چهارشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۷ / Wednesday, 25 April, 2018

مجاهدی ‌خدمتگزار


مجاهدی ‌خدمتگزار
انقلاب اسلامی ایران با تمام ویژگی‌ها و خصوصیات خاص خود و گستردگی سطح شمولیت آن در عرصه‌های مختلف اعم از حوزه‌های گوناگون سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی و همچنین گستره وسیع نیروهای موثر در آن، اعم از فکری، اجرایی، مالی و تبلیغاتی؛ طبیعتا از یک پشتوانه محکم فکری و عقیدتی برخوردار است. این پشتوانه‌ها به مثابه نخبگانی فکری و انقلابی، با وجود برخی ویژگی‌های ذاتی خود، به صورت مستقیم یا غیرمستقیم مشحون از اندیشه‌ها و آرای حضرت امام خمینی(ره) به عنوان رهبر نهضت اسلامی بودند. ازجمله این شخصیت‌های دینی مبارز و مجاهد می‌توان به طیف مختلفی اعم از مراجع، مجتهدین، مدرسین حوزه، وعاظ و خطیبان و طلبه‌های حوزوی اشاره کرد که همگی به گونه‌ای دنباله‌رو نهضت امام خمینی به شمار می‌رفتند.
در این میان از شخصیت‌های مبارزی که پیش و پس از پیروزی انقلاب اسلامی در راه انقلاب در صف انقلابیون قرار گرفت، حجت‌الاسلام شهید مهدی شاه‌آبادی فرزند آیت‌الله میرزا محمدعلی شاه‌آبادی بود. وی در واقع خود فرزند عالم مبارزی بود که بیشتر عمر خود را در راه مبارزه با حکومت‌های طاغوت گذراند و به همین سبب در محیطی کاملا سیاسی پرورش یافت. البته پدربزرگ ایشان نیز آیت‌الله‌العظمی میرزا محمدجواد حسین‌آبادی اصفهانی بود که از علمای بنام زمان خود محسوب می‌شد.
آیت‌الله میرزا محمدعلی شاه‌آبادی پدر شهید شاه‌آبادی در سال ۱۳۰۴ هجری قمری در حالی که ۱۲ ساله بود، همراه پدر و به دستور رضاشاه از اصفهان به تهران تبعید شد. پس از آن به منظور تکمیل تحصیلات علوم دینی به حوزه علمیه نجف و سپس به حوزه علمیه سامرا عزیمت کرد و در درس علمایی چون آخوند خراسانی شرکت نمود و در آنجا به درجه اجتهاد رسید. سرانجام در سال ۱۳۳۰ هجری قمری به درخواست گروهی از مردم شهر تهران عازم این شهر شد و در خیابان شاه‌آباد (جمهوری اسلامی فعلی) مستقر شد و در طول اقامت ۱۷ ساله خود در این شهر، به تبلیغ و گسترش دین، مبارزه با رژیم شاهنشاهی، بخصوص رژیم رضاشاه، همراه آیت‌الله سیدحسن مدرس پرداخت. ایشان مردم را از طریق جلسات درس و سخنرانی آماده‌ می‌کرد. همچنین پس از تاسیس حوزه علمیه قم از سوی آیت‌الله شیخ عبدالکریم حائری یزدی، ایشان در این شهر حضور یافت و ثمره این حضور، تربیت شخصیت‌های برجسته‌ای چون حضرت امام خمینی(ره)، آیت‌الله العظمی مرعشی نجفی و... بود. در مجموع پدر شهید شاه‌آبادی خود از علمای معروف و از اساتید ارزشمند حوزه علمیه به شمار می‌رفت و در عین حال در عرصه سیاست نیز همیشه با حاکمان طاغوت، ضدیت داشت.
● تولد حجت‌الاسلام شاه‌آبادی
حجت‌الاسلام مهدی شاه‌آبادی در سال ۱۳۰۹ هجری شمسی متولد شد و دوران کودکی وی تحت تأثیر فضای علمی، دینی و سیاسی چنین خانواده‌ای، سپری شد. وی از همان دوران کودکی به فراگیری قرآن روی آورد و در سال ۱۳۱۳ هجری شمسی در ۴سالگی در حالی که همراه پدر از قم عازم تهران شده بود، فراگیری قرآن را در مکتبخانه امام‌زاده یحیی آغاز کرد. پس از آن همراه ۲ تن از دیگر برادرانش به مدرسه توفیق رفت. سرانجام در حالی که ۱۴ سال داشت به منظور کسب علوم دینی، وارد مدرسه مروی تهران و ۴ سال بعد نیز ملبس به لباس روحانیت شد. پس از درگذشت پدرش آیت‌الله العظمی میرزا محمدعلی شاه‌آبادی، در سال‌ ۱۳۲۳، حجت‌الاسلام شاه‌آبادی برای ادامه و تکمیل دروس حوزوی، مجددا عازم شهر قم شد و پس از حضور یک ساله در این شهر، به منظور گذراندن دوره دبیرستان باز هم به تهران بازگشت که اتمام دوره دبیرستان وی همزمان با وقوع کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و سقوط دولت مصدق بود. در همین مقطع عازم شهر قم شد و از محضر آیات عظام و علمایی چون آیت‌الله مشکینی، گلپایگانی، امام خمینی، اراکی و دیگر شخصیت‌های دینی کسب فیض کرد. او در سال ۱۳۳۶ در ۲۷ سالگی تصمیم به تشکیل خانواده گرفت و با یکی از نوادگان میرزای شیرازی نهضت تنباکو، ازدواج کرد و با این وجود سرپرستی مادر گرامی خود را نیز به عهده گرفت.
● مبارزات و فعالیت‌ها پیش از پیروزی انقلاب اسلامی
مبارزات شهید شاه‌آبادی به اوایل دهه ۱۳۳۰ یعنی زمانی که هنوز طلبه جوانی بود بازمی‌گردد و بخصوص به سال‌های آغاز مرحله خفقان سیاسی محمدرضا پهلوی مربوط می‌شود.
مبارزات بعدی ایشان تحت تأثیر آغاز نهضت امام در اوایل دهه ۱۳۴۰ بود. در این سال‌ها بیشتر فعالیت شهید شاه‌آبادی به فعالیت‌های تبلیغی در روستاهای دورافتاده سپری می‌شد. پس از آن نیز با پیوستن به جمع علما و وعاظ انقلابی، عملا وارد مرحله جدی مبارزات شد. در همین خصوص وی یکی از امضاکنندگان نامه جمعی از علما و مدرسان حوزه علمیه قم‌‌‌بر ضد رژیم و پس از حصر امام خمینی(ره) در مهر ۱۳۴۲ بود. پس از آن هم بارها از امضاکنندگان نامه‌ها یا پیام‌های علمای حوزه بر ضد رژیم یا حمایت از مبارزات امام بود. وی طی این سال‌ها در تمامی فعالیت‌های تبلیغی خود در نقاط مختلف کشور در واقع یکی از مروجان اندیشه‌های امام و بحث مرجعیت ایشان بود. زیرا در این مقطع حکومت پهلوی از مطرح شدن نام امام خمینی با توجه به سوابق مبارزاتی ایشان به عنوان مرجع اعلم، پس از رحلت آیت‌الله بروجردی وحشت داشت و به همین سبب به انحای مختلف با این موضوع مخالفت می‌کرد.
وی پس از گذشت ۲۱ سال حضور در قم، در سال ۱۳۵۰ به تهران بازگشت و به دعوت اهالی روستای رستم‌آباد شمیران، عازم این منطقه شد و امامت جماعت مسجد آنجا را به عهده گرفت. با حضور شهید شاه‌آبادی در این روستا، این منطقه به یکی از پایگاه‌های مبارزه برضد رژیم پهلوی تبدیل شد. همچنین در این مدت ایشان در زمینه جذب و هدایت جوانان متعهد منطقه و تشکیل جلسات مذهبی در کنار تهیه و تکثیر اعلامیه‌ها و نوارهای امام خمینی که از نجف ارسال می‌شد، فعال بود. همچنین برگزاری جلسات تفسیر قرآن در مسجد رستم‌آباد که در شب‌های شنبه هر هفته تشکیل می‌شد از دیگر فعالیت‌های ایشان بود که شرکت‌کنندگان در این جلسات پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در پست‌ها و سمت‌های حساس مشغول به کار شدند.
از دیگر فعالیت‌های شهید شاه‌آبادی، تشکیل صندوق ذخیره علوی بود که این اقدام نیز در حل مشکلات مالی و اقتصادی خانواده افرادی که در رژیم پهلوی به زندان می‌افتادند، کمک فراوانی می‌کرد. در واقع یکی از اهداف اصلی این صندوق، تقویت و پشتیبانی مالی انقلابیون بود.
اقدامات تبلیغی و مبارزات شهید شاه‌آبادی بویژه از اوایل دهه ۵۰ که در واقع سال گسترش مبارزات انقلابیون بر ضد رژیم پهلوی محسوب می‌شد، دارای ابعاد وسیعی شد، به گونه‌ای که از این مقطع به بعد ایشان ۵ بار زندان و یک بار تبعید شد.
اولین مورد دستگیری حجت‌الاسلام شاه‌آبادی مربوط به سال ۱۳۵۲ می‌شود که مامورین امنیتی پهلوی به سبب فعالیت‌های مخفی و علنی وی به منزل او ریختند و پس از بازرسی، تعدادی از کتاب‌های ایشان را ضبط کردند و شهید شاه‌آبادی نیز دو روز پس از آن با حکم بازپرس شعبه ۵ دادستانی ارتش، به جرم اقدام علیه امنیت کشور دستگیر و راهی بازداشتگاه ساواک شد. وی پس از ۳ ماه بازداشت و تحمل شکنجه‌های سنگین، در تاریخ ۲۸/۶/۵۲ براساس رای دادگاه عادی شماره یک تهران، به یک سال حبس محکوم شد که پس از اعتراض به آن، حکم مذکور به ۴ ماه کاهش یافت. با این که در اوایل آبان ماه ۱۳۵۲ حکم آزادی وی از زندان صادر شد، ولی همچنان تحت مراقبت‌های شدید ساواک قرار گرفت.
دومین زندان شهید شاه‌آبادی پس از چند ماه آزادی از زندان اول و به دنبال حمایت بی‌شائبه وی از مرجعیت امام خمینی(ره) و ادامه مبارزات و فعالیت‌های وی بر ضد رژیم پهلوی صورت گرفت. به این ترتیب در بهمن ۱۳۵۳ مجددا از سوی ساواک دستگیر شد و در بازرسی از منزل وی دوباره کتاب‌هایی انقلابی به دست آمد. وی پس از ۲۰ روز بازداشت موقت، به علت ناتوانی ساواک در اثبات اتهام‌های وارد شده، با حکم دادستانی ارتش در تاریخ ۱۷/۱۲/۱۳۵۳ از زندان آزاد شد.
سومین مورد زندان حجت‌الاسلام شاه‌آبادی مربوط به سال ۱۳۵۴ و اتهامی مبنی بر ارتباط با سازمان مجاهدین خلق می‌شود. به همین دلیل ماموران ساواک پس از آگاهی از این اتهام، به منزل وی ریختند و از آنجا یک دستگاه ماشین پلی‌کپی، مقدار زیادی اعلامیه، کتاب و نوار با موضوعیت سخنان امام، کشف و ضبط کردند، اما پس از حدود ۲ ماه بازداشت، ساواک نتوانست اتهام ارتباط با مجاهدین خلق را ثابت کند و در آبان ۱۳۵۴ به قرار التزام عدم خروج از حوزه قضایی تهران، با حکم بازپرس دادستانی ارتش، از زندان آزاد شد.
شهید شاه‌آبادی علنا در منابر علیه رژیم شاه سخن می‌گفت و نوارها و اعلامیه‌های امام را شخصا توزیع می‌کرداز دیگر سیاست‌هایی که ساواک به منظور ایجاد ممانعت برای فعالیت‌های سیاسی انقلابیون، خصوصا روحانیون انقلابی در پیش گرفت، راهکار تبعید بود. به طوری که هرگاه احساس می‌کرد نمی‌تواند از طریق بازداشت یا زندان، مانع ادامه فعالیت‌های آنها شود، به سیاست تبعید روی می‌آورد. در مورد حجت‌الاسلام شاه‌آبادی نیز پس از این که ساواک متوجه شد ایشان بعد از هر بار آزادی از زندان، همچنان به فعالیت‌های تبلیغی خود بر ضد رژیم ادامه می‌دهد، این سیاست را مورد اجرا قرار داد. نمونه این فعالیت‌های تبلیغی و فرهنگی حجت‌الاسلام شاه‌آبادی در اواخر سال ۵۴ و اوایل سال ۵۵ بود که نهایتا رژیم را وادار کرد در آذرماه ۱۳۵۵ ایشان را به مدت ۳ سال به اقامت اجباری در مرکز شهرستان بانه از توابع استان کردستان محکوم کند. پس از حضور شهید شاه‌آبادی در این منطقه، با وجود تصور ساواک و این که تمامی اقدامات و روابط ایشان تحت کنترل شدید ساواک قرار داشت، ایشان روابط نزدیکی با علمای اهل تسنن برقرار ‌نمود و آنها را به مبارزه با رژیم پهلوی دعوت می‌کرد. همچنین در این مدت به فعالیت‌هایی نظیر برگزاری کلاس‌های تعلیم و تفسیر قرآن برای جوانان و دانش‌آموزان این شهر اقدام کرد که پس از مدت کوتاهی با ممانعت عوامل رژیم مواجه شد. در نهایت تلاش‌های حجت‌الاسلام شاه‌آبادی در نزدیک کردن مسلمانان شیعه و سنی، باعث شد تا ساواک ادامه حضور وی را در این منطقه به صلاح نداند و رژیم از ترس شورش اکراد این منطقه، تصمیم گرفت به تبعید ایشان پایان دهد و به همین سبب بعد از گذشت ۶ ماه از مدت تبعید، حکم آزادی وی را در اردیبهشت ۵۶ صادر کرد.
مبارزات شهید شاه‌آبادی اندکی بعد از این که از بازداشت در تبعیدگاه آزاد شد یعنی از سال ۱۳۵۶ جنبه علنی به خود گرفت و ایشان علنا در منابر علیه رژیم سخن می‌گفت و نوارها و اعلامیه‌های امام را نیز شخصا توزیع می‌کرد. وی همچنین از کسانی بود که همراه شخصیت‌های مبارزی چون آیت‌الله بهشتی، استاد مطهری، دکتر باهنر، آیت‌الله موسوی اردبیلی، آیت‌الله مهدوی کنی، هاشمی رفسنجانی و... از پایه‌گذاران اصلی جامعه روحانیت مبارز در این سال‌ها بود و همچنین به عنوان امام جماعت مسجد رستم‌آباد، مسوولیت یکی از مناطق هشت‌گانه تشکیلات جامعه روحانیت مبارز تهران را به عهده داشت.
همچنین در طول سال‌های ۵۶ و ۵۷، در کلیه نامه‌ها و اعلامیه‌هایی که در مناسبت‌های مختلف توسط علما و روحانیون تهران بر ضد رژیم پهلوی منتشر شد، نام حجت‌الاسلام شاه‌آبادی همواره به عنوان یکی از امضاکنندگان دیده می‌شود. وی به همین سبب در ۳۰/۳/۱۳۵۷ بازداشت و برای بازجویی و اعمال شکنجه به کمیته مشترک ضدخرابکاری ساواک منتقل شد. سرانجام پس از تحمل شکنجه‌های سنگین در اواخر آبان ۵۷ با رای شعبه ۱۲ بازپرسی دادستانی ارتش از زندان آزاد شد.
۲ هفته پس از آزادی از زندان، این‌بار نیز به دلیل ادامه مبارزات، در ۱۲ آذر ۵۷ دستگیر و به زندان باغشاه منتقل شد و در آنجا نیز زیر شدیدترین شکنجه‌های ساواک قرار گرفت. پس از آن هم به زندان اوین منتقل و ممنوع‌‌الملاقات شد. در نهایت در سوم بهمن ۵۷ یعنی ۹ روز قبل از ورود امام (ره) به تهران از زندان آزاد شد.
آزادی شهید شاه‌آبادی از زندان با آخرین روزهای حیات رژیم پهلوی مصادف شد و با اعلام خبر ورود امام به ایران، ایشان نیز با حضور در کمیته استقبال امام‌(ره) و اداره بیت ایشان و نیز ابلاغ فرمان امام مبنی بر لغو حکومت نظامی در ۲۱ بهمن ۵۷ و همچنین مساعدت در خلع سلاح کلانتری‌ها، پادگان‌ها و مهمات‌سازی‌ها و انتقال اسلحه و مهمات به نقاط امن و تشکیل و سازماندهی گروه‌های مردمی برای برقراری امنیت در کشور، فعالانه در امور مربوط به تشکیل حکومت نوپای اسلامی مشارکت داشتند.

ایمان حسین قزل ایاق
منابع:
استادزاده: زندگینامه آیت‌الله العظمی شاه‌آبادی و مجاهد شریف شهید شاه‌آبادی، تهران، حوزه علمیه شهید شاه‌آبادی، ۱۳۶۵.
عبدالکریم مجتبی‌زاده، زندگی و مبارزات حجت‌الاسلام والمسلمین شهید مهدی شاه‌آبادی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۸۳.
یاران امام به روایت اسناد: شهید حجت‌الاسلام والمسلمین حاج شیخ مهدی شاه‌آبادی، تهران، مرکز بررسی‌های تاریخی، ۱۳۸۲.

منبع : روزنامه جام‌جم

مطالب مرتبط

شهید آیت‌الله قاضی‌ و نهضت‌ در ایام‌ تبعید

شهید آیت‌الله قاضی‌ و نهضت‌ در ایام‌ تبعید
● بازگشت‌ از تبعید مقارن‌ ورود امام‌ خمینی‌(ره‌) به‌ نجف‌
آیت‌الله قاضی‌ طباطبایی‌ با مداد روز بیست‌ و پنجم‌ شهریور سال‌ ۱۳۴۴ وارد تبریزشد. مدتی‌ پس‌ از ترک‌ نجف‌ اشرف‌ حضرت‌ امام‌ خمینی‌(ره‌) را از ترکیه‌ به‌ عراق حرکت‌ دادند. در سیزدهم‌ مهر ۱۳۴۴ انتشار این‌ خبر در میان‌ یاران‌ امام‌ موجی‌ ازشادی‌ ایجاد کرد. در اولین‌ اقدام‌ آیت‌الله قاضی‌ طی‌ تلگرافی‌ به‌ مرحوم‌ شیخ‌ نصرالله خلخالی‌ ورود امام‌ را به‌ نجف‌ اشرف‌ تبریک‌ گفت‌. نظر به‌ آنکه‌ ساواک‌ از ارسال‌تلگرافها جلوگیری‌ می‌کرد، به‌وسیلهٔ‌ آقای‌ محمدحسن‌ عبد یزدانی‌ نامه‌ای‌ در تبریک‌ وتهنیت‌ ورود حضرت‌ امام‌ به‌ نجف‌ اشرف‌ فرستاد. امام‌ خمینی‌ در جواب‌ نامه‌ ایشان‌نوشته‌ بودند:
بسمه‌ تعالی‌
«۱۰ رجب‌ ۸۵ (۱۳ آبان‌ ۱۳۴۴)
حضرت‌ ذی‌ شرافت‌، حضرت‌ مستطاب‌ حجت‌الاسلام‌ و المسلمین‌آقای‌ حاج‌ سیدمحمدعلی‌ قاضی‌ طباطبایی‌
به‌ عرض‌ عالی‌ می‌رساند مرقوم‌ شریف‌ که‌ حاوی‌ تبریک‌ تشرف‌ حقیر به‌اعتاب‌ مقدسه‌ بود، موجب‌ تشکر گردید. از خدای‌ تعالی‌ ادامه‌ فیوضات‌حضرت‌ عالی‌ را در اعلای‌ کلمهٔ‌ طیبهٔ‌ اسلام‌ مسئلت‌ می‌نمایم‌. حضرت‌حجت‌الاسلام‌ آقای‌ خلخالی‌ و مصطفی‌، سلام‌ می‌رسانند. مرجو آنکه‌در مظان‌ استجابت‌ دعوات‌ حقیر را فراموش‌ نفرمایید.
والسلام‌ علیکم‌ و رحمهٔ‌الله برکاته‌روح‌الله الموسوی‌ الخمینی‌»
شیخ‌ نصرالله خلخالی‌ در دی‌ ماه‌ همان‌ سال‌ نامهٔ‌ جداگانه‌ای‌ به‌ آیت‌الله قاضی‌ ارسال‌داشت‌ که‌ ساواک‌ پس‌ از مطالعه‌ و استخراج‌ گزارشی‌ از آن‌، به‌ آقای‌ قاضی‌ رساند.
● قرآن‌ پهلوی‌ و آیت‌الله قاضی‌
در همین‌ ایام‌ شاه‌ با چاپ‌ قرآن‌ پهلوی‌ و تبلیغات‌ گستردهٔ‌ سعی‌ بسیار در عوام‌فریبی‌ داشت‌. این‌ قرآن‌ با تشریفات‌ و هیاهوی‌ بسیار به‌ علمای‌ شهرستانها داده‌ می‌شدتا بلکه‌ بدین‌ وسیله‌ جلوه‌های‌ ضد مذهبی‌ رژیم‌ را بپوشاند.
در گزارشهای‌ ساواک‌ شرح‌ آوردن‌ آن‌ قرآن‌ به‌ تفضیل‌ آمده‌است‌: میرزا جعفر امام‌جمعه‌ و تعدادی‌ از مقامات‌ محلی‌ و کارمندان‌ دولت‌ با اجتماع‌ در سر بازار تبریز به‌استقبال‌ قرآن‌ پهلوی‌ آمدند و در مسجد جامع‌ وی‌ آن‌ را تحویل‌ گرفت‌. در جریان‌ این‌مراسم‌ میرزا حسن‌ شکوهی‌ نیز در تجلیل‌ از خاندان‌ پهلوی‌ به‌ سخنرانی‌ پرداخت‌.این‌ قرآن‌ را در تبریز به‌ نزد آیت‌الله قاضی‌ نیز آوردند و خود ایشان‌ در این‌ باره‌ نوشته‌ است‌:
«... عجیب‌ است‌ ماها که‌ با این‌ دستگاه‌ استعماری‌ آمریکایی‌ سازش‌نمی‌کنیم‌، با انواع‌ آزارها ]ما را[ ناراحت‌ می‌کنند (ولو در وطن‌ خودمان‌باشیم‌) ولی‌ برای‌ فریب‌ دادن‌ اشخاص‌ عوام‌ و ملاهای‌ بی‌ ایمان‌ یا سادهٔ‌نافهم‌، اظهار دیانت‌ می‌کنند و مجالس‌ دینی‌ موافق‌ مذاق خودشان‌ترتیب‌ می‌دهند و قرآن‌ خط‌ میرزا احمد نیریزی‌ را چاپ‌ کرده‌ و از طرف‌شخصی‌ که‌ القاب‌ زیاد دارد (شاه‌) اهدا می‌کنند. ]برای‌ من‌ نیز [ آوردند]امّا[ با تمام‌ جرأت‌ رد کردم‌...»
● انتشار نامه‌های‌ جعلی‌ برای‌ بدنام‌ کردن‌ آیت‌الله قاضی‌ طباطبایی‌
در مدتی‌ که‌ آیت‌الله قاضی‌ در عراق و تهران‌ تبعید بود، ساواک‌ با اقدامات‌ گسترده‌و صرف‌ مبالغ‌ زیاد و با بهره‌گیری‌ کامل‌ از تغییر مواضع‌ آیت‌الله شریعتمداری‌می‌خواست‌ به‌ هر نحو ممکن‌ قاضی‌ را خرد کرده‌ و با بدنام‌ کردن‌، وی‌ را از صحنه‌ حذف‌ کند یا حداقل‌ ساکت‌ نماید. چراکه‌ ساواک‌ به‌ نتیجه‌ رسیده‌ بود که‌ جذب‌ وی‌ امکان‌ ندارد.
ساواک‌ با برنامه‌ ریزی‌ قبلی‌ یکی‌ از مریدان‌ آیت‌الله شریعتمداری‌ (نقی‌دوستدار) را با لطایف‌الحیل‌ در بیمارستان‌ مهر به‌ آیت‌الله قاضی‌ نزدیک‌ نمود. پس‌از مراجعت‌ قاضی‌ به‌ تبریز دوستدار نیز راهی‌ تبریز شد و از وی‌ تقاضا نمود تا خانه‌ای‌گرانقیمت‌ برای‌ ایشان‌ خریداری‌ نماید، امّا آقای‌ قاضی‌ جواب‌ رد داد. این‌ فقط‌بهانه‌ای‌ بود چه‌ اندکی‌ بعد دو نامه‌ در تبریز منتشر شد که‌ خطاب‌ آنها یکی‌ به‌ شاه‌ ودیگری‌ به‌ هیراد رئیس‌ دفتر مخصوص‌ شاه‌ از زبان‌ آیت‌الله قاضی‌ بود. این‌ خودسرآغاز حملات‌ ناجوانمردانهٔ‌ مریدان‌ آیت‌الله شریعتمداری‌ به‌ قاضی‌ شد. جعلی‌ بودن‌نامه‌ از امضاهای‌ آنها بخوبی‌ آشکار بود امّا بهانه‌ای‌ برای‌ تاخت‌ و تاز علیه‌ قاضی‌شده‌ در این‌ باره‌ ساواک‌ گزارش‌ می‌کند که‌:
اخیراً نامه‌ای‌ از طرف‌ شریعتمداری‌ به‌ حاجی‌ میرزا عبدالله مجتهدی‌جهت‌ توصیه‌ به‌ روحانیون‌ دربارهٔ‌ اعتراض‌ به‌ نامه‌ آقای‌ قاضی‌طباطبایی‌ که‌ به‌ دربارشاهنشاهی‌ نوشته‌ شده‌ بود، رسید که‌ آقای‌مجتهدی‌ روحانیون‌ را به‌ منزل‌ خود دعوت‌ و در این‌ مورد تذکرات‌ لازم‌]را[ می‌دهند. ضمناً عده‌ای‌ از روحانیون‌ دربارهٔ‌ نامه‌ قاضی‌، از مخالفت‌خود دست‌ نکشیده‌اند.
محرک‌ آنان‌ عده‌ای‌ در بازار به‌ نامهای‌ حاجی‌ مجید ثلاثه‌، رحیم‌ صافی‌خرازی‌، سیدجعفر خسروشاهی‌، حاجی‌ جلیل‌ نوحه‌ خوان‌ حکم‌ آبادی‌و حاجی‌ حسینقلی‌ بهتاش‌ می‌باشند. هر روز تمام‌ روحانیون‌ مخالف‌ درمغازه‌های‌ حاجی‌ مجید ثلاثه‌ و حاجی‌ جلیل‌ نوحه‌ خوان‌ حکم‌ آبادی‌جمع‌ می‌شوند. روحانیونی‌ هم‌ که‌ در مجالس‌ به‌ قاضی‌ حمله‌ می‌نمایند،عبارتند از: وحدت‌، بکایی‌، بخشایشی‌، اسنقی‌، سیداحمدخسروشاهی‌، حاجی‌ میر یوسف‌ هاشمی‌ حکم‌ آبادی‌....»
در این‌ اقدامات‌ ساواک‌ که‌ نهایت‌ بهره‌ برداری‌ از آنها می‌شد پشت‌ و پناه‌ آقای‌قاضی‌ در قم‌، مرحوم‌ آیت‌الله مرعشی‌ نجفی‌ و در مشهد هم‌ آیت‌الله محمدهادی‌میلانی‌ بودند به‌ طوریکه‌ کمک‌ زیادی‌ به‌ روشن‌ شدن‌ اصل‌ قضیه‌ کرده‌ و حمایت‌ بی‌دریغی‌ از او داشتند.
در عید فطر سال‌ ۱۳۴۵ (۲۳ دی‌ ماه‌) طی‌ ایراد خطبه‌ نماز عید به‌ تلاشهای‌ برخی‌روحانیان‌ جهت‌ در هم‌ شکستن‌ خود اشاره‌ کرد و گفت‌:
«اروپاییان‌ بیشتر از کمونیسم‌، از اتحاد شما مسلمانان‌ در وحشت‌هستند. از این‌ روست‌ که‌ به‌ هر شکلی‌ می‌خواهند در میان‌ تمام‌ طبقات‌اختلاف‌ ایجاد کنند، ایجاد نقار کنند. نفهمی‌ یک‌ عده‌ ]هم‌[ سبب‌پیشرفت‌ کار آنها شده‌است‌. خصوصاً در صنف‌ ما. خصوصاً در نوع‌ ماکه‌ در بعضیشان‌ نه‌ فهم‌ است‌، نه‌ شعور....
در شهر از آقایان‌ علمای‌ اعلام‌ هستند (که‌ خداوند امثالشان‌ را زیاد کند)بعضی‌ تقریباً بر من‌ حق‌ پدری‌ دارند، برخی‌ در جای‌ برادر من‌ هستندایشان‌ جای‌ خود، همیشه‌ مورد تقدیر و تشکر هستند و همیشه‌ دعاگوهستم‌. اما یک‌ عده‌ به‌ داخل‌ اینها رفته‌اند و مرام‌ دشمنان‌ را کاملاً عمل‌می‌کنند، یکی‌ می‌فهمد و یکی‌ نمی‌فهمد، «من‌ حیث‌ لایشعر» عمل‌می‌کنند. بدبختی‌ تمام‌ مسلمانان‌ از اینهاست‌، به‌ سرهایشان‌ پنج‌ متردستار بسته‌اند اما عقل‌ و شعور نیست‌. نه‌ خدا هست‌، نه‌ سواد هست‌، نه‌فهم‌ است‌ و نه‌ شعور. کاملاً به‌ مرام‌ دشمنان‌ دین‌ عمل‌ می‌کنند.
من‌ در جریان‌ نهضت‌ که‌ شروع‌ کرده‌ بودم‌ و به‌ منبر ]می‌[رفتم‌ وحرفهایی‌ می‌زدم‌، پشتیبانی‌ می‌کردم‌. این‌ آقایان‌ که‌ در قم‌ نشسته‌اندنبودند ]که‌[ هی‌ آدم‌ می‌آمد، کاغذ می‌آمد، دسته‌ دسته‌ که‌ «از ماحمایت‌ کنید، از ما حمایت‌ کنید».
در تبریز از این‌ عمامه‌ایها مگر به‌ من‌ التماس‌ نمی‌کردند. که‌ «امان‌ است‌از قم‌ حمایت‌ کنید،»؟ بله‌ مگر اینها به‌ من‌ التماس‌ نکردند؟ که‌ «فلانی‌،امان‌ است‌. از قم‌ حمایت‌ کن‌»، مگر اینها نبودند. اسمشان‌ را یکی‌ یکی‌بگویم‌؟ بعداً چه‌ شده‌است‌؟ شما گفتید: دشمنان‌ دین‌ را کمک‌ نکنید.حالا علیه‌ من‌ قیام‌ می‌کنید، نامه‌های‌ بهتان‌ نشر می‌کنید. از خدا و امام‌زمان‌ خجالت‌ نمی‌کشید.
بالله العلی‌ العظیم‌ من‌ می‌شنیدم‌ ]که‌[ یک‌ عده‌ می‌گویند: در میان‌ مااجنبیها هستند. بدم‌ می‌آمد اما اینک‌ با چشم‌ خودم‌ دیدم‌. در این‌ لباس‌با آن‌ هیکل‌، آخر ]اگر[ هیچ‌ چیزی‌ نباشد، یک‌ سیادت‌ که‌ هست‌. به‌]خاطر[ سیادت‌ و اولاد پیغمبر بودن‌ نگاه‌ کنید! نیست‌؟ عمامه‌ برسرگذاشته‌ای‌ ادعای‌ روحانیت‌ و مذهب‌ می‌کنی‌! نمی‌گویی‌ اولاد پیغمبرهستند. در میان‌ شما چگونه‌ عدالت‌ هست‌؟ خدای‌ نکرده‌ اگر افترا اصل‌داشته‌ باشد، می‌شود غیبت‌. اگر ندارد می‌شود بهتان‌. افترا هر دو از گناهان‌کبیره‌ هستند، از هفتاد زنا بدتر است‌، ای‌ مُلا!، غیبت‌ از زنا بدتر نیست‌؟افترا از آن‌ شدیدتر نیست‌؟ به‌ هیچ‌ نحو خُرد نمی‌شوم‌، شما می‌خواهید مرابا هملباسم‌، با همنوعم‌ خُرد کنید. یعنی‌ امام‌ زمان‌ (ع‌) می‌گذارد؟
می‌خواستم‌ از شما اهالی‌ محترم‌ تشکر کنم‌. در اینجا و آنجا می‌گفتم‌نمی‌توانستم‌ بیاییم‌ منبر. واقعاً اهالی‌ محترم‌ تبریز! اگر پشتیبانی‌ شمانبود، یک‌ عده‌ ـ البته‌ آنها از علما به‌ کنار هستند ـ علمای‌ اعلام‌ عرض‌کردم‌ آنها در جای‌ پدر من‌ هستند، برادر من‌ هستند. شأنشان‌ اَجّل‌ از آن‌است‌ که‌ در این‌ کارها مداخله‌ کنند. همیشه‌ پشتیبانی‌ کرده‌اند. ولی‌عده‌ای‌ داخل‌ اینها رفته‌اند و مرام‌ بیگانگان‌ را عملی‌ می‌کنند. اگرپشتیبانی‌ شما نبود، به‌ دست‌ آنها مرا خرد کرده‌ بودند.
چنین‌ فکر می‌کنند که‌ جریان‌ چند سال‌ قبل‌ است‌. جریانهای‌ پنجاه‌ ـشصت‌ سال‌ قبل‌ است‌. اینها با این‌ کارها می‌خواهند مردم‌ را به‌ اشتباه‌بیندازند. با افترا و اشتباه‌ خُرد کنند. فکر نمی‌کنند امام‌ زمان‌]عج‌[پشتیبانی‌ می‌کند.
اهالی‌ تبریز! آن‌ جریانهای‌ سابق‌ نیست‌، سیدجمال‌الدین‌ اسدآبادی‌(رضوان‌الله علیه‌) هشتاد سال‌ قبل‌ آن‌ صحبتها را کرده‌است‌. بعد ازهشتاد سال‌ هنوز هم‌ از او دست‌ بر نمی‌دارند؛ بهتان‌ می‌زنند و هر آنچه‌بگویید درحقش‌ می‌گویند. شما فکر می‌کنید هر کس‌ امر به‌ معروف‌ ونهی‌ از منکر کرده‌ از او دست‌ بر می‌دارند، این‌ حرف‌ بیگانگان‌ است‌ توچرا در این‌ لباس‌ می‌گویی‌؟ ]...[!
این‌ پشتیبانی‌ مشت‌ محکم‌ و عملی‌ بر دهان‌ دشمنان‌ دین‌ زد. هیچ‌ این‌خیال‌ را نمی‌کردند. مردم‌ را با جعل‌ کردن‌ امضا، کاغذ درست‌ کردن‌ به‌اشتباه‌ می‌اندازیم‌. الان‌ بشر به‌ کره‌ ماه‌ می‌رود، نمی‌شود کاغذ درست‌کرد؟ با این‌ کارها می‌خواهند وحدت‌ را از بین‌ ببرند، به‌ ریشه‌ مسلمانان‌آب‌ ببندند. عرض‌ کردم‌: از کمونیستها بیشتر از شما در وحشت‌ هستند.عرض‌ کردم‌: همگی‌ علما متحد هستند؛ علمای‌ نجف‌، قم‌، تبریز،شیراز، اصفهان‌ همه‌ شان‌ متحد و متفق‌ هستند. فقط‌ یک‌ عده‌ داخل‌اینها رفته‌اند، با هیکل‌ و قیافهٔ‌ ایجاد اختلاف‌ کنند. به‌ یاد داشته‌ باشید]که‌[ به‌ دست‌ اینها به‌ اسلام‌ ضربه‌ زده‌ شده‌است‌...»
به‌ دنبال‌ همین‌ اقدامات‌، طرفداران‌ آیت‌الله شریعتمداری‌ در منزل‌ حاج‌ میرزا عبداللهمجتهدی‌ اجتماع‌ کردند تا طوماری‌ را علیه‌ آیت‌الله قاضی‌ و خطاب‌ به‌ آیت‌الله شریعتمداری‌ تهیه‌ کنند «که‌ وی‌ ]قاضی‌ طباطبایی‌[ علیه‌ شریعتمداری‌ در تبریز تبلیغ‌می‌کند و وی‌ را درباری‌ معرفی‌ می‌کند»
طومار تهیه‌ شد. افرادی‌ که‌ آن‌ را امضا کردند، عبارت‌ بودند از:
«۱ـ سید احمد خسروشاهی‌ ۲ـ سید هادی‌ خسروشاهی‌ ۳ـ سیدیوسف‌ حکم‌آبادی‌ ۴ـ میرزا محمود وحدت‌ ۵ـ میرزا جعفر اشراقی‌ ۶ـ ]مجدداً نام‌ آقای‌ سیدهادی‌خسروشاهی‌ آمده‌است‌[ ۷ـ میرزاجعفر سبحانی‌ ۸ـ محمدحسن‌ بکایی‌ ۹ـ عبداللهمجتهدی‌ و عده‌ای‌ از طلاب‌ مسجد جامع‌.»
مرحوم‌ آیت‌الله سیداحمد خسروشاهی‌ به‌ بهانه‌ زیارت‌ مشهد مقدس‌، طومار امضاشده‌ را به‌ قم‌ و نزد آیت‌الله شریعتمداری‌ برد.
● دیدار مجدد با امام‌ خمینی‌(ره‌)
اواخر سال‌ ۱۳۴۵ ایشان‌ از طریق‌ شهربانی‌ تقاضای‌ صدور گذرنامه‌ حج‌ نمود. درهمان‌ سال‌ شایع‌ بود که‌ قرار است‌ آیت‌الله حکیم‌ و امام‌ خمینی‌(ره‌) هم‌ به‌ زیارت‌ حج‌عزیمت‌ کنند. از این‌ رو آیت‌الله قاضی‌ قصد داشت‌ به‌ همراه‌ تعدادی‌ از بازاریان‌ معتقد،به‌ زیارت‌ خانه‌ خدا برود. ساواک‌ پس‌ از آگاهی‌ از عدم‌ عزیمت‌ امام‌(ره‌) به‌ عربستان‌اجازه‌ صدور گذرنامه‌ را داد. آیت‌الله قاضی‌ پس‌ از انجام‌ مناسک‌ حج‌، با همراهانش‌و بدون‌ اخذ گذرنامه‌ از جده‌ راهی‌ عراق شد. پس‌ از این‌ ساواک‌ به‌ مأموران‌ برون‌مرزی‌ خود چنین‌ دستور داد:
● «دربارهٔ‌ محمدقاضی‌ طباطبایی‌۱۲/۲/۴۶
نامبرده‌ بالا که‌ از روحانیون‌ افراطی‌ مقیم‌ تبریز می‌باشد، در مراجعت‌ ازمکه‌ به‌ طور غیر مجاز به‌ عراق عزیمت‌ ]کرده‌ و[ فعلاً در منزل‌ آیت‌اللهخمینی‌، در نجف‌ اشرف‌ سکونت‌ دارد. دستور فرمایید اعمال‌ و رفتار وتماسهای‌ مشارالیه‌ را تحت‌ کنترل‌ قرار داده‌ و نتیجه‌ را ضمن‌ ]قید[ تاریخ‌مراجعت‌ وی‌ به‌ ایران‌ اعلام‌ دارند.
ریاست‌ بخش‌ ۳۱۵، ثابتی‌، ۱۱/۲/۴۶.»
وکالت‌ تامه‌ای‌ که‌ آیت‌الله قاضی‌ از امام‌(ره‌) دریافت‌ کرد، در همین‌ دیداربوده‌است‌. هر چند از این‌ وکالت‌ در بخش‌ اجازات‌ سخن‌ به‌ میان‌ آمده‌است‌، اما بایدگفت‌ که‌ این‌ وکالت‌ تامه‌ در امور حسبیهٔ‌ و تنها در موضوع‌ تقلید نبود بلکه‌ جنبه‌سیاسی‌ آن‌ با این‌ سفر پرخطر، آن‌ هم‌ بدون‌ گذرنامه‌ در آن‌ شرایط‌ آشکار می‌شود.
ارتباط‌ قاضی‌ با امام‌(ره‌) هیچ‌ گاه‌ قطع‌ نشد و همواره‌ افرادی‌ چون‌ محمدحسن‌عبدیزدانی‌ بین‌ ایشان‌ و امام‌ خمینی‌ در رفت‌ و آمد بودند. علیرغم‌ تمام‌ خطرات‌ ومسایل‌ موجود، در مهرماه‌ سال‌ ۴۷ قاضی‌ دو نامه‌ توسط‌ آقای‌ یزدانی‌، نزد امام‌(ره‌)ارسال‌ می‌دارد. امام‌(ره‌) جواب‌ را با همان‌ پیک‌ می‌فرستند. نامه‌ امام‌ چنین‌ است‌:
به‌ عرض‌ عالی‌ می‌رساند، دو طغرای‌ مرقوم‌ محترم‌ واصل‌ و سلامت‌ وسعادت‌ جناب‌ عالی‌ را از خداوند تعالی‌ مسئلت‌ می‌نماید. اینجانب‌ به‌حمدالله تعالی‌ صورتاً در سلامت‌ است‌ امید است‌ خداوند تعالی‌ فرج‌مسلمین‌ را عنایت‌ و موجبات‌ آرامش‌ حال‌ عموم‌ را فراهم‌ فرماید. ازجناب‌ عالی‌ در این‌ ایام‌ متبرکه‌ امید دعای‌ خیر دارم‌.
و السلام‌ علیکم‌ و رحمهٔ‌الله روح‌الله الموسوی‌ الخمینی‌»
آیت‌الله قاضی‌ پس‌ از بازگشت‌ از حج‌ مورد بازخواست‌ قرار گرفت‌. که‌ چرا بدون‌اجازه‌ به‌ زیارت‌ عتبات‌ عالیات‌ رفته‌ است‌. وثیقه‌ای‌ هم‌ که‌ قبل‌ از عزیمت‌ به‌ حج‌ به‌بانک‌ ملی‌ سپرده‌ بود، به‌ دستور ساواک‌ مصادره‌ گردید.
خود ایشان‌ در سخنرانی‌ مشهور عید فطر سال‌ ۱۳۴۷ به‌ این‌ قضیه‌ اشاره‌ کرده‌است‌.
● دشمنی‌ با اسراییل‌
آیت‌الله قاضی‌ با توجه‌ به‌ درسهایی‌ که‌ از محضر مرحوم‌ آیت‌الله کاشف‌الغطاء درمبارزه‌ با صهیونیسم‌ آموخته‌ بود، از همان‌ آغاز مبارزه‌، اسراییل‌ را نفرین‌ می‌کرد.پس‌ از سومین‌ جنگ‌ بین‌ اعراب‌ و اسراییل‌ در خرداد ۴۶ که‌ به‌ جنگ‌ «شش‌ روزه‌»شهرت‌ یافت‌، به‌ تأسی‌ از امام‌ خمینی‌(ره‌) تلاش‌ و فعالیت‌ بر ضد اسراییل‌ را بشدّت‌دنبال‌ می‌کرد. در همین‌ زمینه‌ از سوی‌ علمای‌ قم‌ اعلامیه‌ای‌ مبنی‌ بر پشتیبانی‌ از اعراب‌و لزوم‌ جمع‌آوری‌ کمکهای‌ مادی‌ برای‌ آسیب‌ دیدگان‌ و آوارگان‌ فلسطینی‌ صادر شد.آیت‌الله قاضی‌ به‌ همراه‌ آیت‌الله سیدابوالفضل‌ خسروشاهی‌، آیت‌الله سیدمحمدبادکوبه‌ای‌، آیت‌الله مرتضی‌ مستنبط‌ غروی‌ و آیت‌الله سیدکاظم‌ موسوی‌ شبستری‌، با صدوراعلامیه‌ای‌ در تبریز، برای‌ کمک‌ به‌ آورگان‌ مسلمان‌ فلسطینی‌ مساعدت‌ و یاری‌ خواستند.
مدتی‌ بعد از این‌ اقدامات‌ از طریق‌ شبکه‌ مبارزان‌، مخفیانه‌ نوار ریلی‌ را که‌ پیام‌ امام‌خمینی‌(ره‌) در آن‌ ضبط‌ شده‌ بود از عراق به‌ تبریز نزد وی‌ آوردند. پیامهای‌ این‌نوار اتمام‌ حجتی‌ برای‌ وی‌ بود تا افشاگری‌ علیه‌ دولت‌ اسراییل‌ را آغاز نماید. در عیدفطر سال‌ ۴۶ آیت‌الله قاضی‌ پس‌ از انجام‌ نماز عید، با قرائت‌ خطبه‌ حضرت‌ علی‌ (ع‌)در هنگام‌ شرح‌ آن‌، گاه‌ به‌ کنایه‌ و گاهی‌ بصراحت‌ ضمن‌ انتقاد از رژیم‌ به‌ یهود ]دولت‌اسرائیل‌[ لعن‌ و نفرین‌ نمود گفت‌:
«... علی‌ (ع‌) می‌فرماید: خدایا کفار اهل‌ کتاب‌ را معذب‌ کن‌! خدایا به‌حق‌ محمد(ص‌) و آل‌ محمد(ص‌) یهود را محو و نابود کن‌! (آمین‌حضار)، خدایا به‌ حق‌ محمد(ص‌) و آل‌ محمد(ص‌) آنهایی‌ را که‌ درلباس‌ اسلام‌ به‌ یهود ]دولت‌ اسراییل‌[ کمک‌ می‌کنند محو و نابود کن‌!(آمین‌ حضار...»
ایشان‌ در هر فرصتی‌ که‌ می‌یافت‌ از ابراز دشمنی‌ خود با دولت‌ غاصب‌ اسراییل‌خودداری‌ نمی‌کرد. گرچه‌ نمی‌گذاشتند به‌ منبر برود، اما در روز عید فطر سال‌ ۱۳۴۷ضمن‌ شرح‌ خطبه‌ حضرت‌ علی‌(ع‌) به‌ لعن‌ و نفرین‌ آنها پرداخت‌ و ضمن‌ بردن‌ نام‌ امام‌خمینی‌(ره‌) گفت‌:
خدایا کُفار اهل‌ کتاب‌ را معذب‌ بگردان‌! (آمین‌ حضار) اولین‌ آن‌ یهوداست‌؛ خدای‌ یهود ]دولت‌ اسراییل‌[ را محو و نابود کن‌! (آمین‌ حضار)این‌ بی‌دینها، این‌ لامذهبا که‌ آلت‌ دست‌ بیگانگان‌ شده‌اند علیه‌مسلمانان‌، با اینها همیشه‌ دشمنی‌ کنید. از مراجع‌ تقلید آنهایی‌ که‌]اکنون‌[ در نظرم‌ است‌، خرید و فروش‌ با اینها را حرام‌ اعلام‌ کرده‌اند؛عبارتند از: حضرت‌ آیت‌الله حکیم‌، آیت‌الله خمینی‌، آیت‌الله میلانی‌،آیت‌الله نجفی‌، همه‌ شان‌ حرام‌ کرده‌اند... مادامی‌ که‌ اینها از مسلمانان‌دست‌ نکشیده‌اند، با اینها خرید و فروش‌ حرام‌ است‌.
... اینها در خیال‌ این‌ هستند، بگویم‌ چه‌ اسراری‌ در سینه‌ دارم‌؟ اینها دراین‌ خیال‌ هستند که‌ تمام‌ ممالک‌ اسلامی‌ را تصاحب‌ کنند. اینها در این‌خیال‌ هستند که‌ شمال‌ حجاز را تصاحب‌ کنند. مدینهٔ‌ منوره‌ به‌ زیر سلطه‌آنها بیفتد. اینها در این‌ خیال‌ هستند تمام‌ مَشاهد متبرکه‌ را تصاحب‌کنند. شما فکر می‌کنید ]اگر[ در آنجا ]فلسطین‌[ مسلمانان‌ را اذیت‌کردند، شما در اینجا راحت‌ خواهید ماند؟! بالله العلی‌ العظیم‌ جلوی‌چشم‌ من‌ است‌. هرگاه‌ بعضی‌ پیشامدها در آینده‌ پیش‌ بیاید، خدای‌ناکرده‌ چگونه‌ مسلمانان‌ آنجا را یهودیان‌ ] صهیونیستها[ از خانه‌ شان‌بیرون‌ می‌کنند. در مملکت‌ ما بدتر از آنها ]بهاییان‌[ شما را ازخانه‌هایتان‌ بیرون‌ خواهند ریخت‌. هیچ‌ گاه‌ غفلت‌ نکنید! همیشه‌ با یهودضد باشید! قرآن‌ به‌ ما دستور داده‌است‌..»
آیت‌الله قاضی‌ در این‌ روز قصد داشت‌ به‌ همراه‌ نمازگزاران‌ به‌ قریه‌ سیسان‌ (محل‌سکونت‌ بهاییها) رفته‌ و مراسم‌ نماز عید را در آن‌ محل‌ برگزار نمایند امّا از سوی‌مقامات‌ شهربانی‌ از آن‌ جلوگیری‌ به‌ عمل‌ آمد.

وبگردی
ماجرای انحصار عربستان بر روغن مایع ایران / تا 100 درصد پالم !
ماجرای انحصار عربستان بر روغن مایع ایران / تا 100 درصد پالم ! - روغن های نباتی را خوب بشناسید. سخنان یک تولید کننده سابق روغن نباتی.
آشغال‌سازها گرفتار خانم مدیر شدند
آشغال‌سازها گرفتار خانم مدیر شدند - رییس سازمان ملی استاندارد ایران مجددا با خودروسازان در ارتباط با رعایت استانداردهای ۸۵‌گانه خودرویی از ابتدای دی‌ماه سال جاری اتمام حجت کرد.
ایران نیاز به مردانی بزرگ و دانشمند دارد / چرا اینهمه انسانهای ...
ایران نیاز به مردانی بزرگ و دانشمند دارد / چرا اینهمه انسانهای ... - مرتضوی هیچ گاه قاضی و حقوق دان نبود و نباید کار قضایی انجام می‌داد. اما این ضعف ماست که چنین فردی در جایگاه بالایی قرار می‌گیرد. شگفتی من از قاضی مرتضوی و رفتار او نیست که چرا خودش را برای اجرای حکم خود به زندان معرفی نکرد. من رفتار او با زهرا کاظمی را دیده بودم.
معنی و مفهوم "به ما این دختر خوشگل‌ها رو نشون بده"؟
معنی و مفهوم "به ما این دختر خوشگل‌ها رو نشون بده"؟ - بعد از انقلاب، به واسطه تنیده شدن حکومت و دین بسیاری از پست‌ها و سمت‌های سیاسی با هاله‌ای رو به رو شد که اجازه نمی‌داد صاحب آن منصب مورد نقد قرار بگیرد....
سومین روز جشنواره جهانی فیلم فجر
سومین روز جشنواره جهانی فیلم فجر - سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر از 30 فروردین با حضور فیلم سازانی از ایران و نمایندگانی ازسینمای 78 کشور جهان تا 7 اردیبهشت در پردیس سینمایی «چارسو» برگزار می شود.
سیلی زدن به «امید» مردم در پارک!
سیلی زدن به «امید» مردم در پارک! - کتک خوردن دختری که جز التماس دوستانش هیچ فریادرسی ندارد از یک پلیس زن عضو گشت ارشاد که ماموران مرد هم آنها را همراهی می کردند، آنقدر دردناک است که کمتر وجدان بیداری به آن واکنش نشان نداده است.
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس - بازیگر سریال "تعطیلات رویایی" از حمله افراد ناشناس به خود خبر داد. مریم معصومی، بازیگر سینما و تلویزیون مورد حمله افراد ناشناس قرار گرفت.
گفتگوی تلفنی با همسر مرتضوی / صوت
گفتگوی تلفنی با همسر مرتضوی / صوت - سعید مرتضوی که در روزهای گذشته خبری از او نبود و حتی سخنگوی دستگاه قضایی گفته بود حکم جلبش صادر شده اما گیرش نیاورده‌اند، به گفته همسرش در تهران است.
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد - «احمد مهران فر» بازيگر نقش «ارسطو عامل» در سريال پايتخت ۵ در اینستاگرام خود از ازدواجش با «مونا فائض پور» خبر داد.
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی - صحبت های جنجالی رییسی پیرامون استفاده روحانی از نام امام رضا در انتخابات
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند!
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند! - محمد غرضی می‌گوید: زمانی که به عنوان وزیر در وزارت حضور یافتم بیش از ۵۰۰ نفر را دیدم نامه‌هایی که از داخل به خارج و از خارج به داخل کشور ارسال می‌شدند را چک می‌کردند و به صورت سه شیفت فعالیت می‌کردند و نامه‌ها را می‌خواندند.
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس!
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس! - عکس و ویدیویی منتسب به ستاره پرسپولیس فرشاد احمدزاده و ترلان پروانه بازیگر سینما و تلویزیون در فضای مجازی منتشر شده است. عجب پاپراتزی‌هایی داریم!
دختر داعشی سریال پایتخت کیست ؟
دختر داعشی سریال پایتخت کیست ؟ - در قسمت های اخیر سریال پایتخت بازیگر جدیدی به جمع خانواده معمولی پیوسته است؛ نیلوفر رجایی فر نقش الیزابت را در سریال پایتخت ۵ ایفا می کند ؛ این بازیگر با جلب اعتماد سیروس مقدم این فرصت ط بازی در سریال پر طرفدار پایتخت را به دست آورد .
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم - ویدیوهایی از نسیم نجفی اقدم در شبکه های اجتماعی به زبان های انگلیسی و فارسی موجود است که در آن ها وی از حذف ویدیوهای خود توسط یوتیوب شکایت دارد.
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟ - بگذارید اینطور بپرسم: مگر کیروش، مربی تیم ملی فوتبال جمهوری اسلامی ایران عرق نمی‌خورد؟ نمی‌رقصد؟ مگر برانکو و شفر نمازشب می‌خوانند و روزه می‌گیرند و اصولگرا و ارزشی و انقلابی هستند؟!