پنج شنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۷ / Thursday, 15 November, 2018

نگاهی به پیشگامان وبزرگان عرصهٔ تبلیغات


نگاهی به پیشگامان وبزرگان عرصهٔ تبلیغات
کلود سی.هاپکینز“ در سال ۱۸۶۷ میلادی در آمریکا، در شرایط سخت اقتصادی به‌دنیا آمد. سختی روزگار از یک طرف، و تأثیر تفکرات و رفتار والدین از سوی دیگر، در شکل‌گیری شخصیت فروتن و سازگار ”هاپکینز“ نقش به‌سزائی داشت. مادر اسکاتلندی او در تربیت فرزندش از نقطه‌نظر اقتصادی، نقش مهمی بازی می‌کرد. او توانست با طرز فکر و عقایدش فرزندی تربیت کند که بنیانگذار نوع خاصی از تبلیغات در دنیا شود. ”هاپکینز“ از مادرش صرفه‌جوئی را می‌آموخت و ارزش پول را حس کرد. البته این خصلت در میانسالی نیز همراه او بود و حتی در دورانی از زندگی که ثروتمند هم بود، خست به خرج می‌داد. اما همسر دومش توانست تا اندازه‌ٔ زیادی با این خصوصیت او مبارزه کند و با برگزاری میهمانی‌های مجلل و بزرگ و خرید لوازم گرانقیمت از جمله سرویس مبلمان دوران لوئی شانزدهم برای سرای بزرگ و باشکوهش و استخدام کلفت و نوکر و باغبان‌های متعدد، او را به خرج کردن وا دارد.
”هاپکینز“ مردی خجالتی بود و کمی نوک زبانی حرف می‌زد. معمولاً ریشهٔ شیرین بیان می‌جوید و هنگام صحبت کردن با دیگران آب دهانش کمی به بیرون می‌پاشید.از ده سالگی، یعنی درست زمانی‌که پدرش، که کارمند یکی از روزنامه‌ها بود، دارفانی را وداع گفت، جاه‌طلبی محافظه‌کارانه‌ای را تجربه کرد که در وجود او رخنه کرد و سال‌های سال در شخصیت او باقی ماند. ”هاپکینز“ جوان پس از مرگ پدر مجبور بود قبل و بعد از ساعت‌های مدرسه کار کند و پول در بیاورد تا گرسنه نماند. و همین امر باعث شد تا او همواره در زندگی به دنبال روش‌های جدیدی برای امرار معاش باشد. همین مسائل و مشکلات مالی باعث شد تا کلود هاپکینز بیاموزد تا چگونه می‌توان با حداقل اتلاف سرمایه‌گذاری در زمینهٔ تبلیغات، حداکثر بازدهی را به‌دست آورد. او این تجربیات را از کار زیاد و شرایط سخت زندگی آموخته بود.
کار زیاد در دوران کودکی و نوجوانی او را سخت‌کوش و کاری بار آورد. همواره خود را وقف کارش می‌کرد. از صبح زود تا شب در دفتر کارش کار می‌کرد و به سنگین و سبک‌کردن پروژه‌هایش می‌پرداخت.
هاپکینز معتقد بود بهترین راه تحقیق بازاریابی برای محصولات مصرفی، رفتن به درون خانواده‌ها و پیدا کردن نیازهای مصرف‌کنندگان دربارهٔ محصول در زندگی روزمره‌شان و سپس برگرداندن آن نیازها به زبان رسانهٔ تبلیغاتی است.
وی در نوشته‌هایش آورده است دانش خود را مدیون تنگدستی است چرا که به دلیل بی‌پولی نتوانست به کالج یا دانشگاه برود و تئوری بیاموزد و به‌جای آن توانست در ”دانشگاه تجربه“ چیزهای بهتری فرا بگیرد. او بارها و بارها در نوشته‌هایش تکرار کرده است که ”من چیزهائی می‌دانم که در هیچ دانشگاهی، آنها را به دانشجویان نمی‌آموزند.“ و معتقد است رمز اساسی موفقیت در تبلیغات دانستن و درک فکر و احساس مردم عادی است هاپکینز در نوشته‌هایش گفته است: ”تا آنجا که به بازایابی مربوط می‌شود، هر شخصی می‌تواند با صحبت کردن و ارتباط با اشخاص عامی چیزهائی را بیاموزد که در هیچ کلاس درس و کتابی وجود ندارد چرا که این مردم عامی هستند که اکثریت جامعه را تشکیل می‌دهند، و آن شخص تبلیغاتی که در مورد این گروه بینش خوب و جامعی داشته باشد، شانس بهتری برای برقراری ارتباط با آن دارد.“او وقتی بسیار کوچک بود، به پدرش برای جمع‌آوری قبض‌ها و صورت‌حساب‌های روزنامه کمک می‌کرد. این مهارت به‌زودی در او شکل گرفت و بعدها با استفاده از همین تجربه، فروش پولیش ظروف نقره و سرکهٔ خانگی را آغاز کرد. هاپکینز به در منازل مردم مراجعه و بازاریابی می‌کرد و به این ترتیب، اصول فروش شخصی، تأثیر استفاده و ارائهٔ نمونه محصول و همین‌طور بینش مورد نیاز یک فروشنده، تبلیغاتچی یا بازاریاب را فرا گرفت.
● دوران حرفه‌ای
اولین کار حرفه‌ای او با شرکت جاروی ”بیسل“ آغاز شد. او توانست با ابتکار عمل‌های خود رئیس شرکت را تحت‌تأثیر قرار داده و نشان بدهد که توانائی و استعداد پیشرفت را دارد از جمله ابتکارات او، نگارش یک بروشور یا جزوهٔ آموزش دربارهٔ طرز کارکرد جاروهای این شرکت بود. سپس او مزایائی را برای توزیع‌کنندگان و فروشندگان در نظر گرفت و توانست رقابت بین آنها و در نتیجه فروش شرکت را بالا ببرد.
”هاپکینز“ در سن ۴۱ سالگی کار خود را به درخواست ”آلبرت لاسکر“ در شرکت ”لرد اند توماس“ آغاز کرد. ”لاسکر“ در آن زمان به‌دنبال تبلیغات‌نویسی بود تا بتواند در بازار و در میان مصرف‌کنندگان جایگاه ارزشمندی پیدا کند. ”هاپکینز“ در آن زمان در بین دیگر تبلیغات‌نویسان بریتانیائی سرآمد شده بود. او توانسته بود با کارهائی که در شرکت‌های ”بیسل“ و ”سویف اند کمپانی“ ارائه داده بود، سوابق درخشانی از خود برجای بگذارد. البته خود ”هاپکینز“ در نوشته‌هایش آورده است: ”با در نظر گرفتن سوابق و جایگاه کاری لاسکر، هیچ‌کس نمی‌توانست پیشنهاد او را رد کند.“ و بدین ترتیب ”هاپکینز“ در شعبهٔ ”ون کمپ“ شرکت ”لرد اند توماس“ مشغول به‌کار شد. او نزدیک به ۱۸ سال در این شرکت فعالیت کرد و توانست در مدت زمان کوتاهی ارتقا پیدا کرده و حقوق بسیار خوبی دریافت کند. او نه تنها توانست محصولات غذائی این شرکت را راهی تمامی خانه‌ها کند بلکه، با امضاء قرارداد با رستوران‌ها و مکان‌های غذاخوری، راه تازه‌ای برای فروش این محصولات باز کرد. او توانست مردم را عادت دهد که برای خوراک گوشت و لوبیای لذیذ این شرکت، به غذاخوری‌ها رفته و حتی برای شام از آن استفاده کنند.”هاپکینز“ پس از آن در شرکت داروئی ”شوپس“ نیز توانست موفقیت‌های چشمگیری برای این شرکت به ارمغان بیاورد.
گام بعدی موفقیت ”هاپکینز“، کارهای او برای شرکت نوشابه‌سازی ”شلیتز“ بود. این نوع نوشیدنی در زمان خود فروش چندانی نداشت. ”هاپکینز“ در آغاز کار خود دوباره به جزئیات روی آورد. او معتقد بود این جزئیات است که می‌تواند راهکارهای درازمدت را انسجام و دوام ببخشد. او ابتدا به کارخانه رفت و از تمامی مراحل تولید بازدید کرد. فرآیندی که توجه او را جلب کرد و جرقه‌های کنجکاوانه همیشگی را در ذهن او به‌وجود آورد، نحوهٔ شستشوی بطری‌ها بود. ظرافت و دقت و تمیزی که در شستشوی بطری‌های شیشه‌ای این شرکت وجود داشت را در هیچ‌جای دیگر ندیده بود. از آنجا که ”هاپکینز“ از ظرافت فکری و هوش خاصی در استفاده از نکات باریک و ظریف داشت، از همین خصوصیت تولید در این شرکت استفاده کرد. او با شعار تمیزی و پاکیزگی بطری‌ها و محصول نهائی توانست مشتریان زیادی جلب کند. این ویژگی را چنان با قلم و سبک نوشتاری منحصربه‌فردش در آگهی‌های تبلیغاتی گنجاند که هر بیننده‌ای بی‌شک به سراغ مارک این محصول در میان انبوه محصولات رقیب در فروشگاه‌ها می‌گشت. مدتی از زمان ورود ”هاپکینز“ به این شرکت نگذشته بود که فروش آن سر به آسمان کشید.
”هاپکینز“ خریدهای تخفیف‌دار و دریافت نمونه‌های رایگان محصولات را با ارائهٔ کوپن هنگام کار با شرکت تولیدی محصولات بهداشتی ”پالم اولیو“ ابداع کرد. او کار اصلی خود را در این شرکت بر روی فروش نوعی صابون آغاز کرد. ”هاپکینز“ به‌جای ارائهٔ نمونه‌ای ”رایگان“ در تبلیغات این محصول از این شعار استفاده کرد: ”ما نمونه این صابون را از شما می‌خریم.“ او معتقد بود که کلمه ”رایگان“، ارزش و بهای کالا یا محصول را پایئن می‌آورد. ”هاپکینز“ در تبلیغات این نوع صابون به اختصار به چگونگی استفاده از روغن درخت‌های نخل و زیتون در طول تاریخ می‌پرداخت. او حتی این موضوع را در تبلیغات خود عنوان می‌کرد که تمامی رومی‌ها و همچنین ”کلئوپاترا“ از این نوع روغن‌ها برای پوست خود استفاده می‌کردند. همچنین تبلیغات و آگهی‌های این نوع صابون شامل کوپنی بود که دارندگان آن می‌توانست یک نمونه رایگان از آن را از فروشگاه‌های طرف قرارداد شرکت دریافت کنند. ”هاپکینز“ به زودی دریافت که روش تبلیغاتی مورد استفادهٔ او برای بالابردن میزان فروش این محصول و افزایش تقاضا در بازار مؤثر واقع شد. او همین روش را به محصولات دیگر همچون شامپو و خمیر اصلاح صورت آقایان نیز تعمیم داد.تبلیغات علمی”کلود هاپکینز“ تصمیم گرفت با بهره‌گیری از تجربیات چندین سال کار خود به‌عنوان تبلیغاتی‌نویس یا همان آگهی‌نویس، به گردآوری مجموعهٔ جامعه ی به‌عنوان راهنمای آموزشی در زمینهٔ تبلیغات بپردازد و با همین هدف، در سال ۱۹۲۳، کتاب تبلیغات علمی را به رشتهٔ تحریر درآورد. این کتاب، آن‌طور که خود ”هاپکینز“ می‌گوید شامل اصول و قوانینی است که نباید زیر پا گذاشته شود. این مجموعه با وجود اینکه از نظر میزان و معیارهای کاری، مجموعه‌ای علمی است اما بیشتر به علوم اجتماعی پرداخته است. بیشتر اصول و راهبردهای ارائه شده در این کتاب در ارتباط با تأثیرپذیری تبلیغات پیرامون درک و توجه به مشتری است. مشتری از دید ”هاپکینز“، در فرآیند تبلیغات بیشترین اهمیت را داشته و توجه و پرداختن به نیازهای واقعی و غیربازاری آن از اصول موفقیت در امر تبلیغات به شمار می‌رود.
● تبلیغات و فروشندگی
”هاپکینز“ در این کتاب اشاره می‌کند که ”تبلیغات، به‌نوعی همان فروشندگی است. اصول آن نیز همان اصول فروشندگی است و پیامدهای کامیابی‌ها و شکست‌ها در هر دو یکی است. بنابراین تمام پرسش‌های تبلیغاتی باید با استانداردهای فروشندگی پاسخ داده شد.“از نظر ”هاپکینز“، یک فروشنده کسی است که باید صادق باشد و راه خود را به‌خوبی بشناسد و سؤالات را به سادگی و با توجه به نوع مشتری پاسخ دهد. ”کلام ثقیل و تبلیغات سنگین در جذب مشتری کارساز نیست. همین‌طور هم چربزبانی بیش از اندازه نیز شک مشتریان را برمی‌انگیزد. اگر مشتری احساس کند که به اجبار و بیش از حد معمول و یا به شکلی مصنوعی تحت‌تأثیر قرار می‌گیرد، انگیزهٔ کمتری برای خرید محصول پیدا می‌کند. فروشندگان باید بدانند که مشتری‌های‌شان دوست دارند چه بشنوند و باید از چه راهی با آنها ارتباط سالم و مثبت پیدا کرد.
● ارائه خدمات
”هاپکینز“ در کتاب ”تبلیغات علمی“ می‌نویسد: ”هیچ آگهی یا تبلیغاتی نباید از مشتری درخواست کند تا کالا یا محصولی را بخرد. این کار بی‌فایده است. آگهی‌ها باید بیشتر بر پایهٔ خدمات تنظیم شده و اطلاعات مورد نیاز را ارائه دهند. مزایای واقعی محصول را معرفی کنند.او می‌گوید یک تبلیغات‌چی باید چشمان خود را ببندد و تصور کند که مشتری او سعی دارد چیزی را بفروشد. او تنها باید خواستهٔ مشتریان را در نظر گرفته و طوری محصول مورد نظر را ارائه و معرفی کند که سازگار و یا پاسخگوی دست کم یکی از نیازهای آنها باشد. این محصول نیست که باید خودش را به رخ مشتری بکشد یا به‌عبارتی کرنای خود را بدمد و به اصطلاح از خود تعریف کند بلکه، باید طوری مشتریان را تحت‌تأثیر قرار بدهد که آنها را به دمیدن در کرنای تعریف او وادارد.
● ویژگی‌های منحصربه‌فرد محصول
بهتر است همیشه به‌جای استفاده از جملات تکراری اغواکننده و اغراق‌آمیز به ویژگی‌های خاص و ـ در صورت وجود ـ منحصربه‌فرد بپردازید. جزئیات را به مشتری معرفی کنید. مثلاً اگر می‌خواهید یک نوع خمیرریش بفروشید، به‌جای اینکه بگوئید ”خیلی سریع عمل می‌کند“ بهتر است بگوئید ”ریش صورتتان را در ۳۰ ثانیه نرم می‌کند.“ جزئیات بیشتر در ذهن آنها می‌ماند. آنها بیشتر به جزئیات توجه می‌کنند.
● هنر در تبلیغات
”هاپکینز“ معتقد است هر چیز گرانی باید تأثیرگذار باشد. از همین‌رو باید از هنر برای برجسته‌تر کردن اهمیت محصول استفاده کرد. او می‌گوید تصویر یا عکس نباید صرفاً به‌دلیل جالب بودنشان برای جلب توجه و یا به‌عنوان تزئین در تبلیغات یا آگهی استفاده شود. این‌گونه کارها صرفاً فضای آگهی را به هدر می‌دهند واضح است که ”هاپکینز“ در به‌کارگیری هنر در تبلیغات بسیار جدی است.
● نتیجه‌گیری
”کلود سی. هاپکینز“، از پیشگامان عرصهٔ تبلیغات بود. اگر چه بسیاری از عقاید و طرز تفکرات او به اوایل دهه ۱۹۰۰ مربوط می‌شود، اما بسیاری از رویکردها و راه‌حل‌های ارائه شدهٔ او هنوز هم به‌کار بسته می‌شود.هر آنچه او در آن زمان انجام داد، امروزه به‌عنوان الگو در عرصهٔ بازاریابی به شمار می‌رود. کتاب معروف ”تبلیغات علمی“ او نیز درس‌های بسیار مفیدی در ارتباط با رویکرد مشتری به فعالان این صنعت می‌آموزد. او به جزئیات اهمیت زیادی می‌داد و ویژگی‌های منحصربه‌فرد را به‌خوبی معرفی می‌کرد. ممکن است همه با تمام چیزهائی که او گفته موافق نباشند، اما به هر حال پشتکار، سازگاری و طرز تفکر او در صنعت تبلیغات قابل تحسین است.”کلود سی. هاپکینز“ در سال ۱۹۳۲ دیده از جهان فروبست.

بابک اکبری

منبع : روزنامه تفاهم

مطالب مرتبط

فضای عمومی در محاصره تبلیغات بازرگانی

فضای عمومی در محاصره تبلیغات بازرگانی
چندی پیش هنگام ورود به فرودگاه بین المللی امام خمینی(ره) هنوز چند قدمی از محل تشریفات نگذشته بودم که آگهی بزرگ یکی از شرکت های ژاپنی جلو چشم های من و سایر مسافران ظاهر شد. وقتی که وارد ترمینال اصلی این فرودگاه جدیدالتأسیس بین المللی شدم به جای مظاهر ایرانی، ملی و اسلامی تابلوهای بزرگ و رنگین تبلیغاتی جلب توجه می کرد. در طول مسیر فرودگاه امام خمینی(ره) به تهران و در فاصله ای کوتاه تابلوها و به اصطلاح فرنگی ها «بیلبوردهای» عظیم با چراغ های پرارتفاع و نورافشان خود، کالاهای مختلف داخلی و خارجی، را تبلیغ می کنند. در طول این جاده وقتی که به مرقد حضرت امام خمینی(ره) نزدیک می شدیم این تابلوهای عظیم تبلیغاتی به قدری بر محیط و جاده مسلط شده بودند که من بخشی از گنبدها و گل دسته های مقبره امام را نمی توانستم مشاهده کنم.
این تهاجم تبلیغاتی، این تجاوز به حریم و فضای عمومی، این سلطه گرائی تبلیغات بازرگانی منحصر به مسیر فرودگاه بین المللی امام خمینی نیست. این وضع اسف آور در بسیاری از جاده ها، بزرگراه ها، پارک ها، خیابان ها و حتی کوچه ها و معابر عمومی به طور شرم آوری وجود دارد. اینگونه تبلیغات بازرگانی، چه از طریق بنگاه ها و شرکت های غول آسای جهانی و چه از طریق بنگاه ها و مؤسسات داخلی که محیط و فضای عمومی را فراگرفته اند نه نماد و نشانه انقلاب اسلامی ایران و نه سمبل تمدن بزرگ و تاریخ پرافتخار ملی و ایرانی و اسلامی ماست. اینها نماد و نماینده نظام ها و سیستم های مالی، بازرگانی، اقتصادی، تجاری و تبلیغاتی حاکم بر جهان امروز هستند که حتی در خود غرب، یعنی اروپا و آمریکا، به این آسانی و به این بی قوارگی اجازه حضور و تبلیغ آنها در فضای عمومی داده نمی شود.
تصور کنید اولین فرد خارجی که برای اولین بار وارد ایران و فرودگاه بین المللی امام خمینی(ره) می شود چه می بیند؛ با دیدن این آگهی های تبلیغاتی چه انگاره ای از ایران در مغز او جای می گیرد؟ میلیاردها تومان از بیت المال خرج شده تا این جاده ها، بزرگراه ها و پارک ها احداث شود و ما همه اینها را در ازای چند میلیون تومان در اختیار مؤسسات بازرگانی و شرکت های داخلی و خارجی می گذاریم. کدام فلسفه و اصول زندگی بر ما حکومت می کند؟ چرا خود و طبیعت را این همه آزار می دهیم. کوه و دامنه البرز با زیبایی و شکوه خود به ما می گوید نگذارید آگهی های بازرگانی در بزرگراه ها، خیابان ها، پل ها، معابر عمومی، این مناظر را از چشم شما دور نگاه دارد. تصمیم بگیرید، همه را دور بیندازید، نگذارید دیگران بر حقوق مسلم شما تسلط یابند. به محیط زیست و محیط فرهنگی خود، به آینده جوانان و کودکان که مورد تهاجم اینگونه پروپاگاندا هستند، حساس باشید. چرا اجازه می دهید اسم و نشانه این شرکت ها بر شما و بر کودکان شما حکومت کند؟
من در اینجا به حرمت شهروندان و برای اقدام به فضا و حقوق عمومی، و برای اینکه می خواهم این موضوع را به هموطنان عزیز و گرامی خود و به مسئولان بگویم که این وضع اسف آور و بی سامان تبلیغاتی در هیچ کشوری به اندازه کشور ما زشت و نامناسب نیست. تقریباً به همه کشورها و شهرهای بزرگ دنیا سفر کرده ام، ولی کمتر کشوری را از جنبه تبلیغات بازرگانی و فضای عمومی به بدی ایران دیده ام.
ما کشور زیبایی داریم. ما تمدن و تاریخ بزرگی داریم پس چه شده است که به جای مناظر زیبا و بی نظیر خود، به جای آیات قرآن و روایات و گفته های انبیاء، به جای غزل های عرفانی و ملی حافظ، سعدی، مولانا و فردوسی کالاهای خارجی را تبلیغ کنیم؟
چه عواملی، تحت چه شرایطی اینگونه محیط آلوده فرهنگی و تبلیغاتی را به وجود آورده است. عاملان و گردانندگان آنها چه کسانی هستند؟ ارزش های آنها از کجا آبیاری می شود؟ اینها پرسش هایی است که باید به آنها پاسخ دهیم.
رانندگی و ایمنی در خودرو مهم است یا توجه کردن و پرکردن جاده ها و بزرگراه ها و پل ها از تبلیغات بازرگانی. با هر معیاری که در دنیا حساب کنید، نصب صفحه های بزرگ تصویری و تلویزیونی و پخش آگهی ها در چهارراه ها و میادین با سلامتی راننده ها مغایرت دارد. این صفحات تلویزیونی و تصویری که مثل برج بر میادین و چهارراه های ما (مثل پارک وی و خیابان ولیعصر و میدان ونک) سر به آسمان کشیده آیا با ایمنی راننده ها مغایرت ندارد؟
خود باختگی و غفلت ما همراه با طمع و تهاجم تبلیغاتی و فرهنگی دیگران باعث شده است که امروز ایران و محیط کشور ما بهشتی مناسب برای نفوذ و تزریق فرهنگ مصرف گرا و میدانی برای تبلیغات نامناسب آنها قرار گیرد، به قدری که حتی برخی از ما فراموش کرده ایم که این وضع آسیب های فراوانی در بردارد. تعجب آور است که ما حس خود را در نتیجه این تبلیغات از دست داده ایم طوری که خود نیز ملتفت آن نیستیم. خودباختگی و غفلت ما به قدری بالا رفته است که برخی از ما آگهی و پروپاگاندا را به صورت یک زیبایی و مظهر «مدرن» و «غربی شدن» و حتی «پیشرفت» می بینیم در حالی که در خود غرب، در خود آمریکا و اروپا این وضعیت وجود ندارد و هر آن با آن مبارزه می شود. آگهی و تبلیغات بازرگانی یکی از بزرگترین اختراعات و واردات نظام سرمایه داری آمریکا است ولی در خود آمریکا، در پایتخت آن کشور مثل واشنگتن و در اماکن و معابر عمومی شهرهای بزرگ ایالات متحده نصب تابلوها و بیلبوردها به آن وضعی که در تهران و ایران است به کلی ممنوع است. و همین طور در بسیاری از کشورهای اروپا، آسیا و آمریکای لاتین. در فرودگاه بین المللی واشنگتن و در بزرگراه های آن کشور نصب تابلوهای آگهی به طور کلی قدغن است. در پاریس، در لندن، در آمستردام، در وین و سایر شهرهای بزرگ اروپا در مراکز شهر در معابر عمومی در اماکن عامه تبلیغات بازرگانی شدیداً کنترل می شود. ولی در کشور ما و در همین تهران، آگهی های تجارتی، تابلوهای بزرگ شرکت ها و بانک ها بر نیمی از مساجد و اماکن عمومی سایه افکنده است و همین طور در خیابان ها. اشتباه نشود، من مخالف تبلیغات بازرگانی داخلی و خارجی نیستم. تبلیغات و آگهی یکی از اساس اقتصاد امروز دنیاست و درآمد و تأثیرات آن یکی از ارقام بزرگ تجارت جهانی است. من به عنوان اقتصاددان، و استاد امور بین الملل و ارتباطات و اطلاعات و بازاریابی از شرایط و روش ها و تأثیرات آن آگاه هستم و سال هاست که در این رشته ها در اطراف و اکناف دنیا مشغول تحقیق و مطالعه بوده ام. ولی تبلیغات سالم بازرگانی با تبلیغات و روش های ناسالم زمین تا آسمان فرق دارد و همین طور ارزش های یک جامعه مطلوب با ارزش های یک جامعه مورد تهاجم.
ما سیاستگذاری کلی و دقیق در این حوزه ها نکرده ایم. تبلیغات بازرگانی با فرهنگ عمومی، با انقلاب فرهنگی، با فرهنگ و ارشاد اسلامی، با توسعه سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و با سلامتی و ایمنی جامعه ما ارتباط مستقیم دارد. در مقاله های آینده ابعاد مختلف این پدیده را تحلیل خواهم کرد.

وبگردی
آنچه که ظریف می‌گوید نیاز به اثبات ندارد کافیست اخبار را دنبال کنید
آنچه که ظریف می‌گوید نیاز به اثبات ندارد کافیست اخبار را دنبال کنید - دلواپسان ۵ سال است که می‌گویند آمار قاچاق کالا دو برابر آمار اعلامی دولت و معادل ۲۵ میلیارد دلار است. این یعنی اگر هیچ پول_کثیف دیگری هم در کشور نباشد، سالانه ۲۵ میلیارد دلار پولشویی داریم. حالا چطور مدعی ظریف هستند که حرفش درباره پولشویی غلط است؟
آتش فشان خاموش / خودروهای گران و بی‌کیفیتی که تحویل نخواهند شد
آتش فشان خاموش / خودروهای گران و بی‌کیفیتی که تحویل نخواهند شد - چرا خودرو سازان با وجود مشکلات عرضه بازهم پیش فروش می کنند؟
روایتی دردآور از تن‌فروشی زنان در خیابان‌های تهران
روایتی دردآور از تن‌فروشی زنان در خیابان‌های تهران - سه نفر کنار هم حوالی میدان مادر ایستاده‌اند. زنی قد بلند که موهایش زمینه نسکافه‌ای دارد به هر ماشینی که بلندتر بوق می‌زند نزدیک می‌شود و قیمت را آرام و به سرعت بیان می‌کند. او می‌گوید: «... صد هزار تومان، تو ماشین ۷۰ هزار تومان، گروپ ۳۰۰ هزار تومان و جا هم داریم»، جملات کوتاه و بی‌تفاوت بیان می‌شود. جلوتر دختر کم سن و سالی که شاید ۱۶ سال هم نداشته باشد، ایستاده و از سرما نوک بینی‌اش قرمز شده است، با…
ظریف: در کشور پولشویی وجود دارد؛ همه مخالفان FATF صادق نیستند
ظریف: در کشور پولشویی وجود دارد؛ همه مخالفان FATF صادق نیستند - صحبت های دکتر ظریف در گفتگو با خبر آنلاین.
رونمایی از کوچ عجیب برخی مدیران به شستا
رونمایی از کوچ عجیب برخی مدیران به شستا - بررسی کوچ برخی مدیران شرکت سایپا به شرکت سرمایه گذاری تأمین اجتماعی.
اشراف متواضع!
اشراف متواضع! - افرادی هستند که در دروس زندگی میکنند اما ماشین زیر پایشان پراید است. افرادی که چند ده میلیون از جوجه‌مایه‌دارهای پدرریشو میگیرند که خوب تربیتشان کنند برای مدیر شدن در جمهوری اسلامی و بعد چند هفته در سال هم آنها را می‌برند اردوی جهادی تا از نزدیک ببینند فردا که به لطف جیب پدر در کنکور ترکاندند و مدرک معتبر گرفتند و مدیر شدند قرار است به چه بدبختهای مستضعفی که بخاطر پول نداشتن در آموزش و پرورش رایگان…
خود دانید و مملکت‌تان!
خود دانید و مملکت‌تان! - همه آفاق پر از فتنه و شر می بینم/ این جهان را پر از خوف و خطر می بینم/ دختران را همه جنگ است با مادر/ پسران را همه بدخواه پدر می بینم. او پس از خواندن شعر دستی به شانه وزیر می‌زند و می‌گوید: «خود دانید و مملکت‌تان!»
زاکانی: خطاهای برادر رئیس جمهور فاجعه است!
زاکانی: خطاهای برادر رئیس جمهور فاجعه است! - علیرضا زاکانی فعالی سیاسی مهمان برنامه«رو در رو» بود و در این برنامه واکنش تندی نسبت به حسین فریدون(برادر رئیس جمهور) نشان داد.
چالش جدید با نام «نوه آیت‌ا... یزدی»!
چالش جدید با نام «نوه آیت‌ا... یزدی»! - روز پنجشنبه تصویری در فضای مجازی منتشر شد که قابل تامل بود. زهرا تخشید نوه آیت‌ا... یزدی است که با انتشار تصویری که از دانشگاهش در نیویورک منتشر کرده بود، نوشت: «عکسی که دیروز عصر از دانشگاهم گرفتم با چراغ‌های همیشه روشنش».
روایت تجاوز عجیب به بازیگر لبنانی سریال «حوالی پاییز»
روایت تجاوز عجیب به بازیگر لبنانی سریال «حوالی پاییز» - ماجرای تجاوز به آن ماری سلامه، بازیگر زن عرب سریال تلویزیونی صدا و سیمای ایران.
عکس | همسر جدید نماینده سابق اردبیل در آمریکا
عکس | همسر جدید نماینده سابق اردبیل در آمریکا - «نورالدین پیرموذن» نماینده سابق اردبیل در مجلس شورای اسلامی که سالهاست در آمریکا زندگی می‌کند چند عکس از خود و همسر جدیدش را در اینستاگرام منتشر کرده است.