یکشنبه ۲ مهر ۱۳۹۶ / Sunday, 24 September, 2017

فرهنگی و هنری / ادبیات و شعر / داستان
دریا


دریاجاپاهایشان را امروز صبح، از ماشین که پیاده‌شدم، دیدم. جاپاها تا لب دریا می‌رفت و تا دریا، از جاده، شاید صد متری راه بود. درهای ماشین را قفل‌کردم و رفتم پی جاپا‌ها.
جا‌پا‌ها از کنار جاده شروع شده‌بود و ماشینی آن طرف‌ها نبود. شاید با یک وسیله‌ی نقلیه‌ی عمومی یا کرایه‌ای آمده بوده‌اند. زن در سمت راست مرد راه رفته‌بوده. فاصله‌ی پای چپ زن و پای راست مرد کمی بیش‌تر از یک وجب من بود. پس کاملن در کنار هم، چسبیده به هم و شاید دست در دست هم و حتا دست در کمر هم راه رفته‌بوده‌اند.
زن کفش‌های پاشنه‌بلندی به پا داشته. پاهای کوچکی داشته. کوچک و ظریف. ردِ کفش‌هایش کم‌عمق و خیلی کم‌عمق‌تر از ردِ کفش‌های مرد بود که بزرگ بود و پهن. زنِ کوچکی بوده. کم‌وزن و شاید کوتاه‌قد. و شاید عکسِ آن‌چه پیش‌تر فکرکردم بازوی مرد روی شانه‌هایش بوده نه دور کمرش. و مرد سنگین‌وزن، تنومند و چاق بوده. پای راستِ زن ردی عمیق‌تر از پای چپش جا گذاشته. پای راستش می‌لنگیده و این لنگی زیاد هم بوده. چند متری که رفته‌اند اختلافِ عمقِ جاپاهای زن کم شده که معلوم بود زن می‌خواسته کم‌تر بلنگد. شاید تا مرد نفهمد که او می‌لنگد. پس مرد و زن پیش‌تر همدیگر را نمی شناخته‌اند. یا دستِ کم آن قدر با هم نبوده‌اند که مرد از لنگیِ او با‌خبر شود. بیست متری همین‌طور رفته‌اند و یکهو جاپاهای زن، بعد از یک خط مورب نیم‌متری که به طرفِ مرد کج شده ناپدید شده‌بود. در این‌جا، مرد زن را به آرامی بلندکرده، نیم‌متری روی زمین کشیده و بعد کاملن روی دست بلندکرده‌بوده. جاپاهای مرد هم کمی عمیق‌تر شده‌بود که حدسم را تا’یید می‌کرد. مرد همین‌طور رفته‌بوده و بعد ... شاید از پنجاه متری تا دریا به بعد، پای راستش ردی عمیق‌تر جا گذاشته و این در حالی بوده که هنوز زن را روی دست‌هایش داشته.
مرد هم می‌لنگیده؟ نه ممکن نیست. مرد ادای زن را در‌آورده. مرد فهمیده که زن می‌لنگد و خواسته به او هم بفهماند که فهمیده. حتا شاید خواسته سر به ‌سرش بگذارد. و. . . زن؟ زن هم بعد از چند قدم مرد فهمیده. اول آرام بوده و این از جاپاهای مرتب و منظم مرد معلوم بود. اما بیست یا بیست و پنج‌ متر مانده به دریا، عصبانی شده و دست و پا زده بوده. به مرد گفته پایینش‌بیاورد و مرد خندیده و حتا چند لحظه‌ای هم ایستاده، چون یکی از جفت جاپاهایش عمیق‌تر، بزرگ‌تر و نامشخص‌تر بود که معلوم بود مرد توقف‌کرده و در جایش کمی لغزیده یا چرخیده. و بعد، پنج متری آن‌ورتر، یکهو همان جفت جاپای ظریف و کوچک ظاهر می‌شد که رو به جاپاهای مرد بود. زن، شاید به‌زور، پایین پریده و در مقابلِ مرد ایستاده بوده. با هم تند صحبت کرده بوده‌اند و شاید تنها زن تند صحبت‌کرده و مرد فقط خندیده بوده. زن تند برگشته و در یک خطِ باز هم مورب و نسبت به مرد، کج و به سمتِ راست، به طرف دریا ، دویده‌بوده که پانزده متری آن‌ورتر بود. جای پای راستش در این جا عمیق‌تر بود.
زن عصبانی بوده و از غیظ و شاید از لجِ مرد، پای راستش را محکم‌تر بر ساحل کوبیده و لنگانده‌بوده. همراه جاپاهای زن و تا حدود سه متر، جا پا های مرد دیده‌می‌شد که دنبالش رفته‌بوده و معلوم بود که با بی‌توجهی و بی‌اعتنایی. شاید یکی دوباری هم صدایش زده‌بوده و بعد که زن هم بی‌اعتنا، همان‌طور به طرف دریا دویده‌بوده، مرد همان‌جا، دقیقن همان‌جا و هفت یا هشت متری مانده به دریا نشسته‌بوده و زن، در دریا گم شده‌بود. محل دقیق نشستن مرد معلوم بود، که گاه چهارزانو و گاه چمباتمه نشسته‌بوده و نیز معلوم بود که بیش‌تر از یکی دو ساعت آن‌جا بوده. بعد خطِ پهن و عمیقی ، عمیق‌تر از رد پاها و به پهنای هیکلِ مرد، که حتمن چاق و تنومند بوده، از محل نشستن او، تا دریا رفته‌بود. مرد هم همان‌طور، نشسته، روی زمین خزیده و در دریا گم ‌شده‌بود. اما او نمی‌توانسته بدون کمک‌گرفتن از دست‌هایش، نشسته روی زمین بخزد و در دو طرف خطِ پهن، جای دستی دیده نمی‌شد، جز در لبِ دریا و یک متری مانده به دریا که در هر دو طرفِ خط، ردِ پنج انگشت دیده‌می شد که سخت در ساحلِ نرم و لزج فرو رفته و تا دریا کشیده شده‌بود. مرد، در آخرین لحظه‌ها و شاید در لحظه‌ای که پاهایش دیگر داخل آب بوده، به زمین چنگ انداخته‌بوده.
پس مسلمن او را به داخلِ دریا کشیده بوده‌اند و او شاید اوایل زیاد جدی نگرفته و مقاومتی نکرده‌بوده اما بعد فهمیده شوخی در کار نیست و به زمین چنگ انداخته‌بوده. یکی... یک نفر و نه بیش‌تر، پاهای مرد را کشیده و او را به داخل دریا برده بود. هیچ ردی از آن یکی جا نمانده بود. حتمن ردِ هیکل مرد، جاپاهای آن یکی را پوشانده و محو کرده‌بود. اگر بیش‌تر از یک نفر می‌بود جا پایی در اطرافِ ردِ پهنِ هیکل مرد می‌ماند. از طرفی، مطمئنم که آن زن کوچک و لنگ نمی‌توانسته مردی به آن چاقی و تنومندی را روی ساحل بکشاند و تازه، حریفش هم نمی‌شده. اما آن که مرد را به داخلِ دریا کشیده حتمن برای او آشنا بوده که او تا لبِ دریا جدی‌اش نگرفته و گذاشته تا آن‌جا بکشاندش. نمی‌دانم. نمی‌فهمم. بیش‌تر از هشت ساعت است که این‌جا هستم. از صبح. و چیزی هم نخورده‌ام. نیم ساعتی پیش که صدای رعد به خودم آورد و پشت سرم و جاده را نگاه‌کردم، ماشینم را ندیدم. برده بودندش و من متوجه نشده‌بودم. آسمان ِ دریا و جاده را ابرها قرق کرده‌اند و بوی باران در هواست.
و حالا سر ِجای مرد و در محلی که ابتدای ردِ هیکلش تا دریاست نشسته‌ام و فکر می‌کنم چند ساعتی دیگر اگر باران نبارد و تاریکیِ هوا مانع دیدنِ جاپاها نشود و کسی از این جاده‌ی خلوت لعنتی رد شود، ماشینش را همان‌جا نگاه خواهدداشت و دنبالِ جاپاها خواهدآمد. جاپاهای ما سه نفر: یک زن و دو مرد، که شاید به نظر او، با هم، به طرف دریا رفته‌اند و در آن، گم‌شده اند.
خالد رسول‌پور
منبع : رمز آشوب

مطالب مرتبط

کلمات در حال جستجو
اسپرا , باشگتاه خبرنگاران , عقاید داعش , روزنامه ایران , «خلیج فارس را بهتر بشناسیم» , ارایشی , اداره کل راهدارب , اقتصاد بخش خصوصی , کمیسیون ماده پنج , طرحهای گیاهان دارویی , یکبار , هک شدن شبکه اجتماعی , خطوط رانندگی , استحکامات جدید , شهیدان لطفی زاده , اداره کل بازرسی استان البرز , دو زوج کاشانی , 1480 , تضییع حق آبی کشور , فجر سپاسی , هکر ایرانی , سقوط جنگنده سعودی , عملکردذهنی , حمام تاریخی , خانواده در اسلام , اطلاعات فایل , سفر ترامپ به عربستان و اسراییل , ایمان پندی , همایش برجام , تیم ملی کشتی فرنگی آذربایجان , نیروهای کرد سوریه , هفته هفدهم لیگ برتر فوتبال , سجادی , تکمیل حفاری , نیروهای شهرداری , صنعت بیمه , موزه امیرلطیفی , سجده , احضار سفیر سوئیس , فدراسیون هاکی , چک بلامحل , دختر جهانگرد , رائف , ماهیگیر , تیم فوتبال الریان قطر , افتتاح تقاطع , الاسکا , سر لنین , یونایتدی , دکل مخابراتی ,

برخی از مطالبی که کاربران هم اکنون در حال خواندن آن هستند
مشاهده از لحاظ مستقیم یا غیرمستقیم بودن , گیاهچه , منوچهر مطیعی تهرانی , داستان‌سرائی , جدول مواد موجود در صد گرم مغز فندق , جنگ ظفار (۱۹۷۵ - ۱۹۶۳ میلادی) , ارتباط , ۱۹۳۵ م. تأسیس ایستگاه و استودیوی حقیقی تلویزیون در فرانسه , پند دادن خرگوش نخچیران را کی بدین شاد مشوید , همکاری‌های اقتصادی , ابعاد مهم سازماندهی تمرین , دهاتی و تاجرها(۲) , ای از گل رخسار تو خون در دل لاله , چشمه‌ها، استان چهارمحال وبختیاری , بند فیض‌آباد , منابع آب , بنای امام‌زاده طاهر و مطهر، روستای هزارخال‌كجور، نوشهر , قلم , این قصیده را برای شیخ اجل سعدی نوشت , گاز ,

برخی منابع مهم خبری
ashtidaily.com فرهنگ آشتی , sport.shafaqna.com شفقنا ورزشی , ireconomy.ir اقتصاد ایرانی , iranojahan.com ایران و جهان , farscinema.com فارس سینما , tarafdari.ir طرفداری , harfeno.com حرف نو , khabarnew.ir خبرنو , basirat.ir بصیرت , eramnews.ir ارم , asreazadi.com عصر آزادی , goal.com گل , rahemardomnews.com راه مردم , seratnews.ir صراط نیوز , dolatebahar.com دولت بهار , eghtesadnews.com اقتصادنیوز , asreertebat.com عصر ارتباط , bmi.ir بانک ملی , home.abrarnews.com روزنامه ابرار , beytoote.com بیتوته , rooziato.com روزیاتو , chtn.ir میراث آریا , etedaal.ir اعتدال , citna.ir سیتنا , hooshnews.com هوش نیوز , boursenews.ir بورس نیوز , kanoonnews.ir کانون پرورش فکری , bimehnews.ir بیمه , piroozionline.ir روزنامه پیروزی , vista.ir ملت ایران ,


وبگردی
آغداش تو را سننه !؟
آغداش تو را سننه !؟ - علی معلم دامغانی، رییس فرهنگستان هنر اخیرا نامه ای به روسای قوای سه گانه و وزرای ارشاد و اطلاعات و نیز فرمانده ‏ناجا ‏درباره 500 اثر هنری ضبط شده در این فرهنگستان نوشته است.‏
ازدواج قربانی اسید پاشی اصفهان
ازدواج قربانی اسید پاشی اصفهان - مرضیه ابراهیمی در جریان اسیدپاشی یکی از قرنیه‌هایش را از دست داد و بدنش نیز به‌ شدت آسیب دید و یک قسمت از سرش سوراخ شد.
پخش شدن محموله تریاک کف جاده در میناب
پخش شدن محموله تریاک کف جاده در میناب - فیلم پخش شدن محموله تریاک کف جاده و جمع کردن توسط مردم!
نگار جواهریان همسر رامبد جوان در خندوانه / فیلم
نگار جواهریان همسر رامبد جوان در خندوانه / فیلم - رامبد جوان همسر سوم خود نگار جواهریان را به خندوانه دعوت کرد.
مشاهده زندگی جدید خانم رهنما فعلآ بلامانع است / عکس
مشاهده زندگی جدید خانم رهنما فعلآ بلامانع است / عکس - عقد «بهاره رهنما» و همسرش در حرم امام رضا (ع)
تصاویر ازدواج مجدد بهاره رهنما
تصاویر ازدواج مجدد بهاره رهنما - بهاره رهنما که بیشتر کارهای او با مضمون ظنز و کمدی است . روز شنیه 4 شهریور با امیر خسرو عباسی ازدواج کرد.
اولین گفتگو با حمید صفت پس از دستگیری / تصاویر
اولین گفتگو با حمید صفت پس از دستگیری / تصاویر - حمید صفت خواننده رپ،پس از پنج ساعت انکار سرانجام در جریان تحقیقات پلیس به قتل پدرخوانده اش اعتراف کرد.
فیلم حضور تینا آخوندتبار در مسابقات بوکس!
فیلم حضور تینا آخوندتبار در مسابقات بوکس! - این بازیگر ایرانی که مدتهاست خبری از حضور او در عرصه هنر نیست برای اولین بار مقابل حریف چینی مسابقه داد.
جشن تولد ۶۰ سالگی مهرانه مهین‌ترابی
جشن تولد ۶۰ سالگی مهرانه مهین‌ترابی - جمعه ۲۰ مرداد بیست و پنجمین مراسم «تولد ماه» به مناسبت سالروز تولد مهرانه مهین‌ترابی، بازیگر سینما و تلویزیون، با حضور جمعی از هنرمندان در موزه هنرهای دینی برگزار شد.
حرکات عجیب احمدی  نژاد هنگام تعریف خاطرات بقایی از زندان!
حرکات عجیب احمدی نژاد هنگام تعریف خاطرات بقایی از زندان! - حرکات عجیب احمدی نژاد هنگام تعریف خاطرات حمید بقایی از دوران زندان کوتاه مدتش
آزاده نامداری تیتر یک پرتیراژترین روزنامه سوئیس/ عکس
آزاده نامداری تیتر یک پرتیراژترین روزنامه سوئیس/ عکس - روزنامه پرتیراژ عصر سوییس بنام بلیک که بصورت رایگان توزیع میشود ، این تیتر را برای آزاده نامدارى انتخاب کرد:دورویی!
چرا واکنش افکار عمومی به آزاده نامداری بی رحمانه است؟
چرا واکنش افکار عمومی به آزاده نامداری بی رحمانه است؟ - متاسفانه جامعه ما و نظام ها و نهادهای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی جامعه افراد را تشویق و حتی وادار می کنند چیزی غیر از آن خود واقعی خود باشند. اگر خانم نامداری خود را خیلی محجبه نشان نمی داد شاید این واکنش بی رحمانه نسبت به ایشان ایجاد نمی شد.
 اولین تصاویر از مهران مدیری و دخترش شهرزاد
اولین تصاویر از مهران مدیری و دخترش شهرزاد - مراسم افتتاحیه فیلم «ساعت 5 عصر» اولین ساخته مهران مدیری در حالی برگزار شد که شهرزاد دختر این کارگردان نیز در مراسم حضور داشت و برای اولین بار است که دختر مهران مدیری در چنین مراسمی حضور می یابد.
    پربازدیدها