دوشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۷ / Monday, 18 June, 2018

مجاهدی ‌خدمتگزار


مجاهدی ‌خدمتگزار
انقلاب اسلامی ایران با تمام ویژگی‌ها و خصوصیات خاص خود و گستردگی سطح شمولیت آن در عرصه‌های مختلف اعم از حوزه‌های گوناگون سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی و همچنین گستره وسیع نیروهای موثر در آن، اعم از فکری، اجرایی، مالی و تبلیغاتی؛ طبیعتا از یک پشتوانه محکم فکری و عقیدتی برخوردار است. این پشتوانه‌ها به مثابه نخبگانی فکری و انقلابی، با وجود برخی ویژگی‌های ذاتی خود، به صورت مستقیم یا غیرمستقیم مشحون از اندیشه‌ها و آرای حضرت امام خمینی(ره) به عنوان رهبر نهضت اسلامی بودند. ازجمله این شخصیت‌های دینی مبارز و مجاهد می‌توان به طیف مختلفی اعم از مراجع، مجتهدین، مدرسین حوزه، وعاظ و خطیبان و طلبه‌های حوزوی اشاره کرد که همگی به گونه‌ای دنباله‌رو نهضت امام خمینی به شمار می‌رفتند.
در این میان از شخصیت‌های مبارزی که پیش و پس از پیروزی انقلاب اسلامی در راه انقلاب در صف انقلابیون قرار گرفت، حجت‌الاسلام شهید مهدی شاه‌آبادی فرزند آیت‌الله میرزا محمدعلی شاه‌آبادی بود. وی در واقع خود فرزند عالم مبارزی بود که بیشتر عمر خود را در راه مبارزه با حکومت‌های طاغوت گذراند و به همین سبب در محیطی کاملا سیاسی پرورش یافت. البته پدربزرگ ایشان نیز آیت‌الله‌العظمی میرزا محمدجواد حسین‌آبادی اصفهانی بود که از علمای بنام زمان خود محسوب می‌شد.
آیت‌الله میرزا محمدعلی شاه‌آبادی پدر شهید شاه‌آبادی در سال ۱۳۰۴ هجری قمری در حالی که ۱۲ ساله بود، همراه پدر و به دستور رضاشاه از اصفهان به تهران تبعید شد. پس از آن به منظور تکمیل تحصیلات علوم دینی به حوزه علمیه نجف و سپس به حوزه علمیه سامرا عزیمت کرد و در درس علمایی چون آخوند خراسانی شرکت نمود و در آنجا به درجه اجتهاد رسید. سرانجام در سال ۱۳۳۰ هجری قمری به درخواست گروهی از مردم شهر تهران عازم این شهر شد و در خیابان شاه‌آباد (جمهوری اسلامی فعلی) مستقر شد و در طول اقامت ۱۷ ساله خود در این شهر، به تبلیغ و گسترش دین، مبارزه با رژیم شاهنشاهی، بخصوص رژیم رضاشاه، همراه آیت‌الله سیدحسن مدرس پرداخت. ایشان مردم را از طریق جلسات درس و سخنرانی آماده‌ می‌کرد. همچنین پس از تاسیس حوزه علمیه قم از سوی آیت‌الله شیخ عبدالکریم حائری یزدی، ایشان در این شهر حضور یافت و ثمره این حضور، تربیت شخصیت‌های برجسته‌ای چون حضرت امام خمینی(ره)، آیت‌الله العظمی مرعشی نجفی و... بود. در مجموع پدر شهید شاه‌آبادی خود از علمای معروف و از اساتید ارزشمند حوزه علمیه به شمار می‌رفت و در عین حال در عرصه سیاست نیز همیشه با حاکمان طاغوت، ضدیت داشت.
● تولد حجت‌الاسلام شاه‌آبادی
حجت‌الاسلام مهدی شاه‌آبادی در سال ۱۳۰۹ هجری شمسی متولد شد و دوران کودکی وی تحت تأثیر فضای علمی، دینی و سیاسی چنین خانواده‌ای، سپری شد. وی از همان دوران کودکی به فراگیری قرآن روی آورد و در سال ۱۳۱۳ هجری شمسی در ۴سالگی در حالی که همراه پدر از قم عازم تهران شده بود، فراگیری قرآن را در مکتبخانه امام‌زاده یحیی آغاز کرد. پس از آن همراه ۲ تن از دیگر برادرانش به مدرسه توفیق رفت. سرانجام در حالی که ۱۴ سال داشت به منظور کسب علوم دینی، وارد مدرسه مروی تهران و ۴ سال بعد نیز ملبس به لباس روحانیت شد. پس از درگذشت پدرش آیت‌الله العظمی میرزا محمدعلی شاه‌آبادی، در سال‌ ۱۳۲۳، حجت‌الاسلام شاه‌آبادی برای ادامه و تکمیل دروس حوزوی، مجددا عازم شهر قم شد و پس از حضور یک ساله در این شهر، به منظور گذراندن دوره دبیرستان باز هم به تهران بازگشت که اتمام دوره دبیرستان وی همزمان با وقوع کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و سقوط دولت مصدق بود. در همین مقطع عازم شهر قم شد و از محضر آیات عظام و علمایی چون آیت‌الله مشکینی، گلپایگانی، امام خمینی، اراکی و دیگر شخصیت‌های دینی کسب فیض کرد. او در سال ۱۳۳۶ در ۲۷ سالگی تصمیم به تشکیل خانواده گرفت و با یکی از نوادگان میرزای شیرازی نهضت تنباکو، ازدواج کرد و با این وجود سرپرستی مادر گرامی خود را نیز به عهده گرفت.
● مبارزات و فعالیت‌ها پیش از پیروزی انقلاب اسلامی
مبارزات شهید شاه‌آبادی به اوایل دهه ۱۳۳۰ یعنی زمانی که هنوز طلبه جوانی بود بازمی‌گردد و بخصوص به سال‌های آغاز مرحله خفقان سیاسی محمدرضا پهلوی مربوط می‌شود.
مبارزات بعدی ایشان تحت تأثیر آغاز نهضت امام در اوایل دهه ۱۳۴۰ بود. در این سال‌ها بیشتر فعالیت شهید شاه‌آبادی به فعالیت‌های تبلیغی در روستاهای دورافتاده سپری می‌شد. پس از آن نیز با پیوستن به جمع علما و وعاظ انقلابی، عملا وارد مرحله جدی مبارزات شد. در همین خصوص وی یکی از امضاکنندگان نامه جمعی از علما و مدرسان حوزه علمیه قم‌‌‌بر ضد رژیم و پس از حصر امام خمینی(ره) در مهر ۱۳۴۲ بود. پس از آن هم بارها از امضاکنندگان نامه‌ها یا پیام‌های علمای حوزه بر ضد رژیم یا حمایت از مبارزات امام بود. وی طی این سال‌ها در تمامی فعالیت‌های تبلیغی خود در نقاط مختلف کشور در واقع یکی از مروجان اندیشه‌های امام و بحث مرجعیت ایشان بود. زیرا در این مقطع حکومت پهلوی از مطرح شدن نام امام خمینی با توجه به سوابق مبارزاتی ایشان به عنوان مرجع اعلم، پس از رحلت آیت‌الله بروجردی وحشت داشت و به همین سبب به انحای مختلف با این موضوع مخالفت می‌کرد.
وی پس از گذشت ۲۱ سال حضور در قم، در سال ۱۳۵۰ به تهران بازگشت و به دعوت اهالی روستای رستم‌آباد شمیران، عازم این منطقه شد و امامت جماعت مسجد آنجا را به عهده گرفت. با حضور شهید شاه‌آبادی در این روستا، این منطقه به یکی از پایگاه‌های مبارزه برضد رژیم پهلوی تبدیل شد. همچنین در این مدت ایشان در زمینه جذب و هدایت جوانان متعهد منطقه و تشکیل جلسات مذهبی در کنار تهیه و تکثیر اعلامیه‌ها و نوارهای امام خمینی که از نجف ارسال می‌شد، فعال بود. همچنین برگزاری جلسات تفسیر قرآن در مسجد رستم‌آباد که در شب‌های شنبه هر هفته تشکیل می‌شد از دیگر فعالیت‌های ایشان بود که شرکت‌کنندگان در این جلسات پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در پست‌ها و سمت‌های حساس مشغول به کار شدند.
از دیگر فعالیت‌های شهید شاه‌آبادی، تشکیل صندوق ذخیره علوی بود که این اقدام نیز در حل مشکلات مالی و اقتصادی خانواده افرادی که در رژیم پهلوی به زندان می‌افتادند، کمک فراوانی می‌کرد. در واقع یکی از اهداف اصلی این صندوق، تقویت و پشتیبانی مالی انقلابیون بود.
اقدامات تبلیغی و مبارزات شهید شاه‌آبادی بویژه از اوایل دهه ۵۰ که در واقع سال گسترش مبارزات انقلابیون بر ضد رژیم پهلوی محسوب می‌شد، دارای ابعاد وسیعی شد، به گونه‌ای که از این مقطع به بعد ایشان ۵ بار زندان و یک بار تبعید شد.
اولین مورد دستگیری حجت‌الاسلام شاه‌آبادی مربوط به سال ۱۳۵۲ می‌شود که مامورین امنیتی پهلوی به سبب فعالیت‌های مخفی و علنی وی به منزل او ریختند و پس از بازرسی، تعدادی از کتاب‌های ایشان را ضبط کردند و شهید شاه‌آبادی نیز دو روز پس از آن با حکم بازپرس شعبه ۵ دادستانی ارتش، به جرم اقدام علیه امنیت کشور دستگیر و راهی بازداشتگاه ساواک شد. وی پس از ۳ ماه بازداشت و تحمل شکنجه‌های سنگین، در تاریخ ۲۸/۶/۵۲ براساس رای دادگاه عادی شماره یک تهران، به یک سال حبس محکوم شد که پس از اعتراض به آن، حکم مذکور به ۴ ماه کاهش یافت. با این که در اوایل آبان ماه ۱۳۵۲ حکم آزادی وی از زندان صادر شد، ولی همچنان تحت مراقبت‌های شدید ساواک قرار گرفت.
دومین زندان شهید شاه‌آبادی پس از چند ماه آزادی از زندان اول و به دنبال حمایت بی‌شائبه وی از مرجعیت امام خمینی(ره) و ادامه مبارزات و فعالیت‌های وی بر ضد رژیم پهلوی صورت گرفت. به این ترتیب در بهمن ۱۳۵۳ مجددا از سوی ساواک دستگیر شد و در بازرسی از منزل وی دوباره کتاب‌هایی انقلابی به دست آمد. وی پس از ۲۰ روز بازداشت موقت، به علت ناتوانی ساواک در اثبات اتهام‌های وارد شده، با حکم دادستانی ارتش در تاریخ ۱۷/۱۲/۱۳۵۳ از زندان آزاد شد.
سومین مورد زندان حجت‌الاسلام شاه‌آبادی مربوط به سال ۱۳۵۴ و اتهامی مبنی بر ارتباط با سازمان مجاهدین خلق می‌شود. به همین دلیل ماموران ساواک پس از آگاهی از این اتهام، به منزل وی ریختند و از آنجا یک دستگاه ماشین پلی‌کپی، مقدار زیادی اعلامیه، کتاب و نوار با موضوعیت سخنان امام، کشف و ضبط کردند، اما پس از حدود ۲ ماه بازداشت، ساواک نتوانست اتهام ارتباط با مجاهدین خلق را ثابت کند و در آبان ۱۳۵۴ به قرار التزام عدم خروج از حوزه قضایی تهران، با حکم بازپرس دادستانی ارتش، از زندان آزاد شد.
شهید شاه‌آبادی علنا در منابر علیه رژیم شاه سخن می‌گفت و نوارها و اعلامیه‌های امام را شخصا توزیع می‌کرداز دیگر سیاست‌هایی که ساواک به منظور ایجاد ممانعت برای فعالیت‌های سیاسی انقلابیون، خصوصا روحانیون انقلابی در پیش گرفت، راهکار تبعید بود. به طوری که هرگاه احساس می‌کرد نمی‌تواند از طریق بازداشت یا زندان، مانع ادامه فعالیت‌های آنها شود، به سیاست تبعید روی می‌آورد. در مورد حجت‌الاسلام شاه‌آبادی نیز پس از این که ساواک متوجه شد ایشان بعد از هر بار آزادی از زندان، همچنان به فعالیت‌های تبلیغی خود بر ضد رژیم ادامه می‌دهد، این سیاست را مورد اجرا قرار داد. نمونه این فعالیت‌های تبلیغی و فرهنگی حجت‌الاسلام شاه‌آبادی در اواخر سال ۵۴ و اوایل سال ۵۵ بود که نهایتا رژیم را وادار کرد در آذرماه ۱۳۵۵ ایشان را به مدت ۳ سال به اقامت اجباری در مرکز شهرستان بانه از توابع استان کردستان محکوم کند. پس از حضور شهید شاه‌آبادی در این منطقه، با وجود تصور ساواک و این که تمامی اقدامات و روابط ایشان تحت کنترل شدید ساواک قرار داشت، ایشان روابط نزدیکی با علمای اهل تسنن برقرار ‌نمود و آنها را به مبارزه با رژیم پهلوی دعوت می‌کرد. همچنین در این مدت به فعالیت‌هایی نظیر برگزاری کلاس‌های تعلیم و تفسیر قرآن برای جوانان و دانش‌آموزان این شهر اقدام کرد که پس از مدت کوتاهی با ممانعت عوامل رژیم مواجه شد. در نهایت تلاش‌های حجت‌الاسلام شاه‌آبادی در نزدیک کردن مسلمانان شیعه و سنی، باعث شد تا ساواک ادامه حضور وی را در این منطقه به صلاح نداند و رژیم از ترس شورش اکراد این منطقه، تصمیم گرفت به تبعید ایشان پایان دهد و به همین سبب بعد از گذشت ۶ ماه از مدت تبعید، حکم آزادی وی را در اردیبهشت ۵۶ صادر کرد.
مبارزات شهید شاه‌آبادی اندکی بعد از این که از بازداشت در تبعیدگاه آزاد شد یعنی از سال ۱۳۵۶ جنبه علنی به خود گرفت و ایشان علنا در منابر علیه رژیم سخن می‌گفت و نوارها و اعلامیه‌های امام را نیز شخصا توزیع می‌کرد. وی همچنین از کسانی بود که همراه شخصیت‌های مبارزی چون آیت‌الله بهشتی، استاد مطهری، دکتر باهنر، آیت‌الله موسوی اردبیلی، آیت‌الله مهدوی کنی، هاشمی رفسنجانی و... از پایه‌گذاران اصلی جامعه روحانیت مبارز در این سال‌ها بود و همچنین به عنوان امام جماعت مسجد رستم‌آباد، مسوولیت یکی از مناطق هشت‌گانه تشکیلات جامعه روحانیت مبارز تهران را به عهده داشت.
همچنین در طول سال‌های ۵۶ و ۵۷، در کلیه نامه‌ها و اعلامیه‌هایی که در مناسبت‌های مختلف توسط علما و روحانیون تهران بر ضد رژیم پهلوی منتشر شد، نام حجت‌الاسلام شاه‌آبادی همواره به عنوان یکی از امضاکنندگان دیده می‌شود. وی به همین سبب در ۳۰/۳/۱۳۵۷ بازداشت و برای بازجویی و اعمال شکنجه به کمیته مشترک ضدخرابکاری ساواک منتقل شد. سرانجام پس از تحمل شکنجه‌های سنگین در اواخر آبان ۵۷ با رای شعبه ۱۲ بازپرسی دادستانی ارتش از زندان آزاد شد.
۲ هفته پس از آزادی از زندان، این‌بار نیز به دلیل ادامه مبارزات، در ۱۲ آذر ۵۷ دستگیر و به زندان باغشاه منتقل شد و در آنجا نیز زیر شدیدترین شکنجه‌های ساواک قرار گرفت. پس از آن هم به زندان اوین منتقل و ممنوع‌‌الملاقات شد. در نهایت در سوم بهمن ۵۷ یعنی ۹ روز قبل از ورود امام (ره) به تهران از زندان آزاد شد.
آزادی شهید شاه‌آبادی از زندان با آخرین روزهای حیات رژیم پهلوی مصادف شد و با اعلام خبر ورود امام به ایران، ایشان نیز با حضور در کمیته استقبال امام‌(ره) و اداره بیت ایشان و نیز ابلاغ فرمان امام مبنی بر لغو حکومت نظامی در ۲۱ بهمن ۵۷ و همچنین مساعدت در خلع سلاح کلانتری‌ها، پادگان‌ها و مهمات‌سازی‌ها و انتقال اسلحه و مهمات به نقاط امن و تشکیل و سازماندهی گروه‌های مردمی برای برقراری امنیت در کشور، فعالانه در امور مربوط به تشکیل حکومت نوپای اسلامی مشارکت داشتند.

ایمان حسین قزل ایاق
منابع:
استادزاده: زندگینامه آیت‌الله العظمی شاه‌آبادی و مجاهد شریف شهید شاه‌آبادی، تهران، حوزه علمیه شهید شاه‌آبادی، ۱۳۶۵.
عبدالکریم مجتبی‌زاده، زندگی و مبارزات حجت‌الاسلام والمسلمین شهید مهدی شاه‌آبادی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۸۳.
یاران امام به روایت اسناد: شهید حجت‌الاسلام والمسلمین حاج شیخ مهدی شاه‌آبادی، تهران، مرکز بررسی‌های تاریخی، ۱۳۸۲.

منبع : روزنامه جام‌جم

مطالب مرتبط

مردی برای همیشه

مردی برای همیشه
سید مجتبی نواب صفوی در زمان حكومت رضاخان در محله خانی آباد، در جنوبی ترین نقطه تهران متولد شد. زمانی كه رضاخان با خلع احمدشاه قاجار بر تخت سلطنت پهلوی تكیه زده بود پدرش سید جواد میر لوحی روحانی ای بود كه به دنبال سیاست لباس متحد الشكل مجبور شد به عنوان وكیل دادگستری در عدلیه مشغول به كار شود. در آنجا بود كه پدرش به خاطر سیلی زدن به علی اكبر داور در سال ،۱۳۱۴ به زندان افتاد و اندكی بعد هم درگذشت. سید مجتبی با حمایت دایی و مادرش تحصیلات را در دبستان حكیم نظامی آغاز كرد و دوران دبیرستان را در مدرسه صنعتی آلمانها به پایان برد. علاوه بر تحصیلات آكادمیك، در مدرسه قندی خانی آباد و مدرسه مروی به تحصیل علوم دینی پرداخت. مدتی بعد در شركت نفت آبادان استخدام شد. به دنبال درگیری یكی از كارگران شركت نفت و یكی از مسئولان انگلیسی شركت، نواب سخنرانی كوتاهی كرد و باعث اغتشاش كارگران شد و چون تحت تعقیب قرار گرفت به نجف اشرف در عراق گریخت. در آنجا او تحصیلات دینی را ادامه داد و با علامه امینی كه مشغول تحریر رساله «الغدیر» بود آشنا شد. علامه امینی او را تعلیم داد و نواب از محضر علمای نجف بهره فراوان برد. مصادف با این ایام در ایران، سید احمد كسروی مورخ و نویسنده مشروطیت كتاب «شیعه گری» را نوشت و جمعیت باهماد آزادگان را تأسیس كرد. كتب ادعیه شیعه و كتب شیخ شهید سهروردی را در دی ماه هر سال با عنوان جشن كتاب سوزان، آتش زد و این عمل خود را «پاك دینی» نام نهاد. «شیعه گری» كسروی به حوزه علمیه نجف رسید. نواب كتاب كسروی را به علما و استادان نجف داد. علامه امینی و حاج آقا حسین قمی از مراجع نجف حكم ارتداد كسروی را صادر كردند. حتی مجلس شورای ملی نیز در نامه ای به نخست وزیر خواستار توقیف فعالیت های كسروی شد؛ اما كسروی به فعالیت خود ادامه داد. بدین ترتیب جمعی از علمای نجف از جمله علامه امینی، آیت الله خوئی و آیت الله سید اسدالله مدنی، نواب را كه داوطلب مبارزه با كسروی بود، راهی ایران كردند و هزینه سفر او با مبلغی كه آیت الله مدنی برای ازدواج خود فراهم كرده بود، تأمین شد. نواب در مسیر خود در آبادان صحبت كرد، جایی كه بعدها مظفر علی ذوالقدر ضارب حسین علاء از این دیار به او پیوست. نواب در تهران به سراغ كسروی در مجله پرچم رفت و بارها در خصوص مبانی شیعه و اسلام با او مباحثه كرد. علمای دیگری نیز همچون امام خمینی(ره) كه رساله «كشف الاسرار» را در رد اسرار هزار ساله علی اكبر حكمی زاده نوشته بود؛ و دیگرانی مانند سید نورالدین حسینی شیرازی مؤسس حزب برادران شیراز و اعضای «جمعیت مبارزه با بی دینی» همچون حاج سراج انصاری و شیخ قاسم اسلامی با جریان بی دینی مبارزه می كردند. نواب مسأله ارتداد كسروی را كه از سوی مراجع نجف صادر شده بود، با آیت الله طالقانی در میان گذاشت. آیت الله طالقانی ضمن تشویق او، گویا مبلغ چهار صد تومان برای خرید اسلحه در اختیار او گذاشت. مدتی بعد در ۱۸ اردیبهشت ۱۳۳۴ احمد كسروی در حالی كه گروه رزمنده اش او را همراهی می كردند، در میدان حشمت الدوله توسط نواب ترور شد، اما جان سالم به در برد و نواب دستگیر شد. خبر ترور كسروی توسط طلبه ای جوان به سرعت پخش شد، موج تلگراف ها وتومارها در حمایت از نواب به سمت تهران ارسال شد. آیت الله قمی در تلگرافی خواستار آزادی نواب شد. كسروی قرآن سوزی خود را انكار كرد و مبلغ ۵۰ هزار ریال برای كسی كه این موضوع را ثابت كند، جایزه تعیین كرد.
با فشار مراجع، نواب از زندان آزاد شد و بلافاصله با انتشار بیانیه شدید اللحنی با عنوان «دین و انتقام» موجودیت «فدائیان اسلام» را اعلام كرد. پس از این واقعه، كسروی كمتر درمجامع عمومی ظاهر می شد و نواب نیز به مبارزه خود شكل تشكیلاتی داده بود. سید حسین امامی از جوانان پر شور فداییان اسلام مخفیانه به محافل كسروی راه یافت و در آنجا او شاهد بود كه كسروی به فعالیت های ضد شیعی خود ادامه می دهد. براین اساس نواب با هماهنگی علما توماری تنظیم كرد و خواستار محاكمه كسروی به جرم توهین به ائمه اطهار و مقدسات اسلامی شد. البته فداییان اسلام چون از اساس به حكومت پهلوی معتقد نبود، تصمیم گرفته شد در همان جلسات بازپرسی كار او را یكسره كنند. بدین ترتیب در ۲۰ اسفند ۱۳۲۴ سید علی محمد امامی و سید حسین امامی به همراه ۹ نفر دیگر از فداییان اسلام، كسروی را در كاخ دادگستری ترور كرده و او را به همراه منشی اش حداد پور به قتل رساندند. برادران امامی دستگیر شدند و اعضای فدائیان اسلام مورد تعقیب قرار گرفتند، نواب از طریق جمعیت مبارزه با بی دینی به گیلان گریخت و از آنجا به مشهد رفت. اما خبر قتل كسروی باعث شادمانی محافل مذهبی شد. آیت الله حاج حسین قمی از مراجع نجف، در اعلامیه ای بیان كردند «عمل آنها مانند نماز از ضروریات بوده و احتیاجی به فتوا نداشته، زیرا كسی كه به پیغمبر و ائمه (ع) جسارت و هتاكی كند، قتل اش واجب و خونش هدر است» جمعیت با هماد آزادگان وابسته به سید احمد كسروی خواستار محاكمه ضاربان كسروی و تحریك كنندگان آنها شدند.
نواب در مشهد به منزل آیت الله شیخ غلامحسین تبریزی كه از مبارزان بود، رفت. در آنجا بود كه محمد مهدی عبد خدایی پسر آیت الله تبریزی با نواب آشنا شد. او همان كسی بود كه بعدها هنگامی كه نواب در زندان بود، دكتر فاطمی را ترور كرد. نواب پس از مدتی زندگی مخفیانه به عراق برگشت و به ادامه تحصیل پرداخت. با حمایت آشكار مراجع از زندانیان فداییان اسلام، كه به خاطر قتل كسروی دستگیر شده بودند؛ دادگاه تجدید نظر نظامی حكم برائت برادران امامی را صادر كرد و آنان آزاد شدند. اندكی بعد، رحلت آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی و آیت الله قمی كه از حامیان اصلی نواب بودند، غم بزرگی برای فدائیان اسلام بود.
نواب در مراسم بزرگداشت ایشان بارها از رژیم پهلوی به خاطر دستگیری آیت الله كاشانی انتقاد كرد. در این ایام سید عبدالحسین واحدی كه بعدها مرد شماره ۲ فدائیان اسلام شد و از نظر صورت و سیرت بسیار شبیه نواب بود، به او پیوست. مدتی بعد نواب به ایران بازگشت و در خواست ملاقات با شاه را كرد؛ اما درخواست او رد شد اما با انتشار اعلامیه نواب مبنی بر این كه «شاه ایران را در میان حصارهای پولادین دربار زندانی كرده اند» و وساطت دكتر سید حسن امامی كه امام جمعه تهران بود، نواب موفق شد با شاه دیدار كند. در این دیدار او با پدر زن آینده خود یعنی نواب احتشام رضوی كه از عوامل اصلی قیام مسجد گوهرشاد بود، آشنا شد. در تاریخ ۱۳۲۷‎/۲‎/۲۵ اسرائیل موجودیت خود را اعلام كرد و رژیم شاه به صورت دو فاكتور مشروعیت آن را پذیرفت. اما آیت الله كاشانی كه فداییان اسلام او را رهبر معنوی، سیاسی خود می دانستند، به این مسأله اعتراض كرد و به دستور ایشان تجمع عظیمی در ۳۱ اردیبهشت ۱۳۲۷ در مسجد سلطانی صورت گرفت. فدائیان اسلام به ثبت نام از داوطلبان اعزام به فلسطین پرداخت و اقدام آنها مورد حمایت آیت الله خوانساری نیز قرار گرفت. اندكی بعد بیش از ۵ هزار نفر داوطلب اعزام به سرزمین های اشغالی شدند. نواب با حكیمی نخست وزیر در این خصوص دیدار كرد، ولی دولت با اعزام این افراد موافقت نكرد.
آیت الله كاشانی نیز نامه ای در محكومیت رژیم اسرائیل و كشتار مردم فلسطین به سازمان ملل ارسال كرد. گویا حركت نواب تأثیر خود را بعدها در مناطق اشغالی گذاشت و سازمان فداییان اسلام فلسطین به وجود آمد و حتی عده ای نام فرزندان خود را «نواب صفوی» گذاشته بودند. در داخل، مسأله ملی شدن صنایع نفت به طور جدی مطرح بود. حكیمی سقوط كرد و جای خود را به عبدالحسین هژیر كه متهم به جاسوسی برای انگلستان بود، داد. آیت الله كاشانی، هژیر را مهره خطرناكی می دانست لذا پس از مذاكره آیت الله كاشانی و نواب، پس از سخنرانی نواب بازار تعطیل شد و تظاهرات عظیمی علیه هژیر برپا شد. این اعتراض منجر به دستگیری نواب شد. اما با فشار آیت الله كاشانی او از زندان آزاد شد. تظاهرات علیه هژیر ادامه یافت و به واسطه نقش فعال فدائیان اسلام در ایجاد آن، اقلیت مجلس كه بعدها «جبهه ملی» نامیده می شدند از طریق آیت الله كاشانی با نواب ارتباط برقرار كرد.
نواب بار دیگر دستگیر شد و این بار نیز حمایت آیت الله كاشانی و تجمع مردم در منزل ایشان باعث آزادی او شد. سرانجام دولت هژیر استیضاح شد و استعفا داد. ترور شاه در بهمن ۱۳۲۷ منجر به تبعید آیت الله كاشانی به لبنان شد. ضارب از اعضای حزب توده بود. مدتی بعد، انتخابات مجلس شورای ملی دوره شانزدهم در جریان بود و نواب با نوشتن نامه ای به آیت الله كاشانی در مورد حمایت از كاندیداهای ملی سؤال هایی كرد، آیت الله كاشانی از لبنان در جواب نامه او نوشت: «اكنون رجال مذهبی كه در سیاست ورزیده باشند نداریم و لذا مجبوریم از رجال سیاسی كه جنبه ملی دارند استفاده كنیم تا بتوانیم رفته رفته انسان های متدین تربیت كنیم.» اگر چه این استدلال او را قانع كرد اما ابهام حمایت از كاندیداهای ملی همچنان در ذهن نواب باقی ماند و همین امر بعدها باعث اختلاف های اساسی گردید.
انتخابات برگزار شد؛ تقلب در انتخابات آشكار بود. عبدالحسین هژیر وزیر دربار نقش مستقیم در تقلب در انتخابات داشت. كاندیداهای مورد حمایت آیت الله كاشانی از جبهه ملی رأی نیاورد. دكتر مصدق به همراه عده ای دیگر در اعتراض به انتخابات در دربار متحصن شدند اما این كار نیز سودی نبخشید. اما اندكی بعد در ۱۳ آبان ۱۳۲۸ مصادف با دوازدهم محرم عبدالحسین هژیر در مسجد سپهسالار توسط سید حسین امامی كه نقش فعالی در قتل كسروی داشت، ترور شد و روز بعد پرونده زندگی هژیر بسته شد. قتل وزیر دربار توسط فداییان اسلام شوكی بر فضای مرده انتخابات وارد كرد. هیأت نظارت بر انتخابات آرای مأخوذه را باطل اعلام كرد و انتخابات تجدید شد. كاندیداهای جبهه ملی به مجلس راه یافتند ولی سید حسین امامی در سحرگاه ۱۸ آبان ۱۳۲۸ در میدان سپه به دار شهادت آویخته شد و بدنش مخفیانه در قبرستان متروكه امامزاده حسن دفن شد. او از نزدیك ترین دوستان نواب بود و شهادتش غمی بزرگ برای نواب محسوب می شد. آیت الله كاشانی از تبعید بازگشت و مسأله ملی شدن نفت بار دیگر جانی تازه یافت. فعالیت فدائیان اسلام در قم با فراز و فرود هایی همراه بود.
حضرت امام خمینی(ره) درباره فعالیت فدائیان اسلام می گویند: «اینان- فدائیان اسلام- بدون هیچ آلت و اسلحه ای فقط با سخنرانی با دستگاه در افتاده اند و دستگاه را به وحشت انداخته اند.»
با این حال، نواب به تهران بازگشت و فعالیت آنها در قم كاهش یافت. مسأله نفت در دستور كار مجلس قرار داشت. از آن سو سپهبد رزم آرا كه مخالف ملی شدن صنعت نفت بود روی كار آمد. او در نطقی در مجلس اعلام كرد «ایرانی لیاقت لولهنگ (آفتابه) ساختن را ندارد؛ چگونه می خواهد صنایع نفت خود را اداره كند؟»
با اعلامیه آیت الله كاشانی تظاهرات علیه رزم آرا برپا شد و حتی به خشونت كشیده شد. نواب بار دیگر مورد تعقیب قرار گرفت و برای دستگیری او از طرف رزم آرا مبلغ ۴۵ هزار تومان كه آن زمان بسیار مبلغ زیادی بود، جایزه تعیین شد. جبهه ملی بتدریج عقب نشینی كرد و مسأله نفت به حاشیه رانده شد اما در تظاهرات ۱۱ اسفند ۱۳۲۹ سید عبدالحسین واحدی مرد شماره ۲ فدائیان اسلام، رزم آرا را تهدید كرد، در صورتی كه نرود؛ فدائیان او را خواهند فرستاد. دكتر فاطمی به همراه عده ای از سران جبهه ملی در منزل فردی به نام حاج محمود آقایی با نواب ملاقات كردند. جبهه ملی مانع اصلی ملی شدن صنعت نفت را رزم آرا می دانست و نواب اما بر اسلامی شدن فضای كشور تأكید داشت. اما در پایان جلسه اعضای جبهه ملی تأكید كردند در صورتی كه رزم آرا از میان برداشته شود، در اسرع وقت مطابق قانون اساسی قوانین اسلامی را اجرا كنند. خلیل طهماسبی از یاران نزدیك نواب مسئول حذف رزم آرا شد. آیت الله كاشانی رزم آرا را مهدور الدم اعلام كرد و حتی بعدها نیز در بازجویی هایش اعلام كرد «چون مجتهد جامعه الشرایط هستم و رزم آرا را مهدور الدم دانستم حكم قتل وی را صادر كردم.» رزم آرا در۱۶ اسفند ۱۳۲۹ در حالی كه در مراسم بزرگداشت ارتحال آیت الله فیض شركت می كرد، در مسجد شاه به دست خلیل طهماسبی ترور شد و با فشار آیت الله كاشانی و تلاش اقلیت مجلس شانزدهم ماده واحده ملی شدن صنعت نفت به تصویب مجلس رسید و روز ۲۹ اسفند ۱۳۲۷ در تاریخ ایران ماندگار و بسیار ماندنی شد.
نواب و اعضای فدائیان اسلام پس از ترور علاء زندگی مخفیانه داشتند و مدام در حال تغییر مكان بودند. اسدالله علم برای دستگیری او ۳۰ هزار تومان جایزه تعیین كرده بود و این در حالی بود كه هیچ كس حاضر به پذیرفتن ایشان نبود، تا این كه آیت الله طالقانی ایشان را در منزلش پذیرفت. اما سرانجام نواب در منزل سید حمید ذوالقدر شناسایی و دستگیر شد. محاكمه نواب و فدائیان اسلام توسط دادگاه نظامی آغاز شد و سرانجام در تاریخ ۱۳۳۴‎/۱۰‎/۲۵ نواب صفوی، سید محمد واحدی، خلیل طهماسبی و مظفرعلی ذوالقدر به اعدام محكوم شدند. تلاش همسر نواب درنجات جان ایشان به جایی نرسید. و در سحرگاه ۱۳۳۴‎/۱۰‎/۲۷ نواب صفوی به همراه یارانش با چشمانی باز و در حالی كه اذان می گفت تیرباران شد و به شهادت رسید. رادیو در خبر سحرگاهی خود اعلام كرد «رهبر فدائیان اسلام سید مجتبی نواب صفوی اعدام شد.» به قلم شهید نواب صفوی كتاب «برنامه حكومت اسلامی» نگارش شده است كه دیدگاه ها و مشی فكری او و جامعه آرمانی او در آن تصویر شده است.

وبگردی
سرلشگر فیروزآبادی و ویلای 10هزار متری لواسان !
سرلشگر فیروزآبادی و ویلای 10هزار متری لواسان ! - لازم است ذکر شود جنبش عدالتخواه دانشجویی در صورت ادامه تعلل دستگاه‌های مربوطه در تخلیه ملک بیت‌المال، حق اقدامات انقلابی را برای اجبار فرد نامبرده به تخلیه ویلای لواسان، برای خود محفوظ می‌داند.
فیلم | مشکل مقبولیت و مشروعیت در کشور
فیلم | مشکل مقبولیت و مشروعیت در کشور - دکتر حمید ابوطالبی مشاور سیاسی رئیس جمهوری معتقد است که ما یک بار برای همیشه باید مشکل مشروعیت و مقبولیت را در کشور حل کنیم. این درست نیست که بخشی از نظام هم مشروع باشد هم مقبول اما بخش دیگری که از دل همین نظام در آمده است فقط مقبول باشد.
ماجرای تجاوز به 41 دختر از زبان امام جمعه ایرانشهر
ماجرای تجاوز به 41 دختر از زبان امام جمعه ایرانشهر - امام جمعه اهل سنت ایرانشهر : در ماه رمضان به ۴۱ دختر تجاوز شده که از این میان فقط ۳ دختر شکایت کرده اند.
فیلم مهران مدیری در برنامه خندوانه
فیلم مهران مدیری در برنامه خندوانه - برنامه کامل خندوانه با حضور مهران مدیری مهمان ویژه برنامه عید فطر برنامه خندوانه بود و این قسمت از مجموعه خندوانه را خاص کرد.
ویدئو / لطفاً در این مکان اعتراض کنید!
ویدئو / لطفاً در این مکان اعتراض کنید! - بر این اساس، ورزشگاه‌های دستگردی، تختی، معتمدی، آزادی، شیرودی، بوستان‌های گفت‌وگو، طالقانی، ولایت، پردیسان، هنرمندان، پارک شهر و ضلع شمالی ساختمان مجلس شورای اسلامی به عنوان محل‌های مناسب تجمع در تهران تعیین شده‌اند و از این پس معترضان می‌توانند در این محل‌ها تجمع کنند.
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی - مشاور رسانه‌ای احمدی نژاد دیشب با انتشار عکسی دلخراش از وضعیت جسمی «حمید بقایی» از بازگشت این مجرم پرونده‌ی مالی آن دولت به زندان اوین خبر داد.
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد!
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد! - در پی برگزاری نمایش مد لباس زنان به سبکی عجیب در عربستان، سر و صدای بسیاری در رسانه ها به راه افتاد. ماجرا از این قرار بود که لباسها بدون مانکن و مانند اشباح در حال پرواز با استفاده از پهباد نمایش داده شدند.
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی - علی اکبر ولایتی، مرد 37 شغله ای که به جز حوزه دیپلماسی، سالیانیست که کارشناس ادبی، فرهنگی، تاریخی، عرفانی و ... تلویزیون نیز هست، و هر سال دهها جلد کتاب به نام او منتشر می شود. همه ی این سوابق معششع یک سو و چرخش مادام سیاسی او در حوزه های مختلف، در سوی دیگر، کار را به جایی رسانیده که ولایتی را با ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» نیز می شناسند! ولایتی در تازه ترین تغییر مواضع خود این بار برجام را که روزگاری…
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده - در این ویدئو صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده توسط معلم مدرسه را مشاهده می کنید.
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی - پوری بنایی به عیادت پناهی رفت و دیدارش با مرحوم ناصر ملک‌مطیعی پس از پخش نشدن برنامه‌هایش از تلویزیون تعریف کرد.
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران!
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران! - ماجرای تکان دهنده اذیت و آزار گروهی دانش آموزان یک دبیرستان پسرانه در غرب تهران وارد فصل تازه‌ای شد.
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد!
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد! - در ادامه حضور چهره های شناخته شده در کمپین "خانم گزارشگر"، این بار آزاده نامداری مجری تلویزیون تلویزیون اقدام به گزارش فوتبال کرد. او برای این کار بازی خاطره انگیز ایران - استرالیا در مقدماتی جام جهانی 98 فرانسه را انتخاب کرده است که گزارش ضعیف او با انتقادات فراوانی مواجه شده است، تا حدی که وبسایت مربوط به این کمپین ویدئوی گزارش این او را از سایت حذف کرد.
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی - عکسی از حضور سید ابراهیم رئیسی در مراسمی ویژه منتشر شده است که گفته می شود متعلق به کنفرانس افق نو در مشهد بوده است. در این عکس حرکات عجیب خانمی با لباس های قرمز، چفیه بر گردن و پرچم در دست در مقابل ابراهیم رییسی به چشم می خورد که توجه کاربران بسیاری را در شبکه های اجتماعی جلب کرده است!