دوشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۷ / Monday, 10 December, 2018

داستان دوازده رخ (۳)


سخن چون بسالار ترکان رسید    سپاهی ز جنگ آوران برگزید
فرستاد نزدیک پیران سوار    ز گردان شمشیر زن سی هزار
بدو گفت بردار شمشیر کین    وزیشان بپرداز روی زمین
نه گودرز باید که ماند نه گیو    نه فرهاد و گرگین نه رهام نیو
که بر ما سپه آمد از چار سوی    همی گاه توران کنند آرزوی
جفا پیشه گشتم ازین پس بجنگ    نجویم بخون ریختن بر درنگ
برای هشیوار و مردان مرد    برآرم ز کیخسرو این بار گرد
چو پیران بدید آن سپاه بزرگ    بخون تشنه هر یک بکردار گرگ
بر آشفت ازان پس که نیرو گرفت    هنرها بشست از دل آهو گرفت
جفا پیشه گشت آن دل نیکخوی    پر اندیشه شد رزم کرد آرزوی
بگیو آنگهی گفت برخیز و رو    سوی پهلوان سپه باز شو
بگویش که از من تو چیزی مجوی    که فرزانگان آن نبینند روی
یکی آنکه از نامدارگوان    گروگان همی خواهی این کی توان
و دیگر که گفتی سلیح و سپاه    گرانمایه اسبان و تخت و کلاه
برادرکه روشن جهان منست    گزیده پسر پهلوان منست
همی گویی از خویشتن دور کن    ز بخرد چنین خام باشد سخن
مرا مرگ بهتر ازان زندگی    که سالار باشم کنم بندگی
یکی داستان زد برین بر پلنگ    چو با شیر جنگ آورش خاست جنگ
بنام ار بریزی مرا گفت خون    به از زندگانی بننگ اندرون
و دیگر که پیغام شاه آمدست    بفرمان جنگم سپاه آمدست
چو پاسخ چنین یافت برگشت گیو    ابا لشکری نامبردار و نیو
سپهدار چون گیو برگشت از وی    خروشان سوی جنگ بنهاد روی
دمان از پس گیو پیران دلیر    سپه را همی راند برسان شیر
بیامد چو پیش کنابد رسید    بران دامن کوه لشکر کشید
چو گیو اندر آمد بپیش پدر    همی گفت پاسخ همه دربدر
بگودرز گفت اندرآور سپاه    بجایی که سازی همی رزمگاه
که او را همی آشتی رای نیست    بدلش اندرون داد را جای نیست
ز هر گونه با او سخن راندم    همه هرچ گفتی برو خواندم
چو آمد پدیدار ازیشان گناه    هیونی برافگند نزدیک شاه
که گودرز و گیو اندر آمد بجنگ    سپه باید ایدر مرا بی درنگ
سپاه آمد از نزدافراسیاب    چو ما بازگشتیم بگذاشت آب
کنون کینه را کوس بر پیل بست    همی جنگ ما را کند پیشدست
چنین گفت با گیو پس پهلوان    که پیران بسیری رسید از روان
همین داشتم چشم زان بد نهان    ولیکن بفرمان شاه جهان
بایست رفتن که چاره نبود    دلش را کنون شهریار آزمود
یکی داستان گفته بودم بشاه    چو فرمود لشکر کشیدن براه
که دل را ز مهر کسی برگسل    کجا نیستش با زبان راست دل
همه مهر پیران بترکان برست    بشوید همی شاه ازو پاک دست
چو پیران سپاه از کنابد براند    بروز اندرون روشنایی نماند
سواران جوشن وران صد هزار    ز ترکان کمربسته‌ی کارزار
برفتند بسته کمرها بجنگ    همه نیزه و تیغ هندی بچنگ
چو دانست گودرز کمد سپاه    بزد کوس و آمد ز زیبد براه
ز کوه اندر آمد بهامون گذشت    کشیدند لشکر بران پهن دشت
بکردار کوه از دو رویه سپاه    ز آهن بسر بر نهاده کلاه
برآمد خروشیدن کرنای    بجنبد همی کوه گفتی ز جای
ز زیبد همی تاکنابد سپاه    در و دشت ازیشان کبود و سیاه
ز گرد سپه روز روشن نماند    ز نیزه هوا جز بجوشن نماند
وز آواز اسبان و گرد سپاه    بشد روشنایی ز خورشید و ماه
ستاره سنان بود و خروشید تیغ    از آهن زمین بود وز گرز میغ
بتوفید ز آواز گردان زمین    ز ترگ و سنان آسمان آهنین
چو گودرز توران سپه را بدید    که برسان دریا زمین بردمید
درفش از درفش و گروه از گروه    گسسته نشد شب برآمد ز کوه
چو شب تیره شد پیل پیش سپاه    فرازآوریدند و بستند راه
برافروختند آتش از هردو روی    از آواز گردان پرخاشجوی
جهان سربسر گفتی آهرمنست    بدامن بر از آستین دشمنست
ز بانگ تبیره بسنگ اندرون    بدرد دل اندر شب قیر گون
سپیده برآمد ز کوه سیاه    سپهدار ایران به پیش سپاه
بسوده اسب اندر آورد پای    یلان را بهر سو همی ساخت جای
سپه را سوی میمنه کوه بود    ز جنگ دلیران بی‌اندوه بود
سوی میسره رود آب روان    چنان در خور آمد چو تن را روان
پیاده که اندر خور کارزار    بفرمود تا پیش روی سوار
صفی بر کشیدند نیزه‌وران    ابا گرزداران و کنداوران
همیدون پیاده بسی نیزه‌دار    چه با ترکش و تیر و جوشن‌گذار
کمانها فگنده بباز و درون    همی از جگرشان بجوشید خون
پس پشت ایشان سواران جنگ    کز آتش بخنجر ببردند رنگ
پس پشت لشکر ز پیلان گروه    زمین از پی پیل گشته ستوه
درفش خجسته میان سپاه    ز گوهر درفشان بکردار ماه
ز پیلان زمین سربسر پیلگون    ز گرد سواران هوا نیلگون
درخشیدن تیغهای بنفش    ازان سایه‌ی کاویانی درفش
تو گفتی که اندرشب تیره‌چهر    ستاره همی برفشاند سپهر
بیاراست لشکر بسان بهشت    بباغ وفا سرو کینه بکشت
فریبزر را داد پس میمنه    پس پشت لشکر حصار و بنه
گرازه سر تخمه‌ی گیوگان    زواره نگهدار تخت کیان
بیاری فریبرز برخاستند    بیک روی لشکر بیاراستند
برهام فرمود پس پهلوان    که ای تاج و تخت و خرد را روان
برو با سواران سوی میسره    نگه‌دار چنگال گرگ از بره
بیفروز لشکرگه از فر خویش    سپه را همی دار در بر خویش
بدان آبگون خنجر نیو سوز    چو شیر ژیان با یلان رزم توز
برفتند یارانش با او بهم    ز گردان لشکر یکی گستهم
دگر گژدهم رزم را ناگزیر    فروهل که بگذارد از سنگ تیر
بفرمود با گیو تا دو هزار    برفتند بر گستوان‌ور سوار
سپرد آن زمان پشت لشکر بدوی    که بد جای گردان پرخاشجوی
برفتند با گیو جنگاوران    چو گرگین و چون زنگه‌ی شاوران
درفشی فرستاد و سیصد سوار    نگهبان لشکر سوی رودبار
همیدون فرستاد بر سوی کوه    درفشی و سیصد ز گردان گروه
یکی دیده‌بان بر سر کوهسار    نگهبان روز و ستاره شمار
شب و روز گردن برافراخته    ازان دیده‌گه دیده‌بان ساخته
بجستی همی تا ز توران سپاه    پی مور دیدی نهاده براه
ز دیده خروشیدن آراستی    بگفتی بگودرز و برخاستی
بدان سان بیاراست آن رزمگاه    که رزم آرزو کرد خورشید و ماه
چو سالار شایسته باشد بجنگ    نترسد سپاه از دلاور نهنگ
ازان پس بیامد بسالارگاه    که دارد سپه را ز دشمن نگاه
درفش دلفروز بر پای کرد    سپه را بقلب اندرون جای کرد
سران را همه خواند نزدیک خویش    پس پشت شیدوش و فرهاد پیش
بدست چپش رزم‌دیده هجیر    سوی راست کتماره‌ی شیرگیر
ببستند ز آهن بگردش سرای    پس پشت پیلان جنگی بپای
سپهدار گودرزشان در میان    درفش از برش سایه‌ی کاویان
همی بستد از ماه و خورشید نور    نگه کرد پیران بلشکر ز دور
بدان ساز و آن لشکر آراستن    دل از ننگ و تیمار پیراستن
در و دشت و کوه و بیابان سنان    عنان بافته سربسر با عنان
سپهدار پیران غمی گشت سخت    برآشفت با تیره خورشید بخت
ازان پس نگه کرد جای سپاه    نیامدش بر آرزو رزمگاه
نه آوردگه دید و نه جای صف    همی برزد از خشم کف را بکف
مطالب مرتبط

کلمات در حال جستجو
اداره کل ارتباطات و فناوری اطلاعات استان ایلام , MPD , کلاسهای کانکسی , نوجوانان در ایران , حملات آمریکا در یمن , هاپر لی , مقامات آمریکایی , عروسک های مشکوک , معصومه بهرام , آب معدنی ,

مقالات پربیننده امروز
فرهنگ و جامعه , ادیان و مذاهب / کافر چه کسی است؟ , بانک اطلاعاتی کتاب / همه چیز راجع به نقشه‌ها و سفرها , فرهنگی و هنری , ادبیات و شعر , داستان / وقتی نیستی! , بانک اطلاعاتی کتاب / غم و شادی (در سیره معصومان (ع)) , بانک اطلاعاتی کتاب / راهنمای مشاغل: ویژه‌ی معلمان, مشاوران و دانش‌آموزان راهنمایی و متوسطه , فرهنگ و جامعه , ادبیات و شعر , معرفی کتاب / مطالعات قلمرو زبان فارسی , بهداشت و درمان , بیماریها , بیماریهای قلب و عروق / ابزاری برای باز کردن بن بست رگ ها , بانک اطلاعاتی کتاب / مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه منسوب به امام جعفر صادق (ع) , فرهنگ و جامعه , ادبیات و شعر , دستور زبان فارسی / مستفرنگ مفرس , بانک اطلاعاتی کتاب / تفسیر نمونه: تفسیر و بررسی تازه‌ای درباره قرآن مجیدبا در نظر گرفتن نیازها, خواستها, ... ,

برخی منابع مهم خبری
didarnews.ir دیدارنیوز , parsnews.com پارس نیوز , farspage.com ویژه‌نامه , iranart.ir ایران آرت , 7sobh.com روزنامه هفت صبح , jahanesanat.ir روزنامه جهان صنعت , shafaqna.com شفقنا , car.ir کار(خودرو) , kojaro.com کجارو , jahaneghtesad.com روزنامه جهان اقتصاد ,



وبگردی
شبهای داغ مدیترانه !
شبهای داغ مدیترانه ! - «حسن کردمیهن» متهم آمریت حمله به سفارت عربستان به تازگی در کرج، مرکز استان البرز، رستوران راه انداخته است.
حاشیه تازه برای سید احمد خمینی / تصویر
حاشیه تازه برای سید احمد خمینی / تصویر - سید احمد خمینی، نتیجه امام خمینی که چند هفته پیش با ازدواجش خبرساز شده بود، بار دیگر با انتشار عکسی از او و همسرش در حین سوارکاری حساسیت نسبت به خود را برانگیخته است و باعث تحریک مخاطبان و کاربران در فضای مجازی شده است.
رفتار عجیب دو نفر از همراهان رئیس جمهور در زمان سخنرانی!
رفتار عجیب دو نفر از همراهان رئیس جمهور در زمان سخنرانی! - دو نفر از کسانی که همراه رئیس جمهور در سمنان حضور داشتند در هنگام سخنرانی روحانی رفتار غیر معمولی از خود نشان میدادند.
اظهارات جنجالی دو بازیگر زن درمورد فساد شدید در سینما
اظهارات جنجالی دو بازیگر زن درمورد فساد شدید در سینما - ظهارات جنجالی لیلا بوشهری و شقایق دلشاد درباره فساد در سینما: چرا دایرکت میدم فالو نمیکنید؟ ساعت یک شب چرا باید زوایای صورت منو ببینن؟
بخشی دیده نشده از رفتار سخیف مجری تلویزیون با فراستی!
بخشی دیده نشده از رفتار سخیف مجری تلویزیون با فراستی! - بخشی دیگر از برنامه «من و شما» با حضور مسعود فراستی و برخورد توهین آمیز مجری رسانه ملی را می بینید که در رسانه ها باز نشر نشد.
خلاصه داستان و بازیگران سریال بانوی عمارت +تصاویر
خلاصه داستان و بازیگران سریال بانوی عمارت +تصاویر - مریم مومن متولد دهه 70 می باشد و حضورش در بانوی عمارت اولین تجربه بازیگری است و به واسطه این سریال وارد دنیای بازیگری شده است . او در کلاس های تئاتر فعالیت داشته است .
شهردار سابق سلامت و مشغول زندگی جدید است !
شهردار سابق سلامت و مشغول زندگی جدید است ! - پس از اولین گفت وگوی رسمی میترا استاد (نجفی) و تایید ازدواجش با محمدعلی نجفی، حالا شهردار سابق، در نخستین واکنش به جنجال ها، عکس تازه ای از خود و میترا استاد در اینستاگرامش منتشر کرده است.
تصاویری از لحظه ربوده شدن مرزبانان ایرانی در مرز میرجاوه
تصاویری از لحظه ربوده شدن مرزبانان ایرانی در مرز میرجاوه - گروه تروریستی جیش العدل نخستین تصاویر از حمله به پاسگاه مرزی در میرجاوه ۱۴ مهر امسال را منتشر کرد؛
روایتی دردآور از تن‌فروشی زنان در خیابان‌های تهران
روایتی دردآور از تن‌فروشی زنان در خیابان‌های تهران - سه نفر کنار هم حوالی میدان مادر ایستاده‌اند. زنی قد بلند که موهایش زمینه نسکافه‌ای دارد به هر ماشینی که بلندتر بوق می‌زند نزدیک می‌شود و قیمت را آرام و به سرعت بیان می‌کند. او می‌گوید: «... صد هزار تومان، تو ماشین ۷۰ هزار تومان، گروپ ۳۰۰ هزار تومان و جا هم داریم»، جملات کوتاه و بی‌تفاوت بیان می‌شود. جلوتر دختر کم سن و سالی که شاید ۱۶ سال هم نداشته باشد، ایستاده و از سرما نوک بینی‌اش قرمز شده است، با…
چالش جدید با نام «نوه آیت‌ا... یزدی»!
چالش جدید با نام «نوه آیت‌ا... یزدی»! - روز پنجشنبه تصویری در فضای مجازی منتشر شد که قابل تامل بود. زهرا تخشید نوه آیت‌ا... یزدی است که با انتشار تصویری که از دانشگاهش در نیویورک منتشر کرده بود، نوشت: «عکسی که دیروز عصر از دانشگاهم گرفتم با چراغ‌های همیشه روشنش».