جمعه ۳۱ فروردین ۱۳۹۷ / Friday, 20 April, 2018

سوسیالیست دموکرات


سوسیالیست دموکرات
نام «سالوادور آلنده» که آورده می شود، ناخودآگاه کلمه «کودتا» هم به ذهن متبادر می شود. نام آلنده به عنوان رهبر محبوبی که با کودتا از ریاست جمهوری شیلی برکنار شد، در ذهن بسیاری از ما حک شده و تاریخ همواره بر این واقعه تلخ گواهی می دهد.
سالوادور آلنده سال ۱۹۰۸ به دنیا آمد و روز یازدهم سپتامبر۱۹۷۳ یعنی روز کودتای ژنرال پینوشه در کاخ ریاست جمهوری شیلی در حمامی از خون، به تجربه سه ساله بی سابقه یی پایان داد.
سالوادور آلنده گوسنس ۲۶ ژوئیه ۱۹۰۸ در خانواده یی ثروتمند به دنیا آمد. از زمانی که برای ادامه تحصیل وارد دانشکده پزشکی شد، به فعالیت های سیاسی گرایش پیدا کرد. با اینکه پزشک بود، اما تنها مدتی کوتاه به این شغل پرداخت و به جای آن در فعالیت های اجتماعی و سیاسی نقش فعالانه یی داشت. در سال ۱۹۳۱ که حکومت کارلو ایبانز ساقط شد، آلنده به دلیل شرکت در تظاهرات سیاسی بارها به زندان افتاد. وقتی پدرش درگذشت زندانبانان اجازه دادند فقط یک ساعت در مراسم عزاداری شرکت کند و در همین لحظات بود که تصمیم گرفت؛ «از این لحظه زندگی خویش را وقف مبارزه اجتماعی خواهم کرد.»
تحلیل تمام سیر حرکت آلنده، و به ویژه مواضع او در جریان دوران پرتلاطم جبهه خلق، به ما امکان می دهد به نحو مناسبی دوران زندگی او را بررسی کنیم. خودکشی او در کاخ ریاست جمهوری موندا، نه اقدامی مایوسانه بود و نه عملی رمانتیک که با هدف ورودی قهرمان گونه به تاریخ انجام شده باشد. این عمل در واقع در امتداد مسیر زندگی انسانی واقع گرا و سیاستمداری برجسته بود.
در بطن جنبش چپ شیلی که مدت های مدید ادعای مارکسیسم داشت و در حزب سوسیالیستی که در ۱۹۶۰به سوی «ماکسیمالیسم» منحرف شد، آلنده بیانگر نوع ویژه یی از مبارزه انقلابی بود. او امیدهای خود را به صندوق های رای وابسته کرده بود و به امکان استقرار سوسیالیسم درون نظام سیاسی موجود اعتقاد داشت.
آلنده با یک سخنور انقلابی تشنه به سخنان آتشین هیچ وجه مشترکی نداشت. او انسانی سیاسی و آبدیده شده در مبارزات روزمره بود و سعی می کرد اذهان را برای سیاستی مردمی درون نظام دموکراتیک مبتنی بر آرای عمومی جلب کند؛ نظامی که در آن ائتلاف های سیاسی تقویت کننده چپ قابل تحقق باشند. با این همه هرگز نقد سرمایه داری و تمایل به سوسیالیسم را کنار نگذاشت و این تفاوت بزرگ مواضع او و مواضع حزب سوسیالیست کنونی شیلی است که از زمان پایان دیکتاتوری عضو مجمع دموکراتیک است. از نظر آلنده واقع گرا بودن به معنای نفی آینده از دیدگاه سیاستی «پراگماتیستی» نبود.
دیدگاه او در دوران ائتلاف چپ میانه رو (۱۹۴۷- ۱۹۳۷)، به ویژه در زمان دولت پدرو آگیرسردا که در آن وزیر بهداشت بود، شکل گرفت. در این دوران آنچه را که بعدها از سال ۱۹۵۲به مرکز استراتژی اش تبدیل شد، یعنی تلاش برای ایجاد وحدت میان دو حزب بزرگ مردمی، حزب سوسیالیست و حزب کمونیست، کشف کرد.
آلنده بیش از ۴۰ سال در صحنه سیاسی شیلی و حزب سوسیالیست شیلی حضور داشت. پیش از رسیدن به ریاست جمهوری در انتخابات ۱۹۷۰، در مقام های سناتور، نماینده و وزیر کابینه فعالیت می کرد. آلنده سه بار در سال های ۱۹۵۲ ، ۱۹۵۸ و ۱۹۶۴ کاندیدای ریاست جمهوری شده و شکست خورده بود تا اینکه در سال ۱۹۷۰ بالاخره در انتخابات برنده شد و با وجود تلاش های امریکا برای جلوگیری از گرفتن قدرت توسط او، به ریاست جمهوری رسید. آلنده پس از رسیدن به ریاست جمهوری برنامه سوسیالیستی جنجال برانگیزی را پیاده کرد و دوران حکومتش همواره حاکی از ناآرامی های عمومی، اعتصاب، تحریم های امریکا، شکایت های دادگاه عالی شیلی و تقاضای اعضای اپوزیسیون برای استفاده از نیروی نظامی برای آرام کردن اوضاع بود. در ۲۲ آگوست ۱۹۷۳ مجلس نمایندگان شیلی قطعنامه یی علیه او صادر کرد و هنوز یک ماه از این قطعنامه نگذشته بود که دولت او در ۱۱ سپتامبر ۱۹۷۳ و با کودتای نظامی امریکا و سازمان سیا به رهبری ژنرال پینوشه سرنگون شد.محبوبیت آلنده میان مردم شیلی شاید بیش از هر موضوع دیگری در تاریخ خودنمایی کند و جملاتی از آخرین سخنرانی او پیش از کودتا به خوبی بیانگر این محبوبیت است .
● رادیو؛ ماگالانس ساعت ۰۳/۹ صبح یازدهم سپتامبر ۱۹۷۳
«بی شک، این آخرین بار خواهد بود که من شانس سخن گفتن با شما را خواهم داشت. در این شرایط، تنها یک چیز می ماند تا با کارگران در میان بگذارم؛ من تسلیم نخواهم شد. من در یک لحظه دشوار تاریخی قرار گرفته ام. وفاداری به خلقم را با نثار جانم ثابت خواهم کرد. من به شما اطمینان خواهم داد و یقین دارم بذر دموکراسی را که توسط هزاران هزار شیلیایی نجیب و باوجدان در این سرزمین کاشته شده، هرگز نمی توان خشک کرد. آری نظامیان قدرت دارند و می توانند خلق را به بند بکشند ولی قادر نخواهند بود چه با خشونت و چه با جنایت، جلوی روند جامعه را بگیرند. تاریخ از آن ماست. این مردم اند که تاریخ را می سازند. کارگران میهن ام، از شما به خاطر اینکه همیشه وفاداری خود را به شخص من نشان داده اید، تشکر می کنم. من تنها نقش سخنگوی شما را در تلاش گسترده و عظیم برای عدالت بازی کرده و قول داده ام به قانون اساسی پایبند باشم؛ و به این قول خود وفادار مانده ام. در این لحظه حساس که من برای آخرین بار با شما سخن می گویم، از شما می خواهم از تجربیات خود درس بگیرید...»

زهرا بیگدلی

منبع : روزنامه اعتماد

مطالب مرتبط

قائم مقام فراهانی سیاستمداری ادیب

قائم مقام فراهانی سیاستمداری ادیب
ابوالقاسم قائم مقام فراهانی یكی از مشهورترین صدراعظم های دوران قاجاریه است. در تسمیه او عنوان «میرمهردار» نیز آمده است كه از عناوین اداری چند تن از اجداد قائم مقام است.
میرزا حسن و میرزا حسین جد پدری و مادری قائم مقام در دولت زندیان از دولتمردان ممتاز بودند كه پس از روی كارآمدن آقامحمدخان دعوت وی را برای مشاغل درباری نپذیرفتند، اما میرزاحسین، داماد و برادرزاده اش میرزاعیسی را به جای خود به كار گمارد و خود به عتبات رفت.
میرزاعیسی در مدت كوتاهی لیاقت و استعداد خود را نشان داد و وقتی عباس میرزا در سال ۱۲۱۳ هـ.ق به سمت نیابت سلطنت به آذربایجان رفت، از طرف میرزا شفیع مازندرانی وزارت عباس میرزا را به دست آورد.
چون عباس میرزا ولیعهد و قائم مقام سلطنت بود، وزیر او (میرزاعیسی) مشهور به میرزا بزرگ (قائم مقام صدارت عظمی) لقب گرفت و از آن جا كه این لقب در گفتن و نوشتن دشوار بود به اختصار وی را قائم مقام نامیدند و این لقب در خانواده وی باقی ماند.
میرزا بزرگ وزیر كاردانی بود كه به دلیل كفایتش به تدریج اهمیت تبریز از تهران بیشتر شد. شهر تبریز در دوران صدارت او رونق تجاری پیدا كرد و تجارتخانه های زیادی در این شهر پدید آمد.
همچنین با كمك روس ها در قشون آذربایجان اصلاحاتی انجام شد. در همین سال ها هیات های خارجی به تبریز رفت و آمد می كردند و از این شهر با تمهیدات میرزا و عباس میرزا دانشجویانی به خارج اعزام شدند. در ۱۲۲۵ فتحعلی شاه میرزا بزرگ را به صدارت خود انتخاب كرد. میرزا عیسی فرزند ارشد خود میرزاحسن را به دستگاه عباس میرزا معرفی كرد اما میرزا حسن یك سال بعد مرد و میرزاابوالقاسم جانشین وی شد، میرزا ابوالقاسم به دستور پدر به سرعت از تهران به تبریز رفت و از همان آغاز لیاقت و كفایت خود را در دستگاه عباس میرزا نشان داد.
میرزا ابوالقاسم از آغاز شروع به كار خود در نظام دیوانی قاجاریه همواره از راهنمایی های پدر خود بهره مند می شد. میرزابزرگ در ۲۵ ذیقعده سال ۱۲۳۷ هـ.ق درگذشت و این حادثه تلخ تاثیر عمیقی بر ابوالقاسم به جای گذاشت. قائم مقام خود درباره مرگ پدر می نویسد:
«پدر من مرد و از كلیه فرزندان وی فقط یك نفر كه سن وی هنوز از بیست نگذشته بود برای من باقی ماند و من میان دشمنان تنها ماندم.»
با وجود این از اقتدار قائم مقام كاسته نشد. او با وجود زندگی بسیار ساده ای كه برای خود در نظر گرفته بود، امور دیوانی را با دقت و نظم خاص خود انجام می داد.
از جمله اقدامات مهم قائم مقام اعزام دانشجو به خارج بود. برخی از افرادی كه در این دوران به خارج اعزام شدند، عبارتند از:
۱) میرزا سید جعفر برای یادگیری مهندسی
۲) محمدصالح شیرازی در زمینه حكمت، طبیعیات و تاریخ. لازم به ذكر است این فرد اولین دستگاه چاپ را به ایران آورد.
۳) میرزا محمدجعفر در رشته طب و شیمی
۴) استاد محمدعلی چخماق ساز شاگرد كارخانه اسلحه سازی تبریز برای یادگیری آهنگری، كلیدسازی و چخماق سازی. او پس از بازگشت در كارخانه به تعلیم این فنون پرداخت. اعزام این گروه خالی از دشواری نبود. انگلیس ها به شدت در این زمینه اخلال می كردند، به طوری كه گروه مذكور پس از سه سال به ایران بازگشتند ولی نتوانستند با همان دانش بعضی علوم و فنون را به دیگران انتقال بدهند.
قائم مقام در ادب پارسی نیز قلم توانایی داشت. از آثار وی مثنوی جلایرنامه را می توان نام برد. سراسر این مثنوی انتقاد از اوضاع زمانه به خصوص شاهزادگان و درباریان است. همچنین مجموعه ای از نوشته های قائم مقام كه به «منشأت» نام دارد شهرت بسیار زیادی در جامعه ادبی دارد. در این كتاب منثور فارسی، شیوایی كلام كاملاً محسوس است. در كنار تمامی این مسوولیت ها، قائم مقام در صحنه جنگ نیز از خود لیاقت نشان می داد. در سال ۱۲۳۶ هـ.ق در ركاب عباس میرزا از راه خوی و چالدران وارد كردستان شد. قشون ایران شهرهای وان، بتلیس و اخلاط را تسخیر كرد. تا آن جا كه خطبه به نام شاه ایران خواندند. آن ها همچنین قصد محاصره بغداد را داشتند. ولی دولت عثمانی تقاضای صلح كرد و لاجرم عهدنامه جدیدی در سال ۱۲۳۹ هـ.ق نوشته شد. اما مهمترین مساله در آن دوران خاص مساله جنگ ایران و روس بود كه از سال ۱۲۱۹ تا ۱۲۲۸ به طول انجامید و در پایان به عقد قرارداد گلستان و جدا شدن قسمتی از قفقازیه از خاك ایران شد.
قائم مقام و ولیعهد پس از عقد قرارداد گلستان به بیهودگی تلاش برای بازپس گیری ولایات قفقاز آگاه بودند و از آن جا كه سابقه طولانی مجاورت با مرزهای روسیه را داشتند بیشتر درصدد تجهیز نیرو و سپاه ایران بودند. به همین دلیل از كشورهای مختلف از جمله فرانسه، اتریش و ایتالیا كمك خواستند. قائم مقام بیشترین تاثیر را در این حركت داشت و بیشترین تلاش را از خود نشان داد تا ارتش ایران سامان یابد. اما بی علاقگی سربازان ایرانی در یادگیری فنون نظامی از خارجیان و باز هم كارشكنی نیروهای انگلیسی و عدم برخورد جدی هیات های اعزامی به ایران در این مساله سبب شد، تجهیز ارتش روند كندی داشته باشد. از طرف دیگر بسیاری از بدخواهان قائم مقام شروع به تفرقه افكنی بین قائم مقام و ولیعهد كردند، به طوری كه ولیعهد از ۱۲۳۹ هـ.ق تا ۱۲۴۰ هـ.ق قائم مقام را از كار بر كنار كرد.
در طی این یك سال اوضاع دربار تبریز بسیار آشفته شد. ولیعهد بار دیگر از قائم مقام دعوت به همكاری كرد. پس از بازگشت قائم مقام بار دیگر مقدمات جنگ دوم بین ایران و روس فراهم شد. قائم مقام در صف مقدم مخالفین جنگ قرار داشت. انگلیس ها كه به شدت خواهان جنگ ایران و روس بودند به شدت بر طبل جنگ می كوبیدند.
شاه در بهار سال ۱۲۴۱ هـ.ق براساس سنتی هر ساله در چمن سلطانیه اردو زد و سران لشكری و كشوری را گرد آورد. وی از آن ها در مورد جنگ با روسیه نظرخواهی كرد. تنها كسی كه در آن جلسه مخالف جنگ بود قائم مقام بود. او با مقایسه مالیات سالانه روسیه و ایران دلایل خود را برای مخالفت با جنگ اعلام كرد. به همین دلیل به همكاری با روس ها متهم شد و بار دیگر از مقام خود خلع و به مشهد تبعید شد.
جنگ ایران و روس آغاز شد و به شكست ایران انجامید. حال مذاكرات صلح مرد كارآزموده ای چون قائم مقام را می طلبید، پس بار دیگر قائم مقام به خدمت فراخوانده شد. فتحعلی شاه پس از مشورت با وی وكالت نامه ای با اختیارات تام در عقد صلح با دولت روس به نام نایب السلطنه به دست قائم مقام داد و او را روانه آذربایجان كرد. پس از مذاكرات بسیار در پنجم شعبان ۱۲۴۳ هـ.ق دهم فوریه ۱۸۲۸ قرارداد تركمن چای به امضا رسید. بسیاری از صاحب نظران معتقدند چنان كه قائم مقام در این مذاكرات حضور نداشت بدبختی های آن جنگ به مراتب بیشتر بود.
به هر حال پس از، ازدست دادن بخش های وسیعی از خاك كشور مبالغ هنگفتی غرامت جنگی باید پرداخت می شد كه نتایج اجتماعی و مصیبت باری به همراه داشت و بر دوش قائم مقام و ولیعهد سنگینی می كرد. در همین زمان قتل گریبایدوف (نماینده روس در ایران) به وقوع پیوست. همین مساله تهدید دیگری برای ایران محسوب می شد و از سرگیری جنگی دیگر از سوی روس ها محتمل بود ولی با تمهیداتی كه دربار ایران انجام داد بحران حل شد.
پس از آن حكام و امرا در ولایات مختلف طغیان كردند كه بسیاری از آن ها به وسیله عباس میرزا و قائم مقام سركوب شد. از جمله شورش حاكم یزد، كرمان، خراسان و پس از آن داستان هرات بود كه خود مقوله مفصلی است و پرداختن به آن فرصت زیادی می طلبد. در اثنای جنگ هرات عباس میرزا در ۱۵ اكتبر ۱۸۳۳م، ۱۲۴۹ هـ.ق در گذشت. در آن شرایط ابتكار عمل به دست قائم مقام افتاد. معاهده ای امضا شد و سكه به نام شاه ایران زده شد.
پس از مرگ عباس میرزا قائم مقام به صدارت محمدشاه رسید. او در رساندن محمدمیرزا به ولایتعهدی از خود لیاقت بسیاری نشان داد. و در كشاكش تثبیت قدرت وی پس از مرگ فتحعلی شاه كه یك سال پس از مرگ عباس میرزا در ۱۹ جمادی الثانی ۱۲۵۰ اتفاق افتاد، تخت سلطنت را تقدیم محمدشاه كرد.
اما محمدشاه با وجود آن كه در حضور پدر خود عباس میرزا سوگند یاد كرد كه در حفظ جان قائم مقام بكوشد و خون او را نریزد، به شیوه بسیاری از شاهان دستور قتل صدراعظم تاج بخش خود را در سال ۱۲۵۱ هـ.ق صادر كرد و در آن دوران كه ایران دچار قحط الرجال به معنای واقعی كلمه بود، مرد بزرگی چون قائم مقام را به قتل رسانید.

وبگردی
عصر ما - پرونده حضور زنان در ورزشگاه ها
عصر ما - پرونده حضور زنان در ورزشگاه ها - بررسی حضور زنان در ورزشگاه ها با حضور نرگس آبیار، لاله افتخاری، حمید رسایی، حجت الاسلام محسن غرویان و فائزه هاشمی.
مراسم افتتاحیه سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر
مراسم افتتاحیه سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر - سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر شامگاه چهارشنبه با نمایش «آن سوی ابرها» ساخته مجید مجیدی در سینما فلسطین آغاز بکار کرد.
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس
حمله فیزیکی به بازیگر زن ایرانی در خیابان! / عکس - بازیگر سریال "تعطیلات رویایی" از حمله افراد ناشناس به خود خبر داد. مریم معصومی، بازیگر سینما و تلویزیون مورد حمله افراد ناشناس قرار گرفت.
گفتگوی تلفنی با همسر مرتضوی / صوت
گفتگوی تلفنی با همسر مرتضوی / صوت - سعید مرتضوی که در روزهای گذشته خبری از او نبود و حتی سخنگوی دستگاه قضایی گفته بود حکم جلبش صادر شده اما گیرش نیاورده‌اند، به گفته همسرش در تهران است.
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد
ارسطوی پایتخت با مونا فائض پور ازدواج کرد - «احمد مهران فر» بازيگر نقش «ارسطو عامل» در سريال پايتخت ۵ در اینستاگرام خود از ازدواجش با «مونا فائض پور» خبر داد.
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی
صحبت های جنجالی رییسی علیه روحانی - صحبت های جنجالی رییسی پیرامون استفاده روحانی از نام امام رضا در انتخابات
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند!
500 نفر محتوای نامه‌های پستی مردم را میخواندند و چک می‌کردند! - محمد غرضی می‌گوید: زمانی که به عنوان وزیر در وزارت حضور یافتم بیش از ۵۰۰ نفر را دیدم نامه‌هایی که از داخل به خارج و از خارج به داخل کشور ارسال می‌شدند را چک می‌کردند و به صورت سه شیفت فعالیت می‌کردند و نامه‌ها را می‌خواندند.
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس!
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس! - عکس و ویدیویی منتسب به ستاره پرسپولیس فرشاد احمدزاده و ترلان پروانه بازیگر سینما و تلویزیون در فضای مجازی منتشر شده است. عجب پاپراتزی‌هایی داریم!
دختر داعشی سریال پایتخت کیست ؟
دختر داعشی سریال پایتخت کیست ؟ - در قسمت های اخیر سریال پایتخت بازیگر جدیدی به جمع خانواده معمولی پیوسته است؛ نیلوفر رجایی فر نقش الیزابت را در سریال پایتخت ۵ ایفا می کند ؛ این بازیگر با جلب اعتماد سیروس مقدم این فرصت ط بازی در سریال پر طرفدار پایتخت را به دست آورد .
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم
خانم ایرانی، عامل تیراندازی در مقر یوتیوب / فیلم - ویدیوهایی از نسیم نجفی اقدم در شبکه های اجتماعی به زبان های انگلیسی و فارسی موجود است که در آن ها وی از حذف ویدیوهای خود توسط یوتیوب شکایت دارد.
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟
رقص کاوه مدنی یا کالای ایرانی؟ - بگذارید اینطور بپرسم: مگر کیروش، مربی تیم ملی فوتبال جمهوری اسلامی ایران عرق نمی‌خورد؟ نمی‌رقصد؟ مگر برانکو و شفر نمازشب می‌خوانند و روزه می‌گیرند و اصولگرا و ارزشی و انقلابی هستند؟!