جمعه ۷ اردیبهشت ۱۳۹۷ / Friday, 27 April, 2018

نواندیشی در پرتو قرآن


نواندیشی در پرتو قرآن
تفسیر «پرتوی از قرآن» نوشته‌ مجاهد نستوه مرحوم آیت الله طالقانی تفسیری است که تدوین آن مقارن با یکی از مهمترین مقاطع تاریخ سرزمین اسلامی ما بوده است. این تفسیر در روزگاری نوشته شده که ایران مانند سایر سرزمینهای اسلامی خود را با مسائل ناشی از سیطره‌ تجدد روبه‌رو می‌دید و مصلحان ما با پیش چشم داشتن تجربه‌ مصلحان در سایر بلاد اسلامی به تازگی می‌کوشیدند تا با چالشهای سهمناکی که تجدد پیش رویشان نهاده بود پنجه درافکنند و البته در این رویارویی، به بازگشت به قرآن توجهی خاص داشتند. به قول بهاءالدین خرمشاهی بازگشت به قرآن و نهضت عظیم تفسیرنویسی در قرن چهاردهم بارزترین مختصه و مشخصه‌ انقلاب اصلاحی فراگیر یا رنسانس اسلامی است.۱ مرحوم طالقانی در این زمان و پس از رخوت زمستانی سالهای پیش از شهریور ۱۳۲۰، همراه با مصلحان بیدار و دردمندی چون استاد شهید مطهری، مهندس بازرگان، استاد محمدتقی شریعتی و فرزند ایشان مرحوم دکتر شریعتی سعی کرد تا با رجوع به سنت و تأملی دوباره در آن و با درک شرایط زمانه، پاسخی درخور برای پرسشهای زمان خویش بیابد. رویکردهای نواندیشانه‌ مرحوم طالقانی در تفسیر پرتوی از قرآن را باید با توجه به این شرایط دشوار تاریخی فهمید. ایشان خود دراین‌باره می‌گوید: «من خودم به یاد دارم در حدود سال ۱۳۱۸ الی ۱۳۲۰ که از قم به تهران برگشتم... شروع کردم تفسیر قرآن گفتن. از دو طرف کوبیده می‌شدیم: از یک طرف مجامع دینی که چه حقی دارد کسی تفسیر قرآن بگوید؟ این قرآن دربست باید خوانده بشود و به قرائتش مردم بپردازند... و چقدر من خودم فشار تحمل کردم تا بتوانم این راه را باز کنم که قرآن برای تحقیق است، برای تفکر و تدبر است نه برای صرف خواندن و تیمن و تبرک جستن. همانطوری که سید انقلابی ما، مرحوم سید جمال‌الدین، قبل از آن گفت. تکیه‌ او هم برای حرکت مسلمانها و برای بیداری مسلمانها همین بود که چرا قرآن برکنار شده است.۲» «پرتوی از قرآن» با وجود کامل نبودنش یکی از تفاسیر موفق در روزگار ماست که خوشبختانه مورد استقبال قشر تحصیل کرده و روشنفکر نیز واقع شده است. طبق خاطره مشهوری که حجت الاسلام سید محمود دعایی نقل کرده این تفسیر مورد توجه خاص امام خمینی رحمة‌الله علیه نیز واقع شده است.۳ این تفسیر پنج جزء قرآن یعنی یک ششم آن را در بر می‌گیرد که شامل ابتدای قرآن تا اوایل سوره نساء و نیز جزء سی‌ام است. در ضمن پیوستی با نام «فرهنگ پرتوی از قرآن» دارد که گردآورده‌ سید محمد مهدی جعفری است و لغات و اصطلاحات این شش جلد را که مرحوم طالقانی به شیوه‌ خاص خود توضیح داده و معنی کرده یکجا گردآورده است.۴
● رویکردهای نواندیشانه در تفسیر«پرتوی از قرآن»
۱) گرایش اجتماعی
آنچه ما از آن به گرایش اجتماعی یاد می‌کنیم از شایع‌ترین گرایشهای تفسیری در زمان ماست که عمدتاً در سده‌ اخیر و حتی پیش از آن و در اثر رویارویی عالم اسلام با غرب متجدد و مسائل آن، در تفسیر ظهور یافته است. مراد ما از تفسیر اجتماعی معنای عامی است که شامل تفاسیر سیاسی، تربیتی (با رویکرد اجتماعی)، اصلاحی و تقریب‌گرایانه هم می‌شود و مفسرانی چون محمد عبده، رشید رضا، سید قطب، محمد مصطفی المراغی، جمال‌ا‌لدین قاسمی، طنطاوی جوهری، ابن‌عاشور و... در اهل تسنن و کسانی مانند علامه محمد جواد بلاغی، علامه طباطبایی، آیت الله مکارم شیرازی، مرحوم طالقانی، شادروان محمد تقی شریعتی، محمد جواد مغنیه، علامه سید محمد حسین فضل الله و... در میان مفسران شیعه چنین رویکردی را پی گرفته‌اند.
زمینه‌های تاریخی و فرهنگی این گرایش تفسیری را می‌توان به اختصار چنین برشمرد: نگرش مسلمانان به دانش جدید، تحول نهاد و نگرش سیاسی و تاثیر آن بر تفکر دینی، تلاشهای مستشرقان و مبشران و مقابله با آنان، آشنایی مسلمانان با مکاتب جدید فلسفی، اجتماعی و اقتصادی و نیز دستاوردهای جدید علمی و کلامی مسیحیت در غرب.۵
شاخصهای عمده‌ این گرایش را چنین برشمرده‌اند: توجه به تعالیم تربیتی قرآن، توجه به عقل و علوم تجربی، بیان روشن و واضح، پاسخ به شبهات علیه اسلام، عدم توجه به رویکردهای فلسفی، فقهی، ادبی و...، توجه به جهاد اسلامی و رویارویی با استعمار غربی و اسرائیل، رویارویی با روایات مجعول و اسرائیلیات، توجه به وحدت مسلمین و...۶ در عین حال این گرایش تفسیری پیوند تنگاتنگی با تفسیر موسوم به عصری و تفسیر اجتهادی نیز دارد چنان‌که تفکیک این گرایشها به صورت دقیق شاید ناممکن باشد. از این رو برخی از محققان این گرایش را «المدرسة الحدیثة فی التفسیر» نامیده‌اند و معتقدند که این رویکرد، به جز در مورد سید قطب، در اصول و روشها امتداد همان سنت تفسیری در عالم اسلام است و از همان شیوه‌ قدیم پیروی می‌کند.۷
بعضی از محققان به درستی به تأثیر دیدگاهها و فعالیتهای سید جمال‌الدین اسدآبادی و شاگردش محمد عبده در این رویکرد اشاره کرده‌اند.۸ اقبال نیز از مصلحانی است که گرچه تفسیری بر قرآن ننوشته است، اما به همین جنبه از فهم قرآن بسیار توجه دارد چنان‌که مهمترین کتاب او، احیای فکر دینی در اسلام، با این سخن آغاز می‌شود: «قرآن کتابی است که در مورد عمل بیش از اندیشه تأکید می‌کند.»۹
به قول خرمشاهی جنبش اصلاح‌طلبی اسلامی دو شاخه‌ هم‌بافته و گاه مجزا داشته است که در تفسیر و قرآن‌پژوهی جدید نیز می‌توان ردپای این دو را پی گرفت. از این دو گرایش یکی را می‌توان شاخه‌ نواعتزالی‌گری و دیگری را شاخه‌ نواشعری‌گری نامید. پیشوایان شاخه‌ اول سید جمال و عبده و پیروان آن اقبال و مصلحان شیعی در ایرانند. اینان علوم عقلی و دانش جدید را حرمت می‌نهند و سنت را نقادی می‌کنند. اما پیشوای شاخه‌ دوم که از محمد بن عبدالوهاب و قبل از او از ابن تیمیه و ابن قیم و در ورای آنان از ابن حنبل و ابوالحسن اشعری نسب می‌برد رشید رضاست. اینان به عمل به احتیاط و تقدم نقل بر عقل معتقدند و بیش از حد به حدیث و نص و ظاهر اعتنا می‌کنند.۱۰
مرحوم طالقانی را باید حلقه‌ای از زنجیره‌ مصلحان و محییان از سید جمال‌ به بعد محسوب کرد. سعی او در چاپ کتاب «تنبیه الامة و تنزیه الملة» نائینی و مقدمه‌اش بر آن نمونه‌ گویای دغدغه‌های اصلاحی اوست. از این رو سعی او در به‌دست دادن تفسیری پویا از تعالیم شیعی را با اندیشه‌های مرحوم نائینی و سید اسدالله خرقانی مقایسه کرده و آن را به منزله‌ گزینه‌ای در برابر تبلیغ ملی‌گرایی در آن زمان دانسته‌اند.۱۱
تفسیر پرتوی از قرآن نیز از همین رو از بهترین نمونه‌های تفسیر اجتماعی است. به درستی به این نکته اشاره شده است که توجه ایشان به مسائل اجتماعی در تفسیر، جبران کم‌توجهی به اجتماعیات اسلام بود. وانگهی او در زمانه‌ای می‌زیست که مارکسیسم داعیه‌دار چنین مباحثی بود و اسلام جدا از سیاست و اجتماع تلقی می‌شد.۱۲
البته خرمشاهی در برابر این دیدگاه معتقد است که «مسائل اجتماعی، مخصوصاً سیاسی، بر خلاف مسائل علمی و اخلاقی، و بر عکس آنچه همگان تصور می‌کنند و انتظار دارند در پرتوی از قرآن چندان زیاد نیست که یک مقدارش مستقیماً مربوط به سانسور، چه سانسور هنگام تحریر و چه سانسور هنگام طبع و انتشار اولیه‌ این اثر است، و گرنه علاقه و اهتمام ایشان به این مسائل و اهمیت و اولویتی که برای اجتماعیات و تلفیق دین و سیاست قائل بود نیاز به یادآوری یا اثبات ندارد.»۱۳
این داوری از ایشان اندکی شگفت‌آور به نظر می‌رسد، زیرا دغدغه‌های اجتماعی و سیاسی مفسر در مبانی تفسیری و فهم او از آیات چنان آشکارا اثر گذاشته که این گرایش در بسیاری از مواضع این تفسیر ظهور یافته است چنان که به تعبیر برخی از محققان از این تفسیر بوی جهاد و شهادت به مشام جان می‌رسد.۱۴
خود مرحوم طالقانی نیز در یک سخنرانی چنین می‌گوید: « مسائل و حقایق قرآن در ضمن حرکت برای انسان تبیین می‌شود، نه نشستن یک گوشه‌ای و این تفسیر و آن تفسیر و این بیان و آن بیان، این اظهار نظر را دیدن و اینها را جمع کردن.»۱۵
لطف‌الله میثمی در خاطرات خود از مرحوم طالقانی به این نکته اشاره می‌کند که جوانان مبارز کتابهای مرحوم بازرگان را حاوی رهنمود مبارزه برای خود نمی‌یافته‌اند و مرحوم طالقانی به آنان گفته است که این نقص را در تفسیر پرتوی از قرآن جبران می‌کند. ایشان می‌افزاید که ما در زندان به خواندن این تفسیر پرداختیم.۱۶ دکتر ابراهیم یزدی نیز می‌گوید: «پرتوی از قرآن در دوران قبل از انقلاب یکی از منابع اصلی مورد استفاده در آموزش دینی جریانها و سازمانهای اسلامی مبارز در داخل و خارج از کشور بود.»۱۷
در «دایرة‌المعارف جهان متجدد اسلامی» (چاپ آکسفورد) نیز ویژگیهای اجتماعی و نوگرایانه‌ این تفسیر چنین معرفی شده است:
«تمایز این تفسیر از آثار تفسیری سنتی این بود که زبانی ساده را برای دسترسی عموم مردم به‌کار می‌گرفت. طالقانی از قرآن دیدگاهی انقلابی را نسبت به تاریخ استنباط می‌کند که طبق آن، جوامع از شرایط بد به شرایط بهتر حرکت می‌کنند. او همچنین از " اراده‌ آزاد" [اختیار] در برابر اعتقاد به "تقدیر" [جبر] دفاع می‌کند. طالقانی از این مقدمات نتیجه می‌گیرد که مسلمانان خود باید سرنوشت خویش را به‌دست گیرند و علیه دشمنان درونی و بیرونی خویش بستیزند تا شرایط خود را بهبود بخشند و عدالت را به دست آورند. طالقانی با تلاش برای نشان دادن رابطه‌ قرآن با مسائلی که ایرانیان با آن مواجه بودند گفتمانی ایدئولوژیک را به‌وجود آورد که گروه‌های گوناگونی که مدعی وراثت او بودند جذابیت دیرپای آن را تصدیق کردند. اما عالمان سنتی که بر خوانشِ تقلیل‌گرایانه‌ او از قرآن خرده گرفته‌اند در این میراث با تردید نگریسته‌اند.»۱۸
مرحوم طالقانی در مقدمه‌ تفسیر خود می‌گوید: «این کتاب هدایت که چون نیم قرن اول اسلام، باید بر همه شؤون نفسانی و اخلاقی و قضاوت و حکومت حاکم باشد، یکسره از زندگی برکنار شده و در هیچ شأنی دخالت ندارد، دنیای اسلام که با رهبری این کتاب روزی پیشرو و رهبر بود امروز دنباله‏رو شده، کتابی که سند دین و حاکم بر همه امور بوده مانند آثار عتیقه و کتاب ورد تنها جنبه تقدیس و تبرک یافته و از سر حد زندگی و حیات عمومی برکنار شده و در سرحد عالم اموات و تشریفات آمرزش قرار گرفته و آهنگ آن اعلام مرگ است.»
این سخن، سخنان پرشور سیدجمال در انجمن وطنی مصر را به یاد می‌آورد
تفسیر با گرایش اجتماعی در این کتاب نمونه‌های متعددی دارد، اما ذکر یک نمونه شایسته است. مرحوم طالقانی در تفسیر آیه‌۱۱۷ سوره‌ آل‌عمران که می‌فرماید: «مثَلُ ما یُنْفِقُونَ فِی هذِهِ الْحَیاةِ الدُّنْیا کَمَثَلِ رِیحٍ فِیها صِرٌّ أَصابَتْ حَرْثَ قَوْمٍ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ فَأَهْلَکَتْهُ...» چنین می‌گوید: «این بیان و تمثیل کوتاه قرآن را روابط کنونی ملل بیشتر باز و تبیین کرده است که انفاقها و کمکهای اقتصادی و غذایی کشورهای سرمایه‏جو و سرمایه‏سوز، چگونه سرمایه‏های انسانی و کشتکارهای انفاق شدگان را می‏سوزاند و آنها را نیازمند و جیره‏خوار و مصرف کننده به سود آنها نگه می‏دارد؟ گزارشها و تجربیات نشان می‏دهد که این‌گونه انفاقها از هر سلاحی مخرب‏تر و سوزنده‏تر است.»۱۹
در پایان این بخش اشاره به این نکته نیز شایسته است که جنبش اصلاح در عالم اسلام و به‌طور خاص اندیشه‌های معماران فکری انقلاب اسلامی مانند طالقانی را می‌توان با نهضت موسوم به «الهیات رهایی‌بخش» مقایسه کرد. این جنبش که به آمریکای لاتین در دهه‌ ۱۹۶۰ تعلق دارد و بعدها پدیده‌ای جهانی شد الهیات را برای مبارزه با ستم به‌کار می‌گیرد و هرچند گاه نیز از زبان مارکسیسم بهره می‌برد، اما بطور کامل در ایمان مسیحی ریشه دارد.۲۰
۲) تفسیر علمی
تفسیر علمی را که عمدتاً به دوره‌ جدید تعلق دارد نوعی از تفسیر مبتنی بر این فرض دانسته‌اند که همه‌ یافته‌های دانش طبیعی جدید در قرآن پیش‌بینی شده و بسیاری از اشارات آشکار به این یافته‌ها در آیات قرآن قابل کشف است.۲۱ سرآغاز جدی‌ تفسیر جدید «تفسیر القرآن و هو الهدی و الفرقان» اثر سید احمد خان هندی است ۲۲ اما چنانکه می‌دانیم بهترین نمونه‌ تفسیر علمی تفسیر «الجواهر فی تفسیر القرآن الکریم» اثر طنطاوی جوهری است که برخی به استفاده‌ مرحوم طالقانی از آن در تفسیر علمی اشاره کرده‌اند.۲۳
چنین به نظر می‌رسد که رویکرد مرحوم طالقانی در مواجهه با تفسیر علمی در یک نظریه‌ سامانمند و منسجم قابل بررسی نیست و مجموعه‌ سخنان ایشان در این باره در سه بخش قابل دسته‌بندی است:
۱) ایشان گاه اساساً با تفسیر علمی مخالفت می‌کند چنانکه مثلاً در جایی به این نکته اشاره می‌کند که مفسران در ابتدا جهان‌شناسی یونانیان را مسلم می‌گرفتند و در تطبیق قرآن با آن به زحمت می‌افتادند اما سرانجام بی‌پایگی این جهان‌شناسی آشکار شد. سپس در اشاره به نظریه‌های علمی جدید و تطبیق قرآن با آنها می‌گوید:
«امروز هم شک و تردید و کوتاه اندیشی از مردمی است که شیفته و خود باخته‌ نظریات علمی یا نظامات اجتماعی روزند ولی به‌زودی که کوتاهی یا اشتباه این مطالب در اثر پیدایش نظرهای کاملتر و عالیتر آشکارا گردید خوب خواهند درک کرد که قرآن از افق اعلایی اعلام می‌دارد: "لا رَیْبَ فِیه".»۲۴
در جایی دیگر همدلانه به نقد سید احمد خان هندی و نقد تفسیر علمی و عصری از سوی مرحوم سید جمال‌الدین اشاره می‌کند.۲۵ این سخن نیز در بیان محدودیت دانش تجربی قابل توجه است: « علوم تجربی و مادی نمی‌تواند و نباید مدعی باشد که به خارج از حدود ماده و طبیعت راه یابد و دیده گشاید و اصول ثابت و حقایق برتر را بنمایاند و انسانها را به توحید و سعادت حقیقی رساند.»۲۶
در جایی دیگر نیز می‌گوید: «پیشروان علوم طبیعی به نارسایی خود در فهم ماهیت و علل فاعلی و غایی حیات اعتراف می‌نمایند» و آنگاه در تأیید این سخن نام چند کتاب را می‌آورد.۲۷
نمونه‌ دیگر: طالقانی با وجود حاکمیت گفتمان علمی و به ‌ویژه نظریه‌های زیست‌شناسی و وراثت در آن زمان و با آنکه خود ایشان نیز بارها به این نظریه‌ها اشاره دارد، هرگز مانند برخی از هم‌روزگاران خود مرعوب این‌ نظریه‌ها نیست و مثلاً در جایی برخی از فرضیات نظریه‌ تکامل را شدیداً نقد می‌کند.۲۸
به قول خرمشاهی مرحوم طالقانی «به‌خوبی می‌دانسته است که چراغ دین را با روغن علم جدید نمی‌توان روشن نگاه داشت و از حصر و حد علم هم به‌خوبی آگاه بوده است.»۲۹
۲) از برخی دیگر از سخنان مرحوم طالقانی برمی‌آید که با پذیرش یک نظریه‌ علمی به تفسیر یک آیه می‌پردازد. در این زمینه به چند نمونه توجه می‌کنیم:
الف) تفسیر ایشان از هفت آسمان در آیه‌۲۹ بقره چنین است:
«می‌توان باور نمود که مقصود از هفت آسمان همان اختران منظومه‌ شمسی جهان ما باشد....» ایشان این احتمال را هم روا می‌داند که مراد از هفت آسمان طبقات جوی باشد.
ب) نمونه‌ دیگر، تفسیر آیه‌ ۶۰ سوره‌ هود است:
«آیه ۶۰ سوره هود، با بیان دیگر سلطه و نفوذ تربیت و تکامل را بر همه جنبندگان می‌رساند: «ما مِنْ دَابَّةٍ إِلَّا هُوَ آخِذٌ بِناصِیَتِها إِنَّ رَبِّی عَلی‏ صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ» ... - ناصیه موی جلوی سر است، گویا اشاره و استعاره است از محل و مرکز ظهور تکامل- چنان که در سوره علق نسبت خطاء و کذب را به ناصیه داده «ناصِیَةٍ کاذِبَةٍ خاطِئَةٍ» زیرا مغز است که به‌وسیله‌ سلسله اعصاب ادراکات را ضبط و ثبت می‏نماید و به میراث در اعقاب همی باقی می‏گذارد و پیوسته ساختمان اعصاب و مغز کاملتر می‏شود و جلو می‌رود.»۳۰
ج) مفسر در تفسیر سوره‌ شمس نیز می‌گوید یکی از معانی ریشه‌ «طحی» در آیه‌ی «والارض و ما طحیها»، «پرتاب کردن کره» است و سپس می‌افزاید از این آیه‌ کوتاه و فشرده این حقایق صراحتاً و ضمناً استنباط می‌شود که زمین در آغاز به منشائی پیوسته و خود فشرده بوده، سپس نیرویی بی‌نام آن را به‌صورت کره‏ای از منشأ اصلی جدا کرده و دور رانده که لازمه‌ این دفع، حرکت وضعی آن است و واقع شدن زمین در میان دو نیروی جذب و دفع، موجب حرکت انتقالی آن می‏گردد.
د) گاه هم مفسر بدون آنکه در صدد تفسیر یک آیه باشد به توجیه آن از منظر دانش جدید می‌پردازد، چنانکه مثلاً در تفسیر آیه‌ ۱۷۳ بقره، حرمت میته را چنین توجیه می‌کند: «... وسیله‌ دفاعی «گلوبول‌های سفید» آن از میان می‏رود و کشتزار مساعدی برای تغذیه و رشد انواع بیماری می‏باشد و همچنین خونی که از بدن حیوان خارج شده باشد.»۳۱ این سخنان، تأثیر گفتمان علم‌گرایانه‌ دهه‌های ۴۰ و۵۰ را بر ایشان نشان می‌دهد که جز ایشان، در آثار کسانی چون مرحوم مهندس بازرگان، دکتر سحابی، مرحوم شهید پاک‌نژاد و دیگران نیز آشکار است.
۳) اما به نظر می‌رسد روش غالب طالقانی در تفسیر علمی آن است که با رعایت اعتدالی میان دو رویکرد قبل، ارتباط آیه‌ای را با یک نظریه‌ علمی بیان می‌کند. شیوه‌ ایشان در این بخش اغلب چنین است که در متن به یک نظریه‌ علمی مانند کشفیات مندل و نظریه‌ وراثت (ج۵، صص۹۸)، نظریه‌ی تکامل (ج۵، ص۱۰۴)، تولید مثل گیاهان (ج۵، ص۱۱۳)، نظریه‌های زمین‌شناسان درباره‌ کوهها (ج‏۳، ص۱۲)، کشفیات فیزیک نجومی درباره‌ خورشید (ج‏۳، ص۱۶)، نظریه‌های علم ژنتیک (ج۳، ص۱۴۶) نظریات علمی درباره‌ تغذیه (ج۳، ص۱۵۴) و... اشاره‌ می‌کند و در پاورقی به تفصیل و با استفاده از منابع گوناگون، مانند «یک، دو، سه، بی‌نهایت» و «پیدایش و مرگ خورشید» از ژرژ گاموف، «علم به کجا می‌رود» و «تصویر جهان در فیزیک جدید» از ماکس پلانک، «وراثت» اثر ژان روستان، «فرسایش و دگرگونی زمین» از ژرم ویکوف و...۳۲ آن نظریه‌ را شرح می‌دهد.
مرحوم طالقانی در تفسیر آیات نخست سوره‌ طارق می‌گوید: «مقصود این نیست که آیات قرآن با آنچه محصول انظار و افکار این‌گونه دانشمندان است از هر جهت تطبیق شود. منظور از ذکر این شواهد علمی درباره‌ این آیات و دیگر آیات، بیش از این نیست که دریچه‌ تفکر در آیات قرآن بازتر گردد، زیرا در حقیقت رموز و اشارات‏ کلام پروردگار را مانند اسرار خلقتش جز خود او کسی نمی‌داند.»۳۳
۳) برداشتهای جدید
در این تفسیر پاره‌ای برداشتها از برخی از آیات به‌دست داده شده است که می‌توان آنها را به تعبیری رساتر، در مواردی «تأویلات متجددانه» نامید. در همین برداشتهاست که راه مرحوم طالقانی از برخی از مفسران جدید شیعه و سنی دیگر، به‌ویژه علامه طباطبایی، جدا می‌شود.
یک نمونه‌ی گویا از این نوع برداشتها، نظر ایشان درباره‌ برخی از داستانهای قرآن است. ایشان مثلاً درباره‌ داستان آدم چنین می‌گوید: «در این آیات تمثیل و بیان شگفت‏انگیزی است از سرّ وجود آدمی و قوایی که از آن ترکیب یافته و تحولاتی که برایش پیش آمده و غایتی که از خلقت این موجود منظور بوده.»۳۴ «این آیات آشکارا می‏رساند که داستان آفرینش و خلافت و بهشت و هبوط آدم حقایق نوعی و عمومی است که قرآن در یک فرد گزیده آن را متمثل نموده‏»۳۵ ایشان همچنین در تفسیر این آیات احتمال می‌دهد که ملائکه همان قوا و مبادی طبیعی‏ باشند.۳۶ مفسر در تفسیر آیه‌ی ۲۴۳ بقره در بیان داستان هزاران نفری که از دیار خود بیرون آمدند نیز در این نظر با عبده موافقت می‌کند که احتمال دارد این داستان تمثیلی باشد.۳۷ همین نظر در تفسیر آیه‌‌۲۵۹ بقره هم تکرار می‌شود: «شاید بیان تشبیهی و کلی این آیه «أَوْ کَالَّذِی مَرَّ عَلی‏ قَرْیَةٍ» نیز تمثیل و تصویری باشد برای ارائه‌ حقیقتی از آن حقایق برتر.»۳۸
گرچه نظریه‌ تمثیلی بودن داستان آدم با روح تأویلات عارفان تناسب دارد و در نگاه نخست سخن جدیدی نیست، اما طرح آن از جانب مفسری که قصد تفسیر و تأویل عارفانه ندارد در زمانه‌ ما دیدگاه جدیدی به نظر می‌رسد. از همین روست که این نظر مورد توجه دکتر سروش نیز واقع شده و ایشان در این باره چنین می‌گوید:
«طالقانی متمایل به این معناست که لازم نیست قصه‌هایی که در قرآن آمده همه‌اش راست باشد. ممکن است کاملاً افسانه باشد. اما این افسانه به سببی و برای غایتی گفته شده باشد. لذا توجه به آن غایات ما را از چانه زدن بر سر اصالت قصه‌ها بی‌نیاز می‌کند.»۳۹
البته باید گفت انتساب این نظر با این بیان به مرحوم طالقانی قابل بحث است زیرا ایشان از تمثیل سخن می‌گوید و هرچند چنانکه گفتیم نظر او تفسیر عرفانی نیست، ولی معنای خاص تمثیل در عرفان و حکمت اسلامی را هم از نظر دور ندارد و یکی گرفتن تمثیل به این معنا با افسانه و سخن غیرمطابق با واقع، درست به نظر نمی‌رسد.۴۰
مسأَله‌ی تمثیلی بودن داستانهای قرآن بحثی است که عمدتاً در مکتب امین الخولی، ادیب و قرآن‌پژوه مصری، مطرح شد و بیش از همه شاگردش محمد احمد خلف الله در پایان‌نامه‌ دکتری‌اش با نام «الفن القصصی فی القرآن الکریم» آن را پرورش داد. به نظر او داستانهای قرآن برای آنکه از نظر روانی تأَثیرگذار باشند لازم نیست که دقیقاً با واقعیات تاریخی مطابقت کنند.۴۱ علمای الازهر خلف الله را در داشتن این دیدگاه مجرم شناختند و او نیز چندی بعد مقام خود را در دانشگاه از دست داد.۴۲
نمونه‌ دیگر، تفسیر بی‌سابقه و بدیع طالقانی از آیات نخست سوره‌ نازعات است. ایشان با اشاره به دیدگاه عموم مفسران که این آیات را اشاره به ملائک یا ارواح دانسته‌اند می‌گوید که تفسیر آیات باید مستند به ظهور الفاظ یا نقل معتبر یا شواهدی از دیگر آیات باشد، و این تفسیرها تنها احتمالاتی است که از پیشینیان رسیده و لاحقین همان را گفته‌اند.۴۳ ایشان پس از نقد این تفسیر، نظر خود را چنین بیان می‌کند:
«آشکار است که این سوگندها ناظر به انواع یا مراحل حرکات، یا متحرکات از جهت حرکات می‌باشد، بنابراین اگر گونه‏هایی از حرکات کلی محسوس یا معلوم را در نظر گیریم شاید تا حدی به مقصود قرآن از این سوگندها آشنا شویم. اینک چند مثال: حرکت وسائل نقلیه، در زندگی ماشینی، و حرکت وسائل صنعتی مشهودترین حرکات است و صورتی از تصرف فکر و اراده انسان در ترکیب و تنظیم قوای طبیعی می‌باشد، طیاره با فشار نیروی دافع (نازع) از زمین که مرکز جاذب اجسام است، کشیده و کنده می‌شود، قدرت جذب مرکز و دفع محرک، تا حدی در حال کشمکش، پس از آنکه جسم متحرک (طیاره) به منتهای دفع رسید (مستغرق در نزع گردید): «وَ النَّازِعاتِ غَرْقاً»، دافعه‌ آن بر جاذبه‌ مرکزی غلبه می‌کند و حرکت نزعی به حرکت نشاطی تبدیل می‌شود و گویا بندهایی که به آن بسته بود و به جهت مخالف می‌کشید سست، یا باز می‌گردد. «وَ النَّاشِطاتِ نَشْطاً»: پس از سبک سیری و نشاط در فضا شناور می‌شود: «وَ السَّابِحاتِ». با این سه طور از حرکت است که به‌سوی مقصود پیش می‌رود: «فَالسَّابِقاتِ»، و آن غرض نهایی را انجام می‌دهد: «فَالْمُدَبِّراتِ أَمْراً».»۴۴ سپس حرکات دیگر وسایل نقلیه‌ صنعتی‏، جنبشهای حیاتی در گیاه و حیوان‏ و جنبشها و انگیزه‏های ارادی که منشأ حرکات انسان است مصادیق دیگر این حرکات دانسته می‌شود. مفسر سرانجام چنین نتیجه می‌گیرد: « .... زمان و فضا و کهکشانها همه در حال حرکت و یا عین حرکتند، و سکون مطلق وجود ندارد‏.»
اما ایشان در سخنرانی به مناسبت شهادت استاد مطهری باز هم نکات تازه‌تری در این سوره می‌یابد: «تفسیر سوره‌ «والنازعات» را همانطوری که کسانی دیدند در همین پرتوی از قرآن من نوشته‌ام، ولی وقتی بیرون آمدم و این حرکت انقلاب را دیدم باز دیدم یک مسائل جدیدی برای من روشن شد... وقتی که من از زندان بیرون آمدم دیدم که این جوانها غیر از جوانهای سه سال قبل بودند، این زنان ما غیر از زنان قبل بودند... دیدم که یک مردم دیگری شده‌اند، «نازعات»، «نفوس نازعه» شدند.»۴۵ ایشان در ادامه، آیات بعد را نیز با حرکت انقلابی مردم تطبیق می‌دهد. همین تفسیر در برنامه‌ تلویزیونی «با قرآن در صحنه» نیز تکرار می‌شود.۴۶
شاید همین برداشتهای جدید است که حتی توجه گروههایی را که پیش از انقلاب اعتقاد اسلامی خود را با گرایشها و تعلقات شدید مارکسیستی آمیخته بودند جلب کرده است. دکتر جعفری در این باره می‌گوید: «آقای گودرزی، رهبر گروه فرقان، هم تفسیر نوشته بود... او یک جوان طلبه ۲۷، ۲۸ ساله بود... دو سه نمونه از تفسیرهایش را آورده بود. تفسیر یوسف و تفسیر نور و آن یکی را یادم نیست... وقتی مطالعه کردم دیدم مقداری را از پرتوی از قران گرفته و همین چیزهای من‌درآوردی و مارکسیستی را به آن افزوده.»۴۷
این ویژگی همچنین مورد توجه آقای دکتر سروش نیز قرار گرفته و ایشان در تأیید نظریه‌ قبض و بسط خود، به برخی از دیدگاه‌ها مرحوم طالقانی استناد کرده است. مثلاً مرحوم طالقانی در تفسیر آیه‌ی۲۷۵ بقره که در نکوهش رباخواران می‌فرماید: «لا یَقُومُونَ إِلَّا کَما یَقُومُ الَّذِی یَتَخَبَّطُهُ الشَّیْطانُ مِنَ الْمَس‏» می‌گوید این بیان را «تمثیل بیماری صرع و دیگر اختلالهای روانی دانسته‏اند. چون عرب این‌گونه بیماریها را اثر مَس جن «دیوزدگی» می‏پنداشتند و در زبان فارسی هم این‌گونه بیماری را دیوانه «گرفتار دیو» می‌نامند. بعضی از مفسران جدید گفته‏اند: شاید مس شیطان اشاره به میکربی باشد که در مراکز عصبی نفوذ می‏یابد و شاید نظر به همان منشأ وسوسه و انگیزنده اوهام و تمنیات باشد، آنگاه که در اندیشه و مغز انسانی رشد ، تماس و نفوذ یابد.»۴۸
دکتر سروش در این باره می‌گوید: «بپرسیم چرا مرحوم طالقانی در تفسیر این آیه چنین احتمالاتی را در میان آورده است؟ مگر دیوانه شدن در اثر مس شیطان معنی صریح یا صحیحی ندارد؟ چه چیز ایشان را الزام کرده است که بگوید قرآن در اینجا به زبان اعراب سخن گفته و با پندار آنان مماشات و مسامحه ورزیده است؟ چرا از علم جدید کمک گرفته و به تأثیر میکرب‌ها اشارت کرده است؟ شک نیست که اینها یک علت بیشتر ندارد و آن هماهنگ کردن فهم دینی خویش با فرهنگ روزگار است.»۴۹
اما در این انتساب نیز می‌توان تردید کرد، زیرا مرحوم طالقانی از مماشات قرآن با پندار اعراب سخن نمی‌گوید و نظر خود را با چنان دیدگاهی مربوط نمی‌کند. همچنین تأثیر میکرب‌ها را هم از مفسران دیگر نقل می‌کند.
۴) توجه به واژه‌ها و آواها
یکی از ویژگیهای «پرتوی از قرآن» که آن را از اختصاصات این تفسیر باید محسوب کرد توجه خاص مفسر به واژه‌ها، آواها و ساختار صوری الفاظ و ارتباط آنها‌ با معنای آیه است. این ویژگی را «معادله‌ی آوایی- معنایی یا فونوسمانتیک» نامیده‌اند.۵۰ جلد سوم این تفسیر با بحثی کوتاه در همین باره آغاز می‌شود: «در آیات قرآن... آنچه مورد توجه و بحث نبوده و شاید به آسانی تحت ضبط و قواعد در نمی‌آید کیفیت انطباق آهنگ کلمات و آیات است با معانی و مقاصد که واقعیات و اوضاع یا صفات درونی گوینده را می‏نمایاند... .»
نمونه‌های کاربرد این روش در این تفسیر، به‌ویژه در جلدهای سوم و چهارم (تفسیر جزء سی) فراوان است.۵۱ درباره‌ این روش خاص، که نویسنده از مفسران شیعه و سنی کسی را نمی‌شناسد که مانند مرحوم طالقانی با این گشاده‌دستی از آن استفاده کرده باشد، باید گفت این شیوه گونه‌ای نواندیشی به شمار می‌رود که در دوره‌ جدید با پیشرفتهای دانش زبان‌شناسی و فروع آن، مورد توجه قرار گرفته است. مقصود فراستخواه می‌گوید در جهان عرب سید قطب و امین الخولی و سپس احمد احمد بدوی و بکری شیخ امین نیز به این شیوه توجه داشته‌اند.۵۲
از سوی دیگر مرحوم طالقانی گاه درباره‌ فواصل آیات نیز تأملات مشابهی دارد و به این نکته توجه می‌کند که فواصل آیات هماهنگ با معانی، تغییر می‌کند. این نکته را دکتر عایشه بنت الشاطی نیز در کتاب «الاعجاز البیانی للقرآن» مطرح می‌کند. از همین رو احتمال داده شده است که ارتباط مرحوم طالقانی با مسلمانان و محافل عرب‌زبان سبب شده باشد که اندیشه‌های او به جهان عرب انتقال یابد یا او از اندیشه‌های آن دیار اقتباس کند.۵۳
هرچند توجه به این شیوه را به عنوان طرح یک احتمال در نشان دادن اعجاز ادبی و زبانی قرآن می‌توان پذیرفت، اما به نظر می‌رسد مرحوم طالقانی در کاربرد آن گاه چنان سخاوت می‌ورزد و دچار تکلف می‌شود که خواننده در شگفت می‌ماند که مفسر آگاه و نواندیش و زمان‌شناس، چگونه در مواردی کاربرد این شیوه را حتی به صورت احتمال روا داشته است.
طرفه آن است که حتی مرحوم بازرگان که خود نیز به چنین رویکردهایی توجه داشته به این شیوه معترض بوده و به نقل از دکتر جعفری خطاب به ایشان می‌گفته است: «درست است که این الفاظ گویای این معنا هستند، اما شما مبالغه می‌کنید.»۵۴
در اینجا بد نیست به این نکته اشاره‌ شود که آراء تکلف‌آمیز در تفسیر و علوم قرآنی امری نیست که به رویکردهای متجددانه مربوط و به مرحوم طالقانی مختص باشد، بلکه آفتی است که از دیرباز بوستان علوم و معارف قرآن به آن مبتلا یا در معرض تهدید آن بوده است. این تکلفات از سویی در برخی از کتب قدیم و جدید تفسیر در شیعه و سنی دیده می‌شود که نمونه‌های فراوانی از آن را می‌توان نشان داد. یکی از نمونه‌های معاصر و شگفت‌آور این تکلفات مباحث رشاد خلیفه قرآن‌پژوه مصری است که سرانجام ارتباط او با بهاییت آشکار شد.۵۵ او در این کتاب با محور قرار دادن عدد ۱۹ که عدد مقدس بهاییان است آیات گوناگون، حروف مقطعه و... را بررسی می‌کند و سرانجام کار را به آنجا می‌رساند که از آیات مختلف و محاسبات تکلف‌آمیز گوناگون عمر رسالت پیامبر و زمان پایان جهان را هم بیرون می‌آورد!۵۶ مرحوم طالقانی نیز بدون اطلاع از ماهیت اندیشه‌های او، در آغاز تفسیر سوره‌ آل‌عمران جانبدارانه به دیدگاههای او درباره‌ حروف مقطعه اشاره‌ می‌کند.۵۷
برخی از محققان درباره‌ تلاشهایی از این دست گفته‌اند در دوره‌ جدید عالمان اصلاح‌طلب چون مسلمانان را با تعرض فرهنگ غرب مواجه می‌دیدند نیاز به شور و حماسه و عواطف اسلامی را بیشتر لمس می‌کردند و از این رو دفاع از زبان قرآن و جلوه‌های آن را لازم می‌دیدند و می‌کوشیدند جلوه‌های هنری و شگفت‌انگیز آن را بیشتر توضیح دهند.۵۸ اما متکلفانه سخن گفتن و اندیشیدن، با هرنیتی که باشد، با امر قرآن به گفتن «قول سدید» (احزاب، ۷۰) سازگار نیست.
۵) توجه به زبان فارسی
«ریپین» به‌درستی به این نکته توجه کرده است که به رغم وجود تفاسیری به زبان فارسی و زبانهای دیگر، تفسیرنویسی به زبانهای محلی عمدتاً پدیده‌ای جدید است و تفاسیری که به زبانهای غیر از عربی وجود داشته‌اند اغلب ترجمه‌ تفسیری از عربی بوده‌اند.۵۹
تفسیر«پرتوی از قرآن» جز آنکه به فارسی نوشته شده، از معدود تفاسیر جدید فارسی است که زبان و ادب فارسی در آن تا حدی مورد توجه نویسنده بوده است. با آنکه این تفسیر در شرایط عادی نوشته نشده و برخی از بخشهای آن جمع‌آوری دیگران از زبان و قلم مفسر است اما نثر مرحوم طالقانی تا حد زیادی نثر استوار و پخته‌ای است. این نثر «دلپذیر و جذاب مناسب حال خوانندگان فارسی زبان» توصیف شده است.۶۰ با این حال دکتر سروش قلم ایشان را «سنگین» ارزیابی می‌کند و در این باره می‌گوید:
«قلم نسبتاً سنگین طالقانی در پرتوی از قرآن نشان دهنده‌ کلنجارهای فکری طالقانی با خود و جوشش معانی در ذهن و تنگنای الفاظ برای گنجاندن آن معانی است. شما اگر تفسیر مرحوم طالقانی را با تفسیر نوین مرحوم محمدتقی شریعتی مقایسه بکنید، تصدیق خواهید کرد که پیچیدگی فکری و ذهنی که در طالقانی و در آثار او دیده می‌شود در تفسیر دیگر کمتر دیده می‌شود.»۶۱
همچنین گفته‌اند که زبان این تفسیر در بسیاری از جاها به پیچیدگی و سنگینی سوق یافته است چنان که خواننده مقصود نویسنده را به‌آسانی در نمی‌یابد.۶۲
از سوی دیگر، استشهاد به اشعار و آثار ادب فارسی هم در این تفسیر کم نیست. مرحوم طالقانی در تفسیر سوره‌ حمد در بیان اهمیت جماعت در تفسیر آیه‌ «ایاک نعبد...» از داستان «حمامه‌ مطوقه» در کلیله و دمنه یاد می‌کند.۶۳ ایشان همچنین بارها ابیات مثنوی مولانا را شاهد می‌آورد. از این حیث، این تفسیر با تفسیر «روح‌البیان» بروسوی قابل مقایسه است که در آن با وجود زبان عربی تفسیر، بارها به ابیات مثنوی استشهاد می‌شود.
معادلهایی هم که مرحوم طالقانی گاه در برابر برخی از واژه‌های قرآنی می‌نهد آشنایی خوب او با زبان و ادب فارسی را می‌نمایاند چنانکه مثلاً در برابر «رقبه»، «بندی»۶۴ و در مقابل «مثل»، «نمودار»۶۵ را قرار می‌دهد یا از معادل «پیل‌یاران» در برابر «اصحاب الفیل» استفاده می‌کند.۶۶ اما این فارسی‌دانی در ترجمه‌هایی که ایشان از آیات به‌دست می‌دهد چندان آشکار نیست و از این رو ترجمه‌ ایشان ترجمه‌ای متوسط و در موارد بسیاری تحت‌اللفظی است و بهره‌ی چندانی از هویت فارسی ندارد.
۶) پرتوی از قرآن و تفاسیر جدید دیگر
یک روش‌ ابتکاری در کشف مبانی آشکار و نهان اندیشه‌ یک مفسر، بررسی بسامد کاربرد برخی از واژگان کلیدی در یک تفسیر است که امروزه با وجود انتشار تفاسیر متعدد به‌صورت الکترونیک، کار را بر محقق هموار ساخته است. این بررسی گاه به نحو بسیار دقیق و جالبی نشان می‌دهد که دغدغه‌ها و دل‌مشغولیهای مفسر کدام است و این امر باعث می‌شود که کدام واژه‌ها در ذهن و ضمیر او بیشتر زنده و فعال باشد. این روش به ‌ویژه در مقایسه‌ روشمندانه‌ یک تفسیر با تفاسیر دیگر کارآمد بودن خود را به بهترین نحو نشان می‌دهد.۶۷
به این منظور می‌توان تفسیر پرتوی از قرآن را با چند تفسیر مهم معاصر شیعی و سنی دیگر مقایسه کرد. ما به این منظور از میان تفاسیر شیعی تفاسیر «المیزان»، «من وحی القرآن» و «نمونه» و از تفاسیر اهل سنت تفاسیر «فی ظلال القرآن» از سید قطب، «محاسن التأویل» از جمال‌الدین قاسمی و «التحریر و التنویر» از محمدطاهر بن عاشور را برگزیده‌ایم. ویژگی مشترک همه‌ این تفاسیر آن است که با وجود تفاوت مبانی و اصول، می‌توان همه را به رویکرد جدیدی در عالم اسلام که «نهضت بازگشت به قرآن» نام گرفته است۶۸ متعلق دانست. به بیان دیگر، این تفاسیر همه از نوع تفاسیر «عصری» هستند و کوشیده‌اند مسائل و مشکلات مسلمانان در دنیای جدید را با توجه به قرآن پاسخ گویند. به دلیل کامل نبودن تفسیر پرتوی از قرآن و رعایت روشمند بودن این مقایسه، ما از میان مجلدات این تفاسیر، کوشیده‌ایم تفاسیر آیاتی را درنظر بگیریم که مرحوم طالقانی نیز همان آیات را تفسیر کرده‌اند.
به این منظور، سه واژه‌ «حرکت»، «استعمار» و «تکامل» را بدون مشتقات، حالت جمع و همراهی با ضمایر در نظر گرفته‌ایم. واژه‌ «حرکت» (با در نظر داشتن این‌که همیشه معنای اجتماعی و سیاسی هم ندارد) در تفسیر پرتوی از قرآن در حدود ۴۲۶ بار به کار رفته است در حالی‌که این واژه در «المیزان»، «من وحی القرآن»، «نمونه»، «فی ظلال القرآن»، «محاسن التأویل» و «التحریر و التنویر» به ترتیب ۴۲، ۶۷۱، ۱۷۳، ۲۲۵، ۱۸ و ۳۷ بار کاربرد داشته و از این جهت تنها تفسیر«من وحی القرآن» بر این تفسیر پیشی گرفته است. واژه‌ «استعمار» نیز در این تفسیر ۲۸ بار و در سایر تفاسیر به ترتیب ۲، ۷، ۱۳ و ۴ بار به کار رفته و در دو تفسیر آخر کاربرد نداشته است. واژه‌ی «تکامل» نیز در این تفسیر ۳۲۶ بار و در سایر تفاسیر با فاصله‌ای بسیار زیاد به ترتیب ۲۴، ۳۳، ۱۱۹، ۶، ۲ و ۲ بار به کار رفته است!۶۹
۷) ارزیابی کلی رویکردهای نواندیشانه در این تفسیر
از میان جنبه‌های نواندیشی مرحوم طالقانی در تفسیر پرتوی از قرآن که مورد بررسی قرار گرفت چهار زمینه شایسته‌ تأملی بیشتر است:
۱) گرایش اجتماعی: گرایش اجتماعی مفسر در این تفسیر نشان‌دهنده‌ دردمندی و بیداری او و شایستگی‌اش در نسب بردن از پیشوایان جنبش اصلاح‌طلبی اسلامی از سیدجمال به بعد است. دکتر صاحب‌الزمانی تلاشهای آن بزرگ‌مرد در احیای قرآن را چنین ارزیابی می‌کند: «آیت‌الله طالقانی را می‌توان کاشف جدید قرآن به‌عنوان یک منبع مهم الهام سیاسی در تاریخ معاصر ایران نامید.»۷۰ مرحوم بازرگان نیز در این باره می‌گوید: «از میان کارهای مرحوم طالقانی مهمتر از همه وارد کردن قرآن و تفسیر آن در محیط و دنیای مردم ایران بود. طالقانی هدیه‌کننده‌ قرآن و تفسیر به مردم ایران، خصوصاً به تحصیل‌کرده‌ها بود.»۷۱
۲) تفسیر علمی: رویکرد طالقانی به تفسیر علمی را باید با توجه به روزگاری که او در آن می‌زیست تحلیل کرد. راست است که در دهه‌های چهل و پنجاه شمسی گفتمان علمی در دین‌پژوهی جایگاه بلندی داشت. با در نظر گرفتن این زمینه رویکرد طالقانی در تفسیر علمی را در مجموع باید محتاطانه و معتدلانه ارزیابی کرد. بدون شک دانش و تحصیلات حوزوی او و آشنایی دقیقش با مبانی علوم اسلامی او را از آن‌که مانند برخی از هم‌روزگارانش دین را به زبان علم ترجمه کند باز می‌داشته است. با این حال در برخی از برداشتهای او که نمونه‌ای از آنها را نقل کردیم می‌توان چون و چرا کرد.
۳) برداشتهای جدید: در طرح این‌گونه برداشتها جسارت مفسر در تسلیم نشدن به نظریات غالب و تلاش او در گشودن افقهای جدید ستودنی است. ضمناً می‌توان احتمال داد که آشنایی مفسر با تأویلات فلسفی و عرفانی (که از ارجاعات و اشارات مکرر او به مثنوی مولانا و مفاتیح‌الغیب ملاصدرا آشکار است) در طرح این دیدگاههای جدید مؤثر بوده باشد. هرچند در پاره‌ای از این برداشتها می‌توان بر مرحوم طالقانی خرده گرفت، ولی انصاف آن است که ایشان در طرح این نظریات جدید از چارچوب روش خارج نمی‌شود و تأویلات جدید او با برداشتهای جسورانه‌ برخی از ابنای عصر، مانند گروه فرقان، از اساس متفاوت است.
۴) نواندیشی طالقانی در توجه به ارتباط الفاظ قرآن و معانی آنها البته ستودنی است، اما در این باره احتیاط علمی را از کف نهادن و با قطع سخن گفتن شایسته به نظر نمی‌رسد. وانگهی چنانکه دیدیم برخی از این معادله‌سازی ها هم که بیشتر بر ذوق مبتنی است و دلیل محکمی برای آن وجود ندارد به تکلف می‌انجامد و پذیرفتن آن آسان نیست.

منابع:
- از آزادی تا شهادت (اسناد جنبش اسلامی)، انتشارات ابوذر، تهران، ۱۳۵۸
- بازسازی اندیشه‌ دینی در اسلام، اقبال لاهوری، ترجمه‌محمد بقایی (ماکان)، انتشارات فردوس، تهران، ۱۳۷۹
- البیان فی اعجاز القرآن، صلاح عبدالفتاح الخالدی، دار عمار، عمان، الطبعة الثالثة، ۱۴۱۳
- پرتوی از قرآن، سید محمود طالقانی، شرکت سهامی انتشار، شرکت سهامی انتشار، تهران‏، چاپ چهارم‏، ۱۳۶۲
- پیک آفتاب: پژوهشی در کارنامه زندگی و فکری آیت الله سید محمود طالقانی، محمد اسفندیاری، صحیفه‌ خرد، ۱۳۸۳
- تفسیر و تفاسیر جدید، بهاءالدین خرمشاهی، انتشارات کیهان، تهران، ۱۳۶۴
- دانشنامه‌ قرآن و قرآن پژوهی، به کوشش بهاء الدین خرمشاهی، انتشارات دوستان و ناهید، تهران، ۱۳۷۷
- دروس فی المناهج و الاتجاهات التفسیریة للقرآن، محمد علی الرضایی الاصفهانی، تعریب: قاسم البیضائی، مرکز جهانی علوم اسلامی، قم، ۱۳۸۳
- راهی که نرفته‌ایم (مجموعه مقالات برگزیده از ۲۰ سال نشریه پیام هاجر درباره‌ی آیت‌الله سید محمود طالقانی)، مجتمع فرهنگی آیت‌الله طالقانی، تهران، ۱۳۷۹
- روشها و آرای قرآنی طالقانی، علی خوشگواری، انتشارات قلم، ۱۳۸۴
- روشها و گرایشهای تفسیری، حسین علوی مهر، انتشارات اسوه، تهران، ۱۳۸۱
- زبان قرآن، مقصود فراستخواه، انتشارات علمی و فرهنگی، تهران، ۱۳۷۶
- سیاست- نامه، ج۲، عبدالکریم سروش، مؤسسه‌ی فرهنگی صراط، تهران، ۱۳۷۹
- سید جمال‌الدین حسینی پایه‌گذار نهضتهای اسلامی، صدر واثقی، شرکت سهامی انتشار، تهران، ۱۳۴۸
- شاهد یاران، ماهنامه‌ تاریخی فرهنگی، یادمان آیت‌الله سید محمود طالقانی، دوره‌ جدید، شماره‌ی۲۲، شهریور ۱۳۸۶
- شناخت‌نامه‌ تفاسیر، سید محمد علی ایازی، انتشارات کتاب مبین، رشت، ۱۳۷۸
- طبقات مفسران شیعه، ج۴، عبدالرحیم عقیقی بخشایشی، دفتر نشر نوید اسلام، قم، ۱۳۷۶
- عقل‌گرایی در تفاسیر قرن چهاردهم، شادی نفیسی، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه‌ی علمیه‌ی قم، ۱۳۷۹
- فرهنگ آثار ایرانی اسلامی، به سرپرستی احمد سمیعی (گیلانی)، انتشارات سروش، تهران، ۱۳۸۵
- قبض و بسط تئوریک شریعت، عبدالکریم سروش، مؤسسه‌ی فرهنگی صراط، تهران، چاپ هفتم، ۱۳۷۹
- مناهج المفسرین، مساعد مسلم آل جعفر و محی هلال السرحان، دارالمعرفة، بیروت، ۱۹۸۰م
- معجزة القرآن الکریم، رشاد خلیفه، دارالعلم للملایین، بیروت، ۱۹۸۳
- Encyclopedia of Islam, Brill, Leiden, ۲۰۰۰ .
- Encyclopedia of the Quran, General editor: Jane Dammen McAuliffe, Brill, Leiden-Boston, ۲۰۰۲.
- Routledge Encyclopedia of philosophy, Routledge, London and New York, ۱۹۹۸.
- The Oxford Encyclopedia of the modern Islamic world, Oxford university press, New York, ۱۹۹۵.
پی نوشتها:
۱- تفسیر و تفاسیر جدید، ص۹.
۲- از آزادی تا شهادت، ص۱۵۵.
۳- شاهد یاران، ص ۱۵.
۴- دانشنامه‌ قرآن و قرآن‌پژوهی، ج۲، ۱۳۹۷-۱۳۹۸.
۵- عقل‌گرایی در تفاسیر قرن چهاردهم، صص۲۴-۱۰۶؛ خانم دکتر نفیسی این عوامل را زمینه‌ «تحول در حوزه‌ی معرفت دینی و تفسیر» می‌دانند که می‌توان آن‌ها را عیناً زمینه‌های شکل‌گیری نگرش اجتماعی و اصلاحی در تفسیر که اخص از آن است نیز دانست.
۶- دروس فی المناهج و الاتجاهات التفسیریة للقرآن، ص۲۸۳.
۷- مناهج المفسرین، ص ۲۵۷.
۸- دروس فی المناهج و الاتجاهات التفسیریة للقرآن، ص ۲۸۱ .
۹- بازسازی اندیشه‌ی دینی در اسلام، ص۲۹.
۱۰- تفسیر و تفاسیر جدید، ص ۲۰.
-۱۱ The Oxford Encyclopedia of the modern Islamic world, vol.۴, p.۶۵.
۱۲- پیک آفتاب، ص۳۴۲.
۱۳- تفسیر و تفاسیر جدید، ص ۱۴۴.
۱۴- طبقات مفسران شیعه، ج۴، ص ۴۹۲.
۱۵- از آزادی تا شهادت، ص۱۵۷.
۱۶- راهی که نرفته‌ایم، ص۳۵۵.
۱۷- راهی که نرفته‌ایم، ص۱۴۹.
-۱۸The Oxford Encyclopedia of the modern Islamic world, vol.۳, p.۱۸۲.
۱۹- پرتوی از قرآن، ج‏۵، ص۲۹۹.
-۲۰ Routledge Encyclopedia of philosophy, vol.۵, p.۶۱۳.
اساساً مقایسه‌ اندیشه‌ی شیعی معاصر، مبانی فکری انقلاب اسلامی و دیدگاه‌های مرحوم طالقانی، شهید مطهری، مرحوم دکتر شریعتی و... با مبانی الهیات رهایی‌بخش خود می‌تواند موضوع پژوهشی مستقل و ارزشمند باشد.
-۲۱ Encyclopedia of the Quran, vol.۲, p.۱۲۹.
۲۲- تفسیر و تفاسیر جدید، ص ۱۰.
۲۳- روشها و گرایشهای تفسیری، ص ۳۴۷ .
۲۴- پرتوی از قرآن، ج۱، ص ۵۳.
۲۵- پرتوی از قرآن، ج۵، ص ۱۴۰.
۲۶- پرتوی از قرآن، ج۲، ص۱۱۴.
۲۷- پرتوی از قرآن، ج۲، ص۲۲۶.
۲۸- پرتوی از قرآن، ج‏۱، ص۳۵.
۲۹- تفسیر و تفاسیر جدید، ص۱۴۴.
۳۰- پرتوی از قرآن، ج۱، ص ۳۷.
۳۱- پرتوی از قرآن، ج‏۲، ص۴۶.
۳۲- درباره‌ فهرستی از منابع علمی مورد استفاده‌ مرحوم طالقانی در این تفسیر نک: روشها و آرای قرآنی طالقانی، صص۱۱۷-۱۱۴.
۳۳- پرتوی از قرآن، ج۳، صص ۳۲۸-۳۲۹.
۳۴- پرتوی از قرآن، ج۱، ص۱۱۳.
۳۵- پرتوی از قرآن، ج۱، ص۱۳۴.
۳۶- پرتوی از قرآن، ج‏۱، ص۱۱۶.
۳۷- پرتوی از قرآن، ج۲، ص۱۷۱.
۳۸- پرتوی از قرآن، ج‏۲، ص ۲۱۸.
۳۹- سیاست- نامه، ج۲،ص۲۱۱.
۴۰- جنبه‌های دیگری از این انتساب هم مورد نقد قرار گرفته است. نک: پیک آفتاب، ص۳۴۱.
-۴۱ Encyclopedia of the Quran, vol.۲, p.۱۳۰.
-۴۲ Encyclopedia of the Quran, vol.۲, p.۱۳۵.
۴۳- پرتوی از قرآن، ج۳، صص۷۷-۷۸.
۴۴- پرتوی از قرآن، ج‏۳، صص۷۸-۷۹.
۴۵- از آزادی تا شهادت، صص۱۵۷-۱۵۹.
۴۶- از آزادی تا شهادت، ص۱۹۹.
۴۷- مجله شاهد یاران، ص۱۱۰.
۴۸- پرتوی از قرآن، ج۲، ص۲۵۴.
۴۹- قبض و بسط تئوریک شریعت، صص۲۲۰-۲۲۱.
۵۰- زبان قرآن، ص۱۶۵.
۵۱- مثلاً نک: پرتوی از قرآن، ج‏۳، صص ۸۶، ۲۳۱-۲۳۰؛ ج۴، صص۱۲۱، ۱۳۲، ۱۷۳، ۱۹۰-۱۸۹ و...
۵۲- زبان قرآن، ص۱۶۶.
۵۳- زبان قرآن، ۱۴۰.
۵۴- شاهد یاران، ص ۱۰۷.
۵۵- البیان فی اعجاز القرآن، صص ۳۶۹-۳۷۳.
۵۶- معجزة القرآن الکریم، صص۲۱۲-۲۲۱.
۵۷- پرتوی از قرآن، ج۵، ص۹ (پاورقی).
۵۸- زبان قرآن، ص۴۴.
-۵۹ Encyclopedia of Islam, vol.۱۰, p.۸۸.
۶۰- شناخت‌نامه‌ تفاسیر، ص ۵۵
۶۱- سیاست-نامه، ج۲، ص۲۰۴
۶۲- روشها و آرای قرآنی طالقانی، ص۳۷ و ۱۱۹
۶۳- پرتوی از قرآن، ج۱، ص ۳۲.
۶۴- پرتوی از قرآن، ج۲، ص۴۴.
۶۵- پرتوی از قرآن، ج۲، ص۲۲۶.
۶۶- پرتوی از قرآن، ج۴، ص ۲۶۱.
۶۷- دکتر سروش با اشاره به واژه‌هایی چون عقل، بندگی، شمشیر، سرکشی، آزادی، ذلت، عزت، طبقات حاکمه، خودباختگی، فاصله‌ی طبقاتی و... که مرحوم طالقانی در مقدمه‌ تفسیر از آنها استفاده کرده است از شیوه‌ای مشابه با همین روش (البته بدون مقایسه) بهره برده‌اند. نک: سیاست-نامه، ج۲، ص۲۱۰.
۶۸- این تعبیر، از بهاءالدین خرمشاهی در کتاب «تفسیر و تفاسیر جدید» است.
۶۹- استاد خرمشاهی معتقد است که «تکاملی که در جای‌جای پرتوی از قرآن مطرح است «تکامل داروینی» نیست، بلکه کمال‌جویی و استکمال انفسی و آفاقی و کمال‌گرایی صدرایی است... و نقطه‌ آغاز و قوس نزولش چون نقطه‌ انجام در طی قوس صعود همانا خداوند است که یگانه مبداء و منتهای همه چیز است.» تفسیر و تفاسیر جدید، ص ۱۴۵.
۷۰- راهی که نرفته‌ایم، ص۶۷.
۷۱- نقل از: پیک آفتاب، ص۳۲۷.
نویسنده: حامد - شیوا پور
منبع: ماه نامه - اطلاعات حکمت و معرفت - ۱۳۸۸ - شماره ۳۹، خرداد

منبع : باشگاه اندیشه

مطالب مرتبط

قرآن, پشتوانه و خاستگاه فقه

قرآن, پشتوانه و خاستگاه فقه
در منظر فقیهان واسلام شناسان, قرآن اصیل ترین و متقن ترین منبع شناخت معارف دینی واحکام فقهی و حقوق فردی و اجتماعی است. فقه که در اصطلاح اسلامیان, دربرگیرنده احکام عبادی ومسایل اقتصادی و اجتماعی وحقوق مدنی و روابط بین المللی و… می باشد, شاخه ای است رسته بر تناور وحی که قرآن, بارزترین و تردید ناپذیرترین نمود ونماد آن است. فقه اسلامی بی قرآن, هویّت و پشتوانه ندارد, چه این که بایدها و نبایدهای دینی ـ که بخشی ازآنها را احکام فقهی تشکیل می دهد ـ تا زمانی که بر پایه باورهای مبنایی, تکیه نداشته باشد, الزام آور نیست و ضمانت اجرایی ندارد.
قرآن, به عنوان آخرین پیام خدا به خلق و کاملترین برنامه الهی برای جامعه انسانی, از یکسو با جلوه های اعجازی و فوق بشری خود, دلیل حقّانیت رسالت پیامبر خاتم (ص) و صدق ره آوردهای آسمانی اوست واز سوی دیگر پایه های عقیدتی و باورهایی را پی ریخته که بنای فقه و حقوق, از نظر مشروعیت و مقبولیت, برآن پایه ها استوار است.
امام نیایش و بینش, زین العابدین (ع) در ترسیم جایگاه قرآن و نسبت فقه الاحکام باآن, سخنی فرازین دارد:
(… وجعلته مهیمناً علی کلّ کتاب انزلته, و فضّلته علی کلّ حدیث قصصته و فرقاناً فرقت به بین حلالک و حرامک, وقرآناً اعربت به عن شرائع احکامک….) ۱
[خداوندا !]قرآن را گواه , ناظر و مسیطر بر همه کتابهای آسمانی پیشین قرار دادی و بر هرسخنی که پیش از آن بیان داشته ای برتری بخشیدی, فرقانی است که حلال و حرامت را به وسیله آن متمایز ساختی و قرآنی است که در پرتو آن شرایع احکامت را آشکار نمودی.)
دریک نگاه, می توان همه پیامها و تعالیم وحی را به دو بخش محوری تقسیم کرد:
الف) گزارش از واقعیتها وهستها.
ب) انگیزش به سوی ارزشها و بایدها.
هرآیه ای از آیات قرآن, به هرحال در مجال یکی از این دو محور جای دارد و یا دست کم مقدمه ای است برای بیان نکته ای اساسی, که آن نکته,یا بیان واقعیتی است و یا تشویق به بایسته ای و تحذیر از ناشایسته ای!
اگر در قرآن, سخن از یکتایی پروردگار, علم, قدرت و حکمت خداوند, نفی شرک, آیات انفسی و آفاقی, آیات آفرینش و چگونگی پیدایش آدم, امکانات و خصلتها و مسؤولیت پذیری انسان و گریزناپذیری او از واقعیت هستی و قوانین حاکم برآن, سرگذشت انبیا وامّتها, جریان سنتهای الهی در تاریخ وجامعه بشری وموضوع معاد وبهشت و دوزخ مطرح شده است, همه وهمه گزارشی از واقعیتهایی است که بوده, هست و خواهد بود.
واگر در قرآن, رهنمودها, امرها و نهی ها, ستوده ها و نکوهیده ها, نورها و ظلمتها مطرح شده است ومسایلی چون: عمل صالح, اقامه قسط, نیکی به والدین, وفای به عهد, شهادت به حقّ, قضاوت به عدل, ادای امانت, تعاون وهمیاری در مسیر نیکی و تقوا, پرهیز از مساعدت اجتماعی در طریق گناه و دشمنی, سفارش به عفو و گذشت, اخوت و برادری, اصلاح میان مؤمنان, انفاق مال در راه خدا, ممنوعیت قتل نفس, حرمت فساد انگیزی و فتنه گری, نهی از بغی و تجاوز و… یادگردیده است, آن همه, نمونه ای از بایدهای قرآنی است که بخش عمده آنها در دایره فقه اصطلاحی گنجیده است.
● منزلت احکام و قوانین قرآن, در نگاه وحی
چنانکه گفته شد, در قرآن مسایل زیادی مطرح شده است که شامل مسایل اقتصادی وعبادی, اخلاقی, تاریخی , سنن اجتماعی و… می شود و آمیخته با این مسایل , در جای جای قرآن, احکام فقهی نیز یاد شده است.
سخن دراین است که از میان این مجموعه مسایل قرآنی, کدام مقوله ارجمندترین است و احکام و قوانین در چه مرتبه ای از اهمیت قرار دارند؟
مجال پردازش تفصیلی به این مبحث نیست, ولی اگر به اشارتی بسنده کنیم, می بایست مسایل و مباحثی را که به مقوله ایمان و پذیرش اصل وحی و توحید و نبوت و معاد باز می گردد, مقدّم شمرد, چرا که تا این اصول پذیرفته نشود, زمینه برای طرح احکام و قوانین و امر ونهی نیست. با این وصف, قرآن بر پیوستگی عمیق باورهای بنیادین و پایبندی عملی به احکام و قوانین, تأکید دارد. این تأکید را در دو زمینه می توان شاهد بود:
الف) آیات فراوانی که هرگاه سخن از ایمان به میان آورده است, بی کمترین مجال, موضوع عمل صالح را یاد آور شده و در پی بسیاری از خطابات (یا ایهاالذین آمنوا) احکام و قوانین را متذکر شده است:
(یاایّهاالذین آمنوا استعینوا بالصّبر و الصّلوة) بقره/۱۵۳
(… کلوا من طیبات) بقره/۱۷۲
(… کتب علیکم القصاص فی القتلی) بقره/۱۷۸
(… کتب علیکم الصیام) بقره/۱۸۳
و ….
ب) سبک بیان احکام و قوانین در قرآن واین که معمولاً در پی هراستدلالی عقیدتی چه در زمینه توحید یا نبوت ویا معاد, مخاطبان را به عمل فرا می خواند واز کنار نهادن احکام و حدود قوانین الهی نهی می کند.
تفکیک ناپذیری ایمان و عمل به احکام و قوانین الهی, وارج نهادن به حدود و حقوق و احکام در قرآن تا بدان جاست که رویگردانان از احکام و قوانین و حدود الهی, مورد شدیدترین عتابها و سرزنشها قرار گرفته اند.
(تلک حدود اللّه فلاتعتدوها و من یتعدّ حدود اللّه فاولئک هم الظالمون)
بقره/۲۲۹
اینها حدود و قوانین خدا است, ازآن تجاوز مکیند, چه این که تجاوزگران از حدود و قوانین تعیین شده الهی, ستمکاران و سیه کارانند.
(ومن یعص اللّه و رسوله و یتعدّ حدوده یدخله ناراً خالداً فیها وله عذاب مهین)
نساء/۱۴
وهرکه از خدا و رسولش فرمان نبرد و از حدود و حکام او تجاوز کند, او را داخل در آتش کند و همواره درآن جا خواهد بود و عذابی خوارکننده خواهد داشت.
(ومن لم یحکم بما انزل اللّه فاولئک هم الکافرون) مائده/۴۴
وکسی که بر وفق احکام و قوانینی که خداوند نازل کرده, حکم نکند, کافر است.
این جایگاه رفیع برای احکام و قوانین و حدود قرآنی, مستلزم آن است که فقیهان در استنباط احکام و شناخت قوانین, قبل ازهرچیز نظر به قرآن داشته باشند و آیات نازل شده از سوی پروردگار را ملاحظه کنند.
امام می فرماید:
(الفقیه… لم یترک القرآن رغبة عنه الی غیره…) ۲
فقیه و اسلام شناس راستین, قرآن را فرو نمی نهد تا به غیرقرآن روآورد.
● حکم دینی, دارای ریشه و اعتبار قرآنی
رابطه وثیق میان قرآن واحکام و قوانین شریعت تا به آن جاست که به هرحال باید حکم دینی وقانون شرعی به گونه ای مستند به قرآن و دارای ریشه درآن باشد.
استناد و ارتباط احکام با قرآن به دوگونه است:
الف) بسیاری از قوانین و احکام شریعت به صراحت و به صورت موردی در قرآن یادشده است مانند: وجوب روزه , نماز, زکات, وفای به عهد, جهاد, امر به معروف ونهی از منکر و حرمت شرب خمر و بغی و تعدّی به مال وحقوق دیگران, قتل نفس و… .
کتابهایی که تحت عنوان (فقه القرآن) یا (آیات الاحکام) تدوین شده است مانند: فقه القرآن, قطب راوندی (م: ۵۷۳ ق), کنزالعرفان فی فقه القرآن, فاضل مقداد (م:۸۲۶ق), زبدة البیان, مقدس اردبیلی (م: ۹۹۳ق) و … به مجموعه ای از آیات الاحکام پرداخته اند که معمولاً صریح و نصّ در حکم است.
ب) برخی دیگر از احکام شریعت که معمولاً شامل تفصیل احکام و بیان فروعات ومصادیق و حدود و شرایط و کیفیت انجام و رعایت احکام و قوانین قرآنی است, هرچند به گونه صریح در قرآن نیامده است و ناگزیر باید آنها را از سنّت استفاده کرد, ولی استفاده وبهره گیری ازاین مصدر(سنّت)درقرآن مورد توجه و تأیید قرار گرفته است, بلکه در اصل, این قرآن بوده است که در آن دسته از احکام, اهل شریعت را به پیامبر و سنّت ارجاع داده است:
(ما آتاکم الرّسول فخذوه و ما نهاکم عنه فانتهوا) حشر/۷
آنچه که پیامبربرای شما آورد, دریافت کنید وآنچه را نهی کرد, پذیرا شوید.
جزاین آیه, آیات بسیاری در قرآن, مؤمنان را به اطاعت و تبعیت و اسوه جویی از پیامبر فراخوانده و فرمان داده است واین بدان خاطر است که اصولاً وحی الهی از دوطریق دراختیار مردم قرار گرفته است: از طریق قرآن, واز طریق گفتار وعمل پیامبر(ص),چرا که با تضمین وحی, سخن پیامبر فراتر از آرای شخصی اوست و ریشه در وحی دارد:
(وماینطق عن الهوی. ان هو الاّ وحی یوحی) نجم/۳ـ۴
وسخن از روی هوی نمی گوید, آنچه او می گوید, چیزی جز وحی نیست.
براین اساس, آنچه رسول خدا(ص) درکیفیت انجام فرایض وبیان شرایط و مقدمات وخصوصیات احکام ویا حتّی احکام و قوانینی که ظاهراً در نصّ آیات بدانها اشاره نشده, بیان داشته است, با این تأییدهای عامّ قرآنی, اعتبار و حجیّت یافته است. وچنانچه امامیه, علاوه بر سنت پیامبر, سنت معصومین(ع)را نیز حجّت ومعتبر می شمرند وبیان آنها را تفسیر قرآن و تبیین سنّت پیامبر(ص)می شمرند, به خاطر رهنمودهای شخصی پیامبر(ص)و دستورهای صریحی است که آن حضرت داده است مانند: حدیث ثقلین, حدیث سفینه و… که نزد فریقین, متواتر و معتبر شناخته شده است.
● سبک قرآن, در بیان احکام و قوانین فقهی
سبک قرآن, دربیان احکام و قوانین, سبکی بدیع و ویژه است و با بیانها و تألیفها وقانون نویسیهای بشری, در نوع پردازش و تبیین, تفاوت دارد.
ویژگیهای سبک فقاهت قرآنی, درچند محور قابل بررسی است:
۱) درقرآن, همه احکام و قوانین وحدود عبادی و اجتماعی, دریک سوره ویا یک فصل گردنیامده است واین احکام به لحاظ موضوع حکم ازیکدیگر تفکیک نشده اند به گونه ای که مسایل هرموضوع درکنارهم و دریکجا یاد شده باشند. درحالی که کتابهای فقهی و حقوقی ومجموعه هایی که توسط بشر تدوین شده و قوانین درآنها درج گردیده است, دارای فصلها و بابهای مجزّاست ومسایل اصلی و فرعی هرموضوع در باب مخصوص و مبحث قرارداده شده آن, طرح و بررسی شده است.
۲) درقرآن, احکام وقوانین و حدودی که یاد شده است, نه همه آنها احکام و قوانین عام و کلیدی هستند ونه همه آنها مسایل فرعی و جزئی و موردی, بلکه هردودسته از آیات در زمینه فقه الاحکام دیده می شود. هرچند ممکن است ادّعا شود که احکام کلی و کلیدی قرآن, بیشتر از احکام جزئی و موردی آن است, ولی به هرحال در قرآن هم قوانین عام و فراگیری وجود دارد, چون:
(أحلّ اللّه البیع وحرّم الرّبا) (بقره/۲۷۵), (اوفوا بالعقود) (مائده/۱), (کتب علیکم القصاص فی القتلی) (بقره/۱۷۸), (واجتنبوا قول الزّور)(حج/۳۰) و….
دراین گونه آیات , موضوع حکم دارای فروعات و ویژگیهای و شرایط متعددی است که در سنّت تبیین شده است.
درکناراین قوانین واحکام کلی, احکامی وجود دارد که بیش ازآن که عام و فراگیرشناخته شوند, موردی و جزئی هستند, مانند:
(احلّ لکم لیلة الصیام الرّفث الی نسائکم) بقره/۱۸۷
(یاایّهاالذین آمنوا اذا تداینتم بدین الی أجل مسمّی فاکتبوه…) بقره/۲۸۲
درآیه اخیر که طولانی ترین آیه قرآن می باشد وموضوع اصلی آن مکتوب داشتن قراردادهای مالی واقتصادی است, از نظر گاهی, هجده حکم فرعی و از منظری دیگر و دقتی فزونتر, بیست و هفت حکم به صراحت یا اشارت بیان شده است.۳
۳) بیان قرآن در زمینه بایدها ونبایدها, واجبات و محرّمات, همواره در قالب امر و نهی, ریخته نشده است بلکه(هرامری در قرآن, حاکی از وجوب نیست و هروجوبی با امر بیان نمی شود. وگاه نهی در قالب نفی و اخبار, جانشین انشاء است.۴
هرچند ساختارامر, حقیقت در وجوب طلب است, ولی صیغه امر در قرآن علاوه بر معنای حقیقی, در معنای ندب, اباحه, دعا, تهدید, امتنان, انذار, ارشاد و… به کار رفته است. از سوی دیگر, گاه طلب یک فعل به وسیله استفهام تحضیضی رخ نموده است, مانند:
(الاتقاتلون قوماً نکثوا ایمانهم) توبه/۱۳
وگاه به وسیله جمله خبری ایفا شده است, مانند:
(والمطلّقات یتربّصن) بقره/۲۲۸
۴) احکام فقهی و قوانین تشریعی قرآن همواره به صورت نصّ صریح و منطوق یاد نشده است, بلکه بسیاری ازآنها منطوق و صریح ظاهر الفاظ آیه است و بخش دیگری از طریق مفهوم ودلالتهای التزامی و تضمّنی استفاده می شود ویا قراین حالی و مقامی زمینه برداشت آن حکم را فراهم می آورد, مانند:
(لن یجعل اللّه للکافرین علی المؤمنین سبیلاً) نساء/۱۴۱
خداوند هرگز برای کافران علیه مؤمنان راهی قرار نداده است.
منطوق آیه نفی سلطه کافران برمؤمنان از سوی خداست, ولی تجزیه وتحلیل آیه واین که منظور از (نفی سبیل) چیست, به برداشتهای قطعی فقهی انجامیده است, مانند: (حرمت پذیرش سلطه کافران) , (حرمت انجام معاملات و روابطی که به سلطه کافران بر مؤمنان انجامد), (حرمت اجیرشدن مسلمان از سوی کافر به گونه ای که کافر سلطه بر او پیدا کند و مسلمان ذلیل او گردد.)
از همین روست که فقهـا احکـام فوق را از آیه (وللّه العزّة و لرسوله و للمؤمنین) (۸/منافقون); (عزّت برای خداست و رسول او و مؤمنان است) استفاده کرده اند با این که ظاهر آیه ومنطوق آن, صرف اثبات عزّت است ولحن آیه, لحن تکلیفی نیست.۶
۵) احکام و فروعات فقهی, نه تنها ازآیات الاحکام استفاده و استنباط می شود, بلکه بسیاری از آیات اخلاقی و آیاتی که بیانگر مسایل تاریخی و اجتماعی است, حکم فقهی را به همراه دارد. چنانکه فقها برای اثبات مشروعیت اجاره, واین که شخص مستأجر می تواند منافع عین یا عمل اجیر را, مورد بهره برداری قرار دهد, به آیه زیر استناد کرده اند:
(انّی ارید ان انکحک احدی ابنتی هاتین علی أن تأجرنی ثمانی حجج)
قصص/۲۷
من می خواهم یکی از دو دخترم را به همسری تو درآورم, بدان شرط که هشت سال اجیر من باشی.
چنانکه مشهود است, آیه در مقام بیان واقعه ای تاریخی است ولی به دلیل این که شعیب(ع) و موسی(ع) که دو طرف قرار داد می باشند هردو پیامبر بوده اند و خداوند پس از نقل سخنان و قرار داد ایشان, ردّی برعمل آنان نداشته است. از این جمله خبری و مضمون داستانی, حکم شرعی و فقهی استفاده کرده اند.۷
جزاین ویژگیها, رموز و نکات دیگری نیز در سبک بیان فقهی قرآن هست که نیازمند بررسیهای بیشتر و اهتمام فزونتر در زمینه فقه قرآنی است که سوگمندانه از سوی دین پژوهان در کار فقاهت و مجموعه های خاص فقهی, کمتر بدانها توجه شده است واین مباحث به گونه پراکنده و نامنسجم به تناسب در لابه لای مباحث فقهی به گونه ای گذرا و غیراستدلالی مورد اشاره قرار گرفته است ویا درمباحث علوم قرآنی واندکی ازآنها در کتابهای اصولی, آن هم نه با صبغه فقهی و قرآنی, بلکه تحت عناوین عامی چون مباحث الفاظ مطرح گردیده است. خلأ پژوهشهای قرآنی, محدود به زمینه(فقه الاحکام) نیست, بلکه اصولاً این کتاب حیات و هدایت, آن گونه که باید ژرفکاوی نشده است, چنانکه مفسر گرانمایه ای چون علامه طباطبایی می نویسد:
(این از شگفتیهای قرآن است که هیچ یک از آیاتش در دلالت, گنگ و ساکت نیست وفاقد نتیجه نمی باشد. هرگاه آیه ای با آیه دیگری که نوعی همسویی و ارتباط با یکدیگر دارند, با هم ضمیمه شوند, حقیقت بکر و نوینی را نتیجه می دهند وآیه سوّمی آن نتیجه و دستاورد جدید را تأیید می کند. این شأن وخاصیت قرآن است! … دریغ که این راه بی رهگذرمانده است! درحالی که اگر مفسران گام در این مسیر نهاده بودند, تاکنون چشمه ساران زلالی برما آشکار شده بود و گنجهای گرانقدری از ذخایر نفیس معارف وحی, برما رخ نموده بود.)۸
● راز پایداری حیات فقه قرآنی
اعلام خاتمیت رسالت پیامبراکرم(ص) و پیش بینی نشدن بعثت رسولی دیگر پس از رسول اسلام در قرآن و تأکید بر نسخ ناپذیری شریعت و آیین محمّد(ص) در منابع و متون اسلامی واستمرار احکام و قوانین اسلامی برای همیشه تاریخ و فراگیری آن نسبت به همه نسلها در جغرافیای پراکنده فرهنگی و محیطی زمین, ازدیرباز پرسشی جدّی را برای دین پژوهان ـ دین باوران و دین ناباوران ـ هریک از موضعی وبه هدفی پدید آورده است وآن این است که:
الف) قلمرو فقه قرآنی و اسلامی تا کجاست و درچه زمینه هایی از مسایل فردی واجتماعی,اقتصادی, سیاسی و حقوقی می خواهد حضور داشته باشد ونظر بدهد؟
ب) چگونه ممکن است که فقه اسلامی و قرآنی در عین برخورداری از ثبات و تحوّل ناپذیری, حاکمیت و نظارت بر بستر متحوّل و ناآرام شرایط اجتماعی و روابط اقتصادی و سیاسی داشته باشد وبرای آنها برنامه و پیامی درخور ارائه دهد؟
در پاسخ گویی به این پرسش, ناگزیر باید میان فقه اصطلاحی یعنی آنچه امروز در جوامع اسلامی به عنوان فقه شناخته می شود, باآنچه باید آن را(فقه قرآنی) نامید, فرق گذاشت و درمرحله بعد نسبت میان(فقه قرآنی) و (فقه اصطلاحی) را روشن ساخت.
البته منظور از فقه قرآنی, جمود بر ظاهر الفاظ قرآن و یا بسنده کردن به آن و عدم رویکرد به سنّت ناب نیست, بلکه مراد از فقه قرآنی, آن فقهی است که با اهداف فراگیر وعینی قرآنی و قلمروی که خود قرآن برای فقه مشخص کرده و شیوه ای که خود در پیش گرفته, همسو و همراه باشد.
● قلمرو حضور ونظارت فقه قرآنی
بررسی قلمرو نظارت و دخالت فقه قرآنی, بر تجزیه وتحلیل چگونگی حیات فقه قرآنی تقدّم دارد, زیرا اگر فقه قرآنی و احکام و قوانین شریعت, در مجموعه ای از تکالیف فردی و عبادی خلاصه شده باشد و رسالت اصلی دین در بعد هستی شناسی و اعتقادات اصولی محدود و محصور شده باشد و فقه الاحکام به عنوان لعاب و پوششی برآن باورها, صرفاً رکوع و سجودی از مردم طلب کرده باشد و رابطه ای وثیق میان احکام شریعت با مسایل جاری و روابط عینی و جدّی جامعه انسانی نباشد و راههای عملی برای حفظ حیات بایدهای دینی و باورهای مذهبی تدارک نشده باشد, مجالی برای این دغدغه نیست که آیا فقه زنده است یا خیر!
فقه و قوانین شریعت, اگر در محدوده پندارهای صوفیه و فهم اخباریین واندیشه علمانیّت و سکولاریسم مطرح باشد, یا به دلیل جمود, با همه چیز در تضاد است ویا به دلیل بی مرزی, با هیچ چیز اصطکاک و درگیری ندارد و درهر دو صورت آن فقه حیات ندارد, زیرا موجود زنده, همواره درگیر و درحال دفاع وپویایی است. قوانین واحکامی که با همه مظاهر نوین زندگی وداوریهای ضروری وجدّی در جنگ باشد, دیر یا زود مغلوب است و یا در برکه جمعیتی قلیل وعوام خلاصه خواهد شد.
چنانکه پیداست, ترسیم قلمرو نظارت ودخالت فقه قرآنی, پژوهشی ویژه می طلبد وما دراین نوشته جز اشارتی بدان نتوانیم داشت.
مسلم این است که احکام قرآن محدود به احکام عبادی و فردی نیست, بلکه بسیاری از احکام آن ـ حتی احکام عبادی آن ـ دارای بعد اجتماعی و ناظر بر جمع است.
رسول خدا(ص)می فرماید: جبرئیل نزد من آمد وخبر از فتنه ای داد که در امّت من رخ خواهد داد, از او راه گریز ازآن فتنه را پرسیدم, در پاسخ گفت:
(کتاب اللّه فیه بیان ما قبلکم من خبر, وخبرما بعدکم و حکم ما بینکم.)۹
[راه نجات در] کتاب خداست, زیرا درآن اخبار پیشینیان و پسینیان و حکم میان شماست.
در سخن دیگر از امیرمؤمنان (ع), قرآن نه تنها حکم میان مردم در قلمرو احکام و فقه دانسته شده است, بلکه نظم اجتماعی نیز در حیطه نظارت فقه قرآنی شمرده شده است.
(الا انّ فیه… نظم مابینکم)۱۰
(ابن رشد( م ۹۵۳ هـ.ق) این امتیاز را از بزرگترین معجزات قرآن دانسته است که منحصر در عقیده وایمان[ومسایل درونی و فردی] نیست, بلکه قانون و شریعت نیز هست[و در زمینه عینیّتهای روابط اجتماعی و حقوقی انسانها و نظم اجتماعی آنان نظر دارد.])۱۱
درمتن کلام وحی به دو صورت قلمرو برنامه ها و نظرگاه دین ترسیم شده است:
۱) به وسیله آیات بسیاری که به موضوعات مختلف عبادی, اعتقادی, اخلاقی, اجتماعی, سیاسی, اقتصادی و… پرداخته است.
قرآن با طرح این موضوعات و تعیین حدود و احکام آنها, عملاً نمایانده است که هم به رکوع و سجود مردمان نظر دارد وهم به جهاد مالی و جانی آنان وهم به صدق و وفا و مسؤولیت, انسان دوستی ,عدالت اجتماعی, مودّت اجتماعی, صلح, جنگ, مدیریت, رهبری, ولایت, اطاعت ودهها وصدها موضوع دیگر.
۲) به وسیله آیاتی چون:
(ونزّلنا علیک الکتاب تبیاناً لکلّ شیء) نحل/۸۹
قرآن را برتو فرو فرستادیم, درحالی که بیان و روشنگر هرچیز است.
امام باقر(ع)می فرماید:
(انّ اللّه تبارک و تعالی لم یدع شیئاً تحتاج الیه الامّه الاّ انزله فی کتابه و بیّنه لرسوله و جعل لکلّ شیء حدّاً و جعل علیه دلیلاً یدلّ علیه…. )۱۲
هرچیزی که امّت بدان نیازمند باشد, خداوند آن را فروگذار نکرده است و درقرآن نازل کرده و برای رسولش روشن ساخته است وبرای آن چیز حدّ وقانونی قرار داده و برای پی بردن امّت به آن قانون, دلیلی مشخص کرده است.
امام صادق(ع)می فرماید:
(انّ اللّه تبارک و تعالی انزل فی القرآن تبیان کلّ شئ حتّی واللّه ما ترک شیئاً تحتاج الیه العباد, حتّی لایستطیع عبد یقول لوکان هذا, انزل فی القرآن, الا و قدانزله اللّه فیه.) ۱۳
خداوند متعال, بیان هرچیزی را درقرآن نازل کرده تاآن جا که هیچ موضوع مورد نیاز بندگان را فروگذار نکرده است. ممکن نیست که فردی بگوید: ای کاش خداوند در قرآن این نکته را نازل کرده بود, مگر این که آن را قبلاً نازل کرده است.
اگر تعبیر(کلّ شیء) آن قدر فراگیر باشد که همه مسایل مربوط به هدایت و سعادت و مصالح دنیوی واخروی انسانها را شامل شود, بدیهی است که استفاده همه این مطالب از قرآن کارآسانی نیست و دقیقاًهمین دشواری , افراطها و تفریطهایی را به دنبال داشته است. گروهی چون صوفیه و اسماعیلیه بی باکانه دست به تأویل و تفسیر و تحمیل پندارهای خود برقرآن زده اند و دسته ای چون اخباریان و حدیث گرایان به ظاهر احادیث بسنده کرده وفهم قرآن را یکسره از توان بشر خارج دانسته اند!● عوامل درونی و بیرونی, حیات فقه قرآنی
اکنون با توجه به منظر وسیع فقه قرآنی واهداف وبرنامه های بلند و گسترده و فراگیر آن, باید دید که احکام و قوانین ثابت و پایدار شریعت چگونه می خواهد در شرایط متحوّل و ناپایدار, مفید و مؤثر باقی بماند؟
بی شک دراین حیات و پایداری, دوگونه عامل, فعّال و مؤثر است:
۱) مکانیسم درونی آیات الاحکام.
۲) عوامل بیرونی چون اجتهاد مستمر وعلوم فرا قرآنی مجتهدان.
مکانیسم درونی حیات فقه قرآنی را چند اصل بردوش می کشند:
▪ بیان نامتمرکز و گسسته نمای احکام و قوانین فقهی در قرآن و آمیختگی احکام وباورها واخلاق با مسایل مختلف اجتماعی.
▪ توجه به تنگناها و شرایط اضطراری عمل, درمتن قوانین واحکام.
▪ انعطاف پذیری احکام الهی در قبال نیازها و شرایط متحوّل نسلها.
الف) بیان نامتمرکز فقه قرآنی: آمیختگی مداوم مباحث مختلف قرآنی وبیان گسسته نمای آن درهرمقوله, چیزی است که از دید برخی قرآن پژوهان غربی و مستشرقان, نقیصه وناشی از بی دقتی ناسخان و کاتبان وحی تلقی شده است! درحالی که سبک ویژه قرآن در پردازش به مباحث مختلف از یکسو ذهن مخاطبان را به تلاش برای شناخت ربطها و دریافت پیامها وا می دارد و از سوی دیگر, تعامل مداوم (باور و عمل) و پیوستگی (هستها و بایدها) را به ایشان القا می نماید:
(اعجاز و سبک تقلید ناپذیر و خارق العاده قرآن بجز از این طریق میّسر نمی شد. اگر بیان اندیشه با رعایت ترتیب و توالی منطقی ومضمونی درکتابهای دیگر خطّی باشد, شیوه بیان اندیشه قرآن حجمی وحلقوی وبلکه اگر غریب ننماید, کروی است.) ۱۴
به عنوان نمونه, زمانی که خداوند در سوره شعراء, نمای کلیّ تبلیغ و رسالت هشت تن از پیامبران را یکی پس از دیگری ترسیم می کند و بخشی از احکام فقهی را, ضمن بازنمایی و بازگویی تاریخ انبیا, بیان می دارد, اندیشه کنندگان درآیات الهی, علاوه بر منطوق فقهی آن آیات, پیامهای دیگری را نیز دریافت می کنند وآن این که هرامتی وهرنسلی در شرایط اجتماعی خود, نیازمند احکام و قوانین ویژه ای است وهمه احکام برای همه نسلها, ارزش و اولویت یکسان ندارد و درکار تبلیغ احکام وهدایت نسلها به سوی تکلیف ومسؤولیت, باید نیازها و اولویتها را در نظر داشت.
ب) توجه به تنگناها و شرایط اضطرار: قرآن در تقنین قوانین و تشریع احکام, چشم از واقعیتهای زندگی انسان و توان وامکانات و شرایط مکلفان, فرو نبسته است:
(فمن اضطرّ غیرباغ ولاعاد فلااثم علیه) بقره/۱۷۳
پس آن کس که گرفتار تنگنا واضطرار شود, در صورتی که تجاوزگر و متعدی نباشد, [فروهشتن تکلیف به خاطر اضطرار]براو گناهی را بار نمی کند.
جز مقوله اضطرار, زمینه های دیگری نیز درقرآن مورد توجه قرار گرفته است, مانند: نفی تکالیف حرجی و مشقّت بار(۶/مائده), ضعفهای جسمی و مالی مکلفان (۹۱/توبه), سفر و دشواریهای آن(۶/مائده).
نگاه فقه قرآنی به این تنگناها, سهولتی را فراهم آورده که احکام دینی را با واقعیت زندگی انسان همراه وهمسو ساخته است:
(یرید اللّه بکم الیسر ولایرید بکم العسر) بقره/۱۸۵
ج) انعطاف پذیری و واقعگرایی: انعطاف پذیری, امری شاملتر از مسایلی چون اضطرار , اذیت و حرج است.
(بیان تدریجی برخی از احکام در قرآن, مانند: حرمت خمر و شیوه مواجهه با مشرکان و کافران و تغییر قبله از بیت المقدس به سوی کعبه, چه بسا به خاطر اضطرار وحرج (دشواری) صورت نگرفته باشد, بلکه فلسفه آن انعطاف پذیری و واقعگرایی فقه قرآنی است.
زمانی که مسلمانان در اقلیت مطلقند و ازنظر عِدّه و عُدّه آمادگی پاسخ گویی به شرارت وآتش افروزیهای مشرکان را ندارند, آیات عفو و شکیبایی نازل می شود:
(واعفوا واصفحوا) بقره/۱۰۹
عفو کنید و باکرامت و بزرگواری در گذرید.
ولی زمانی که مسلمانان قدرت و اقتدار لازم را به دست می آورند, مأمور می شوند تا با مشرکان لجوج و پیمان شکن به ستیز و نبرد برخیزند:
(فاذا انسلخ الاشهر الحرم فاقتلوا المشرکین حیث وجدتموهم… ) توبه/۵
آن گاه که ماههای حرام سپری شد, هرجا که مشرکان رایافتید, بکشید.) ۱۵
● اجتهاد و علوم فرا قرآنی
اجتهاد مستمر و تلاش پیگیر برای درک مفاهیم وحی و شناخت احکام فقهی مسایل مستحدث و تحول یافته, ازدیگر عوامل حیات فقه قرآنی است, مشروط به این که ذهن و فکر مجتهد, همپای تحوّل موضوعات و رخداد پدیده های جدید, نیز تکامل و اتساع پیدا کند, زیرا اگر مجتهد با ذهنی بسته ونگاهی ثابت و یکسو به مسایل بنگرد, پاسخها و دریافتهای او همچنان ثابت خواهد ماند واجتهاد, ایستا و نازا خواهد بود وچنین اجتهادی در حقیقت, تقلید و تکرار ودرجا زدن است و نه پویش و کاوش و پیشرفت!
(اکتفا به نقلهای مفسران پیشین, درفهم معانی قرآن, مایه توقف سیر و حرکت دانش است.) ۱۶
تحقیق واجتهاد درآیات قرآن, با ابزار, روشها و معلومات پیشینیان نیز دستاوردی همسان دستاوردها و آرای همانند, نتیجه خواهد داد و نه چیزی فزونتر.
قرآن با دعوت مسلمانان به تدّبر و تعقل در آیات وحی و تشویق آنان به تفکّر و و ژرفکاوی وارجاع توده ها به پیامبر و راسخان در علم, برای فهم بهتر قرآن و نیز تأیید اجتهاد و تفقه از سوی پیامبر(ص)و ائمه(ع) مهمترین گام را درطریق استمرار بخشیدن به حیات فقه قرآنی برداشته است.
در حقیقت مرجعیت پیامبر و امامان در فهم قرآن و تفسیر آن, به جهت تعلیم شیوه تفسیر و اجتهاد و استفاده از وحی بوده است.
(هوالذی بعث فی الامّیّین رسولاً منهم یتلوا علیهم آیاته و یزکّیهم و یعلّمهم الکتاب والحکمة) جمعه/۲
اوست خدایی که در میان درس ناخواندگان مکه رسولی را از خودشان برانگیخت تا آیات الهی را برایشان تلاوت کند, پاکشان گرداند و کتاب و حکمت را به آنان تعلیم دهد.
براین اساس, تعلیم قرآن در صدر وظایف پیامبر(ص)قرارداشته است.
● نسبت فقه اصطلاحی با فقه قرآنی
مطالعه تاریخ فقاهت و اجتهاد ومباحثات طولانی آنان با اندیشه اخباریگری وتأکید آنان بر حجیّت ظواهر قرآن وتکیه آنان برکتاب و سنّت و عقل و اجماع و اعتقاد ایشان به لزوم عرضه احادیث به قرآن و ترجیح احادیث موافق کتاب و ردّ احادیث مخالف با آن, چنین می نماید که قرآن در فرایند اجتهاد فقها از اصلی ترین جایگاه و محوری ترین موقعیت برخوردار است.
حرمت گزاری فقیهان به آیات وحی, مجال تردید ندارد, ولی باید توجه داشت که حتّی اخباریان نیز در اعتقاد وعمل, بی حرمتی به قرآن نداشته اند و چه بسا گاه به بهانه تقدّس و والایی قرآن, آن را فراتر از فهم بشر می شمردند وآن را از منظر تأمل و تدبّر دور می داشتند!
پس همواره در داوری, باید نتیجه و دستاورد را نیز ملاحظه کرد وازاین رو برای بررسی میزان حضور قرآن در فرایند فقاهت و مجموعه های فقهی و اصولی باید به این نکات توجه کرد:
۱) شیوه اجتهاد و استنباط فقیهان در مستند ساختن یک حکم به منابع شرعی و میزان اهتمام آنان به مقدّم داشتن آیات بر روایات وآرای فقها و اجماع, دربیان و در پذیرش.
۲) میزان تأکید و اصرار فقها بر تجزیه وتحلیل آیات الاحکام, در مقایسه با تجزیه و تحلیل روایات و اقوال علما و مباحث فنی اصولی
۳) حجم مباحث کلیدی قرآنی مرتبط با فقه الاحکام در کتابهای اصولی و فقهی و مقایسه آن با سایر مباحث مورد توجه فقها و اصولیان.
۴) قلمرو مباحث فقهی وشمار ابواب مورد توجه فقها و مقایسه آن با گستره مباحث قرآنی و زمینه هایی که می توانسته است در فقه مورد کند وکاو و بررسی قرار گیرد, ولی فقیهان به طرح و بررسی آنها نپرداخته اند, یا کم پرداخته اند, مانند: مسایل فقه سیاسی و مباحث اجتماعی, نه از نقطه نظر اخلاقی و علمی, بلکه از زاویه احکام فقها و دیدگاههای قرآنی.
۵) قرآن محوری یا روایت محوری. براین قلم مخفی نیست که اگر پردازش به روایات واقوال فقهای پیشین درمباحث فقها به مراتب بیشتر از مباحث قرآنی است, ازآن جهت است که معمولاً فروع احکام فزونتر ازاصول و قواعد ومبانی است و بیشتر فروع در سنّت یاد شده است واصولاً حجم روایات و احادیث دهها برابر بلکه صدها برابر آیات الاحکام است, ولی دراین جا چند سؤال مطرح می باشد:
ـ آیا براستی آیات الاحکام به اندازه کافی درمباحث فقهی موشکافی شده است؟
ـ آیا خصلت محوری بودن آیات الاحکام در فرایند استنباط رعایت شده است؟
ـ آیا آیات الاحکام منحصر به آیات صریح در حلّیت وحرمت وامر ونهی است یا ازسایر بیانات قرآنی می توان نتایج فقهی و تکلیفی گرفت, هرچند به ظاهر در صدد بیان مسأله ای تاریخی یا نکته ای اخلاقی واجتماعی باشد؟
از روایات معصومین استفاده می شود که آرای آنان حتّی در فروع احکام به شکلی ریشه ای درآیات قرآن قرار دارد ودر موارد متعدد پرده از این نکته برداشته و ارتباط یک حکم را با آیات قرآن توضیح داده اند و مستند قرآنی خود را متذکّر شده اند.
آیا ائمه(ع)با این کار در صدد نمایاندن شیوه اجتهاد از قرآن نبوده اند وآیا براستی فقها در یافتن این شیوه, بحث و فحص و تحقیق بایسته را به کار بسته اند!
بدیهی است که دراین جا مباحثی روایی ـ کلامی فقهی مطرح می شود که ممکن است گمان رود آن مباحث پایان بخش چنین پرسشهایی باشد, مانند این که ما در فهم احکام از آیات قرآن نمی توانیم مستقل باشیم, بلکه باید این معارف و حقایق را از بیان معصومین استفاده کنیم, چه این که در عصر معصومین(ع),عالمانی خودسرانه به استنباط ازقرآن پرداختند و مورد ردع و انکارمعصومین(ع)قرار گرفتند. واز جمله به روایاتی مشابه روایات زیر, استناد می شود:
(قال ابوعبداللّه لابی حنیفة: انت فقیه العراق؟
قال: نعم.
قال :فبم تفتیهم؟
قال: بکتاب اللّه و سنّة نبیّه.
قال یا اباحنیفة: تعرف کتاب الله حقّ معرفته و تعرف الناسخ و المنسوخ ؟
قال: نعم.
قال: یا اباحنیفة لقد ادعیت علماً, ویلک, ماجعل ذلک الاّ عند اهل الکتاب الذین انزل علیهم.ویلک ولاهو الاّ عند الخاص من ذریّة نبیّنا, وماورثک اللّه من کتابه حرفاً.)
امام صادق به ابوحنیفه فرمود: آیا فقیه مردم عراق هستی؟
ابوحنیفه پاسخ گفت: بلی.
امام پرسید: بر چه اساس فتوا می دهی؟
ابوحنیفه گفت: براساس کتاب خدا و سنّت نبی(ص).
امام فرمود: ای ابوحنیفه! آیا کتاب خدا را آن گونه که باید می شناسی وناسخ و منسوخ را می دانی؟
ابوحنیفه گفت: آری می دانم.
امام فرمود: وای برتو, علم بزرگی را ادّعا کردی, خداوند این دانش را جز نزد اهل کتاب که قرآن برآنان نازل شده, قرار نداده است, وای برتو! آن کسان گروه خاصی از ذریّه پیامبر می باشند وخداوند حتّی یک حرف از کتابش را به تو میراث نداده است.)
ویا در روایت دیگری امام باقر(ع)به قتاده که در بصره فتوا می داد, فرمود:
(ویحک یا قتادة, انّما یعرف القرآن من خوطب به.)۱۷
وای برتو ای قتاده !قرآن را تنها کسی می شناسد که مخاطب آن بوده است.
اما فقهای اصولی به اندازه ضرورت, این احادیث را تجزیه و تحلیل نموده و تصریح کرده اند:
(انّ القرآن… لم ینزل بنحوالمعمّی, بل نزل لبیان طرق صلاح النّاس و هوبنفسه یدعو النّاس الی التأمّل فیه و التّدبر فی آیاته… فردع ابی حنیفه و قتادة , کان لرفضهما احدی الحجّتین فی مقام الافتاء و التفسیر….) ۱۸
قرآن به گونه معما نازل نشده است, بلکه برای روشن ساختن طریق صلاح مردمان فرو فرستاده شده واین قرآن است که خود همگان را به تدبّر و تأمّل در آیاتش فرا می خواند…. بنابراین , اعتراض و ردّ امام نسبت به ابوحنیفه و قتاده صرفاً به خاطر آن بود که ایشان درمقام فتوا و تفسیر, یکی از دوحجّت الهی (عترت)را نادیده می انگاشتند.)
بلی قرآن معما نیست وبرای فهم و ادراک و استفاده مردم و صلاح و اصلاح جامعه انسانی نازل شده است وبرای بهره گیری ازآن نمی توان رهنمودها وتفسیرها و تعلیمهای پیامبر و ائمه را نادیده گرفت, زیرا در آن صورت خود قرآن نادیده گرفته شده است, ولی سخن این است که آیا پس از تعالیم معصومین و راهگشاییها وراهنماییهای آنان, بازهم باید به آنچه به صورت صریح توضیح داده شده بسنده کرد یا باید روش و شیوه استفاده از قرآن را از لابه لای تعالیم ائمه استخراج کرد؟
چه فرق است میان احکامی که درقرآن بدانها تصریح شده است و احکامی که در روایات مطرح گردیده است؟ آیا قرآن تنها به کلیات پرداخته است یا دربرخی موارد احکام فرعی و جزئی نیز یاد شده است؟
آیا روایات همیشه تفریع اصول احکام قرآنی است, یا در خود روایات نیز القاء اصول صورت گرفته است؟ آیا ممکن است حکمی از احکام قرآنی به وسیله روایات نسخ شود یا تخصیص زده شود واین نسخ و تخصیص برای همیشه وهمه شرایط باقی بماند, درحالی که روایات همیشه بدون نسخ بماند واعتبار جاودان بیابد! یا این که دراین میدان نیاز به مطالعات جدیدی برای یافتن نسبت روایات وآیات لازم است؟
آیا بی توجهی به این گونه مباحث و بسنده کردن به چند روایت برای فهم آیات, خود نوعی اخباریگری فقهی واجتهادی به حساب نمی آید؟!
● فقه, از هست ها تا بایدها
اکنون ماییم و مجموعه ای عظیم از کتابهای فقهی که از یکسو ثمره و نتیجه چند قرن تلاش مجدّانه وایثارگرانه عالمان و فقیهان اسلامی به شمار می آید و از سوی دیگرحضور آنها درمتن مسایل مورد ابتلا و زمینه های نوپیدا چندان محسوس و کارساز نیست.
احکام و قوانین شریعت, برای حیات و عزّت وتعالی جامعه اسلامی است, ولی اکنون, حیات و عزّت وتعالی, آن گونه که باید مشهود نیست.
فتنه های فکری و فرهنگی, ازهرجا سربرمی آورند وشبهات رخ می نمایند, ولی دستاوردهای دیرین و اجتهادهای حجره ای, پاسخ گوی نیازها نیست.
آنچه هست, براستی آنچه باید باشد, نیست.
● پس چه باید کرد؟
باید به قرآن, مصدر تشریع و مرکز تعالیم وحی و پایگاه مستحکم بینش بازگشت! نه در عبارت, که به حقیقت! باور کنیم که:
(انّه لقول فصل وما هو بالهزل) طارق/۱۴
اذعان کنیم, سخن رسول اکرم را که :
(من لم یفارق احکامه رفعه اللّه.) ۱۹
تحت هیچ پوشش وبه هربهانه ای کلام غیرخدا را برتر از کلام خدا نشماریم, چرا که به فرموده پیامبر(ص):
(فضل القرآن علی سائر الکلام کفضل اللّه علی خلقه) ۲۰
آن گاه که به چنین باور واذعانی برسیم, هرگز فرصت پردازش به آیات وحی را به خاطر ریز اندیشی در تعلیقه ها وحاشیه های نگاشته شده بر حواشی از دست نخواهیم داد. به آنچه دیگران از قرآن فهمیده اند و بسنده کرده اند, اکتفا نخواهیم کرد و در شناخت احکام و قوانین وبرنامه های حیات آفرین وحی, به تحقیق خواهیم نشست وبا الهام از شیوه معصومین, ریشه هرحکمی را درآیات قرآن خواهیم جست.
دراصول به جای بحث ازحجیّت ظواهر کتاب , به سبک شناسی قوانین قرآن و تشریع احکام آن ومعانی الفاظ و ادوات آیات الاحکام وانواع دلالتهای معتبر التزامی و تضمّنی وفحوایی و اقتضایی و… خواهیم پرداخت.
درآغاز هربحث فقهی, نخست به دنبال پایگاه قرآنی آن و تجزیه و تحلیل آیات صریح و غیر صریح آن, همّت خواهیم گمارد و بر محوریت آیات تأکید خواهیم داشت.
اگر فقه اصطلاحی بخواهد در جهت فقه ناب قرآنی حرکت کند, می بایست دراولویت دادن به مباحث وابواب فقهی و تفریع اصول, عینیّتهای جامعه و نیازهای امّت را لحاظ کند, چنانکه در قرآن لحاظ شده است.
(عن زرارة قال: سألت أباجعفر(ع)عن القرآن؟ فقال لی:
لاخالق ولا مخلوق ولکنّه کلام الخالق.)۲۱
زراره می گوید از امام باقر درباره قرآن سؤال کردم.
امام فرمود: نه خالق است ونه مخلوق, بلکه قرآن کلام خالق است.
بدیهی است که سؤال زراره درباره قرآن, ناشی از مباحثاتی بوده که در آن دوره میان اشاعره ومعتزله به راه افتاده بود, ولی امام اصولاً وارد این مقوله بی ثمر نشده و نشان داده است که کافی است بدانیم قرآن کلام خداست.
این سیره درهمه مباحثات دینی ـ فقهی وغیرفقهی ـ می تواند جاری شود.
فقه اسلامی باید چونان فقه قرآنی, فراگیر بیندیشد ودرهمه میدانهای ضروری حیات حضور پیدا کند وبا به کارگیری صحیح اجتهاد, احکام متعالی اسلام را متناسب با واقعیتها شناسایی کند و فقیه می بایست به دانسته های عمومی وعلوم سنتی بسنده نکند, بلکه برای شناخت مسایل جدید, نسبت به موضوع شناسی علمی موضوعات اهتمام ورزد.
منتهی شدن اجتهاد و تفقه به احتیاطهای مکرّر, با روح فقه قرآنی که سهولت و میسور بودن را نوید داده, سازگار نیست.
ضروری است که فقیهان با تشکیل مجمع فقهی وخارج ساختن امر فقاهت دربابهای متعدد ازتفقه فردی, اجتهاد و فقاهت را وارد مرحله ای جدید کرده, بر اتقان استنباطها بیفزایند واز اختلاف کم ثمر وچه بسا بی ثمر برخی فتاوا بکاهند وتلاشهای فقهی خود را صرف زمینه ها و موضوعاتی کنند که کاربردی تر و ضروری تر است و تأثیری بایسته در تصحیح روابط اجتماعی و حلّ معضلات حقوقی واصلاح نظامات بشری و عزّت بخشی امّت اسلام داشته باشد.
برای این همه, آشنایی فقیهان با تفسیر قرآن بلکه قوّت آنان درفهم واستنباط ازآن ضروری است, چه این که به گواهی تاریخ اجتهاد, مصلحان بزرگ فقاهت, مفسرانی صاحب نظر و ژرف اندیش نیز بوده اند.

وبگردی
تلگرام جایگزین داخلی ندارد / در پیام رسان داخلی در حال تکمیل پرونده احتمالی خود هستید !
تلگرام جایگزین داخلی ندارد / در پیام رسان داخلی در حال تکمیل پرونده احتمالی خود هستید ! - به فرض محال که اطلاعات مردم مورد سوءاستفاده کشورهای دیگر قرار بگیرد، برای‌شان پیامد امنیتی مستقیمی ندارد. بسیاری از کاربران ایرانی در تلگرام به دریافتن و فرستادن اخبار و طیفی از جوک‌ها (از سیاسی گرفته تا خانوادگی) می‌پردازند. این مسائل هم برای کشورهای دیگر اهمیتی ندارد (البته اگر از تحلیل محتوا و کاربردهای بعدی‌شان بگذریم) و نمی‌تواند پیامد مستقیمی برای کاربر ایرانی داشته باشد. اما همین اطلاعات چنانچه…
ماجرای انحصار عربستان بر روغن مایع ایران / تا 100 درصد پالم !
ماجرای انحصار عربستان بر روغن مایع ایران / تا 100 درصد پالم ! - روغن های نباتی را خوب بشناسید. سخنان یک تولید کننده سابق روغن نباتی.
آشغال‌سازها گرفتار خانم مدیر شدند
آشغال‌سازها گرفتار خانم مدیر شدند - رییس سازمان ملی استاندارد ایران مجددا با خودروسازان در ارتباط با رعایت استانداردهای ۸۵‌گانه خودرویی از ابتدای دی‌ماه سال جاری اتمام حجت کرد.
ایران نیاز به مردانی بزرگ و دانشمند دارد / چرا اینهمه انسانهای ...
ایران نیاز به مردانی بزرگ و دانشمند دارد / چرا اینهمه انسانهای ... - مرتضوی هیچ گاه قاضی و حقوق دان نبود و نباید کار قضایی انجام می‌داد. اما این ضعف ماست که چنین فردی در جایگاه بالایی قرار می‌گیرد. شگفتی من از قاضی مرتضوی و رفتار او نیست که چرا خودش را برای اجرای حکم خود به زندان معرفی نکرد. من رفتار او با زهرا کاظمی را دیده بودم.
معنی و مفهوم "به ما این دختر خوشگل‌ها رو نشون بده"؟
معنی و مفهوم "به ما این دختر خوشگل‌ها رو نشون بده"؟ - بعد از انقلاب، به واسطه تنیده شدن حکومت و دین بسیاری از پست‌ها و سمت‌های سیاسی با هاله‌ای رو به رو شد که اجازه نمی‌داد صاحب آن منصب مورد نقد قرار بگیرد....
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس - بازیگر سریال "تعطیلات رویایی" از حمله افراد ناشناس به خود خبر داد. مریم معصومی، بازیگر سینما و تلویزیون مورد حمله افراد ناشناس قرار گرفت.
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد - «احمد مهران فر» بازيگر نقش «ارسطو عامل» در سريال پايتخت ۵ در اینستاگرام خود از ازدواجش با «مونا فائض پور» خبر داد.
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی - صحبت های جنجالی رییسی پیرامون استفاده روحانی از نام امام رضا در انتخابات
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند!
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند! - محمد غرضی می‌گوید: زمانی که به عنوان وزیر در وزارت حضور یافتم بیش از ۵۰۰ نفر را دیدم نامه‌هایی که از داخل به خارج و از خارج به داخل کشور ارسال می‌شدند را چک می‌کردند و به صورت سه شیفت فعالیت می‌کردند و نامه‌ها را می‌خواندند.
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس!
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس! - عکس و ویدیویی منتسب به ستاره پرسپولیس فرشاد احمدزاده و ترلان پروانه بازیگر سینما و تلویزیون در فضای مجازی منتشر شده است. عجب پاپراتزی‌هایی داریم!
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم - ویدیوهایی از نسیم نجفی اقدم در شبکه های اجتماعی به زبان های انگلیسی و فارسی موجود است که در آن ها وی از حذف ویدیوهای خود توسط یوتیوب شکایت دارد.
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟ - بگذارید اینطور بپرسم: مگر کیروش، مربی تیم ملی فوتبال جمهوری اسلامی ایران عرق نمی‌خورد؟ نمی‌رقصد؟ مگر برانکو و شفر نمازشب می‌خوانند و روزه می‌گیرند و اصولگرا و ارزشی و انقلابی هستند؟!