نظامهای سیاسی دموکراتیک در ظاهر بر پایه اراده عمومی و صندوقهای رای بنا شدهاند، اما لایههای زیرین تصمیمگیری در این نظامها نشاندهنده یک بازی پیچیده میان قدرت، ثروت و اطلاعات است. در تحلیل چرایی اتخاذ سیاستهایی که گاه با منافع عمومی در تضاد هستند، باید به نقش گروههای ذینفع و سازوکارهای رقابت سیاسی توجه کرد. احزاب سیاسی در هر ساختار نهادی، با دو چالش بزرگ روبهرو هستند؛ از یک سو باید رضایت مردم و رأیدهندگان آگاه را که برنامههای آنها را با دقت تحلیل میکنند جلب کنند و از سوی دیگر به منابع مالی کلان برای تامین هزینههای تبلیغاتی نیاز دارند تا بتوانند بر نظر رأیدهندگانی که از جزئیات سیاستها بیاطلاعند، تاثیر بگذارند. این تضاد منافع، هسته اصلی یک بازی استراتژیک را تشکیل میدهد که در آن سیاستهای عمومی به کالاهایی تبدیل میشوند که در بازار سیاسی مورد معامله قرار میگیرند.