جمعه ۲۷ مهر ۱۳۹۷ / Friday, 19 October, 2018

محمد و مقدم (۳)


وزير اسب را يدک کرد و روانه شد. بارى ديگر سه کبوتر بالاى سر محمد به پرواز درآمدند و يکى به ديگرى گفت:
- خواهر جان!
آن يکى جواب داد:
- جان خواهر!
- زين و لجام اين اسب طلسم شده است: اگر مقدم پا در رکابش گذارد مى‌سوزد و خاکستر مى‌شود، ولى اگر محمد اسب را بکشد، مقدم نجات مى‌يابد و اگر محمد مقدم را با خبر کند، خود به سنگ مبدل مى‌شود.
وزير به آنان نزديک شد و سلام کرد. مقدم بانگ برآورد که:
- چه اسب زيبائي! بگذار تماشا کنم!
وزير اسب را نزديک‌تر بود، ولى محمد شمشير از نيام کشيد و اسب را کشت.
وزير فرياد برآورد:
- پسر جان، چرا اين اسب را کشتي؟ حالا پادشاه مرا مى‌کشد!
محمد جواب داد:
- کشتم که کشتم! بادا بادا!
مقدم در فکر عميقى فرو رفت و به خود گفت: 'چرا محمد به اين کارها دست زده؟ خودش کوشيد تا اين زن نصيبم شد و بعد برج را خراب کرد و آب چشمه را گل‌آلود کرد و درخت را بريد و حالا هم اسب را کشت. آخر قيمت اين اسب صد تومان! خوب، عيبى ندارد، به خانه که رسيديم حسابى تلافى مى‌کنم!'
تا ايشان به قصر برسند، پادشاه درد عشق هجران را نتوانست تحمل کند و جان به جهان آفرين تسليم کرد. مقدم ديد که پدرش مرده است و خشم و کينه‌اى را که به محمد داشت از ياد برد. پدر مقدم را به خاک سپردند و به همه صدقه دادند.
آن شب محمد به خواب ديد که بارى ديگر سه کبوتر بالاى سرش به پرواز درآمده‌اند و يکى به ديگرى گفت: 'خواهر جان!' و ديگرى جواب داد: 'جان خواهر!' اولى گفت: 'اگر محمد در خواب است بايد بيدار شود و اگر بيدار است به حرف ما گوش دهد! اژدهائى به اين‌طرف مى‌آيد و مى‌خواهد مقدم را بخورد!'
محمد از بستر برجست و شمشير خود را برداشت و از خانه بيرون رفت و ديد اژدها دارد نزديک مى‌شود. محمد در کنار دروازه‌ى قصر نشست. اژدها او را ديد و فرياد برآورد:
- از سر راه من دور شو!
محمد پرسيد:
- اينجا چه کار داري؟
- بايد مقدم را بکشم!
- نمى‌گذارم!
- پس خودت را مى‌کشم!
محمد شمشير را به دو دست گرفت و در دهان اژدها کرد، به‌طورى که نوک شمشير به دم او رسيد و اژدها را به دو نيم کرد.
بعد محمد با شمشير خون‌آلود وارد قصر شد. در اين موقع مقدم بيدار شد.
- اى ملعون، حالا کارت به‌جائى رسيده که مى‌خواهى من و زنم را بکشي؟ الساعه نشانت مى‌دهم!
محمد گفت:
- من قصد کشتن تو را نداشتم.
- 'قصد نداشتي' کدام است؟ پس شبانه شمشير به‌دست اينجا چه کار مى‌کني؟ برج را خراب کردى چيزى نگفتمت، چشمه را گل‌آلود کردي، درخت را بريدي، خاموش ماندم، اسبى را که صد تومان مى‌ارزيد کشتي، باز سکوت کردم. خوب بگو ببينم اين وقت شب اينجا چه مى‌کني؟
محمد گفت:
- اى مقدم، گوش کن! اگر همه چيز را برايت بازگو کنم، ديگر مرا نخواهى ديد!
- دروغ نگو، اصلاً نمى‌خواهم حرفت را بشنوم؟
- خوب، باشد، حال همه ‌چيز را فاش مى‌کنم و مى‌گويم! آن برج طلسم شده بود و اگر تو در کنارش مى‌نشستى در شعله‌هاى آتش مى‌سوختى و به خاکستر مبدل مى‌شدي!
چون محمد اين سخنان را گفت تا زانويش سنگ شد.
مقدم بانگ زد:
- باور کردم، باورم کردم، ديگر نگو!
محمد گفت:
- نه، حالا ديگر همه‌ٔ ماجرا را نقل مى‌کنم. آن چشمه‌اى که آبش را گل‌آلود کردم و درختى که بريدم هم طلسم کرده بودند و اگر زير آن درخت مى‌نشستى به‌صورت گرگى درمى‌آمدي. اما علت کشتن اسب اين بود که پدرت عاشق همسرت شده بود و زين و لگام طلسم‌شده به اسب زده بود و اگر تو بر آن سوار مى‌شدى بى‌درنگ مى‌سوختى و خاکستر مى‌شدى و اين بود که اسب را کشتم. چون سخن محمد به اينجا رسيد تا سينه‌اش سنگ شد. بعد گفت:
- اما از کار امشب من فردا با خبر خواهى شد.
محمد اين را گفت و سر تا پايش سنگ شد.
مقدم و همسرش براى محمد عزا گرفتند و گريه‌زارى کردند. چون صبح شد بيرون رفتند و ديدند دم دروازه‌ٔ قصر اژدهائى افتاده و به دو نيمش کرده‌اند. مقدم به خانه شتافت و بر سر و سينه زد و فغان و زارى کرد که 'او از پدر من به من نزديک‌تر بود! چرا با او چنين کردم! پدرم عاشق زنم شده بود و مى‌خواست مرا بکشد و من نفهميدم! ' مقدم شب و روز بر سر و سينه مى‌زد و زارى مى‌کرد و مى‌گفت: 'چرا به دست خودم چينن حامئى را نابود کردم؟!' او يک ماه زارى و فغان کرد و سرانجام ديگر نتوانستند در آن خانه بمانند و به خانهٔ ديگرى نقل مکان کردند و خانه‌اى را که محمد در آن مانده بود با قالى فرش و درش را قفل کردند و هر بار که ميلشان مى‌کشيد قفل را مى‌گشودند و به آن اتاقى که محمد قرار داشت مى‌رفتند و گريه ‌و زارى مى‌کردند.
باري، زن مقدم پسرى زائيد. شبى به خواب ديد که سه کبوتر به‌طرف او پرواز کردند و يکى به ديگرى گفت: 'خواهر جان!' . آن ديگرى پاسخ داد: 'جان خواهر!' اولى گفت: اگر مقدم و همسرش پسر خود را در پاى محمد قربانى کنند، محمد زنده مى‌شود. اگر همسر مقدم خواب خود را براى کسى بازگو کند سنگ مى‌شود' .
صبح زن بيدار شد و در فکر فرو رفت که 'چگونه مى‌توانم خوابم را براى محمد نقل کنم و سنگ نشوم؟'
مقدم بيدار شد و دست و روى شست و صبحانه خورد و همسرش به او گفت:
- اى مقدم، براى محمد خيلى ناراحتم ـ آخر بيچاره به‌خاطر ما چه رنج‌ها که نکشيد! بيا، پسرمان را در پايش قربانى کنيم، شايد زنده شود!
مقدم گفت:
- آري، آري، مى‌دانم که حتماً زنده مى‌شود!
آن دو پسرشان را گرفتند و در پاى محمد قربانى کردند و محمد چشم گشود و گفت:
- در خواب شيرينى بودم! چرا بيدارم کردي؟
مقدم گفت:
- راستى راستي، عجب خوابي! آخر تو سنگ شده بودي! من پسرم را قربانى کردم و تو زنده شدي!
بارى ديگر سه کبوتر بر فراز سر محمد چرخ زدند و يکى گفت:
- خواهر جان!
آن ديگرى جواب داد:
- جان خواهر!
- وقتى که ما از اينجا پرواز کرده، رفتيم پرى به زمين مى‌افتد و اگر محمد آن پر را به گردن پسر مقدم بکشد، پسرک زنده خواهد شد.
کبوتران پرواز کرده رفتند. محمد پر را برداشت و روى بريدگى گردن پسرک کشيد و پسرک زنده شد.
مقدم به‌خاطر زنده شدن محمد و پسرش مجلس سرور بر پا کرد و جشن هفت روز و شب داير بود و همه خوشحال و خرم بودند.
- محمد و مقدم
- افسانه‌هاى کردى ـ ص ۳۱۹
- گردآورنده: م. ب. رودنکو
- مترجم: کريم کشاورز
- انتشارات آگاه، چاپ سوم ۱۳۵۶
- به نقل از: فرهنگ افسانه‌هاى مردم ايران ـ جلد سيزدهم ـ على اشرف درويشان ـ رضا خندان (مهابادي)، نشر کتاب و فرهنگ، چاپ اول ۱۳۸۲
مطالب مرتبط

کلمات در حال جستجو
فیلم جیغ , برنامه کرسی , فرامرز ریحان صفت , کوشا سپهر , ماهی یال اسبی , چشم رنگی , امید صفا , اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانش‌آموزان , فیلم تجربی , دشمنی عربستان با ایران ,

مقالات پربیننده امروز
اقتصاد و بازرگانی , صنایع نفت و گاز , بنزین / فروش بنزین تاکسی‌داران توجیه اقتصادی ندارد , بانک اطلاعاتی کتاب / کی آدم می‌شوی؟ , بانک اطلاعاتی کتاب / 'ندای دل عاشق' , سیاسی , جهان , سرزمین‌های اشغالی ـ فلسطین / هولوکاست غزه، بذر لقّی که سادات کاشت , بانک اطلاعاتی کتاب / مستمسک المسائل المنتخبه , بانک اطلاعاتی کتاب / عروسی سکوت , فرهنگ و جامعه , ادیان و مذاهب , قرآن / نمایشگاه صدقات , بانک اطلاعاتی کتاب / از جنس دیگر , بهداشت , دانستنی‌های پزشکی , تغذیه / اگـر بیـرون غـذا می خـوریـد‌ . . . ‏ , بانک اطلاعاتی کتاب / شرح ابن عقیل (جلد 1و2) ,

برخی منابع مهم خبری
tafahomnews.com روزنامه تفاهم , navad.net روزنامه نود , hamshahrilinks.org روزنامه همشهری , aparat.com آپارات , armanshargh.ir آرمان شرق , tasnimnews.com خبرگزاری تسنیم , donya-e-eqtesad.com دنیای اقتصاد , setarehnews.ir ستاره‌ها , javanonline.ir روزنامه جوان , pana.ir خبرگزاری پانا ,



وبگردی
فیلم | رسوایی جدید در رسانه ملی؛ مقصر فریب مردم کیست؟
فیلم | رسوایی جدید در رسانه ملی؛ مقصر فریب مردم کیست؟ - فیلم - پدری که در برنامه «فرمول یک» علی ضیا ادعا کرد به خاطر تامین هزینه‌های درمان فرزندش اقدام به فروش کلیه‌اش کرده، مردم را فریب داده است.
«بیان واضحات و تکرار مکررات» ؛ نتیجه 7 سال بودجه و تشکیلات و همایش و جلسه!
«بیان واضحات و تکرار مکررات» ؛ نتیجه 7 سال بودجه و تشکیلات و همایش و جلسه! - مثلاً سنت های الهی که در این سند آمده، در کتاب های درس بینش اسلامی دوره دبیرستان هم وجود دارد... واقعاً هزاران جلسه تشکیل داده اند که بدیهیاتی مانند خانواده بنیادی ترین واحد تشکیل دهنده جامعه است، انسان دارای اختیار است، جهان دارای نظام علّی - معلولی است، خداوند رحمان و رحیم است و ... را در سند بازنویسی کنند؟!
گلایه های جنجالی یک بازرگان با وزیر صنعت
گلایه های جنجالی یک بازرگان با وزیر صنعت - صحبتهای کنایه آمیز یک بازرگان با وزیر صنعت
ادامه داستان لُنگ و خانه سعدآباد
ادامه داستان لُنگ و خانه سعدآباد - ۱- خب چی میشه ولایتی بجای توصیه به لُنگ پوشی، بملت توصیه کنه تو سعدآباد مالک خونه بشن ویک سومشو وقف کنن؟ ۲- اینجور واینجا صاحبخونه شدن و بعد توجیه وقف، آدمو یادحافظ میندازه: فقیه مدرسه دی مست بود و فتوی داد که می‌حرام، ولی بِه زمالِ اوقاف است
عبدی : آقای ولایتی با خانه هزارمتری کنار کاخ سعدآباد حالا مردم رابه نان خشک خوردن دعوت می‌کنند
عبدی : آقای ولایتی با خانه هزارمتری کنار کاخ سعدآباد حالا مردم رابه نان خشک خوردن دعوت می‌کنند - حالا مردم رابه نان خشک خوردن دعوت می‌کنند؟مردم نیازی به این توصیه‌هاندارند اگرلازم باشد آن‌قدر شرف دارندکه از خودشان دفاع کنند ولی این دفاع،منحصربه دفاع دربرابر دشمنان خارجی نمی‌شود که باید وضعیت خیلی‌ها رادر داخل هم بررسی کرد.
فیلم | حمله به پلیس در اهواز به درگیری مرگ‌بار انجامید!
فیلم | حمله به پلیس در اهواز به درگیری مرگ‌بار انجامید! - فیلم - حمله فرد متهم در بازار پرنده فروشان اهواز به پلیس آگاهی منجر به درگیری مرگبار شد.
ماجرای عجیب منزل های مسکونی در همسایگی کاخ سعد آباد
ماجرای عجیب منزل های مسکونی در همسایگی کاخ سعد آباد - ماجرای عجیب دو منزل مسکونی در همسایگی کاخ سعدآباد و حسین فریدون و نهاد ریاست جمهوری
فیلم | لحظه حمله جن‌ها به یک مرد در کرج! (۱۶+)
فیلم | لحظه حمله جن‌ها به یک مرد در کرج! (۱۶+) - فیلم - به تازگی شخصی در فضای مجازی فیلمی منتشر کرده که مردی ادعا می کند در پارکینگ خانه اش مورد حمله جن ها قرار گرفته است.
فیلم | درس خجالت‌آوری که یک توریست به ایرانی‌ها می‌دهد!
فیلم | درس خجالت‌آوری که یک توریست به ایرانی‌ها می‌دهد! - فیلم - پاول یک توریست اهل چک است که با موتورسیکلتش دنیا را می گردد و یک هفته در ایران اقامت داشته است. ویدئوی سلفی که او در طبیعت ایران از خود و اقدام پسندیده اش منتشر کرده برای همه ایرانیان جای تامل دارد.
فیلم | جنازه غرق در خون ملکه زیبایی عراق (۱۶+)
فیلم | جنازه غرق در خون ملکه زیبایی عراق (۱۶+) - فیلم - قتل مدل و ملکه زیبایی عراق از روز گذشته سوژه رسانه ها شده و پلیس تحقیقات ویژه ای را برای دستگیر قاتل وی انجام داده است. تصاویر منتشر شده از جنازه غرق در خون وی را در ویدئوی زیر می بینید.
جنجال بنر سربازان اسرائیلی در شیراز
جنجال بنر سربازان اسرائیلی در شیراز - عکس این بنرکه گفته می‌شود نمایشگر تصویری از سربازان رژیم صهیونیستی است طی روزهای اخیر در فضای مجازی دست به دست می‌شد و واکنش‌هایی به همراه داشت.
عکسی آموزنده از سفر نیویورک
عکسی آموزنده از سفر نیویورک - پوشه‌های پُر از برنامه فرانسوی‌ها در برابر دستان خالی تیم ایرانی. به کاغذ ها و پرونده های موجود روبه روی تیم فرانسه دقت کنید!
ویدئوی جنجالی وزیر بهداشت؛ #خودت_بمال / تمسخر و تحقیر بیمار نیازمند توسط وزیر
ویدئوی جنجالی وزیر بهداشت؛ #خودت_بمال / تمسخر و تحقیر بیمار نیازمند توسط وزیر - وزیربهداشت بهترین توصیه رو به اون پیرمرد بیچاره کرد که گفت: خودت بمال. پیرمرد باید دستش رو محکم می‌مالید به گوش وزیر تا یک بار هم که شده از تخت اخلاق فرعونی بیاد پایین
نیاز شدید تلویزیون به بدحجابها در روزهای خاص
نیاز شدید تلویزیون به بدحجابها در روزهای خاص - کاش در این میان یکی به ما بگوید که بالاخره بی حجاب بد است، خوب است؟ چه زمانی بد است؟ چه زمانی خوب است؟
حال فعلی ! یا ناتوانی در تشخیص حال قبلی
حال فعلی ! یا ناتوانی در تشخیص حال قبلی - حمید رسایی عضو جبهه پایداری در صفحه شخصی خود در شبکه توییتر نسبت به اهانت زشت امیر تتلو به امام حسین (ع) و 72 تن از یاران باوفایش واکنش تندی نشان داد.
ویدئو/ وحشت پزشکان از تولد نوزاد تک چشم در اندونزی (۱۶+)
ویدئو/ وحشت پزشکان از تولد نوزاد تک چشم در اندونزی (۱۶+) - پزشکان هنگامی که یک نوزاد دختر اندونزیایی را در یکی از بیمارستان های این کشور به دنیا آوردند بسیار وحشت زده شدند. نوزاد تازه متولد شده با یک چشم بزرگ روی پیشانی اش متولد شد و پس از هفت ساعت درگذشت.
بازنشر نامه استاد به امیر تتلو! / معیار تشخیص حق از باطل گشته ای !
بازنشر نامه استاد به امیر تتلو! / معیار تشخیص حق از باطل گشته ای ! - فردی به نام علی‌اکبر رائفی‌پور كه رسانه‌‌های اصولگرا از او به عنوان «استاد، محقق و پژوهشگر» یاد می‌كنند! در تاریخ 29 اردیبهشت 96 (در كوران انتخابات ریاست‌جمهوری) در نامه‌ای سرگشاده به امیرحسین مقصودلو (تتلو) نوشت: «امیر جان بخوان، تو باید بخوانی، عیبی ندارد! سرت را بالا بگیر و خدا را شکر کن که به واسطه تو این همه نفاق را آشکار کرد! دلت محکم باشد پهلوان! تو فقط بخوان، بخوان
جنجال احمد خمینی در VIP عزاداری حسینی
جنجال احمد خمینی در VIP عزاداری حسینی - انتشار عکس‌های نشستن احمد خمینی زیر کولر در بخش وی‌آی‌پی هیات که پوششی شیشه‌ای دارد و از سینه‌زنان جداست، پس از توضیح او که گفت آن جایگاه مربوط به «روحانیون درجه یک و دو قم» است و «اون بالا معممین میشینن که لباسشون چون زیاده باعث گرمازدگی نشه»، با واکنش‌های تندتری هم همراه بود.
واکنش جالب رهبری به روبوسی کیارستمی با داور خانم جشنواره کن!
واکنش جالب رهبری به روبوسی کیارستمی با داور خانم جشنواره کن! - واکنش جالب مقام معظم رهبری به روبوسی کیارستمی با خانم داور جشنواره کن از زبان عزت الله ضرغامی