شنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۷ / Saturday, 15 December, 2018

پرونده های تروریستی موساد


پرونده های تروریستی موساد
در پی حوادث تروریستی ۱۱ سپتامبر، سؤالات بیشماری پیرامون مسئولیت بالقوه سرویس های اطلاعاتی اسرائیل در ماجرا، برای بسیاری از مردم مطرح گردید.
در واقع، به خاطر می آوریم یهودیانی که در برج های دوقلوی «نیویورک» اشتغال داشتند، به هنگام این انفجارهای بی سابقه- که به بهای جان نزدیک به ۳ هزار تن تمام شد و عامل راه اندازی تهاجم آمریکا به افغانستان و سپس عراق و اشغال این کشورها گردید- در برج ها حضور نداشتند...
در جهان مالی نیز، گاه دامن زدن به افزایش بی رویه قیمت ها چندان بد و نادرست به نظر نمی رسد... بدینسان، پیش آمده که از اقدامی تروریستی در زیر «لوای دروغین» در جهت اعمال نفوذ و دستکاری در بازارهای بین المللی با هدف دستیابی سریع به سودهای کلان بهره جویی شده است. روزنامه «واشنگتن پست» در این ارتباط به ماجرای دو آمریکایی به نام های «جی اوبری الیوت» و «رولف دانبیر» اشاره می کند که در گذشته به این اتهام که قصد داشتند پل رودخانه «کافو» در زامبیا را- که تنها پل ارتباطی ایالت زامبیایی «کوپربلت» برای تامین نیازهای مردم منطقه بود- منفجر سازند، دستگیر شدند.
در همین زمان، تعدادی اسرائیلی نیز به نام های «ویولت الیوت»، «افرائیم رونن»، «بنیامین ادویی»، «اسحاق مارکوویچ» و «رافائل تزریانو»، پس از آن که «شین بت»، سرویس امنیتی اسرائیل و «اف بی آی» آمریکایی به توطئه آنان برای انفجار پل زامبیا به منظور افزایش نرخ جهانی مس پی بردند، در «تل آویو» بازداشت گردیدند. «جی الیوت» پیش از این به «تل آویو» رفته بود تا تعدادی کارشناس مواد منفجره برای انفجار پل زامبیایی استخدام کند. مقامات انتظامی زامبیا و آمریکا مجبور به ارائه اطلاعاتی در مورد این توطئه شدند.
با این که طرح توطئه اتباع اسرائیلی و آمریکایی بر ضد پل ارتباطی زامبیا اخیراً تیتر اول بسیاری از روزنامه ها را پر کرده است، اما این ماجرا در ۹ نوامبر ۱۹۶۶ در «واشنگتن پست» فاش گردید.
در سال ۱۹۵۴، «پینهاس لاوون» وزیر جنگ اسرائیل، مخفیانه حمله ای تروریستی را علیه کتابخانه سرویس اطلاع رسانی آمریکا در «قاهره» مصر تدارک دید... و آن نیز، به گونه ای که آمریکایی ها دولت «جمال عبدالناصر» را مسئول دانستند.
در نوامبر ۱۹۶۸، «شاه حسین» اردن کشف کرد که اسرائیل در پشت گروه کماندویی «کاتب النصر» قرار دارد که به سفارت آمریکا در «امان» حمله برده، موجبات مرگ ۲۹ غیرنظامی و مأمور امنیتی را فراهم آورده بودند. اسرائیل امیدوار بود که آمریکا مسئولیت این انفجار را به گردن اردن بیندازد.
«ایلیچ رامیرز سانچز» که به نام «کارلوس کفتار» نیز شناخته می شود، مدعی شد که «موساد» عامل مرگ دو مأمور پلیس فرانسوی و خبر چین لبنانی در سال ۱۹۷۵ بوده است. «ریمون دوس» و «ژان دوناتینی»، دو مامور فرانسوی و «میشل موخربل» لبنانی پیرامون حمله ای تروریستی علیه هواپیمای «ال آل ایرلاینز» در فرودگاه «اورلی» پاریس به تحقیق مشغول بودند. «کارلوس» اعلام کرد که «موساد» سعی داشته است توطئه ای به راه اندازد و وی را مسئول کشتار قلمداد کند.
در سال ۱۹۸۶، «محمد شرف الدین» وزیر اطلاع رسانی لیبی، اعلام کرد که عوامل «موساد» به انفجارهایی تروریستی در غرب اروپا علیه اهدافی آمریکایی اقدام کرده اند تا لیبی را متهم جلوه دهند. وی تصریح کرد که اسرائیل با این کار امید داشته است ناوگان ششم آمریکا در اقدامی تلافی جویانه به لیبی حمله کند.
به هنگام اقدامات تروریستی ۱۱سپتامبر۲۰۰۱»، برخی از مأموران اطلاعاتی اسرائیل که خود را «کارگران حمل و نقل مبلمان» جا زده بودند، در «نیوجرسی» و «نیویورک» دیده شده اند که از وقوع این انفجارها ابراز شادمانی می کرده اند. بعضی از آنان نیز خود را به شکل و شمایل اعراب درآورده بودند. «بل» همانگونه که در توطئه سال ۱۹۶۶ در زامبیا نیز عمل کرد، با معطوف ساختن توجهات به این موضوع که «شین بت» دیگر با سرویس های انتظامی غربی همکاری ندارد، اعلام داشت که مأموران «شین بت» که گذرنامه های کانادایی داشتند، در زیر لوایی دروغین درسال ۱۹۹۷ در اردن و درسال ۲۰۰۲ درغزه دست به تعدادی عملیات زدند. حاصل عملیات اردن خروج سفیر کانادا از تل آویو بود. موضوع ماجرای سال ۱۹۹۷ - با دخالت مأموران «موساد» که خود را کانادایی جا زده بودند- مسموم کردن «خالد مشعل»، رهبر حماس، در«امان» بود. اما، هنگامی که «شاه حسین» تهدید کرد با اقدامی تلافی جویانه به این حادثه پاسخ خواهد گفت، اسرائیل نیز مجبور شد پادزهر سم بکار رفته را ارائه دهد تا زندگی «مشعل» نجات یابد.
درسال ۱۹۹۱، «موساد» با تشکیل گروه چریکی لیبیایی درچاد و مسلح کردن آن، ردپای خود را در تلاشی که برای سرنگون ساختن «معمر قذافی» انجام گرفته بود، پنهان داشت.
«موساد» به گونه ای عمل کرده بود تا عربستان سعودی هزینه عملیات را تأمین کند. البته، این نه اولین بار بود و نه آخرین باری که «موساد» و سعودی ها در اقدامی خطرناک زیر لوایی دروغین با یکدیگر همکاری می کردند. و رویدادهای ۱۱ سپـتامبر خود شاهد این ماجراست.
درسال ۱۹۹۷، «یهودا گیل» یک مأمور ارشد «موساد» که مأموریش نظارت بر سوریه بود، درحالی کشف شد که گزارشاتی دروغین درباره«تهدید» سوریه ارسال می داشت و تبلیغات گسترده ای نیز در این زمینه به راه انداخته بود. و این گزارشات از سوی نخست وزیر «بنیامین نتانیاهو» نیز جهت واشنگتن و لابی صهیونیست که درپایتخت آمریکا عمل می کرد، تأیید شده بود. از دیگر سو کاشف بعمل آمد که «گیل» پولی را که «موساد» به یک مأمور سوری در «دمشق» اختصاص داده بود، تا مدت ها پس از مرگ این مأمور به جیب خود سرازیر می ساخت.
یک سند محرمانه «سیا» پیرامون «موساد» که به دست فعالان ایرانی که درسال ۱۹۷۹ کنترل سفارت آمریکا در تهران را به دست گرفته بودند، افتاد -و بعدها نیز به طورکامل انتشار یافت- بر فعالیت های «موساد» درسراسر جهان، به ویژه استراتژی های «زیرلوای دروغین» و تاکتیک های باج گیری مسئولان آمریکایی، صحه می گذاشت. «ایسرهارل»، رئیس سابق «موساد»، گزارش «سیا» را محکوم و آن را با اثری ضد یهودی متعلق به قرن نوزدهم به نام «پروتکل های ریش سفیدان صهیون»، مقایسه کرده است.

منابع: سایت های آنلاین جورنال وآلترانفو

منبع : روزنامه کیهان

مطالب مرتبط

نقش انگلیس در واگذاری فلسطین به صهیونیسم

نقش انگلیس در واگذاری فلسطین به صهیونیسم
۵ سال پس از شکل‌گیری جنبش جهانی صهیونیسم و در یک همسوئی آشکار با اهداف و برنامه‌های این جنبش، «آرتور جیمز بالفور» نخست‌وزیر وقت انگلستان۱ در ۱۹۰۲ میلادی تصمیم گرفت در شرق آفریقا و در قلب کشورهای اسلامی، موطنی برای یهودیان اختصاص دهد. اما تلاش‌های وی ناموفق بود. در سال ۱۹۰۳ بعضی از رهبران یهودی درباره تأسیس کشوری برای یهودیان در منطقه صحرای سینا با حکومت انگلیس مذاکره کردند. پس از آن، هرتزل بنیان‌گذار صهیونیسم، به انگلیس اعلام کرد که تنها راه حل مشکل یهودیان، ایجاد وطنی برای پناه دادن به مهاجران یهودی است. این اندیشه در غرب به ویژه در شخص بالفور، تأثیر فراوان گذاشت.
در ابتدای قرن بیستم میلادی در حالی که هدف سیاست استعمار انگلیس تثبیت وجود خود در هند، مصر و بخش‌های بزرگی از آفریقا و نیز حمایت از راه‌های مهم منتهی به این مستعمر‌ها بود، اوضاع جدیدی در صحنه سیاست جهانی پدیدار شد.
استعمار انگلیس، اهمیت فراوان و ارزش سوق‌الجیشی فلسطین و نقش بزرگی که می‌توانست به یاری موقعیت خویش در آینده استعماری آن ایفا کند را درک کرد.
فلسطین جایگاهی اساسی برای حمایت از صحرای سینا و کانال سوئز بود که این کانال مهمترین مصالح استعمار انگلیس و راه هند و آفریقا را تشکیل می‌داد. فلسطین، پیوندگاه سه قاره و مرکز سوق‌الجیشی مهمی برای چیرگی بر کرانه‌های جنوبی دریای مدیترانه و دریای سرخ و پایگاه عمده‌ای برای تمام طرح‌های توسعه طلبانه‌ای بود که بعدها پس از فروپاشی امپراطوری عثمانی، در سوریه، اردن، عراق و جزیره‌العرب رخ داد و لذا انگلیسی‌ها برای دست‌اندازی به فلسطین از یکسو در چانه‌زنی با فرانسوی‌ها در پیمان موسوم به «سایکس پیکو»۲ این کشور را در جریان تجزیه مستملکات عثمانی سهم خود ساختند و از سوی دیگر امتیازات فراوانی به یهودیان که انگیزه زیادی برای هم‌پیمانی با انگلستان در مهار مقاومتهای اسلامی و ضداستعماری مردم فلسطین داشتند واگذار نمودند.
در این راستا وایزمن، رئیس وقت جنبش صهیونیسم،‌تلاش‌های بی‌وقفه‌ای برای همسو کردن مواضع انگلیس با دیدگاههای صهیونیستی انجام داد. بعد از تبلور این اندیشه، حکومت انگلیس پیش‌نویس مستندی را در ژوئن ۱۹۱۷ م آماده کرد و در آن دیدگاه‌های وزیر خارجه‌اش، «آرتور جیمز بالفور»را مد نظر قرارداد و تجربیات قدیمی او را درباره اسکان مهاجرین یهودی منعکس، و بر مفهوم احداث پناهگاه برای ستم‌دیدگان آنها تأکید کرد. اما صهیونیستها با این دیدگاه مخالفت کردند. زیرا آنان نه یک سرپناه تحت نظارت انگلیس بلکه یک کشور مستقل برای خود به منظور تأسیس دولت یهود ر آن می‌خواستند.این تأکید با مخالفت و عدم انعطاف انگلیسی‌ها روبرو شد آنان از یکسو برای خواسته صهیونیستها احترام قائل بودند و از سوی دیگر نمی‌خواستند حاکمیت خود را بر فلسطین از دست بدهند. از این رو در دراز مدت با واگذاری فلسطین به یهودیان موافقت کردند.
این توافق در نهایت منجر به صدور اعلامیه‌ی «بالفور» شد. لرد بالفور در جلسه مورخه ۳۱ اکبتر ۱۹۱۷ م کابینه انگلیس اعلام کرد:
«... دولت اعلی‌حضرت پادشاه (انگلستان) به موضوع تأسیس وطن ملی یهودیان در فلسطین با نظر موافق می‌نگرد، و برای رسیدن به این هدف، تمامی تلاش‌های خویش و مساعی خود را به کار خواهد برد تا راه رسیدن به اهداف را هموار سازد. مشروط بر این که هیچ نوع اقدامی صورت نگیرد که به حقوق ملی و مذهبی جماعت غیر‌یهودی در فلسطین و اصل حقوق و موقعیت سیاسی یهودیان در کشورهای دیگر لطمه بزند...»
سپس در روز دوم نوامبر ۱۹۱۷ م، لرد بالفور این اعلامیه را همراه یک نامه برای لرد روچیلد بدین مضمون فرستاد:
دوست عزیزم لرد روچیلد
بسیار خوشحال شدم از این که اطلاع پیدا کردم به شما نیابت حکومت سلطنتی اعطا شد و اظهارات ذیل را که خواسته صهیونیستها و مورد تأیید شورای وزیران است، تقدیم می‌کنم.»
سپس در آغاز ژانویه، ۱۹۱۹ م. کنفرانس پاریس گشایش یافت. تا در جوی مالامال از خوش‌بینی،‌در خصوص نزدیک شدن موعد اجرای اصل تعیین سرنوشت، نقشه‌‌ای تازه برای جهان بکشد، و پایه‌های نوین روابط بین‌ا لمللی پس از جنگ جهانی را پی‌بریزد.
از همان آغاز معلوم بودکه صهیونیست‌ها از قدرت فراوانی در کنفرانس برخوردارند، چندان که به ایشان امکان می‌داد به تمام اهداف خود دست یابند. این در حالی بود که فیصل، نماینده عرب‌ها (پادشاه حجاز)، در کنفرانس حضور داشت. وی از همان آغاز با فشارهایی از طرف فرانسویان روبه‌رو شد. از طرفی انگلیسی‌ها نیز راحتش نمی‌گذاشتند نتیجه این شد که فیصل به پیمان «فیصل وایزمن» تن داد و در برابر صهیونیسم، موضع ملایمی گرفت. زیرا از یک طرف بر وحدت و استقلال عرب‌ها، از اسکندرون تا اقیانوس هند، تأکید می‌کرد و از طرف دیگر، از قرابت خونی آنان و یهودیان در فلسطین سخن می‌گفت و تقاضا داشت که یکی از کشورهای بزرگ، سرپرستی فلسطین را بر عهده بگیرد و حکومتی برای آن انتخاب شود که نماینده واقعی مردم آن سرزمین باشد.
در همین کنفرانس شورای عالی متفقین درتاریخ بیستم آویل ۱۹۲۰ م مقرر داشت که فلسطین تحت‌الحمایه انگلیس قرار گیرد، به شرط آن که این کشور به اجرای اعلامیه بالفور متعهد شود. سازمان ملل در تاریخ بیست و چهارم جولای ۱۹۲۲ م، در اجلاس خود مقرر داشت تا فلسطین در اجرای مصوبه شورای عالی متفقین، صادره در بیستم آوریل ۱۹۲۰م، زیر قیمومیت انگلیس قرار گیرد. سازمان ملل در همان اجلاس سند قیمومیت انگلیس بر فلسطین را تصویب، و ‌آن را منتشر کرد. حکومت انگلیس نیز از سند قیمومیت به صورت اهرمی برای سیاست استعماری خود در یهودی کردن تدریجی فلسطین استفاده کرد.
اجرای این نقشه در تابستان ۱۹۲۰ م، که حکومت انگلیس اداره غیر نظامی فلسطین را به «هربرت ساموئل» واگذار کرد، شکل دیگری یافت. او که یک یهودی انگلیسی و فعالیت‌هایش در جنبش صهیونیسم زبانزد بود، فرماندار عالی انگلیس در فلسطین لقب گرفت. علاوه بر این‌ها، حکومت قیمومیت انگلیس، جانبداری از منافع صهیونیست‌ها بر ضد عرب‌ها را از حد گذراند. به طوری که همواره در زیان رساندن به آنان و تضعیف آنها از همه جهت به نفع صهیونیست‌ها تلاش می‌کرد. او عرب‌ها را از تمامی حقوق مربوط به مشارکت در اداره کشور و صدور قوانین و احکام محروم کرد و هرگز در حمایت از حقوق دهقانان و کشاورزان عرب در زمین‌هایی که به صهیونیست‌ها منتقل شد، اقدامی نکرد، در صورتی که مدارس و آموزش‌گاه‌های صهیونیست‌ها را به خودشان واگذار کرد.
در سال‌های ۲۳ ـ ۱۹۲۲ م، حکومت انگلیس طرحی برای تأسیس مجلس قانون‌گذاری عرضه کرد، ولی عرب‌ها آن را (چون بر پایه اعلامیه بالفور و قیمومیت استوار بود) رد کردند. سپس طرح شورای مشورتی را عرضه کرد، ولی عرب‌ها به همان علت آن را نیز رد کردند. بعد تأسیس «دفتر آژانس عرب» را پیشنهاد کرد که آن نیز رد شد. اگر مردم فلسطین، هر یک از طرح‌ها را می‌پذیرفتند، دولت صهیونیستی، همان‌گونه که میان انگلیس و جنبش صهیونیسم توافق شده بود، در سال ۱۹۳۴ م برپا می‌شد. «حاییم وایزمن» در کتاب خاطرات خود می‌گوید:
«مقاومت شدید فلسطینی‌ها و ایستادگی «مفتی امین‌الحسینی» و شورش‌ها بود که اجرای برنامه‌ها را در فلسطین تا سال ۱۹۴۸ م به تعویق انداخت. در حالی که مقرر شده بود حداکثر تا سال ۱۹۳۴ م به اجرا درآید.»
در زمانی که ملت فلسطین، طرح‌های پیشنهادی انگلیس را براساس اعلامیه بالفور و سند قیمومیت را رد می‌کرد و همواره بر تأسیس حکومت ملی در کشور تأکید می‌ورزید تا عربها و یهودیان به تناسب جمعیت خود در ‌آن شریک باشند.، انگلیس این درخواست را قاطعنانه رد می‌کرد،‌نخستین نظریه منفی در کتاب سفیدی آمد که «وینستون چرچیل»، وزیر مستعمرات آن زمان درسال ۱۹۲۳م، منتشر کرد. در آن گفته شد:
«حکومت بریتانیا نمی‌تواند با تأسیس حکومت ملی موافقت کند، چون تأسیس چنین حکومتی اجرای برنامه تأسیس وطن یهودیان در فلسطین را به تعویق می‌اندازد.»
پس از شدت یافتن مقاومت فلسطینی‌ها در برابر حکومت انگلیس و هجوم صهیونیست‌ها، انگلیسی‌ها یقین پیدا کردند که بهترین وسیله برای سرکوب فلسطینی‌ها و تشکیل دولت یهودی، نیروی مسلح است. از این رو، آنها به طور آشکار به مسلح کردن و آموزش دادن صهیونیست‌ها پرداختند و در زمان انقلاب ۱۹۳۹ ـ ۱۹۶۳ م، مقادیر زیادی اسلحه به صهیونیست‌ها دادند.
پس از شروع جنگ جهانی دوم، حکومت انگلیس تلاش‌های خود را برای سازماندهی نظامی صهیونیست‌ها و مسلح کردن آنها افزاش داد و «لشکر یهود» را تأسیس کرد و پس از پایان جنگ جهانی به نیروهای آن اجازه داد که با اسلحه خود وارد فلسطین شوند. در دهه ۱۹۳۰م، نیز عده‌ای از افسران خود را مأمور کرده بود به اعضای سازمان صهیونیستی «هاگانا» آموزش نظامی بدهند تا شیوه‌های مقابله با اعراب را بیاموزند.
انگلیس همواره ادعا می‌کرد که در اداره کردن فلسطین، از سیاست بی‌طرفی پیروی می‌کند، اما جنگ جهانی دوم از ماهیت سیاست و اهداف استعماری آن کشور پرده برداشت. در این سال، انگلیس اجازه داد تا انتقال صهیونیست‌ها به فلسطین ادامه یابد. در دسامبر ۱۹۴۴م، کمیته مرکزی حزب کارگر انگلیس، ضمن جلسه فوق‌العاده‌ای در لندن، اعلام کرد:
«تبدیل فلسطین به کشوری یهودی و بیرون راندن مردم عرب‌ آن به کشورهای مجاور لازم و ضروری است.»
و سرانجام در سال ۱۹۴۶م، هنگامی که حکومت انگلیس اطمینان پیدا کرد که زمینه لازم در مجامع بین‌المللی برای تأسیس دولت یهودی در فلسطین آماده شده است، با تفاهم و همدستی آمریکا و جنبش جهانی صهیونیسم مسأله را در سازمان ملل متحد، برای یافتن راه حلی مطرح کرد. به این ترتیب بود که قطعنامه تقسیم فلسطین درتاریخ ۲۹ نوامبر ۱۹۴۷ م صادر شد. وقتی در مجمع عمومی سازمان ملل متحد درباره تقسیم فلسطین رأی‌گیری می‌شد،‌انگلیس، علی‌رغم داشتن نقش اول و اصلی در طراحی و زمینه‌سازی تقسیم و سپس اجرای آن، رأی ممتنع داد. زیرا اطمینان داشت که این طرح اکثریت آرای لازم را به دست خواهد آورد. انگلیس این موضع‌گیری را برای فریب عرب‌ها و مسلمان‌ها اتخاذ کرد، تا به آنها بقبولاند که در جنایت تقسیم فلسطین دست نداشته است.
پس از آن که انقلاب فلسطین بر ضد طرح تقسیم شروع شد، انگلیس با سرعت هر چه تمامتر نیروهای مسلح خود را در فلسطین به کمک صهیونیستها فرستاد، تا از انقلاب جلوگیری کند، نیروهای انگلیس، همواره برای حمایت کاروانهای صهیونیستی با آنها همراه می‌شدند و اسلحه و مهمات برای صهیونیستهایی که در بیت‌المقدس و سایر جاهای دیگر محاصره شده بودند، می‌فرستادند. این نیروها،‌ همراه با نیروهای «هاگانا» و دیگر سازمانهای مخفی تروریستی صهیونیستی در مقابله با عربها شرکت می‌کردند.
انگلیس برای آنکه جنبش صهیونیسم بتواند به موقع تشکیل دولت اسرائیل را اعلام کند، تاریخ خروج خود از فلسطین را تا ۱۴ می ۱۹۴۸ م جلو انداخت. هدف از این اقدام آن بود که هر نوع مقاومتی که از طرف اعراب در برابر نقشه‌های آن صورت می‌گیرد، به کلی سرکوب شود و هرگونه مخالفتی را از بین ببرد و ریشه مبارزه علیه هجوم صهیونیستها را بخشکاند.
از سال ۱۸۹۷ تا۱۹۴۸ (تأسیس اسرائیل) در مجموع ۲۲ کنگره صهیونیستی برگزار گردید که در هر کدام از این کنگره‌ها که نقش پارلمان دولت صهیونیستی را داشت، تصمیمات اساسی و قوانین مهمی تصویب گردید.
در جریان کنگره بیست و دوم (۱۹۴۶) در شهر بال سوئیس، «برنامه بالتیمور» (محور سیاست صهیونیستی) تدوین گردید. این برنامه، تشکیل دولت یهودی را که هدف اصلی بیانیه بالفور (قول مساعد انگلستان برای تشکیل دولتی یهودی در فلسطین) و سند قیمومیت است و همچنین تشکیل یک ارتش یهودی و برداشتن هرگونه محدودیتی برای خرید زمین در فلسطین توسط مؤسسات صهیونیستی را تضمین می‌کند.
شورای عمومی صهیونیستی با تشکیل کمیته اجرایی، «دیوید بن‌گوریون» را به عنوان ریاست این کمیته منصوب کرد. بن‌گوریون تلاش صهیونیست‌ها را برای تشکیل دولت یهودی رهبری کرد. سرانجام در روز ۱۴ می ۱۹۴۸ یعنی اندکی بعد از به رسمیت شناخته شدن حضور صهیونیستها در فلسطین توسط سازمان ملل و کمی بعد از کشتار دیریاسین، درست یک روز قبل از اتمام قیمومیت انگلستان بر فلسطین، بن‌گوریون، تأسیس دولت اسرائیل را اعلام نمود و نخستین کابینه این دولت را به ریاست خود تشکیل داد.

وبگردی
تیپ پسر الهام و فاطمه رجبی در آلمان!
تیپ پسر الهام و فاطمه رجبی در آلمان! - «شباهت عجیب علی الهام استاد هوا فضا در دانشگاهی در آلمان به غلامحسین الهام معاون رئیس جمهور سابق!
شبهای داغ مدیترانه !
شبهای داغ مدیترانه ! - «حسن کردمیهن» متهم آمریت حمله به سفارت عربستان به تازگی در کرج، مرکز استان البرز، رستوران راه انداخته است.
حاشیه تازه برای سید احمد خمینی / تصویر
حاشیه تازه برای سید احمد خمینی / تصویر - سید احمد خمینی، نتیجه امام خمینی که چند هفته پیش با ازدواجش خبرساز شده بود، بار دیگر با انتشار عکسی از او و همسرش در حین سوارکاری حساسیت نسبت به خود را برانگیخته است و باعث تحریک مخاطبان و کاربران در فضای مجازی شده است.
رفتار عجیب دو نفر از همراهان رئیس جمهور در زمان سخنرانی!
رفتار عجیب دو نفر از همراهان رئیس جمهور در زمان سخنرانی! - دو نفر از کسانی که همراه رئیس جمهور در سمنان حضور داشتند در هنگام سخنرانی روحانی رفتار غیر معمولی از خود نشان میدادند.
اظهارات جنجالی دو بازیگر زن درمورد فساد شدید در سینما
اظهارات جنجالی دو بازیگر زن درمورد فساد شدید در سینما - ظهارات جنجالی لیلا بوشهری و شقایق دلشاد درباره فساد در سینما: چرا دایرکت میدم فالو نمیکنید؟ ساعت یک شب چرا باید زوایای صورت منو ببینن؟
بخشی دیده نشده از رفتار سخیف مجری تلویزیون با فراستی!
بخشی دیده نشده از رفتار سخیف مجری تلویزیون با فراستی! - بخشی دیگر از برنامه «من و شما» با حضور مسعود فراستی و برخورد توهین آمیز مجری رسانه ملی را می بینید که در رسانه ها باز نشر نشد.
خلاصه داستان و بازیگران سریال بانوی عمارت +تصاویر
خلاصه داستان و بازیگران سریال بانوی عمارت +تصاویر - مریم مومن متولد دهه 70 می باشد و حضورش در بانوی عمارت اولین تجربه بازیگری است و به واسطه این سریال وارد دنیای بازیگری شده است . او در کلاس های تئاتر فعالیت داشته است .
شهردار سابق سلامت و مشغول زندگی جدید است !
شهردار سابق سلامت و مشغول زندگی جدید است ! - پس از اولین گفت وگوی رسمی میترا استاد (نجفی) و تایید ازدواجش با محمدعلی نجفی، حالا شهردار سابق، در نخستین واکنش به جنجال ها، عکس تازه ای از خود و میترا استاد در اینستاگرامش منتشر کرده است.
تصاویری از لحظه ربوده شدن مرزبانان ایرانی در مرز میرجاوه
تصاویری از لحظه ربوده شدن مرزبانان ایرانی در مرز میرجاوه - گروه تروریستی جیش العدل نخستین تصاویر از حمله به پاسگاه مرزی در میرجاوه ۱۴ مهر امسال را منتشر کرد؛
روایتی دردآور از تن‌فروشی زنان در خیابان‌های تهران
روایتی دردآور از تن‌فروشی زنان در خیابان‌های تهران - سه نفر کنار هم حوالی میدان مادر ایستاده‌اند. زنی قد بلند که موهایش زمینه نسکافه‌ای دارد به هر ماشینی که بلندتر بوق می‌زند نزدیک می‌شود و قیمت را آرام و به سرعت بیان می‌کند. او می‌گوید: «... صد هزار تومان، تو ماشین ۷۰ هزار تومان، گروپ ۳۰۰ هزار تومان و جا هم داریم»، جملات کوتاه و بی‌تفاوت بیان می‌شود. جلوتر دختر کم سن و سالی که شاید ۱۶ سال هم نداشته باشد، ایستاده و از سرما نوک بینی‌اش قرمز شده است، با…
چالش جدید با نام «نوه آیت‌ا... یزدی»!
چالش جدید با نام «نوه آیت‌ا... یزدی»! - روز پنجشنبه تصویری در فضای مجازی منتشر شد که قابل تامل بود. زهرا تخشید نوه آیت‌ا... یزدی است که با انتشار تصویری که از دانشگاهش در نیویورک منتشر کرده بود، نوشت: «عکسی که دیروز عصر از دانشگاهم گرفتم با چراغ‌های همیشه روشنش».