بستن تنگه هرمز در جریان تهاجم دوم آمریکا و اسرائیل به ایران، بهعنوان یکی از مهمترین ابزارهای قدرت ایران در معادلات منطقهای و بینالمللی مطرح شده است؛ ابزاری که چه در قالب اقدام عملی و چه حتی در سطح تهدید، توانسته اثرات سیاسی و نظامی قابلتوجهی بر جای بگذارد. این اهرم ژئوپلیتیک به ایران این امکان را داده که در شرایط فشار، بهویژه در مواجهه با ایالات متحده و متحدانش، نشان دهد که از ظرفیت ایجاد اختلال در یکی از حیاتیترین گذرگاههای انرژی جهان برخوردار است. در چنین شرایطی، بستن تنگه یا حتی مطرح کردن آن، بهعنوان یک ابزار بازدارنده عمل کرده و در بسیاری از مواقع توانسته پیام روشنی به بازیگران بینالمللی منتقل کند: ایران بازیگری است که نمیتوان آن را نادیده گرفت یا به حاشیه راند. از این منظر، نمیتوان انکار کرد که این سیاست در حوزه سیاسی و نظامی دستاوردهای مهمی برای ایران داشته است و توانسته …