
نخست وزیر انگلیس: درگیری در خاورمیانه متوقف شود

ترامپ و نسخه قدیمی فشار اقتصادی علیه ایران؛ کارشناسان چه میگویند؟
به گزارش مشرق، شش ماه پس از آغاز جنگ جهل روزه، سیاست آمریکا در قبال ایران بیش از آنکه نشانه یک راهبرد تازه باشد، نشانه بازگشت واشنگتن به همان مسیری است که دههها آن را آزموده و نتوانسته تهران را به پذیرش خواستههای خود وادار کند. دولت دونالد ترامپ جنگ را با این تصور آغاز کرد که فشار نظامی میتواند در مدت کوتاهی ایران را به تسلیم وادار کند؛ اما اکنون، پس از ناکامی در دستیابی به اهداف اعلامشده، بار دیگر تحریم و فشار اقتصادی به محور سیاست آمریکا تبدیل شده است.
این تغییر مسیر را میتوان یکی از مهمترین نشانههای بنبست راهبردی واشنگتن در برابر ایران دانست. در آغاز جنگ چهلروزه، ادبیات دولت ترامپ بر پیروزی سریع و تحمیل اراده آمریکا متمرکز بود. قرار بود توان نظامی ایران در مدت کوتاهی تضعیف شود و تهران در برابر فشار نظامی چارهای جز پذیرش خواستههای واشنگتن نداشته باشد. اما طولانیشدن درگیری و استمرار مقاومت ایران نشان داد که معادله آنگونه که در واشنگتن محاسبه شده بود، پیش نرفته است.
اکنون ترامپ از آغاز «شدیدترین عملیات اقتصادی» علیه ایران سخن میگوید؛ سیاستی که قرار است با فشار بر شبکههای مالی، شرکتها، دولتها، مسیرهای انتقال نفت، ارز و حتی ثبت کشتیها، اقتصاد ایران را بیش از گذشته تحت فشار قرار دهد.
اما پرسش اساسی این است: اگر فشار نظامی نتوانست ایران را وادار به تسلیم کند، چرا واشنگتن تصور میکند تکرار سیاست اقتصادی چند دهه گذشته میتواند نتیجهای متفاوت ایجاد کند؟
بازگشت به سیاستی که قبلا آزموده شده است
گزارش شبکه چینی CGTN درباره راهبرد جدید ترامپ دقیقا بر همین تردید تمرکز دارد. این رسانه ضمن بررسی «جنگ اقتصادی ترامپ علیه ایران»، تأکید میکند که بسیاری از اقدامات جدید آمریکا در واقع ادامه همان سیاستهایی است که طی سالهای گذشته اجرا شدهاند.
ایران طی چند دهه تحریم، شبکههای مختلفی برای مقابله با محدودیتهای مالی و تجاری ایجاد کرده است. بنابراین تحریم جدید الزاماً به معنای ایجاد یک ابزار جدید نیست؛ بلکه در بسیاری موارد افزایش شدت استفاده از ابزاری قدیمی است.
حتی اگر این فشارها بتوانند هزینههایی بر اقتصاد ایران تحمیل کنند، مسئله اصلی برای آمریکا همچنان پابرجاست: تحریم زمانی از نظر سیاسی موفق تلقی میشود که بتواند رفتار طرف مقابل را تغییر دهد. تاکنون شواهد روشنی وجود ندارد که نشان دهد افزایش فشار اقتصادی به تنهایی میتواند تهران را به پذیرش خواستههای واشنگتن وادار کند.
رابرت مالی، نماینده پیشین آمریکا در امور ایران، نیز دقیقاً نسبت به همین منطق هشدار داده است. او گفته است تصور اینکه «اگر فشار اقتصادی جواب نداد، فشار اقتصادی بیشتر حتماً جواب میدهد» میتواند فریبنده و مغالطهآمیز باشد.
این اظهارنظر از آن جهت اهمیت دارد که انتقاد از سیاست ترامپ صرفاً از سوی مخالفان خارجی آمریکا مطرح نمیشود؛ بلکه بخشی از کارشناسان و چهرههای سیاسی آمریکایی نیز نسبت به کارآمدی این رویکرد تردید دارند.
تحریم بیشتر، الزاما نتیجه بیشتر نیست
لورا روزن، روزنامهنگار آمریکایی، نیز تحریمهای تازه را تا حدی اقدامی برای نشان دادن این دانسته که واشنگتن همچنان در حال انجام کاری است تا مجبور نشود بار دیگر به سمت تشدید نظامی حرکت کند.
اگر این برداشت درست باشد، «جنگ اقتصادی» ترامپ را باید نه یک ابتکار راهبردی، بلکه تلاشی برای مدیریت یک بنبست دانست؛ بنبستی که در آن آمریکا نمیتواند بهسادگی اهداف نظامی خود را محقق کند و همزمان نمیخواهد شکست یا محدودیتهای خود را بپذیرد.
در چنین شرایطی، فشار اقتصادی ابزار کمهزینهتری نسبت به جنگ مستقیم به نظر میرسد. اما این ابزار نیز بدون هزینه نیست.
جک راید، سناتور دموکرات آمریکا، هشدار داده است که ایران در عرصه انرژی جهان تأثیرگذار است و در برابر فشار شدید سکوت نخواهد کرد. از نگاه او، افزایش فشار بر تهران میتواند واکنشهای منطقهای به دنبال داشته باشد.
این نکته، یکی از تناقضهای اصلی سیاست ترامپ را آشکار میکند. واشنگتن تلاش میکند هزینه فشار را بر ایران افزایش دهد، اما ایران نیز میتواند بخشی از این هزینه را به آمریکا، متحدان آن و بازار جهانی منتقل کند. در نتیجه، فشار اقتصادی الزاماً یک خیابان یکطرفه نیست.
تهدید علیه چین؛ حلقه ضعیف راهبرد ترامپ
یکی از مهمترین مشکلات سیاست جدید ترامپ، مسئله اجرای واقعی آن در سطح بینالمللی است. واشنگتن تهدید کرده کشورها و نهادهایی که به ایران در حوزههای مالی، نفتی و تجاری کمک کنند با مجازات روبهرو خواهند شد. اما اجرای چنین سیاستی زمانی امکانپذیر است که آمریکا بتواند شرکای اقتصادی بزرگ ایران را نیز وادار به همراهی کند.
آرنولد برنارد، تحلیلگر فرانسوی، در همین زمینه نسبت به امکان اجرای واقعی تحریمها علیه چین ابراز تردید کرده است. او یادآوری میکند که آمریکا پیشتر نیز تلاش کرده بود برخی پالایشگاههای چینی خریدار نفت ایران را هدف قرار دهد، اما واکنش پکن و هزینههای احتمالی تحریم مؤسسات مالی بزرگ چین، اجرای جدی این سیاست را دشوار کرد.
این مسئله اهمیت زیادی دارد. تحریم ایران یک موضوع است و تلاش برای تحمیل آن به چین موضوعی کاملاً متفاوت. اگر واشنگتن برای اجرای سیاست جدید خود مجبور شود بانکها و مؤسسات مالی بزرگ چینی را هدف قرار دهد، مسئله دیگر صرفاً «فشار بر ایران» نخواهد بود؛ بلکه میتواند به یک بحران اقتصادی و مالی میان دو قدرت بزرگ جهان تبدیل شود.
به همین دلیل، ادعای «شدیدترین عملیات اقتصادی» زمانی با واقعیت روبهرو میشود که آمریکا بخواهد تهدیدهای خود را عملی کند.
تهدیدهای توخالی یا آغاز یک بحران تازه؟
سفیر سابق آمریکا در اراضی اشغالی نیز تهدیدهای ترامپ را عمدتاً «جوسازی و توخالی» توصیف کرده و گفته است ابزارهای چندانی برای چنین اقدامی وجود ندارد که استفاده از آنها مستلزم تحمل اقدامات تلافیجویانه علیه آمریکا نباشد.
او در عین حال تأکید کرده است حتی اگر تهدیدهای واشنگتن جدی باشند، ایران هم آمادگی تحمل هزینه و فشار را دارد و هم ابزارهایی در اختیار دارد که میتواند از آنها برای واردکردن هزینه به آمریکا، شرکای آن و اقتصاد جهانی استفاده کند.
این اظهارنظر یک واقعیت مهم را برجسته میکند: فشار علیه ایران در خلأ اتفاق نمیافتد. ایران صرفاً یک اقتصاد تحت تحریم نیست؛ کشوری با موقعیت مهم انرژی، جغرافیای راهبردی و شبکهای از روابط منطقهای است. هرچه فشار آمریکا افزایش پیدا کند، احتمال واکنش متقابل نیز افزایش خواهد یافت و همین مسئله میتواند هزینههای سیاست ترامپ را بالا ببرد.
سی ان ان و اعتراف به یک جنگ فرسایشی
شبکه سی ان ان نیز در تحلیل خود درباره راهبرد جدید ترامپ تأکید کرده که موفقیت جنگ اقتصادی علیه ایران به ماهها یا حتی سالها فشار مستمر و همراهی چین، اروپا و کشورهای منطقه نیاز دارد. همین نکته شاید مهمترین تفاوت میان وعدههای اولیه ترامپ و وضعیت امروز باشد.
جنگی که قرار بود سریع باشد، طولانی شد. فشار نظامی که قرار بود ایران را وادار به تسلیم کند، به بنبست رسید. و اکنون سیاستی که قرار بود جایگزین جنگ باشد، خود به یک فرآیند فرسایشی چندساله نیاز دارد. این فاصله میان وعده و واقعیت، مهمترین نقطه ضعف سیاست ترامپ در برابر ایران است.
در ابتدای جنگ، واشنگتن از تغییر سریع معادلات سخن میگفت؛ امروز اما برای تحقق اهداف اقتصادی خود از فشار مستمر در ماهها و حتی سالهای آینده صحبت میشود. این تغییر ادبیات، بهخودیخود نشان میدهد که محاسبات اولیه آمریکا درباره توان و اراده ایران تا چه اندازه با واقعیت فاصله داشته است.
سیاست جدید یا اعتراف به شکست؟
در نهایت، سیاست اقتصادی جدید ترامپ را نمیتوان جدا از نتیجه جنگ نظامی تحلیل کرد. اگر آمریکا در دستیابی به اهداف نظامی خود موفق شده بود، اساساً نیازی به اعلام یک «عملیات اقتصادی» گسترده و جدید وجود نداشت. بازگشت به تحریمهای شدیدتر در شرایط کنونی نشان میدهد که ابزار نظامی نتوانسته آن نتیجه سیاسی مورد انتظار واشنگتن را ایجاد کند.
البته تحریمها میتوانند برای ایران هزینهزا باشند و فشار بیشتری بر اقتصاد و بازار انرژی وارد کنند. اما تحمیل هزینه اقتصادی با دستیابی به پیروزی سیاسی دو مفهوم متفاوت است.
ترامپ اکنون در حال آزمودن نسخهای است که پیش از او نیز دولتهای متعدد آمریکا علیه ایران به کار گرفتهاند. تحریمهای گسترده، فشار حداکثری، تهدید ثانویه و تلاش برای قطع ارتباط ایران با اقتصاد جهانی، همگی بارها تجربه شدهاند.
بنابراین مسئله اصلی این نیست که آیا آمریکا میتواند فشار بیشتری ایجاد کند؛ احتمالاً میتواند. مسئله این است که آیا این فشار بیشتر میتواند همان هدفی را محقق کند که فشارهای نظامی نتوانستند؟ به نظر میرسد واشنگتن پس از شش ماه، نه با یک راهبرد تازه، بلکه با نسخه شدیدتر همان سیاست قدیمی بازگشته است؛ سیاستی که دههها آزموده شده اما نتوانسته ایران را به تسلیم وادار کند.
در این معنا، «جنگ اقتصادی» ترامپ بیش از آنکه نشانه قدرت جدید آمریکا باشد، میتواند نشانه محدودشدن گزینههای آن در برابر ایران باشد؛ تکرار همان فشاری که قرار بود تهران را تسلیم کند، اما اکنون پس از شکست در میدان نظامی، دوباره به ابزار اصلی واشنگتن تبدیل شده است.
نگاه و ارزیابی سیستم امنیتی رژیم صهیونیستی به فرمانده جدید سپاه پاسداران/ وحشت مقامات امنیتی در تلآویو از حضور سردار وحیدی در راس سپاه پاسداران
سرویس جهان مشرق - در روزهای گذشته، رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای، با صدور حکمی سردار احمد وحیدی را به درجه سرلشکر ارتقا داده و ایشان را به فرماندهی کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی منصوب کرد. این انتصابات که به منظور تعیین تصمیم گیران جدید ساختار نظامی و امنیتی کشور صورت گرفت، از نگاه محافل امنیتی رژیم صهیونیستی صرفاً یک جابه جایی عادی در ساختار نظامی تهران تلقی نمیشود.
در ادامه، گزارشی امنیتی منتشر میشود که بر پایه ارزیابی مقامات ارشد امنیتی رژیم صهیونیستی تهیه شده است. این گزارش به تحولات اخیر در ساختار فرماندهی سپاه پاسداران ایران، روند بازسازی توانمندیهای نظامی تهران و پیامدهای احتمالی آن برای سیاست خارجی و امنیتی آمریکا، بهویژه در آستانه انتخابات میاندورهای نوامبر آمریکا، میپردازد.
آنچه در ادامه میآید، ترجمه فارسی یک گزارش امنیتی است که نخستینبار در رسانه اسرائیلی «اپوک» منتشر شده است.
لازم به ذکر است که مشرق صرفاً جهت اطلاع نخبگان و تصمیمگیران عرصه سیاسی کشور از رویکردها و دیدگاههای محافل رسانهای-اندیشکدهای بینالمللی این گزارش را منتشر میکند و دیدگاهها، ادعاها و القائات این گزارش لزوماً مورد تأیید مشرق نیست
یونی بن مناخم، کارشناس امنیتی برجسته رژیم صهیونیستی در گزارشی در رابطه با فرمانده جدید سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نوشت:
مقامات ارشد امنیتی اسرائیل ارزیابی میکنند که ایران قصد ندارد به بازسازی توانمندیهای آسیبدیده در جنگ اخیر بسنده کند، بلکه ممکن است در حال تدارک یک اقدام تشدید تنشِ از پیش طراحی شده در برابر دولت ترامپ تا نزدیک ماه نوامبر، یعنی زمان انتخابات میاندورهای آمریکا باشد.
بر اساس این ارزیابی، تهران ممکن است تلاش کند از حساسیت سیاسی فزاینده در واشنگتن در آستانه انتخابات بهرهبرداری کند تا ترامپ را در برابر یک دشواره دشوار قرار دهد؛ واکنش نظامی شدید ممکن است آمریکا را به کارزار دیگری بکشاند و در ایام انتخابات، هزینه سیاسی از او بگیرد، در حالی که خویشتنداری ممکن است به ضعف و ناتوانی در اجرای سیاستش در برابر ایران تعبیر شود و بازهم منجر به هزینه سیاسی برای او شود. به عبارت دیگر، ایران ممکن است تلاش کند رویارویی نظامی را به یک رویارویی سیاسی حاد در داخل آمریکا نیز تبدیل کند.
به اعتقاد مقامات امنیتی، این احتمال دقیقاً در پسزمینه اقداماتی که تهران به رهبری [آیتالله] مجتبی خامنهای در درون تشکیلات امنیتی خود انجام میدهد اهمیت ویژهای مییابد. انتصاب احمد وحیدی به فرماندهی دائم سپاه پاسداران اقدامی به نظر نمیرسد که صرفاً برای پر کردن خلأ فرماندهی باشد. او بخشی از فرایند گستردهتر بازسازی نیروی نظامی ایران و آمادهسازی آن برای رویاروییهای آینده است.
یونی بن مناخم در ادامه نوشت:
در ۱۰ اوت، رهبر علی ایران، آیتالله مجتبی خامنهای، احمد وحیدی را به فرماندهی کل سپاه پاسداران منصوب کرد و به او درجه ژنرال اعطا کرد. بدین ترتیب وحیدی به فرمانده دائم یکی از مهمترین کانونهای قدرت در جمهوری اسلامی تبدیل شد.
این انتصاب در چارچوب سلسلهای از انتصابهای ارشد در رأس هرم نظامی ایران انجام شد که هدفشان ساماندهی دوباره زنجیره فرماندهی پس از جنگ و ترورهایی بود که به رأس هرم امنیتی نظامی در ایران آسیب زد.
اما انتخاب احمد وحیدی برای اسرائیل و آمریکا به صورت ویژهای خاص تر است؛ سخن از فردی است که در ایران «مرد قدرتمند» تعریف میشود. او فرماندهای با دههها تجربه در سیستم نظامی و امنیتی ایران است؛ کسی که در دوران جنگ ایران و عراق در سپاه پاسداران رشد کرد، پیشتر فرمانده نیروی قدس بود و سپس به عنوان وزیر دفاع و وزیر کشور خدمت کرد.
وحیدی به نسل کهنهکار و سختگیر سپاه پاسداران تعلق دارد. جهانبینی او در دوره جنگ با عراق و در سالهایی شکل گرفت که ایران مفهوم امنیتی خود را حول بقای نظام، بازدارندگی و توانایی عمل از طریق نیروهای مستقیم و نیابتی بنا میکرد.
او بین سالهای ۱۹۸۸ تا ۱۹۹۷ ریاست نیروی قدس، شاخه بیرونی سپاه پاسداران را بر عهده داشت، پیش از آنکه قاسم سلیمانی این سمت را به ارث ببرد. در ادامه، در دولت محمود احمدینژاد وزیر دفاع و در دولت ابراهیم رئیسی وزیر کشور بود.
این کارشناس در رابطه با پیام انتصاب سردار وحیدی در این جایگاه برای رژیم صهیونیستی و آمریکا نوشت:
بنابراین انتصاب او دقیقاً در این مقطع خود یک پیام است؛ اگر تهران میخواست نشان دهد که به دورهای از آشتی، گفتوگو و کاهش تنش با واشنگتن روی آورده است، میشد انتظار انتخاب دیگری داشت. در عوض، رهبر ایران فرماندهای را برگزید که تجربه رزمی، امنیتی و عملیاتی گستردهای با خود میآورد و با خط سختگیرانه نظام شناخته میشود.
[آیتالله] خامنهای در حکم انتصاب برای وحیدی، اهدافی را برای فرماندهی جدید تعیین کرد: تقویت توانمندیهای نظامی و بازدارندگی، بهبود آمادگی عملیاتی، تقویت سطح ایدئولوژیک و فرهنگی در درون سپاه پاسداران و توسعه سامانههای فرماندهی و مدیریت. معنای این سخنان روشن است؛ سپاه پاسداران قرار نیست فقط از جنگ احیا شود، بلکه باید از آن درس بگیرد و خود را از نو بسازد.
انتصاب دائم به وحیدی اجازه میدهد این کار را در طول زمان انجام دهد. سخن از فرمانده موقتی نیست که هدفش تثبیت سازمان تا انتصاب بعدی باشد؛ سخن از کسی است که مأموریت یافته نسل فرماندهی بعدی سپاه پاسداران را شکل دهد و توانایی بازدارندگی و عملیات آن را بازسازی کند.
احمد وحیدی از نگاه آمریکا شخصیتی بیطرف نیست. او مشمول تحریمهای آمریکاست و نامش در طول سالها با پروندههای امنیتی شدید گره خورده است. او همچنین در آرژانتین تحت تعقیب است، در ارتباط با ظن دست داشتن در حمله به مرکز جامعه یهودیان آمیا در بوئنوس آیرس در سال ۱۹۹۴. از نگاه واشنگتن، انتصاب چنین فردی به ریاست سپاه پاسداران نمیتواند نشانهای از میانهروی تلقی شود. (اتهام واهی مطرح شده از سوی صهیونیستها و غرب به منظور بحران سازی برای جمهوری اسلامی ایران)
این کارشناس در رابطه با ارزیابیهای مقامات امنیتی صهیونیست از احتمال اقدامات نظامی آمریکا نوشت:
مقامات ارشد امنیتی (در اسرائیل) ارزیابی میکنند که اگر ایران واقعاً قصد آغاز تنشآفرینی داشته باشد، انتخابات میاندورهای آمریکا ممکن است پنجره فرصت سیاسی در اختیارش قرار دهد. تهران مجبور نیست به جنگ تمامعیار برود. میتواند تلاش کند بحرانی محدود اما معنادار ایجاد کند؛ از طریق حمله مستقیم، بهکارگیری نیروهای نیابتی در منطقه، تهدید مسیرهای کشتیرانی و انرژی یا اقدامی دیگر که ترامپ را ناگزیر به تصمیمگیری سریع کند.
از نگاه ایران، هر یک از این گزینهها میتواند برای رئیسجمهور آمریکا ایجاد دشواره کند. اگر با شدت واکنش نشان دهد، ممکن است در مقطع حساس سیاسی به کارزار دیگری کشیده شود. اگر هم واکنش نشان ندهد، ایران ممکن است آن را بهعنوان شاهدی بر از دست رفتن اثربخشی فشار آمریکا ارائه کند.
در این نقطه، انتصاب وحیدی به تصویر گستردهتر متصل میشود. او کسی نیست که قرار باشد بهتنهایی تصمیم بگیرد ایران وارد جنگ شود. این تصمیم در دست رهبری عالی است. اما او کسی است که قرار است سازوکار نظامی ایران را برای احتمال مثبت بودن این تصمیم آماده کند.
سپاه پاسداران باید سامانههای موشکی و پهپادی خود را بازسازی کند، بقا و تاب آوری ساختار فرماندهی را بهبود بخشد، پدافند هوایی را تقویت کند و از آسیبهایی که متحمل شده درس بگیرد و وحیدی، با تجربه نظامی و عملیاتی گسترده، کسی است که میتواند این فرایند را هدایت کند.
بنابراین انتصاب او بیشتر از آنکه به این پرسش مربوط باشد که ایران امروز میخواهد چه کند، بیشتر به این پرسش مربوط است که ایران میخواهد تا چند ماه دیگر توانایی انجام چه کاری را داشته باشد. برای تحقق چنین وضعیتی، انتصاب دائم وحیدی به ایران یکی از شرایط مهم این هدف را میدهد: فرماندهی نظامی باثبات در رأس سپاه پاسداران.
یونی بن مناخم، در پایان گزارش خود نوشت:
در نهایت، انتخاب احمد وحیدی آزمونی نیز برای رهبر عالی جدید ایران است. [آیتالله] مجتبی خامنهای میتوانست چهرهای برگزیند که پیام تغییر، میانه روی یا تمرکز بر بازسازی داخلی را منتقل کند. اما او یکی از چهرههای نسل سختگیر و کهنهکار سپاه پاسداران را برگزید و معنایش این است که نظام نمیخواهد جنگ اخیر به عنوان شکستی که به عقبنشینی ایران انجامید به یاد بماند. میخواهد آن را مرحلهای معرفی کند که ایران از آن بیرون آمده تا خود را از نو بسازد.
بنابراین انتصاب احمد وحیدی فقط جابهجایی افراد نیست؛ بخشی از آمادهباش است و پرسش اصلی این نیست که آیا ایران میخواهد فردا جنگ را آغاز کند، بلکه این است که آیا اکنون ایران دارد خود را به نقطهای میرساند که در آینده، خودش تصمیم بگیرد در چه زمانی، با چه شدتی و در چه شرایطی وارد تنش یا درگیری شود؟
اگر ارزیابی اسرائیل درباره نوامبر درست باشد، ساعت از هماکنون در حال تیکتاک است. ایران ممکن است تلاش کند تا وقتی فصل پاییز فرا رسید، از نظر نظامی بازسازی شدهتر و از نظر سیاسی نیز مصممتر شده باشد، همراه با یک فرمانده دائم در رأس سپاه پاسداران و دیگر نهادهای نظامی و امنیتی.
از نگاه ترامپ، این ممکن است ماههای پیش از انتخابات میاندورهای را به سختترین آزمون سیاستش در برابر تهران تبدیل کند.
به گزارش مشرق ، در روزهای گذشته، کارشناسان و رسانههای رژیم صهیونیستی به صورت گستردهای اقدام به بازتاب و تحلیل احکام انتصاب نظامی فرماندهان از سوی رهبر معظم انقلاب کرده و پیام اصلی این انتصابات را، آمادگی ایران برای ورود به دور جدید نبرد با این رژیم و آمریکا در سطوحی متفاوت تر از گذشته ارزیابی کردهاند.
اورگوئه: در صورت ورود نتانیاهو به کشور مسلما بازداشت میشود
ایران آنلاین:
«والریا چاکاسی»، معاون وزیر امور خارجه اورگوئه با اشاره به موضع دولت در مورد جنگ غزه اشاره کرد.
به گزارش ایسنا، به نقل از پایگاه خبری uypress، معاون وزیر امور خارجه اورگوئه در اظهاراتی در برنامه پخش زنده «ال وسو» همچنین گفت که اسرائیل مرتکب نقض حقوق بشر و قوانین بینالمللی شده و حملاتی را علیه مردم بیدفاع غزه انجام میدهد برای همین اگر پایش را به اورگوئه بگذارد، حتما دستگیر میشود.
این دیپلمات همچنین به حکم جلب بینالمللی صادر شده توسط دیوان کیفری بینالمللی علیه بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل اشاره کرد و گفت: «اگر او به اورگوئه بیاید، طبق تعهداتمان به دیوان کیفری بینالمللی، موظف به اعمال و عمل به آن حکم جلب بینالمللی خواهیم بود؛ این غیرقابل انکار است.»
وی در ادامه خاطرنشان کرد: «تنها گزینه برای شما این است که از این دادگاه خارج شوید، اما اگر این اتفاق نیفتد، اروگوئه به تعهدات بینالمللی خود عمل میکند و شکی در این مورد نیست.»
انتهای پیام/

چین: تحریم و اعمال فشار مساله ایران را حل نخواهد کرد

۸ کشته در سقوط هواپیما در آلاسکا/ امارات فشار بر ایران را مرحلهای افزایش میدهد/ ادعای ترامپ: اگر لازم بود صد بار دیگر هم به ایران حمله میکردم

اورگوئه: در صورت ورود نتانیاهو به کشور مسلما بازداشت میشود

واکنش چین به تهدیدهای جدید ترامپ علیه ایران/ پاکستان میانجی تهران و واشنگتن میشود؟/ بیانیه مشترک مصر، قطر و ترکیه در محکومیت تجاوزات اسرائیل

لهستان سفیر رژیم صهیونیستی را احضار کرد

