
وضعیت حجاج مشهدی در مکه عادی است؛زمان بازگشت متعاقباً اعلام میشود

رهبر شهید انقلاب، مقاومت را به جریانی پویا و زنده تبدیل کرد - تسنیم
استانها
به گزارش خبرگزاری تسنیم از مشهد، آیتالله سید احمد علمالهدی، نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی و امام جمعه مشهد، ظهر امروز در خطبه دوم نماز جمعه این هفته مشهد که در حرم مطهر رضوی برگزار شد، اظهارکرد:همه شما برادران و خواهران و خودم را به تقوای الهی سفارش میکنم. در هفتهای که پشت سر گذاشتیم، مراسم و یادبود چهلمین روز تدفین امام شهید مظلوم ما در این کشور برگزار شد.
وی افزود: چهل روز از دفن امام ما گذشت، معمولاً افرادی که به رحمت خدا میروند، بعد از چهلم، برای داغدیدگان مسائل تا اندازهای تسکین پیدا میکند؛ فقدان را میپذیرند و هجران را قبول میکنند و عزیزشان در زیر خاک قرار گرفته است، اما برای مردم داغدیده ما نسبت به این امام شهید مظلوم، این مسئله قابل اجرا و تحقق نیست.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی ادامه داد:کیست که آقا را فراموش کند و کیست که یادش برود؟ کدام دل است که در این داغ جانسوز آرام بگیرد؟ حتی بعد از چهلمین روز تدفین، سه چهار ماه بدن، بیغسل و بیکفن روی زمین ماند و بعد او را به خاک سپردند. چهل روز هم گذشت، اما هنوز آقا در دلهای ما و در مغزهای ما وجود دارد و آتش داغش از درون ما شعلهور است.
آیتالله علمالهدی تصریح کرد: این آتش به یاد انتقام و خونخواهی مظلومانه این امام شهید مظلوم است که با این مظلومیت، با عزیزانش به شهادت رسید و صحنهای از صحنههای کربلا را در این شهادت برای مردم ما مجسم کرد. این فراموششدنی نیست و از یادرفتنی نیست.
رهبر شهید؛ حقیقتی فراموشنشدنی در دل ملت
وی خاطرنشان کرد: مخصوصاً انسان وقتی مینشیند و فکر میکند که ما چه چیزی را از دست دادیم، از ما چه گرفتند؟ چه کسی بود؟ چه چیزی بود؟ چه کسی را از ما گرفتند؟ مردم ما این حقیقت را از دست دادند؛ این واقعیت از دست ما رفت.
امام جمعه مشهد مقدس گفت: چه کسی بود؟ چقدر بصیرت بود، چقدر ارزش بود، چقدر مقام بود، چه ثروت پاکی از طهارت، علم، تقوا و دیانت بود که اینگونه در عمرش مقابل ما درخشید؛ با درخشش خود ما را ساخت و با نور تابناکش ما را بیدار و هشیار کرد، خواب را از چشمان مردم ما ربود، هم دشمن را به ما شناساند و هم حرکت در مقابل دشمن را به ما آموخت و دشمنستیزی را به ما یاد داد.
وی بیان کرد: چه کسی بود این آقا؟ با توجه به ابعاد شخصیتی این امام مظلوم شهید، بعد از این چهل روز که بدن نازنینش را زیر خاک دفن کردیم و روی قبرش داریم پروانهوار میچرخیم، شناخت عمیقی از این آقا برای ما قابل توجه است.
آیتالله علمالهدی ادامه داد: اولاً امام شهید مظلوم ما عمر انقلابیاش از عمر انقلاب بیشتر بود. عمر انقلاب، اگر ما از ابتدای نهضت امام حساب کنیم، تقریباً قریب 52 یا 53 سال است، اما عمر انقلابی مقام معظم رهبری شهید 72 یا 73 سال بود.
آغاز حرکت انقلابی از دیدار با نواب صفوی
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی اظهارکرد: در سن 14 سالگی ایشان با مرحوم نواب صفوی در مشهد ملاقات و دیدار کردند، در حالی که 14 سال بیشتر سن مبارکشان نبود. فرمودند: بنا بود نواب در مدرسه سلیمانخان سخنرانی کنند. من خودم را آنجا رساندم. آخر سخنرانی مرحوم نواب که تمام شد، جمعیت مقابل او میرفتند. من هم با جمعیت مقابل او رفتم. یک نگاه تند و تیزی نواب به صورت من کرد و گفت: «احسنت، آقازاده کوچک که آمد.»
وی ادامه داد: ایشان میفرمودند فردا قرار بود مرحوم نواب در مدرسه نواب سخنرانی کند. ما به مدرسه نواب رفتیم. مدرسه را فرش کرده بودند و آماده تشریففرمایی ایشان بودند. سر وعده نیامدند و گفتند ایشان در مهدیه مرحوم حاجی عابدزاده سخنرانی دارند و سخنرانی طول کشیده است.
آیتالله علمالهدی افزود: ایشان گفتند ما با یک دسته از طلبهها راه افتادیم به طرف مهدیه تا به استقبال مرحوم نواب برویم و به ایشان برسیم. فرمودند: وسط راه، من مرحوم نواب را دیدم که جلوی جمعیت بود و اطرافش را جمعیت فداییان اسلام گرفته بودند.
وی بیان کرد: در مسیر، به کسی برخورد میکرد که کراوات به گردنش زده بود، به او میگفت: برادر، این بند را دشمن به گردن تو آویخته است؛ این بند را از گردن خودت باز کن.» به کسی میرسید که کلاه شاپو بر سر داشت، میگفت:برادر، این کلاه را دشمن بر سر تو گذاشته است؛ تو خودت این کلاه را بردار.
جرقه انقلاب اسلامی در دل رهبر شهید
امام جمعه مشهد گفت: ایشان میفرمودند وقتی نواب این جمله را میگفت، آدم کراوات خودش را باز میکرد، مچاله میکرد و در جیبش میگذاشت؛ کلاه شاپو را از سرش برمیداشت، مچاله میکرد و کنار میانداخت یا آن را در جیبش میگذاشت. تا این اندازه تحت تأثیر نفوذ کلام نواب قرار میگرفت.
وی افزود: فرمودند این نواب با این نفوذ کلام، در من اثری گذاشت که جرقه انقلاب اسلامی را در من روشن کرد. عین عبارتی که میفرمودند این بود: «همان وقت جرقههای انگیزش انقلاب اسلامی به وسیله نواب صفوی در من به وجود آمد» و هیچ شکی ندارم که اولین آتش را مرحوم نواب در دل ما روشن کرد.
آیتالله علمالهدی ادامه داد: ایشان از آن روز، در سن 14 سالگی، به عنوان یک شخصیت انقلابی وارد حرکت شد و در مسیر طلبگی با ایده انقلاب اسلامی حرکت کرد؛ چراکه مرحوم نواب تمام ادعایش این بود که حاکمیت کشور باید به دست مقام ولایت باشد و جز حاکمیت ولایت، حاکمیت دیگری را قبول نداریم.
وی خاطرنشان کرد: این منطق، مقام معظم رهبری را در مسیر انقلاب اسلامی راه انداخت؛ بهگونهای که در تمام زندگی، با در اختیار داشتن استعدادی فوقالعاده و درخشان، فعالیتهای علمی و تحصیلی خود را در مسیر انقلاب به راه انداختند.
جایگاه علمی و ویژگیهای شخصیتی رهبر شهید
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی اظهار کرد: بهگونهای بود که ایشان زمانی که رهبر انقلاب شدند، یک علامه بودند؛ یعنی از هر فنی خدمت ایشان صحبت میشد، ایشان مشغول صحبت میشدند و مطلب میگفتند. در هر موردی که پیش میآمد، ایشان سخن میگفتند.
وی افزود: افرادی که خدمت ایشان میرسیدند، در تمام مسائلی که مطرح میکردند، مقام معظم رهبری بسیار واردتر، قویتر و نافذتر عمل میکردند.
آیتالله علمالهدی گفت: ایشان در علوم غریبه وارد بودند. در ارتباطات خاص، گاهی از اوقات پیشبینیها و آیندهنگریهای عجیبی را ایشان میفرمودند که بیشباهت به غیبگویی و معجزه نداشت.
وی ادامه داد: داماد عزیز ایشان که با ایشان به شهادت رسید، آقای دکتر مصباح باقری، دچار یک بیماری شده بود؛ بیماری جهاز هاضمه گرفته بود و بیماری خطرناکی بود. خودش نقل میکرد و برای ما گفت: من یک روزی خدمت آقا عرض کردم: آقا، من در این بیماری از بین میروم و عزیزانم را به شما میسپارم
دعاهای رهبر شهید و نگاه نافذ ایشان
امام جمعه مشهد مقدس بیان کرد: آقا فرمودند: «نخیر، اینطور نیست. شما از این بیماری نجات پیدا میکنید، خوب میشوید. من و تو با هم شهید میشویم.» این حرف را حداقل 15 یا 16 سال قبل از شهادت ایشان به آقای دکتر مصباح باقری زده بودند که از این کسالت نجات پیدا میکنی و ما با هم شهید میشویم.
وی افزود: از این نمونهها از مقام معظم رهبری در عرصه زندگیشان کم شنیده نشده است که به خاطر آن صفای باطن و پاکی روح و دل بود که برای ایشان ارتباط به وجود آورد و ارتباطاتی را ایجاد کرده بود.
آیتالله علمالهدی تصریح کرد: گاهی از اوقات افراد خدمت ایشان میرسیدند و از ایشان تقاضای دعا میکردند. ایشان دعاهای مخصوصی داشتند؛ یعنی برای هر کس که میخواستند دعا کنند، به گونهای دعا میکردند که آینده خودش را در دعای آقا میدید.
وی خاطرنشان کرد: یک آقایی را بنده معرفی کردم خدمت آقا، جوانی بود. آقا فرمودند: «خدا ایشان را حفظ کند.» باز فرمودند: «خدا ایشان را حفظ کند.» دفعه سوم هم فرمودند: «خدا ایشان را حفظ کند.»
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی ادامه داد: بنده گفتم هرچه هست، یک خطری در پیش تو، در معرض انحرافی قرار گرفتی، در وضعیتی قرار گرفتی که خطرناک است. آقا سه بار فرمودند: «خدا شما را حفظ کند.» دعاهایشان اینگونه بود که گاهی از اوقات در یک دعا، آینده طرف را روشن میکردند.
روایت دیدار رئیسجمهور روسیه با رهبر شهید
آیتالله علمالهدی اظهار کرد: پوتین، رئیسجمهور روسیه، میخواست به ایران بیاید. قبلاً، خدا رحمت کند، مرحوم آقای رئیسی به ایشان گفته بود که آیا من میتوانم با رهبری ملاقات کنم و به ایران بیایم؟ ایشان فرمودند بله، مانعی ندارد و آقا اجازه فرمودند.
وی افزود: وقتی که آمده بود و از ایران برگشت، خبرنگاران با او مصاحبه کردند و گفتند رهبر ایران را چگونه دیدی؟ گفت: من مسیح را ندیدم، احوالات مسیح و تعریف مسیح را در انجیل شنیدم و خواندم، اما وقتی به ایران رفتم، رهبر ایران را مسیح دیدم.
آیتالله علمالهدی گفت: یک شخصیت با این عظمت، و لذا او میگوید من مسیح را در رهبری ایران دیدم و اینجا مسیح برایش مجسم شده، آن هم در جلوه آقا؛ چنین شخصیتی چهل روز زیر خاک رفت؛ مثل پروانه دور قبرش میچرخیم. این درد، این مصیبت نیست؛ در سازندگی غوغا بود. هم جامعهساز بود و هم فردساز.
وی افزود: این خاطره را خودشان برای من نقل کردند. فرمودند وقتی من در مشهد درس میدادم، در درس من دو طلبه افغانی بودند. من در سیمای اینها یک رشادتی حس کردم. یک روز به اینها گفتم بیایید منزل، با شما کار دارم. اینها آمدند خانه. گفتم من در سیمای شما یک رشادتی دیدم که یک کار مهمی را انجام خواهید داد و من یک نوشتههایی دارم، مطالبی دارم؛ اگر بخواهید، با هم بنشینیم، گفتوگو کنیم و بحث کنیم.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی ادامه داد: فرمودند اینها میآمدند در خانه پیش من و درباره مسائل انقلاب و مباحث انقلاب، در روزگاری که افغانستان در ید اتحاد جماهیر شوروی بود و کمونیستها مسلط شده بودند، با اینها صحبت میکردند. اینها از ایران رفتند افغانستان و توانستند یک حزب را در میان شیعیان افغانستان به عنوان مبارزه با کمونیستی به وجود بیاورند. پیدایش این حزب، نقطه نطفه تشکیل لشکری بر ضد شوروی و به عنوان قیام در مقابل استعمار شرق به راه افتاد و این جریان باعث شد شوروی شکست بخورد، از افغانستان خارج شود و مردم افغانستان از افکار الحادی و کفر کمونیستی نجات پیدا کنند. آن دو طلبه هم در این جنگ به شهادت رسیدند.
آیتالله علمالهدی تصریح کرد: قدرت سازندگی مقام معظم رهبری این بود. ما روزی که امام از دنیا رفتند، مقاومت ما تازه شروع شده بود. در حزبالله لبنان کسی فکر نمیکرد حلقه مقاومت در کشورهای شیعهنشین به وجود بیاید. مقام معظم رهبری در مقام تأسیس مقاومت در کشورهای شیعهنشین به وسیله شیعیان اقدام فرمودند.
قدرتسازی و شکلگیری جریان مقاومت
وی بیان کرد: مردم فکر میکردند این مقاومت صرفاً یک اندیشه سیاسی است که در کشورهای اسلامی رسوخ کرده، اما روزی که بنای جنگ و درگیری و مقابله شد، معلوم شد این مقاومت یک جریان رزمنده، پویا و زنده است که مقام معظم رهبری در کشورهای شیعه ایجاد کردند و اینها پای جنگ ایستادند، پای فداکاری ایستادند و هماهنگ با رأس مقاومت که این کشور است، ایستادگی میکنند و دشمن مشترک را به زانو درمیآورند.
امام جمعه مشهد مقدس ادامه داد: هر شما از یمن قهرمان میشنوید، از حزبالله مقاوم لبنان که با همه مخالفتها مرد و مردانه ایستاده میشنوید، از حشدالشعبی قهرمان، پرقدرت و متصلب عراق میشنوید، این جریان مقاومت ساخته و پرداخته تربیت و دست این رهبر عظیم الهی و آسمانی است که در این کشور بهترین جریانها را به وجود آورد و این جریان را ایجاد و ساخت.
وی خاطرنشان کرد: قدرت سازندگی مقام معظم رهبری این بود و از همه بالاتر، من و شما ساخته شدیم. الان شش ماه است مقام معظم رهبری به شهادت رسیدند، اما در این شش ماه شما پرچمها و تجمعات را رها نکردید، ایستادید، مرد و مردانه و قهرمانانه مقاومت میکنید و میگویید ما خونخواه و جانفداییم تا آن روزی که انتقام مظلومیت این رهبر را نگیریم و خونخواهی نکنیم، دست از این حرکت برنمیداریم.
آیتالله علمالهدی افزود: بیداری را طبق قلم شکسته ناپاک، در داخل و خارج ترویج میکنند و میگویند مقام معظم رهبری رهبر جنگ بوده، رهبر ستیز بوده و رهبر نبرد بوده است؛ در حالی که توجه نمیکنند مقام معظم رهبری قریب 30 سال با بازدارندگی تمام و کمال، آمریکا را به صورت یک سگی اطراف کشور واداشت پارس کند و جرئت نزدیک شدن نداشته باشد. این قدرت رهبری بود.
بازدارندگی رهبری و ایستادگی در برابر آمریکا
وی گفت: بحث این نبود که آمریکا از امروز اول بخواهد حمله کند. 30 سال است میخواهد حمله کند. کدام رئیسجمهور آمریکا بوده که نگفته پروژه نظامی هم روی میز است؟ همه آنها گفتند و همه آنها میخواستند. به اینجا و در این مرحله رسیدند که دیدند اصلاً تمام استکبار و تمام قدرت امپراتوری جهانیشان در معرض خطر افتاده است. بدبختها اشتباه کردند، دست به جنگ زدند و با جنگ خودشان را بدبخت کردند.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی اظهار کرد: از عزیزان ما، ندانسته، گاهی اوقات بعضی جملات را به زبان میرانند که ما با آمریکا میتوانستیم جور دیگری رفتار کنیم. چطور رفتار کنیم؟ مگر ما با آمریکا امروز رسیدیم؟ 70 سال است با آمریکا دستوپنجه نرم میکنیم. از 28 مرداد 1332 تا امروز، بیش از 70 سال است ما با آمریکا در حال چالش و کشمکش هستیم.
وی ادامه داد: بردند، خوردند، چاپیدند، دزدیدند، عزیزان ما را کشتند، مردم ما را شکنجه دادند، یک ربع قرن مردم ما را به استثمار و بدبختی و استعمار کشاندند. بعد هم با همه توطئهها، جنایتها و بیدادگریها علیه نظام ما، انقلاب ما و خواسته مردم ما، مردم قیام کردند و دارند قیام میکنند. مگر ما امروز به آمریکا رسیدیم که بهتر از این میتوانستیم با آمریکا برخورد کنیم؟
آیتالله علمالهدی تصریح کرد: یعنی با آمریکا بهتر برخورد کنیم؛ چه کار کنیم؟ از برجام بیشتر برخورد کنیم؟ برجام را خودتان ایجاد کردید. مگر قراردادهایی که بستید، بسیج زدند؟ مگر غیر از این بود؟ مگر واقعاً این 25 سال چکمه به پاهای آمریکایی را روی دوش مردم فراموش کردید؟ سابقهاش را فراموش کردید؟ اینها چقدر جنایت کردند؟ چه میکردیم غیر از این با آمریکا که آمریکا آرام میگرفت؟
آمریکا به دنبال تمامیتخواهی و سلطه بر ایران است
وی افزود: آمریکا یک جریان تمامیتخواه است که همه چیز ایران را میخواهد؛ نه تنها یک چیز. معدن ما را میخواهد، ثروت ما را میخواهد، انسانهای ما را میخواهد، افکار برجسته ما را میخواهد، استعدادهای درخشان جوانان ما را میخواهد و از همه بالاتر، دین ما را میخواهد که ما از دینمان هم دست برداریم. این خواسته آمریکاست و به یک چیز ختم نمیشود.
امام جمعه مشهد مقدس ادامه داد: چطور با آمریکا صحبت میکردیم؟ چطور با آمریکا حل میکردیم؟ در عرصههای بازدارندگی و دیپلماسی، راهی نبود مگر اینکه مقام معظم رهبری پیمودند. 30 سال در بازدارندگی، آمریکاییها را پشت در نگه داشتند و سیاست بازدارنده رهبری بود که آمریکا قبل از این دست به کار جنگ نشد و در استیصال دست به کار جنگ شد و با جنگ هم جوری انجام گرفت که خودش را بدبخت کرد.
وی بیان کرد: خدایا، عزیز و آقای ما را از ما گرفتند، اما خدا، تو را از ما نگرفتهاند. تو خدای ما هستی، ما هم خدا داریم، هم امام زمان داریم. امام زمان ما را از ما نگرفتند و نمیتوانند بگیرند. «لَا یَزَالُونَ یُقَاتِلُونَکُمْ حَتَّىٰ یَرُدُّوکُمْ عَن دِینِکُمْ إِنِ اسْتَطَاعُوا». اینها میخواهند شما را برگردانند از دینتان، اگر بتوانند و نمیتوانند. تو را از ما نمیتوانند بگیرند، امام زمان را از ما نمیتوانند بگیرند.
آیتالله علمالهدی در پایان گفت: خدایا، آن عنایت و لطفی که تو داشتی که 36 سال این رهبر را بالای سر ما نگه داشتی و همه خصوصیات ما، عزت ما، عظمت ما، قدرت ما و قدرت دین و مذهب ما را این رهبر کاملاً حفظ کرد، خدایا همچنان تا آن روزی که پرچم پرافتخار «نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ وَفَتْحٌ قَرِیبٌ» آقا و صاحب آن، امام زمان(عج)، به اهتزاز دربیاید در دنیا، خدایا با همان عزت تا آن روز ما را حفظ کن و این عزت را به آن عزت جهانی که وجود اقدس مولا امام زمان(عج) ایجاد خواهند کرد، پروردگارا متصل بفرما.
انتهای پیام/282
آغاز امامت امام زمان(عج)؛ نقطه عطف تاریخ تشیع و آغاز دورهای متفاوت - تسنیم
استانها
عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد با تشریح ویژگیهای آغاز امامت حضرت مهدی(عج) گفت: آغاز امامت امام زمان(عج) همزمان با غیبت ایشان، دورهای بینظیر در تاریخ تشیع رقم زد؛ دورهای که در آن اگرچه دسترسی مستقیم به امام وجود ندارد، اما امام حی و حاضر است و آثار و برکات وجودی ایشان همچنان در زندگی بشر جریان دارد.
حجتالاسلام مهدی عبادی، عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد، درگفت وگو با تسنیم با اشاره به ویژگیهای آغاز امامت حضرت صاحبالزمان(عج)، این دوره را یکی از دورههای بینظیر تاریخ تشیع دانست و اظهارکرد: مهمترین تفاوت آغاز امامت امام زمان(عج) با دوران امامت سایر ائمه(ع)، همراه شدن امامت آن حضرت با مسئله غیبت است.
وی با بیان اینکه در دوران ائمه پیشین، امکان دسترسی مستقیم و آزاد به امام وجود داشت، افزود: البته از دوران امام جواد(ع) و امام هادی(ع) به تدریج شرایطی ایجاد شد که دسترسی مردم به امام کمتر شد و این روند به گونهای پیش رفت که جامعه شیعه بتواند در دوران امام زمان(عج) با مسئله غیبت و نبود دسترسی مستقیم به امام، آمادگی بیشتری داشته باشد.
این عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد با تأکید بر اینکه غیبت به معنای نبودن امام نیست، تصریح کرد: حضرت مهدی(عج) امامی حی و حاضر هستند که حیات مستمر دارند و حضور ایشان در عالم و روی زمین برقرار است. آنچه غیبت نامیده میشود، در واقع غیبت از چشم ماست و نه اینکه امام در جامعه و روی زمین حضور نداشته باشند.
امامت امام زمان(عج) محدود به زمان و جغرافیا نیست
حجتالاسلام عبادی یکی دیگر از ویژگیهای امامت حضرت مهدی(عج) را فراگیر بودن آن عنوان کرد و گفت: امامت امام زمان(عج) برخلاف یک دوره محدود تاریخی یا جغرافیایی، اختصاص به زمان، افراد یا منطقه خاصی ندارد؛ بلکه امامتی است که برای همه اعصار و همه انسانهاست و در دورههای مختلف تاریخی استمرار دارد.
وی ادامه داد: حضور امام زمان(عج) از قرن سوم و از سالهای 255 و 260 هجری تاکنون استمرار داشته و در طول این سالها، مسلمانان و بهویژه شیعیان از برکات وجود آن حضرت بهرهمند بودهاند.
این استاد دانشگاه با اشاره به جایگاه حجت الهی در نظام عالم اظهار داشت: در روایات آمده است که اگر حجت خدا بر روی زمین نباشد، زمین اهل خود را میبلعد؛ بنابراین وجود امام زمان(عج) سبب استمرار حیات و برقراری نظام عالم است.
عبادی با اشاره به دیدگاه برخی عالمان و صاحبان نفس درباره آثار وجود امام زمان(عج) افزود: بسیاری از برکات به واسطه وجود امام برای ما ایجاد میشود و بسیاری از بلاها از ما دفع میشود، در حالی که ما نه منشأ این برکات را میشناسیم و نه حتی میدانیم چه بلاهایی از ما دفع شده است. بخشی از این برکات و دفع بلاها به واسطه وجود مقدس امام زمان(عج) است.
چرا امام زمان(عج) در سن پنجسالگی به امامت رسید؟
عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد در ادامه به شرایط آغاز امامت حضرت مهدی(عج) در سنین کودکی اشاره کرد و گفت: امام حسن عسکری(ع) در سال 260 هجری به شهادت رسیدند و حضرت مهدی(عج) در آن زمان پنج سال داشتند.
وی نخستین عامل این مسئله را اراده و مشیت الهی دانست و افزود: تقدیر و اراده الهی بر این قرار گرفته بود که امامت حضرت مهدی(عج) در همین سن آغاز شود، اما در کنار این مسئله، شرایط سیاسی و خفقان حاکم بر جامعه نیز اهمیت بسیار زیادی داشت.
عبادی با تشریح وضعیت سیاسی دوران عباسیان بیان کرد: حکومت عباسی به شدت به دنبال شناسایی و از بین بردن امام بعدی بود. درباره امام مهدی(عج) این باور وجود داشت که ایشان ظلم و فساد را از زمین برمیچیند و حکومت عدل جهانی تشکیل میدهد.
وی افزود: عباسیان خود داعیه حکومت داشتند و طبیعی بود که چنین مسئلهای را تهدیدی علیه حکومت خود بدانند. به همین دلیل، حفظ جان امام و پنهان ماندن ایشان در شرایط آن دوران، بخشی از تدبیر الهی برای صیانت از وجود حضرت مهدی(عج) بود.
امام حسن عسکری(ع) جامعه شیعه را برای دوران غیبت آماده کرد
این پژوهشگر دینی با اشاره به اقدامات امام حسن عسکری(ع) برای آمادهسازی شیعیان گفت: امام حسن عسکری(ع) در دوران امامت خود با آگاهیبخشی به شیعیان، معرفی امام آینده و تقویت سازمان وکالت، شرایطی را فراهم کردند که جامعه شیعه بتواند امامت فرزند خردسال ایشان را در دوران غیبت بپذیرد.
وی تقویت سرشاخههای سازمان وکالت را از دیگر اقدامات مهم امام حسن عسکری(ع) برشمرد و گفت: یکی از کارکردهای اساسی سازمان وکالت، ایجاد ارتباط تشکیلاتی و شبکهای میان شیعیان و امام بود. این ارتباط، شکل جدیدتری نسبت به گذشته داشت؛ چرا که ارتباط شیعیان با امام دیگر صرفاً بر اساس دیدار و رویارویی مستقیم نبود.
عضو هیأت علمی دانشگاه فردوسی مشهد فعالیت دینی و جهاد تبیین را در این مسیر ضروری دانست و افزود: تحقق چنین جامعهای نیازمند کار و تلاش است و در عرصه دین، مجاهدتهای دینی و جهاد تبیین باید فعالیت جدی صورت گیرد.
فرهنگ انتظار باید به سبک زندگی تبدیل شود
عبادی با بیان اینکه فرهنگ انتظار نباید صرفاً در حد یک اعتقاد باقی بماند، گفت: فرهنگ انتظار را میتوان از یک موضوع صرفاً اعتقادی به یک سبک زندگی جامع و مسئولیتپذیر تبدیل کرد.
وی افزود: فرهنگ انتظار باید مجموعهای از رفتارها باشد که از نگرشها و باورهای منتظرانه سرچشمه میگیرد. اگر انسان در زندگی روزمره خود چنین نگرش و باوری داشته باشد، طبیعی است که هم تفکر و هم رفتار او متفاوت خواهد شد.
این استاد دانشگاه تصریح کرد: انتظار باید به مثابه تمامیت اسلام ناب دیده شود و فرهنگ انتظار نیز باید به یک فرهنگ همگانی تبدیل شود؛ جامعه منتظر، جامعهای پویا و مسئول است که افراد آن بر اساس باورهای منتظرانه رفتار میکنند،چنین جامعهای، روابط اجتماعی بر پایه اخوت ایمانی و دینی شکل میگیرد و حتی روابط سیاسی و اقتصادی نیز باید بر همین اساس تنظیم شود.
عبادی با اشاره به روایتی درباره یاران حضرت مهدی(عج) اظهار داشت: در روایات درباره جامعه یاران امام زمان(عج) تصویری ارائه شده که نشان میدهد افراد آنقدر به یکدیگر نزدیک و برادر هستند که اگر یکی از آنان دست در جیب دیگری کند و چیزی بردارد، فرد مقابل نه تنها ناراحت نمیشود بلکه خوشحال نیز میشود.
وی افزود: معنای این روایت آن است که سطح اعتماد، برادری و نزدیکی میان افراد جامعه به اندازهای بالاست که چنین رفتاری دیگر یک رفتار ناپسند و حتی در حد دزدی تلقی نمیشود.
عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد خاطرنشان کرد: جامعهای که فرهنگ آن در همه ابعاد منتظرانه باشد، ظرفیت آن را پیدا میکند که پس از ظهور، امام را در تشکیل حکومت دینی جهانی همراهی کند و در از بین بردن نظامهای طاغوتی موجود در آن زمان نقش داشته باشد.
نسل نوجوان و جوان باید انتظار را زندگی کند
حجتالاسلام عبادی با تأکید بر ضرورت تربیت نسل آینده اظهارداشت: یکی از وظایف مهم ما این است که برای نسلهای آینده، بهویژه نوجوانان و جوانان، الگوهای مناسبی ایجاد کنیم.
وی افزود: نسل جوان باید عمق معنای انتظار را بهخصوص در جایی که این انتظار به عمل منتهی میشود، ببیند و لمس کند. نباید فقط باورهای مربوط به انتظار را به او آموزش داد و از او خواست آنها را حفظ کند.
این پژوهشگر دینی تأکیدکرد: دانستن به تنهایی کافی نیست. نسل جوان باید سبک زندگی منتظرانه را لمس کند، در فضای آن زندگی کند و در همان فضا تربیت شود تا بتواند در آینده نسل بعد از خود را نیز با همین نگاه تربیت کند.
عبادی لازمه تحقق این هدف را تلاش گسترده دانست و گفت: باید در این عرصه کار و تلاش زیادی انجام دهیم و برای تربیت یک نسل مهدوی مناسب برنامه داشته باشیم.
امام باید در نگاه نسل جوان، پدری مهربان و دوستی همراه باشد
عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد مهمترین نکتهای را که باید به نسل جوان منتقل شود، شناخت صحیح نسبت به امام دانست و اظهار داشت: باید بدانیم امام، به تعبیر امام رضا(ع) در یک روایت، مانند پدری مهربان، برادری مأنوس و دوستی همراه است.
وی ادامه داد: نسل جوان باید امام را در همه شرایط در کنار خودش ببیند، حضور او را باور کند و با چنین تصوری زندگی و رفتار خود را تنظیم کند.
عبادی تصریح کرد: اگر این نگاه شکل بگیرد و نسل جوان سبک زندگی منتظرانه را به معنای واقعی لمس کند، چنین نسلی به یک نسل مهدوی تبدیل خواهد شد.
وی ابراز امیدواری کرد: چنین نسلی میتواند به معنای واقعی و حقیقی سرباز امام زمان(عج) باشد و با ساختن مقدمات ظهور، در فراهم شدن زمینه ظهور حضرت ولی عصر(عج) نقشآفرینی کند.
عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد خاطرنشان کرد: مجموعه این اقدامات، از جمله آگاهیبخشی، معرفی امام، تقویت سازمان وکالت و تربیت نیروهای مورد اعتماد، زمینه پذیرش امامت حضرت مهدی(عج) در دوران کودکی و غیبت را فراهم کرد.
غیبت صغری؛ دوره انتقال شیعیان به دوران غیبت کبری
حجتالاسلام عبادی با اشاره به دوران غیبت صغری اظهارداشت: غیبت صغری از ابتدای امامت حضرت مهدی(عج) آغاز شد و از سال 260 تا 329 هجری ادامه یافت. این دوره را باید یک دوره انتقالی و مقدماتی دانست.
وی یکی از مهمترین اهداف غیبت صغری را آمادهسازی تدریجی شیعیان برای ورود به دوران غیبت کبری عنوان کرد و افزود: جامعه شیعه باید به تدریج با شرایطی آشنا میشد که در آن دسترسی مستقیم به امام وجود ندارد.
این استاد دانشگاه ادامه داد: در کنار آمادهسازی شیعیان، حفظ ارتباط جامعه با امام و سازماندهی شیعیان نیز ضرورت داشت که این مسئولیت از طریق نواب اربعه دنبال شد.
عبادی خاطرنشان کرد: دوران نیابت خاص، علاوه بر حفظ ارتباط میان امام و جامعه شیعه، زمینهای برای پذیرش مراجعه به نائب عام و در ادامه مسئله ولایت فقیه و مراجعه به ولی فقیه فراهم کرد.
نواب اربعه؛ واسطه ارتباط امام با شیعیان
عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد درباره نواب اربعه گفت: چهار نماینده خاص حضرت مهدی(عج) در دوران غیبت صغری، عثمان بن سعید عموری، محمد بن عثمان عموری، حسین بن روح نوبختی و علی بن محمد سموری بودند؛ این چهار نفر واسطه و پل ارتباطی میان امام و جامعه شیعه به شمار میرفتند و مسئولیتهای مختلفی بر عهده داشتند.
عبادی انتقال نامهها، وجوهات شرعی، پاسخها و دستورات امام به مردم و همچنین انتقال پرسشها و درخواستهای مردم به امام را از جمله وظایف نواب اربعه دانست و گفت: آنان در مواردی نیز به رفع شبهات و تردیدهای موجود در جامعه کمک میکردند و جایگاه علمی و اجتماعی و وجاهتی که از قبل داشتند، در انجام این مسئولیتها مؤثر بود.
تربیت شاگردان متخصص برای اداره جامعه در دوران غیبت
این استاد دانشگاه در ادامه به نقش امام حسن عسکری(ع) در تربیت نیروهای مورد نیاز جامعه شیعه اشاره کرد و اظهار داشت: امام حسن عسکری(ع) علاوه بر تقویت سازمان وکالت، افرادی مانند عثمان بن سعید و محمد بن عثمان و دیگر خواص و شاگردان خود را برای ارتباط میان امام و مردم آماده کردند. بخشی از شاگردانی که توسط امام حسن عسکری(ع) تربیت شدند، وظایفی همچون تفسیر، اجتهاد در فقه و تبیین و تفسیر قرآن را بر عهده داشتند.
وی تأکید کرد: جامعه شیعه باید میتوانست در دورانی که دسترسی مستقیم به امام کاهش پیدا کرده است، بخشی از امور خود را از طریق این افراد سامان دهد تا مسائل جامعه دچار اختلال نشود.
وظایف شیعیان در عصر غیبت چیست؟
عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد در تشریح وظایف شیعیان در دوران غیبت گفت: در شرایطی که دسترسی مستقیم به امام امکانپذیر نیست، شیعیان باید از نائبان عام و فقهای جامعالشرایط پیروی کنند و برای شناخت مسیر درست، به قرآن، سیره معصومین(ع) و احادیث مراجعه داشته باشند.
عبادی ،دعا و ارتباط با امام را از دیگر وظایف مهم شیعیان دانست و افزود: دعا برای تعجیل فرج و تلاش عملی برای فراهم شدن فرج و ظهور از جمله وظایفی است که باید مورد توجه قرار گیرد.
وی با تأکید بر مسئله نظارت امام بر اعمال انسانها تصریح کرد: باید باور داشته باشیم که امام بر اعمال ما اشراف و نظارت دارد و از رفتارهای ما آگاه است. چنین باوری میتواند انگیزهای جدی برای پایبندی انسان به وظایف دینی باشد. اگر افراد این مسائل را در زندگی خود مورد توجه قرار دهند، میتوانند در دوران غیبت وظایف دینی و اجتماعی خود را بهتر و دقیقتر انجام دهند.
انتظار واقعی، سکون و انفعال نیست
حجتالاسلام عبادی با اشاره به مهمترین وظیفه منتظران اظهارکرد: انتظار فرج، مهمترین وظیفه منتظران است و در روایات نیز از انتظار فرج به عنوان افضل اعمال یاد شده است.
عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد تأکیدکرد: انتظار نباید به معنای انفعال، سکون و دست روی دست گذاشتن باشد؛ انتظار واقعی با تلاش، حرکت، پویایی و آمادگی همهجانبه همراه است.
این پژوهشگر دینی گفت: منتظر واقعی باید از همه جهت خود را برای یاری امام آماده کند، کمر همت ببندد و برای فراهم کردن مقدمات ظهور تلاش داشته باشد. باید جامعهای را که از امام فاصله دارد، به جامعهای تبدیل کنیم که آمادگی پذیرش امام را داشته باشد. این آمادگی فقط اعتقادی نیست، بلکه در حوزههای فرهنگی و تمدنی نیز باید زمینهسازی شود.
انتهای پیام/282
روایت یک محاصره؛ چگونه امام عسکری(ع) شیعه را برای عصر غیبت آماده کرد؟ - تسنیم
استانها
حجتالاسلام مجتبی داوودی، نویسنده کتاب سیره و سبک زندگی امامان شیعه و پژوهشگر دینی، در گفتوگو با خبرنار تسنیم از مشهد با تشریح سیره امام حسن عسکری(ع)، شش سال امامت آن حضرت را یکی از مهمترین مقاطع تاریخ تشیع برای عبور جامعه شیعه از دوران حضور امام به عصر غیبت دانست و اظهارکرد: امام عسکری(ع) در شرایطی که تحت شدیدترین فشارها و مراقبتهای حکومت عباسی قرار داشتند، با مدیریت ارتباطات، تقویت شبکه وکالت، تربیت نیروهای متخصص و معرفی حضرت مهدی(عج)، زمینههای لازم برای استمرار هدایت شیعه در دوران غیبت را فراهم کردند.
به گفته این پژوهشگر دینی، امام حسن عسکری(ع) با وجود آنکه تنها 28 سال عمر کردند و بخش مهمی از زندگی خود را در فضای اختناق و حصر گذراندند، شخصیتی چندبعدی داشتند که ابعاد مختلف آن میتواند برای جامعه امروز نیز الگو باشد. صبر و استقامت، اخلاق کریمانه، علم و دانش، سادهزیستی، مدیریت بحران، حفظ هویت تشیع و تربیت شاگردان از مهمترین ویژگیهای سیره آن حضرت است.
داوودی صبر و استقامت امام عسکری(ع) را نخستین ویژگی برجسته ایشان دانست و توضیح داد: آن حضرت در شرایطی زندگی میکردند که رفتوآمد و ارتباطشان بهشدت کنترل میشد، اما این فشارها مانع انجام مسئولیت امامت نشد و امام با تدبیر، هدایت پیروان خود را ادامه دادند.
وی اخلاق کریمانه و مدارا با مخالفان را از دیگر جلوههای مهم شخصیت امام برشمرد و افزود: رفتار بزرگوارانه امام با بدخواهان به اندازهای بود که حتی مخالفان نیز نمیتوانستند اخلاق نیکوی ایشان را انکار کنند.
نویسنده کتاب سیره و سبک زندگی امامان شیعه همچنین به جایگاه علمی امام حسن عسکری(ع) اشاره کرد و گفت: در دوره ایشان شبهات کلامی و علمی متعددی در جامعه مطرح بود و امام با استدلال و پاسخهای دقیق با این شبهات مقابله میکردند. در کنار این فعالیت علمی، سادهزیستی نیز در زندگی ایشان جایگاه ویژهای داشت؛ بهگونهای که امام با وجود جایگاه اجتماعی و معنوی بالا از تجمل فاصله داشتند و نسبت به نیازمندان نیز توجه ویژه نشان میدادند.
سازمان وکالت؛ شبکهای برای حفظ ارتباط با شیعیان
داوودی یکی از مهمترین اقدامات امام عسکری(ع) را مدیریت شرایط بحرانی جامعه شیعه عنوان کرد و اظهار داشت: در آن دوره فرقههای مختلف شیعه و غیرشیعه فعال بودند و هر کدام برای جذب مردم تلاش میکردند. امام در چنین فضایی سازمان وکالت را که از دوره امام صادق(ع) شکل گرفته بود، تقویت و مدیریت کردند.
به گفته وی، این شبکه در شهرهای مختلفی مانند قم، ری، بغداد، مدینه، خراسان و دیگر مناطق فعالیت داشت و وکلا ضمن جمعآوری وجوه شرعی، به پرسشهای مردم در حوزههای فقهی، اعتقادی، تفسیری و اخلاقی پاسخ میدادند. در مواردی نیز پرسشها را به امام منتقل کرده و پاسخ ایشان را به مردم میرساندند.
این پژوهشگر دینی افزود: نامهنگاری و توقیعات نیز یکی دیگر از ابزارهای ارتباط امام با شیعیان بود. امام در شرایطی که مأموران حکومت بر ایشان نظارت داشتند، پاسخ مسائل فقهی، اعتقادی، اخلاقی و قرآنی را در قالب نامه به پیروان خود منتقل میکردند.
وی استفاده از زبان رمز و کنایه را از دیگر روشهای ارتباطی امام دانست و ادامه داد: در شرایط امنیتی آن زمان، برخی پیامها بهگونهای منتقل میشد که مأموران حکومتی از محتوای واقعی آن مطلع نشوند. شاگردان برجسته امام نیز در انتقال معارف نقش داشتند و افرادی مانند محمد بن عثمان عمری به عنوان واسطه، آموزههای امام را به جامعه منتقل میکردند.
به گفته داوودی، حضور امام در برخی مجالس علمی و پاسخگویی به شبهات از طریق مناظرات و گفتوگوهای علمی نیز امکان انتقال پیام ایشان به جامعه را فراهم میکرد. در کنار این اقدامات، امام عسکری(ع) بر تقوا، صبر و انتظار تأکید داشتند تا شیعیان برای دورهای که ارتباط مستقیم با امام امکانپذیر نبود، از نظر فکری و اعتقادی آماده شوند.
آمادهسازی شیعه برای دوران غیبت
نویسنده کتاب سیره و سبک زندگی امامان شیعه، آمادهسازی جامعه شیعه برای غیبت را اقدامی راهبردی در سیره امام عسکری(ع) دانست و گفت: امام بهتدریج جامعه را از اتکا به ارتباط مستقیم و حضور فیزیکی امام به سمت استفاده از یک ساختار منسجم متشکل از وکلا و نایبان هدایت کردند؛ ساختاری که بعدها در دوران غیبت صغری نقش اساسی پیدا کرد.
او محور دیگر این سیاست را تقویت فرهنگ انتظار و تقوا عنوان کرد و افزود: امام غیبت را دورهای برای آزمایش ایمان معرفی میکردند و بر پرهیز از شتابزدگی، تقویت ایمان و مراجعه به علما و راویان حدیث تأکید داشتند.
داوودی پاسخگویی به مسائل فقهی، کلامی و تفسیری را نیز بخشی از همین فرآیند دانست و اظهار کرد: پاسخهای امام از طریق نامهها عملاً به شیعیان آموزش میداد که در دوران غیبت برای دریافت احکام و معارف دینی به عالمان و راویان حدیث مراجعه کنند؛ موضوعی که بعدها زمینه شکلگیری ساختار مرجعیت و نظریه ولایت فقیه در دوران غیبت را فراهم کرد.
وی همچنین معرفی حضرت مهدی(عج) را از اقدامات مهم امام حسن عسکری(ع) برشمرد و گفت: حکومت عباسی به دلیل نگرانی از تولد منجی، مراقبت شدیدی بر امام داشت، اما آن حضرت تولد فرزندشان را به افراد مورد اعتماد اعلام کردند و با معرفی ایشان به عنوان امام پس از خود، اجازه ندادند مسئله امامت با ابهام یا انقطاع روبهرو شود.
مقابله با بحران فرقهها و حفظ هویت تشیع
داوودی با اشاره به فعالیت فرقههای مختلف در آن دوره خاطرنشان کرد: واقفیه، جعفریه، کیسانیه، زیدیه و اسماعیلیه از جمله جریانهایی بودند که در جامعه حضور داشتند و هر یک تلاش میکردند پیروانی برای خود جذب کنند. در چنین فضایی، امام عسکری(ع) با پاسخهای علمی، استدلال و تربیت شاگردان، جایگاه تشیع اثنیعشری را تثبیت کردند.
وی اضافه کرد: امام در برابر شبهاتی که درباره تولد یا غیبت حضرت مهدی(عج) مطرح میشد نیز پاسخ میدادند و با استناد به نمونههایی مانند غیبت حضرت موسی(ع) و حضرت یونس(ع)، نشان میدادند که غیبت با اصل امامت منافاتی ندارد و میتواند بخشی از سنت الهی باشد.
این پژوهشگر دینی، تربیت یاران و شاگردان را بخش دیگری از برنامه امام برای آینده تشیع دانست و گفت: با وجود حصر و محدودیت، امام شاگردانی را پرورش دادند که بعدها از چهرههای اثرگذار عالم تشیع شدند. همچنین افرادی مانند عثمان بن سعید را برای ایفای نقش در دوران پس از شهادت خود آماده کردند تا ارتباط جامعه با امام غایب با کمترین بحران ادامه پیدا کند.
شش سال امامت؛ دوره گذار از حضور به غیبت
داوودی دوران ششساله امامت امام حسن عسکری(ع) را دورهای تعیینکننده خواند و توضیح داد: شدت فشار عباسیان در این دوره نشان داد که شیعه دیگر نمیتواند همواره بر ارتباط عادی و مستقیم با امام تکیه کند. به همین دلیل، امام ارتباط چهرهبهچهره را کاهش داده و نامهنگاری و نیابت را گسترش دادند؛ الگویی که در غیبت صغری ادامه یافت.
وی تثبیت تقیه و مرجعیت علمی، معرفی امام غایب، سازماندهی شبکه وکالت و مقابله با بحرانهای هویتی را از دیگر اقدامات مهم امام برشمرد و گفت: با این اقدامات، مسئولیت اداره بخشی از جامعه از یک ارتباط متمرکز با شخص امام به سمت یک ساختار جمعی و نهادی حرکت کرد؛ ساختاری که در دوران غیبت استمرار یافت.
درسهای سیره امام عسکری(ع) برای امروز
نویسنده کتاب سیره و سبک زندگی امامان شیعه در بخش پایانی سخنان خود، سیره امام حسن عسکری(ع) را برای مسائل فرهنگی و اجتماعی امروز قابل استفاده دانست و گفت: مهمترین درس این سیره، مدیریت هوشمندانه بحران در عین حفظ اصول است.
او افزود: امام در دوران فشار از برخوردهای شعاری و بینتیجه پرهیز کردند و با صبر، تقیه و مدارا، اصل هویت تشیع را حفظ کردند. در شرایط امروز نیز گفتوگوی منطقی و تعامل هوشمندانه میتواند از تقابلهای آسیبزا مؤثرتر باشد.
داوودی تقویت شبکههای مردمی را درس دیگر سیره امام دانست و گفت: امام عسکری(ع) با توسعه سازمان وکالت، ارتباط با شیعیان را در جغرافیایی گسترده حفظ کردند و قدرت را تنها در یک نقطه متمرکز نکردند. امروز نیز برای مواجهه با بحرانهای فرهنگی باید از ظرفیت شبکههای مردمی و نهادهای کارآمد استفاده کرد.
وی با اشاره به تعداد محدود اما اثرگذار شاگردان امام اظهار کرد: در عصر بمباران اطلاعاتی، کیفیت و عمق محتوا اهمیت بیشتری از تعداد مخاطبان دارد. همچنین همانگونه که امام با مناظره و استدلال علمی به شبهات پاسخ میدادند، جامعه امروز نیز برای مواجهه با پرسشها و شبهات فکری و دینی، به علم، منطق و روشنگری دقیق نیاز دارد.
داوودی تأکیدکرد: امام حسن عسکری(ع) در عین تعامل با حکومت و جریانهای مختلف، هویت تشیع را حفظ کردند و اجازه ندادند پیروانشان در دیگر فرقهها و جریانها حل شوند. حفظ هویت دینی و ملی در کنار تعامل با جهان نیز از مهمترین درسهایی است که میتوان از سیره آن حضرت برای جامعه امروز استخراج کرد.
انتهای پیام/282

پایان تدریجی گرمای تابستان؟/ پیشبینی جدید هواشناسی از کاهش دما در کشور/ تهران از این روز خنکتر میشود

محبوبیت ترامپ به ۳۳ درصد رسید

واکنش انصارالله به حمله اسرائیل به پایگاه ابوالظهور سوریه

پزشکیان: بهتر است امروز جنگ را پایان دهیم / چه کسی گفته دولت باید بنزین ۱۳۰ هزار تومانی را ۱۵۰۰ تومان بفروشد؟

پزشکیان: بهتر است امروز که در قدرت هستیم جنگ را پایان دهیم| حتی یک بند وادادگی در توافق اخیر وجود ندارد

