قیمت طلا امروز




 خبرگزاری ایسنا / ۱۴۰۵/۰۴/۰۷

پدر شهید قادر جدی: دیدار پدر و مادر، نخستین قرار هر روز پسرم بود

بعضی دلتنگی‌ها از یک عادت ساده آغاز می‌شود، عادتی که دیگر تکرار نمی‌شود. پدر شهید «قادر جدی» هنوز از روزهایی می‌گوید که پسرش، پیش از آنکه راهی خانه خودش شود، زنگ خانه پدر و مادر را می‌زد، احوالشان را می‌پرسید و بعد با خیالی آسوده راهی خانه می‌شد.
 پدر شهید قادر جدی: دیدار پدر و مادر، نخستین قرار هر روز پسرم بود



 قالیباف: عمق پیوند دو کشور ایران و عراق ریشه در تاریخ و اعتقادات دارد
۶ دقیقه قبل / خبرگزاری برنا

قالیباف: عمق پیوند دو کشور ایران و عراق ریشه در تاریخ و اعتقادات دارد

بعضی دلتنگی‌ها از یک عادت ساده آغاز می‌شود، عادتی که دیگر تکرار نمی‌شود. پدر شهید «قادر جدی» هنوز از روزهایی می‌گوید که پسرش، پیش از آنکه راهی خانه خودش شود، زنگ خانه پدر و مادر را می‌زد، احوالشان را می‌پرسید و بعد با خیالی آسوده راهی خانه می‌شد.

 حضور قالیباف در مراسم چهلمین روز خاکسپاری قائد شهید امت در کربلای معلی
۱۱ دقیقه قبل / خبرگزاری برنا

حضور قالیباف در مراسم چهلمین روز خاکسپاری قائد شهید امت در کربلای معلی

بعضی دلتنگی‌ها از یک عادت ساده آغاز می‌شود، عادتی که دیگر تکرار نمی‌شود. پدر شهید «قادر جدی» هنوز از روزهایی می‌گوید که پسرش، پیش از آنکه راهی خانه خودش شود، زنگ خانه پدر و مادر را می‌زد، احوالشان را می‌پرسید و بعد با خیالی آسوده راهی خانه می‌شد.

 داریوش ارجمند: رهبر شهید انقلاب معجزه تاریخ ما بود + فیلم
۳۴ دقیقه قبل / سایت شهرآرانیوز

داریوش ارجمند: رهبر شهید انقلاب معجزه تاریخ ما بود + فیلم

بعضی دلتنگی‌ها از یک عادت ساده آغاز می‌شود، عادتی که دیگر تکرار نمی‌شود. پدر شهید «قادر جدی» هنوز از روزهایی می‌گوید که پسرش، پیش از آنکه راهی خانه خودش شود، زنگ خانه پدر و مادر را می‌زد، احوالشان را می‌پرسید و بعد با خیالی آسوده راهی خانه می‌شد.

 قالیباف: حامل سلام رهبر معظم ایران و مردم هستم / هر قدم دشمن برای دور کردن ایران و عراق، ما را دو قدم نزدیک‌تر کرد+ فیلم
۴۲ دقیقه قبل / خبرگزاری دانشجو

قالیباف: حامل سلام رهبر معظم ایران و مردم هستم / هر قدم دشمن برای دور کردن ایران و عراق، ما را دو قدم نزدیک‌تر کرد+ فیلم

بعضی دلتنگی‌ها از یک عادت ساده آغاز می‌شود، عادتی که دیگر تکرار نمی‌شود. پدر شهید «قادر جدی» هنوز از روزهایی می‌گوید که پسرش، پیش از آنکه راهی خانه خودش شود، زنگ خانه پدر و مادر را می‌زد، احوالشان را می‌پرسید و بعد با خیالی آسوده راهی خانه می‌شد.