شنبه ۲ تیر ۱۳۹۷ / Saturday, 23 June, 2018

قول های قرآن


قول های قرآن
در رابطه با مخاطب شناسی در فرآیند ارتباطات دینی نکاتی واجد اهمیت است. مخاطبین ما در ارتباطات دینی، انسان به معنای عام کلمه است. همه انسان ها فارغ از جا و مکان و فکر و فرهنگ و اندیشه، مخاطب پیام دین ما هستند. از آنجا که دین اسلام آخرین دین الهی و پیامبر اکرم هم خاتم انبیاست و دین ما دین جهانی است، مخاطب ما همه هستند و بایستی برای همه برنامه ریزی کرد. با عنایت به اینکه مسائل فراوانی در شکل گیری فکر و اندیشه و آمادگی انسان ها برای پذیرش پیام دین ما تاثیر گذاشته است، باید توجه داشت که پیام دینی ما ویژگی های خاصی دارد که انسان را با خصایصی که همه انسان ها دارند مخاطب قرار می دهد.
این پیام با فطرت و طبیعت انسان ها هماهنگ است. لذا این امر انجام کار را برای ما ساده می کند؛ چراکه که همه انسان ها در امر فطرت برابر هستند و امور فطری در همه انسانهاست و زمان و مکان در آن تاثیری ندارد مگر آنکه بتواند مقداری لایه ها و زنگارهایی روی فطرت انسان ها را بگیرد. نکته دیگر، فرهنگ انسان ها در جاهای مختلف دنیاست. فکر و فرهنگ، وضعیت معیشت و رفاه تاثیر زیادی در منتقل کردن فکر و فرهنگ دینی به آن ها دارد.
نکته دیگر موثر در برقراری ارتباط، روحیات مختلف انسان هاست. همه انسان ها از یک روحیه برابر برخوردار نیستند. بعضی روحیه ها شکل نگرفته اند و بعضی ها مغرور، لیز و سرخورده اند. با توجه به همه موارد ذکر شده از محیط زندگی که تاثیر در انتقال پیام دینی دارند تا روحیات، موقعیت زندگی همه و همه در این که ما به چه نحو پیام خود را مطرح کنیم نقش به سزایی دارند. برای همه نمی توان یک قالب و بسته بندی ثابت پیامی ارائه داد. پیام برای افراد مختلف با بسته های مختلف باید مطرح شود. می بینیم که قرآن در نحو برخوردی که برای رساندن پیام مطرح می کند، قول های زیادی را مطرح می کند. می گوید یک جا با قول بلیغ، یک جا با قول بیّن، یک جا با قول میسور، یک جا با قول ثقیل و یک جا می گوید با قول سدید بگوئید که هرکدام از آنها جایگاه خاص خود را دارد و باید در جایگاه خودش به کار رود. آنجایی که با فردی مواجهید که دچار نفرت، بدبینی و شک است، بایستی پیام دینی شما درقالب و بسته ای باشد که بتواند از تمامی موانع او گذشته و به او برسد. یا در جایی که کسی موانع زیادی دارد و نمی خواهد پیام ما را بپذیرد، پیام ما باید قول سدیدی باشد که تمامی موانعی را که او دارد، همه را سد بکند و پیام ما را به او برساند. با عنایت به اینکه بر اساس روایات رسیده، پیام دینی یک پیام منفعل نبوده بلکه فعال و مهاجم است و با توجه به اینکه این پیام، هماهنگ با فطرت انسانهاست حالتی دارد که می تواند با هجمه، تمامی موانع را کنار بزند و پیام خود را برساند. بنابراین برای اینکه بخواهیم پیام خود را مطرح کنیم اول باید مخاطبین خود را بشناسیم. فکر، فرهنگ و موقعیت اجتماعی آنها را از نظر رفاه، امنیت و برخورداری مورد توجه قرار دهیم تا بتوانیم وارد شویم. هرکجا نمی توان پیام را به یک گونه عرضه کرد. پیامبراسلام برای عرضه پیام خود به عده ای با برهان و دلیل، با یک سری با اعجاز و با یک عده با محبت و تالیف قلوب پیام خود را مطرح می کند و با بعضی ها هم با برخورد جدی و تقریبا خشن پیام خود را منتقل می کند. ما وقتی که مخاطبین پیام خود را در حوزه ارتباطات دینی در جهان مورد توجه قرار می دهیم می بینیم که ما در هر کجا نیاز داریم ویژگی ها و خصوصیات مخاطبان را بشناسیم و توجه به آن و از کجا شروع کردن خیلی مهم است. ما تا مخاطب خود را نشناسیم نمی دانیم ازکجا شروع کنیم.
وقتی که می بینیم قرآن خود را شفا مطرح می کند، می بینیم شروع کردن باید از جای خاصی شروع شده و در دسته خاصی مطرح شود تا بتوان به نتیجه رسید. در جمع محققانی که اینجانب نیز در آن حضور داشتم، در جلساتی زیاد خواستیم بفهمیم و بدانیم که اگر بخواهیم معارف اهل بیت(ع) را برای همه انسانها که حق آنهاست که با این پیام آشنا شوند، مطرح کنیم بایستی چگونه و درچه قالب هایی و هر کجا هم باید چگونه شروع کنیم؟ در نهایت ما به جزوه ای تحت عنوان نظام نشر معارف اهل بیت (ع) در سراسر جهان رسیدیم. یکی از مسائلی که ما در این جمعبندی به آن رسیدیم این بود که اگر بخواهیم این کار را در دنیا انجام دهیم و بخواهیم فرهنگ های دنیا را جمع کنیم وبرای هرکدام نسخه ای داشته باشیم، باید جهان به ۱۱ اقلیم فرهنگی تقسیم شود که ویژگی های فرهنگی کل مردمان کره زمین را شامل می شود. اقلیم اولی که برای خود و هدفمان تعریف کردیم کشورهای توسعه یافته با فرهنگ و الگوی توسعه غرب بود.
این کشورها خصوصیات مشترک دارند. خصوصیات مشترک این است که مدرنیسم و سکولاریسم در این کشورها تسلط و اقتدار دارد و این کشورها به سرعت به سمت پست مدرنیسم پیش می روند. به دلیل رواج اندیشه های سکولاری پس از رنسانس دین ستیزی و دین گریزی در این کشورها وجود دارد و از فقر شدید معنوی رنج می برند که گرایش به مکاتب عرفانی مشرق زمین به منظور کمبود معنویت و سرگشتگی و احساس پوچی و بی هویتی در این کشورها وجود دارد. اگر ما بخواهیم در این کشورها شروع کنیم باید از کجا شروع کنیم؟ نمونه این کشورها آمریکا، کانادا، اروپای غربی، ژاپن و بخش شهری استرالیا است. شروع در این کشورها باید از جای خاصی باشد. اقلیم دوم کشورهای غیرمسلمان بلوک شرق بود. مثل روسیه، روسیه سفید، اوکراین، گرجستان، ارمنستان، یوگسلاوی، کرواسی، چین و کوبا که در این اقلیم خصوصیات خاصی را شاهدیم. اندیشه های کمونیسم و مارکسیسم دراین کشورها سیطره دارد و نتیجه هم این بود که این کشورها از معنویت تهی شدند و ماتریالیسم بر آنها حاکم است. دو جریان امروزه در این کشورها نفوذ پیدا کرده است؛ یکی جریان تمدن و فرهنگ غرب که عده زیادی از مردم و کشورها به این سمت و سو می روند و این هم به خاطر تعقل و تفکرشان نیست بلکه تکنولوژی برتر و رفاه بیشتر انگیزه آنهاست. جریان دیگر تفکر و اندیشه دینی است. اینجا هم نسخه خاصی مورد نیاز برای برقراری ارتباط دینی است.
کشورهای مسلمان در حال توسعه مثل مالزی، اندونزی، مصر، مراکش، الجزایر، عربستان، کویت، قطر، بحرین در قلمرو سوم قرار می گیرند که به دلیل اقتباس از الگوهای توسعه غرب به سرعت به سمت مدرنیسم پیش می روند و غرب گرایی در آنها فراوان است. اینجا هم نقطه شروع ما برای رساندن پیام دینی از منظر خاصی باشد. همچنین اقلیم های دیگر نظیر کشورهای عقب مانده مسلمان، کشورهای غیرمسلمان در حال توسعه، کشورهای عقب مانده غیرمسلمان، کشورهای تازه استقلال یافته مسلمان، جوامع شیمی، جوامع صوفی و جوامع پایبند دینی. اینها اقالیم فرهنگی هستند که در دنیا وجود دارند و پیام دینی ما برای هر کدام از آن ها بایستی با شکل و رنگ خاص خود مطرح شود. در این اقالیم هم ما با گروههای مختلفی روبروئیم؛ کودکان، نوجوانان، جوانان، عموم مردم، نخبگان جامعه که هرکدام از آنها هم برای ارتباط گیری سبک و سیاق خاصی نیاز دارند. اینجاست که مسئله شناخت در نحوه ارتباط دینی خیلی راهگشاست.
شناخت رفتار پیامبران الهی که کارشان رساندن پیام دینی و الهی به همگان بود واجد اهمیت است. انبیاء در هر جامعه ای که پیام رسانی را شروع کردند، اولین ویژگی پیام های آنها این بود که با توجه به ذوق و علایق و سلایق مردم پیام خود را آغاز می کردند. قرآن هرجا که پیامبران الهی را معرفی می کند اول آنها را به عنوان بشیر معرفی می کند: "و ما ارسلناک الا مبشرا ونذیرا." پیامبر اول بشیر است. یعنی بشارت می دهد و با بیدار کردن انگیزه های خفته، مردم را با علاقه به سوی خود می کشد. در آموزه های پیامبران الهی بنگرید؛ در هر قومی که فرستاده شدند، آموزه هایشان به یک سمت و سویی هست که هم نیازهای مردم است وهم کشش ها و جاذبه هایی برای مردم دارد. پیام های حضرت موسی را ببینید که جامعه بدبخت به استضعاف کشیده شده را نشان می دهد. عمده آموزه های حضرت موسی در جهتی است که آنها را از استضعاف دربیاورد و مردم هم به آن گرایش دارند. لذا مادی گرایی که امروز در یهود به صورت گسترده می بینیم غالبا در آموزه های حضرت موسی برای آنها مطرح شده است. یا حضرت عیسی در جامعه ای که از فقر معنویت رنج می برد، ظهور می کند و مسائل معنوی و گرایش به محبت و عشق را آنجا مطرح می کند. یا زمان زرتشت، مردمی که به شدت از خشونت انزجار دارند به تصویر کشیده می شود. در آموزه های حضرت زرتشت هیچ جا بحث خشونت اصلا دیده نمی شود.
لذا در بحث مخاطب شناسی باید به چند نکته توجه داشت. باید مخاطبین را با ویژگی های فردیشان شناخت. ویژگی فردی افراد عالم نامحدود نیست. همه انسان ها را اگر بخواهیم در قالبهایی بیاوریم و ویژگی های آنها را بررسی کنیم، از نظر ویژگی های فردی شاید به ۳۰ قالب بیشتر برخورد نمی کنیم. برای هر قالب هم می توان پیام خاصی را برگزید. وقتی قرآن داستان هایی را مطرح می کند، در این داستانها دو نکته را می بینیم؛ درهر قوم و هر داستانی که بنگریم ویژگی ها و خصوصیات اخلاقی آنها همگی مطرح شده است و سپس می بینیم که قرآن بعد از ذکر این خصوصیات راه مواجهه با آنها را برای مطرح کردن پیام خود و قالب پیام و نحوه رساندن پیام را مشخص می کند. قرآن روحیه های مختلف افراد در جوامع انسانی را مطرح و سنجیده است.
نحوه برخورد و موجهه با آنها و دادن پیام به این روحیه های مختلف را مطرح کرده است. ولی ما روی این قضیه کار و تحقیقی انجام نداده ایم. وقتی مخاطب، نیازها و محیطی که بر مخاطب غالب بوده است و می تواند در رساندن پیام ما مشکل ایجاد کند شناخته شد، باید دقت شود که با توجه به روحیات و ویژگی های افراد معارف دینی مختص به آن روحیه ارائه شود.
نکته دیگری که درقالب های ارائه مطالب دینی حائز اهمیت است این است که با یک قالب نمی توان به پیش رفت. تمامی ظرفیت ها و قالب های زمان و ابزارها و تکنولوژی روز بایستی برای جمع بندی مناسب استفاده شود. در بخش دیگر سخنم به قول های قرآنی می پردازم. وقتی به قول های قرآنی برای تبلیغ نگاه می کنیم می بینیم که در بعضی جاها به قول معروف اشاره می کند، قول لیّن، قول حسن، احسن، قول سدید، قول میسور و.... قول های قرآن برای مخاطبین مختلف خیلی حرف دارد که جای کار و تحقیق زیادی دارد. قرآن مشخص می کند که درچه فضا و با چه فردی بایستی با قول لیّن شروع شود و در چه فضا و فردی با قول میسور، سدید، بلیغ و .... ما باید برنامه ریزی معین داشته باشیم تا بتوانیم معارف اسلامی و قرآنی خودمان را با ویژگی که دارند که همانا هماهنگی با فطرت انسانهاست ارائه کنیم. فرستنده پیام دینی بایستی شرایطی را که فرستنده پیام باید دارا باشد، داشته باشد. نکته اول این است که باید ایمان به این پیام داشته و این پیام را با همه وجود هضم کرده باشد تا بتواند آن را مطرح کند. کسی که ظاهر پیام را گرفته نمی تواند تمام و کمال آن را مطرح کند. در بحث انتقال و ارائه معارف اسلامی و دینی اگر حاملان علوم نباشند، معارف و علوم و پیام ها امکان انتقال به دیگری را پیدا نمی کنند و با موت حاملان خود، آنها نیز می میرند.

متن حاضر سخنرانی حجت الاسلام احمدی قمی محقق حوزه و دانشگاه است که با عنوان «مخاطبان ارتباطات دینی» روز ۲۲ دی ماه ۱۳۸۷ در پژوهشکده باقرالعلوم ایراد شد.
سخنران: احمد - احمدی قمی
خبرنگار: سعید - بابایی

منبع : باشگاه اندیشه

مطالب مرتبط

نقش قرآن در اندیشه سیاسی

نقش قرآن در اندیشه سیاسی
امیر رضایی در كتاب كاربرد آیات قرآنی در اندیشه سیاسی دكتر شریعتی، آیاتی را كه دكتر شریعتی در ۳۵ مجلد مجموعه آثار خویش آورده، جمع آوری كرده است. نویسنده، تنها آیاتی را كه در اندیشه سیاسی دكتر شریعتی قرار می گیرد، استخراج نموده و خلاصه ای از تفاسیر مربوط به آن را آورده است. البته بیشتر مطالب اكثر كتاب های دكتر شریعتی به مسائل اجتماعی و فرهنگی مربوط است، و به تبع آن، آیات به كار رفته در آثار دكتر شریعتی؛ اما نویسنده می كوشد آیاتی را كه حتی بخشی از آن سیاسی است ذكر كند و تنها همان بخش و تفسیر مربوط به آن را بیاورد. به عقیده نویسنده، دكترشریعتی نوترین و بهترین تفسیرها را از آیات قرآن در كتاب هایش به عمل آورده است.
●آیات سیاسی قرآن
مهم ترین آیاتی كه دكتر شریعتی از آن برداشت و بهره برداری سیاسی می كند، به ترتیب سوره های قرآنی عبارتند از:
"لا اكراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی فمن یكفر بالطاغوت و یومن بالله فقد استمسك بالعروهٔ الوثقی لا انفصام لها و الله سمیع علیم ؛ در دین هیچ اجباری نیست راه از بیراهه به خوبی آشكار شده است، پس هر كس به طاغوت كفر ورزد و به خدا ایمان آورد، به یقین به دستاویزی استوار كه آن را گسستن نیست، چنگ زده است و خداوند شنوای داناست."(۱)
شریعتی در توضیح این آیه می نویسد: مسئله اساسی این است كه مردم حق و باطل و هنجار و ناهنجار را در زمان و در نظام خویش تشخیص بدهند. روشنفكر فقط باید این دو را در نظر مردم مشخص سازد. انتخاب با خود مردم بوده و انتخاب مردم مسلم است لذا نیازی به دیكتاتوری در نظام اجتماعی نیست.
"كنتم خیر امهٔ اخرجت للناس تامرون بالمعروف و تنهون عن المنكر و تومنون بالله ولو آمن اهل الكتاب لكان خیراً لهم منهم المومنون و اكثرهم الفاسقون؛ شما بهترین امتی هستید كه برای مردم پدیدار شده اید، به كارهای پسندیده فرمان می دهید و از كار ناپسند باز می دارید و به خدا ایمان دارید و اگر اهل كتاب (همه) ایمان آورده بودند، قطعاً برایشان بهتر بود. برخی از آنان مومن اند ولی بیشترشان نافرمانند."(۲)
شریعتی در این باره می گوید: "وصایت"، آن طور كه تشیع علوی می گوید، انتصاب است نه انتخاب به این معنا كه پیامبر، به عنوان رهبر و وصی، بهترین و لایق ترین كسی را كه برای ادامه رسالتش می شناسد، به مردم معرفی می كند و رهبری او را به مردم توصیه می كند. این توصیه یك سفارش ساده نیست كه مردم بتوانند به آن عمل نكنند، زیرا مردم موظف اند رهبری داناترین و پاك ترین انسان را بپذیرند، چنین كسی را پیغمبر به مردم می شناساند، تا بدین طریق جامعه اسلامی طی دوازده نسل ساخته شود، و این رهبران، جامعه اسلامی را در نهایت به آستانه ای برسانند كه امتی تشكیل شود تا مصداق این آیه كریمه باشد و در آن عناصر فساد و بردگی و استثمار و فریب مردم نابود كردند و هر فردی از مسلمان ها به رشد و آگاهی سیاسی و خود آگاهی دینی برسد و شایستگی این را پیدا كند كه بر اساس حكم دیگر اسلام (یعنی بیعت) سرنوشت خود را پس از دوره "وصایت"، خود انتخاب كند.
"یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله و اطیعواالرسول و اولی الامر منكم فان تنازعتم فی شی فردوه الی الله و رسوله ان كنتم تومنون بالله و الیوم الاخر ذلك خیر و احسن تاویلا؛ ای كسانی كه ایمان آورده اید، خدا را اطاعت كنید و پیامبر و اولیای امر خود را نیز اطاعت كنید. پس هر گاه در امری دینی اختلاف نظر یافتید، اگر به خدا و روز بازپسین ایمان دارید، آن را به كتاب خدا و سنت پیامبر او عرضه بدارید. این بهتر و نیك فرجام تر است."(۳)
به اعتقاد شریعتی در روزگاری كه رهبری، مشخص و علنی نیست و دستگاه های تبلیغاتی و ارتباطی نیز نمی توانند آزادانه عمل كنند، كنجكاوی كردن، "اما" گفتن و ... خطرناك است. باید اطاعتی كوركورانه و تشكیلاتی داشت و همین كه از رهبری قابل اعتماد فرمان رسید، بی چون و چرا اطاعت كرد؛ همان اصلی كه امروز در تشكیلات مبارزه مخفی می گویند. (بی چون و چرا از رهبری اطاعت كنید، بی شك اگر منحرف شدید، می توانید او را از پشت و پنهانی بزنید، اما از او رسماً سرپیچی نكنید). این معنای تقلیدی است كه در تشیع وجود دارد و شیعه پیروی از امام را بر اساس آیه "اطیعوا... . و اطیعواالرسول و اولی امرمنكم" توجیه می كند و امام را اولی الامر می داند كه خدا اطاعتش را در ردیف اطاعت از خود و اطاعت از رسول برشمرده است؛ همین تقلید نیز برای رهبر غیر امام معصوم، كه نائب اوست، در شیعه شناخته می شود. می بینیم كه این تقلید، یك تقلید اجتماعی و تشكیلاتی است، نه تقلید عقلی و بی مسئولیت.
"ولو شئنا لرفعناه بها ولكنه اخلد الی الارض و اتبع هواه فمثله كمثل الكلب ان تحمل علیه یهلث او تتركه یلهث ذلك مثل القوم الذین كذبوا بآیاتنا فاقصص القصص لعلهم یتفكرون. و اگر می خواستیم، خود او را به وسیله آن آیات بالا می بردیم. اما او به دنیا گرایید و از هوای نفس خود پیروی كرد، از این رو داستانش چون داستان سگ است. اگر بر آن حمله ور شوی، زبان از كام برآورد و اگر آن را رها كنی باز هم زبان از كام برآورد. این مثل آن گروهی است كه آیات ما را تكذیب كردند. پس این داستان را برای آنان حكایت كن، شاید كه آنان بیندیشند."(۴)
وقتی كه صحبت از "بلعم باعور" می شود، یعنی نشانه و سمبل كسانی كه در طول تاریخ بشری، به نفع گروه برخوردار حاكم - كه خودشان هم جزء آن گروه بودند - به ضرر مردم تحریف می كردند. قرآن به این جا كه می رسد، اصلاً ملاحظه تعبیر و ادب ظاهری و متداول را نمی كند و می گوید: "فمثله كمثل الكلب" یعنی مثال این ها مثال سگ است. چنین لحنی از این حكایت می كند كه اینها باعث نابودی استعدادهای بشری در طول تاریخ بوده اند و این توقف ها و ركودها و نابودی قهرمانان بزرگ و نابودی روح های بزرگ را در طول تاریخ بشری تثبیت می كردند و همین ها بودند كه تمام اثرات كوشش و جهاد و مبارزات پیغمبران به حق و دین به حق را در تاریخ از بین بردند. این طرز تعبیرات، حكایت از شدت نفرت نسبت به رسالت ملعون مذهب شرك در تاریخ می كند.
"و ما كان الله لیعذبهم و انت فیهم و ماكان الله معذبهم و هم یستغفرون. ولی تا تو در میان آنان هستی، خدا بر آن نیست كه ایشان را عذاب كند و تا آنان طلب آمرزش می كنند، خدا عذاب كننده ایشان نخواهد بود.(۵)
اسلام دین خداست و برای نجات آمده، اما می بینیم كه نجات نداده است. پس چاره ای نیست جز این كه پیروان دینی كه مدعی نجات و سیادت انسان و توده های محروم، و نابودی ظلم و جنایت، و استقرار یك نظام جهانی به نفع انسان است. معتقد باشند كه این حقیقت اگر چه در طول این هزار و چهار صد سال نتوانسته به شعارهای خود جامه عمل بپوشاند، اما خواهد پوشاند و قطعاً پیروز خواهد شد و بالاخره حقیقت محكوم، بر واقعیت باطل ولی حاكم، پیروز خواهد شد و ما منتظر چنین روز و چنین واقعه ای هستیم. چون خداوند به صراحت، وعده پیروزی اسلام را در قرآن داده كه توده های ضعیف مردم را پیشوایان بشریت خواهد كرد و زمین را به آنها خواهد بخشید و می بینیم كه تا حال این چنین نشده است، ولی در تحقیق آن شك نداریم؛ هر چند همه عوامل تاریخی و اجتماعی موجود به نابودی حق و ضعف روز افزون جبهه عدالت گواهی دهند و در این میان جز انتظار كاری نشود كرد."و قاتلوهم حتی لا تكون فتنهٔ و یكون الدین كله لله فان انتهوا فان الله ما یعملون بصیر؛ و با آنان بجنگید تا فتنه ای بر جا نماند و دین یكسره از آن خدا گردد، پس اگر از كفر باز ایستند، قطعاً خدا به آنچه انجام می دهند، بیناست."(۶)
در مسائل اجتماعی (نه در مسائل اعتقادی) الناس و الله به جای هم اند. بر این اساس هر جا می گوید: "الحكم لله" (حكومت از آن خداست) یعنی حكومت از آن مردم است نه از آنان كه خود را نماینده پروردگار خود خدا یا یكی از خویشان نزدیك خدا معرفی می كنند. "المال الله" یعنی سرمایه از آن مردم است، نه در انحصار دستگاه یا اشخاص مخصوصی به نام روحانی و كلیسا و...
"یا ایها الذین آمنوا ان كثیراً من الاحبار و الرهبان لیاكلون اموال الناس بالباطل و یصدون عن سبیل الله و الذین یكنزون الذهب و الفضهٔ ولا ینفقونها فی سبیل الله فبشرهم بعذاب الیم؛ ای كسانی كه ایمان آورده اید، اكثریت روحانیون و رهبران مذهب یهود و مسیحیت، اموال مردم را به ناحق می خورند و آنان را از راه خدا باز می دارند (یعنی عامل ركود و انحراف و گمراهی اند) و كسانی كه زر و سیم را ذخیره می كنند و آن را در راه خدا هزینه نمی كنند، ایشان را از عذابی دردناك خبرده."(۷)ابوذر طبق همین آیه می گوید "ای معاویه! این كاخ را اگر از پول خود می سازی، اسراف است و اگر از پول مردم می سازی، خیانت" یا " ای عثمان! گدایان را تو گدا كردی و ثروتمندان را تو ثروتمند ساختی." در چنین نظامی، رژیم خلافت به رژیم سلطنتی تبدیل می شود و تجملات و تشریفات پادشاهی در حكومت اسلامی پدیدار می گردد؛ شهوت پرستی و دنیا طلبی بر پارسایی و تقوای سیاسی رژیم اسلامی چیره شده است و در مقابل چنین رژیمی باید بدون توجه به ظاهر عوام فریب اسلامی نظام، به مبارزه برخاست و این تنها راه چاره است؛ چرا كه سكوت در مقابل چنین نظامی جز یك معنا ندارد. این كه موافقی و در كار آنها شریك.
"ولا تقف ما لیس لك به علم، ان السمع و البصر و الفواد كل اولئك كان عنه مسئولاً؛ چیزی را كه بدان علم نداری، دنبال مكن، زیرا گوش و چشم و قلب، همه، مورد پرسش واقع خواهند شد."(۸)
شریعتی بر آن است كه قرآن می گوید گوش و چشم و دل (احساس) همه مسئولند، یعنی جزء جزء و بند بند اندام آدمی دارای مسئولیت است. مسئولیت، مخصوص رهبر و روحانی و روشنفكر نیست. گفته می شود هر فردی، مسئول رهبری همه است و درست است كه: "هر كس با انتخابی كه می كند، چون دوست دارد كه همه مردم از او پیروی كنند و چنان كنند، با هر انتخابش، گویی برای همه عالم قانون كلی وضع می كند و مسوولیت هر فرد انسانی در زندگی اجتماعی اش به اندازه مسئولیت به عهده گرفتن سرنوشت همه انسان ها، دلهره آور و سنگین است."
"یا یحیی خذالكتاب بقوهٔ و آتیناه الحكم صبیا؛ ای یحیی! كتاب خدا را به جد و جهد بگیر و از كودكی به او (یحیی) نبوت داده ایم."(۹)
شریعتی توضیح می دهد: در آیه قبل و بعد این آیه نیز، خصلت هایی از یحیی بیان می شود كه او را شایسته و لایق رهبری و امامت قوم می كند. در تعبیر شیعه از این اصطلاح (امام) آمده است كه امام ایده آل است و تجسم عینی مسائل اقتصادی و ذهنی مذهب و نمونه عزیزی كه یك مكتب مذهبی به جامعه بشری می دهد تا در ساختمان نسل های انسانی، الگو قرار بگیرد. بنابر این امام به معنای الگو و نمونه است.قرآن، امامی است كه با كلمه ساخته شده و امام، قرآنی كه با عناصر انسانی ساخته شده است. كار و نقش امام این است كه "معالم الطریق" باشد یعنی علائم راهنمایی را نشان دهد. در این جا فردی فرض می كند كه از یك مكتب دیگر (مسیحیت یا زرتشتی یا یهودیت یا...) برای یافتن حق و حكومت حق به اسلام رو می آورد؛ یك بار حكومت را به صورت خلافتی می بیند كه خلیفه، عمامه پیغمبر بر سر دارد، اما در زیر عمامه، مظهر شرارت نهفته است. شمشیرهایی را كه در دست علی در جهادها وجود داشته و گرزهایی را كه بت خانه ها را ویران كرد (گرز توحید)، اكنون در دست كسانی می بیند كه خود مجسمه پلیدی و كفرند. چنین كسی رد پای اسلام را كجا باید بیابد؟ منبرها دست اینهاست، پیش نمازها و مفسرین و محدثین را اینها تعیین می كنند و ناشر كتاب های قرآن همین هایند. چنین فردی از كجا باید به حقیقت دست یابد؟ این است كه راه را گم می كند و به جایی می رسد كه تمام اسلام و ایده آلی كه او را به اسلام كشانده، وسیله ای برای استثمار او به نفع خلافت می شود. "علائم راهنمایی" یا "معالم الطریق"- كه پیشتر از آن نام برده شد- یعنی در این طوفان فرض ها و شهودت های سیاسی كه دستگاه حاكم بر ظاهر اسلامی به پا كرده است، چنین كسی با آن، راه خویش را باز یابد.
"قل اطیعوا الله و اطیعوا الرسول فان تولوا فانما علیه ماحمل و علیكم ما حملتم و ان تطیعوه تهتدوا و ماعلی الرسول الا البلاغ المبین؛ بگو خدا و پیامبر را اطاعت كنید، پس اگر پشت نمودید، بدانید كه بر عهده اوست آنچه تكلیف شده و بر عهده شماست آنچه موظف هستید و اگر اطاعتش كنید، راه خواهید یافت و بر فرستاده خدا جز ابلاغ آشكار ماموریتی نیست."(۱۰)
شریعتی می نویسد در این جا قرآن تاكید می كند كه هدایت دینی مردم نیز تنها به دست خداست و حتی شخص پیامبر هم در این كار نقشی ندارد و كار او تنها ابلاغ پیام است و بس. در این جا اسلام می كوشد تا نقش طبقه ای را نفی كند كه در تاریخ بشر به نمایندگی از طرف خدا یا خدایان، و به نام دین و اخلاق و هدایت خلق، خود را دارای مقام ممتاز اجتماعی و حتی ذات و تبار فوق بشری می شمرند و از این طریق بر احساس و اندیشه مردم افسار می زنند، همه را اسیر رژیم "استبداد" می سازند، حقیقت دین را به مصلحت تحریف می كنند، پندارهای خویش را به كتاب خدا نسبت می دهند و مردم را به پرستش خویش وا می دارند. این جاست كه اسلام رسمیت طبقاتی چنین قدرت حاكمی را نفی می كند و این مانع بزرگ را از سر راه آگاهی و آزادی و انتخاب و هدایت راستین مردم بر می دارد و بزرگ ترین عمل انقلابی را نه تنها در مذهب بلكه در تاریخ بشر انجام می دهد. اسلام به جای "روحانی" كه یك قدرت حاكم بر عقل و علم و حقیقت یابی است، "عالم" را می نشاند، كه یك نیاز ضروری جامعه است و آگاهی دهنده و عامل رشد بینش مذهبی.
"تبارك الذی نزل الفرقان علی عبده لیكون للعالمین نذیراً؛ بزرگ و خجسته است كسی كه بر بنده خویش، فرقان (كتاب جدا سازنده حق از باطل) را نازل نمود تا برای جهانیان هشدار دهنده ای باشد."(۱۱)
در اسلام، اعمال حكومت مذهبی در جامعه اسلامی وجود ندارد و كسی "روحانی حرفه ای" نمی شود. در اسلام میان مردم و خدا واسطه نیست. هر كس مستقیماً با او در تماس است. تحصیل علوم در انحصار عده خاصی نیست؛ تحصیل هم بر هر فردی- از زن و مرد- واجب است. اصول اعتقادی مذهب، تقلید بردار نیست و تبلیغ مذهبی و اصول اخلاقی، یك وظیفه عینی و عمومی است و افراد خاصی رسماً مامور این كار نیستند.
همه سربازند و در عین حال مبلغ خلق و رابط با خالق و این است مبنای "دموكراسی انسانی" كه آزادی فرد در برابر قدرت و مركزیت جامعه تامین می شود.
"و لقد خلقنا الانسان و نعلم ما توسوس به نفسه و نحن اقرب الیه من حبل الورید؛ و ما انسان را آفریده ایم و می دانیم كه نفس او چه وسوسه ای به او می كند و ما از شاهرگ او به او نزدیكتریم."(۱۲)
یعنی رابطه میان انسان و خداوند رابطه مستقیم است. واسطه ای میان انسان و خدا نیست. هر كس می تواند تنها نماز بخواند و مستقیماً با خدا تماس بگیرد. دین اسلام واسطه میان انسان و خداوند را از میان برده است؛ بر خلاف مذاهب دیگر كه بین انسان و خدا، واسطه قائل شده اند. مثلاً یك فرد كاتولیك، امكان ندارد عبادتش قبول باشد، مگر این كه تسلیم پاپ باشد. اگر عضو كلیسا نبود، به طور منفرد مسیحی نیست. در صورتی كه اسلام چنین قیدی ندارد. بنابر این وقتی كه خدا مخاطب ماست. نمی توانیم شخصی را واسطه قرار دهیم و این یك مسئله كاملاً اجتماعی است.
"قل اعوذبرب الفلق. من شرّ ما خلق. و من شر غاسق اذا وقب و من شر النفاثات فی العقد؛ بگو پناه می برم به خداوند سپیده دم، از شر آنچه آفریده است، از شر شب ظلمانی ای كه در آید و از شر جادوگرانی كه در بندها و گره ها افسون دمند و از شر حسودانی كه حسد ورزند."(۱۳)
دو نكته عمیق درباره این سوره ذكر كرده اند این كه اولاً، حسد از دیگر شرهایی كه باید از آنها به خدا پناه برد، جدا آمده است. و به طور استثنایی آن را یك شر مشخص در برابر همه شرهای دیگر عالم وجود نقل كرده است. ثانیاً نشان می دهد كه قرآن همیشه زنده است و از واقعیت های همیشه سخن می گوید. یعنی می بینیم كه دست های پنهان دشمن برای كوبیدن و لجن مال كردن عوامل بیداری و حركت در جامعه، همیشه از دوست كمك می گیرد و افراد مزاحم، بیگانه ها را به دست خودی ها از میان بر می دارد. زیرا اگر آنها را علناً نابود كند، بیشتر مایه تحریك و بیداری می شود.اما چگونه می توان دوست را با دست و زبان دوست فلج ساخت؟ فقط در اثر حسد. این افراد در اسلام و به خصوص تشیع، شیوه خاصی در پیش گرفته اند. مثلاً می دانیم كه در مبانی اعتقادی شیعه همچنان كه عدل و امامت هست، توسل و شفاعت و تقلید هم وجود دارد. این مبانی، بیشتر جنبه فردی و اخلاقی دارد؛ گذشته از آن ساده تر می توان تحریفشان كرد، مردم را به آن وسیله از مسائل حاد زندگی اجتماعی و پرداختن به مسئولیت های جمعی و اندیشیدن به عوامل و علل بدبختی عمومی و تضادها و تبعیض ها باز داشت، به نام تقیه و تقلید، ساكتشان كرد و به بهانه عبادت و تزكیه، به خود سربندشان ساخت. منظور از "نفاثات" عوامل پنهان كاری است كه در حكومت ظلمت، تبلیغاتی تفرقه انداز و آشوبگرانه به راه می اندازند، به سود مزدوران تبلیغاتی.
"قل اعوذ برب الناس. ملك الناس. اله الناس. من شر الوسواس الخناس. الذی یوسوس فی صدور الناس. من الجنهٔ و الناس؛ بگو پناه می برم به پروردگار مردم، پادشاه مردم، معبود مردم، از شر وسوسه گر نهانی، آن كسی كه در سینه های مردم وسوسه می كند، چه از جن و چه از انس.(۱۴)در اینجا از یك شر سخن می گوید و خدا را به سه صفت می خواند. از شر بیماری های عقل و شعوری كه پنهان است و می رود و می آید كه در درون های ناخود آگاه، آفت سودا زدگی و منگی را وادار كند سخن بگوید. شری كه از شر دشمن خارجی و حتی خائن داخلی خطرناك تر است "مرض" است نه "غرض". اینها قربانی سه طاغوتند: دشمنان مردم، روشنفكران خیانت كار و متعصبان منحط مذهبی. اینها قتل عام می كنند و قاتل نیستند، تهمت می زنند و خود نمی دانند و برای همین هم علی علیه السلام بیش از همه از همین ها رنج می برد، اما او خود می داند كه همه آزارهای این مردمان از نادانی است. قربانی جهل اند و ناچار بازیچه جور و ابزار ناآگاه خیانت و كشتن حق و خود نیز در پایان قربانی می شوند. قربانی همان ها كه ابزارشان ساخته بودند و برای همین هم علی همه تهمت ها و گستاخی ها و تفرقه ها و... را تحمل می كند و آنان را از شمار مسلمانان و حتی پیروان خویش طرد نمی كند. وقتی خطرشان جدی می شود، ناچار بر سرشان شمشیر می كشد، اما توصیه می كند كه پس از نهروان دیگر خوارج را تعقیب نكنید، آزار ندهید، بلكه از خدا بخواهید تا آگاهشان كند. "خناس" در تفسیرهای دیگر به معنای ظالم و دیكتاتور و جباری كه بر مردم مسلط است، نیز آمده است.
همچنین، در این آیه به سه صفت خدا تكیه می شود: رب، ملك و اله، كه نشانه نقش الله در جامعه انسانی است و این صفت ها فقط در رابطه با انسان معنا دارد. البته كه رب غیر ناس نیست، بلكه در این جا رب الناس و ملك الناس و اله الناس به معنای اجتماعی آمده، نه فلسفی و علمی، یا كلی.
●نتیجه سخن
بی شك كتابی كه برای اداره زندگی بشر آمده است، نمی تواند از ابعاد سیاسی زندگی اجتماعی بی بهره باشد. البته فهم نكات سیاسی آیات قرآنی نیازمند غور در آیات و تفسیر آنهاست و باید تفسیر آیات سیاسی قرآنی را همپای رشد فزاینده و تحولات اجتماعی، صنعتی و ارتباطی جهانی به پیش برد؛ تنها در این صورت می توان از این آیات برای در انداختن نظام سیاسی توسعه مند سود برد، نباید از سخن ها و تهمت ها هراسی به دل راه داد؛ زیرا، این هراس ها از تقوای الهی دور است و حاصل آن نیز، جامعه ای عقب مانده خواهد بود.

وبگردی
لادن طباطبایی در شبکه من و تو / فیلم
لادن طباطبایی در شبکه من و تو / فیلم - لادن طباطبایی، بازیگر شناخته شده سینما و تلویزیون ایران که برای درمان بیماری فرزندش مدتی است در خارج از ایران به سر می برد امروز مهمان شبکه «من و تو» بود و بدون حجاب مقابل دوربین این شبکه حاضر شد.
تصاویر/ لمس "آزادی" در ورزشگاه آزادی
تصاویر/ لمس "آزادی" در ورزشگاه آزادی - مردم تهران برای اولین بار و برای تماشای مسابقه‌ی فوتبال ایران و اسپانیا در جام جهانی ۲۰۱۸ بهمراه خانواده‌های خود به ورزشگاه صدهزار نفری آزادی رفتند
(ویدئو) رفع ممنوعیت صدای جواد یساری پس از ۴۰ سال
(ویدئو) رفع ممنوعیت صدای جواد یساری پس از ۴۰ سال - جواد یساری پس از ۴۰ سال با خواندن در فیلم «دشمن زن» دوباره به عرصه هنر بازگشت.این گزارش توسط تماشا تهیه و منتشر شده است. منبع
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی - مشاور رسانه‌ای احمدی نژاد دیشب با انتشار عکسی دلخراش از وضعیت جسمی «حمید بقایی» از بازگشت این مجرم پرونده‌ی مالی آن دولت به زندان اوین خبر داد.
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد!
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد! - در پی برگزاری نمایش مد لباس زنان به سبکی عجیب در عربستان، سر و صدای بسیاری در رسانه ها به راه افتاد. ماجرا از این قرار بود که لباسها بدون مانکن و مانند اشباح در حال پرواز با استفاده از پهباد نمایش داده شدند.
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی - علی اکبر ولایتی، مرد 37 شغله ای که به جز حوزه دیپلماسی، سالیانیست که کارشناس ادبی، فرهنگی، تاریخی، عرفانی و ... تلویزیون نیز هست، و هر سال دهها جلد کتاب به نام او منتشر می شود. همه ی این سوابق معششع یک سو و چرخش مادام سیاسی او در حوزه های مختلف، در سوی دیگر، کار را به جایی رسانیده که ولایتی را با ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» نیز می شناسند! ولایتی در تازه ترین تغییر مواضع خود این بار برجام را که روزگاری…
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده - در این ویدئو صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده توسط معلم مدرسه را مشاهده می کنید.
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی - پوری بنایی به عیادت پناهی رفت و دیدارش با مرحوم ناصر ملک‌مطیعی پس از پخش نشدن برنامه‌هایش از تلویزیون تعریف کرد.
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران!
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران! - ماجرای تکان دهنده اذیت و آزار گروهی دانش آموزان یک دبیرستان پسرانه در غرب تهران وارد فصل تازه‌ای شد.
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد!
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد! - در ادامه حضور چهره های شناخته شده در کمپین "خانم گزارشگر"، این بار آزاده نامداری مجری تلویزیون تلویزیون اقدام به گزارش فوتبال کرد. او برای این کار بازی خاطره انگیز ایران - استرالیا در مقدماتی جام جهانی 98 فرانسه را انتخاب کرده است که گزارش ضعیف او با انتقادات فراوانی مواجه شده است، تا حدی که وبسایت مربوط به این کمپین ویدئوی گزارش این او را از سایت حذف کرد.
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی - عکسی از حضور سید ابراهیم رئیسی در مراسمی ویژه منتشر شده است که گفته می شود متعلق به کنفرانس افق نو در مشهد بوده است. در این عکس حرکات عجیب خانمی با لباس های قرمز، چفیه بر گردن و پرچم در دست در مقابل ابراهیم رییسی به چشم می خورد که توجه کاربران بسیاری را در شبکه های اجتماعی جلب کرده است!