سه شنبه ۲۶ دی ۱۳۹۶ / Tuesday, 16 January, 2018

فرهنگی و هنری / هنرهای نمایشی / نقد ـ معرفی
روایت بدون داستان


روایت بدون داستان"پیراهن هزار یوسف" چهارمین نمایشنامه ای است که در کتاب مجموعه نمایشنامه های دفاع مقدس از "ادبیات داستانی ۳" به قلم علیرضا حنیفی به چاپ رسیده و اتفاقا جزء آن دسته از آثار حنیفی است که اجراهای کمتری از آن نیز تا کنون بر روی صحنه رفته است.
"علیرضا حنیفی" در این نمایشنامه فضای کاملاً متفاومت و غریب یک آلونک در یک شهربازی را برای داستانش انتخاب کرده، که خانه شخصیتهای داستان اوست. "ممد" که یک جانباز شیمیایی با بدنی پر از ترکش و زخم است، سالها پس از جنگ در یک شهربازی مسئول چرخ و فلک است و همراه با همسرش "سهله" در این آلونک زندگی می کند.
در ابتدای نمایشنامه فضای غریب و چند گفتگوی ابتدایی تصور روایت یک داستان متفاوت در فضایی دیگر گونه را به ذهن متبادر می سازد؛ اما درست برخلاف این تصور "علیرضا حنیفی" نه تنها هیچ استفاده تازه و متفاوتی از فضا و مکان دیگرگونه اش نمی کند، بلکه حتی روایت و داستانی سطحی و بسیار تکراری را در آن مورد پرداخت قرار می دهد. در واقع تنها استفاده ای که او از این فضا – شهربازی – می کند، اول؛ تقابل جنگ و جدیت و خطرات آن با امروز پر از بازی و خنده دار- به نظر نویسنده- است و دوم؛ استفاده طعنه آمیز و نمادین از ابزاری مثل چرخ و فلک که امروز ممد به جای "آرپی جی" مسئول آن شده، است.
در چند صفحه اول نمایشنامه حنیفی مخاطب با هیچ اتفاق و رویدادی مواجه نیست؛ تنها چیزی که در مدت زمان طولانی ابتدای داستان روی می دهد روایت گفتاری نارضایتی "ممد" از شرایط اش است و اینکه او اصلا دوست ندارد "ممد فان فاری" باشد و چرخ و فلک بچرخاند.
در این ابتدای طولانی قهرمان مدام غر می زند، ناسزا می گوید و دلتنگی اش برای جبهه و جنگ را با سروصدا و داد و بیداد و بد و بی راه بر سر همسرش نشان می دهد. دلتنگی "ممد" برای جبهه و بچه های خط تنها چیزی است که در کنار اصرارهای بی دلیل همسر او و بیماری خودش در صفحات اول نمایشنامه بدنبال هم در تکراری بیهوده دنبال می شود و تازه در ادامه این تکرارها تنها خلاقیتی که نویسنده به کار برده، آوردن وقایع و خاطرات و گفتارهای جنگ به زندگی امروز است. شگردی که حتی تنها نقطه ممکن ارتباط مناسب مخاطب با رویدادهای نمایشی – زندگی واقعی آدمها- را هم قطع می کند:
-ممد: سهله، بعضی وقتا آدم از تنهایی می شه اون تک تیراندازی که پشت تیربار تیر تراشش کردن و انگشتش روی ماشه قفل شده. هی دلش می خواد که حرف بزنه، حرف بزنه. دیگه غریبه و آشنا براش فرق نمی کنه... حالیته!
تازه بدتر از این آنجاست که زن و شوهر داستان در آلونک کوچک شهربازی بی سیم بدست می گیرند و فرمان نخود ریختن و گزارش مین گذاری و ... می دهند. این شگرد همان کاستی است که خاطرات و شعارهای تکراری را وارد زندگی امروز آدمها می کند و جای اندک خلاقیت ها و جذابیتهای احتمالی را هم در مورد پرداخت و ادامه نگارش درست و دراماتیک داستان نمایشنامه می گیرد و آن را به ورطه تکرار می کشاند.
نخستین چالشهای ضعیفی که حنیفی تقریبا از اواسط داستان و با ورود صاحبکار به آلونک وارد جریان روایت می کند، کج خلقی های مفرط "ممد" و صحبت او درباره احتمال وجود نداشتن فردا و رفتن است:
-صاحبکار: فردا تکلیفم رو با شما روشن می کنم.
-ممد: اگر فردایی باشه.
از اینجا، حرف از رفتن و بی حوصلگی "ممد" برای ادامه دادن به زندگی و از این دست موضوعات ضعیف و کم ارزش هستند که ممکن است تا اندازه ای کنجکاوی مخاطب را بر انگیزند و او را برای دنبال کردن ادامه ماجراها ترغیب کنند. به جز این، اصلا "پیراهن هزار یوسف" حتی داستانی برای درگیرسازی مخاطب با رویدادهایش ندارد، چه رسد به پرداخت چالش های دراماتیک و کشمکش و تعلیق تئاتری و ....
"علیرضا حنیفی"، در "پیراهن هزار یوسف" بر خلاف دیگر آثارش ، به شدت گرایش به تقدس گرایی و دوری از واقعیت و باورپذیری دارد و قهرمانش مثل یک فرشته در بند زمین مدام شعر می سراید، شعار می دهد و زیاده روی می کند؛ بدتر از همه اینکه "ممد" در میان حرفهایش بدون هیچ دلیلی از زندگی گریزان است و برای این شعارهای تکراری مدام بهانه می گیرد و از مرگ به عنوان یک راه گریز صحبت می کند:
-ممد: فکر می کنی دست خودم بود. اون بی معرفت عراقی که بالا سرم رسید، گفت: .... ولش کن خودش مرده... نه من نمرده ام، من زنده ام، من دارم نفس می کشم! ... سهله من برای چی زنده ام؟ ها؟
"علیرضا حنیفی"، با دیالوگهایی از این دست که در آن قهرمان سرباز عراقی را به خاطر نکشتن او ، بی معرفت لقب می دهد تقدس گرایی را بیش از اندازه در کارش پرورش داده و در عوض از واقعیت و واقع گرایی و منطق باورپذیری کار و البته شخصیتهای داستانش کاسته است. بدین ترتیب قهرمان نمایشنامه او به جای یک انسان، بیشتر فرشته ای باورناپذیر است که انگار او را در زمین غل و زنجیر کرده اند و بدون هیچ دلیلی- مسلما همه رزمندگان برای شهادت و رسیدن به این فضیلت دلیلی داشته اند – می خواهد به آسمان پرواز کند.
"علیرضا حنیفی"، صرفنظر از همه این روایت پردازی های ضعیف تا اواخر نمایشنامه ، یکباره با تغییری ناگهانی سهله را در لباس بازی در مقام "درویش"- از همرزمان ممد- قرار می دهد و تازه از اینجا، داستانی دیگر را با چند دیالوگ طولانی شروع می کند و آن را به سرعت هم تمام می کند.
تبدیل شدن "سهله" به شخصیتی دیگر و آمدن خاطرات و قول و قرارهای جبهه و خانه و پیش کشیدن یکباره ماجرای چفیه ها- پیراهنهای یوسف و .... همه و همه موضوعات و ابزارهایی هستند که نویسنده ناگهان در پایان نمایشنامه آنها را وارد داستانش می کند و با کشتن قهرمان، همانطور که خودش آن را به صاحبکار هشدار داده بود، همه چیز را تمام می کند. بدین ترتیب داستان نمایشنامه "پیراهن هزار یوسف" شروع نشده پایان می پذیرد.

منبع : تئاتر مقاومت

مطالب مرتبط

وبگردی
ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار
ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار - ویدئویی از لحظات اولیه برخورد کشتی چینی با نفتکش سانچی و انفجار
فیلم/ گریه شدید وزیر کار در گفت‌و‌گوی تلفنی با خانواده خدمه نفتکش «سانچی»
فیلم/ گریه شدید وزیر کار در گفت‌و‌گوی تلفنی با خانواده خدمه نفتکش «سانچی» - علی ربیعی وزیر کار، رفاه و امور اجتماعی در گفت‌وگوی تلفنی با خانواده یکی از خدمه نفتکش «سانچی» اظهار همدردی کرد.
تصاویر هولناک از آخرین لحظات کشتی سانچی
تصاویر هولناک از آخرین لحظات کشتی سانچی - توقف عملیات خنک سازی و مهار آتش در شب گذشته، موجب رسیدن آتش به مخازن سمت چپ کشتی و انفجارهای شدید صبح امروز شد که در نهایت پس از چند ساعت به غرق شدن کامل نفتکش ایرانی انجامید.
از «خس و خاشاک» دیروز تا «آشغال» امروز
از «خس و خاشاک» دیروز تا «آشغال» امروز - این اتفاق بیشتر از هر موضوع دیگری سبب شد تا مردم یاد خاطرات سال ۸۸ بیفتند؛ آن زمانی که یک فرد با به زبان آوردن سخنانی ناشایست و بدون تفکر، مردمی را که برای بیان خواسته‌های‌شان به خیابان‌ها آمده‌ بودند، خس و خاشاک خواند و سبب شعله‌ور شدن آتش شد.
عدالت با  6 دلار در سال!
عدالت با 6 دلار در سال! - فیلم - رضا رشیدپور در برنامه حالا خورشید با کنایه به واریز سود سهام عدالت گفت: به خارجی ها نگوییم این سود سهام عدالت ماست، بگوییم ما روز شش دلاری مزگان داریم.
تحقیری که در دنیا میشویم / نفتکش ایرانی خدمه ایرانی با پرچم پاناما
تحقیری که در دنیا میشویم / نفتکش ایرانی خدمه ایرانی با پرچم پاناما - اگر از همه این ابهامات در خصوص مالکیت این کشتی که بگذریم، مهم‌ترین سوالی که این روز‌ها مطرح است، به آتشی باز می‌گردد که ظاهرا قرار نیست خاموش شود و یک هفته است که می‌سوزد. حریقی که اگر نبود حادثه پلاسکو، ممکن بود آن را ناشی از بزرگ بودن سانچی و حجم زیاد بارش بدانیم یا برعکس، از ناتوانی اطفاکنندگان در این ماجرا گلایه سردهیم، اما حالا به شکل گیری ابهامی بزرگ‌تر منجر شده...
ورود بی‌چادر و باآرایش به این بیمارستان ممنوع است
ورود بی‌چادر و باآرایش به این بیمارستان ممنوع است - خانم مسئول انتظامات جلوی درمانگاه بیمارستان بقیه‌الله ایستاده، جلوی زنان مانتویی را می‌گیرد و با گرفتن کارت شناسایی به آنها چادر می‌دهد. خیلی از زنان اینجا قبل از ورود به بیمارستان مانتویی هستند اما با گذشتن از در ورودی چادری می‌شوند.
کسی به ایرانی ها اهمیتی نمی دهد
کسی به ایرانی ها اهمیتی نمی دهد - ممکن است دود وارد محیط ایزوله ای شود که احتمالا دریانوردان در آنجا حضور دارند، پرسیده ایم چرا نجاتشان تا این حد طولانی شده است؟ گفته می شود چینی ها کم کاری می کنند ناراحتم از اینکه وقتی کشتی چینی تصادف کرد همه سرنشینان آن سالم هستند اما کسی به ایرانی ها اهمیتی نمی دهد.
عکس خواستگاری کریم انصاریفرد از دختر یونانی با زمرد گرانقیمت
عکس خواستگاری کریم انصاریفرد از دختر یونانی با زمرد گرانقیمت - رسانه های مطرح یونانی با انتشار تصاویری از رابطه عاطفی ملی پوش ایرانی باشگاه المپیاکوس با یک میلیاردر یونانی - آمریکایی پرده برداشتند و مدعی شدند این دو تصمیم خود را برای ازدواج قطعی کرده اند.
چرا حداد و ولایتی بیشتر از 50 شغل دارند؟
چرا حداد و ولایتی بیشتر از 50 شغل دارند؟ - بخشی از تکثر مسئولیت های بعضی چهره‌های سیاسی به بی‌اعتمادی نظام به افراد کارآمد برمی‌گردد و علت دیگر این موضوع، اعتماد غیرمعقول به این افراد است. با این حال این افراد هرچقدر هم که توانمند باشند، از نظر روان شناسی و انسان شناسی در بخشی از مسئولیت های خود ناموفقند.
فیلم نابغه ۱۰ ساله‌ طراح خودرو / قبلی هم انرژی هسته ای کشف کرده بود!
فیلم نابغه ۱۰ ساله‌ طراح خودرو / قبلی هم انرژی هسته ای کشف کرده بود! - فیلم - حسین عطایی ۱۰ سال دارد و در حوزه طراحی مفهومی خودرو فعالیت می کند. او ۶ اختراع ثبت شده دارد، مدرسه نمی رود و از دو شرکت تسلا و ولوو دعوت به همکاری شده است. او مشاور رییس سازمان برنامه و بودجه است. گفتگوی رضا رشیدپور با نابغه ١٠ساله طراحی خودرو را اینجا ببینید.
تست تصادف سمند در انگلیس / فقط با سرعت 50 کیلومتر در ساعت !
تست تصادف سمند در انگلیس / فقط با سرعت 50 کیلومتر در ساعت ! - تست برخورد جلوی خودرو با سرعت 50 کیلومتر در ساعت برای سمند TU5 ، توسط یکی از سازمانهای معتبر ارزیابی خودرو در انگلستان صورت گرفت.
کشور محل درمان آیت الله هاشمی شاهرودی مشخص شد (+عکس)
کشور محل درمان آیت الله هاشمی شاهرودی مشخص شد (+عکس) - سرانجام بعد از مدت ها سکوت درباره این که آیت الله سیدمحمود هاشمی شاهرودی برای درمان به کدام کشور رفته است، خبرگزاری اهل بیت(ع) از درمان رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در آلمان خبر داد و نوشت:
فیلم جنجالی از حجت الاسلام قاسمیان در کرمانشاه
فیلم جنجالی از حجت الاسلام قاسمیان در کرمانشاه - این فیلم حواشی زیادی را در فضای مجازی به همراه داشته است.
جنجال نیوشا ضیغمی: من اصلا ایشان را آدم حساب نمیکنم
جنجال نیوشا ضیغمی: من اصلا ایشان را آدم حساب نمیکنم - اولین قسمت از برنامه هاردتاک کاکتوس را با صحبت های جذاب نیوشا ضیغمی در مورد خانواده و همسرش ، ماجرای صحبت های جنجالی یک هواپیما ، 8 سال احمدی نژاد و ...
    پربازدیدها