانه و توسعه محورانه سعی در شناسایی نقاظ ضعف فضای سیاسی حاکم بر جوامع اسلامی داشت که در این راستا با عواملی نظیر استعمار و استبداد بر خورد کرد که خود سرمنشاء بسیاری از مشکلات نظیر فقر علمی و فرهنگی و جدایی جوامع مسلمان از اسلام اصیل و عدم خودباوری و رضایت به وضع موجود و .... بود، در قالب های گوناگون مبارزه می کرد.
آموزه ها و اندیشه های ایشان توانست با تاثیر گذاری بر روح و جان راد مردانی از جهان اسلام، زنجیره ای از حلقه های متفرق را گرد آورد و همصدا سازد، آن چنانکه خود او حلقه وصل این حلقه های متفرق گردید. امروز با نگاه به گذشته ای نزدیک به دو قرن در جا جای گستره جغرافیایی اسلام، می توان آثار پر افتخار این سلسه از فریاد گران اصلاح طلب را در جنبه های سیاسی، فرهنگی و دینی به روشنی دید.

وبگردی
فیلم |  بالاخره کار بانک‌ها ربا هست یا نیست؟ | ۴۰سال است تکلیفمان را با ربا معلوم نکرده‌ایم
فیلم | بالاخره کار بانک‌ها ربا هست یا نیست؟ | ۴۰سال است تکلیفمان را با ربا معلوم نکرده‌ایم - فیلم - دکتر حمید ابوطالبی مشاور سیاسی رئیس جمهور در کافه خبر با انتقاد از اینکه در 40 سال گذشته بسیاری از مسایل مهم را تعیین تکلیف نکرده ایم می گوید: این گونه جامعه دچار سردرگمی و به سمت گناه یا بزهکاری و یا توافق بر سر گناه سوق پیدا می کند. صحبت های او را در ویدئوی زیر ببینید و بشنوید.
(ویدئو) رفع ممنوعیت صدای جواد یساری پس از ۴۰ سال
(ویدئو) رفع ممنوعیت صدای جواد یساری پس از ۴۰ سال - جواد یساری پس از ۴۰ سال با خواندن در فیلم «دشمن زن» دوباره به عرصه هنر بازگشت.این گزارش توسط تماشا تهیه و منتشر شده است. منبع
سرلشگر فیروزآبادی و ویلای 10هزار متری لواسان !
سرلشگر فیروزآبادی و ویلای 10هزار متری لواسان ! - لازم است ذکر شود جنبش عدالتخواه دانشجویی در صورت ادامه تعلل دستگاه‌های مربوطه در تخلیه ملک بیت‌المال، حق اقدامات انقلابی را برای اجبار فرد نامبرده به تخلیه ویلای لواسان، برای خود محفوظ می‌داند.
ماجرای تجاوز به 41 دختر از زبان امام جمعه ایرانشهر
ماجرای تجاوز به 41 دختر از زبان امام جمعه ایرانشهر - امام جمعه اهل سنت ایرانشهر : در ماه رمضان به ۴۱ دختر تجاوز شده که از این میان فقط ۳ دختر شکایت کرده اند.
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی - مشاور رسانه‌ای احمدی نژاد دیشب با انتشار عکسی دلخراش از وضعیت جسمی «حمید بقایی» از بازگشت این مجرم پرونده‌ی مالی آن دولت به زندان اوین خبر داد.
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد!
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد! - در پی برگزاری نمایش مد لباس زنان به سبکی عجیب در عربستان، سر و صدای بسیاری در رسانه ها به راه افتاد. ماجرا از این قرار بود که لباسها بدون مانکن و مانند اشباح در حال پرواز با استفاده از پهباد نمایش داده شدند.
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی - علی اکبر ولایتی، مرد 37 شغله ای که به جز حوزه دیپلماسی، سالیانیست که کارشناس ادبی، فرهنگی، تاریخی، عرفانی و ... تلویزیون نیز هست، و هر سال دهها جلد کتاب به نام او منتشر می شود. همه ی این سوابق معششع یک سو و چرخش مادام سیاسی او در حوزه های مختلف، در سوی دیگر، کار را به جایی رسانیده که ولایتی را با ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» نیز می شناسند! ولایتی در تازه ترین تغییر مواضع خود این بار برجام را که روزگاری…
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده - در این ویدئو صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده توسط معلم مدرسه را مشاهده می کنید.
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی - پوری بنایی به عیادت پناهی رفت و دیدارش با مرحوم ناصر ملک‌مطیعی پس از پخش نشدن برنامه‌هایش از تلویزیون تعریف کرد.
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران!
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران! - ماجرای تکان دهنده اذیت و آزار گروهی دانش آموزان یک دبیرستان پسرانه در غرب تهران وارد فصل تازه‌ای شد.
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد!
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد! - در ادامه حضور چهره های شناخته شده در کمپین "خانم گزارشگر"، این بار آزاده نامداری مجری تلویزیون تلویزیون اقدام به گزارش فوتبال کرد. او برای این کار بازی خاطره انگیز ایران - استرالیا در مقدماتی جام جهانی 98 فرانسه را انتخاب کرده است که گزارش ضعیف او با انتقادات فراوانی مواجه شده است، تا حدی که وبسایت مربوط به این کمپین ویدئوی گزارش این او را از سایت حذف کرد.
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی - عکسی از حضور سید ابراهیم رئیسی در مراسمی ویژه منتشر شده است که گفته می شود متعلق به کنفرانس افق نو در مشهد بوده است. در این عکس حرکات عجیب خانمی با لباس های قرمز، چفیه بر گردن و پرچم در دست در مقابل ابراهیم رییسی به چشم می خورد که توجه کاربران بسیاری را در شبکه های اجتماعی جلب کرده است!