قیمت طلا امروز




 خبرگزاری مهر / ۱۴۰۵/۰۳/۲۳

پاکستان: مراسم امضای توافق آمریکا- ایران در اسلام‌آباد برگزار می‌شود

سخنگوی وزارت خارجه پاکستان اعلام کرد: اسلام‌آباد فردا میزبان مراسم امضای الکترونیکی یادداشت تفاهم میان ایران و آمریکا است.
 پاکستان: مراسم امضای توافق آمریکا- ایران در اسلام‌آباد برگزار می‌شود



۵۲ دقیقه قبل / سایت مشرق

ترامپ و نسخه قدیمی فشار اقتصادی علیه ایران؛ کارشناسان چه می‌گویند؟

به گزارش مشرق، شش ماه پس از آغاز جنگ جهل روزه، سیاست آمریکا در قبال ایران بیش از آنکه نشانه یک راهبرد تازه باشد، نشانه بازگشت واشنگتن به همان مسیری است که دهه‌ها آن را آزموده و نتوانسته تهران را به پذیرش خواسته‌های خود وادار کند. دولت دونالد ترامپ جنگ را با این تصور آغاز کرد که فشار نظامی می‌تواند در مدت کوتاهی ایران را به تسلیم وادار کند؛ اما اکنون، پس از ناکامی در دستیابی به اهداف اعلام‌شده، بار دیگر تحریم و فشار اقتصادی به محور سیاست آمریکا تبدیل شده است.

این تغییر مسیر را می‌توان یکی از مهم‌ترین نشانه‌های بن‌بست راهبردی واشنگتن در برابر ایران دانست. در آغاز جنگ چهل‌روزه، ادبیات دولت ترامپ بر پیروزی سریع و تحمیل اراده آمریکا متمرکز بود. قرار بود توان نظامی ایران در مدت کوتاهی تضعیف شود و تهران در برابر فشار نظامی چاره‌ای جز پذیرش خواسته‌های واشنگتن نداشته باشد. اما طولانی‌شدن درگیری و استمرار مقاومت ایران نشان داد که معادله آن‌گونه که در واشنگتن محاسبه شده بود، پیش نرفته است.

اکنون ترامپ از آغاز «شدیدترین عملیات اقتصادی» علیه ایران سخن می‌گوید؛ سیاستی که قرار است با فشار بر شبکه‌های مالی، شرکت‌ها، دولت‌ها، مسیرهای انتقال نفت، ارز و حتی ثبت کشتی‌ها، اقتصاد ایران را بیش از گذشته تحت فشار قرار دهد.

اما پرسش اساسی این است: اگر فشار نظامی نتوانست ایران را وادار به تسلیم کند، چرا واشنگتن تصور می‌کند تکرار سیاست اقتصادی چند دهه گذشته می‌تواند نتیجه‌ای متفاوت ایجاد کند؟

بازگشت به سیاستی که قبلا آزموده شده است

گزارش شبکه چینی CGTN درباره راهبرد جدید ترامپ دقیقا بر همین تردید تمرکز دارد. این رسانه ضمن بررسی «جنگ اقتصادی ترامپ علیه ایران»، تأکید می‌کند که بسیاری از اقدامات جدید آمریکا در واقع ادامه همان سیاست‌هایی است که طی سال‌های گذشته اجرا شده‌اند.

ایران طی چند دهه تحریم، شبکه‌های مختلفی برای مقابله با محدودیت‌های مالی و تجاری ایجاد کرده است. بنابراین تحریم جدید الزاماً به معنای ایجاد یک ابزار جدید نیست؛ بلکه در بسیاری موارد افزایش شدت استفاده از ابزاری قدیمی است.

حتی اگر این فشارها بتوانند هزینه‌هایی بر اقتصاد ایران تحمیل کنند، مسئله اصلی برای آمریکا همچنان پابرجاست: تحریم زمانی از نظر سیاسی موفق تلقی می‌شود که بتواند رفتار طرف مقابل را تغییر دهد. تاکنون شواهد روشنی وجود ندارد که نشان دهد افزایش فشار اقتصادی به تنهایی می‌تواند تهران را به پذیرش خواسته‌های واشنگتن وادار کند.

رابرت مالی، نماینده پیشین آمریکا در امور ایران، نیز دقیقاً نسبت به همین منطق هشدار داده است. او گفته است تصور اینکه «اگر فشار اقتصادی جواب نداد، فشار اقتصادی بیشتر حتماً جواب می‌دهد» می‌تواند فریبنده و مغالطه‌آمیز باشد.

این اظهارنظر از آن جهت اهمیت دارد که انتقاد از سیاست ترامپ صرفاً از سوی مخالفان خارجی آمریکا مطرح نمی‌شود؛ بلکه بخشی از کارشناسان و چهره‌های سیاسی آمریکایی نیز نسبت به کارآمدی این رویکرد تردید دارند.

تحریم بیشتر، الزاما نتیجه بیشتر نیست

لورا روزن، روزنامه‌نگار آمریکایی، نیز تحریم‌های تازه را تا حدی اقدامی برای نشان دادن این دانسته که واشنگتن همچنان در حال انجام کاری است تا مجبور نشود بار دیگر به سمت تشدید نظامی حرکت کند.

اگر این برداشت درست باشد، «جنگ اقتصادی» ترامپ را باید نه یک ابتکار راهبردی، بلکه تلاشی برای مدیریت یک بن‌بست دانست؛ بن‌بستی که در آن آمریکا نمی‌تواند به‌سادگی اهداف نظامی خود را محقق کند و همزمان نمی‌خواهد شکست یا محدودیت‌های خود را بپذیرد.

در چنین شرایطی، فشار اقتصادی ابزار کم‌هزینه‌تری نسبت به جنگ مستقیم به نظر می‌رسد. اما این ابزار نیز بدون هزینه نیست.

جک راید، سناتور دموکرات آمریکا، هشدار داده است که ایران در عرصه انرژی جهان تأثیرگذار است و در برابر فشار شدید سکوت نخواهد کرد. از نگاه او، افزایش فشار بر تهران می‌تواند واکنش‌های منطقه‌ای به دنبال داشته باشد.

این نکته، یکی از تناقض‌های اصلی سیاست ترامپ را آشکار می‌کند. واشنگتن تلاش می‌کند هزینه فشار را بر ایران افزایش دهد، اما ایران نیز می‌تواند بخشی از این هزینه را به آمریکا، متحدان آن و بازار جهانی منتقل کند. در نتیجه، فشار اقتصادی الزاماً یک خیابان یک‌طرفه نیست.

تهدید علیه چین؛ حلقه ضعیف راهبرد ترامپ

یکی از مهم‌ترین مشکلات سیاست جدید ترامپ، مسئله اجرای واقعی آن در سطح بین‌المللی است. واشنگتن تهدید کرده کشورها و نهادهایی که به ایران در حوزه‌های مالی، نفتی و تجاری کمک کنند با مجازات روبه‌رو خواهند شد. اما اجرای چنین سیاستی زمانی امکان‌پذیر است که آمریکا بتواند شرکای اقتصادی بزرگ ایران را نیز وادار به همراهی کند.

آرنولد برنارد، تحلیلگر فرانسوی، در همین زمینه نسبت به امکان اجرای واقعی تحریم‌ها علیه چین ابراز تردید کرده است. او یادآوری می‌کند که آمریکا پیش‌تر نیز تلاش کرده بود برخی پالایشگاه‌های چینی خریدار نفت ایران را هدف قرار دهد، اما واکنش پکن و هزینه‌های احتمالی تحریم مؤسسات مالی بزرگ چین، اجرای جدی این سیاست را دشوار کرد.

این مسئله اهمیت زیادی دارد. تحریم ایران یک موضوع است و تلاش برای تحمیل آن به چین موضوعی کاملاً متفاوت. اگر واشنگتن برای اجرای سیاست جدید خود مجبور شود بانک‌ها و مؤسسات مالی بزرگ چینی را هدف قرار دهد، مسئله دیگر صرفاً «فشار بر ایران» نخواهد بود؛ بلکه می‌تواند به یک بحران اقتصادی و مالی میان دو قدرت بزرگ جهان تبدیل شود.

به همین دلیل، ادعای «شدیدترین عملیات اقتصادی» زمانی با واقعیت روبه‌رو می‌شود که آمریکا بخواهد تهدیدهای خود را عملی کند.

تهدیدهای توخالی یا آغاز یک بحران تازه؟

سفیر سابق آمریکا در اراضی اشغالی نیز تهدیدهای ترامپ را عمدتاً «جوسازی و توخالی» توصیف کرده و گفته است ابزارهای چندانی برای چنین اقدامی وجود ندارد که استفاده از آنها مستلزم تحمل اقدامات تلافی‌جویانه علیه آمریکا نباشد.

او در عین حال تأکید کرده است حتی اگر تهدیدهای واشنگتن جدی باشند، ایران هم آمادگی تحمل هزینه و فشار را دارد و هم ابزارهایی در اختیار دارد که می‌تواند از آنها برای واردکردن هزینه به آمریکا، شرکای آن و اقتصاد جهانی استفاده کند.

این اظهارنظر یک واقعیت مهم را برجسته می‌کند: فشار علیه ایران در خلأ اتفاق نمی‌افتد. ایران صرفاً یک اقتصاد تحت تحریم نیست؛ کشوری با موقعیت مهم انرژی، جغرافیای راهبردی و شبکه‌ای از روابط منطقه‌ای است. هرچه فشار آمریکا افزایش پیدا کند، احتمال واکنش متقابل نیز افزایش خواهد یافت و همین مسئله می‌تواند هزینه‌های سیاست ترامپ را بالا ببرد.

سی ان ان و اعتراف به یک جنگ فرسایشی

شبکه سی ان ان نیز در تحلیل خود درباره راهبرد جدید ترامپ تأکید کرده که موفقیت جنگ اقتصادی علیه ایران به ماه‌ها یا حتی سال‌ها فشار مستمر و همراهی چین، اروپا و کشورهای منطقه نیاز دارد. همین نکته شاید مهم‌ترین تفاوت میان وعده‌های اولیه ترامپ و وضعیت امروز باشد.

جنگی که قرار بود سریع باشد، طولانی شد. فشار نظامی که قرار بود ایران را وادار به تسلیم کند، به بن‌بست رسید. و اکنون سیاستی که قرار بود جایگزین جنگ باشد، خود به یک فرآیند فرسایشی چندساله نیاز دارد. این فاصله میان وعده و واقعیت، مهم‌ترین نقطه ضعف سیاست ترامپ در برابر ایران است.

در ابتدای جنگ، واشنگتن از تغییر سریع معادلات سخن می‌گفت؛ امروز اما برای تحقق اهداف اقتصادی خود از فشار مستمر در ماه‌ها و حتی سال‌های آینده صحبت می‌شود. این تغییر ادبیات، به‌خودی‌خود نشان می‌دهد که محاسبات اولیه آمریکا درباره توان و اراده ایران تا چه اندازه با واقعیت فاصله داشته است.

سیاست جدید یا اعتراف به شکست؟

در نهایت، سیاست اقتصادی جدید ترامپ را نمی‌توان جدا از نتیجه جنگ نظامی تحلیل کرد. اگر آمریکا در دستیابی به اهداف نظامی خود موفق شده بود، اساساً نیازی به اعلام یک «عملیات اقتصادی» گسترده و جدید وجود نداشت. بازگشت به تحریم‌های شدیدتر در شرایط کنونی نشان می‌دهد که ابزار نظامی نتوانسته آن نتیجه سیاسی مورد انتظار واشنگتن را ایجاد کند.

البته تحریم‌ها می‌توانند برای ایران هزینه‌زا باشند و فشار بیشتری بر اقتصاد و بازار انرژی وارد کنند. اما تحمیل هزینه اقتصادی با دستیابی به پیروزی سیاسی دو مفهوم متفاوت است.

ترامپ اکنون در حال آزمودن نسخه‌ای است که پیش از او نیز دولت‌های متعدد آمریکا علیه ایران به کار گرفته‌اند. تحریم‌های گسترده، فشار حداکثری، تهدید ثانویه و تلاش برای قطع ارتباط ایران با اقتصاد جهانی، همگی بارها تجربه شده‌اند.

بنابراین مسئله اصلی این نیست که آیا آمریکا می‌تواند فشار بیشتری ایجاد کند؛ احتمالاً می‌تواند. مسئله این است که آیا این فشار بیشتر می‌تواند همان هدفی را محقق کند که فشارهای نظامی نتوانستند؟ به نظر می‌رسد واشنگتن پس از شش ماه، نه با یک راهبرد تازه، بلکه با نسخه شدیدتر همان سیاست قدیمی بازگشته است؛ سیاستی که دهه‌ها آزموده شده اما نتوانسته ایران را به تسلیم وادار کند.

در این معنا، «جنگ اقتصادی» ترامپ بیش از آنکه نشانه قدرت جدید آمریکا باشد، می‌تواند نشانه محدودشدن گزینه‌های آن در برابر ایران باشد؛ تکرار همان فشاری که قرار بود تهران را تسلیم کند، اما اکنون پس از شکست در میدان نظامی، دوباره به ابزار اصلی واشنگتن تبدیل شده است.


۳ ساعت قبل / سایت تابناک

برخی فرماندهان سپاه موضع محتاطانه‌ای به پیمان مکه دارند/ دولتی‌ها استقبال کردند

به گزارش سرویس بین الملل تابناک، مرکز مطالعات استراتژیک خاورمیانه در ترکیه در مقاله‌ای به بررسی نقش پاکستان در پیمان مکه پرداخته که در ادامه آمده است.

لازم به ذکر است انتشار مقالات خارجی به معنای تایید محتوای آن از سوی تابناک نیست.

توافقنامه دفاعی سه‌جانبه بین پاکستان، ترکیه و عربستان سعودی در تاریخ ۷ اوت، در کاخ صفا در مکه، توسط سران کشور‌های مربوطه امضا شد. 

ارزش نمادین این پیمان مستقیماً از نام‌گذاری، مکان و زمان‌بندی آن ناشی می‌شود، جایی که رهبران، بلافاصله پس از نماز جمعه در یکی از مقدس‌ترین مکان‌های اسلام، این توافق را اجرا کردند. 

در حالی که بیانیه‌های رسمی وزارت امور خارجه کشور‌های امضاکننده تأکید کردند که این توافقنامه علیه هیچ کشور ثالثی نیست و هدف آن تقویت بازدارندگی جمعی، همکاری دفاعی و انتقال فناوری است، اما وضعیت راهبردی زمینه‌ای آن، به‌طور عمدی در مورد شرایط دقیقی که برای مقابله با آنها طراحی شده، مبهم باقی مانده است.

پیمان دفاعی مکه در چارچوب چشم‌انداز منطقه‌ای پاکستان

یکی از ارکان اصلی سیاست خارجی پاکستان همواره ترویج روابط برادرانه با جهان اسلام گسترده‌تر بوده است. از زمان تأسیس، اسلام‌آباد روابط دوجانبه برادرانه‌ای با کشور‌های کلیدی منطقه، از جمله ایران، ترکیه و عربستان سعودی حفظ کرده است. 

فراتر از هم‌راستایی دیپلماتیک، پاکستان از لحاظ تاریخی از آرمان فلسطین حمایت کرده است. 

در کنار این روابط، پاکستان دارای جمعیت زیادی از مهاجران در کشور‌های شورای همکاری خلیج فارس (GCC) است. این جامعه مهاجر، از طریق جریان مستمر حواله‌ها، ستون فقرات اقتصادی حیاتی برای اسلام‌آباد را تشکیل می‌دهد، در حالی که این منطقه به‌طور همزمان نیاز‌های اولیه انرژی پاکستان را تأمین می‌کند. 

با این حال، این وابستگی متقابل عمیق، پاکستان را در برابر بی‌ثباتی منطقه‌ای آسیب‌پذیر می‌کند. تشدید اخیر درگیری بین آمریکا و ایران، مستقیماً بر اقتصاد پاکستان تأثیر گذاشت و باعث افزایش شدید قیمت سوخت، افزایش تورم داخلی و وادار کردن دولت به کاهش هفته کاری رسمی به چهار روز برای صرفه‌جویی در انرژی شد. 

در نتیجه، در حالی که درک تهدیدات حیاتی پاکستان همچنان محکم بر مرز شرقی آن متمرکز است، آسیب‌پذیری‌های حاد ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی آن در غرب آسیا، اسلام‌آباد را به ایفای نقش دیپلماتیک فعال در کاهش خصومت‌های منطقه‌ای سوق داده است.

از مفهوم مالکیت منطقه‌ای تا پیمان دفاعی

غرب آسیا پس از حملات ۷ اکتبر و عملیات نظامی بعدی اسرائیل در نوار غزه، بی‌ثباتی شدیدی را تجربه کرده است. گسترش افقی گسترده‌تر این درگیری در نهایت به رویارویی مستقیم نظامی شامل آمریکا، اسرائیل و ایران انجامید. 

وزیر امور خارجه ترکیه، هاکان فیدان، با قرار دادن ابتکار سه‌جانبه در این فضا، روشن کرد که این توافق پس از دو سال و هشت ماه مذاکرات مستمر دیپلماتیک به دست آمده است. 

فیدان تأکید کرد که مالکیت منطقه‌ای مسائل امنیتی همچنان محور رویکرد آنکارا است و خاطرنشان کرد که قدرت‌های خارجی که وارد منطقه می‌شوند، اغلب بحران‌ها را تشدید می‌کنند تا اینکه آنها را حل کنند و در نتیجه هزینه‌های بلندمدت غیرقابل تحملی را به کشور‌های منطقه تحمیل می‌کنند. 

بنابراین، ترتیب سه‌جانبه باید به عنوان اقدامی عمدی برای ایجاد یک مکانیسم امنیتی بومی که قادر به کاهش وابستگی به ضامنان خارجی است، درک شود.

از لحاظ تاریخی، کشور‌های حاشیه خلیج فارس سرمایه‌های قابل توجهی را برای خرید سیستم‌های تسلیحاتی آمریکا هزینه کردند و در ازای تضمین‌های امنیتی کلی، به واشنگتن حق پایگاه اعطا کردند. 

با این حال، در جریان رویارویی اخیر، زیرساخت‌های انرژی کشور میزبان و تأسیسات آمریکایی به اهداف اصلی حملات تلافی‌جویانه ایران تبدیل شدند. عدم توانایی آمریکا در محافظت کامل از متحدانش - که ناشی از محدودیت‌های ظرفیت در جبهه‌های عملیاتی متعددی است که توسط ایران باز شده یا تعهد اولویت‌دار به تل‌آویو - کشور‌های حاشیه خلیج فارس را بر آن داشت تا کارایی چتر‌های امنیتی آمریکا را دوباره بررسی کنند. 

میزبانی پایگاه‌های خارجی کمتر به عنوان یک بازدارنده و بیشتر به عنوان آهنربایی برای جذب رگبار موشک‌ها و پهپاد‌های ورودی ایران تلقی شد. علاوه بر این، آسیب‌پذیری تنگه‌های حیاتی دریایی، جریان صادرات انرژی را به شدت تهدید می‌کرد و نیرو‌های آمریکایی قادر به تضمین کامل عبور بدون مانع کشتیرانی تجاری نبودند.

این درک، فشار برای ایجاد یک ساختار امنیتی محلی را تسریع کرد. عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان دارای منافع ژئوپلیتیکی مستقیم در ثبات غرب آسیا هستند و همگی در مجاورت فوری منطقه درگیری قرار دارند. 

در صورت وقوع جنگ منطقه‌ای پایدار یا محاصره دریایی، این کشور‌ها به‌ناچار پیامد‌های اقتصادی و راهبردی اولیه را متحمل می‌شوند. این ضرورت زمانی بیشتر برجسته شد که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، به‌طور عمومی در مورد تنگه هرمز اظهار داشت که کشور‌های ترانزیتی باید مسئولیت اصلی حفاظت از مسیر‌های انرژی خود را بر عهده بگیرند. 

این موضع معامله‌گرایانه، درک منطقه‌ای را تقویت کرد که قدرت‌های خارجی منافع ملی خود را بر ثبات منطقه‌ای ترجیح می‌دهند. با توجه به محیط امنیتی سیال و مذاکرات جاری و بی‌نتیجه بین واشنگتن و تهران، به نظر می‌رسد پارامتر‌های فنی پیمان مکه عمداً مبهم نگه داشته شده‌اند تا از دام‌های تعهد زودهنگام جلوگیری شود.

مسیر نهایی این چارچوب همچنان به حل و فصل مناقشه آمریکا و ایران و تثبیت تنگه هرمز گره خورده است. در جهت‌یابی این پویایی‌ها، اسحاق دار، وزیر امور خارجه پاکستان، مجدداً تأکید کرد که این چارچوب غیرخصمانه است و به روی همه کشور‌های منطقه‌ای که به اصول اساسی آن متعهد هستند، باز است. 

اسلام‌آباد با نشان دادن دیپلماسی فعال، با عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، دیدار کرد تا در مورد دامنه این توافق اطمینان‌بخشی کند. در پاسخ، اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، اعلام کرد که تهران پیمان مکه را به عنوان یک موضع تهاجمی علیه ایران نمی‌بیند، بلکه آن را به عنوان یک اقدام ساختاری در مقابل جسارت اسرائیل و بازتابی از کاهش اعتماد منطقه‌ای به تضمین‌های امنیتی آمریکا تفسیر می‌کند. 

با این وجود، با توجه به مرز مشترک ۵۶۵ مایلی پاکستان با ایران و نقش اثبات شده آن به عنوان میانجی، که با تسهیل تفاهم‌نامه اسلام‌آباد (MoU) اثبات شده است، تهران همچنان مشارکت عملیاتی اسلام‌آباد را در این ائتلاف با احتیاط سنجیده زیر نظر دارد.

زمینه‌هایی که پاکستان به طور بالقوه می‌تواند در ائتلاف مشارکت داشته باشد

فراتر از موقعیت جغرافیایی که جنوب آسیا را به خلیج فارس متصل می‌کند، پاکستان قابلیت‌های نظامی متمایزی را به این چارچوب امنیتی نوظهور ارائه می‌دهد. در این ساختار سه‌جانبه، که عربستان سعودی نقدینگی مالی را فراهم می‌کند و ترکیه به یک پایگاه پیشرفته صنعتی-دفاعی همراه با وزن ژئوپلیتیکی قابل توجه کمک می‌کند، پاکستان این ترتیب را با نیرو‌های مسلح دائمی بزرگ و کارآزموده خود و قابلیت‌های تخصصی تولید دفاعی تکمیل می‌کند.

در عمل، پاکستان تجربه گسترده‌ای در آموزش عملیاتی مشترک، مبارزه با شورش، مبارزه با تروریسم و به اشتراک‌گذاری اطلاعات که از طریق دهه‌ها جنگ نامتقارن اصلاح شده است، ارائه می‌دهد. 

نیروی هوایی پاکستان با سابقه طولانی در استقرار و پشتیبانی در خاورمیانه، تخصص ویژه مرتبط با دفاع هوایی یکپارچه و آگاهی از حوزه دریایی را فراهم می‌کند. علاوه بر این، نهاد‌های دفاعی دولتی پاکستان - مانند مجتمع هوایی پاکستان (PAC) کامرا و صنایع سنگین تاکسیلا (HIT) - فرصت‌هایی را برای توسعه مشترک، انتقال فناوری و سفارشی‌سازی مقرون‌به‌صرفه سخت‌افزار در کنار شرکت‌های دفاعی ترکیه ارائه می‌دهند و باعث ایجاد یک ماتریس دفاعی منطقه‌ای خوداتکاتر می‌شوند.

فرصت‌ها و ریسک‌ها برای پاکستان

علیرغم این مزایای راهبردی، تحلیلگران به ریسک‌های قابل توجهی برای پاکستان اشاره می‌کنند. نگرانی اصلی، توسعه بیش از حد راهبردی احتمالی است، زیرا موضع دفاعی اصلی پاکستان بر مرز شرقی آن متمرکز باقی مانده است، همراه با نیاز‌های مستمر مبارزه با تروریسم در امتداد مرز غربی آن. 

متعهد کردن منابع نظامی یا پذیرفتن تعهدات رسمی در صحنه غرب آسیا می‌تواند باعث فشار بر استقرار نیرو‌ها و تضعیف دفاع در جبهه‌های حیاتی شود.

علاوه بر این، مدیریت روابط با ایران نیاز به تنظیم دقیق دارد. در حالی که کانال‌های رسمی در تهران این پیمان را گامی به سوی یک ساختار امنیتی منطقه‌ای پساآمریکایی تلقی کرده‌اند، برخی در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC) و جناح‌های سیاسی محافظه‌کار، موضع محتاطانه‌تری دارند. 

نظرات در رسانه‌های هم‌سو با سپاه، مانند عصر ایران، خاطرنشان کرده است که ترکیب حمایت مالی عربستان، قابلیت‌های صنعتی-دفاعی ترکیه و توان نظامی پاکستان، یک گروه‌بندی راهبردی قوی ایجاد می‌کند که می‌تواند توازن قوای منطقه‌ای را تغییر دهد و به مرور زمان فضای مانور راهبردی ایران را محدود کند.

نتیجه‌گیری

ابهام حساب‌شده پیرامون توافقنامه دفاعی مکه نشان‌دهنده یک مصالحه ضروری میان سه شریک با درک‌های متفاوت از تهدید، اما منافع منطقه‌ای مشترک است. امضاکنندگان با پیشروی در چارچوبی متمرکز بر مالکیت منطقه‌ای، زمینه را برای یک ساختار امنیتی بومی پساآمریکایی فراهم کرده‌اند. 

برای پاکستان، مشارکت به عنوان یکی از اعضای مؤسس به دنبال مشارکت دیپلماتیک آن در بحران آمریکا و ایران، بر نقش در حال تحول آن در دیپلماسی منطقه‌ای تأکید دارد. متعادل کردن تعهدات این ائتلاف سه‌جانبه با اولویت‌های امنیتی سنتی خود، وظیفه‌ای مرکزی برای برنامه‌ریزی راهبردی اسلام‌آباد باقی خواهد ماند.


۵ دقیقه قبل / سایت مشرق

فرید زکریا: جنگ اقتصادی علیه ایران محکوم به شکست است!

به گزارش مشرق، کانال تلگرامی امریکانا اظهارات فرید زکریا، مجری و نظریه‌پرداز مشهور آمریکایی را منتشر کرد که معتقد است:

تشخیص اینکه در عمل چه معنایی خواهد داشت دشوار است، چون ایران ۴۷ سال است که تحت تحریم‌های اقتصادی فلج‌کننده از سوی ایالات متحده قرار دارد.

احتمالاً منظور این است که کشورهای دیگری که با ایران تجارت می‌کنند، از سوی آمریکا تحت فشار یا تهدید قرار خواهند گرفت. اما آمریکا بارها این کار را انجام داده است، به‌ویژه در دوران ترامپ.

بزرگ‌ترین شریک تجاری ایران چین است. فکر می‌کنم دومین شریک تجاری آن هم روسیه باشد. ایران همچنین با کره شمالی و تا حدی با هند تجارت دارد. اینها کشورهایی نیستند که دولت ترامپ نفوذ چندانی بر آنها داشته باشد. قرار است باور کنیم که آمریکا بر سر این موضوع تمام تجارت خود با چین را قطع خواهد کرد؟...

یادتان باشد، ایرانی‌ها اقتصادی ایجاد کرده‌اند که در برابر این تحریم‌ها، اساساً تاب‌آوری بالایی دارد.

*بازنشر مطالب شبکه‌های اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکه‌ها منتشر می‌شود.




 آمریکا برای دومین بار مانع حضور عباس در مجمع عمومی سازمان ملل می‌شود
۵۴ دقیقه قبل / سایت ایران آنلاین

آمریکا برای دومین بار مانع حضور عباس در مجمع عمومی سازمان ملل می‌شود

یک روزنامه عبری زبان نوشت دولت دونالد ترامپ قصد دارد برای دومین سال پیاپی از سفر رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین به نیویورک و سخنرانی او در مجمع عمومی سازمان ملل در اواخر سپتامبر جلوگیری کند.

 تصادف مشکوک در جاده بلخ - سمنگان افغانستان
۱۷ ساعت قبل / سایت تابناک

تصادف مشکوک در جاده بلخ - سمنگان افغانستان

در پی وقوع یک حادثه جاده‌ای در جاده بلخ-سمنگان در شمال افغانستان دست کم سه نفر جان باختند. علت دقیق تصادف هنوز مشخص نیست و مسئولین در حال بررسی هستند.

 با حمایت ایران قاطعانه ایستاده‌ایم/ معادله تهران تثبیت شد
۲۳ ساعت قبل / سایت جوان آنلاین

با حمایت ایران قاطعانه ایستاده‌ایم/ معادله تهران تثبیت شد

حسین الحاج حسن با اشاره به تثبیت قدرت ایران در منطقه گفت حزب‌الله با حمایت ایران، همچنان قاطعانه ایستاده است.

 اعتراف معاون ترامپ به فشار ایران به آمریکا
۴ ساعت قبل / خبرگزاری همشهری‌آنلاین

اعتراف معاون ترامپ به فشار ایران به آمریکا

جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا گفت: قیمت نفت همچنان بالاست و مردم این موضوع را هنگام سوخت‌گیری در پمپ‌بنزین‌ها احساس می‌کنند، اما قیمت‌ها نسبت به بالاترین سطح خود کاهش قابل توجهی داشته است.

 بدهی‌های آمریکا از کنترل خارج شد!
۲۲ ساعت قبل / سایت تابناک

بدهی‌های آمریکا از کنترل خارج شد!

از افزایش هزینه‌های دفاعی که آمریکا برای ادامه جنگ دونالد ترامپ علیه ایران، که نزدیک به شش ماه است ادامه دارد، به آن متکی است، گرفته تا تلاش برای کاهش هزینه...

 کره جنوبی: پیونگ‌یانگ تا ۱۲۰ کلاهک هسته‌ای دارد
۱۵ ساعت قبل / سایت هم میهن

کره جنوبی: پیونگ‌یانگ تا ۱۲۰ کلاهک هسته‌ای دارد

وزیر دفاع کره جنوبی امروز گفت که تخمین زده می شود که کره شمالی بین ۸۰ تا ۱۲۰ کلاهک هسته‌ای داشته باشد. پیشتر رئیس جمهوری آمریکا مدعی شده بود که تعداد کلاهک های هسته ای پیونگ یانگ ۵۷ عدد است.