چهارشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۶ / Wednesday, 17 January, 2018

خو


خواب بامدادى مانع روزى مى‌شود
رک: سحرخيز باش تا کامروا باشى
خواب برادر مرگ است
نظير:
از خواب قياس مرگ مى‌بايد کرد (خواجه عبدالله انصارى)
- حکيمان خواب را موت‌الاصغر خوانند (عنصرالمعالى)
- النّوم اخوالموت
خوابِ پاسبان چراغ دزد است
نظير:
چراغِ دزد خواب پاسبان است
- ز خواب پاسبان خوشدل شود دزد
خواب تلخ است در آن خانه که بيمارى هست٭
نظير: بيمارى بِهْ که بيمار دارى
٭ مى حرام است در آن بزم که هشيارى هست ............................. (صائب)
خواب زن چپ است
خواب مشت پُر کن نيست
نظير:
با خواب ديدن آبستن نشوند
- بى‌سود بوَد هر چه خورَد مردم در خواب (ناصر خسور)
- از حلوا حلوا گفتن دهن شيرين نمى‌شود
خوابِ نديده را پيش پيش تعمير نکن
رک: اوّل بچش بعد بگو بى‌نمک است
خواب هست از مرگ بدتر
نظير: خواب ديو است
خواجه آن است که باشد غم خدمتگارش٭
٭ دلربائى همه آن نيست که عاشق بکشد ........................... (حافظ)
خواجه اگر ريش داشت از پيش داشت! (عامیانه).
رک: يا رب مباد آنکه گدا معتبر شود
خوارى هر چيز ز بسيارى است
رک: هر چه بسيار شود خوار شود
خواستم خضر را ببينم به‌خوبى دچار شدم!
رک: صباح خاستم خضرى ببينم به خرسى دچار شدم!
خوب وِردى بر زبان آورده‌اى ليک سوراخ دعا گم کرده‌اى (مولوى)
شخصى در استنجا به‌جاى 'اللّهم اجعلنى من‌التوّابين و من‌المطهّرين' دعاى استنشاق يعنى 'اللّهم ارحنى رائحةالجنّة' را مى‌خواند. کسى سخن او را شنيد و گفت...
نظير:
دعا راست است اما سوراخ غلط است
- سوراخ دعا را گم کرده است
خوبى بکن تا خوبى ببينى
يکى بود يکى نبود، در روزگاران قديم، پادشاهى بود و يک پسر داشت، چندسالى پدر و پسر به خوشى با هم زندگى کردند، تا اينکه از قضاى زمانه پادشاه سوى چشمش کم شد، هر چه کحّال و حکيم آوردند نتوانستند پادشاه را مداوا کنند، پادشاه هم از کم‌سوئى چشمش، خيلى غصه مى‌خورد و به خودش مى‌گفت: 'اى دل غافل ديدى آخر عمرى، کور شديم' تا اينکه خبر دادند درويشى وارد شهر شده که کارهاى عجيب و غريبى مى‌کند شاه دستور داد او را حاضر کردند، درويش هم بعد از آنى که پادشاه را ديد گفت: 'تنها يک راه علاج داره، اونهم اينه که تو فلانه دريا، ماهى قرمزيه که بايد اون ماهى رو بگيرين و روغنشو پادشاه به چشم‌هاش بماله تا خوب بشه' . بعد از رفتن درويش پادشاه رو کرد به پسرش و گفت: 'جان پدر اين گره به‌ دست تو باز مى‌شه بايد همين حالا برى به جانب اون دريا و هرطور که شده ماهى قرمزو بگيرى و بياري' . پسر هم بعد از خداحافظى از پدر همراه چند تا غلام راه افتاد. شب‌ها و روزها هى رفت و رفت تا عاقبت رسيد لب همان دريائى که درويش گفته بود. تور ماهى‌گيرى را انداخت توى دريا و ساعت‌ها نشست تا اينکه ديد تور سنگين شده، فورى تور را بالا چشمش به يک ماهى بزرگ قرمز و خيلى خيلى قشنگ افتاد. آنقدر اين ماهى ققشنگ بود که پسر پادشاه حيفش آمد او را بگيرد، همين‌طور که ماهى توى تور اين طرف و آن طرف مى‌رفت و مى‌خواست خودش را نجات دهد، شاهزاده گفت: 'اى ماهى قرمز، تو اونقد قشنگى که حيفم مياد تو رو بگيرم، برو که در راه خدا آزادي' . تور را توى دريا خالى کرد، ماهى جستى زد و رفت زير آب، بعد هم به غلامانش دستور داد که برگردند. وقتى وارد شهر خودشان شدند، يکى از غلامان خودشيرينى کرد و يواشکى به عرض پادشاه رسانيد که پسرش ماهى را مخصوصاً نگرفته تا بتواند جاى پدر به تخت بنشيند، اوقات پادشاه خيلى تلخ شد، دستور داد با خوارى و خفت پسر را از شهر بيرون کنند. پسر بيچاره يکّه و تنها راهى کوه و صحرا شد و پاى پياده، گرسنه و تشنه راه افتاد و شب‌ها و روزها رفت و رفت و رفت تا سرانجام از گرسنگى و تشنگى وسط بيابان خدا بى‌حال و بى‌هوش افتاد، چند ساعت در عالم بيهوشى که يکوقت چشم باز کرد و ديد پيرمرد ژنده‌پوشى بالاى سرش نشسته، پيرمرد تا ديد که پسر به هوش آمد گفت: 'پسرم مثل اينکه از گشنگى و تشنگى اين‌جورى شدى؟' پسر سرى تکان داد و به زحمت بلند شد و نشست پيرمرد گفت: 'تو کى هستى و توى اين بيابون چه مى‌کنى؟' پسر سرگذشتش را براى پيرمرد تعريف کرد، پيرمرد پس از شنيدن حرف‌هاى پسر گفت: 'تو آدم خوش‌قلب و مهربونى هستى، اگه دلت مى‌خواد من و تو مى‌تونيم از همين ساعت پدر و پسر باشيم، با هم شريک بشيم و هر چه به‌دست بياريم قسمت کنيم، نصف تو نصف من' پسر قبول کرد و همان‌جا دست‌خطى نوشتند و هر دو امضاء کردند که از اين ساعت هرچه به‌دست بياورند با هم نصف کنند، دست‌خط را گذاشتند زير يک تخته‌سنگ و دوتائى با هم راه افتادند و رفتند تا به شهرى رسيدند.
پيرمرد و پسر دکان کفاشى باز کردند و کم‌کَمک کار و بارشان رونق گرفت و کفش‌هائى که مى‌دوختند مورد پسند مردم شهر واقع شد. يک روز غروب که پسر داشت از دکان به خانه مى‌رفت. رسيد پاى قصر پادشاه و با حسرت به در و ديوار بلند قصر چشم دوخت و به يادش آمد او هم روزگارى در چنين جائى زندگى مى‌کرده، در همين موقع ديد که يکى از پنجره‌هاى قصر باز شد و دخترى مثل قرص ماه سرش را از پنجره بيرون آورد و مردم را تماشا کرد. پسر يک دل نه صد دل عاشق دختر شد و دختر پادشاه هم پنجره را بست و رفت. پسر پادشاه که پسرخوانده کفاش شده بود ديگر از آن به بعد حال و احوال خودش را نمى‌دانست، غروب‌ها که مى‌شد مى‌آمد، پاى قصر و هى انتظار مى‌کشيد بلکه دختر بيايد دم پنجرهٔ قصر اما هرگز نتوانست براى مرتبه دوم دختر را ببيند، از آن طرف هم کفاش‌باشى که پيرمرد جهانديده‌اى بود، فهميد که پسرش عاشق شده، او را صدا زد و با هزار من بميرم و تو بميرى رازش را فهميد، وقتى‌که دانست قضيه از چه قرار هست گفت: 'اى بابا، دوست داشتن که گناه نيست، درسته که او دختر پادشاهه و تو پسر يک مرد کفاش ولى همه‌مون آدميم، تو غصه نخور من خودم هرطور شده کارى مى‌کنم که تو به مرادت برسي!' پسر تو دلش از اين سادگى پيرمرد خنديد، اما صبر کرد تا ببيند پيرمرد چه مى‌کند. روز بعد پيرمرد رفت به طرف قصر و به هزار زحمت رفت پيش پادشاه، پادشاه گفت: 'چه حاجتى دارى پيرمرد که نزد ما آمده‌اى؟' کفاش‌باشى قصه را گفت و پادشاه جواب داد: 'باشه من به شرطى حاضرم دخترم رو به پسر تو بدم که برام جواهراتى بيارى که نمونه اونا تو جواهرات من نباشه؟' پيرمرد يک ماه از پادشاه مهلت خواست مرخص شد، بعد هم به پسرش گفت: 'اگه خدا بخواد تا يه ماه ديگه تو داماد پادشاه مى‌شى، به شرطى که صبر کنى من برم به شهر خودم و هر چه که دارم بفروشم و جواهراتى رو که پادشاه خواسته بخرم!' پيرمرد رفت و بعد از بيست و نه روز آمد و روز سى‌ام با يک سينى پر از جواهر رفت پيش پادشاه. پادشاه وقتى‌که چشمش به جواهرات افتاد هوش از سرش پريد براى اينکه نظير آن جواهرات توى جواهراتش نبود، به ناچار فرمان عروسى داد و فرداى آن روز شهر را آذين بستند و هفت شب و هفت روز جشن گرفتند و پسر کفاش‌باشى شد داماد پادشاه
روز هشتم پيرمرد به پسرش گفت: 'حالا که به آرزويت رسيدى بيا از اين شهر به شهر ديگه‌اى بريم' پسر هم از پادشاه اجازه مرخصى خواست و همراه عروس و صد تا غلام و کنيز راه افتادند تا به شهر ديگرى بروند. رفتند و رفتند تا رسيدند به همان نقطه‌اى که چند سال پيش آن دست‌خط را نوشته بودند و زير تخته‌سنگ گذاشته بودند. شب را خوابيدند و صبح پيرمرد رو کرد به پسر و گفت: 'خوب جان پسر، حالا موقعيه که بايد هر چه که دارى با هم نصف کنيم' پسر هم قبول کرد و شروع کردند به نصف کردن چيزهاشان، غلام‌ها، کنيزها و طلاها و جواهرات همه دو قسمت شد، رسيد به اسب بسيار زيبائى که پسر خيلى دوستش مى‌داشت، پيرمرد گفت: 'اين اسب رو هم از وسط نصف کن!' اسب رو هم از وسط نصف کردند! دختر پادشاه ديد حالا است که نوبت به او مى‌رسد که او را نصف کنند! از خيال وغصه حالش به‌هم خورد و شروع کرد به قى کردن، در همين حال مار سياه‌رنگى از دهن دختر افتاد رو زمين! پيرمرد شروع کرد به خنده کردن و دستى به شانهٔ پسر زد و گفت: 'پسر جون! منظور من هم از قسمت کردن مال همين بود که اون مار سياه از شکم عروست بيرون بياد، من به مال و دارائى تو احتياج ندارم، بدان و آگاه باش، من همون ماهى قرمزى هستم که تو منو گرفتى و روى خوش‌قلبى و خوبى خودت در راه خدا آزاد کردى، تو به من خوبى کردى، منم ميباس بهت خوبى بکنم و ديدى که همه جا با تو بودم و تو رو به معشوقه‌ات رسوندم، حالا اين تو و اين هم عروس تو و آن هم کنيز و غلام و دارائى تو، بيا اين شيشه روغن رو هم بگير، ببر و به چشم پدرت بمال تا خوب بشه!'
(به نقل از تمثيل و مثل، ج ۱، صص ۸۷ ۸۹)
مطالب مرتبط

کلمات در حال جستجو
شماره تلفن بازیگران , حزب محافظه کار , ابوالفضل عرب‌پور , تست عملکرد , بدمینتون دختران هرمزگان , اتوبان شهید همت , سرمایه گذاران تسلیحات , رفع موانع تولیدی , اسکناس شب عید از هفته آینده در اختیار بانک‌ها قرار می‌گیرد , روئیت ,

مقالات پربیننده امروز
نشریات و مطبوعات / پزشکی / ماهنامه طبیب مردم / درد - سال پنجم شماره ۴۸، اسفند ۱۳۸۳ , بانک اطلاعاتی کتاب / فیلم‌های موزیکال کودکان: بررسی انتقادی و فیلم‌شناسی , علمی و آموزشی / آموزش و پرورش / مدیریت مدارس ـ معلمین / معلم شاهد , بانک اطلاعاتی کتاب / رایانه کار درجه 1 , بانک اطلاعاتی کتاب / بار و بنه: داستان , بانک اطلاعاتی کتاب / سی جزئ کامل قرآن کریم , علوم انسانی / کتابداری و اطلاع‌رسانی / كتابداران / نقش کتابداران مدارس در پیشرفت و پشتیبانی از سواد اطلاعاتی , بانک اطلاعاتی کتاب / کاشیکاری ایران: خط معقلی , بهداشت / تغذیه / خواص خوراکی‌ها / ماءالشعیر و فوائد‌ آن , خانه و خانواده / خانه‌داری / نکات خانه‌داری / از بین بردن لکه ها ,

برخی منابع مهم خبری
rooznamehsaba.ir روزنامه صبا , asrekhodro.com عصر خودرو , alef.ir الف , varzesh3.com ورزش سه , smtnews.ir روزنامه صمت , press.jamejamonline.ir روزنامه جام جم , vaghayedaily.ir روزنامه وقایع اتفاقیه , karyab.net کاریاب , iusnews.ir خبرنامه دانشجویان , mosalas.ir مثلث ,



وبگردی
مقایسه بودجه مراکز حوزوی با دانشگاه ها
مقایسه بودجه مراکز حوزوی با دانشگاه ها - به‌جز وزارت ارشاد، هیچ‌یک از این 40 ارگان و نهاد در قبال میلیاردها تومان بودجه‌هایی که دریافت می‌دارند پاسخگو نبوده نیستند.
ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار
ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار - ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار
فیلم/ گریه شدید وزیر کار در گفت‌و‌گوی تلفنی با خانواده خدمه نفتکش «سانچی»
فیلم/ گریه شدید وزیر کار در گفت‌و‌گوی تلفنی با خانواده خدمه نفتکش «سانچی» - علی ربیعی وزیر کار، رفاه و امور اجتماعی در گفت‌وگوی تلفنی با خانواده یکی از خدمه نفتکش «سانچی» اظهار همدردی کرد.
تصاویر هولناک از آخرین لحظات کشتی سانچی
تصاویر هولناک از آخرین لحظات کشتی سانچی - توقف عملیات خنک سازی و مهار آتش در شب گذشته، موجب رسیدن آتش به مخازن سمت چپ کشتی و انفجارهای شدید صبح امروز شد که در نهایت پس از چند ساعت به غرق شدن کامل نفتکش ایرانی انجامید.
از «خس و خاشاک» دیروز تا «آشغال» امروز
از «خس و خاشاک» دیروز تا «آشغال» امروز - این اتفاق بیشتر از هر موضوع دیگری سبب شد تا مردم یاد خاطرات سال ۸۸ بیفتند؛ آن زمانی که یک فرد با به زبان آوردن سخنانی ناشایست و بدون تفکر، مردمی را که برای بیان خواسته‌های‌شان به خیابان‌ها آمده‌ بودند، خس و خاشاک خواند و سبب شعله‌ور شدن آتش شد.
عدالت با  6 دلار در سال!
عدالت با 6 دلار در سال! - فیلم - رضا رشیدپور در برنامه حالا خورشید با کنایه به واریز سود سهام عدالت گفت: به خارجی ها نگوییم این سود سهام عدالت ماست، بگوییم ما روز شش دلاری مزگان داریم.
تحقیری که در دنیا میشویم / نفتکش ایرانی خدمه ایرانی با پرچم پاناما
تحقیری که در دنیا میشویم / نفتکش ایرانی خدمه ایرانی با پرچم پاناما - اگر از همه این ابهامات در خصوص مالکیت این کشتی که بگذریم، مهم‌ترین سوالی که این روز‌ها مطرح است، به آتشی باز می‌گردد که ظاهرا قرار نیست خاموش شود و یک هفته است که می‌سوزد. حریقی که اگر نبود حادثه پلاسکو، ممکن بود آن را ناشی از بزرگ بودن سانچی و حجم زیاد بارش بدانیم یا برعکس، از ناتوانی اطفاکنندگان در این ماجرا گلایه سردهیم، اما حالا به شکل گیری ابهامی بزرگ‌تر منجر شده...
ورود بی‌چادر و باآرایش به این بیمارستان ممنوع است
ورود بی‌چادر و باآرایش به این بیمارستان ممنوع است - خانم مسئول انتظامات جلوی درمانگاه بیمارستان بقیه‌الله ایستاده، جلوی زنان مانتویی را می‌گیرد و با گرفتن کارت شناسایی به آنها چادر می‌دهد. خیلی از زنان اینجا قبل از ورود به بیمارستان مانتویی هستند اما با گذشتن از در ورودی چادری می‌شوند.
کسی به ایرانی ها اهمیتی نمی دهد
کسی به ایرانی ها اهمیتی نمی دهد - ممکن است دود وارد محیط ایزوله ای شود که احتمالا دریانوردان در آنجا حضور دارند، پرسیده ایم چرا نجاتشان تا این حد طولانی شده است؟ گفته می شود چینی ها کم کاری می کنند ناراحتم از اینکه وقتی کشتی چینی تصادف کرد همه سرنشینان آن سالم هستند اما کسی به ایرانی ها اهمیتی نمی دهد.
عکس خواستگاری کریم انصاریفرد از دختر یونانی با زمرد گرانقیمت
عکس خواستگاری کریم انصاریفرد از دختر یونانی با زمرد گرانقیمت - رسانه های مطرح یونانی با انتشار تصاویری از رابطه عاطفی ملی پوش ایرانی باشگاه المپیاکوس با یک میلیاردر یونانی - آمریکایی پرده برداشتند و مدعی شدند این دو تصمیم خود را برای ازدواج قطعی کرده اند.
چرا حداد و ولایتی بیشتر از 50 شغل دارند؟
چرا حداد و ولایتی بیشتر از 50 شغل دارند؟ - بخشی از تکثر مسئولیت های بعضی چهره‌های سیاسی به بی‌اعتمادی نظام به افراد کارآمد برمی‌گردد و علت دیگر این موضوع، اعتماد غیرمعقول به این افراد است. با این حال این افراد هرچقدر هم که توانمند باشند، از نظر روان شناسی و انسان شناسی در بخشی از مسئولیت های خود ناموفقند.
فیلم نابغه ۱۰ ساله‌ طراح خودرو / قبلی هم انرژی هسته ای کشف کرده بود!
فیلم نابغه ۱۰ ساله‌ طراح خودرو / قبلی هم انرژی هسته ای کشف کرده بود! - فیلم - حسین عطایی ۱۰ سال دارد و در حوزه طراحی مفهومی خودرو فعالیت می کند. او ۶ اختراع ثبت شده دارد، مدرسه نمی رود و از دو شرکت تسلا و ولوو دعوت به همکاری شده است. او مشاور رییس سازمان برنامه و بودجه است. گفتگوی رضا رشیدپور با نابغه ١٠ساله طراحی خودرو را اینجا ببینید.
تست تصادف سمند در انگلیس / فقط با سرعت 50 کیلومتر در ساعت !
تست تصادف سمند در انگلیس / فقط با سرعت 50 کیلومتر در ساعت ! - تست برخورد جلوی خودرو با سرعت 50 کیلومتر در ساعت برای سمند TU5 ، توسط یکی از سازمانهای معتبر ارزیابی خودرو در انگلستان صورت گرفت.
کشور محل درمان آیت الله هاشمی شاهرودی مشخص شد (+عکس)
کشور محل درمان آیت الله هاشمی شاهرودی مشخص شد (+عکس) - سرانجام بعد از مدت ها سکوت درباره این که آیت الله سیدمحمود هاشمی شاهرودی برای درمان به کدام کشور رفته است، خبرگزاری اهل بیت(ع) از درمان رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در آلمان خبر داد و نوشت:
فیلم جنجالی از حجت الاسلام قاسمیان در کرمانشاه
فیلم جنجالی از حجت الاسلام قاسمیان در کرمانشاه - این فیلم حواشی زیادی را در فضای مجازی به همراه داشته است.
جنجال نیوشا ضیغمی: من اصلا ایشان را آدم حساب نمیکنم
جنجال نیوشا ضیغمی: من اصلا ایشان را آدم حساب نمیکنم - اولین قسمت از برنامه هاردتاک کاکتوس را با صحبت های جذاب نیوشا ضیغمی در مورد خانواده و همسرش ، ماجرای صحبت های جنجالی یک هواپیما ، 8 سال احمدی نژاد و ...
    پربازدیدها