چهارشنبه ۴ مهر ۱۳۹۷ / Wednesday, 26 September, 2018

در اظهار نمودن شیرین محبت خویش را به آن غمین مهجور


اثرها دارد این آه شبانه    ولی گر نیست عاشق در میانه
عجبها دارد این عشق پر افسون    ولی چون عاشق از خود رفت بیرون
چو بیخود از دلی آهی برآید    درون تیرگی ماهی برآید
چو بی‌خود آید از جانی فغانی    شود نامهربانی مهربانی
چو عاشق را مراد خویش باید    به رویش کی در وصلی گشاید
نداند کز محبت با خبر نیست    همی نالد که با عشقم اثر نیست
دلی باید ز هر امید خالی    درون سوز، آرزوکش، لاابالی
که تا با تلخ کامی‌ها برآید    مگر شیرین لبی را درخورآید
چو فرهاد آرزو را در درون کشت    کلید آرزوها یافت در مشت
به کلی کرد چون از خود کرانه    بیامد تیر آهش بر نشانه
نمود از دولت عشق گرامیش    اثر در کام شیرین تلخ کامیش
چنان بد کن شه خوبان ارمن    سر شکر لبان شیرین پر فن
شد از آن دشت مینا فام دلگیر    وزان گلگشت دلکش خاطرش سیر
به خود می‌گفت شیرین را چه افتاد    که جان با تلخکامی بایدش داد
نه وحش دشتم و نه دام کهسار    که بی دام اندر این دشتم گرفتار
گل بستانی آوردم به صحرا    ندانستم نخواهد ماند رعنا
گل صحرا تماشایی ندارد    طراوت های رعنایی ندارد
خدنگم را اسیر غرق خون به    به رنجیرم سر و کار جنون به
چه اینجا بود باید با دل تنگ    به سر دست و به پا خار و به دل سنگ
خود این می‌گفت و خود انصاف می‌داد    که جرم این دشت و صحرا را نیفتاد
به باغ آیم چو با جانی پر از داغ    گنه بر خود نهم بهتر که بر باغ
اگر دوزخ نهادی در بهشت است    چه بندد بر بهشت این جرم زشت است
کسی کش کام تلخ از جوش صفر است    به شکر نسبت تلخیش بی‌جاست
تو گویی از دلی آهی اثر کرد    که شیرین را چنین خونین جگر کرد
اگر دانم ز خسرو مشکل خویش    هوس را ره نیابم در دل خویش
همانا آن غریب صنعت آرا    که کار افکندمش با سنگ خارا
به سنگ اشکستنش چون بود دستی    دلم را زو پدید آمد شکستی
به چشم از دل پس آنگه داد مایه    ز نزدیکان محرم خواند دایه
بگفت ای زهر غم در کامم از تو    به لوح زندگانی نامم از تو
چه بودی گر نپروردی به شیرم    که پستان اجل می‌کرد سیرم
به شیر اول ز مرگم وا رهاندی    به آخر در دم شیرم نشاندی
چه درد است این که در دل گشته انبوه    دلست این دل نه هامون است و نه کوه
دمی دیگر در این دشت ار بمانم    به کوه ازدشت باید شد روانم
بگفتا دایه کای جانم ز مهرت    فروزان چون ز می تابنده چهرت
به دل درد و به جانت غم مبادا    ز غم سرو روانت خم مبادا
چرا چون زلف خود در پیچ وتابی    سیه روز از چه‌ای چون آفتابی
ز پرویز اربدینسان دردمندی    از اینجا تا سپاهان نیست چندی
به گلگون تکاور ده عنان را    سیه گردان به لشکر اسپهان را
عتاب و غمزه را با هم برآمیز    به تاراج بلا ده رخت پرویز
در این ظلمات غم تا چند مانی    روان شو همچو آب زندگانی
ز تاب زلف از خسرو ببر تاب    ز آب لعل بر شکر بزن آب
ز لعل آبدار و روی انور    به شکر آب شو بر خسرو آذر
دل پرویز شیرین را مسخر    تو تلخی کردی و دادی به شکر
نشاید ملک دادن دیگران را    سپردن خود به درویشی جهان را
شکر را گر چه در آن ملک ره نیست    که دور از روی تو در ذات شه نیست
ولی چون دزد را بینی به خواری    برافرازد علم در شهریاری
حدیث دایه را شیرین چو بشنفت    برآشفت و به تلخی پاسخش گفت
که ای فرتوت از این بیهوده گویی    به دل آزار شیرین چند جویی
مگر هر کس دلی دارد پریشان    ز پرویزش غمی بوده‌ست پنهان
مگر هرکس دلی دارد پر آتش    ز شکر خاطری دارد مشوش
مرا این سرزمین ناسازگار است    به پرویز و سفاهانم چکار است
ز پرویزم بدل چیزی نبوده‌ست    چنان دانم که پرویزی نبوده‌ست
من این آب وهوای ناموافق    نمی‌بینم به طبع خویش لایق
کجا با اسفهانم خوش فتاده‌ست    که پندارم در آن آتش فتاده‌ست
غرض اینست کز این آب و خاک است    که جان غمگین و دل اندوهناک است
چو باید رفت از این وادی به ناچار    کجا باید نمود آهنگ رفتار
تو کز ما سالخورد این جهانی    صلاح خردسالان را چه دانی
چو دایه دید پر خون دیده‌ی او    ز خسرو خاطر رنجیده‌ی او
به خود گفت این گل از بی‌عندلیبی    سر و کارش بود با ناشکیبی
اگر چه طبعش از خسرو نفور است    ولی آشفته‌ی او را ضرور است
مهی در جلوه با این نازنینی    نخواهد ساخت با تنها نشینی
گلی زینسان چمن افروز و دلکش    که رویش در چمن افروخت آتش
رواج نوبهارش گو نباشد    کم از مرغی هزارش گو نباشد
بگفتا گشت باید رهنمونش    که راه افتد به سوی بیستونش
مگر چون ناز او بیند نیازی    به گنجشکی شود مشغول بازی
مگر چون زلف او بیند اسیری    به نخجیری شود آسوده شیری
بگفت اکنون کزین صحرا به ناچار    بباید بار بر بستن به یکبار
صلاح اینست ای شوخ سمنبر    که سوی بیستون رانی تکاور
که صحرایش سراسر لاله زار است    همه کوهش بهار است و نگار است
مگر ، چون گشت آن صحرا نماید    گره از عقده‌ی خاطر گشاید
هم اندر بیستون آن فرخ استاد    که دارد در تن آهن جان ز فولاد
یقین زان دم که بازو بر گشوده‌ست    ز کلک و تیشه صنعتها نموده‌ست
به صنعت‌های او طبعت خوش افتد    که صنعتهای چینی دلکش افتد
در اینجا نیز چندی بود باید    که تا بینم از گردون چه زاید
حدیث دایه را شیرین چو بشنید    تبسم کرد و پنهانی پسندید
بگفتا گر چه اکنون خاطر من    به جایی خوش ندارد بار بر من
کز آن روزی که مسکن شد عراقم    همه زهر است و تلخی در مذاقم
ز پرویزم زمانی خاطر شاد    نبوده‌ست ای که روز خوش نبیناد
ولیکن چون هوای بیستون نیز    بود چون دشت ارمن عشرت انگیز
بباید یک دوماه آن جایگه بود    وزان پس رو به ارمن کرد و آسود
به حکمش رخت از آن منزل کشیدند    به سوی بیستون محمل کشیدند
ز بس هر سو غزالی نازنین بود    سراسر دشت چون صحرای چین بود
به سرعت بسکه پیمودند هامون    به یک فرسنگی از تک ماند گلگون
یکی زان مه جبینان شد سبک تاز    به گوش کوهکن گفت این خبر باز
چنین گویند کن پولاد پنجه    که بود از پنجه‌اش پولاد رنجه
میان بربست و آمد پیش بازش    نیازی برد اندر خود ر نازش
چنان کان ماه پیکر بد سواره    به گردن بر کشید آن ماه پاره
عیان از پشت زین آن ماه رخسار    چو ماهی کاو عیان گردد ز کهسار
به چالاکی همی برد آن دل افروز    به گلگون شد به چالاکی تک آموز
تو کز نیروی عشقت آگهی نیست    مشو منکر که این جز ابلهی نیست
اگر گویی نشان عشقبازان    تنی لاغر بود جسمی گدازان
ز عاشق این سخن صادق نباشد    وگر باشد یقین عاشق نباشد
کسی کو بر دلش چون عشق یاریست    برش گلگون کشیدن سهل کاریست
نه هر کوعاشق است از غم نزار است    بسا کس را که این غم سازگار است
مطالب مرتبط

کلمات در حال جستجو
تفتیان , هوشمند ترین , هشت بهشت , یک شهید و دو مجروح , جیانی هنیس , یادداشت توییتری , پرش ارتفاع , مجمع بین المللی , رعنایی , ائتلاف عربی غربی ,

مقالات پربیننده امروز
بهداشت و درمان , بیماریها , بیماری‌های استخوان و مفاصل / استئومیلیت وآرتریت چرکی , بانک اطلاعاتی کتاب / احترام متقابل‌! , بانک اطلاعاتی کتاب / بازپژوهی آیات فقهی قرآن , بانک اطلاعاتی کتاب / سوال‌های امتحانی طبقه‌بندی شده علوم تجربی سال سوم دوره‌ی راهنمایی تحصیلی , بانک اطلاعاتی کتاب / انفجار بزرگ خاموش - مجموعه مقالات دکتر یونس شکرخواه , بانک اطلاعاتی کتاب / تهانو , اجتماعی , خانه و خانواده , اقتصاد خانواده / راهنمای خرید عید , بانک اطلاعاتی کتاب / گوره‌زار، یادگاری از ایران باستان , بانک اطلاعاتی کتاب / مجموعه قصه‌های شب , بانک اطلاعاتی کتاب / شب وصال ,

برخی منابع مهم خبری
irna.ir ایرنا , mosalas.ir مثلث , sakhtafzarmag.com سخت افزار مگ , jahaneghtesad.com روزنامه جهان اقتصاد , navad.net روزنامه نود , emtiazdaily.ir روزنامه امتیاز , 7sobh.com روزنامه هفت صبح , banifilm.ir بانی فیلم , seemorgh.com سیمرغ , cinemapress.ir سینما پرس ,



وبگردی
ویدئوی جنجالی وزیر بهداشت؛ #خودت_بمال / تمسخر و تحقیر بیمار نیازمند توسط وزیر
ویدئوی جنجالی وزیر بهداشت؛ #خودت_بمال / تمسخر و تحقیر بیمار نیازمند توسط وزیر - وزیربهداشت بهترین توصیه رو به اون پیرمرد بیچاره کرد که گفت: خودت بمال. پیرمرد باید دستش رو محکم می‌مالید به گوش وزیر تا یک بار هم که شده از تخت اخلاق فرعونی بیاد پایین
نیاز شدید تلویزیون به بدحجابها در روزهای خاص
نیاز شدید تلویزیون به بدحجابها در روزهای خاص - کاش در این میان یکی به ما بگوید که بالاخره بی حجاب بد است، خوب است؟ چه زمانی بد است؟ چه زمانی خوب است؟
حال فعلی ! یا ناتوانی در تشخیص حال قبلی
حال فعلی ! یا ناتوانی در تشخیص حال قبلی - حمید رسایی عضو جبهه پایداری در صفحه شخصی خود در شبکه توییتر نسبت به اهانت زشت امیر تتلو به امام حسین (ع) و 72 تن از یاران باوفایش واکنش تندی نشان داد.
ویدئو/ وحشت پزشکان از تولد نوزاد تک چشم در اندونزی (۱۶+)
ویدئو/ وحشت پزشکان از تولد نوزاد تک چشم در اندونزی (۱۶+) - پزشکان هنگامی که یک نوزاد دختر اندونزیایی را در یکی از بیمارستان های این کشور به دنیا آوردند بسیار وحشت زده شدند. نوزاد تازه متولد شده با یک چشم بزرگ روی پیشانی اش متولد شد و پس از هفت ساعت درگذشت.
بازنشر نامه استاد به امیر تتلو! / معیار تشخیص حق از باطل گشته ای !
بازنشر نامه استاد به امیر تتلو! / معیار تشخیص حق از باطل گشته ای ! - فردی به نام علی‌اکبر رائفی‌پور كه رسانه‌‌های اصولگرا از او به عنوان «استاد، محقق و پژوهشگر» یاد می‌كنند! در تاریخ 29 اردیبهشت 96 (در كوران انتخابات ریاست‌جمهوری) در نامه‌ای سرگشاده به امیرحسین مقصودلو (تتلو) نوشت: «امیر جان بخوان، تو باید بخوانی، عیبی ندارد! سرت را بالا بگیر و خدا را شکر کن که به واسطه تو این همه نفاق را آشکار کرد! دلت محکم باشد پهلوان! تو فقط بخوان، بخوان
جنجال احمد خمینی در VIP عزاداری حسینی
جنجال احمد خمینی در VIP عزاداری حسینی - انتشار عکس‌های نشستن احمد خمینی زیر کولر در بخش وی‌آی‌پی هیات که پوششی شیشه‌ای دارد و از سینه‌زنان جداست، پس از توضیح او که گفت آن جایگاه مربوط به «روحانیون درجه یک و دو قم» است و «اون بالا معممین میشینن که لباسشون چون زیاده باعث گرمازدگی نشه»، با واکنش‌های تندتری هم همراه بود.
واکنش جالب رهبری به روبوسی کیارستمی با داور خانم جشنواره کن!
واکنش جالب رهبری به روبوسی کیارستمی با داور خانم جشنواره کن! - واکنش جالب مقام معظم رهبری به روبوسی کیارستمی با خانم داور جشنواره کن از زبان عزت الله ضرغامی
لحظه هولناک در چاه انداختن دختر بچه توسط پسرعمویش
لحظه هولناک در چاه انداختن دختر بچه توسط پسرعمویش - این فیلم که توسط دوربین های امنیتی گرفته شده لحظه به چاه انداختن دختر 5 ساله ای در اصفهان توسط پسر بچه ای کوچک را به تصویر کشیده است.
آشنایی با لامبورگینی! کاملا ایرانی
آشنایی با لامبورگینی! کاملا ایرانی - جوان خوش ذوق ایرانی لامبورگینی! تماما ایرانی را طراحی و تولید کرده است.
سلطان سکه
سلطان سکه - اولین جلسه دادگاه "وحید مظلومین" معروف به سلطان سکه به همراه ۱۴ نفر از همدستانش امروز در شعبه دو دادگاه ویژه مفاسد اقتصادی به ریاست قاضی زرگر و به صورت علنی برگزار شد.
ریحانه یا لیلا؟! / حاشیه سازی ریحانه پارسا بازیگر سریال پدر
ریحانه یا لیلا؟! / حاشیه سازی ریحانه پارسا بازیگر سریال پدر - با وجود اینکه چند روزی است سریال پر حاشیه "پدر" به پایان رسیده است، اما انتشار تصاویر ریحانه پارسا بازیگر نقش اول زن این سریال جنجال تازه‌ای به پا کرده است. این جنجال در حالی ایجاد شده که سازندگان سریال "پدر" به دنبال تولید فصل دوم آن هستند.
لیلای سریال "پدر" مدل شد / عکس‌ها
لیلای سریال "پدر" مدل شد / عکس‌ها - ریحانه پارسا، بازیگر نقش لیلا در سریال "پدر" فعالیت خودش را به عنوان مدل تبلیغاتی آغاز کرد. این بازیگر متولد سال 1377 است.