شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۶ / Saturday, 20 January, 2018

موسیقی نیمی از سینماست


موسیقی نیمی از سینماست
سینما در جایگاه کامل‌ترین هنرها، درواقع مجموعه‌ای از هنرهای دیگر است که به فراخور، از هریک از آنها، به عنوان مولفه‌ای در دل خود استفاده می‌کند. در همین بستر، شعر و ادبیات، تئاتر، مجسمه‌سازی،‌ حرکات موزون و دیگر هنرها، جابه‌جا و گاه‌به‌گاه به یاری هنر هفتم می‌آیند؛ اما استفاده‌ای که سینما از هنر موسیقی می‌کند، شاید متفاوت‌ترین و پررمزورازترین آنها باشد. بخش زیادی از این رمزوراز، صدالبته مرهون انتزاعی‌تر بودن موسیقی نسبت به هنر‌های دیگر است و جالب‌تر این‌که سینما در جایگاه هنری نمایشی ــ روایی از انتزاع نهفته در این هنر، در خدمت روایت، سود می‌برد.
لئونارد برنشتاین، آهنگساز، نوازنده پیانو و رهبر ارکستر آمریکایی (۱۹۹۰ــ ۱۹۱۸) موسیقی را انتزاعی‌ترین هنرها می‌دانست.
در برداشت‌های نگارنده، از سخن این موسیقیدان مشهور، موسیقی، هنری است که دنیای ویژه و خاص خود را دارد. البته سایر هنرها نیز اینچنین هستند و هریک پیشینه، ساختار و نیز تاثیر خود را بر مخاطب دارند؛ اما تاثیری که شنیدن یک قطعه موسیقی بر دو یا چند نفر می‌گذارد، با تاثیر ناشی از دیدن مثلا رنگ آبی در زمینه یک نقاشی یا عکس، در همان افراد، بسیار متفاوت است. بدین معنی که رنگ آبی در نگاه اول، بر ذهن و روح این افراد به ‌هر حال اثری یکسان یا نزدیک به هم می‌گذارد ــ شاید فقط با کمی اختلاف ــ اما اثر شنیدن یک قطعه خاص موسیقی شاید در حتی دو انسان از نظر خصوصیتی شبیه به هم نیز متفاوت باشد. از این نظر حتی می‌توان موسیقی را نه‌تنها هنری ویژه که خاص‌الخاص ــ خاص‌ترین ــ نامید؛ اما سینما آنقدر هنر جامعی است که از این خاص‌ترین هنرها نیز استفاده بهینه خود را می‌برد و امروزه تصور تقریبا هیچ فیلمی بدون موسیقی برای علاقه‌مندان به سینما، پیشاپیش و قبل از دیدن آن، ممکن نیست؛ هرچند که همواره یکی از اسباب و علل تداوم حیات سینما و اقبال به آن، وجه غافلگیری این هنر بوده است؛ اما سینما همیشه از هنری صددرصد انتزاعی به نام موسیقی نیز در غافلگیر کردن تماشاگرانش سود برده است...
● حافظه تاریخی موسیقی فیلم
نغمه موسیقی، در حکم صوتی بود که از سال‌ها پیش از ناطق شدن سینما به یاری این هنر آمد. هنوز فیلم‌ها حتی رنگی هم نشده بودند که گروه نوازندگان یا دست‌کم یک نوازنده پیانو، در کنار پرده نمایش، جا خوش می‌کردند و به فراخور هر صحنه، به نواختن آهنگ‌هایی برای برانگیختن و تحریک تماشاگر و تعمیق احساسات او می‌پرداختند. این خلق فی‌البداهه یا کمابیش اندیشیده شده موسیقی برای فیلم‌ها، بعدها و با اضافه شدن باندهای صوتی به حاشیه فیلم، لزوم موجودیت شخصی واحد برای آهنگسازی و خلق موسیقی فیلم ــ قبل از نخستین نمایش آن ــ را پدید آورد؛ موسیقی‌ای که پس از نوشتن و ساخت و در نهایت پذیرش و صلاحدید کارگردان به فیلم اضافه می‌شد و برای همیشه مولفه‌ای مهم و جزئی جدایی‌ناپذیر از آن به شمار می‌آمد. تماشاگران نیز کم‌کم پابه‌پای این المان آمدند و همچنان‌ که دیگر، کمتر فیلمی را به شکل غیررنگی (سیاه و سفید) و صامت می‌پذیرفتند، فقدان موسیقی در فیلم‌ها نیز برایشان پذیرفتنی نمی‌نمود.
هریک از تم‌های موسیقی فیلم‌های سینمایی، در گذر از پیچ ‌و خم زمان به‌تنهایی و جد‌ای از فیلم نیز قادر به ارائه به مخاطب هستند
این عادت، بسان بسیاری از شرطی‌های دیگر سینمایی، تماشاگران را دارای حافظه تاریخی موسیقی فیلم کرد؛ حافظه‌ای که با افزودن گوش و ذهن بصری ــ صوتی به ضمیر آگاه مخاطب سینما، چنته او را پر از نغمه‌های بامعنا و مارک‌دار کرد. بدین صورت که حافظه تاریخی علاقه‌مندان به سینما از طریق مشاهده و شنیدن توا‡مان احساسات مختلفی که به‌وسیله موسیقی در صحنه‌های فیلم‌ها به او عرضه می‌شد، موسیقی را این بار در جایگاهی کمتر انتزاعی و بیشتر آشکار و رو پذیرفت و به این مساله عادت نیز کرد، همچون کلیشه‌های همچنان تکرارشونده‌ای مانند رعد و برق و بارش باران در میانه ماجراهای فیلم و نیز کلیشه‌های موسیقایی فراوانی که همه ما آنها را می‌شناسیم؛ اما ماجرا به اینجا ختم نشد؛ چراکه از دیگر سوی، وجه انتزاعی موسیقی آنقدر قوی بود ــ و هست ــ که از گذشته خود در سینما نیز آشنایی‌زدایی می‌کرد. اینچنین بود که یک روز موسیقی غیرملودیک در فیلمی جواب داد، روزی دیگر موسیقی وکال (آوازی) یا موسیقی صحنه‌ای زنده (در مثلا فیلم‌های موزیکال و غیر از آن) و سرانجام کار به جایی رسید که در مراسم اهدای جایزه اسکار به بهترین موسیقی متن در سال ۲۰۰۹، فیلمی همچون <میلیونر زاغه‌نشین> با ترانه‌های متعددش، افتخار برنده ‌شدن این جایزه را کسب کرد.
● هویت مستقل موسیقی
«آنجا که کلام از گفتن بازمی‌ماند، موسیقی آغاز می‌شود...» این جمله مشهور، نه‌تنها توصیف‌کننده موسیقی محض، بلکه روایتگر نقش موسیقی فیلم نیز هست؛ در جایگاه هنری انتزاعی که به کمک روایت در سینما می‌آید. همچنان ‌که خود آدمی نیز همواره ناگزیر از روایت بوده و در امر روایت، از عناصر زیادی یاری جسته است. اصولا هر رفتار <فرد ــ انسان>ی در نزد آدمی به‌نوعی روایت او از زندگی خویش است و هریک از ما مدام در حال ارائه و خوانش روایت‌های مختلف از زندگی خود هستیم. اثر موسیقی نیز ــ به عنوان تبلور احساساتی که در ناخودآگاه ما نهفته است ــ یکی از این روایت‌هاست که اتفاقا شاید تاثیر آن بیش از سایر مدل‌های روایتی هنری باشد؛ چراکه موسیقی، دست آدم را بخوبی بازمی‌گذارد و قدرت تخیل و شهود او را ــ یله و رها ــ به ژرفای مفاهیم می‌برد؛ آن‌هم از طریق برانگیختن برخی حس‌های خودبه‌خودی، بی‌اختیار و بی‌واسطه و هجوم‌آورنده که فرد، کمترین دخالت را در آن دارد و شاید در گذشته نیز با آنها بیگانه بوده باشد.
جالب این‌که از این نظر، اثر موسیقی، به ضرورت همان انتزاعی ‌بودنش، گاه بسیار عریان‌تر از آثار هنرهای دیگر پدیدار می‌شود، درست به همین سبب است که در تاریخ سینما، فیلم‌هایی را سراغ داریم که تم‌های موسیقی آنها از خودشان مشهورترند (بد نیست که همین الان، هریک از ما به یک یا چند تا از چنین تم‌های مشهوری که در ذهن موسیقایی خود انباشته‌ایم، بیندیشیم و سیاهه‌ای از آنها را پشت سر هم ردیف کنیم.) این شهرت شاید از این روست که آهنگساز فیلم ــ در جایگاه هنرمندی که با موسیقی، با تمامی خصوصیاتش، بیش از سایر عوامل فیلم و از جمله کارگردان سروکار دارد ــ به وجوه موزیکال و نیز به تمامی اجزای موسیقی فیلمش به‌قدر کافی اندیشیده است: ملودی کلی فیلم و سازهای اصلی و فرعی، موسیقی تیتراژهای آغازین و پایانی، موسیقی ویژه کاراکترها، رابطه هریک از سازها با یکدیگر و بده‌بستان‌های آنها، نقاط اوج و فرود قصه فیلم که موسیقی نیز باید همراه با آنها این اوج و فرود را روایت کند و سایر الزامات دیگر. این موسیقی، پس از نمایش چندین و چندباره فیلم، تداوم حیات می‌یابد و ــ باز تاکید می‌کنم که ــ چون وجه انتزاعی آن بیش از سایر آثار هنری دیگر است، هر بار در ذهن و ضمیر آگاه و ناخودآگاه جمعی جامعه دوستداران سینما، معنایی دیگر پیدا می‌کند ــ یا تصویر را معنایی دیگر می‌بخشد ــ و مجموعه این یادد‌اشت‌ها (در یادماندنی‌های موسیقایی) به نسل‌های بعدی منتقل می‌شود...
نکته دیگر ــ و مهم ــ این‌که هریک از تم‌های موسیقی فیلم‌های سینمایی، در گذر از پیچ ‌و خم زمان، به‌تنهایی و جد‌ای از فیلم نیز قادر به ارائه به مخاطب هستند و این حیات، به‌صورت مجرد، حتی در نزد بسیاری از شنوندگان قطعه‌ها (و نه لزوما بینندگان فیلم) تداوم می‌یابد. کافی است از بسیاری از افرادی که امروزه در گوشی موبایل خود مثلا تم مشهور پدرخوانده را نگه می‌دارند و از آن لذت می‌برند، بپرسیم که اصلا آیا این فیلمی را دیده‌اند یا خیر و مسلما جواب همه آنها آری نخواهد بود. این نکته نیز وجهی دیگر از ویژگی‌های موسیقی فیلم است که همواره فارغ از سینما نیز در گوش و ذهن و روان مخاطب جاری خواهد ماند...
● دراماتیک ترین مولفه
صدا نیمی از سینماست. اگر از شاهکارهای صامت سال‌های ابتدایی ظهور هنر سینما که بدون عنصر مهمی چون صدا نیز قادر به گذاشتن چنان اثرهایی بر تماشاگر بودند، صرف‌نظر کنیم، سینما را در ادامه مسیر خود دارای ۲ بال محرک تصویر و صدا می‌بینیم. صرف نظر از معدود شاهکارهای بی‌صدا و کم‌صدای خلق ‌شده در دوره بعد از ناطق شدن سینما، بینندگان همواره در بسیاری از صحنه‌های فیلم‌ها، عنصر صدا را حتی موثرتر از تصویر احساس کرده‌اند. اگر در میان مولفه‌های صوتی فیلم، موسیقی را دراماتیک‌ترین و مهم‌ترین آنها بنامیم، سخنی به گزافه نگفته‌ایم (مگر نه این‌که حتی یک دیالوگ تاثیرگذار نیز در حین اجرا با در نظر گرفتن موسیقی و لحن خاص اجرایش جاودانه خواهد شد؟)!، پس سینما و موسیقی حالاحالاها با همدیگر سروکار خواهند داشت و بینندگان را میهمان تصویرهای موزیکال و موسیقی‌های تصویری خواهند کرد...
● دایره المعارف موسیقی فیلم‌
بیش از یک قرن، از اختراع سینما و کمتر از این مدت از زمان و افزوده شدن صدا به این هنر می‌گذرد. در تمامی این سال‌ها، موسیقی فیلم برای خود دارای دایر‌ه‌المعارف پرحجمی به نمایندگی از احساس‌های گوناگون به وسیله ملودی‌ها، ارکستراسیون‌های مختلف و تنظیم‌های خاص و سبک‌ها و هارمونی‌های متنوع شده است. در کنار اینها، نوع خاصی از موسیقی فیلم نیز به وجود آمده و تکامل پیدا کرده است که موسیقی غیرملودیک می‌خوانندش. جالب این‌که این موسیقی، صددرصد سینمایی است و به احتمال زیاد از سینما به موسیقی محض راه پیدا کرده است. تقریبا نیز می‌توان گفت هر موسیقی غیرملودیکی فقط با شنیده شدن در همان پلان ــ سکانس بخصوصی که برای آن آفریده شده، معنا می‌یابد (یا این‌که دست‌کم همان معنای مورد نظر فیلمساز ــ آهنگساز فیلم را پیدا می‌کند.)
از طرفی، آن دایره‌المعارفی که گفتیم موسیقی فیلم امروز دارای آن است نیز وجوه احساسی مشترکی را دربردارد؛ مثلا کمتر مخاطبی است که با شنیدن یک موسیقی غم‌انگیز دچار احساسی متضاد با این حس شود.‌ آهنگساز نیز همواره با نیم‌نگاهی به این داشته‌ها و نداشته‌ها، به کار تصنیف موسیقی فیلم مشغول می‌شود. هنر موسیقی فیلم نیز در تمامی این سال‌ها به همین شکل تکامل یافته است و فعلا این روند ادامه خواهد داشت و انتزاع نهفته در موسیقی ــ دست‌کم در سینما ــ ‌به همین صورت در خدمت روایت قرار خواهد گرفت؛ اما نوع خاصی از موسیقی ــ تصویر که در دهه‌های اخیر باب شده و در قالب کلیپ‌های ویدئویی یا موزیک‌ ویدئو به‌گونه‌ای بیشترین طرفدار را دارد، قطعا در سال‌های آتی موسیقی، فیلم و موسیقی فیلم را دستخوش تغییرات و نگاه‌های تازه‌ای خواهد کرد.
این پدیده که تاکنون نیز اثرات خود را بر این سه حیطه گذاشته است، برخلاف انواع دیگر استفاده از این سه هنر، تصویر را برای موسیقی می‌آفریند (یا برعکس) و در نوع با کلام آن (که بیشترین کمیت را در ویدئو کلیپ‌ها دارد)، تا حدود زیادی انتزاع را از ذهن مخاطب حذف می‌کند؛ امری که به موازات حذف تدریجی شهود آدمی در عصر دیجیتال، تعریف‌های تازه‌ای از تمامی امور عرضه می‌کند و به همین ترتیب موسیقی تصویری و موسیقی فیلم را نیز دستخوش دگرگونی‌های زیادی خواهد کرد.


منبع : روزنامه جام‌جم

مطالب مرتبط

تا باد چنین مباد!


تا باد چنین مباد!
اول: پرسش های عمومی:
[خانه موسیقی كجاست؟ خانه موسیقی چه كاری انجام می دهد؟ چگونه جایی است؟ اعضای آن چه كسانی هستند؟ آیا این امكان دولتی است یا خصوصی؟ فعالیتهای آن چه مواردی را شامل می شود؟]
پاسخ های عمومی:
[خانه موسیقی معلوم نیست چگونه جایی است. انگار عده ای موسیقیدان جمع شده اند تا كاری بكنند. این خانه دولتی است و كاری از پیش نمی برد. خانه موسیقی بخشی از مركز موسیقی است كه ادعای غیردولتی بودن دارد. در خانه موسیقی هیچ خبری نیست و هیچ اتفاقی نمی افتد.]
پرسش های دسته اول را معمولاً افراد عادی جامعه و علاقه مندان موسیقی می پرسند و پاسخ های دسته دوم را طیف غالب موسیقیدانان پاسخ می دهند. جالب آنكه اغلب آنان نیز عضو این نهاد به ظاهر مستقل و غیردولتی هستند! به هر روی خانه موسیقی اكنون وارد هفتمین سال فعالیت خود می شود. تشكلی كه علی رغم شش هزار عضوی كه مسؤولین آن ادعا می كنند، هنوز نتوانسته است اعتماد طیف غالب موسیقیدانان را به خود جلب كند. این درست كه اغلب موسیقیدانان با گرایش های گوناگون عضو كمیته های ۸ گانه این نهاد هستند، اما اعتماد و حسن توجه موسیقیدانان به خانه هنوز یك آرزو است.
دوم: خانه موسیقی طی ۶ سال فعالیت با پرسش هایی دست به گریبان است كه شاید پاسخی برای آنها هیچگاه نیابد. در بیانیه ها و اعلامیه ها از گزارش عملكرد و فراز و نشیب سخن می رود، اما واقعیت آن است كه این خانه هنوز نتوانسته جایگاه شایسته و بایسته خود را بیابد. بیمه هنرمندان و تكریم و مسائلی اینچنین، مواردی نیست كه به عنوان موضوعات بنیادین و اساسی در ساختار موسیقی كشور به شمار رود. بیمه هنرمندان حق هر هنرمند موسیقی نیز هست و با این حال جالب است بدانید موسیقی در این زمینه از همه عقب تر بوده و هست. ضمن آنكه موسیقیدانان با عنوان «نویسنده» بیمه می شوند!
با این حال موضوع ما تأثیر خانه موسیقی با ادعای نهاد مستقل مدنی در سیاستگذاری های كلان موسیقی و موضع خانه در قبال جریانها و اتفاقهای مهم موسیقی كشور است. آنچه مسلم است خانه طی ۶ سال معمولاً خنثی عمل كرده و موضع مشخصی نداشته است.
سوم: هیأت مدیره خانه موسیقی كه اغلب اعضای آن طی دوره های مختلف تقریباً ثابت هستند، موسیقیدانان شناخته شده و مشهوری اند كه اغلب آنها در سازمانها و شوراهای دیگر دولتی عضویت داشته و دارند. این مسأله خود سبب نقض غرض شده است.
از سویی اعضای هیأت مدیره عضو مثلاً شورای سیاستگذاری موسیقی وزارت ارشاد یا شورای نظارت و ارزشیابی برای مجوز آثار هستند و یا در شورای موسیقی صداوسیما عضو فعال به شمار می روند، از سوی دیگر با داعیه استقلال می خواهند سیاست گذاری های غلط یا كجروی های یك اركان سیاستگذار موسیقی را به بوته نقد كشانده و راهكار ارائه دهند! درواقع هیأت مدیره نمی تواند با عضویت در تشكلی كه ادعای استقلال دارد علیه عضویت در نهاد یا مركزی كه دولتی است بیانیه صادر كند. بی راه نیست كه مسؤولین خانه باشد كه تاكنون به صورت ارگانی خنثی تنها به ذكر كلیات و گزارش كارهای عمومی و سعی در نشان ندادن خط مشی و دیدگاه مشغول بوده اند!
چهارم: مهرماه هر سال خانه موسیقی جشن سالیانه تأسیس خود را برگزار می كند. در این جشن، به دلایل متعدد از جمله محدودیت جا و مكان چندان خوش نیاید. هر ساله یك گروه از موسیقی نواحی، یك گروه موسیقی ایرانی و اجرایی از موسیقی كلاسیك غرب، مجموعه جشن را پوشش می دهد تا ادعای انواع موسیقی (غیر از موسیقی پاپ) درست به نظر آید. از نقد و تحلیل برنامه های اجرایی صرفنظر می كنیم كه مجال پرداختن به آنها نیست.
اما موضوع مهمتر، سیاستگذاری و اجرای این جشن سالانه است. آیا جشن خانه موسیقی تنها به قصد گردهمایی هنرمندان و اجرای عده ای محدود از اعضا حضور می یابند. ضمن آنكه غیرموسیقیدانان وابسته به مراكز كه خواهان شنیدن موسیقی مجانی و حضور در مراسم به قصد تفریح هستند، نیمی از جمعیت حاضر در سالن را تشكیل می دهند. تالار وحدت با گنجایش حدود ۸۰۰ نفر، مجبور است در چنین مراسم ویژه ای تنها شاهد حضور حدود ۴۰۰ نفر از مجموع شش هزارعضو خانه موسیقی باشد.
از سوی دیگر برنامه های تكراری، غیرضروری و بیانیه ها و سخنرانی هایی كه مسائل كلی و غیراساسی را مطرح می كنند به همراه مثلاً یك تكریم و بزرگداشت، جشن سالیانه را سرهم می كند.
پرسش اساسی این است كه آیا رسالت خانه موسیقی، موسیقیدان و روزجهانی موسیقی تنها به اجرای چنین برنامه ای خلاصه می شود؟ یا می شد به این روز ابعاد عمومی تر و گسترده تری داد؟
پنجم: در برنامه امسال، علاوه بر تأسیس خانه موسیقی، روزجهانی موسیقی و گرامیداشت معلم ثانی ابونصر فارابی نیز عنوان شده است.
روزجهانی موسیقی، ۹مهرماه درهمه جهان تعریف و تثبیت شده و دركشور ما هنوز بر سر نامگذاری، تثبیت و عنوان آن در تقویم رسمی جنگ و جدل است. مسأله ای كه در بیانیه خانه نیز به آن اشاره شده است. اما طرح گرامیداشت فارابی هنوز گنگ و مبهم است.
اگر گرامیداشت فارابی بود، پس چرا مقاله و سخنرانی ویژه، در برنامه گنجانده نشد. تنها در بروشور مطلبی به قلم هومان اسعدی درج شده بود و خانم مجری نیز با طرح مسأله و قرائت یادداشتی می خواست توضیح دهد كه چرا فارابی معلم ثانی است! همین و بس.
به نظرمی رسد حضور فارابی در جشن سالیانه برای آن است تا اجرای جشن را رسمیت بخشیده و موارد اعتراض به ساحت خانه و جشن را پاسخگو باشد.
به هرحال موسیقی و روزجهانی آن هنوز با اما و اگر روبه رو است و برخی روزنامه ها، نظیر سال قبل ممكن است به جشن خانه حمله ور شوند. فارابی گزینه خوبی برای حرمت خانه و جشن تشریفاتی است. حتی اگر ذكر اسم باشد و دیگر هیچ!
ششم: در ششمین سال تأسیس خانه موسیقی، مراسم ویژه روز شنبه، ۹ مهرماه ساعت ۱۹ در تالار وحدت برگزارشد.
دراین مراسم ابتدا یك گروه تركمنی به سرپرستی دكترمجید تكه به اجرای برنامه پرداختند. قرائت بیانیه، اجرای گروه جوان به سرپرستی محمدعلی كیانی نژاد، قطعه ای برای ویولنسل و قطعه جشن از علیرضا مشایخی و اجرای گروه ارغنون به خوانندگی حسام الدین سراج و سرپرستی رامین كاكاوند دیگر بخش های این مراسم ویژه بودند. مراسم نه تب و تابی داشت و نه شور و حالی. مراسمی یكنواخت، تكراری و همیشگی.
اما شاید مهمترین و جذاب ترین بخش، حضور علیرضا مشایخی روی سن و سخنانی بود كه بر زبان راند.
این سخنان چنان شور و احساساتی در تماشاگران برانگیخت كه دقایق چندی همه را دركمال احترام وادار به تحسین و تشویق كرد. جالب ترین بخش سخنان این آهنگساز، اعتراض او به روزنامه ها و خبرنگاران موسیقی بود. این اعتراض شاید سخن همه موسیقیدانانی بود كه طی سالهای اخیر با خبرنگارانی مواجه بوده اند كه بدون كمترین دانش موسیقی - به خود اجازه داده اند تا به نقد موسیقی و موسیقیدان بپردازند - روزنامه نگاران و خبرنگاران موسیقی، اغلب نه موسیقیدان اند، نه در حوزه ای از موسیقی فعال و نه حتی شنونده جدی موسیقی هستند.
با این حال آنان در صفحه های پرشماره روزنامه ها در مورد موسیقی می نویسند.
همین طرح دانش و آگاهی موجب شده است تا بحث های حاشیه ای و به اصطلاح «خاله زنك» در موسیقی رشد یافته و حجم انبوهی ازمطالب نوشتاری موسیقی درمطبوعات را به خود اختصاص دهد.
تا باد چنین مباد!
البته شاید گناهی متوجه روزنامه نگاران نباشد كه آنان وظیفه خود را انجام می دهند.
شاید اگر اهل موسیقی بیشتر دستی به قلم داشته و دراین حوزه نیز وارد می شدند، جا برای تركتازی های غیرمسؤولانه و غیرتخصصی نمی بود و راه حاشیه پردازی و حاشیه نویسی درموسیقی تاحدودی مسدود می شد.
جذاب ترین سخن مشایخی كه مذاق همگان را خوش آمد دعوت خبرنگار موسیقی یك روزنامه برای خروج از سالن و مثلاً كشیدن سیگار و نوشیدن چای بود تا اركستر بتواند قطعه جشن مشایخی را بنوازد.
خبرنگاری كه در نوشتار خود اشاره كرده بود بهتر است مشایخی كتاب بنویسد و آهنگسازی نكند!
هفتم: بیانیه هرنهاد، ارگان و مركزی نشاندهنده سیاست گذاری ها، تصمیم گیری ها و دیدگاه آن مركز است. در بیانیه می توان خطوط اصلی و برنامه ها و اصول اجرایی هر مركز یا نهادی را به نظاره نشست. متأسفانه هرساله بیانیه های خانه موسیقی با مقدماتی طویل و مبهم، ضمن ذكر كلیات و آب و تاب در تعریف و تمجید موسیقی، هیچ مسیر مشخصی را نشان نمی دهد. در بیانیه امسال نیز پس از مقدماتی كه می خواهد نشان دهد موسیقی جایز است(!) ذكر روز جهانی موسیقی و تلاش برای گنجاندن روز ملی موسیقی را نیز آورده شده است و برای اهل موسیقی و جامعه موسیقی حتی جنبه ای حیثیتی دارد تا درتقویم های رسمی، ذكری از روز ملی یا جهانی موسیقی بیاید و جایگاه ایشان را رسمیت ببخشد!
بیانیه با ذكر كلیات دیگری در حرمت موسیقی و موسیقیدان پایان می یابد. هنوز هم می پرسیم خانه موسیقی كجاست؟ چگونه جایی است و چه فعالیت هایی دارد؟ نكته مهم آن است كه هنوز ندانسته ایم این خانه نهادی صنفی است یا یك نهاد تخصصی. این سردرگمی وجه اصلی بی عملی بنیادین درخانه موسیقی است.
محمد به منش

وبگردی
آتش‌نشانی هیچ قدمی برای شهدا برنداشت/حقوقِ فرزندم قطع شد
آتش‌نشانی هیچ قدمی برای شهدا برنداشت/حقوقِ فرزندم قطع شد - مادر شهید نظری با انتقاد از سازمان آتش نشانی می‌گوید؛ این سازمان هیچ قدمی برای پیگیری کار این شهدا برنداشته است. باید خودشان بروند و صحبت کنند تا بنیاد شهید آن‌ها را به عنوان شهید ایثار بپذیرد. نه اینکه خودِ ما، خانواده‌ها نباید از این اداره به آن سازمان، آواره و سرگردان باشند. هرجا که بگویید نامه نوشتیم، درخواست دادیم و مراجعه کردیم. به شورای شهر و نمایندگان شهر خودمان (اراک) در مجلس نامه نوشتم. این…
سرگیجه پلاسکو
سرگیجه پلاسکو - وام ٣٠٠‌میلیون تومانی تبدیل به رویای آنها شده؛ داغ پلاسکو برای کسبه هنوز تازه است. وامی که بعد از سوختن پلاسکو در بوق و کرنا کردند، امروز فقط به یکی از ساکنان پلاسکو داده شده و سهم دیگر کسبه انتظار است.
عباس عبدی به سردارسلیمانی : جانفشانی‌ها تبدیل به سرمایه ملی نشده‌اند
عباس عبدی به سردارسلیمانی : جانفشانی‌ها تبدیل به سرمایه ملی نشده‌اند - یکی از موارد پیش‌آمده در این اعتراضات آتش‌زدن پرچم کشور بود که واکنش و تاسف بسیاری را برانگیخت؛ به طوری که مقام رهبری نیز به آن اشاره کردند. در آخرین واکنش‌ها...
کشتی قرآن مطلا و واقعیت جامعه
کشتی قرآن مطلا و واقعیت جامعه - خبر «قرآن مطلا» در روزهای اخیر احساسات بسیاری را جریحه­ دار کرده است. اگربه جامعه و واقعیت ­های آن سری بزنیم چه می توانیم بگوییم؟ گیریم که قران مطلا کار درستی است. آیا با توجه به وجود فقط 100 خانوادۀ زیر فقر در جامعه، باز هم باید برخلاف سیره رسول خدا و امیرمومنان(علیهما السلام) آنان را نادیده گرفت و به کاری ازین دست پرداخت؟ در آن صورت، آیا قرآن مطلا با سیره و سنت رسول...
ابعاد حقوقی جدال علی مطهری با آستان قدس
ابعاد حقوقی جدال علی مطهری با آستان قدس - 38 شرکت که جزء بزرگترین کارتل های اقتصادی کشور هستند، متعلق به آستان قدس است. بنابراین آستان قدس کنونی، آستان قدسی نیست که حضرت امام در نامه خود از آن سخن گفته‌اند.
مقایسه بودجه مراکز حوزوی با دانشگاه ها
مقایسه بودجه مراکز حوزوی با دانشگاه ها - به‌جز وزارت ارشاد، هیچ‌یک از این 40 ارگان و نهاد در قبال میلیاردها تومان بودجه‌هایی که دریافت می‌دارند پاسخگو نبوده نیستند.
ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار
ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار - ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار
فیلم/ گریه شدید وزیر کار در گفت‌و‌گوی تلفنی با خانواده خدمه نفتکش «سانچی»
فیلم/ گریه شدید وزیر کار در گفت‌و‌گوی تلفنی با خانواده خدمه نفتکش «سانچی» - علی ربیعی وزیر کار، رفاه و امور اجتماعی در گفت‌وگوی تلفنی با خانواده یکی از خدمه نفتکش «سانچی» اظهار همدردی کرد.
تصاویر هولناک از آخرین لحظات کشتی سانچی
تصاویر هولناک از آخرین لحظات کشتی سانچی - توقف عملیات خنک سازی و مهار آتش در شب گذشته، موجب رسیدن آتش به مخازن سمت چپ کشتی و انفجارهای شدید صبح امروز شد که در نهایت پس از چند ساعت به غرق شدن کامل نفتکش ایرانی انجامید.
عکس خواستگاری کریم انصاریفرد از دختر یونانی با زمرد گرانقیمت
عکس خواستگاری کریم انصاریفرد از دختر یونانی با زمرد گرانقیمت - رسانه های مطرح یونانی با انتشار تصاویری از رابطه عاطفی ملی پوش ایرانی باشگاه المپیاکوس با یک میلیاردر یونانی - آمریکایی پرده برداشتند و مدعی شدند این دو تصمیم خود را برای ازدواج قطعی کرده اند.
چرا حداد و ولایتی بیشتر از 50 شغل دارند؟
چرا حداد و ولایتی بیشتر از 50 شغل دارند؟ - بخشی از تکثر مسئولیت های بعضی چهره‌های سیاسی به بی‌اعتمادی نظام به افراد کارآمد برمی‌گردد و علت دیگر این موضوع، اعتماد غیرمعقول به این افراد است. با این حال این افراد هرچقدر هم که توانمند باشند، از نظر روان شناسی و انسان شناسی در بخشی از مسئولیت های خود ناموفقند.
فیلم نابغه ۱۰ ساله‌ طراح خودرو / قبلی هم انرژی هسته ای کشف کرده بود!
فیلم نابغه ۱۰ ساله‌ طراح خودرو / قبلی هم انرژی هسته ای کشف کرده بود! - فیلم - حسین عطایی ۱۰ سال دارد و در حوزه طراحی مفهومی خودرو فعالیت می کند. او ۶ اختراع ثبت شده دارد، مدرسه نمی رود و از دو شرکت تسلا و ولوو دعوت به همکاری شده است. او مشاور رییس سازمان برنامه و بودجه است. گفتگوی رضا رشیدپور با نابغه ١٠ساله طراحی خودرو را اینجا ببینید.
تست تصادف سمند در انگلیس / فقط با سرعت 50 کیلومتر در ساعت !
تست تصادف سمند در انگلیس / فقط با سرعت 50 کیلومتر در ساعت ! - تست برخورد جلوی خودرو با سرعت 50 کیلومتر در ساعت برای سمند TU5 ، توسط یکی از سازمانهای معتبر ارزیابی خودرو در انگلستان صورت گرفت.
فیلم جنجالی از حجت الاسلام قاسمیان در کرمانشاه
فیلم جنجالی از حجت الاسلام قاسمیان در کرمانشاه - این فیلم حواشی زیادی را در فضای مجازی به همراه داشته است.
جنجال نیوشا ضیغمی: من اصلا ایشان را آدم حساب نمیکنم
جنجال نیوشا ضیغمی: من اصلا ایشان را آدم حساب نمیکنم - اولین قسمت از برنامه هاردتاک کاکتوس را با صحبت های جذاب نیوشا ضیغمی در مورد خانواده و همسرش ، ماجرای صحبت های جنجالی یک هواپیما ، 8 سال احمدی نژاد و ...
    پربازدیدها