در نظریه کلاسیک حقوق بینالملل، اصل «وفای به عهد» (Pacta Sunt Servanda) به عنوان ستون اصلی نظام معاهدات شناخته میشود. بر اساس این اصل، دولتها موظفند تعهداتی را که پذیرفتهاند اجرا کنند. با این حال تجربه تاریخی روابط بینالملل نشان میدهد که در عرصه سیاست، این اصل به تنهایی تضمین کننده پایبندی دولتها به تعهداتشان نبوده و درواقع، فاصله قابل توجهی میان منطق حقوقی معاهدات و واقعیتهای ژئوپلیتیکی نظام بینالملل وجود دارد. در عمل، رفتار دولتها – بهویژه قدرتهای بزرگ- بیش از آنکه تابع تعهدات حقوقی باشد، تابع محاسبات قدرت و هزینه است. بررسی عملکرد ایالات متحده در دهههای گذشته نشان میدهد که واشنگتن در مواردی که خروج از توافق هزینه محدودی برایش داشته، بارها از تعهدات خود فاصله گرفته است. در مقابل، در شرایطی که نقض یک توافق میتوانست پیامدهای امنیتی یا اقتصادی قابل توجهی ایجاد نماید، آمریکا تمایل …