
شعر ثروت ملی است نه قربانی بیدقتی

طلوعکیان، سرمربی جدید قهرمان والیبال انگلیس
به گزارش گروه ورزشی خبرگزاری دانشجو، علیرضا طلوعکیان، مربی باسابقه والیبال ایران، پیش از اعزام تیم ملی زنان به رقابتهای قهرمانی آسیا ۲۰۲۶، توافق خود را با باشگاه جیانتز لندن نهایی کرده بود تا پس از پایان ماموریتش در کنار تیم ملی ایران، راهی انگلستان شود و هدایت تیم مردان این باشگاه را بر عهده بگیرد.
باشگاه جیانتز لندن پس از آغاز رقابتهای قهرمانی آسیا و نمایش تیم ملی والیبال زنان ایران، توافق انجامشده با طلوعکیان را به صورت رسمی رسانهای کرد.
تیم مردان جیانتز لندن در فصل گذشته موفق شد عنوان قهرمانی سوپرلیگ والیبال انگلستان را به دست آورد و طلوعکیان در فصل پیشرو مسئولیت هدایت قهرمان این رقابتها را بر عهده خواهد داشت. تیم زنان این باشگاه نیز با صعود به سوپرلیگ، فصل جدید را در بالاترین سطح والیبال زنان انگلستان آغاز خواهد کرد.
طلوعکیان که در حال حاضر مدیر فنی تیم ملی والیبال زنان ایران است، تا پایان اردوی ملیپوشان در کنار این تیم خواهد ماند و پس از پایان ماموریت خود در تیم ملی، راهی انگلستان خواهد شد تا کارش را در جیانتز لندن آغاز کند.
طلوعکیان از چهرههای باسابقه والیبال کشور محسوب میشود و سابقه فعالیت در کادر فنی تیمهای ملی و باشگاهی ایران را دارد. طلوعکیان در سالهای گذشته در تیمهای مختلف لیگ برتر والیبال ایران به عنوان مربی و سرمربی فعالیت کرده و تجربه حضور در کادر فنی تیم ملی بزرگسالان ایران را نیز در کارنامه دارد.
توافق طلوعکیان با جیانتز لندن پیش از اعزام تیم ملی ایران به چین نهایی شده بود و رسانهای شدن این انتقال پس از شروع موفقیتآمیز ملیپوشان در قهرمانی آسیا، توجه بیشتری را به حضور یک مربی ایرانی در رأس کادر فنی قهرمان والیبال انگلستان جلب کرده است.
انتهای پیام/
آقای خاتمی! آقای قالیباف! شما سخن از صلح می گویید اما امریکا دنبال پایان جنگ نیست
روزنامه جوان نوشت: وقتی مسئولان رسمی با مخاطبقراردادن داخلیها میگویند بهتر است جنگ را پایان دهیم، خدایناخواسته چنین بهنظر میرسد که عدهای در کشور دنبال «جنگ به هر قیمتی» هستند، نه دنبال «صلح شرافتمندانه». تا آنجا که دیده میشود کشور چنین سیاستی ندارد.
مثلاً آقای قالیباف که مسئولیتهای مهمش در شرایط فعلی کشور مشخص است، استدلال میکند که گرانی و کمبودها را میدانیم و دنبال صلح هستیم، ولی نمیتوانیم سادهانگارانه از صلح حرف بزنیم: «ما هر چقدر قدرت نظامی داشته باشیم ولی اگر مردم گرسنه باشند و گردش مالی و رشد اقتصادی نداشته باشیم، دوام نمیآوریم. امنیت و اقتصاد لازم و ملزوم یکدیگر هستند. اگر امنیت را برقرار کنیم و تداومش را با اقتصاد پیش نبریم پایدار نخواهد بود. ما بهعنوان یک رزمنده، بیش از آنانی که حرف از صلح میزنند، قدر صلح را میدانیم». این یعنی سادهانگاری درباره صلح خطای نابخشودنی است.
در مقابل، امریکاییها از خود ترامپ تا معاون و وزیران جنگ و دارایی دولت او مدام میگویند عجلهای برای تعیین تکلیف جنگ با ایران ندارند. ممکن است گفته شود این پروپاگاندایی بیش نیست و امریکا دنبال پایان جنگ است و میماند فقط تصمیم ما! ولی تجربه نشان میدهد که امریکا، چون سرزمین اصلیاش دور از معرکه است، از جمیع جهات سعی در طولانیترکردن وضعیت فعلی یعنی محاصره و نگهداشتن سایه جنگ دارد که با خود جنگ فرقی ندارد و حتی بدتر از آن است؛ و تبعاتی مانند گرانی سوخت یا خستگی نیروهایش را نیز با کمک اعراب خائن و وابسته کم میکند.
پس پرسش اصلی این است: اگر شما بخواهید در همین زمان و با این توجیه که زمان خوبی است، چون دنیا اخلاقاً ما را تأیید و تکریم میکند، به جنگ پایان دهید و امریکا نخواهد، چه اتفاقی میافتد؟! پاسخ روشن است: امریکا امتیاز بیشتری طلب میکند و این زیادهخواهی توقف ندارد و شما را هرگز به صلح شرافتمندانه نمیرساند، مگر به غیرشرافتمندانهاش تن بدهید که آن را نیز از شما دریغ خواهند کرد. ترجیح دشمن جنگ غیرشرافتمندانه است که در آن خودش به خوبی میتواند نقش بیشرفی در جنگ را زنده نگه دارد.
کشور در وضعیتی است که مسئولان باید ارزش کلمات و قدرت اثرگذاری آن را بدانند. میتواند بهجای «بهتر است الان صلح کنیم»، گفته شود «ما برای هر سناریو آمادگی داریم، چه جنگ با دلیل و چه صلح با عزت». این به خرد و به وظیفهگرایی و حتی به نتیجهگرایی نزدیکتر است تا سخنانی که مخاطب را به این گمان باطل بیندازد که عدهای در داخل دنبال پایاندادن به جنگ نیستند، آنهم در این شرایط مناسب! و آنعده نیز لابد از افراد مسئول کشور هستند!
هیچچیز به اندازه مبهم و سربسته حرفزدن با مردم مسئلهساز نیست. اگر پیشنهادی دارید که میتوان با آن جنگ را برای همیشه (نه یک دوره کوتاه) پایان داد و آنگاه در این پایان، عزت و اقتدار کشور حفظ شود، منافع کشور پایمال نشود و شواهدی دارید که این میتواند بهترین کار باشد، آن را با جزئیات در میان بگذارید. این بهتر است تا پاسدادن مسئولیت ادامه مشکلات به یکدیگر، در مقابل چشم دشمن لابد بیگناه و بیطرف!
گور ایرانی در حال گسترش قلمرو
گور ایرانی که روزگاری در برخی زیستگاههای کشور منقرض شده بود، حالا در شرایطی قرار گرفته که افزایش جمعیت آن، چالش تازهای برای حفاظت ایجاد کرده است؛ گورها در برخی زیستگاهها به نقطه اوج جمعیتی رسیدهاند و برای یافتن منابع غذایی و آب، بهصورت طبیعی راهی مناطق اطراف میشوند. حالا محیط زیست به جای محصور کردن این گونه، به دنبال باز کردن مسیرهایی است که گورها قرنها در آنها رفتوآمد کردهاند؛ کریدورهایی از فارس و بهرام گور تا کرمان و یزد.
در این راستا معصومه صفایی - معاون دفتر حفاظت و مدیریت حیات وحش سازمان حفاظت محیطزیست - با اشاره به آخرین وضعیت گور ایرانی گفته است: شواهد ظاهری و رفتار گورها نشان میدهد جمعیت این گونه در محدوده پارک ملی قطرویه و منطقه حفاظتشده بهرام گور تقریباً به پیک جمعیتی رسیده است و گورها اکنون بهصورت طبیعی و دستهای در حال جابهجایی به سمت کرمان و حتی یزد هستند.
وی میافزاید: در چنین شرایطی نیازی نیست برای گور ایرانی مانند یوزپلنگ محیط محصور ایجاد کنیم بلکه باید کریدورهای مهاجرتی این گونه را امن کنیم. مسیرهایی که از پارک ملی قطرویه و منطقه حفاظتشده بهرام گور به سمت کرمان و یزد امتداد دارد، مسیر تاریخی مهاجرت گورها بوده است اما مداخلات انسانی و توسعه ناپایدار باعث شده رفتوآمد آنها در این مسیرها کاهش پیدا کند.
جمعیتی که حالا باید راهش را پیدا کند
پروژه حفاظت از گور ایرانی در استان فارس با حدود ۶۰ فرد آغاز شد و امروز جمعیت این گونه در این منطقه به بیش از ۱۲۰۰ رأس رسیده است. همین افزایش جمعیت، فشار بیشتری بر زیستگاه وارد کرده است.
صفایی با اشاره به جمعیت حدود 1000 رأسی گور در منطقه حفاظتشده بهرام گور میگوید: به دلیل محدود شدن گورها در این منطقه، چرای مفرط ایجاد شده و پوشش گیاهی در حال آسیب دیدن است. در نتیجه، گورها بهتدریج از زیستگاه خارج میشوند.
به گفته او، جابهجایی گورها اکنون بهصورت طبیعی در حال رخ دادن است و شواهد آن را میتوان در استانهای کرمان و یزد نیز دید. از فارس تا کرمان؛ گورها دوباره در حال پیمودن راههای قدیمی
یکی از نمونههای این جابهجایی در قرق اختصاصی و حفاظتگاه مردمی منصورآباد کرمان دیده شده است؛ جایی که طی سه سال گذشته گور مشاهده شده است.
صفایی میگوید: با امن شدن زیستگاههای فارس، گورها به سمت کرمان حرکت کردهاند و این موضوع نشان میدهد اگر زیستگاهها و مسیرهای ارتباطی آنها امن باشند، گور ایرانی میتواند بدون دخالت مستقیم انسان دامنه پراکنش خود را گسترش دهد.
به همین منظور، کارگروهی با حضور استانهای فارس، کرمان و یزد تشکیل شد تا راههای تردد این گونه شناسایی و ایمن شود. ایجاد مناطق شکارممنوع، حفاظت مشارکتی و توسعه حفاظتگاههای مردمی و قرقهای اختصاصی از جمله راهکارهایی است که در این کارگروه دنبال میشود.
معاون دفتر حفاظت و مدیریت حیاتوحش سازمان حفاظت محیطزیست تأکید میکند: هرچه گستره پراکنش گور ایرانی بیشتر شود، امنیت این گونه نیز افزایش پیدا میکند. بازگشت گور به پارک ملی کویر
گور ایرانی فقط در فارس مسیر بازگشت را پیدا نکرده است. این گونه که در سال ۱۳۶۳ در پارک ملی کویر منقرض شده بود، پس از چند دهه دوباره به این منطقه بازگشت.
برنامه بازمعرفی گور ایرانی به پارک ملی کویر از دهه ۸۰ مورد توجه سازمان حفاظت محیطزیست قرار گرفت و در نهایت با انتقال تعدادی گور از توران و یزد، پروژه احیای این گونه در پارک آغاز شد.
در یکی از مراحل اولیه، ۱۰ رأس گور از توران به پارک ملی کویر منتقل شدند اما تنها پنج رأس آنها زنده به مقصد رسیدند. چهار رأس دیگر نیز از یزد به این منطقه منتقل شدند و تکثیر در اسارت با ۹ رأس آغاز شد.
جمعیت گورها تا سال ۱۳۹۹ به ۱۶ رأس رسید و پس از آن، تصمیم به رهاسازی آنها در طبیعت گرفته شد. در ادامه نیز ۱۲ رأس گور از کرمان به پارک ملی کویر منتقل شدند.
حالا حدود ۵۰ رأس گور ایرانی در پارک ملی کویر زندگی میکنند؛ حدود ۲۰ رأس از بیرون به این منطقه منتقل شده و حدود ۳۰ رأس نیز در همین پارک متولد شدهاند.
امسال نیز دست کم ۱۰ زایمان گور ثبت شده که ۹ مورد آن موفق بوده است. طبیعت برای گورها بهتر از اسارت بود
تجربه پارک ملی کویر یک نکته مهم دیگر را هم نشان داده است؛ گور ایرانی در طبیعت عملکرد بهتری نسبت به شرایط اسارت دارد.
به گفته رضا شاهحسینی - رییس پارک ملی کویر گرمسار- نرخ زادآوری موفق گورها در شرایط اسارت حدود ۲۵ درصد بوده اما پس از رهاسازی در طبیعت، از هر پنج زایمان، چهار مورد موفق بوده است.
این آمار نشان میدهد گور ایرانی توانسته خود را با شرایط طبیعی زیستگاه سازگار کند و در صورت تأمین امنیت، امکان ادامه حیات و افزایش جمعیت در طبیعت را دارد. گورها برای آب و علوفه راه میافتند
در پارک ملی کویر نیز تأمین منابع آب یکی از بخشهای مهم حفاظت از گورهاست. آب در فصل سرد ذخیره و در فصل گرم مورد استفاده قرار میگیرد. یک مخزن بتنی ۷۰ هزار لیتری و چند مخزن پلیاتیلن ۳۰ هزار لیتری برای تأمین آب حیاتوحش مورد استفاده قرار میگیرد.
پارک ملی کویر چند چشمه دائمی نیز دارد، هرچند دبی بسیاری از چشمهها پایین است و به همین دلیل پایش منابع آبی اهمیت زیادی دارد.
با این حال، اگر جمعیت گورها افزایش پیدا کند و منابع آب و علوفه موجود پاسخگوی آنها نباشد، جابهجایی آنها به مناطق دیگر اجتنابناپذیر خواهد بود. گور ایرانی؛ گونهای که دوباره صاحب قلمرو میشود
گور ایرانی زمانی در بخشهایی از ایران از بین رفت و زیستگاهش به محدودههای محدودی از مناطق بیابانی و نیمهبیابانی کشور محدود شد اما افزایش جمعیت در سالهای اخیر، ورق را تا حدی برگردانده است.
امروز در منطقه بهرام گور و قطرویه بیش از ۱۲۰۰ رأس گور زندگی میکنند، در پارک ملی توران حدود ۲۵۰ رأس گور وجود دارد و جمعیت گورهای پارک ملی کویر نیز به حدود ۵۰ رأس رسیده است.
با این حال، افزایش جمعیت بهتنهایی ضامن بقای گونه نیست. اگر گورها نتوانند میان زیستگاههای مختلف حرکت کنند، افزایش جمعیت میتواند فشار بر منابع طبیعی را بیشتر کند.
صفایی میگوید: مهمترین نیاز گور ایرانی، امنیت کریدورهای مهاجرتی است؛ کریدورهایی که در طول تاریخ مسیر حرکت این گونه بودهاند و حالا قرار است دوباره به روی گورها باز شوند.
شاید مهمترین نشانه موفقیت برنامه حفاظت از گور ایرانی این نباشد که چند رأس گور در یک منطقه داریم بلکه این باشد که گورها بتوانند بدون کمک انسان، خودشان مسیرهای قدیمیشان را دوباره پیدا کنند.

آرسنال 3-0 کاونتری: وحشت از قهرمان در انگلیس

فیلترینگ، برق یا دکل؛ مقصر افت کیفیت اینترنت کدام است؟ | گلایه کاربران سه اپراتور اصلی از اختلالات و ناپایداری اینترنت

چشم امید نتانیاهو به دستان ترامپ

سرمقاله شرق/ محاصره شدید اقتصادی بدون راهبرد و دیپلماسی؟ | آخرین خبر

راغفر: اعلام قیمت بنزین ۸۷ هزار تومانی نوعی فضاسازی برای پذیرش قیمتهای پایینتر است | ظرفیت تلاطم اجتماعی در بالاترین سطح قرار دارد

