جمعه ۳۱ شهریور ۱۳۹۶ / Friday, 22 September, 2017

سیاسی / جهان / شخصیتها
مردی که در افسانه خودش غرق شد


مردی که در افسانه خودش غرق شدافسانه ارنستو چه‌گوارا هم مثل خیلی از افسانه‌های دیگر دنیا با یک سفر آغاز شد. یک پزشک آرژانتینی خانه، زندگی و کارش را رها کرد تا آرمان‌هایی را که برای مردم دنیا در ذهن داشت به سرانجام برساند ولی در روزی از روزهای اکتبر سال ۱۹۶۷ میلادی، در جنگل‌های بولیوی نفس‌های آخر را کشید و رفت. خیلی پیشتر از آن، «چه» برای من و هم نسلانم در آمریکای لاتین و جاهای دیگر دنیا به یک اسطوره بزرگ تبدیل شده بود.
او همان کسی بود که در سال ۱۹۶۵ میلادی به همراه فیدل کاسترو و عده‌ای دیگر یک ماموریت غیرممکن را به انجام رساند و با قایق زهوار دررفته‌ای از دریای کارائیب گذشت تا حکومت دیکتاتوری فولگنسیو باتیستا را در کوبا سرنگون کند. سفر آنها به کوبا با سختی فراوان انجام شد و بسیاری از همرزمان‌شان را از دست دادند تا بالاخره به کوهستان افسانه‌ای سیرا مائسترا رسیدند. از آن زمان تا دو سال بعد، جنگی چریکی به راه افتاد که چه‌گوارا در آن شجاعت و مهارتی مثال زدنی از خود نشان داد و بالاخره هم چریکها وارد ‌هاوانا شدند و اولین و تنها انقلاب سوسیالیستی موفق در قاره آمریکا شکل گرفت. آن روزها تصاویر بزرگ چه گوارا را می‌شد همه جا دید.
«چه» در مقابل یانکی‌ها ایستاده بود و به یک الگوی اخلاقی تبدیل شده بود؛‌الگوی مردی که از خودخواهی به‌دور است و وجودش پر است از عشق به مردم. خیلی‌ها می‌خواستند این الگو جایگزین تمام الگوهای قبلی مبارزه شود اما «چه» رفته بود تا در جایی دیگر، انقلاب مورد نظر خودش را ادامه بدهد. می‌گفتند آسم دارد اما او فکر می‌کرد وظیفه دارد در هر شرایطی جلوی حکومت‌های ظالم بایستد. هم رفتنش و هم مرگ تراژیکش در سن ۳۹ سالگی باعث شد فضای پر رمز و راز و اسطوره‌ای که حول شخصیت او ایجاد شده بود بیشتر شود.
تصاویر جنازه او -که بی‌شباهت به عیسی مسیح هم نبود- چشمانی را نشان می‌داد که فکر می‌کردی هر لحظه باز خواهد شد. جملاتی نیز در هنگام مرگ به او منسوب شد که فضای اسطوره‌ای حول شخصیت «چه» را افزایش داد: «شلیک کن! فقط یک مرد را از بین خواهی برد». بعد هم به صورت ناشناس دفنش کردند؛‌انگار که از جنازه او بیشتر از جسم زنده‌اش وحشت داشتند. بعدها همه این ماجراها به شکلی تصفیه شده و افسانه‌ای وارد ذهن و خاطره جوانان پرشور آن دوران شد. در اواخر دهه ۱۹۶۰ میلادی جوانان به خیابانها آمدند و در حمایت از رستاخیزی که «چه» می‌توانست به پا کند شعار دادند.
به یاد می‌آورم که در خیابان‌های سانتیاگو پایتخت شیلی نیز مثل بقیه کشورهای آمریکای لاتین همین فریادها بلند شده بود و همگان می‌گفتند هرگز نمی‌گذاریم چه گوارا از یادها برود. اکنون و پس از گذشت چهار دهه، قهرمان مرده آمریکای لاتین هنوز در ذهن‌ها باقی مانده اما نه به آن شکلی که باید می‌ماند و نه به آن شکلی که انتظار می‌رفت. «چه» فقط به «چهره»‌ای همیشه حاضر تبدیل شد. از روی لیوان‌های بزرگ قهوه، پوسترها، جاکلیدی‌ها و تی‌شرتها به ما زل زده بود و نامش در ترانه‌های راک تکرار می‌شد. اما همزمان با ظهور این «چه»، شخصیت اصلی او دود شد و به هوا رفت. «چه» در افسانه خودش غرق شد. خیلی از آنهایی که چریک معروف را با آن ستاره قرمز روی کلاهش بت خود کرده بودند، سال‌ها پس از مرگ او متولد شده بودند و شاید کل اطلاعاتشان در مورد چه به چند جمله هم نمی‌رسید. همان موقع بود که چهره مردی که عشق به زندگی را چیزی جز مبارزه برای بهبود زندگی مردم نمی‌دانست- و البته کارنامه تاریکی مثل صدور حکم اعدامِ بدون محاکمه برای زندانیان کوبایی را نیز از خود به جا گذاشته بود- از یاد همه رفت. ستایشگران چه‌گوارا بیشتر از هر کس دیگری از آرمانها و اعتقادات او فاصله داشتند و آینده‌ای که «چه» تصور کرده بود اصلا با او و عقاید و آرمان‌هایش مهربان نبود. ما در آن سال‌های دهه ۱۹۶۰ گمان می‌کردیم قربانی شدن «چه» در راه آرمان‌هایش باعث خواهد شد که حرکتی اجتماعی شکل بگیرد و طبقه محروم جامعه علیه نظام سلطه‌گر قیام کنند و البته شاید در همان سال‌های اول مرگ او همین اتفاق هم افتاد.
هزاران نفر از جوانان آمریکای لاتینی به پیروی از الگوی «چه» عازم کوهستانها شدند اما راه به جایی نبردند یا همان جا سلاخی شدند یا در سلول زندان شهرهایشان آنقدر شکنجه شدند تا بمیرند. این جوانان نمی‌دانستند که رویای آزادی کامل- یعنی همان چیزی که «چه» به دنبالش بود- هیچ وقت تعبیر نخواهد شد. هرچه که از مرگ چه گوارا گذشت، این حقیقت بیشتر روشن شد که روش مبارزه چه گوارا چندان منطقی و قابل اجرا نبوده است. انقلاب‌های بزرگی که در ربع آخر قرن بیستم میلادی به وقوع پیوست نیز این مساله را بیش از پیش به نمایش گذاشت. انقلاب در آفریقای جنوبی، ایران، فیلیپین، نیکاراگوئه و نیز انتقال دموکراتیک قدرت در برخی کشورهای آمریکای لاتین، آسیای شرقی و کشورهای کمونیستی نشان داد که در نهایت از مذاکره با دشمنان سابق هیچ گریزی نیست و باید با گروه‌های مخالف هم وارد معامله و بده بستان شد. این روش واقعا هیچ شباهتی به آرمان‌های چه‌گوارا نداشت و بالاخره حتی فرمانده مشهوری مثل مارکوس-که مواضع اخلاقی و کاریزمایش به شدت یادآور چه گوارا بود- هم برای تئوری‌های اقتصادی و نظامی او تره خرد نمی‌کرد.
واقعیت این است که همگان از آنچه که چه‌گوارا به عنوان آرمانش در ذهن داشت به کلی فاصله گرفتند اما در عین حال سعی کردند اسطوره باقیمانده از او را به شکل مورد علاقه خودشان دربیاورند و آن را پرستش کنند. هیچ کس توجه نکرد که ما در دورانی زندگی می‌کنیم که هویت ملت‌ها و اتحاد و افتراق آنها با ملت‌های دیگر دائما در حال تغییر است و در این دوران،‌چسبیدن به اسطوره مردی که خواهان تغییر و تحول در آمریکای لاتین بود و برای مبارزات خود مرزی نمی‌شناخت فایده‌ای ندارد. او محدودیت‌های زیادی را زیر پا گذاشته بود و همزمان به آرمان‌هایش وفادار مانده بود و به همین جهت بود که به ایده‌آل مورد نظر جوانان آن دوران تبدیل شده بود. جوانان از اینکه «چه» را متعلق به همه جا و هیچ جا بدانند لذت می‌بردند چون دوست داشتند خودشان را در آن موقعیت ببینند. آنهایی که غرق دنیای بدبینی و خودخواهی اطرافشان شده بودند و یک درصد هم احتمال نداشت که پا جای پای چه‌گوارا بگذارند، از بی‌توجهی او به آسایش دنیوی لذت می‌بردند و آن را ستایش می‌کردند. «چه» با همان موهای آشفته و ریش کم پشت انقلابی‌اش به یک رهبر پست مدرن تمام‌عیار تبدیل شد و به عنوان نماد عصیان به معروفیت و محبوبیت زیادی رسید چون دیگر خطری برای هیچ کس نداشت. دوست دارم اینطور فکر کنم که آنهایی که پوستر چه‌گوارا را به دیوار اتاق‌هایشان زده‌اند می‌دانند او چه بوده و چه کرده. دوست دارم فکر کنم آنها می‌دانند هدف و آرمان «چه» از مبارزه و مرگ چه بوده. اما واقعیتش این است که از حرف زدن در مورد قهرمان‌های مرده و بار سنگینی که از مرگ آنها بر زندگی ما به جا می‌ماند خسته شده‌ام. در دنیایی که خیلی از مردم تکه نانی هم برای خوردن ندارند حرف زدن از قهرمان مرده چه فایده‌ای دارد؟ همین بی‌عدالتی‌ها بود که سال‌ها پیش، «چه» را واداشت سفری سرنوشت ساز را آغاز کند و آن را در جنگل‌های بولیوی به اتمام برساند. با همه اینها، شکی ندارم که هنوز می‌شود بی‌صبری و عصیان برای ایجاد تغییر در جهان را روی تی‌شرتها و لیوانها و در چشمان چه‌گوارا دید.
آریل دورفمان
ترجمه فرزانه سالمی
* نویسنده شیلیایی که در فاصله سال‌های ۱۹۷۰ تا ۱۹۷۳ مشاور فرهنگی دولت سالوادور آلنده بود. معروفترین اثر او نمایشنامه مرگ و دوشیزه است.
منبع : روزنامه اعتماد ملی

مطالب مرتبط

کلمات در حال جستجو
فرهاد قائمیان , روز بدون نایلکس , سپرده‌های بانکی , آلبانی , تخلیه روستا , توازن استان ها , نبیه , پهپادهاجنگ ناجوانمردانه اوباما , انرژِی , سرای ورزشکاران , سوز , احداث کارخانه ید , دیوان بین المللی دادگستری , فرد انتحاری , موسسه بدون مجوز , برق رسان , مات , تجاوز صهیونیست , مچ اندازی , لیگ برتر بانوان , کمیسیون تلفیق بودجه , نرم افزار تلگرام , انتقال فرهنگ , شوک درمانی , رایگان , اموزش و پرورش , فرآورده های گوشتی , فیلم جیمز باند , ضیافتِ , خارجیان در ایران , صلح و شراکت , سند آسوشیتدپرس , فرجیان , امضای پیش نویس , خوش پوش , در بطری , شناسایی جنسیت , اسیر داعش , دکوراسیون خانه , رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر کشور , وئام وهاب , سینما افریقا , جاسوسی شدن , مجید صافی , تمدید حالت فوق العاده فرگوسن , پرستاشاپ , زیر یک سقف , اورهال , انسداد چاه های غیرمجاز , واحد محاسبه ,

برخی از مطالبی که کاربران هم اکنون در حال خواندن آن هستند
بدبد , آفتاب مهتاب , در سیر چمن دیدم سرو چمن آرائی , ای نگار دلبر زیبای من , از سال ۱۹۶۶ تا سال ۲۰۰۱ میلادی(۹) , این طریق دارهم یا سندی و سیدی , درمان , همنشین امشب اگر آن بت چنین خواهد بود , مزایای حوزه‌بندی , اهمیت استراتژیک کشور در منطقه , انتقال غیرمستقیم(۲) , تهیه ترکیب عناصر بازاریابی , قلعهٔ کوشمغان , چه موضوعاتی باید با جامعه محلی مشورت شود؟ , بيمارى‌هاى مادرزادى , موسیقی بتهوون , عملیات حمل صادرات , تمامی سخن معشوق , خلوت کریم‌خانی , گفتی که در چه کاری با تو چه کار ماند ,

برخی منابع مهم خبری
cinemafarda.com سینما فردا , techshot.ir تک‌شات , ical.ir کتابخانه مجلس , mihanemrooz.ir میهن امروز , emrouziha.com امروزیها , mizanonline.ir خبرگزاری میزان , caffecinema.com کافه سینما , karmandnews.ir کارمند , asianews.ir روزنامه آسیا , omidnews.com امیدنیوز , shabakeh-mag.com مجله شبکه , favanews.com فاوا , tadbirvaomid.ir تدبیر و امید , irib.ir صداوسیما , jomhouriat.ir جمهوریت , jomhourieslami.net روزنامه جمهوری اسلامی , nimrooznews.com نیمروز , zibakalam.com زیباکلام , masironline.com مسیر آنلاین , siasatrooz.ir سیاست روز , pardad.ir پرداد , rahva.ir رهوا , bazarnews.ir بازارنیوز , banoo1.com بانو , rooznamehsaba.ir روزنامه صبا , dolatebahar.com دولت بهار , mobile.ir موبایل , farapix.com فراپیکس , gooyait.com گویا آی تی , asreazadi.com عصر آزادی ,


وبگردی
نگار جواهریان همسر رامبد جوان در خندوانه / فیلم
نگار جواهریان همسر رامبد جوان در خندوانه / فیلم - رامبد جوان همسر سوم خود نگار جواهریان را به خندوانه دعوت کرد.
بالاخره خودروی چینی بخریم یا نه؟
بالاخره خودروی چینی بخریم یا نه؟ - جیلی، چری، لیفان، ام وی ام، جک و ... همگی اسامی ماشین های چینی است که در چند سال اخیر بازار ایران را قرق کرده اند. ماشین های خوش بر و رویی که حالا مشتری های زیادی هم پیدا کرده اند و به دلیل آپشن های مختلفی که دارند، خیلی ها را به سمت خودشان جلب کرده اند اما از آنجا که پشت سر اجناس چینی هیچ وقت خوب حرف نمی زنند، این ماشین ها هم هیچ وقت با اقبال عمومی مواجه نشدند.
مشاهده زندگی جدید خانم رهنما فعلآ بلامانع است / عکس
مشاهده زندگی جدید خانم رهنما فعلآ بلامانع است / عکس - عقد «بهاره رهنما» و همسرش در حرم امام رضا (ع)
اولین گفت‌وگو با بهاره رهنما و همسر دومش / فیلم
اولین گفت‌وگو با بهاره رهنما و همسر دومش / فیلم - فیلم - اولین گفت‌وگو با بهاره رهنما و همسر دومش بعد از شروع زندگی مشترک را تی وی پلاس منتشر کرد.
لحظه دیدار امیرعباس (کچلیک) و محمدرضا گلزار!
لحظه دیدار امیرعباس (کچلیک) و محمدرضا گلزار! - امیر کچلیک، کودک خوش زبان مازندرانی را حالا همه می شناسند. کودک بامزه ای که با ویدئوی کچلیک در اینستاگرام مشهور شد و به برنامه ماه عسل هم راه پیدا کرد. او چندی پیش در یک ویدئوی دیگر گفت که آرزو دارد محمدرضا گلزار را ببیند. آرزوی امیر حالا برآورده شده و او توانسته با محمدرضا گلزار دیدار کند. عکس العمل تماشایی امیر کچلیک را در لحظه دیدن گلزار در ویدئوی زیر ببینید.
تصاویر ازدواج مجدد بهاره رهنما
تصاویر ازدواج مجدد بهاره رهنما - بهاره رهنما که بیشتر کارهای او با مضمون ظنز و کمدی است . روز شنیه 4 شهریور با امیر خسرو عباسی ازدواج کرد.
جنجال جدید جواد خیابانی
جنجال جدید جواد خیابانی - «فدای سرت که سرم را می‌بری» این جمله یعنی اینکه من اصلا کاری که تو می‌کنی (داعش) برام مهم نیست. من اینجا آمده ام تا در دفاع از حریم و حرمت خاندان پیامبرم سر بدهم.
اولین گفتگو با حمید صفت پس از دستگیری / تصاویر
اولین گفتگو با حمید صفت پس از دستگیری / تصاویر - حمید صفت خواننده رپ،پس از پنج ساعت انکار سرانجام در جریان تحقیقات پلیس به قتل پدرخوانده اش اعتراف کرد.
فیلم حضور تینا آخوندتبار در مسابقات بوکس!
فیلم حضور تینا آخوندتبار در مسابقات بوکس! - این بازیگر ایرانی که مدتهاست خبری از حضور او در عرصه هنر نیست برای اولین بار مقابل حریف چینی مسابقه داد.
فیلم لحظه فوت میوه فروش پس از درگیری با ماموران شهرداری
فیلم لحظه فوت میوه فروش پس از درگیری با ماموران شهرداری - در صحنه درگیری ماموران شهرداری قم بادستفروشی درخیابان شاهد،ماموران باکوبیدن سردستفروش به جدول خیابان وی رابقتل رساندند
ویدیو کامل از نبرد و اسارت شهید حریم آل الله محسن حججی
ویدیو کامل از نبرد و اسارت شهید حریم آل الله محسن حججی - شهید محسن حججی از مدافعان حرم در سوریه بود که پس از اسارت بدست تروریست های داعش به شهادت رسید.
جشن تولد ۶۰ سالگی مهرانه مهین‌ترابی
جشن تولد ۶۰ سالگی مهرانه مهین‌ترابی - جمعه ۲۰ مرداد بیست و پنجمین مراسم «تولد ماه» به مناسبت سالروز تولد مهرانه مهین‌ترابی، بازیگر سینما و تلویزیون، با حضور جمعی از هنرمندان در موزه هنرهای دینی برگزار شد.
سلفی حقارت فراموش شدنی نیست
سلفی حقارت فراموش شدنی نیست - تصویر پشت صحنه برنامه رادیویی فرزاد حسنی و دوستانش را مشاهده می کنید.
دختر خلخالی: پدرم خشن نبود/ اهل مماشات نبود
دختر خلخالی: پدرم خشن نبود/ اهل مماشات نبود - مدرسه که می‌رفتم تقریباً همه معلم‌های من می‌دانستند که پدر من کیست. این خیلی اذیت می‌کرد. تک‌وتوک می‌آمدند و سفارش دوست و آشنایی را برای کاری می‌کردند.
اسکورت تامل برانگیز و عجیب خودروی مهران مدیری در مشهد!
اسکورت تامل برانگیز و عجیب خودروی مهران مدیری در مشهد! - مهران مدیری که برای حضور در جمع مخاطبان فیلم سینمایی «ساعت 5 عصر» به مشهد رفته بود با اسکورت ویژه به سینمایی رفت که هوادارانش برای استقبال منتظر او بودند.
حرکات عجیب احمدی  نژاد هنگام تعریف خاطرات بقایی از زندان!
حرکات عجیب احمدی نژاد هنگام تعریف خاطرات بقایی از زندان! - حرکات عجیب احمدی نژاد هنگام تعریف خاطرات حمید بقایی از دوران زندان کوتاه مدتش
آزاده نامداری تیتر یک پرتیراژترین روزنامه سوئیس/ عکس
آزاده نامداری تیتر یک پرتیراژترین روزنامه سوئیس/ عکس - روزنامه پرتیراژ عصر سوییس بنام بلیک که بصورت رایگان توزیع میشود ، این تیتر را برای آزاده نامدارى انتخاب کرد:دورویی!
چرا واکنش افکار عمومی به آزاده نامداری بی رحمانه است؟
چرا واکنش افکار عمومی به آزاده نامداری بی رحمانه است؟ - متاسفانه جامعه ما و نظام ها و نهادهای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی جامعه افراد را تشویق و حتی وادار می کنند چیزی غیر از آن خود واقعی خود باشند. اگر خانم نامداری خود را خیلی محجبه نشان نمی داد شاید این واکنش بی رحمانه نسبت به ایشان ایجاد نمی شد.
پربازدیدها