بدبختی از نوع گربهای | همشهری
نوشین علیا از تهران: در مغازه باز شد و دختر کوچکی همراه پدر و مادرش وارد شدند. مغازهدار باخوشرویی گفت: «سلام. میتونم کمکتون کنم؟»