پنج شنبه ۳ خرداد ۱۳۹۷ / Thursday, 24 May, 2018

نمونهٔ نثر سادهٔ عوفی (۲)


   مولانا قطب‌الدين سرخسى
قُطب‌ِ فلک علم و دُرّ درياى دانش و اختر آسمان براعت و گوهر کان بلاغت؛ وى استاد فضلاء ماوراءالنهر بود، و در اوايل حال که در سمرقند بود و تحصيل مى‌کرد در غايت قلت حال و ضيق مجال بود، و کتابت کردى و وجه معاش او از اُجرت آن بودى شنيدم که گفت: وقتى ضُجرت بر من مستولى شد و تنگدستى جهان فراخ را بر من تنگ کرد و کار به درجه‌اى رسيد که اِزارى بفروختم و به نان بدادم، عزم کردم که به اِنتجاع (انتجاع از مادهٔ 'جوع' به معنى طلب دفع جوع و جلب فايدهٔ دنياوي) روم در روستاها چنان‌که ائيمه ديگر دق مى‌کنند (دق کردن اينجا ظاهراً کنايه از 'اظهار افلاس کردن' باشد -دق‌الشيء: اظهره (اقرب‌الموارد) و در فارسى اين کلمه به نادر استعمال مى‌شود) تا بدان وجه خود را نانى به حاصل کنم. بر اين عزم در مسجدى رفتم و نماز استخارت گزاردم و همان‌جا به فکر فرو شدم و در آن فکرت جاسوسان حواس ساکن شدند و اجزاء در مقام استرخا نظامى گرفت و اطراف اعظا در موقف قرار آرامى به حاصل کرد، در اثناءِ آن خوابى ديدم که ظاهر آن‌صورت تَرَحى داشت اما موجب آن فرحى بود، خيال چهرهٔ روز بود در زير حلهٔ شب پنهان شده و نشان صورت دولت بود در پس پردهٔ محنت منزوى گشته و صورت آن‌چنان بود که خود را ديدم بر بامى بلند، ناگاه از گوشهٔ اين بام درگشتم و در هوا شدم و خواستم که بر زمين آيم و خوفى و هراسى عظيم بر من غالب شد و دل از جان برگرفتم، ناگاهى دو دست ديدم که در هوا مرا بگرفت و در رواقى نگاهداشت چون در اثناء نوميدى فرجى روى داد آوازى شنيدم که: اين دو دست مجيرالدين است.
از خواب درآمدم و چون خوابى راست بود با خود آن تعبير کردم و گفتم مرکز خالى نبايد گذاشت و هر آينه تعبير اين خواب پيدا آيد. بعد از مدت اندک شنيدم که به جهة کتابخانهٔ سرپل بازارچه (۱) ، تهذيب اَزْهَرى به خط مصنف از دارالکتب مرو آورده‌اند و کاتبى به جمال فضل مى‌طلبند. چون هيچ‌کس را آن قوت نبود که او را (اينجا صنعت التفات است يعني: گوينده را)، چه اگر فضلا بودند که آن را نيکو بدانستند از خط ايشان وافر نبودى و اگر خط نيکو بودى اهليت آن نداشتند، بدو ارسال کردند و صدر اجل مجيرالدين او را به خدمت خود بخواند و از فضل و هنر او معلوم کرد و دانست که ذات او جهان علم و کان فضل است او را به خدمت صدر سعيد عبدالعزيز بن عمر بن سيدالسادات برد، فرمودند تو اين ديده‌اى و از اينجا لغت استخراج توانى کرد؟ او تبسم کرد. چه او را فضل آن بود که مثل اين تأليف کند، فرمودند که صفحه‌اى ازين کتاب و استخراج لغات آن تحرير کرد و شعرى بر ترتيب حروف که بناءِ استخراج آن بدانست انشاء کرد و به خدمت فرستاد و چون اين فضل وافر بديدند اين کتاب بدو دادند و او را راتب نيکى مهيا گردانيدند و به‌تدريج محل او عالى و رتبت او سامى شد و کار او بالا گرفت و دبير صدر جهان شد، کتابخانهٔ سرپل بازارچه او را دادند، و پيش از آن در بخارا اشتغال محصلان در شرعيان (مراد از 'شرعيات' علوم دينى و از فضيلت آن است که امروز علوم ادبى گويند) بود و به فضليات کس التفات نکردى و در آن خوض نکردي، و چون اقبال او بديدند خلق بر تحصيل آن شيوه اقبال نمودند و من (يعنى عوفي،) در خدمت او تحصيل‌ها کرده‌ام.
(۱) . کتابخانهٔ سرپل بازارچه در بخارا بوده و شهرت داشته است - کتابخانه‌اى بوده است عمومى و مکرر از آن نام برده شده است از آن جمله يکى اينجا و يک‌بار هم در ص ۱۹ ج ۱ لباب‌الاباب عوفى از اين کتابخانه نام برده است.
وقتى از سمرقند نامه‌اى نوشته بود به نزديک خواجه امام ناصرالدين پسر خود -اين دو بيت در آنجا ديدم:
در غمت اى ناصر اى دو ديدهٔ روشن مردم چشمم به سان مردم آبى است
دل که ز عمهات مست بود، خرابست عاقبت مستى اى دو ديده خرابى است (۲)
(۲) . نقل از جلد ۱ لباب‌الاباب ص ۲۱۰-۲۱۱.
   حکايت شرف‌الدين حسام‌النسفى با خاقانى
از بزرگى شنيدم که در آن وقت که به سفر قبل رفته بود، چون به رى رسيد چنين اتفاق افتاده بود که خاقانى در رى بود، حسام‌الدين به زيارت او رغبتى کرد و به نزديک او شد، و عُمَر نوقاتى که استاد قرّا (۱) و داود دل‌ها بود، در خدمت او برفت، و چون به محاورهٔ يکديگر اُنسى گرفتند، خاقانى پرسيد که مولانا را لقب چيست؟ عمر نوقانى گفت مولانا شرف‌الدين حسام که به حسام بيان حق را شرح و باطل را شرحه کند، گفت، ساحب: نشکند (۲) ؟ مولانا سخت ازين سخن بشکست، چه او در انواع علوم دينى استاد بود و در هر فنى از آن مقتدي، او را به شعر پارسى نسبت کردن لايق منصب او نبود (۳) ، گفت آرى در اوايل ايام جوانى و عهد شباب که مظنهٔ نادانى باشد خاطر بدان شيوه بيرون شده است و ديرِست (۴) تا آن سَقطات را استغفار مى‌کنيم.
(۱) . قرا به ضم قاف و تشديد را جمع 'قاري' است ولى در اينجا ظاهراً ترکيب وصفى است نه اضافى و مراد 'قراء' به فتح قاف يعني: استاد خوب قرائت‌کننده است. قراء به فتح اول و تشديد ثانى و مد، اى الحسن‌القرائة جمع قراوون (اقرب‌الموارد) و اينجا در سجع همزۀ آخر ساقط مى‌شود به قرينهٔ 'داود دل‌ها' و حدس ما جائى نمى‌رود و نظاير بسيار دارد.
(۲) . اشاره به قصيده‌اى است که شرف‌الدين گفته و مطلع او چنين است:
هرگز نگار طره بهنجار نشکند تا بار عشق پشت خرد زار نشکند
(براى باقى قصيده رجوع کنید به: ج ۱ ص ۱۶۵ لباب‌الاباب).
(۳) . در عهد ساسانيان و در عصور اسلامى شاعرى پيشهٔ علما و ملوک و حکام نبوده و از نسبت به شاعرى باک داشته‌اند‌، چه مى‌دانيم که در آن ازمنه هنوز به ياد داشته‌اند که شعراء قديم مردمى تهيدست و دوره‌گرد و در شمار مطربان و نوازندگان محسوب بوده‌اند و هرچه بر عمر تمدن اسلامى گذشت مقام شاعران بالاتر رفت اما باز اين سابقه و پيشينه از ياد نرفت و با اين که پادشاهان و صدور و علما از گفتن شعر مانند قديم باک نداشتند لکن از نسبت به شاعرى تن مى‌زده‌اند خاصه علماى علوم دينيه و هنوز هم اين معنى در مشرق برقرار است.
(۴) . اصل: ديرى است بوده و ياء مجهول علامت تنکير طبق رسم‌الخط چنان‌که اشاره کرده‌ايم حذف گرديده است.
خاقانى گفت: اى مولانا بايست که تمامى ديوان من تراستى و آن يک قصيده تو مرا چه با آن که اکثر عمر ما بدين منوال مصروفست و فن و شيوهٔ ما اين، چندان که خواستيم تا يک بيت بدين منوال بياريم خاطر ما مسامحت نکرد. پس ساعتى بود غلامان درآمدند و پيش هر يک يکتاءِ اطلس و مُهر زر بنهادند، حسام‌الدين معذرتى کرد و گفت:
گنج‌ها بر دل خاقانى اگر عرضه کنند نُه فلک ده فلک آن چيز بود کاو بدهد
به تجبر نه به ذُل مال ستاند ز ملوک به تواضع نه منت سوى بدگو بدهد
چرخ خايد همه انگشت به دندان که چرا نيکمردى به بدان اين ‌همه نيرو بدهد
کار خاقانى، دولاب روان را ماند که ز يک سو بستاند ز دگر سو بدهد (۵)
(۵) . نقل از لباب‌الاباب ج ۱ ص ۱۶۸ طبع ليدن.
اگر بخواهيم در حکايت فوق قضاوتى کنيم، حق با خاقنى خواهيم دادن، زيرا انصاف آن است که قصايد خاقانى صدمرتبه از قصيدهٔ 'نشکند' شرف‌الدين که مقام خود را به سبب علوم دينى بالاتر از شاعران مى‌شمرده است از سخن خاقانى برآشفته و به تعريض لا بل به تصريح، به وى دشنام داده است و استاد بزرگوار از فرط بزرگوارى آن دشنام فرو خورده و به روى بزرگوارى خود نياورده و آن مدح مقرون به اغراق را دربارهٔ قصيدهٔ شرف‌الدين اظهار فرموده است، و بر سر آن ستايش، صلتى کرامند به هر دو مؤمن بخشيده است، چنين کنند بزرگان چو کرد بايد کار.
شيوهٔ عوفى شيوه‌اى مستقل و بارز نيست، گاه اسجاعى بارد مى‌آورد و عباراتى متکلفانه به‌کار مى‌برد و گاهى نيز نثرى رايق و عباراتى لايق مى‌نگارد، و به روى هم هثر او نثرى يک‌دست نيست، و گويا به سبب کثرت مطالعه و مراجعه به کتب گوناگون براى تأليف کتاب 'جوامع‌الحکايات و لوامع‌الحکايات' به اين روز افتاده است و بايد شيوهٔ خاص او را در 'لبا‌ب‌الاباب' جستجو کرد.
مطالب مرتبط

کلمات در حال جستجو
تملک , محسن سیف , سنت های محلی , جلاس رادیو و تلویزیون های اسلامی , ۱۷ هزار شهید ترور , حامد البخیتی , سرکنسولگری ایران در دوبی , لغو کنسرت وحید تاج , مبارزه باچاقی , جسد تشریح شده ,

مقالات پربیننده امروز
موفقیت , همسران , همسران / او در نفهمیدن حرف شما مقصر نیست! , بانک اطلاعاتی کتاب / قصه‌های من و بابام: شوخیها و مهربانیها , کامپیوتر و فناوری‌اطلاعات , سخت‌افزار / راهنمای خرید یک Laptop , شخصیت‌ها , علمی , دانشمند، استاد و اندیشمند / ابوریحان محمد بیرونی , بانک اطلاعاتی کتاب / شرکت هیولاها , بانک اطلاعاتی کتاب / فلسفه دین , بانک اطلاعاتی کتاب / القرآن الکریم , بهداشت و درمان , تغذیه و سلامتی , چاقی / خطر رژیم‌های غیرمتعادل لاغری , شخصیت‌ها , فرهنگی و هنری , ادیب / ابوالقاســـــــــم فندرسکی را میشناسید؟ , موفقیت , کار , آرامش / تسلط بر کارها ,

برخی منابع مهم خبری
rasad.org رصد , irdiplomacy.ir دیپلماسی ایرانی , kojaro.com کجارو , siasatrooz.ir روزنامه سیاست روز , seemorgh.com سیمرغ , e-estekhdam.com ای استخدام , ettelaat.com روزنامه اطلاعات , farheekhtegan.ir روزنامه فرهیختگان , vaghayedaily.ir روزنامه وقایع اتفاقیه , tabnak.ir تابناک ,



وبگردی
نخل طلای کن در فرودگاه به جعفر پناهی رسید
نخل طلای کن در فرودگاه به جعفر پناهی رسید - عوامل فیلم «سه رخ» با استقبال جعفر پناهی به ایران بازگشتند و جایزه جشنواره فیلم کن را به او رساندند. جعفر پناهی به همراه نادی ساعی ور، برای فیلم "سه رخ" جایزه بهترین فیلمنامه جشنواره فیلم کن امسال را دریافت کردند اما به دلیل آنکه پناهی ممنوعیت قانونی برای خروج از کشور داشت، موفق به حضور در جشنواره و دریافت جایزه نشد.
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد!
آزاده نامداری هم گزارشگر فوتبال شد! - در ادامه حضور چهره های شناخته شده در کمپین "خانم گزارشگر"، این بار آزاده نامداری مجری تلویزیون تلویزیون اقدام به گزارش فوتبال کرد. او برای این کار بازی خاطره انگیز ایران - استرالیا در مقدماتی جام جهانی 98 فرانسه را انتخاب کرده است که گزارش ضعیف او با انتقادات فراوانی مواجه شده است، تا حدی که وبسایت مربوط به این کمپین ویدئوی گزارش این او را از سایت حذف کرد.
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی
عکسی عجیب و جنجالی از سید ابراهیم رئیسی - عکسی از حضور سید ابراهیم رئیسی در مراسمی ویژه منتشر شده است که گفته می شود متعلق به کنفرانس افق نو در مشهد بوده است. در این عکس حرکات عجیب خانمی با لباس های قرمز، چفیه بر گردن و پرچم در دست در مقابل ابراهیم رییسی به چشم می خورد که توجه کاربران بسیاری را در شبکه های اجتماعی جلب کرده است!
حمله ماموران شهرداری به پلیس راهور!
حمله ماموران شهرداری به پلیس راهور! - حمله ور شدن ماموران سد معبر شهرداری به ماموران راهنمایی رانندگی
دستگیری معروف ترین شرور تهران، در ۵۰۰ متری مرز ترکیه
دستگیری معروف ترین شرور تهران، در ۵۰۰ متری مرز ترکیه - شرور سطح یک که در آخرین اقدام خود یکی از دوستانش را در منطقه ولنجک به قتل رسانده بود؛ در ۵۰۰ متری مرز ترکیه دستگیر شد.
لحظه ریزش وحشتناک کوه در جاده هراز!
لحظه ریزش وحشتناک کوه در جاده هراز! - ریزش ناگهانی کوه که توسط مسافران به ثبت رسیده است...!
همسر محسن افشانی با ریش و سبیل در استادیوم آزادی دستگیر شد
همسر محسن افشانی با ریش و سبیل در استادیوم آزادی دستگیر شد - قبل از شروع بازی تیم‌های پرسپولیس و الجزیره یکی از بازیگران سینما کشورمان قصد داشت به همراه همسرش وارد ورزشگاه آزادی شوند که این دو نفر توسط نیروهای انتظامی بازداشت شدند.
فیلم | خسرو معتضد: جسد مومیایی قطعا متعلق به رضاخان است
فیلم | خسرو معتضد: جسد مومیایی قطعا متعلق به رضاخان است - فیلم - در ویدئوی زیر بخشی از صحبت های خسرو معتضد، مورخ را می شنوید که نتیجه تحقیقاتش را درباره مومیایی پیدا شده در حرم حضرت عبدالعظیم بیان می کند.
پهلوانان این روزهای ما
پهلوانان این روزهای ما - تصویری زننده و به شدت ناراحت کننده بر جا مانده از مسابقه انتخابی تیم ملی کشتی ایران که به کتک کاری و جنجال کشید. خانواده عبدولی باز هم پای ثابت این درگیری بود که چهره ورزش پهلوانی ایران را تیره کرد
(ویدئو) تشویق اصغر فرهادی در جشنواره کن توسط بزرگان سینمای جهان
(ویدئو) تشویق اصغر فرهادی در جشنواره کن توسط بزرگان سینمای جهان - در این ویدئو تشویق اصغر فرهادی و پنه لوپه کروز، خاویر باردم و دیگر عوامل فیلم «همه میﺩﺍنند» در جشنواره کن توسط بزرگان سینمای جهان را مشاهده می‌کنید.
فیلم حجوم داعشی‌های حاتمی کیا به یک مرکز خرید و وحشت و اعتراض مردم
فیلم حجوم داعشی‌های حاتمی کیا به یک مرکز خرید و وحشت و اعتراض مردم - عوامل فیلم «به وقت شام» روز گذشته با حضور عجیب و رعب آور در پردیس سینمایی کوروش مردم را وحشت زده کردند. در این حرکت تبلیغاتی بازیگران نقش داعش، با گریم و پوشش داعشی ها، سوار بر اسب راهی پردیس سینمایی کوروش شدند و با حضور در مرکز خرید و فودکورت مجموعه، رفتارهای عجیبی نشان دادند که باعث وحشت و اعتراض مردم شد.
تصاویر مخفی از بزرگترین مرکز فروش مواد مخدر در جنوب تهران / فیلم
تصاویر مخفی از بزرگترین مرکز فروش مواد مخدر در جنوب تهران / فیلم - این گزارش حاوی تصاویری از بزرگترین مرکز فروش و مصرف مواد مخدر در جنوب شرق تهران است که مخفیانه ضبط شده‌است.
کشتار اسب‌های کولبران / فیلم
کشتار اسب‌های کولبران / فیلم - متاسفانه طی یک ماه گذشته دستکم سه نوبت و هر نوبت دستکم 30 اسب باربر متعلق به کولبران در جنگل میرآباد شهرستان اشنویه با شلیک گلوله از پای درآمده‌اند.
سید احمد خمینی معمم شد
سید احمد خمینی معمم شد - سید احمد خمینی فرزند آیت‌الله سید حسن خمینی در حضور جمعی از علما و پدر و پدربزرگ خود در حسینیه جماران معمم شد.
دختران پرسپولیسی با ریش و سبیل در ورزشگاه آزادی!
دختران پرسپولیسی با ریش و سبیل در ورزشگاه آزادی! - امروز عکسی از 5 تماشاگر بازی روز گذشته در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی منتشر شده که نشان می‌دهد 5 دختر جوان با گریم‌های عجیب و حرفه‌ای خودشان را به عنوان پسر جا زده و وارد ورزشگاه شده‌اند.
اگر با وجود این مشکلات ملت قیام کند همه ما را به دریا خواهد ریخت
اگر با وجود این مشکلات ملت قیام کند همه ما را به دریا خواهد ریخت - از ملتی که ستون فقراتش شکسته انتظار مقاومت دارید؟ بسیاری از کشور فرار کردند یا جای فرار خود را فراهم آوردند اما ما جای فرار نداریم
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس!
جنجال ویدیو دختر بازیگر روی کول بازیکن پرسپولیس! - عکس و ویدیویی منتسب به ستاره پرسپولیس فرشاد احمدزاده و ترلان پروانه بازیگر سینما و تلویزیون در فضای مجازی منتشر شده است. عجب پاپراتزی‌هایی داریم!