چهارشنبه ۷ تیر ۱۳۹۶ / Wednesday, 28 June, 2017

صدای آبشار


صدای آبشار
خطّی بر روی دیوار حک شده بود، چشمهایم نگاهش می‌کردند. رنگش به ظاهر قرمز بود، اما در باطن، رنگی ماورایی نشان می‌داد. رنگش میان سفید و بنفش، صورتی یا آبی و یا اگر خیره‌تر می‌شدی، رنگی بود ارغوانی. آرزو داشتم بفهمم این خط چه زمانی بر روی دیوار، نقش بسته و یا چه کسی آن را خلق کرده است. به محض گذشتن این فکر از ذهنم، ناگهان حس کردم، اتاق روشن و نوری نمایان شد. نور کورکننده و لذّت‌بخش‌، گرمای شیرینی هم داشت. در آن لحظه احساس کردم تازه از مادر متولد می‌شوم. تمام دردها و رنجها را فراموش کردم. به همراه نور، به‌سمت جلو کشیده شدم. یک لحظه به خود آمدم. هنوز آن خطّ زیبا، با همان رنگهای ماورایی جلو روی من قرار داشت، اما آن خط، روشن ‌روشن به نظر می‌رسید، و حالا رنگهای دیگری نیز به چشم می‌خورد، یکی از آن رنگها فیروزه‌ای بود.
ساعتها به این رنگ خیره شدم، اما نمی‌توانستم از دیدنش دل بکنم. تا اینکه کم‌کم خوابم برد و با صدای چکاوکی چشم باز کردم. در جنگل بودم. صدای آبشار می‌آمد. به نظر می‌رسید آن آبشار، در انتهای جنگل است. صدای تارهای بلورین آب بود که از شیبی تند با رود زیرین یکی می‌شد. دو طرف من تا جایی که چشم کار می‌کرد، گلهای لاله و رز بود و درختهایی با میوه‌های ارغوانی و همان‌طور که از زیبایی جنگل لذت می‌بردم، احساس گرسنگی کردم. به‌طرف درختها رفتم. کدام‌ یک از آن میوه‌ها را باید می‌خوردم؟ می‌ترسیدم، ولی گرسنگی، امانم را بریده بود. درختی که میوه‌های ارغوانی‌رنگ داشت، نگاه کردم. جلو رفتم و یکی از میوه‌هایش را چیدم و گاز زدم.
چه مزه مطبوعی! میوه را که خوردم، گرسنگی‌ام برطرف شد. تشنه شدم خود را به رودخانه رساندم. از آب رود نوشیدم. نوری آمیخته به سبز و بنفش و زرد در اطرافم حلقه زد. دیگر آن باغ را ندیدم و خود را در اتاقی یافتم و در فکر غوطه‌ور شدم. زمانی را به یاد آوردم که به هنگام رفتن سوی رودخانه صندوقی را دیدم به رنگ ارغوانی. در صندوق را باز کردم. لوحی در آن بود و روی آن نوشته شده بود «اگر» ولی من از آن کلمه، چیزی نفهمیدم.
ناگهان صدایی شنیدم که من را از افکارم بیرون آورد. اتاق را بررسی کردم. آه، در! به طرف در حرکت کردم. صدا از طرف در نبود. از جای دیگری... از یکی از دیوارها بود. جلو رفتم و مشت به دیوار کوبیدم. مشت‌هایم از دیوار عبور کرد. پی ‌بردم پس خودم هم می‌توانم از دیوار رد شوم.
رد شدم. پشت دیوار، برخلاف آن جنگل زیبا، غاری تاریک و سرد بود. صدای قطره‌های آب می‌آمد. قطره‌هایی که گویی روی یک قطعه سنگ می‌ریخت. فردی خمیده‌پشت، با عصایی در کنارش، روی زمین نشسته بود. با قیافه‌ای بس وحشتناک و ردایی کلاهدار، با ترس از کنار او رد شدم. با صدایی لرزان و چندرگه گفت: «کجا می‌روی؟»
ـ این غار به کجا راه دارد؟
ـ برو ببین! ولی فکر نکنم بتوانی راه را پیدا کنی!
ـ گفتم: «امکان ندارد!»
ـ گفت: «اگر نتوانی از این غار بیرون شوی و نتوانی به نور برسی، به‌صورت من درخواهی آمد. من نیز قبل از گم شدن در این غار، زیبا بودم و ناگهان گم شدم و به این شکل درآمدم.»
ـ گفتم: «تو دیگر هیچ‌وقت نجات نخواهی یافت؟»
ـ گفت: «نه، تا اینکه کسی از جنس نور و روشنایی مرا نجات دهد.»
ـ آیا من می‌توانم؟
ـ اگر توانستی راهی به بیرون پیدا کنی، از تو عاجزانه درخواست می‌کنم نجاتم دهی.
نوری در قلبم تابید. گفتم: «دستت را به من بده.»
دستش را پیش آورد. وقتی دستش را گرفتم، سردی بی‌حدّی را احساس کردم. ناگهان همه‌چیز دگرگون شد. ردای کلاهدار او به لباس سفید و زیبایی مبدّل شد و قیافه وحشتناک او، به قیافه‌ای شبیه پریان درآمد.
ـ گفتم: «با من بیا و از هیچ چیز بیم نداشته باش!»
زیر لب با زمزمه‌ای نامفهوم پاسخ داد که نفهمیدم چه گفت. دو نفری به راهمان ادامه دادیم. کنار نیمه‌ تاریک غار، صندوقی قرار داشت. از آن نور کمی ساطع بود. روی صندوق، با دکمه‌هایی رنگارنگ نوشته شده بود «رنگی را که دوست دارید، وارد کنید!» دکمه نارنجی را فشار دادم. ناگهان در صندوق باز شد. در آن صندوق، لوحی بود. روی آن نوشته شده بود: «نمی‌دانی» از این کلمه نیز چیزی دستگیرم نشد. پری همراه من، گویی در آسمانها پرواز می‌کرد. آزاد شده بود. من با شگفتی به راه ادامه دادم. ناگهان به درون گودالی پرت شدم. یک لحظه احساس کردم، تمام بدنم خیس شد. به دو کلمه‌ای که به‌دست آورده بودم، فکر کردم. «اگر» و «نمی‌دانی».
با خود گفتم: «آه خدایا!... یاری‌ام کن تا معنی این دو کلمه را بیابم.»
حس کردم در دریا غوطه‌ور هستم. به زیر دریا رفتم. گویی به‌دنبال گمشده‌ای می‌‌گشتم، ولی هیچ چیز نبود. چند تخته سنگ پشت سرهم و محکم سقوط کرد و جلو من، روی هم افتاد. با موج آب به عقب رفتم. راه بسته شد. به سنگها رسیدم. سنگ کوچکی را که روی سنگهای دیگر بود برداشتم. نوری به‌صورت کلمه در آب تابید «بپرس».
گیج و منگ شدم. به همراه کلمه‌ها با جاذبه‌ای ناشناخته، به جلو کشیده شدم. به‌سرعت در آب جلو می‌رفتم. دست خودم نبود. می‌ترسیدم زیر پایم خالی شود. تا اینکه با شیئی برخورد کردم و بیهوش شدم. در عالم بیهوشی سه کلمه را دیدم که بر ارتفاعی بلند، روی صخره‌ای سبز نوشته شده بود: «اگر نمی‌دانی بپرس».

معصومه خسرو شاهی

منبع : سوره مهر

مطالب مرتبط

کلمات در حال جستجو
اسپرسو , میزان نیترات آب , نواده , تینم , هزینه خانوار , شخصیت های حوزوی , ناتوی عربی , خانه های قدیمی تهران , خورش قزل آلای برزیلی , امانوئل مکرون , احمد داوداوغلو , چه جا , کشتیهای جنگی سعودی , انجام واجبات , نمایشگاه چاپ , ماموریت فضایی , بهرام قاسمی سخنگو و رئیس مرکز دیپلماسی عمومی و رسانه ای وزارت امور خارجه , جاهلانه , مواخذه , نیروگاه های خورشیدی , 16 استان , گروه اقدام مالی , شکارچی متخلف , پاراالمپیک , استراتژی ائتلاف , تلفات افغانستان , مرکز مبادلات ارزی , پایمال مالیات آمریکایی ها , بازوی عدالت کیفری , میکروسکوپی , اقتصاد دانان , میانسالبی , تراشتگن , گنبدی , سالگرد شهید زرهرن , تعرفه پرستاری , شادی زندگی , خط آهن , کفش ساقدار , همایش مطالعات تمدن , فستیوال ورزشی و گردشگری کشورهای اکو , صادق ذبایحی , جنگنده های کانادا , انتشار گازمنواکسید کربن , تری‌گلیسیرید , تلفن ماهواره ای , انقلاب اخلاقی , آلوین آوانسیان , کلاهبرداری، , ستاره دریایی ,

برخی از مطالبی که کاربران هم اکنون در حال خواندن آن هستند
درمان , قانون گمرکی در مورد روش صدور موقت , کلان , فراگیری زبان تبلیغات , بطن چپ , پراکندگی جهانی جذام در سال ۱۹۹۸ , اندازه‌گیری نفوذ , پيچاندن مو , گلیم بافی , ماده ۱۴ - کد سازنده , وسایل جمع‌آوری اطلاعات , تعیین نوع استخوان‌بندی بدن (جثه) براساس نسبت‌های قد به دور مچ (r) , آدنوما , مالکیت انفرادی , نکته‌ای که شیخ بصره از رابعه پرسید , سندرم ورید اجوف فوقانی , سرو کوهی - Juiperus , خردەفروشی , عنبیه پلاتو (Plateau iris) , در پند و اخلاق ,

برخی منابع مهم خبری
varzesh3.com ورزش سه , zistboom.com زیست‌بوم , aecinema.ir هنر و تجربه , siasatrooz.ir روزنامه سیاست روز , pcparsi.com پی سی پارسی , namehnews.ir نامه نیوز , isunews.ir خبرنامه صادق , rooziato.com روزیاتو , jadidonline.com جدید آنلاین , zamannews.ir زمان نیوز , honarnews.com هنرنیوز , bahardaily.ir روزنامه بهار , afkarnews.ir افکار نیوز , kheybaronline.ir خیبرآنلاین , click.ir کلیک , mojnews.com موج نیوز , azadinews.ir آزادی , niniban.com نی نی بان , cinetmag.com سی نت , shahidnews.com شهیدنیوز , aryanews.com آریا , ashtidaily.com فرهنگ آشتی , sedayeeghtesad.ir صدای اقتصاد , fartakvarzeshi.ir فرتاک ورزشی , farhangnews.ir فرهنگ نیوز , journals.ut.ac.ir نشریات دانشگاه تهران , havades.ir حوادث , asemanweekly.com آسمان , mehrnews.com خبرگزاری مهر , akkasee.com عکاسی ,

وبگردی
70 میلیون در اروپا 100 میلیون در ایران / با قرارداد برجامی ! / این همه خوشحالی برای چیست ؟
70 میلیون در اروپا 100 میلیون در ایران / با قرارداد برجامی ! / این همه خوشحالی برای چیست ؟ - قیمت پایه خودرو پژو 2008 که محصول سال 2014 پژوی فرانسه به شمار می رود، در انگلستان، با احتساب مالیات و عوارض که معمولا هم در این کشور زیاد است، ۱۳ هزار و ۳۴۵ پوند می‌شود که اگر با پوند آزاد هم حساب کنیم، نزدیک به ۷۰ میلیون تومان خواهد شد.
اولین پست اینستاگرامی حسن روحانی پس از اهانت
اولین پست اینستاگرامی حسن روحانی پس از اهانت - فیلم / اولین پست اینستاگرامی حسن روحانی پس از اهانت به وی در راهپیمایی روز قدس
فیلم | توهین به رئیس‌جمهور در حاشیه راهپیمایی روز قدس
فیلم | توهین به رئیس‌جمهور در حاشیه راهپیمایی روز قدس - فیلم - در ویدئوی زیر تصاویری از توهین برخی از افراد حاضر در راهپیمایی روز قدس به رییس جمهور را مشاهده می کنید.
بیعت در نظام اسلامى یک شرط براى حقانیت زمامدارى، زمامدار است
بیعت در نظام اسلامى یک شرط براى حقانیت زمامدارى، زمامدار است - اگر یک زمامدارى بود مردم با او بیعت نکردند، یعنى آن را قبول نکردند آن زمامدار خانه‌نشین خواهد شد و مشروعیت ولایت و حکومت به بیعت مردم وابسته است یا بگوییم فعلیت زمامدارى و حکومت به بیعت مردم وابسته است.
بهناز جعفری !
بهناز جعفری ! - ویدیو از آپارات
روایت متفاوت از یک عنصر داعشی بازگشته به ایران
روایت متفاوت از یک عنصر داعشی بازگشته به ایران - مستند بازگشت عیسی که روایتی متفاوت از یک عنصر داعشی بازگشته به ایران است، نشان از حریت و بازگشت به عقلانیت جوانی فریب خورده است.سوژه ی اصلی این مستند عیسی جزنیا است که ماجرای پیوستن خود به گروهک تروریستی داعش و بازگشت خود را بیان می کند.
انتشار برای اولین بار لحظه شهادت شهید تیموری
انتشار برای اولین بار لحظه شهادت شهید تیموری - ویدیوهای اختصاصی شبکه افق + ویدیوهای دوربین های مدار بسته که برای اولین بار منتشر شدند
محمود خاوری در کانادا دیده شد / عکس
محمود خاوری در کانادا دیده شد / عکس - مدیرعامل بانک ملی دولت اصولگرای احمدی نژاد که در آن روزگار چفیه بر گردن می‌انداخت و چهره‌ای متظاهر داشت، پس از مشخص شدن دست داشتن در پرونده‌ی سه هزار میلیاردی، به کانادا فرار کرد.
اشاره علیخانی به زندگی شخصی اش در گفتگو با فرزند طلاق
اشاره علیخانی به زندگی شخصی اش در گفتگو با فرزند طلاق - احسان علیخانی دقایقی پیش در گفتگو با یک «فرزند طلاق»: خیلی شبیه تو بودم. تو آن سیزده سال رو دیدی، من اون سیزده سالم ندیدم.
رییس جمهور جوان فرانسه و همسرش!
رییس جمهور جوان فرانسه و همسرش! - امانوئل ماکرون یکشنبه شب به‌عنوان رئیس جمهور جدید فرانسه معرفی شد، او علاوه بر اینکه جوانترین رئیس جمهور این کشور است، همسری دارد که بسیار مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفته است.
برخورد پره‌های بالگرد به سر مدیرکل بحران کهگیلویه‌وبویراحمد
برخورد پره‌های بالگرد به سر مدیرکل بحران کهگیلویه‌وبویراحمد - اخیرا تصاویر برخورد ملخک هلی کوپتر با مدیرکل حوادث غیرمترقبه کهگیلویه،به عنوان خبری داغ در کانال های تلگرامی منتشر شده. این ویدئو مربوط به مرداد ۸۹ است.
رابطه عاشقانه رضا روحانی با مجری شبکه من و تو
رابطه عاشقانه رضا روحانی با مجری شبکه من و تو - این آهنگساز 39 ساله به تازگی رابطه ای عاشقانه را با یکی از مجریان شبکه من و تو آغاز کرده است. رضا روحانی با انتشار عکسی از خودش و فرانک مجری این شبکه, از پیدا کردن عشق واقعی زندگی اش نوشت.
صید ماهی خاویاری ۶۰۰ کیلویی در دریای خزر
صید ماهی خاویاری ۶۰۰ کیلویی در دریای خزر - به گزارش خبرنگار مهر، یک فیل‌ماهی خاویاری با وزن حدودی ۶۰۰ کیلو و بیش از ۷۰ کیلوگرم خاویار روز یکشنبه توسط صیادان دو کومه گمیشانی صید شد.
    پربازدیدها