جمعه ۱ تیر ۱۳۹۷ / Friday, 22 June, 2018

نواندیشی در پرتو قرآن


نواندیشی در پرتو قرآن
تفسیر «پرتوی از قرآن» نوشته‌ مجاهد نستوه مرحوم آیت الله طالقانی تفسیری است که تدوین آن مقارن با یکی از مهمترین مقاطع تاریخ سرزمین اسلامی ما بوده است. این تفسیر در روزگاری نوشته شده که ایران مانند سایر سرزمینهای اسلامی خود را با مسائل ناشی از سیطره‌ تجدد روبه‌رو می‌دید و مصلحان ما با پیش چشم داشتن تجربه‌ مصلحان در سایر بلاد اسلامی به تازگی می‌کوشیدند تا با چالشهای سهمناکی که تجدد پیش رویشان نهاده بود پنجه درافکنند و البته در این رویارویی، به بازگشت به قرآن توجهی خاص داشتند. به قول بهاءالدین خرمشاهی بازگشت به قرآن و نهضت عظیم تفسیرنویسی در قرن چهاردهم بارزترین مختصه و مشخصه‌ انقلاب اصلاحی فراگیر یا رنسانس اسلامی است.۱ مرحوم طالقانی در این زمان و پس از رخوت زمستانی سالهای پیش از شهریور ۱۳۲۰، همراه با مصلحان بیدار و دردمندی چون استاد شهید مطهری، مهندس بازرگان، استاد محمدتقی شریعتی و فرزند ایشان مرحوم دکتر شریعتی سعی کرد تا با رجوع به سنت و تأملی دوباره در آن و با درک شرایط زمانه، پاسخی درخور برای پرسشهای زمان خویش بیابد. رویکردهای نواندیشانه‌ مرحوم طالقانی در تفسیر پرتوی از قرآن را باید با توجه به این شرایط دشوار تاریخی فهمید. ایشان خود دراین‌باره می‌گوید: «من خودم به یاد دارم در حدود سال ۱۳۱۸ الی ۱۳۲۰ که از قم به تهران برگشتم... شروع کردم تفسیر قرآن گفتن. از دو طرف کوبیده می‌شدیم: از یک طرف مجامع دینی که چه حقی دارد کسی تفسیر قرآن بگوید؟ این قرآن دربست باید خوانده بشود و به قرائتش مردم بپردازند... و چقدر من خودم فشار تحمل کردم تا بتوانم این راه را باز کنم که قرآن برای تحقیق است، برای تفکر و تدبر است نه برای صرف خواندن و تیمن و تبرک جستن. همانطوری که سید انقلابی ما، مرحوم سید جمال‌الدین، قبل از آن گفت. تکیه‌ او هم برای حرکت مسلمانها و برای بیداری مسلمانها همین بود که چرا قرآن برکنار شده است.۲» «پرتوی از قرآن» با وجود کامل نبودنش یکی از تفاسیر موفق در روزگار ماست که خوشبختانه مورد استقبال قشر تحصیل کرده و روشنفکر نیز واقع شده است. طبق خاطره مشهوری که حجت الاسلام سید محمود دعایی نقل کرده این تفسیر مورد توجه خاص امام خمینی رحمة‌الله علیه نیز واقع شده است.۳ این تفسیر پنج جزء قرآن یعنی یک ششم آن را در بر می‌گیرد که شامل ابتدای قرآن تا اوایل سوره نساء و نیز جزء سی‌ام است. در ضمن پیوستی با نام «فرهنگ پرتوی از قرآن» دارد که گردآورده‌ سید محمد مهدی جعفری است و لغات و اصطلاحات این شش جلد را که مرحوم طالقانی به شیوه‌ خاص خود توضیح داده و معنی کرده یکجا گردآورده است.۴
● رویکردهای نواندیشانه در تفسیر«پرتوی از قرآن»
۱) گرایش اجتماعی
آنچه ما از آن به گرایش اجتماعی یاد می‌کنیم از شایع‌ترین گرایشهای تفسیری در زمان ماست که عمدتاً در سده‌ اخیر و حتی پیش از آن و در اثر رویارویی عالم اسلام با غرب متجدد و مسائل آن، در تفسیر ظهور یافته است. مراد ما از تفسیر اجتماعی معنای عامی است که شامل تفاسیر سیاسی، تربیتی (با رویکرد اجتماعی)، اصلاحی و تقریب‌گرایانه هم می‌شود و مفسرانی چون محمد عبده، رشید رضا، سید قطب، محمد مصطفی المراغی، جمال‌ا‌لدین قاسمی، طنطاوی جوهری، ابن‌عاشور و... در اهل تسنن و کسانی مانند علامه محمد جواد بلاغی، علامه طباطبایی، آیت الله مکارم شیرازی، مرحوم طالقانی، شادروان محمد تقی شریعتی، محمد جواد مغنیه، علامه سید محمد حسین فضل الله و... در میان مفسران شیعه چنین رویکردی را پی گرفته‌اند.
زمینه‌های تاریخی و فرهنگی این گرایش تفسیری را می‌توان به اختصار چنین برشمرد: نگرش مسلمانان به دانش جدید، تحول نهاد و نگرش سیاسی و تاثیر آن بر تفکر دینی، تلاشهای مستشرقان و مبشران و مقابله با آنان، آشنایی مسلمانان با مکاتب جدید فلسفی، اجتماعی و اقتصادی و نیز دستاوردهای جدید علمی و کلامی مسیحیت در غرب.۵
شاخصهای عمده‌ این گرایش را چنین برشمرده‌اند: توجه به تعالیم تربیتی قرآن، توجه به عقل و علوم تجربی، بیان روشن و واضح، پاسخ به شبهات علیه اسلام، عدم توجه به رویکردهای فلسفی، فقهی، ادبی و...، توجه به جهاد اسلامی و رویارویی با استعمار غربی و اسرائیل، رویارویی با روایات مجعول و اسرائیلیات، توجه به وحدت مسلمین و...۶ در عین حال این گرایش تفسیری پیوند تنگاتنگی با تفسیر موسوم به عصری و تفسیر اجتهادی نیز دارد چنان‌که تفکیک این گرایشها به صورت دقیق شاید ناممکن باشد. از این رو برخی از محققان این گرایش را «المدرسة الحدیثة فی التفسیر» نامیده‌اند و معتقدند که این رویکرد، به جز در مورد سید قطب، در اصول و روشها امتداد همان سنت تفسیری در عالم اسلام است و از همان شیوه‌ قدیم پیروی می‌کند.۷
بعضی از محققان به درستی به تأثیر دیدگاهها و فعالیتهای سید جمال‌الدین اسدآبادی و شاگردش محمد عبده در این رویکرد اشاره کرده‌اند.۸ اقبال نیز از مصلحانی است که گرچه تفسیری بر قرآن ننوشته است، اما به همین جنبه از فهم قرآن بسیار توجه دارد چنان‌که مهمترین کتاب او، احیای فکر دینی در اسلام، با این سخن آغاز می‌شود: «قرآن کتابی است که در مورد عمل بیش از اندیشه تأکید می‌کند.»۹
به قول خرمشاهی جنبش اصلاح‌طلبی اسلامی دو شاخه‌ هم‌بافته و گاه مجزا داشته است که در تفسیر و قرآن‌پژوهی جدید نیز می‌توان ردپای این دو را پی گرفت. از این دو گرایش یکی را می‌توان شاخه‌ نواعتزالی‌گری و دیگری را شاخه‌ نواشعری‌گری نامید. پیشوایان شاخه‌ اول سید جمال و عبده و پیروان آن اقبال و مصلحان شیعی در ایرانند. اینان علوم عقلی و دانش جدید را حرمت می‌نهند و سنت را نقادی می‌کنند. اما پیشوای شاخه‌ دوم که از محمد بن عبدالوهاب و قبل از او از ابن تیمیه و ابن قیم و در ورای آنان از ابن حنبل و ابوالحسن اشعری نسب می‌برد رشید رضاست. اینان به عمل به احتیاط و تقدم نقل بر عقل معتقدند و بیش از حد به حدیث و نص و ظاهر اعتنا می‌کنند.۱۰
مرحوم طالقانی را باید حلقه‌ای از زنجیره‌ مصلحان و محییان از سید جمال‌ به بعد محسوب کرد. سعی او در چاپ کتاب «تنبیه الامة و تنزیه الملة» نائینی و مقدمه‌اش بر آن نمونه‌ گویای دغدغه‌های اصلاحی اوست. از این رو سعی او در به‌دست دادن تفسیری پویا از تعالیم شیعی را با اندیشه‌های مرحوم نائینی و سید اسدالله خرقانی مقایسه کرده و آن را به منزله‌ گزینه‌ای در برابر تبلیغ ملی‌گرایی در آن زمان دانسته‌اند.۱۱
تفسیر پرتوی از قرآن نیز از همین رو از بهترین نمونه‌های تفسیر اجتماعی است. به درستی به این نکته اشاره شده است که توجه ایشان به مسائل اجتماعی در تفسیر، جبران کم‌توجهی به اجتماعیات اسلام بود. وانگهی او در زمانه‌ای می‌زیست که مارکسیسم داعیه‌دار چنین مباحثی بود و اسلام جدا از سیاست و اجتماع تلقی می‌شد.۱۲
البته خرمشاهی در برابر این دیدگاه معتقد است که «مسائل اجتماعی، مخصوصاً سیاسی، بر خلاف مسائل علمی و اخلاقی، و بر عکس آنچه همگان تصور می‌کنند و انتظار دارند در پرتوی از قرآن چندان زیاد نیست که یک مقدارش مستقیماً مربوط به سانسور، چه سانسور هنگام تحریر و چه سانسور هنگام طبع و انتشار اولیه‌ این اثر است، و گرنه علاقه و اهتمام ایشان به این مسائل و اهمیت و اولویتی که برای اجتماعیات و تلفیق دین و سیاست قائل بود نیاز به یادآوری یا اثبات ندارد.»۱۳
این داوری از ایشان اندکی شگفت‌آور به نظر می‌رسد، زیرا دغدغه‌های اجتماعی و سیاسی مفسر در مبانی تفسیری و فهم او از آیات چنان آشکارا اثر گذاشته که این گرایش در بسیاری از مواضع این تفسیر ظهور یافته است چنان که به تعبیر برخی از محققان از این تفسیر بوی جهاد و شهادت به مشام جان می‌رسد.۱۴
خود مرحوم طالقانی نیز در یک سخنرانی چنین می‌گوید: « مسائل و حقایق قرآن در ضمن حرکت برای انسان تبیین می‌شود، نه نشستن یک گوشه‌ای و این تفسیر و آن تفسیر و این بیان و آن بیان، این اظهار نظر را دیدن و اینها را جمع کردن.»۱۵
لطف‌الله میثمی در خاطرات خود از مرحوم طالقانی به این نکته اشاره می‌کند که جوانان مبارز کتابهای مرحوم بازرگان را حاوی رهنمود مبارزه برای خود نمی‌یافته‌اند و مرحوم طالقانی به آنان گفته است که این نقص را در تفسیر پرتوی از قرآن جبران می‌کند. ایشان می‌افزاید که ما در زندان به خواندن این تفسیر پرداختیم.۱۶ دکتر ابراهیم یزدی نیز می‌گوید: «پرتوی از قرآن در دوران قبل از انقلاب یکی از منابع اصلی مورد استفاده در آموزش دینی جریانها و سازمانهای اسلامی مبارز در داخل و خارج از کشور بود.»۱۷
در «دایرة‌المعارف جهان متجدد اسلامی» (چاپ آکسفورد) نیز ویژگیهای اجتماعی و نوگرایانه‌ این تفسیر چنین معرفی شده است:
«تمایز این تفسیر از آثار تفسیری سنتی این بود که زبانی ساده را برای دسترسی عموم مردم به‌کار می‌گرفت. طالقانی از قرآن دیدگاهی انقلابی را نسبت به تاریخ استنباط می‌کند که طبق آن، جوامع از شرایط بد به شرایط بهتر حرکت می‌کنند. او همچنین از " اراده‌ آزاد" [اختیار] در برابر اعتقاد به "تقدیر" [جبر] دفاع می‌کند. طالقانی از این مقدمات نتیجه می‌گیرد که مسلمانان خود باید سرنوشت خویش را به‌دست گیرند و علیه دشمنان درونی و بیرونی خویش بستیزند تا شرایط خود را بهبود بخشند و عدالت را به دست آورند. طالقانی با تلاش برای نشان دادن رابطه‌ قرآن با مسائلی که ایرانیان با آن مواجه بودند گفتمانی ایدئولوژیک را به‌وجود آورد که گروه‌های گوناگونی که مدعی وراثت او بودند جذابیت دیرپای آن را تصدیق کردند. اما عالمان سنتی که بر خوانشِ تقلیل‌گرایانه‌ او از قرآن خرده گرفته‌اند در این میراث با تردید نگریسته‌اند.»۱۸
مرحوم طالقانی در مقدمه‌ تفسیر خود می‌گوید: «این کتاب هدایت که چون نیم قرن اول اسلام، باید بر همه شؤون نفسانی و اخلاقی و قضاوت و حکومت حاکم باشد، یکسره از زندگی برکنار شده و در هیچ شأنی دخالت ندارد، دنیای اسلام که با رهبری این کتاب روزی پیشرو و رهبر بود امروز دنباله‏رو شده، کتابی که سند دین و حاکم بر همه امور بوده مانند آثار عتیقه و کتاب ورد تنها جنبه تقدیس و تبرک یافته و از سر حد زندگی و حیات عمومی برکنار شده و در سرحد عالم اموات و تشریفات آمرزش قرار گرفته و آهنگ آن اعلام مرگ است.»
این سخن، سخنان پرشور سیدجمال در انجمن وطنی مصر را به یاد می‌آورد
تفسیر با گرایش اجتماعی در این کتاب نمونه‌های متعددی دارد، اما ذکر یک نمونه شایسته است. مرحوم طالقانی در تفسیر آیه‌۱۱۷ سوره‌ آل‌عمران که می‌فرماید: «مثَلُ ما یُنْفِقُونَ فِی هذِهِ الْحَیاةِ الدُّنْیا کَمَثَلِ رِیحٍ فِیها صِرٌّ أَصابَتْ حَرْثَ قَوْمٍ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ فَأَهْلَکَتْهُ...» چنین می‌گوید: «این بیان و تمثیل کوتاه قرآن را روابط کنونی ملل بیشتر باز و تبیین کرده است که انفاقها و کمکهای اقتصادی و غذایی کشورهای سرمایه‏جو و سرمایه‏سوز، چگونه سرمایه‏های انسانی و کشتکارهای انفاق شدگان را می‏سوزاند و آنها را نیازمند و جیره‏خوار و مصرف کننده به سود آنها نگه می‏دارد؟ گزارشها و تجربیات نشان می‏دهد که این‌گونه انفاقها از هر سلاحی مخرب‏تر و سوزنده‏تر است.»۱۹
در پایان این بخش اشاره به این نکته نیز شایسته است که جنبش اصلاح در عالم اسلام و به‌طور خاص اندیشه‌های معماران فکری انقلاب اسلامی مانند طالقانی را می‌توان با نهضت موسوم به «الهیات رهایی‌بخش» مقایسه کرد. این جنبش که به آمریکای لاتین در دهه‌ ۱۹۶۰ تعلق دارد و بعدها پدیده‌ای جهانی شد الهیات را برای مبارزه با ستم به‌کار می‌گیرد و هرچند گاه نیز از زبان مارکسیسم بهره می‌برد، اما بطور کامل در ایمان مسیحی ریشه دارد.۲۰
۲) تفسیر علمی
تفسیر علمی را که عمدتاً به دوره‌ جدید تعلق دارد نوعی از تفسیر مبتنی بر این فرض دانسته‌اند که همه‌ یافته‌های دانش طبیعی جدید در قرآن پیش‌بینی شده و بسیاری از اشارات آشکار به این یافته‌ها در آیات قرآن قابل کشف است.۲۱ سرآغاز جدی‌ تفسیر جدید «تفسیر القرآن و هو الهدی و الفرقان» اثر سید احمد خان هندی است ۲۲ اما چنانکه می‌دانیم بهترین نمونه‌ تفسیر علمی تفسیر «الجواهر فی تفسیر القرآن الکریم» اثر طنطاوی جوهری است که برخی به استفاده‌ مرحوم طالقانی از آن در تفسیر علمی اشاره کرده‌اند.۲۳
چنین به نظر می‌رسد که رویکرد مرحوم طالقانی در مواجهه با تفسیر علمی در یک نظریه‌ سامانمند و منسجم قابل بررسی نیست و مجموعه‌ سخنان ایشان در این باره در سه بخش قابل دسته‌بندی است:
۱) ایشان گاه اساساً با تفسیر علمی مخالفت می‌کند چنانکه مثلاً در جایی به این نکته اشاره می‌کند که مفسران در ابتدا جهان‌شناسی یونانیان را مسلم می‌گرفتند و در تطبیق قرآن با آن به زحمت می‌افتادند اما سرانجام بی‌پایگی این جهان‌شناسی آشکار شد. سپس در اشاره به نظریه‌های علمی جدید و تطبیق قرآن با آنها می‌گوید:
«امروز هم شک و تردید و کوتاه اندیشی از مردمی است که شیفته و خود باخته‌ نظریات علمی یا نظامات اجتماعی روزند ولی به‌زودی که کوتاهی یا اشتباه این مطالب در اثر پیدایش نظرهای کاملتر و عالیتر آشکارا گردید خوب خواهند درک کرد که قرآن از افق اعلایی اعلام می‌دارد: "لا رَیْبَ فِیه".»۲۴
در جایی دیگر همدلانه به نقد سید احمد خان هندی و نقد تفسیر علمی و عصری از سوی مرحوم سید جمال‌الدین اشاره می‌کند.۲۵ این سخن نیز در بیان محدودیت دانش تجربی قابل توجه است: « علوم تجربی و مادی نمی‌تواند و نباید مدعی باشد که به خارج از حدود ماده و طبیعت راه یابد و دیده گشاید و اصول ثابت و حقایق برتر را بنمایاند و انسانها را به توحید و سعادت حقیقی رساند.»۲۶
در جایی دیگر نیز می‌گوید: «پیشروان علوم طبیعی به نارسایی خود در فهم ماهیت و علل فاعلی و غایی حیات اعتراف می‌نمایند» و آنگاه در تأیید این سخن نام چند کتاب را می‌آورد.۲۷
نمونه‌ دیگر: طالقانی با وجود حاکمیت گفتمان علمی و به ‌ویژه نظریه‌های زیست‌شناسی و وراثت در آن زمان و با آنکه خود ایشان نیز بارها به این نظریه‌ها اشاره دارد، هرگز مانند برخی از هم‌روزگاران خود مرعوب این‌ نظریه‌ها نیست و مثلاً در جایی برخی از فرضیات نظریه‌ تکامل را شدیداً نقد می‌کند.۲۸
به قول خرمشاهی مرحوم طالقانی «به‌خوبی می‌دانسته است که چراغ دین را با روغن علم جدید نمی‌توان روشن نگاه داشت و از حصر و حد علم هم به‌خوبی آگاه بوده است.»۲۹
۲) از برخی دیگر از سخنان مرحوم طالقانی برمی‌آید که با پذیرش یک نظریه‌ علمی به تفسیر یک آیه می‌پردازد. در این زمینه به چند نمونه توجه می‌کنیم:
الف) تفسیر ایشان از هفت آسمان در آیه‌۲۹ بقره چنین است:
«می‌توان باور نمود که مقصود از هفت آسمان همان اختران منظومه‌ شمسی جهان ما باشد....» ایشان این احتمال را هم روا می‌داند که مراد از هفت آسمان طبقات جوی باشد.
ب) نمونه‌ دیگر، تفسیر آیه‌ ۶۰ سوره‌ هود است:
«آیه ۶۰ سوره هود، با بیان دیگر سلطه و نفوذ تربیت و تکامل را بر همه جنبندگان می‌رساند: «ما مِنْ دَابَّةٍ إِلَّا هُوَ آخِذٌ بِناصِیَتِها إِنَّ رَبِّی عَلی‏ صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ» ... - ناصیه موی جلوی سر است، گویا اشاره و استعاره است از محل و مرکز ظهور تکامل- چنان که در سوره علق نسبت خطاء و کذب را به ناصیه داده «ناصِیَةٍ کاذِبَةٍ خاطِئَةٍ» زیرا مغز است که به‌وسیله‌ سلسله اعصاب ادراکات را ضبط و ثبت می‏نماید و به میراث در اعقاب همی باقی می‏گذارد و پیوسته ساختمان اعصاب و مغز کاملتر می‏شود و جلو می‌رود.»۳۰
ج) مفسر در تفسیر سوره‌ شمس نیز می‌گوید یکی از معانی ریشه‌ «طحی» در آیه‌ی «والارض و ما طحیها»، «پرتاب کردن کره» است و سپس می‌افزاید از این آیه‌ کوتاه و فشرده این حقایق صراحتاً و ضمناً استنباط می‌شود که زمین در آغاز به منشائی پیوسته و خود فشرده بوده، سپس نیرویی بی‌نام آن را به‌صورت کره‏ای از منشأ اصلی جدا کرده و دور رانده که لازمه‌ این دفع، حرکت وضعی آن است و واقع شدن زمین در میان دو نیروی جذب و دفع، موجب حرکت انتقالی آن می‏گردد.
د) گاه هم مفسر بدون آنکه در صدد تفسیر یک آیه باشد به توجیه آن از منظر دانش جدید می‌پردازد، چنانکه مثلاً در تفسیر آیه‌ ۱۷۳ بقره، حرمت میته را چنین توجیه می‌کند: «... وسیله‌ دفاعی «گلوبول‌های سفید» آن از میان می‏رود و کشتزار مساعدی برای تغذیه و رشد انواع بیماری می‏باشد و همچنین خونی که از بدن حیوان خارج شده باشد.»۳۱ این سخنان، تأثیر گفتمان علم‌گرایانه‌ دهه‌های ۴۰ و۵۰ را بر ایشان نشان می‌دهد که جز ایشان، در آثار کسانی چون مرحوم مهندس بازرگان، دکتر سحابی، مرحوم شهید پاک‌نژاد و دیگران نیز آشکار است.
۳) اما به نظر می‌رسد روش غالب طالقانی در تفسیر علمی آن است که با رعایت اعتدالی میان دو رویکرد قبل، ارتباط آیه‌ای را با یک نظریه‌ علمی بیان می‌کند. شیوه‌ ایشان در این بخش اغلب چنین است که در متن به یک نظریه‌ علمی مانند کشفیات مندل و نظریه‌ وراثت (ج۵، صص۹۸)، نظریه‌ی تکامل (ج۵، ص۱۰۴)، تولید مثل گیاهان (ج۵، ص۱۱۳)، نظریه‌های زمین‌شناسان درباره‌ کوهها (ج‏۳، ص۱۲)، کشفیات فیزیک نجومی درباره‌ خورشید (ج‏۳، ص۱۶)، نظریه‌های علم ژنتیک (ج۳، ص۱۴۶) نظریات علمی درباره‌ تغذیه (ج۳، ص۱۵۴) و... اشاره‌ می‌کند و در پاورقی به تفصیل و با استفاده از منابع گوناگون، مانند «یک، دو، سه، بی‌نهایت» و «پیدایش و مرگ خورشید» از ژرژ گاموف، «علم به کجا می‌رود» و «تصویر جهان در فیزیک جدید» از ماکس پلانک، «وراثت» اثر ژان روستان، «فرسایش و دگرگونی زمین» از ژرم ویکوف و...۳۲ آن نظریه‌ را شرح می‌دهد.
مرحوم طالقانی در تفسیر آیات نخست سوره‌ طارق می‌گوید: «مقصود این نیست که آیات قرآن با آنچه محصول انظار و افکار این‌گونه دانشمندان است از هر جهت تطبیق شود. منظور از ذکر این شواهد علمی درباره‌ این آیات و دیگر آیات، بیش از این نیست که دریچه‌ تفکر در آیات قرآن بازتر گردد، زیرا در حقیقت رموز و اشارات‏ کلام پروردگار را مانند اسرار خلقتش جز خود او کسی نمی‌داند.»۳۳
۳) برداشتهای جدید
در این تفسیر پاره‌ای برداشتها از برخی از آیات به‌دست داده شده است که می‌توان آنها را به تعبیری رساتر، در مواردی «تأویلات متجددانه» نامید. در همین برداشتهاست که راه مرحوم طالقانی از برخی از مفسران جدید شیعه و سنی دیگر، به‌ویژه علامه طباطبایی، جدا می‌شود.
یک نمونه‌ی گویا از این نوع برداشتها، نظر ایشان درباره‌ برخی از داستانهای قرآن است. ایشان مثلاً درباره‌ داستان آدم چنین می‌گوید: «در این آیات تمثیل و بیان شگفت‏انگیزی است از سرّ وجود آدمی و قوایی که از آن ترکیب یافته و تحولاتی که برایش پیش آمده و غایتی که از خلقت این موجود منظور بوده.»۳۴ «این آیات آشکارا می‏رساند که داستان آفرینش و خلافت و بهشت و هبوط آدم حقایق نوعی و عمومی است که قرآن در یک فرد گزیده آن را متمثل نموده‏»۳۵ ایشان همچنین در تفسیر این آیات احتمال می‌دهد که ملائکه همان قوا و مبادی طبیعی‏ باشند.۳۶ مفسر در تفسیر آیه‌ی ۲۴۳ بقره در بیان داستان هزاران نفری که از دیار خود بیرون آمدند نیز در این نظر با عبده موافقت می‌کند که احتمال دارد این داستان تمثیلی باشد.۳۷ همین نظر در تفسیر آیه‌‌۲۵۹ بقره هم تکرار می‌شود: «شاید بیان تشبیهی و کلی این آیه «أَوْ کَالَّذِی مَرَّ عَلی‏ قَرْیَةٍ» نیز تمثیل و تصویری باشد برای ارائه‌ حقیقتی از آن حقایق برتر.»۳۸
گرچه نظریه‌ تمثیلی بودن داستان آدم با روح تأویلات عارفان تناسب دارد و در نگاه نخست سخن جدیدی نیست، اما طرح آن از جانب مفسری که قصد تفسیر و تأویل عارفانه ندارد در زمانه‌ ما دیدگاه جدیدی به نظر می‌رسد. از همین روست که این نظر مورد توجه دکتر سروش نیز واقع شده و ایشان در این باره چنین می‌گوید:
«طالقانی متمایل به این معناست که لازم نیست قصه‌هایی که در قرآن آمده همه‌اش راست باشد. ممکن است کاملاً افسانه باشد. اما این افسانه به سببی و برای غایتی گفته شده باشد. لذا توجه به آن غایات ما را از چانه زدن بر سر اصالت قصه‌ها بی‌نیاز می‌کند.»۳۹
البته باید گفت انتساب این نظر با این بیان به مرحوم طالقانی قابل بحث است زیرا ایشان از تمثیل سخن می‌گوید و هرچند چنانکه گفتیم نظر او تفسیر عرفانی نیست، ولی معنای خاص تمثیل در عرفان و حکمت اسلامی را هم از نظر دور ندارد و یکی گرفتن تمثیل به این معنا با افسانه و سخن غیرمطابق با واقع، درست به نظر نمی‌رسد.۴۰
مسأَله‌ی تمثیلی بودن داستانهای قرآن بحثی است که عمدتاً در مکتب امین الخولی، ادیب و قرآن‌پژوه مصری، مطرح شد و بیش از همه شاگردش محمد احمد خلف الله در پایان‌نامه‌ دکتری‌اش با نام «الفن القصصی فی القرآن الکریم» آن را پرورش داد. به نظر او داستانهای قرآن برای آنکه از نظر روانی تأَثیرگذار باشند لازم نیست که دقیقاً با واقعیات تاریخی مطابقت کنند.۴۱ علمای الازهر خلف الله را در داشتن این دیدگاه مجرم شناختند و او نیز چندی بعد مقام خود را در دانشگاه از دست داد.۴۲
نمونه‌ دیگر، تفسیر بی‌سابقه و بدیع طالقانی از آیات نخست سوره‌ نازعات است. ایشان با اشاره به دیدگاه عموم مفسران که این آیات را اشاره به ملائک یا ارواح دانسته‌اند می‌گوید که تفسیر آیات باید مستند به ظهور الفاظ یا نقل معتبر یا شواهدی از دیگر آیات باشد، و این تفسیرها تنها احتمالاتی است که از پیشینیان رسیده و لاحقین همان را گفته‌اند.۴۳ ایشان پس از نقد این تفسیر، نظر خود را چنین بیان می‌کند:
«آشکار است که این سوگندها ناظر به انواع یا مراحل حرکات، یا متحرکات از جهت حرکات می‌باشد، بنابراین اگر گونه‏هایی از حرکات کلی محسوس یا معلوم را در نظر گیریم شاید تا حدی به مقصود قرآن از این سوگندها آشنا شویم. اینک چند مثال: حرکت وسائل نقلیه، در زندگی ماشینی، و حرکت وسائل صنعتی مشهودترین حرکات است و صورتی از تصرف فکر و اراده انسان در ترکیب و تنظیم قوای طبیعی می‌باشد، طیاره با فشار نیروی دافع (نازع) از زمین که مرکز جاذب اجسام است، کشیده و کنده می‌شود، قدرت جذب مرکز و دفع محرک، تا حدی در حال کشمکش، پس از آنکه جسم متحرک (طیاره) به منتهای دفع رسید (مستغرق در نزع گردید): «وَ النَّازِعاتِ غَرْقاً»، دافعه‌ آن بر جاذبه‌ مرکزی غلبه می‌کند و حرکت نزعی به حرکت نشاطی تبدیل می‌شود و گویا بندهایی که به آن بسته بود و به جهت مخالف می‌کشید سست، یا باز می‌گردد. «وَ النَّاشِطاتِ نَشْطاً»: پس از سبک سیری و نشاط در فضا شناور می‌شود: «وَ السَّابِحاتِ». با این سه طور از حرکت است که به‌سوی مقصود پیش می‌رود: «فَالسَّابِقاتِ»، و آن غرض نهایی را انجام می‌دهد: «فَالْمُدَبِّراتِ أَمْراً».»۴۴ سپس حرکات دیگر وسایل نقلیه‌ صنعتی‏، جنبشهای حیاتی در گیاه و حیوان‏ و جنبشها و انگیزه‏های ارادی که منشأ حرکات انسان است مصادیق دیگر این حرکات دانسته می‌شود. مفسر سرانجام چنین نتیجه می‌گیرد: « .... زمان و فضا و کهکشانها همه در حال حرکت و یا عین حرکتند، و سکون مطلق وجود ندارد‏.»
اما ایشان در سخنرانی به مناسبت شهادت استاد مطهری باز هم نکات تازه‌تری در این سوره می‌یابد: «تفسیر سوره‌ «والنازعات» را همانطوری که کسانی دیدند در همین پرتوی از قرآن من نوشته‌ام، ولی وقتی بیرون آمدم و این حرکت انقلاب را دیدم باز دیدم یک مسائل جدیدی برای من روشن شد... وقتی که من از زندان بیرون آمدم دیدم که این جوانها غیر از جوانهای سه سال قبل بودند، این زنان ما غیر از زنان قبل بودند... دیدم که یک مردم دیگری شده‌اند، «نازعات»، «نفوس نازعه» شدند.»۴۵ ایشان در ادامه، آیات بعد را نیز با حرکت انقلابی مردم تطبیق می‌دهد. همین تفسیر در برنامه‌ تلویزیونی «با قرآن در صحنه» نیز تکرار می‌شود.۴۶
شاید همین برداشتهای جدید است که حتی توجه گروههایی را که پیش از انقلاب اعتقاد اسلامی خود را با گرایشها و تعلقات شدید مارکسیستی آمیخته بودند جلب کرده است. دکتر جعفری در این باره می‌گوید: «آقای گودرزی، رهبر گروه فرقان، هم تفسیر نوشته بود... او یک جوان طلبه ۲۷، ۲۸ ساله بود... دو سه نمونه از تفسیرهایش را آورده بود. تفسیر یوسف و تفسیر نور و آن یکی را یادم نیست... وقتی مطالعه کردم دیدم مقداری را از پرتوی از قران گرفته و همین چیزهای من‌درآوردی و مارکسیستی را به آن افزوده.»۴۷
این ویژگی همچنین مورد توجه آقای دکتر سروش نیز قرار گرفته و ایشان در تأیید نظریه‌ قبض و بسط خود، به برخی از دیدگاه‌ها مرحوم طالقانی استناد کرده است. مثلاً مرحوم طالقانی در تفسیر آیه‌ی۲۷۵ بقره که در نکوهش رباخواران می‌فرماید: «لا یَقُومُونَ إِلَّا کَما یَقُومُ الَّذِی یَتَخَبَّطُهُ الشَّیْطانُ مِنَ الْمَس‏» می‌گوید این بیان را «تمثیل بیماری صرع و دیگر اختلالهای روانی دانسته‏اند. چون عرب این‌گونه بیماریها را اثر مَس جن «دیوزدگی» می‏پنداشتند و در زبان فارسی هم این‌گونه بیماری را دیوانه «گرفتار دیو» می‌نامند. بعضی از مفسران جدید گفته‏اند: شاید مس شیطان اشاره به میکربی باشد که در مراکز عصبی نفوذ می‏یابد و شاید نظر به همان منشأ وسوسه و انگیزنده اوهام و تمنیات باشد، آنگاه که در اندیشه و مغز انسانی رشد ، تماس و نفوذ یابد.»۴۸
دکتر سروش در این باره می‌گوید: «بپرسیم چرا مرحوم طالقانی در تفسیر این آیه چنین احتمالاتی را در میان آورده است؟ مگر دیوانه شدن در اثر مس شیطان معنی صریح یا صحیحی ندارد؟ چه چیز ایشان را الزام کرده است که بگوید قرآن در اینجا به زبان اعراب سخن گفته و با پندار آنان مماشات و مسامحه ورزیده است؟ چرا از علم جدید کمک گرفته و به تأثیر میکرب‌ها اشارت کرده است؟ شک نیست که اینها یک علت بیشتر ندارد و آن هماهنگ کردن فهم دینی خویش با فرهنگ روزگار است.»۴۹
اما در این انتساب نیز می‌توان تردید کرد، زیرا مرحوم طالقانی از مماشات قرآن با پندار اعراب سخن نمی‌گوید و نظر خود را با چنان دیدگاهی مربوط نمی‌کند. همچنین تأثیر میکرب‌ها را هم از مفسران دیگر نقل می‌کند.
۴) توجه به واژه‌ها و آواها
یکی از ویژگیهای «پرتوی از قرآن» که آن را از اختصاصات این تفسیر باید محسوب کرد توجه خاص مفسر به واژه‌ها، آواها و ساختار صوری الفاظ و ارتباط آنها‌ با معنای آیه است. این ویژگی را «معادله‌ی آوایی- معنایی یا فونوسمانتیک» نامیده‌اند.۵۰ جلد سوم این تفسیر با بحثی کوتاه در همین باره آغاز می‌شود: «در آیات قرآن... آنچه مورد توجه و بحث نبوده و شاید به آسانی تحت ضبط و قواعد در نمی‌آید کیفیت انطباق آهنگ کلمات و آیات است با معانی و مقاصد که واقعیات و اوضاع یا صفات درونی گوینده را می‏نمایاند... .»
نمونه‌های کاربرد این روش در این تفسیر، به‌ویژه در جلدهای سوم و چهارم (تفسیر جزء سی) فراوان است.۵۱ درباره‌ این روش خاص، که نویسنده از مفسران شیعه و سنی کسی را نمی‌شناسد که مانند مرحوم طالقانی با این گشاده‌دستی از آن استفاده کرده باشد، باید گفت این شیوه گونه‌ای نواندیشی به شمار می‌رود که در دوره‌ جدید با پیشرفتهای دانش زبان‌شناسی و فروع آن، مورد توجه قرار گرفته است. مقصود فراستخواه می‌گوید در جهان عرب سید قطب و امین الخولی و سپس احمد احمد بدوی و بکری شیخ امین نیز به این شیوه توجه داشته‌اند.۵۲
از سوی دیگر مرحوم طالقانی گاه درباره‌ فواصل آیات نیز تأملات مشابهی دارد و به این نکته توجه می‌کند که فواصل آیات هماهنگ با معانی، تغییر می‌کند. این نکته را دکتر عایشه بنت الشاطی نیز در کتاب «الاعجاز البیانی للقرآن» مطرح می‌کند. از همین رو احتمال داده شده است که ارتباط مرحوم طالقانی با مسلمانان و محافل عرب‌زبان سبب شده باشد که اندیشه‌های او به جهان عرب انتقال یابد یا او از اندیشه‌های آن دیار اقتباس کند.۵۳
هرچند توجه به این شیوه را به عنوان طرح یک احتمال در نشان دادن اعجاز ادبی و زبانی قرآن می‌توان پذیرفت، اما به نظر می‌رسد مرحوم طالقانی در کاربرد آن گاه چنان سخاوت می‌ورزد و دچار تکلف می‌شود که خواننده در شگفت می‌ماند که مفسر آگاه و نواندیش و زمان‌شناس، چگونه در مواردی کاربرد این شیوه را حتی به صورت احتمال روا داشته است.
طرفه آن است که حتی مرحوم بازرگان که خود نیز به چنین رویکردهایی توجه داشته به این شیوه معترض بوده و به نقل از دکتر جعفری خطاب به ایشان می‌گفته است: «درست است که این الفاظ گویای این معنا هستند، اما شما مبالغه می‌کنید.»۵۴
در اینجا بد نیست به این نکته اشاره‌ شود که آراء تکلف‌آمیز در تفسیر و علوم قرآنی امری نیست که به رویکردهای متجددانه مربوط و به مرحوم طالقانی مختص باشد، بلکه آفتی است که از دیرباز بوستان علوم و معارف قرآن به آن مبتلا یا در معرض تهدید آن بوده است. این تکلفات از سویی در برخی از کتب قدیم و جدید تفسیر در شیعه و سنی دیده می‌شود که نمونه‌های فراوانی از آن را می‌توان نشان داد. یکی از نمونه‌های معاصر و شگفت‌آور این تکلفات مباحث رشاد خلیفه قرآن‌پژوه مصری است که سرانجام ارتباط او با بهاییت آشکار شد.۵۵ او در این کتاب با محور قرار دادن عدد ۱۹ که عدد مقدس بهاییان است آیات گوناگون، حروف مقطعه و... را بررسی می‌کند و سرانجام کار را به آنجا می‌رساند که از آیات مختلف و محاسبات تکلف‌آمیز گوناگون عمر رسالت پیامبر و زمان پایان جهان را هم بیرون می‌آورد!۵۶ مرحوم طالقانی نیز بدون اطلاع از ماهیت اندیشه‌های او، در آغاز تفسیر سوره‌ آل‌عمران جانبدارانه به دیدگاههای او درباره‌ حروف مقطعه اشاره‌ می‌کند.۵۷
برخی از محققان درباره‌ تلاشهایی از این دست گفته‌اند در دوره‌ جدید عالمان اصلاح‌طلب چون مسلمانان را با تعرض فرهنگ غرب مواجه می‌دیدند نیاز به شور و حماسه و عواطف اسلامی را بیشتر لمس می‌کردند و از این رو دفاع از زبان قرآن و جلوه‌های آن را لازم می‌دیدند و می‌کوشیدند جلوه‌های هنری و شگفت‌انگیز آن را بیشتر توضیح دهند.۵۸ اما متکلفانه سخن گفتن و اندیشیدن، با هرنیتی که باشد، با امر قرآن به گفتن «قول سدید» (احزاب، ۷۰) سازگار نیست.
۵) توجه به زبان فارسی
«ریپین» به‌درستی به این نکته توجه کرده است که به رغم وجود تفاسیری به زبان فارسی و زبانهای دیگر، تفسیرنویسی به زبانهای محلی عمدتاً پدیده‌ای جدید است و تفاسیری که به زبانهای غیر از عربی وجود داشته‌اند اغلب ترجمه‌ تفسیری از عربی بوده‌اند.۵۹
تفسیر«پرتوی از قرآن» جز آنکه به فارسی نوشته شده، از معدود تفاسیر جدید فارسی است که زبان و ادب فارسی در آن تا حدی مورد توجه نویسنده بوده است. با آنکه این تفسیر در شرایط عادی نوشته نشده و برخی از بخشهای آن جمع‌آوری دیگران از زبان و قلم مفسر است اما نثر مرحوم طالقانی تا حد زیادی نثر استوار و پخته‌ای است. این نثر «دلپذیر و جذاب مناسب حال خوانندگان فارسی زبان» توصیف شده است.۶۰ با این حال دکتر سروش قلم ایشان را «سنگین» ارزیابی می‌کند و در این باره می‌گوید:
«قلم نسبتاً سنگین طالقانی در پرتوی از قرآن نشان دهنده‌ کلنجارهای فکری طالقانی با خود و جوشش معانی در ذهن و تنگنای الفاظ برای گنجاندن آن معانی است. شما اگر تفسیر مرحوم طالقانی را با تفسیر نوین مرحوم محمدتقی شریعتی مقایسه بکنید، تصدیق خواهید کرد که پیچیدگی فکری و ذهنی که در طالقانی و در آثار او دیده می‌شود در تفسیر دیگر کمتر دیده می‌شود.»۶۱
همچنین گفته‌اند که زبان این تفسیر در بسیاری از جاها به پیچیدگی و سنگینی سوق یافته است چنان که خواننده مقصود نویسنده را به‌آسانی در نمی‌یابد.۶۲
از سوی دیگر، استشهاد به اشعار و آثار ادب فارسی هم در این تفسیر کم نیست. مرحوم طالقانی در تفسیر سوره‌ حمد در بیان اهمیت جماعت در تفسیر آیه‌ «ایاک نعبد...» از داستان «حمامه‌ مطوقه» در کلیله و دمنه یاد می‌کند.۶۳ ایشان همچنین بارها ابیات مثنوی مولانا را شاهد می‌آورد. از این حیث، این تفسیر با تفسیر «روح‌البیان» بروسوی قابل مقایسه است که در آن با وجود زبان عربی تفسیر، بارها به ابیات مثنوی استشهاد می‌شود.
معادلهایی هم که مرحوم طالقانی گاه در برابر برخی از واژه‌های قرآنی می‌نهد آشنایی خوب او با زبان و ادب فارسی را می‌نمایاند چنانکه مثلاً در برابر «رقبه»، «بندی»۶۴ و در مقابل «مثل»، «نمودار»۶۵ را قرار می‌دهد یا از معادل «پیل‌یاران» در برابر «اصحاب الفیل» استفاده می‌کند.۶۶ اما این فارسی‌دانی در ترجمه‌هایی که ایشان از آیات به‌دست می‌دهد چندان آشکار نیست و از این رو ترجمه‌ ایشان ترجمه‌ای متوسط و در موارد بسیاری تحت‌اللفظی است و بهره‌ی چندانی از هویت فارسی ندارد.
۶) پرتوی از قرآن و تفاسیر جدید دیگر
یک روش‌ ابتکاری در کشف مبانی آشکار و نهان اندیشه‌ یک مفسر، بررسی بسامد کاربرد برخی از واژگان کلیدی در یک تفسیر است که امروزه با وجود انتشار تفاسیر متعدد به‌صورت الکترونیک، کار را بر محقق هموار ساخته است. این بررسی گاه به نحو بسیار دقیق و جالبی نشان می‌دهد که دغدغه‌ها و دل‌مشغولیهای مفسر کدام است و این امر باعث می‌شود که کدام واژه‌ها در ذهن و ضمیر او بیشتر زنده و فعال باشد. این روش به ‌ویژه در مقایسه‌ روشمندانه‌ یک تفسیر با تفاسیر دیگر کارآمد بودن خود را به بهترین نحو نشان می‌دهد.۶۷
به این منظور می‌توان تفسیر پرتوی از قرآن را با چند تفسیر مهم معاصر شیعی و سنی دیگر مقایسه کرد. ما به این منظور از میان تفاسیر شیعی تفاسیر «المیزان»، «من وحی القرآن» و «نمونه» و از تفاسیر اهل سنت تفاسیر «فی ظلال القرآن» از سید قطب، «محاسن التأویل» از جمال‌الدین قاسمی و «التحریر و التنویر» از محمدطاهر بن عاشور را برگزیده‌ایم. ویژگی مشترک همه‌ این تفاسیر آن است که با وجود تفاوت مبانی و اصول، می‌توان همه را به رویکرد جدیدی در عالم اسلام که «نهضت بازگشت به قرآن» نام گرفته است۶۸ متعلق دانست. به بیان دیگر، این تفاسیر همه از نوع تفاسیر «عصری» هستند و کوشیده‌اند مسائل و مشکلات مسلمانان در دنیای جدید را با توجه به قرآن پاسخ گویند. به دلیل کامل نبودن تفسیر پرتوی از قرآن و رعایت روشمند بودن این مقایسه، ما از میان مجلدات این تفاسیر، کوشیده‌ایم تفاسیر آیاتی را درنظر بگیریم که مرحوم طالقانی نیز همان آیات را تفسیر کرده‌اند.
به این منظور، سه واژه‌ «حرکت»، «استعمار» و «تکامل» را بدون مشتقات، حالت جمع و همراهی با ضمایر در نظر گرفته‌ایم. واژه‌ «حرکت» (با در نظر داشتن این‌که همیشه معنای اجتماعی و سیاسی هم ندارد) در تفسیر پرتوی از قرآن در حدود ۴۲۶ بار به کار رفته است در حالی‌که این واژه در «المیزان»، «من وحی القرآن»، «نمونه»، «فی ظلال القرآن»، «محاسن التأویل» و «التحریر و التنویر» به ترتیب ۴۲، ۶۷۱، ۱۷۳، ۲۲۵، ۱۸ و ۳۷ بار کاربرد داشته و از این جهت تنها تفسیر«من وحی القرآن» بر این تفسیر پیشی گرفته است. واژه‌ «استعمار» نیز در این تفسیر ۲۸ بار و در سایر تفاسیر به ترتیب ۲، ۷، ۱۳ و ۴ بار به کار رفته و در دو تفسیر آخر کاربرد نداشته است. واژه‌ی «تکامل» نیز در این تفسیر ۳۲۶ بار و در سایر تفاسیر با فاصله‌ای بسیار زیاد به ترتیب ۲۴، ۳۳، ۱۱۹، ۶، ۲ و ۲ بار به کار رفته است!۶۹
۷) ارزیابی کلی رویکردهای نواندیشانه در این تفسیر
از میان جنبه‌های نواندیشی مرحوم طالقانی در تفسیر پرتوی از قرآن که مورد بررسی قرار گرفت چهار زمینه شایسته‌ تأملی بیشتر است:
۱) گرایش اجتماعی: گرایش اجتماعی مفسر در این تفسیر نشان‌دهنده‌ دردمندی و بیداری او و شایستگی‌اش در نسب بردن از پیشوایان جنبش اصلاح‌طلبی اسلامی از سیدجمال به بعد است. دکتر صاحب‌الزمانی تلاشهای آن بزرگ‌مرد در احیای قرآن را چنین ارزیابی می‌کند: «آیت‌الله طالقانی را می‌توان کاشف جدید قرآن به‌عنوان یک منبع مهم الهام سیاسی در تاریخ معاصر ایران نامید.»۷۰ مرحوم بازرگان نیز در این باره می‌گوید: «از میان کارهای مرحوم طالقانی مهمتر از همه وارد کردن قرآن و تفسیر آن در محیط و دنیای مردم ایران بود. طالقانی هدیه‌کننده‌ قرآن و تفسیر به مردم ایران، خصوصاً به تحصیل‌کرده‌ها بود.»۷۱
۲) تفسیر علمی: رویکرد طالقانی به تفسیر علمی را باید با توجه به روزگاری که او در آن می‌زیست تحلیل کرد. راست است که در دهه‌های چهل و پنجاه شمسی گفتمان علمی در دین‌پژوهی جایگاه بلندی داشت. با در نظر گرفتن این زمینه رویکرد طالقانی در تفسیر علمی را در مجموع باید محتاطانه و معتدلانه ارزیابی کرد. بدون شک دانش و تحصیلات حوزوی او و آشنایی دقیقش با مبانی علوم اسلامی او را از آن‌که مانند برخی از هم‌روزگارانش دین را به زبان علم ترجمه کند باز می‌داشته است. با این حال در برخی از برداشتهای او که نمونه‌ای از آنها را نقل کردیم می‌توان چون و چرا کرد.
۳) برداشتهای جدید: در طرح این‌گونه برداشتها جسارت مفسر در تسلیم نشدن به نظریات غالب و تلاش او در گشودن افقهای جدید ستودنی است. ضمناً می‌توان احتمال داد که آشنایی مفسر با تأویلات فلسفی و عرفانی (که از ارجاعات و اشارات مکرر او به مثنوی مولانا و مفاتیح‌الغیب ملاصدرا آشکار است) در طرح این دیدگاههای جدید مؤثر بوده باشد. هرچند در پاره‌ای از این برداشتها می‌توان بر مرحوم طالقانی خرده گرفت، ولی انصاف آن است که ایشان در طرح این نظریات جدید از چارچوب روش خارج نمی‌شود و تأویلات جدید او با برداشتهای جسورانه‌ برخی از ابنای عصر، مانند گروه فرقان، از اساس متفاوت است.
۴) نواندیشی طالقانی در توجه به ارتباط الفاظ قرآن و معانی آنها البته ستودنی است، اما در این باره احتیاط علمی را از کف نهادن و با قطع سخن گفتن شایسته به نظر نمی‌رسد. وانگهی چنانکه دیدیم برخی از این معادله‌سازی ها هم که بیشتر بر ذوق مبتنی است و دلیل محکمی برای آن وجود ندارد به تکلف می‌انجامد و پذیرفتن آن آسان نیست.

منابع:
- از آزادی تا شهادت (اسناد جنبش اسلامی)، انتشارات ابوذر، تهران، ۱۳۵۸
- بازسازی اندیشه‌ دینی در اسلام، اقبال لاهوری، ترجمه‌محمد بقایی (ماکان)، انتشارات فردوس، تهران، ۱۳۷۹
- البیان فی اعجاز القرآن، صلاح عبدالفتاح الخالدی، دار عمار، عمان، الطبعة الثالثة، ۱۴۱۳
- پرتوی از قرآن، سید محمود طالقانی، شرکت سهامی انتشار، شرکت سهامی انتشار، تهران‏، چاپ چهارم‏، ۱۳۶۲
- پیک آفتاب: پژوهشی در کارنامه زندگی و فکری آیت الله سید محمود طالقانی، محمد اسفندیاری، صحیفه‌ خرد، ۱۳۸۳
- تفسیر و تفاسیر جدید، بهاءالدین خرمشاهی، انتشارات کیهان، تهران، ۱۳۶۴
- دانشنامه‌ قرآن و قرآن پژوهی، به کوشش بهاء الدین خرمشاهی، انتشارات دوستان و ناهید، تهران، ۱۳۷۷
- دروس فی المناهج و الاتجاهات التفسیریة للقرآن، محمد علی الرضایی الاصفهانی، تعریب: قاسم البیضائی، مرکز جهانی علوم اسلامی، قم، ۱۳۸۳
- راهی که نرفته‌ایم (مجموعه مقالات برگزیده از ۲۰ سال نشریه پیام هاجر درباره‌ی آیت‌الله سید محمود طالقانی)، مجتمع فرهنگی آیت‌الله طالقانی، تهران، ۱۳۷۹
- روشها و آرای قرآنی طالقانی، علی خوشگواری، انتشارات قلم، ۱۳۸۴
- روشها و گرایشهای تفسیری، حسین علوی مهر، انتشارات اسوه، تهران، ۱۳۸۱
- زبان قرآن، مقصود فراستخواه، انتشارات علمی و فرهنگی، تهران، ۱۳۷۶
- سیاست- نامه، ج۲، عبدالکریم سروش، مؤسسه‌ی فرهنگی صراط، تهران، ۱۳۷۹
- سید جمال‌الدین حسینی پایه‌گذار نهضتهای اسلامی، صدر واثقی، شرکت سهامی انتشار، تهران، ۱۳۴۸
- شاهد یاران، ماهنامه‌ تاریخی فرهنگی، یادمان آیت‌الله سید محمود طالقانی، دوره‌ جدید، شماره‌ی۲۲، شهریور ۱۳۸۶
- شناخت‌نامه‌ تفاسیر، سید محمد علی ایازی، انتشارات کتاب مبین، رشت، ۱۳۷۸
- طبقات مفسران شیعه، ج۴، عبدالرحیم عقیقی بخشایشی، دفتر نشر نوید اسلام، قم، ۱۳۷۶
- عقل‌گرایی در تفاسیر قرن چهاردهم، شادی نفیسی، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه‌ی علمیه‌ی قم، ۱۳۷۹
- فرهنگ آثار ایرانی اسلامی، به سرپرستی احمد سمیعی (گیلانی)، انتشارات سروش، تهران، ۱۳۸۵
- قبض و بسط تئوریک شریعت، عبدالکریم سروش، مؤسسه‌ی فرهنگی صراط، تهران، چاپ هفتم، ۱۳۷۹
- مناهج المفسرین، مساعد مسلم آل جعفر و محی هلال السرحان، دارالمعرفة، بیروت، ۱۹۸۰م
- معجزة القرآن الکریم، رشاد خلیفه، دارالعلم للملایین، بیروت، ۱۹۸۳
- Encyclopedia of Islam, Brill, Leiden, ۲۰۰۰ .
- Encyclopedia of the Quran, General editor: Jane Dammen McAuliffe, Brill, Leiden-Boston, ۲۰۰۲.
- Routledge Encyclopedia of philosophy, Routledge, London and New York, ۱۹۹۸.
- The Oxford Encyclopedia of the modern Islamic world, Oxford university press, New York, ۱۹۹۵.
پی نوشتها:
۱- تفسیر و تفاسیر جدید، ص۹.
۲- از آزادی تا شهادت، ص۱۵۵.
۳- شاهد یاران، ص ۱۵.
۴- دانشنامه‌ قرآن و قرآن‌پژوهی، ج۲، ۱۳۹۷-۱۳۹۸.
۵- عقل‌گرایی در تفاسیر قرن چهاردهم، صص۲۴-۱۰۶؛ خانم دکتر نفیسی این عوامل را زمینه‌ «تحول در حوزه‌ی معرفت دینی و تفسیر» می‌دانند که می‌توان آن‌ها را عیناً زمینه‌های شکل‌گیری نگرش اجتماعی و اصلاحی در تفسیر که اخص از آن است نیز دانست.
۶- دروس فی المناهج و الاتجاهات التفسیریة للقرآن، ص۲۸۳.
۷- مناهج المفسرین، ص ۲۵۷.
۸- دروس فی المناهج و الاتجاهات التفسیریة للقرآن، ص ۲۸۱ .
۹- بازسازی اندیشه‌ی دینی در اسلام، ص۲۹.
۱۰- تفسیر و تفاسیر جدید، ص ۲۰.
-۱۱ The Oxford Encyclopedia of the modern Islamic world, vol.۴, p.۶۵.
۱۲- پیک آفتاب، ص۳۴۲.
۱۳- تفسیر و تفاسیر جدید، ص ۱۴۴.
۱۴- طبقات مفسران شیعه، ج۴، ص ۴۹۲.
۱۵- از آزادی تا شهادت، ص۱۵۷.
۱۶- راهی که نرفته‌ایم، ص۳۵۵.
۱۷- راهی که نرفته‌ایم، ص۱۴۹.
-۱۸The Oxford Encyclopedia of the modern Islamic world, vol.۳, p.۱۸۲.
۱۹- پرتوی از قرآن، ج‏۵، ص۲۹۹.
-۲۰ Routledge Encyclopedia of philosophy, vol.۵, p.۶۱۳.
اساساً مقایسه‌ اندیشه‌ی شیعی معاصر، مبانی فکری انقلاب اسلامی و دیدگاه‌های مرحوم طالقانی، شهید مطهری، مرحوم دکتر شریعتی و... با مبانی الهیات رهایی‌بخش خود می‌تواند موضوع پژوهشی مستقل و ارزشمند باشد.
-۲۱ Encyclopedia of the Quran, vol.۲, p.۱۲۹.
۲۲- تفسیر و تفاسیر جدید، ص ۱۰.
۲۳- روشها و گرایشهای تفسیری، ص ۳۴۷ .
۲۴- پرتوی از قرآن، ج۱، ص ۵۳.
۲۵- پرتوی از قرآن، ج۵، ص ۱۴۰.
۲۶- پرتوی از قرآن، ج۲، ص۱۱۴.
۲۷- پرتوی از قرآن، ج۲، ص۲۲۶.
۲۸- پرتوی از قرآن، ج‏۱، ص۳۵.
۲۹- تفسیر و تفاسیر جدید، ص۱۴۴.
۳۰- پرتوی از قرآن، ج۱، ص ۳۷.
۳۱- پرتوی از قرآن، ج‏۲، ص۴۶.
۳۲- درباره‌ فهرستی از منابع علمی مورد استفاده‌ مرحوم طالقانی در این تفسیر نک: روشها و آرای قرآنی طالقانی، صص۱۱۷-۱۱۴.
۳۳- پرتوی از قرآن، ج۳، صص ۳۲۸-۳۲۹.
۳۴- پرتوی از قرآن، ج۱، ص۱۱۳.
۳۵- پرتوی از قرآن، ج۱، ص۱۳۴.
۳۶- پرتوی از قرآن، ج‏۱، ص۱۱۶.
۳۷- پرتوی از قرآن، ج۲، ص۱۷۱.
۳۸- پرتوی از قرآن، ج‏۲، ص ۲۱۸.
۳۹- سیاست- نامه، ج۲،ص۲۱۱.
۴۰- جنبه‌های دیگری از این انتساب هم مورد نقد قرار گرفته است. نک: پیک آفتاب، ص۳۴۱.
-۴۱ Encyclopedia of the Quran, vol.۲, p.۱۳۰.
-۴۲ Encyclopedia of the Quran, vol.۲, p.۱۳۵.
۴۳- پرتوی از قرآن، ج۳، صص۷۷-۷۸.
۴۴- پرتوی از قرآن، ج‏۳، صص۷۸-۷۹.
۴۵- از آزادی تا شهادت، صص۱۵۷-۱۵۹.
۴۶- از آزادی تا شهادت، ص۱۹۹.
۴۷- مجله شاهد یاران، ص۱۱۰.
۴۸- پرتوی از قرآن، ج۲، ص۲۵۴.
۴۹- قبض و بسط تئوریک شریعت، صص۲۲۰-۲۲۱.
۵۰- زبان قرآن، ص۱۶۵.
۵۱- مثلاً نک: پرتوی از قرآن، ج‏۳، صص ۸۶، ۲۳۱-۲۳۰؛ ج۴، صص۱۲۱، ۱۳۲، ۱۷۳، ۱۹۰-۱۸۹ و...
۵۲- زبان قرآن، ص۱۶۶.
۵۳- زبان قرآن، ۱۴۰.
۵۴- شاهد یاران، ص ۱۰۷.
۵۵- البیان فی اعجاز القرآن، صص ۳۶۹-۳۷۳.
۵۶- معجزة القرآن الکریم، صص۲۱۲-۲۲۱.
۵۷- پرتوی از قرآن، ج۵، ص۹ (پاورقی).
۵۸- زبان قرآن، ص۴۴.
-۵۹ Encyclopedia of Islam, vol.۱۰, p.۸۸.
۶۰- شناخت‌نامه‌ تفاسیر، ص ۵۵
۶۱- سیاست-نامه، ج۲، ص۲۰۴
۶۲- روشها و آرای قرآنی طالقانی، ص۳۷ و ۱۱۹
۶۳- پرتوی از قرآن، ج۱، ص ۳۲.
۶۴- پرتوی از قرآن، ج۲، ص۴۴.
۶۵- پرتوی از قرآن، ج۲، ص۲۲۶.
۶۶- پرتوی از قرآن، ج۴، ص ۲۶۱.
۶۷- دکتر سروش با اشاره به واژه‌هایی چون عقل، بندگی، شمشیر، سرکشی، آزادی، ذلت، عزت، طبقات حاکمه، خودباختگی، فاصله‌ی طبقاتی و... که مرحوم طالقانی در مقدمه‌ تفسیر از آنها استفاده کرده است از شیوه‌ای مشابه با همین روش (البته بدون مقایسه) بهره برده‌اند. نک: سیاست-نامه، ج۲، ص۲۱۰.
۶۸- این تعبیر، از بهاءالدین خرمشاهی در کتاب «تفسیر و تفاسیر جدید» است.
۶۹- استاد خرمشاهی معتقد است که «تکاملی که در جای‌جای پرتوی از قرآن مطرح است «تکامل داروینی» نیست، بلکه کمال‌جویی و استکمال انفسی و آفاقی و کمال‌گرایی صدرایی است... و نقطه‌ آغاز و قوس نزولش چون نقطه‌ انجام در طی قوس صعود همانا خداوند است که یگانه مبداء و منتهای همه چیز است.» تفسیر و تفاسیر جدید، ص ۱۴۵.
۷۰- راهی که نرفته‌ایم، ص۶۷.
۷۱- نقل از: پیک آفتاب، ص۳۲۷.
نویسنده: حامد - شیوا پور
منبع: ماه نامه - اطلاعات حکمت و معرفت - ۱۳۸۸ - شماره ۳۹، خرداد

منبع : باشگاه اندیشه

مطالب مرتبط

قرآن پژوهی در غرب

قرآن پژوهی در غرب
خانم آنگلیکا نویورت متولد آلمان (۱۹۴۳) استاد کنونی مطالعات قرآنی و ادبیات عرب در دانشگاه برلین و رئیس دانشکده ادبیات عرب در همین دانشگاه است. وی عمده تحصیلات خود را در دانشگاه های برلین، تهران (شش ماه در سال ۱۳۴۸ شمسی)، گوتینگن، بیت المقدس، و مونیخ در رشته هایی چون ادبیات عرب، زبان های سامی، و فقه اللغه زبان های باستانی انجام داده است. معروف ترین استاد وی در مطالعات قرآنی، آنتوان اشپیتالر در دانشگاه مونیخ بوده است که خود از شاگردان پِرِتْسِل به شمار می رود. گفتنی است که گنجینه عظیمی از میکروفیلم های مخطوطات قرآنی را پِرِتْسِل و برگشترِسِر پیش از جنگ جهانی دوم از بسیاری کشورهای اسلامی تهیه کرده بودند، سال ها بدون استفاده در اختیار پروفسور اشپیتالِر در دانشگاه مونیخ قرار داشت، اما همگان تصور می کردند این مجموعه مخطوطات قرآنی طی جنگ جهانی دوم از بین رفته است. این گنجینه سال ها پیش به همت خانم نویورت به دانشکده ادبیات عرب و زبان های سامی در دانشگاه برلین انتقال یافته و اخیراً در کنفرانسی در برلین وجود آن رسماً اعلام شده است. پروفسور نویورت به همراه تنی چند از قرآن پژوهان جهان کار تکمیل این مجموعه و نیز پژوهش در این زمینه را ادامه می دهند.
وی فوق لیسانس خود را در سال ۱۹۷۰، دکتری تخصصی را در سال ۱۹۷۲ و رتبه استادی (Dr. Phil. Habilitation) خود را در سال ۱۹۷۷ از دانشگاه مونیخ دریافت کرده است. عنوان رساله استادی وی تحقیق در ساختار سوره های مکی قرآن است که شهرت بسیاری در میان قرآن پژوهان غرب دارد.
عناوین و اشتغالات دانشگاهی ایشان از این قرار است:
استاد میهمان در دانشگاه اردن ۱۹۷۷ـ۱۹۸۳
بورس پژوهشی یکساله در دانشگاه مونیخ ۱۹۸۴
استاد مطالعات اسلامی در دانشگاه بامبرگ ۱۹۸۴ـ۱۹۹۱
استاد میهمان در دو دانشگاه عین شمس و قاهره ۱۹۸۸ـ۱۹۸۹
استاد ثابت در دانشگاه برلین ۱۹۹۱ ـ تاکنون
مدیر انجمن شرق شناسان آلمان در بیروت و استانبول ۱۹۹۴ـ۱۹۹۹
از ایشان آثار متعددی به چاپ رسیده است. ایشان در دو زمینه اصلی پژوهش، تدریس و تألیف داشته است. نخست مطالعات قرآنی و تفسیری و دوم ادبیات معاصر عرب، به ویژه شعر فلسطین. وی علاوه بر تألیف کتاب و مقالات متعدد به زبان های آلمانی، انگلیسی و عربی، در سمینارهای متعدد این دو حوزه مشارکت و گاه مدیر اصلی چنین کنفرانس هایی بوده است. وی اکنون مشاور علمی و از نویسندگان دایرة المعارف قرآن (به سرویراستاری جین دمِن مک اولیف) و نیز از مشاوران کالج علمی برلین (Berlin Wissenschftsholleg zu) به شمار می رود.
در اینجا تنها به عناوین مهم ترین مقالات و کتاب های وی در حوزه مطالعات قرآنی اشاره می شود: بررسی هایی در باب ساخت و ترکیب سوره های مکی قرآن، برلین، ۱۹۸۱. این مهم ترین و معروف ترین کتاب وی است که در ۴۴۳ صفحه به زبان آلمانی تألیف شده است. بیش از ۱۰ تن از معروف ترین اسلام شناسان و قرآن پژوهان غربی چون فان إس، ینبل، جان ونزبرو، جان برتُن بر آن نقد و معرفی هایی نوشته اند.
برخی از مقالات ایشان عبارتند از:
«درباره ساختار سوره یوسف»، به آلمانی، ۱۹۸۰
«موقعیت کنونی تحقیقات قرآنی»، به آلمانی، ۱۹۸۳
«سیمای تاریخی حضرت محمد در آیینه قرآن»، به آلمانی، ۱۹۹۳
«تصاویر و استعارات در بخش های آغازین سوره های مکی»، به انگلیسی، ۱۹۹۳
«مسائل نافع بن أزرق: مبنایی برای «چهره افسانه ای از ابن عباس» یا یک قطعه ادبی واقعی»، به آلمانی، ۱۹۹۳
«ساختار ادبی سوره الرحمن»، به انگلیسی، ۱۹۹۸
«نکاتی درباره خصایص ادبی و ممتاز قرآن»، به آلمانی ۱۹۷۷، ترجمه به انگلیسی، ۲۰۰۱
«قرائتی از قصه آفرینش انسان در قرآن» به انگلیسی، ۲۰۰۰ـ۲۰۰۱
«از مسجد الاقصی تا هیکل: سوره اسراء در میان متن و تفسیر»، به انگلیسی، ۲۰۰۳
«ملاحظاتی در باب "تاریخ قرآن" و "قرآن در تاریخ"»، به انگلیسی، ۲۰۰۳
«تاریخ نگاری قرآن از منظری انتقادی»، به انگلیسی، عمان، ۲۰۰۴
«کیهان شناسی در قرآن»، به انگلیسی، در دایرة المعارف قرآن، ۲۰۰۱
«جغرافی در قرآن»، به انگلیسی، در دایرة المعارف قرآن، ۲۰۰۲
«اسطوره ها و قصه ها در قرآن»، به انگلیسی، در دایرة المعارف قرآن، ۲۰۰۳
«رمضان در قرآن»، به انگلیسی، در دایرة المعارف قرآن، ۲۰۰۴
«قرآن و فن بلاغت»، به انگلیسی، در دایرة المعارف قرآن، ۲۰۰۴
برخی از آثار ایشان به زبان فارسی ترجمه یا معرفی شده است; از جمله:
«تصاویر و استعارات در بخش های آغازین سوره های مکی»، نوشته آنگلیکا نویورت، ترجمه و تلخیص از ابوالفضل خوش منش، در بولتن مرجع (۶): گزیده مقالات و متون درباره مطالعات قرآنی در غرب، به کوشش مرتضی کریمی نیا، چاپ اول، تهران، انتشارات بین المللی الهدی، ۱۳۸۰، ص۶۵ـ۷۱.
پرفسور نویورت در اردی بهشت ۱۳۸۶ همراه با جناب میشائیل مارکس دو سخنرانی قرآنی در مرکز ادیان ایراد کردند. در فرصت محدودی که پیش آمد با ایشان گفتوگوی کوتاهی انجام دادیم. امیدواریم در فرصتی دیگر بتوانیم گفتوگوی جدی تر و پربارتری با ایشان صورت دهیم. برای تکمیل اطلاعات خوانندگان فصلنامه در خصوص مطالعات قرآنی در مغرب زمین مقاله ای را در این زمینه در همین شماره منتشر ساخته ایم. فرصت را مغتنم می شماریم و از جناب آقای مرتضی کریمی نیا که در انجام آن سخنرانی ها و این گفتوگو نقش تعیین کننده ای داشتند و نیز از عزیزان حاضر در جلسه مصاحبه آقایان سید علی موسوی نژاد، بهروز حدادی و محمدحسن محمدی مظفر سپاسگزاری می نماییم.
▪ بنا به روال معمول فصلنامه، خواهشمندیم به اختصار از حیات و آثار علمی خودتان بگویید.
ـ ورود من به حوزه استشراق مرهون تحصیلات من در ایران است. در حدود ۱۹۶۵ ایران را برای ادامه مطالعات و تحصیلاتم برگزیدم. در حقیقت می خواستم از شهر کوچکی که در آن زندگی می کردم (نینبورگ Nienburg) فراتر بروم. در روزنامه خواندم که خانواده ای جویای دستیاری برای تربیت فرزندانشان هستند، خانواده ای فرانسوی که می خواستند با زبان فارسی آشنا شوند. من هم در خانه آنها در ایران به کار مشغول شدم. هم زمان به خاطر فراغتی که داشتم در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران ثبت نام کردم و به تحصیل مشغول شدم. اوضاع اجتماعی ایران در آن روزها برای من ناخوشایند بود، ولی نسبت به زبان، فرهنگ و ادبیات ایران بسیار علاقمند شده بودم. من فقط ۶ ماه در ایران بودم و نسبتاً زبان فارسی را تا حد قابل قبولی فرا گرفتم.
می خواستم مطالعات ایرانی خود را در آلمان نیز ادامه دهم، اما متأسفانه هیچ مؤسسه ای که به زبان فارسی و فرهنگ اسلامی اهمیتی بدهد نیافتم. ناگزیر به مطالعات عربی رو آوردم. در دانشگاه های مختلفی در آلمان غربی به تحصیلات خود ادامه دادم. در شهر گوتینگن که نزد اهل علم شناخته شده تر است تا نزد عموم، درس خواندم. دکترا را در گوتینگن گرفتم، سپس به مونیخ رفتم و در علوم انسانی نیز دکترا گرفتم. تز من ترجمه کتابی در فلسفه الهی از ارسطو بود که توسط فیلسوفی به نام عبداللطیف بغدادی تلخیص شده بود. وی بر تفاسیری که در پیرامون آثار ارسطو نوشته اند متکی بوده است. برخی از این تفاسیر به یونانی در دسترس نیست، اما ترجمه هایی از آن به عربی یا عبری وجود دارد. در اواخر دهه ۱۹۷۰ میلادی رساله دکترای دیگری (موسوم به رساله استادی) نیز درباره ترکیب و ساختار ادبی سور مکی قرآن فراهم آوردم.
▪ در مورد انگیزه خود از انتخاب موضوع رساله نخست و دستاوردهای آن توضیح دهید.
ـ شخصی به نام دیتریشی بر این رساله ها اشراف داشت. وی به میراث لاتینی و یونانی در اسلام علاقه داشت. برخی از همکاران ما درباره جالینوس نوشتند و در مورد آن چه از جالینوس در نسخه های خطی عربی یافت شده و الآن اصل یونانی آن وجود ندارد تحقیق و تألیف کردند. من به پزشکی چندان علاقه نداشتم و بیش تر به مباحث الهیاتی گرایش داشتم. از این رو مقاله ای از ارسطو را انتخاب کردم که درباره خدا بحث می کند و تنها مقاله وی در این باب است. عبداللطیف بغدادی ناگزیر بود برخی از مفاهیم را به گونه ای تعبیر و تفسیر کند که با مفاهیم اسلامی سازگار باشد. می دانیم که ارسطو مشرک و بت پرست بود و سخنان وی در باب خدا با عقائد اسلامی همخوان نبوده است. نتیجه این تز تحلیل این نکته بود که چگونه یک اثر شرک آمیز رنگ و بوی توحیدی پیدا می کند. عیناً همین جابه جایی و برگردان را در مسیحیت هم می بینیم; یعنی در آثار سریانی هایی که متون ارسطویی را به سریانی برگرداندند. اینان نیز نه فقط متن که اندیشه را نیز به زبان یونانی و فرهنگ مسیحی برگرداندند. امروزه از ترجمه فرهنگی بسیار سخن گفته می شود، یعنی نه فقط ترجمه یک متن به متن دیگر، بلکه ترجمه یک فرهنگ به فرهنگ دیگر و بازخوانی یک متن از نو توسط خوانندگان جدید.
▪ در دومین رساله دکتری چه هدفی را دنبال می کردید؟
ـ باید یادآور شوم که من مطالعات قرآنی را در شهر قدس و مسجد الاقصی نزد یاسین الکبری، از مشایخ مشهور آن زمان گذراندم. به خاطر آلمانی بودن طبعاً نگاه خاصی به یهودیان داشتیم. زمانی که ۲۰ ساله بودم همه ما آلمانی ها نسبت به یهودیان احساس گناه جمعی می کردیم. می خواستیم با کسانی که به آنها ظلم شده است آشنا شویم. از این رو به بیت المقدس رفتم. قرآن کریم و آثار غزالی را با این شیخ خواندم. وی امام مسجد الاقصی بود. طبعاً مطالعات قرآنی در غرب در سطح پژوهش های مربوط به تورات و انجیل نبوده و نیست. همان طور که ادوارد سعید می گوید، مطالعات غربی ها معمولا از موضع استشراق است. استشراق یعنی بررسی فرهنگ «دیگری» به عنوان یک طردشده و تبعیدگشته. من می خواستم برخی از گام های روشمندی را که در باب تورات و انجیل برداشته شده است در خصوص قرآن بردارم و بر آن تطبیق کنم، یعنی مطالعات نقادی متون مقدس. از طرف دیگر کمی پیش از آن، کتاب معروف ونزبرو با عنوان مطالعات قرآنی چاپ شده بود. این کتاب جهت دهنده همه دیگر پژوهش های افراطی بعدی در پیرامون قرآن بوده است. این فرد این دیدگاه را شایع و منتشر کرد که قرآن هیچ اساس و پایه ای ندارد و متن آن مورد شک و تردید است و چه بسا به زمان های متأخر (چندین قرن پس از ظهور اسلام) برمی گردد. بنابراین بررسی چنین متنی خالی از فایده است.
در چنین وضعیتی گرایش به مطالعات فیلولوژیک (فقه اللغه) تشدید شد. از آن زمان به بعد متن قرآن را با تفاسیر در هم آمیختند و گفتند که تفکیک میان متن و تفسیر وجود ندارد و قرآن با تفسیر در همان دوره متأخر شکل گرفته است. این عقیده هنوز نیز دست کم در دنیای انگلوساکسون (آمریکا و انگلیس) غالب و حاکم است. این کتاب بسان آتشفشانی بود که همه را تحت تأثیر خود قرار داد. امروزه در مجامع دانشگاهی آمریکا به صراحت تمام بر آن هستند که سخن ونزبرو درست است. از این به بعد، پژوهش های کلاسیک در باب قرآن مورد بی اعتنایی قرار گرفت.
▪ آیا ونزبرو انگیزه های خاصی از این پروژه داشت؟
ـ ونزبرو پس از چاپ این کتاب و کتاب دیگری در سال بعد با عنوان محیط فرقه ای، احساس کرد که نقشی سیاسی پیدا کرده است. به واقع وی انگیزه های سیاسی نداشت و فردی زاهد بود، ولی کار وی عکس العمل های سیاسی زیادی را برانگیخت و مشکلاتی را برای وی به وجود آورد. وی زندگی خود را رها کرد و به فرانسه نقل مکان کرد و در روستایی فرانسوی دوران بازنشستگی خود را گذراند و به پژوهش در باب موضوعات دیگر رو آورد. وی در سال ۲۰۰۲ درگذشت.
▪ در مورد بیوگرافی علمی خودتان توضیح می دادید.
ـ بله، پس از نگارش این تز عنوان استادی را دریافت کردم. در این حوزه در آلمان کرسی های بسیار کمی وجود دارد. مایه خوشوقتی من بود که دوستانی در اردن مرا برای تدریس دعوت کردند. حدود ۶ سال در اردن در دانشگاه در زمینه فلسفه عربی تدریس کردم. زمانی در کنفرانسی قرآنی که در آلمان (گوتینگن) برگزار شده بود شرکت کردم. در این کنفرانس آرای ونزبرو را نقد کردم. در میان حاضران فردی بود که آلمانی را به خوبی نمی فهمید. وی تصور کرد که من هوادار ونزبرو هستم و به وزارت آموزش عالی در عربستان سعودی نامه ای نوشت (عربستان تأمین مالی دانشگاه اردنی را بر عهده داشت). زمانی که به عمان برگشتم رئیس دانشگاه اظهار تأسف کرد و گفت که ما خودمان نمی توانیم هزینه های تدریس شما را تأمین کنیم. من هیچ آشنایی ای با ونزبرو نداشتم، ولی آنها تصور کردند من آشنا و هم رأی وی هستم. من روابط خوبی با امیرحسن ]برادر شاه حسین[ و عبدالعزیز دوری و دیگران داشتم. به آنها شکایت کردم که این نسبت ناروا را به من داده اند. امیرحسن دخالت کرد و چند سال دیگر هم در اردن باقی ماندم. سال ها بعد منصبی در آلمان پیدا کردم و به کشور خودم برگشتم. البته من اردن را بیشتر ترجیح می دادم، ولی موقعیتی برایم پیش آمد و جوایزی در آلمان به من دادند و در هر حال به آلمان برگشتم. سپس به دانشگاه آزاد برلین دعوت شدم.
▪ گویا سالیانی را هم در لبنان سپری کردید.
ـ بله، در سال ۱۹۹۱ به «المعهد الآلمانی للأبحاث الشرقیة» در بیروت دعوت شدم. این تنها مرکز آلمانی در خارج از آلمان در این حوزه مطالعاتی است. فرانسوی ها مراکز متعددی در کشورهای مختلف دارند، حتی در تهران هم مرکزی دارند. اما آلمانی ها فقط همین یک مرکز را دارند. پس از پایان یافتن جنگ داخلی در لبنان از نو این مرکز را راه اندازی کردند.
▪ رویکردها و گرایش های اصلی در مطالعات آلمانی ها در خصوص اسلام و قرآن کدامند؟
ـ مطالعات ادبی و قرآنی از دیرزمان در آلمان وجود داشته است. یهودیان در این خصوص بیش تر اهتمام داشتند. در آغاز بیش تر به تاریخ اهتمام نشان داده می شد. بعدها به ابعاد متعالی و قدسی اسلام نیز توجه نشان دادند. این حرکت محدود به یهودی ها نبود، ولی عمدتاً این یهودیان بودند که این روش های نوین را در مورد قرآن تطبیق کردند. منابع بسیاری در این دوره شکل گرفت. این اتفاق در اوایل نیمه دوم قرن نوزدهم رخ داد. با طرد یهودیان از مناصبی که داشتند دیگر، کسانی که زبان های مورد نیاز در این حوزه را به خوبی بلد باشند و عبری یا عربی یا سریانی یا آرامی را بلد باشند یافت نمی شد. از این رو فهم اسلام توسط روایات و تقریرهای رایج مسلمانان صورت می گرفت و به منابع اصلی کمتر مراجعه می شد. دقیقاً همان کاری که عموم مسیحیان بنا به تفاسیر آبای اولیه کلیسا یا یهودیان بر اساس میشنا و تلمود انجام می دهند، یعنی بنا به آن چه مورد قبول یک مؤمن در زندگی دینی اش است. اما از لحاظ مطالعات آکادمیک باید متن در بافت تاریخی خودش دیده شود و... اما این شیوه زیاد ادامه نیافت و گرایش دیگری در همه اروپا پا گرفت. تأکید اصلی بر روانشناسی پیامبر تمرکز یافت. جریان زنده و قوی ای پیدا شد که در مورد ویژگی های روانشناختی پیامبر تحقیق می کرد. طبعاً این نگاه با نگاه مؤمنانه اصطکاک پیدا می کند. این که پیامبر یا بنیانگذار دین موضوع پژوهش روانشناختی قرار بگیرد طبعاً مورد پسند هیچ مؤمنی نیست. این روشی است به دور از احترام و از لحاظ متدیک اشتباه. اساساً فایده ای بر اینگونه مطالعات مترتب نمی شود، اما در انگلیس و آلمان این روش را پی می گرفتند.
در مرحله سوم ونزبرو و کرونه آمدند و اصل وجود متن مقدس و مؤسس دینی را زیر سؤال بردند و همه چیز را ساخته و پرداخته قرون متأخر قلمداد کردند. پُست مدرنیزم در اینها تأثیر زیادی داشته است. بنا به پست مدرنیزم حقیقت اصلی در خواننده و دریافت کننده هست، نه در متن. همه چیز به دریافت کننده برمی گردد. ارکون هم چنین نظری دارد. این نگاهی است بسیار ویرانگر. اگر ما از همه گام های دیگر فارغ شدیم و همه راه ها را طی کردیم آن وقت شاید بتوان این روش را هم تجربه کرد. ولی بدون آشنایی واقعی با قرآن و بدون فهم متن نمی توان چنین نظری را ارائه کرد. در این رویکرد به جای تحقیق در مورد نص و متن از نظریات و تخیلات بحث می شود. این نظریات برتر از متن قرار می گیرد و متن زیر فشار این نظریات منکوب می شود. دیگر از متن چیزی باقی نمی ماند. به نظرم ونزبرو و کرونه اساساً از متن سخن نمی گویند. از دیدگاه خودشان درباره پیدایش متن سخن می گویند. بر مبنای این نگاه پست مدرنیستی چیزی از نص باقی نمی ماند. این نگاهی است جذاب و برانگیزاننده، اما به واقع فتنه انگیز است. محقق را به این تخیل می اندازد که گویا دارای شناخت و آگاهی است. ما غربیان باید همان مطالعاتی را که در مورد کتاب های مقدس خودمان صورت می دهیم در مورد قرآن اعمال کنیم، سپس به روش های دیگر، البته با مبانی درست رو آوریم. زمانی که متن را به دقت و کلمه به کلمه و حرف به حرف می خوانیم، بسیاری از نظریات و روش ها رنگ می بازد.
▪ این نگاه پست مدرنیستی نسبت به کتاب های مقدس یهودی و مسیحی هم وجود دارد و مخصوص قرآن نیست.
ـ مخصوص قرآن نیست، ولی در خصوص دیگر کتاب های مقدس به این شدت نیست. بیش ترِ دانشمندان یهود بنا به مبانی استوار و سالم به کتاب مقدس خود می پردازند. آشنایی کاملی با متون خود دارند و همواره شواهد بسیاری را از کتاب مقدس ذکر می کنند. معمولا دانشمندان یهودی آشنایی چشمگیری با کتاب های مقدس و فرهنگ و میراث دینی خودشان دارند، مثلا وقتی از حب الهی یا از شخینا ]=سکینه [صحبت می کنند کاملا متکی به نصوص خود هستند و از آنها اقامه شاهد می کنند. یهودیان دانشگاه های کامل و جامعی دارند که این مطالعات را دنبال می کنند. اما در خصوص قرآن، محققان با اطلاعات کم به میدان می آیند. پژوهش های لاهوتی حداقل ۵۰۰ سال سابقه دارد و مبتنی بر مبانی متقنی است. بنابراین اگر کسی بیاید و حرف نسنجیده ای در این حوزه بزند وجاهت خود را از دست می دهد و از محیط های علمی و از جامعه دانشگاهی طرد می شود، در حالی که در مورد پژوهش های قرآنی چنین سخت گیری و حتی چنین داوری هایی وجود ندارد.
▪ آیا در اینجا کوتاهی ای از سوی خود مسلمانان صورت گرفته است یا در مطالعات استشراقی کاستی ای وجود دارد؟ـ من هم این سؤال را دارم. درست است که در مطالعات شرقی میان جهان اسلام و خارج، رفت و آمدهایی توسط مسلمانان برای شنیدن یا پذیرفتن آرای مستشرقان صورت گرفته و می گیرد، اما از دیگر سو در جهان اسلام گاهی اهمیت چندانی به مطالعات شرقشناسانه نمی دهند و با نوعی تکبر اساساً تمایلی به شنیدن آرای آنان نشان نمی دهند. البته این کراهت در هر دو سو وجود دارد، مثلا در خصوص پروژه ما که بحمدالله بخش نخست آن انجام شده است باید بگویم که هنوز اینگونه تحقیقات مقبولیت و رسمیتی در فرهنگستان علوم در آلمان پیدا نکرده است. حوادث ۱۱ سپتامبر هم در این زمینه تأثیر منفی زیادی داشته است. مسلمانان هم اشتیاقی به شنیدن این تحقیقات نشان نمی دهند و مشکلات زیادی پیش پای محققان می گذارند. من و حتی همکارم میشائیل مارکس هیچ گاه انگیزه مادی ای برای چنین تحقیقاتی نداشته ایم. من معتقدم که ما باید از این شکاف و فاصله عبور کنیم و به مرحله تعاون و همکاری برسیم. برخورد تکبرآمیز، کاری است کودکانه و با این روحیه هیچ روزنه ای به سوی حقیقت گشوده نمی شود. مسلمانان رفت و آمدهایی دارند. برخی ادارات و مراکز هم در این زمینه فعال هستند. طبعاً بدبینی ناشی از استعمار هم وجود دارد. وقتی بخواهد همه چیز از غرب وارد شود نوعی حساسیت منفی به وجود می آید. این را ما باید تحلیل کنیم. این خودش بخشی از گفتمان های حاکم است که باید مورد بررسی قرار گیرد. این گفتمانی هرمنوتیکی است که باید مورد مداقه قرار گیرد. ما آن چه را که می فهمیم باید به زبانی و بیانی ترجمه کنیم که برای دریافت کننده ملموس و مفهوم باشد. برخورد متکبرانه و تحمیلی سودی نمی بخشد. این نوع برخورد پیوندی هر چند ضعیف با رفتارهای استعمارگرانه دارد.
من بحثی را در لندن ارائه کردم که برای حاضران غافلگیرکننده بود. برای صبری حافظ هم که متخصص در استعمار و ادبیات استعماری است جالب بود. در آنجا گفتم که کلیّت مطالعات قرآنی در غرب بخشی از تفکر استعماری است. البته ما نمی توانیم در این خصوص دلائلی را بیاوریم. ما باید خودمان را مورد انتقاد قرار دهیم و رویکردهای خود را مورد بازبینی قرار دهیم. آن چه هست امری مسلم و ضروری نیست. بر عکس باید همواره روش های خود را مورد سؤال قرار دهیم و هرمنوتیک معمول خود را مورد بررسی قرار دهیم. حکایت جالبی به یاد دارم که گواه همین سخن است. یکی از همکاران من، دکتر اشتفان ویلد که فردی است فاضل به کنگره ای در مدینه منوره دعوت شد و گزارشی از آن سمینار فراهم آورد و در یکی از نشریات آلمان، فرانکفورتر آلگماینه چاپ کرد. وی از تجارب فراوانی سخن گفت و از جمله از این تجربه اش که نمی فهمم چرا مسلمانان از این که غربیان همواره از قرآن سخن می گویند ناراحت هستند. اما به واقع نگرانی مسلمانان بجاست، زیرا یک غربی این متن را مثل یک کتاب معمولی مورد بررسی قرار می دهد، مانند دیگر آثاری که توسط انسان هاپدید آمده است، گویاهیچ بُعد دیگری ندارد. این از موضع انتروپولوژیک ]انسان شناختی[ و هرمنوتیکی کاری است غلط. به نظرم اشتفان ویلد می باید تعمق بیش تری می کرد. به نظرم همیشه باید بعد متعالی قرآن مدنظر باشد. باید به این متن احترام گذاشت. این کتاب با کتاب های معمولی فرق می کند!
▪ به نظر شما چگونه می توان همکاری درخوری را میان عالمان مسلمان و مستشرقان به وجود آورد؟
ـ همه مقیاس ها و معیارها در اختیار شماست. همه امکانات لازم در اختیار شماست. به نظرم اولا باید میان تقریر و روایت شیعی و تقریر سنی یک مصالحه و تفاهمی به وجود آورد. در غرب در همه دانشگاه ها تقریر اهل سنت را همان اسلام می دانند. شیعیانی هستند که در این خصوص فعالند، اما اینها حداکثر ده درصد را تشکیل می دهند و در اقلیت هستند. از لحاظ روش شناختی هم بسنده کردن به تقریر اهل سنت جای بحث و سؤال دارد. تقریرها و روایاتِ مورد بحث و استناد بسیار متعدد و متنوع هستند. من بر این باور نیستم که اهل سنت جریان ارتدکسی و راست کیشی اسلامی است که بعدها شیعه در طی تحولاتی از آن جدا شده است. تشیع شباهت بسیاری به مسیحیت دارد، پس چرا معتقد شویم که شیعه بعدها شکل گرفته است. امروزه گفته می شود که مسیحیت از یهودیت ناشی نشده است، بلکه اینها از همدیگر مستقل هستند. درست است که تورات برای هر دو دین اساس و مبناست، اما تطور مسیحیت و یهودیت تقریباً در یک زمان صورت گرفته است. ما و شما باید با هم این مباحث و مبانی را مورد بازخوانی قرار دهیم.
▪ به سه گرایش در مطالعات قرآنی اشاره کردید: ادبی، تفسیری و انتقادی. ارزیابی شما از نگرش انتقادی برخی دانشمندان از قبیل موتسکی و شوئلر چیست؟
ـ یکی از کسانی که باید مورد توجه قرار بگیرد فان اس است. وی گاهی ونزبرو را مورد انتقاد قرار می دهد و می گوید که نتایجی که خود او در مطالعاتش بدانها رسیده با نتیجه گیری های ونزبرو در تعارض است. فان اس بعد از نولدکه بزرگ ترین مستشرق آلمانی است و اِشراف زیادی بر منابع و نوشته های فلسفی، کلامی و الهیاتی دارد. متون و منابع را به خوبی می شناسد. گاهی تعلیقه هایی بر ونزبرو داشته،ولی اثر مستقلی بر ضد او ننوشته است. اما شوئلر که الآن بازنشسته شده و شاگردش موتسکی از مدخل احادیث نبوی وارد می شوند و این ادعا را که همه اینها بعدها تکون یافته است نمی پذیرند. بر عکس، اینان متون بسیار قدیمی ای را یافته و مورد استناد قرار داده اند. متأسفانه در کنار این جریان، جریان تندروی وجود دارد که به نظرش قرآن نه در دوره متأخر، که قبل از اسلام شکل گرفته است. طرح این دیدگاه برای من خجالت آور است، ولی لوکسنبرگ این نظر را دارد. به نظر وی، قرآن عبارت است از کپی برداری یا ترجمه ای از نصوص قدیمی (از سریانی به عربی). وی تحت تأثیر کلیساهای شرقی است که به روایات و تقریرهای خودشان متکی هستند. در سال ۲۰۰۰ کتاب وی تحت عنوان قرائت آرامی ـ سریانی از قرآن منتشر شد که هیچ کس به آن توجهی نکرد این کتاب از نگاه روش شناختی اعتباری نداشت که مورد مطالعه قرار بگیرد. اما پس از حوادث ۱۱ سپتامبر این کتاب مورد اقبال قرار گرفت و به نوعی مرجع دیگرانی چون مجله نیوزویک تبدیل شد. برخی نشریات در انگلستان به طور کامل این کتاب را در شماره های خود منتشر کردند.
▪ در ایران دو مقاله توسط آقای کریمی نیا در نقد کتاب لوکسنبرگ در مجلات نشر دانش و ترجمان وحی منتشر شده است.
ـ بحمدالله شما وظیفه خود را انجام دادید. ما نیز کنفرانس ویژه ای در خصوص این کتاب برگزار کردیم. بالاخره این کتاب ناگهان اهمیت یافت و ما مجبور شدیم برای رد آن اقداماتی را انجام دهیم. مؤلف را دعوت کردیم. وی در لیست دعوت شدگان نام هایی را دید که مورد پسندش نبود. از این رو در نشست حضور نیافت. شوئلر و گروهی از سوربن حاضر بودند. مشکل را تا حدی حل کردیم. شوئلر توضیح وافی و کاملی داد و دیگر لوکسنبرگ اهمیتی پیدا نکرد.
راستی شما از کار ابنوراق خبری دارید؟ من در این خصوص بسیار حساس هستم. وی تخصصی در این زمینه ندارد، ولی از لحاظ عاطفی خود را متعهد می داند که هر چه را بر ضد قرآن است جمع آوری کند. وی مقالات جدید و قدیمی مستشرقان را در رد قرآن جمع و منتشر می کند. ابنوراق کتابی دارد تحت عنوان این که چرا من مسلمان نیستم. نمی دانم چه کسانی در ورای وی قرار دارند، ولی مطمئنّم مراکزی هستند که سرمایه گذاری این کارها با آنهاست. ما باید هوشیار باشیم که جنگی واقعی علیه اسلام وجود دارد. این جنگ از جنگ های نظامی کم اهمیت تر نیست. سکوت در برابر آن و بی تفاوتی نسبت به آن نتیجه نمی دهد. همه چیز دارای ابعاد سیاسی است. من نگران هستم که برخی تحرکات قوی با پشتیبانی های مالی قوی در پی تخریب برنامه و پروژه ما باشند.
مقصود من و میشائیل مارکس از این برنامه حمایت از فرهنگ اسلامی است. مجاز نیستیم که برای افرادِ فاقد مبانی آکادمیک که در پی آسیب رساندن به فرهنگ اسلامی هستند مجال را باز بگذاریم تا به اهدافشان برسند. من در این مقطع از عمرم نمی خواهم کارهایی را انجام دهم که آکادمیک محض باشد. می خواهم کاری جوهری و اساسی انجام دهم نه کاری را که هر کس دیگری هم می تواند از عهده آن برآید. ابنوراق فرد مهمی نیست، ولی جریان هایی هستند که این اهداف سوء را دنبال می کنند. به نظرم سکولارشدن دنیا یک زیان بزرگ است; گویا خدایی جایگزین پیدا شده است و همه غرق در مصرف و دنیاگرایی شده اند. همه ادیان باید احترام و جایگاه خود را داشته باشند و ما باید نسبت به مسائل خودمان هوشیار باشیم.
▪ همان طور که گفتید در نظر برخی در مسیحیت و یهودیت متونی هستند که قرآن از آنها استفاده کرده است. نظر شما در این خصوص چیست؟
ـ اولا در موقعیتی نیستم که بگویم پیامبر اسلام از دیگران اقتباس کرده است. پیامبر نیازی به اقتباس نداشته است. پیامبر مطمئناً در معرض این اتهام بوده است. تأکید من بر امت و بر مخاطبان است که این تلقی را نداشتند. اگر امت رسالت را نمی پذیرفت دیگر اسلامی در کار نمی بود. مهم ترین کار پیامبر عرضه قرآن بوده است. در مرحله بعد مهم ترین کار پیامبر تأسیس و تکوین امت اسلامی بوده است. من همواره از شنیدن اذان و خطبه های اسلامی خوشحال می شوم. به خصوص از این که اهل سنت در خطبه ها می گویند «علی آله و صحبه اجمعین» خوشحال می شوم. اگر اصحاب و این امت نوپا نبود اسلامی در کار نبود. این جامعه و جمعیت دارای پیشینه عظیمی بوده است. در این نمی توان تردید کرد. متون خطی در آن دوران نبوده است. اما به صورت شفاهی، معلومات دینی (مسیحی و یهودی) در اذهان و بر زبان های مردم حضور داشته است. از آنها صحبت می کردند. روایاتی که بعداً در قرآن ظاهر می شوند آثار و نشانه های گفتوگو میان امت و این رسالت الهی نوظهور است. رسالت الهی نمی تواند برحذر و به دور از واقعیت خارجی باشد. اما هرگز این به معنای اخذ و اقتباس نیست. اگر اخذ و اقتباسی بوده توسط امت صورت گرفته است. امت پرسش هایی را بر این اساس بر پیامبر عرضه کرده است. پارادایم و سرمشق جدیدی پیدا شده بود که همین شیوه پرسش و پاسخ است. از تعبیر influenceنمی توانیم استفاده کنیم. این کلمه در اصل انگلیسی و آلمانی یعنی رودی که از بالا به پایین جاری می شود. اینگونه نبوده است. معتقدم که در لوح محفوظ یا در أمّ الکتاب نسخه اصیلی از قرآن و همه کتاب های آسمانی وجود دارد، یعنی این بعد متعالی قابل انکار نیست. سپس اینها در قالب کتاب در می آیند و قطعه قطعه و با توجه به شرایط محیط بر پیامبران نازل می شوند.
در دوران مکه تجربه خاصی از تعامل میان مسلمانان و اهل کتاب وجود نداشته است. در مکه اصل کتاب نقش مهم و تعیین کننده ای نداشته است. اما در مدینه اهل کتاب حضور داشتند و میان مسلمانان و وارثان دیگر کتب آسمانی ارتباط و دیدار وجود داشته است و اهل کتاب احساس می کردند که تفسیر کتاب مقدس در اختیار آنان است و طبعاً میان اینان و پیروان رسالت نوظهور منازعه ای پیدا شد. این تجربه جدیدی بود. تا قبل از این اهل کتاب چندان اهمیتی در منطقه نداشتند. و بعدها این اهمیت را پیدا کردند.
▪ واضح است که شما برای مدتی مدید به پژوهش های اسلامی اشتغال داشته و دارید. پرسش این است که چگونه قرآن پژوهی مورد علاقه شما قرار گرفته است؟ آیا همچنان قرآن برای شما جذاب است؟ اگر پاسختان مثبت است بفرمایید که مهم ترین مؤلفه های مؤثر در انجذاب شما به قرآن چیست؟ پرسش دیگر این که چگونه میان قرآن و انجیل مقایسه می کنید؟ آیا قرابت زیادی میان این دو وجود دارد؟
ـ من نماز و دیگر آیین های دینی مسلمانان را می پسندم. من به کلیسای ارتدکس (بیزانسی) با پیشینه زیادی که دارد تعلق دارم. ارتدکس ها بر خلاف پروتستان ها به بعد ایمانی و معنوی توجه زیادی دارند. پروتستان ها کمتر مایه های عرفانی و معنوی دارند و بیش تر عقل گرا و استدلالی هستند و گاهی هیچ فرقی با کلیساهای سکولار ندارند. در مرحله بعد برای آنها اخلاق اهمیت زیادی دارد. اما اسلام و ارتدکس با توجه به مناسک و آیین هایی که دارند بیش تر در پی معنویت و ایمان هستند. البته من مسلمان نیستم و طبعاً نمی خواهم تغییر کیش بدهم.
▪ بحث در پیرامون تغییر کیش نیست. پرسش این است که برداشت شما از اسلام و قرآن چیست و چگونه با آنها ارتباط برقرار می کنید؟
ـ من بسیار علاقه دارم قرآن را به عنوان یک متن فاخر بخوانم. دیوان حافظ و اشعار ملای رومی هم برای من بسیار زیبا و جذاب هستند اما قرآن جذابیت ویژه ای دارد. ترتیل و تجوید قرآن هم برای من خیلی جذاب است. البته همه متون مقدس برای من جذاب هستند و ترجیح این متن بر آن متن کار دشواری است.
در اینجا باید یادآور شوم که اصولا ایمان و عمل هر دو اهمیت دارند. فقط جنبه های زیباشناختی نمی تواند مورد توجه باشد. در مسیحیت در انجیل داستان جالبی وجود دارد: مسیح دو خواهر را به نام های مارتا و مری ملاقات کرد. مارتا در آشپزخانه بسیار کار می کرد و از میهمانان، یعنی مسیح و حواریون پذیرایی می کرد، اما مری به کاری اشتغال نداشت و فقط به سخنان مسیح گوش می کرد و محو سخنان وی بود. مسیح به مری گفت که کار بهتر را مارتا می کند و تو هم باید در آشپزخانه کار کنی. این به یک مثال و نماد برای این که ایمان باید با عمل همراه باشد تبدیل شده است. باید تعادل در کار باشد.
▪ در مورد اهداف خود از پروژه مستندسازیِ قرآن توضیح دهید.
- بیش تر مقالات و کتاب هایی که در غرب درباره قرآن نوشته می شود مبتنی بر فرضیه هایی ضعیف و شاذ است، مثلا می گویند تدوین و شکل گیری قرآن در صدر اول صورت نگرفته، به دوره های متأخر برمی گردد. این نظریه جان ونزبروست که امروزه در آمریکا دیدگاه رایج و حاکم است. ما با مؤمنان به قرآن در این نظر همداستان هستیم که تکوّن قرآن در همان آغاز ظهور اسلام صورت گرفته است. ما باید دلائل و شواهد کافی ای را برای درستی این دیدگاه بیابیم. سکوت و بی تفاوتی خاصیتی ندارد. بی تفاوتی باعث رونق هرچه بیش تر مکتب ونزبرو می شود، خصوصاً با توجه به این که مراکز خاصی هستند که از این نوع پژوهش ها پشتیبانی مالی می کنند. بخشی از پروژه ما گفتوگو با طرفداران این نظریه و کوشش برای قبولاندن دیدگاه درست به آنهاست و این که نظریه ونزبرو محصَّل و پایه ای ندارد و از دلائل درستی برخوردار نیست و چه بسا عمدتاً به مقاصد و ذهنیت های افراد برمی گردد تا به روش های متین علمی. هدف اخلاقی ما از این پروژه اثبات دیدگاه مقبول مسلمانان است.
هدف دیگری هم وجود دارد و آن این که ما در اروپا در این گفتمانی که دنبال می کنیم کم شمار هستیم. ما در محیطی زندگی می کنیم که رئیس دولت ما اعلام می کند که اروپا قاره مسیحیان و یهودیان است. این شک برانگیز است. اگر اروپا بر پایه دیانت استوار است، خب اسلام هم یکی از ادیان است و اگر دین محور نیست بنابراین دلیلی برای ذکر ادیانی خاص وجود ندارد. اقلیت قابل توجهی از مسلمانان در آلمان حضور دارند و این می فهماند که اسلام یک واقعیت ملموس سرزمین ماست و قدرت و ارزش خود را داراست. می خواهیم این اندیشه را آفتابی کنیم که ادیان سه گانه هر سه با هم باید مورد توجه ما باشد، نه فقط برخی از آنها. این هم انگیزه ای است شبه سیاسی که در پروژه ما موردنظر است.
در عین حال حس کنجکاویِ برخاسته از اعجاب ما نیز در اهتمام به این پروژه مؤثر بوده است. متن عظیمی در پیش روی ماست. انقلاب بزرگی صورت گرفته و می خواهیم با بررسی قرآن بفهمیم که چه ایدئولوژی عظیمی در ورای این انقلاب نهفته است. رویدادهای متعددی هست که برخی در مسیحیت و برخی در یهودیت و برخی در اسلام تبلور یافته است. می خواهیم ابعاد این انقلاب و خیزش را بفهمیم. قرآن برای مسلمانان جنبه اعتقادی دارد و برای دیگرانی مثل ما جنبه اعجازآمیز دارد. مشکل است که با آن روبرو شویم و اعجاب ما برانگیخته نشود.
▪ مایلیم در مورد دیگر جوانب پروژه جاری خودتان توضیح بیش تری بدهید.
ـ پروژه ما در فرهنگستان علوم آلمان تصویب شده است. در آلمان ۱۰ آکادمی علوم (فرهنگستان) وجود دارد. آکادمی ما ۳۰۰ سال پیش تأسیس شده و از ژانویه ۲۰۰۷ اولین پروژه مربوط به قرآن کریم تحت عنوان Corpus Coranicum در آن تصویب شد. این پروژه دورکن دارد; نخست مستندسازی متن قرآن است (همان توثیق یا text documenation). این بخش از پروژه دو ساله بوده و در ۲۰۰۸ پایان خواهد پذیرفت. ما در این پروژه می خواهیم تاریخ قرآن را مورد مطالعه قرار دهیم. ما از دو نوع مواد و منابع استفاده می کنیم; نخست نسخه های خطی قرآن یا مصاحف قدیمی از چهار قرن نخست هجری. برخی از آنها رسم الخط حجازی دارند، و برخی رسم الخط کوفی دارند. ما اینها را به رسم الخط نسخ عربی برمی گردانیم. نسخه معیار که در مصاحف موجود مبنا بوده نسخه قاهره است که توسط ملک فؤاد در سال ۱۹۲۵ چاپ شد. سپس میان این نسخه ها مقایسه می کنیم. می خواهیم نشان دهیم که تاریخ تدوین قرآن خیلی پیش از زمانی بوده که ونزبرو مطرح می کند.
بخش دیگری از مطالعات ما ناظر به مقایسه میان برخی از سور قرآن کریم و نظائر آنها در کتاب های مقدس مسیحی یهودی است، البته آن چه در محیط نزول قرآن کریم مشهور و متداول بوده است. قطعاً مفاهیم دینی زیادی در محیط و در اذهان مردم در عهد نزول قرآن وجود داشته است و آن چه در قرآن آمده ناظر به این ذهنیت هاست. اگر شباهتی وجود دارد به خاطر این اصل مهم در تخاطب است نه آن که تقلید و اقتباسی وجود داشته است. در عین حال تفاوت ها و تصعیدهای فراوانی در قرآن وجود دارد که از مقایسه میان سور قرآنی و همتاهای آنها در کتاب مقدس معلوم می شود، مثلا در سوره الرحمن که با برخی از مزامیر داوود شباهتی دارد می توان مفاهیمی را یافت که اساساً در مزامیر وجود ندارند. در این سوره برخی مفاهیم مزامیر کنار گذاشته شده و مفاهیم دیگری طرح شده که اصلا در مزامیر نیستند، مثلا آیات آغازین «الرحمن» از تعلیم قرآن و تعلیم بیان و زبان سخن می گوید. در مزامیر مثل دیگر بخش های کتاب مقدسِ یهودیان همیشه سخن از خدایی است که با قوم یهود روبروست، آنها را کمک می کند یا مورد سرزنش قرار می دهد و... . صحبت از آفرینش انسان به طور کلی و تعلیم کتاب آسمانی و تعلیم بیان به همه انسان ها مفهوم اختصاصی سوره الرحمن است.

وبگردی
فیلم |  بالاخره کار بانک‌ها ربا هست یا نیست؟ | ۴۰سال است تکلیفمان را با ربا معلوم نکرده‌ایم
فیلم | بالاخره کار بانک‌ها ربا هست یا نیست؟ | ۴۰سال است تکلیفمان را با ربا معلوم نکرده‌ایم - فیلم - دکتر حمید ابوطالبی مشاور سیاسی رئیس جمهور در کافه خبر با انتقاد از اینکه در 40 سال گذشته بسیاری از مسایل مهم را تعیین تکلیف نکرده ایم می گوید: این گونه جامعه دچار سردرگمی و به سمت گناه یا بزهکاری و یا توافق بر سر گناه سوق پیدا می کند. صحبت های او را در ویدئوی زیر ببینید و بشنوید.
(ویدئو) رفع ممنوعیت صدای جواد یساری پس از ۴۰ سال
(ویدئو) رفع ممنوعیت صدای جواد یساری پس از ۴۰ سال - جواد یساری پس از ۴۰ سال با خواندن در فیلم «دشمن زن» دوباره به عرصه هنر بازگشت.این گزارش توسط تماشا تهیه و منتشر شده است. منبع
سرلشگر فیروزآبادی و ویلای 10هزار متری لواسان !
سرلشگر فیروزآبادی و ویلای 10هزار متری لواسان ! - لازم است ذکر شود جنبش عدالتخواه دانشجویی در صورت ادامه تعلل دستگاه‌های مربوطه در تخلیه ملک بیت‌المال، حق اقدامات انقلابی را برای اجبار فرد نامبرده به تخلیه ویلای لواسان، برای خود محفوظ می‌داند.
ماجرای تجاوز به 41 دختر از زبان امام جمعه ایرانشهر
ماجرای تجاوز به 41 دختر از زبان امام جمعه ایرانشهر - امام جمعه اهل سنت ایرانشهر : در ماه رمضان به ۴۱ دختر تجاوز شده که از این میان فقط ۳ دختر شکایت کرده اند.
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی
انتشار عکس دلخراش حمید بقایی - مشاور رسانه‌ای احمدی نژاد دیشب با انتشار عکسی دلخراش از وضعیت جسمی «حمید بقایی» از بازگشت این مجرم پرونده‌ی مالی آن دولت به زندان اوین خبر داد.
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد!
سبک عجیب شوی لباس در عربستان حاشیه ساز شد! - در پی برگزاری نمایش مد لباس زنان به سبکی عجیب در عربستان، سر و صدای بسیاری در رسانه ها به راه افتاد. ماجرا از این قرار بود که لباسها بدون مانکن و مانند اشباح در حال پرواز با استفاده از پهباد نمایش داده شدند.
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی
ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» به نام ولایتی - علی اکبر ولایتی، مرد 37 شغله ای که به جز حوزه دیپلماسی، سالیانیست که کارشناس ادبی، فرهنگی، تاریخی، عرفانی و ... تلویزیون نیز هست، و هر سال دهها جلد کتاب به نام او منتشر می شود. همه ی این سوابق معششع یک سو و چرخش مادام سیاسی او در حوزه های مختلف، در سوی دیگر، کار را به جایی رسانیده که ولایتی را با ابداع مکتب «سیاست ورزی چرخشی» نیز می شناسند! ولایتی در تازه ترین تغییر مواضع خود این بار برجام را که روزگاری…
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده
صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده - در این ویدئو صحبت های تکان دهنده مادر یکی از دانش آموزان تجاوز شده توسط معلم مدرسه را مشاهده می کنید.
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی
افشاگری پوری بنایی درباره واقعیتی تلخ از ناصر ملک‌مطیعی - پوری بنایی به عیادت پناهی رفت و دیدارش با مرحوم ناصر ملک‌مطیعی پس از پخش نشدن برنامه‌هایش از تلویزیون تعریف کرد.
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران!
(ویدئو) آزار جنسی گروهی دانش آموزان در مدرسه‌ای در غرب تهران! - ماجرای تکان دهنده اذیت و آزار گروهی دانش آموزان یک دبیرستان پسرانه در غرب تهران وارد فصل تازه‌ای شد.
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد!
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد! - در ادامه حضور چهره های شناخته شده در کمپین "خانم گزارشگر"، این بار آزاده نامداری مجری تلویزیون تلویزیون اقدام به گزارش فوتبال کرد. او برای این کار بازی خاطره انگیز ایران - استرالیا در مقدماتی جام جهانی 98 فرانسه را انتخاب کرده است که گزارش ضعیف او با انتقادات فراوانی مواجه شده است، تا حدی که وبسایت مربوط به این کمپین ویدئوی گزارش این او را از سایت حذف کرد.
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی - عکسی از حضور سید ابراهیم رئیسی در مراسمی ویژه منتشر شده است که گفته می شود متعلق به کنفرانس افق نو در مشهد بوده است. در این عکس حرکات عجیب خانمی با لباس های قرمز، چفیه بر گردن و پرچم در دست در مقابل ابراهیم رییسی به چشم می خورد که توجه کاربران بسیاری را در شبکه های اجتماعی جلب کرده است!