
جلوههای مردم مبعوث

خبر یک عضو جبهه پایداری از طرح مجلس برای خروج ایران از انپیتی / هزینه خروج از انپیتی چیست؟
کد خبر: 787460 | ۱۴۰۵/۰۵/۳۱ ۰۹:۰۵:۵۱ اعتمادآنلاین |
قاسم روانبخش، نماینده قم در مجلس، عضو جبهه پایداری و سخنگوی پیشین این تشکل با خبری روز گذشته موضوع خروج ایران از پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای، NPT، را به فضای سیاسی کشور بازگرداند. او در یک اجتماع مردمی در قم با اشاره به وضعیت جنگی کشور گفت: «موضوع خروج از NPT مطرح شده و دبیر شورای عالی امنیت ملی نیز در این زمینه موضعگیری کرده است. در مجلس نیز طرح مربوط به این موضوع ارایه شده و در حال پیگیری است.»
به گزارش اعتماد، روانبخش البته از تصویب طرح یا ورود آن به مرحله نهایی سخن نگفت و آنچه بر آن تاکید کرد، مطرح بودن و پیگیری طرح در مجلس بود. او همچنین مشخص نکرده است که کدام موضعگیری محسن رضایی درباره خروج از انپیتی قابل تفسیر است. داستان طرحهای مجلس برای خروج از NPT البته داستان جدیدی نیست. این موضوع همواره در یک دهه اخیر یکی از گزینههایی بوده که شماری از نمایندگان مجلس درباره آن سخن گفتهاند. در شهریور ۱۴۰۴، علیرضا سلیمی، عضو هیاترییسه مجلس گفته بود کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی در حال جمعبندی گزارش طرح سهفوریتی خروج از NPT است و پس از نهایی شدن گزارش، موضوع برای پیگیریهای بعدی به صحن مجلس ارایه خواهد شد. از زمان دولت حسن روحانی، طیفی از اصولگرایان بارها در مجلس چنین طرحی را مطرح کردهاند؛ اگرچه این موضوع هیچگاه به مرحله تصویب نهایی نرسیده است. در سال ۱۳۹۸ نیز گروهی از نمایندگان طرحی را تدوین کردند که در صورت ارجاع پرونده هستهای ایران به شورای امنیت، دولت را به خروج از NPT و توقف همکاریهای نظارتی با آژانس ملزم میکرد. آن طرح با امضای ۱۹ نماینده اعلام وصول و برای بررسی به کمیسیون امنیت ملی ارجاع شد اما هرگز برای بررسی نهایی به صحن نیامد. با این وجود طرح این موضوع در شرایط فعلی کشور از جایگاهی متفاوت از دفعات و ادوار قبل برخوردار است به این معنی که تکرار این ادبیات در شرایط جنگی، پرسش مهمتری را پیش روی سیاستگذاری کشور قرار میدهد؛ «طرح خروج از NPT امروز چه دستاورد عملی برای ایران دارد؟» آیا چنین مواضعی بخشی از ابزار فشار و بازدارندگی در برابر طرف مقابل است یا میتواند به افزایش تنش، دشوارتر شدن مسیر دیپلماسی و ایجاد هزینههای جدید برای ایران منجر شود؟ مساله فقط خود خروج از یک پیمان بینالمللی نیست؛ مساله این است که چنین ایدهای در چه زمانی، با چه ادبیاتی و برای ارسال چه پیامی مطرح میشود. هزینه خروج
اگر طرح خروج ایران از پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای، NPT، از مرحله طرح و تهدید سیاسی عبور کند و به یک تصمیم اجرایی تبدیل شود، پیامدهای آن بسیار فراتر از یک تغییر در سیاست هستهای خواهد بود. مساله اصلی این است که ایران در شرایطی چنین تصمیمی را اتخاذ خواهد کرد که پرونده هستهای همچنان یکی از مهمترین محورهای مناقشه میان تهران و کشورهای غربی است و هرگونه تغییر در سطح همکاریهای هستهای میتواند مستقیما بر مناسبات ایران با آژانس بینالمللی انرژی اتمی، اروپا و شورای امنیت سازمان ملل اثر بگذارد. نخستین پیامد، از دست رفتن بخشی از چارچوب حقوقی و نظارتی موجود خواهد بود. NPT اگرچه برای ایران در سالهای گذشته محدودیتهایی ایجاد کرده، اما همزمان عضویت در آن امکان بهرهمندی از حقوق کشورهای عضو برای استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای را نیز فراهم کرده است. خروج از این پیمان به معنای آن است که ایران یکی از مهمترین چارچوبهای حقوقی مرتبط با فعالیت هستهای خود را ترک کرده و طبیعتا طرفهای مقابل نیز این تصمیم را نه یک اقدام معمول دیپلماتیک، بلکه یک تحول راهبردی تلقی خواهند کرد. پیامد دوم، تشدید فشار سیاسی و دیپلماتیک است. حتی اگر خروج از NPT به تنهایی به معنای اثبات حرکت ایران به سمت ساخت سلاح هستهای نباشد، در فضای سیاسی کنونی میتواند چنین برداشتی را تقویت کند. این مساله به ویژه برای کشورهای اروپایی و امریکا اهمیت دارد، چراکه مخالفان سیاست هستهای ایران میتوانند از تصمیم خروج برای استدلال درباره افزایش نگرانیهای اشاعهای استفاده کنند. در چنین شرایطی، ایران ممکن است به جای آنکه از تهدید خروج برای کاهش فشار استفاده کند، با موج تازهای از فشارهای سیاسی و دیپلماتیک مواجه شود. ازسوی دیگر، خروج از NPT میتواند فضای مذاکره را نیز دشوارتر کند. یکی از ابزارهای مهم ایران در سالهای گذشته، ترکیب ظرفیت هستهای با دیپلماسی بوده است؛ یعنی تهران تلاش کرده ضمن تاکید بر حقوق هستهای خود، از مسیر مذاکره نیز برای کاهش فشارها استفاده کند. خروج رسمی از پیمان میتواند این معادله را تغییر دهد و طرف مقابل را به این جمعبندی برساند که ایران در حال عبور از یکی از خطوط مهم موجود در نظام عدم اشاعه است. درنتیجه، حتی اگر هدف اولیه چنین تصمیمی افزایش قدرت چانهزنی باشد، ممکن است در عمل فضای مانور دیپلماتیک ایران را محدودتر کند. البته نباید میان «تهدید به خروج» و «خروج واقعی» یکسانسازی کرد. تهدید به خروج میتواند برای افزایش هزینه تصمیمهای طرف مقابل و ایجاد بازدارندگی مطرح شود. اما هر چه این تهدید بیشتر تکرار شود، اهمیت «اعتبار تهدید» نیز بیشتر میشود. اگر طرف مقابل به این نتیجه برسد که این طرحها صرفا در سطح اظهارنظر سیاسی باقی میمانند، اثر بازدارندگی آنها کاهش خواهد یافت. ازسوی دیگر، اگر ایران تهدید را عملی کند، باید برای هزینههای سیاسی و دیپلماتیک آن نیز آماده باشد، بنابراین پرسش اصلی درباره چنین طرحی فقط این نیست که «آیا ایران میتواند از NPT خارج شود یا نه»؛ بلکه این است که در شرایط فعلی، این خروج چه چیزی به قدرت ایران اضافه میکند و در مقابل چه هزینههایی به کشور تحمیل خواهد کرد. اگر دستاورد آن صرفا ارسال یک پیام سیاسی باشد، ممکن است تکرار تهدید خروج بیش از آنکه ابزار قدرت باشد، به عاملی برای افزایش تنش تبدیل شود. چرا پایداری؟
طرح خروج از NPT برای بخشی از جریان اصولگرا موضوع تازهای نیست. در سالهای مختلف، بهخصوص هر زمان که تنش میان ایران و غرب درباره پرونده هستهای افزایش پیدا کرده، گروهی از نمایندگان نزدیک به جریان پایداری یا طیفهای همسو با آن، خروج از این پیمان را به عنوان یکی از گزینههای پاسخ به فشارهای خارجی مطرح کردهاند، بنابراین اظهارنظر تازه قاسم روانبخش را نمیتوان صرفا یک موضعگیری مقطعی دانست؛ این سخنان را باید در امتداد یک الگوی سیاسی چندساله دید که در آن خروج از NPT به یکی از نمادهای «پاسخ سخت» به فشار غرب تبدیل شده است. در دولت حسن روحانی، به ویژه همزمان با افزایش اختلافات بر سر برجام، طرح چنین ایدههایی در مجلس بارها تکرار شد. در سال ۱۳۹۸ نیز جمعی از نمایندگان طرحی را برای خروج ایران از NPT در صورت ارجاع پرونده هستهای به شورای امنیت مطرح کردند. در سالهای بعد نیز با افزایش فشارهای غرب بر برنامه هستهای ایران، ایده خروج دوباره به ادبیات برخی نمایندگان بازگشت. سال گذشته نیز موضوع طرح سهفوریتی خروج از NPT ازسوی شماری از نمایندگان مطرح شد. این تداوم نشان میدهد که برای این جریان، خروج از NPT تنها یک واکنش موردی نیست، بلکه بخشی از یک نگاه مشخص به سیاست خارجی است. اما چرا چنین طرحهایی مرتب تکرار میشوند، درحالیکه در هیچیک از این مقاطع به تصمیم نهایی و اجرایی منجر نشدهاند؟ بخشی از پاسخ را باید در کارکرد سیاسی این طرحها جستوجو کرد. برای جریان پایداری، سیاست خارجی مطلوب سیاستی است که در برابر فشار خارجی کمترین امتیاز را بدهد و در مقابل، هزینه اقدامات طرف مقابل را افزایش دهد. از این منظر، خروج از NPT میتواند نماد ایستادگی و نشاندهنده این پیام باشد که فشار بیشتر علیه ایران الزاما به عقبنشینی تهران منجر نخواهد شد. این طرحها همچنین کارکردی در رقابتهای داخلی سیاست دارند. نمایندهای که از خروج از NPT سخن میگوید، عملا خود را در جایگاه مخالف «انفعال در برابر غرب» قرار میدهد. در مقابل، هر جریان یا دولتی که بر مذاکره، تعامل یا کاهش تنش تاکید کند، میتواند ازسوی این طیف با این پرسش مواجه شود که آیا چنین رویکردی به معنای دادن امتیاز به طرف مقابل نیست؟ بنابراین خروج از NPT صرفا یک گزینه فنی در سیاست هستهای نیست؛ میتواند به ابزاری برای مرزبندی سیاسی با دولت و جریانهای میانهروتر نیز تبدیل شود. با این حال، تکرار چنین طرحهایی یک تناقض مهم را هم آشکار میکند. اگر خروج از NPT واقعا یک تصمیم راهبردی و فوری است، چرا در ادوار مختلف مجلس مطرح شده اما به مرحله اجرا نرسیده است؟ و اگر تصمیمگیران کشور درنهایت به این نتیجه رسیدهاند که هزینههای خروج بیش از منافع آن است، تکرار مداوم این ادبیات چه دستاوردی دارد؟ پاسخ احتمالی این است که «هدف اصلی، لزوما اجرای تصمیم نیست، بلکه حفظ گزینه خروج روی میز است.» در این نگاه، طرح پارلمانی میتواند بخشی از فشار سیاسی و جنگ روانی باشد؛ پیامی برای امریکا و اروپا که فشار بیشتر میتواند ایران را به سمت تصمیمهای رادیکالتر سوق دهد. اما مشکل از جایی آغاز میشود که این ابزار پیامرسانی بیش از حد تکرار شود. در آن صورت، مرز میان «بازدارندگی» و «تنشزایی» باریکتر میشود و ممکن است طرف مقابل به جای دریافت پیام انعطافناپذیری ایران، از این اظهارات برای تشدید نگرانیهای هستهای استفاده کند. به همین دلیل، مساله امروز فقط این نیست که چرا نمایندگان نزدیک به پایداری بار دیگر سراغ خروج از NPT رفتهاند؛ مساله مهمتر این است که «آیا این ادبیات هنوز یک ابزار موثر برای افزایش قدرت چانهزنی ایران است یا به تدریج به یک موضع تکراری با هزینههای فزاینده تبدیل شده است؟» تهدید یا بازدارندگی؟
طرح دوباره موضوع خروج ایران از پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای، NPT، در شرایط جنگی بیش از آنکه صرفا یک بحث حقوقی درباره یک پیمان بینالمللی باشد، باید از منظر «پیام» بررسی شود. هر اظهارنظر سیاسی در حوزه هستهای، به خصوص وقتی ازسوی نمایندگان مجلس مطرح میشود، برای طرفهای خارجی نیز حامل معناست. بنابراین پرسش اصلی این است که طرح چنین موضوعی در شرایط فعلی میتواند برای ایران نقش ابزار بازدارنده داشته باشد یا برعکس، به افزایش تنش و دشوارتر شدن مسیر دیپلماسی منجر شود. منطق بازدارندگی بر این اساس استوار است که یک کشور باید بتواند به طرف مقابل نشان دهد ادامه فشار یا حمله، هزینههایی خواهد داشت. در این چارچوب، حتی مطرح کردن گزینه خروج از NPT میتواند به عنوان یک پیام سیاسی قابل استفاده باشد؛ یعنی اگر فشارها علیه ایران ادامه پیدا کند، تهران ممکن است به سمت کاهش محدودیتهای پذیرفته شده خود حرکت کند. از این منظر، طرح خروج میتواند بخشی از «جعبهابزار فشار متقابل» ایران باشد، بدون آنکه الزاما به معنای تصمیم قطعی برای خروج باشد. اما بازدارندگی زمانی موثر است که پیام ارسالی، روشن، منسجم و قابل باور باشد. اگر یک گزینه بارها ازسوی نمایندگان مختلف مطرح شود اما هیچگاه به تصمیم رسمی تبدیل نشود، ممکن است اثر آن به تدریج کاهش پیدا کند. طرف مقابل ممکن است به این جمعبندی برسد که چنین اظهارنظرهایی بیشتر مصرف داخلی دارد و قرار نیست در سیاست رسمی کشور تغییری ایجاد کند. در چنین شرایطی، تهدیدی که قرار بوده هزینه فشار بر ایران را افزایش دهد، ممکن است به یک موضع تکراری تبدیل شود که اثر بازدارنده محدودی دارد. مساله مهمتر اما احتمال ایجاد اثر معکوس است. طرفهای غربی ممکن است خروج ایران از NPT را نه به عنوان یک ابزار چانهزنی، بلکه به عنوان نشانهای از افزایش ریسک هستهای تفسیر کنند. در چنین حالتی، کشورهایی که پیش از این درباره برنامه هستهای ایران نگرانیهایی داشتهاند، میتوانند خروج را مستمسکی برای افزایش فشارهای سیاسی، تحریمها و تلاش برای ایجاد اجماع علیه تهران قرار دهند. بنابراین همان اقدامی که از نگاه طراحانش قرار است هزینه طرف مقابل را بالا ببرد، ممکن است در سطح بینالمللی هزینههای جدیدی برای ایران ایجاد کند. این موضوع در شرایط جنگ اهمیت بیشتری پیدا میکند. در دوره جنگ، فضای تصمیمگیری و برداشت طرفین از یکدیگر بسیار حساستر است. اظهاراتی که در شرایط عادی ممکن است صرفا یک موضع سیاسی تلقی شود، در شرایط جنگی میتواند به عنوان بخشی از راهبرد رسمی یک کشور تفسیر شود. به همین دلیل، تعدد مواضع درباره موضوعاتی مانند خروج از NPT میتواند خطر سوءبرداشت را افزایش دهد. ازسوی دیگر، جنگ روانی نیز بخشی از میدان تقابل است. طبیعی است که ایران بخواهد نشان دهد در برابر فشار خارجی گزینههای مختلفی روی میز دارد. اما جنگ روانی زمانی موفق است که کنترل پیام در دست فرستنده باقی بماند. اگر هر نماینده یا جریان سیاسی بتواند بدون هماهنگی درباره گزینههای حساس سیاست خارجی موضعگیری کند، ممکن است پیامهای متفاوتی به خارج مخابره شود؛ یک مقام از مذاکره سخن بگوید، نمایندهای از خروج از NPT و دیگری از اقدامات شدیدتر. در این شرایط، طرف مقابل ممکن است به جای تمرکز بر محتوای هر پیام، از مجموعه این اظهارات برای ترسیم تصویری از بیثباتی در تصمیمگیری استفاده کند. مجلس و سیاست خارجی
بازگشت دوباره موضوع خروج از NPT به ادبیات برخی نمایندگان، یک سوال مهم دیگر را هم مطرح میکند: مجلس در پروندهای با این سطح از حساسیت، دقیقا چه نقشی دارد و طرحهای نمایندگان تا چه اندازه میتوانند مسیر سیاست خارجی کشور را تغییر دهند؟ پاسخ به این سوال اهمیت زیادی دارد، زیرا میان «مطرح کردن یک طرح در مجلس»، «تصویب قانون» و «اجرای یک تصمیم راهبردی» فاصله قابلتوجهی وجود دارد. مجلس براساس قانون اساسی در حوزه قانونگذاری و نظارت بر عملکرد دولت اختیارات مهمی دارد و سیاست خارجی نیز نمیتواند کاملا جدا از این نهاد باشد. با این حال، پرونده هستهای ایران صرفا یک موضوع داخلی یا قانونگذاری معمول نیست. این پرونده به امنیت ملی، روابط خارجی، تعهدات بینالمللی و مناسبات ایران با نهادهایی مانند آژانس بینالمللی انرژی اتمی و شورای امنیت ارتباط مستقیم دارد، به همین دلیل، تصمیم درباره تغییرات بنیادین در این حوزه عملا نیازمند هماهنگی میان مجموعه نهادهای تصمیمگیر در سیاست خارجی و امنیت ملی است. از این زاویه، باید میان «قدرت قانونگذاری» و «قدرت سیگنالدهی سیاسی» نمایندگان تفاوت گذاشت. ممکن است نمایندگان طرحی را برای خروج از NPT مطرح کنند و حتی آن را به عنوان پاسخ به فشارهای خارجی در دستور کار قرار دهند، اما همین اقدام پیش از آنکه به قانون تبدیل شود، یک پیام سیاسی نیز ارسال میکند. پیام میتواند این باشد که در داخل ساختار سیاسی ایران، گزینههای سختتر همچنان روی میز است و افزایش فشار علیه تهران ممکن است واکنشهای شدیدتری به دنبال داشته باشد. مشکل زمانی ایجاد میشود که پیام مجلس با پیام سایر بخشهای سیاست خارجی کشور هماهنگ نباشد. در سیاست خارجی، طرف مقابل معمولا فقط یک سخنرانی یا یک طرح را بررسی نمیکند؛ بلکه مجموعه مواضع مسوولان و نهادهای مختلف را کنار هم میگذارد تا بفهمد سیاست واقعی کشور چیست. اگر یکطرف از ادامه مذاکره سخن بگوید و همزمان نمایندگانی از خروج از NPT به عنوان یک گزینه جدی صحبت کنند، این تفاوت لزوما به معنای اختلاف نیست، اما میتواند فضای بیشتری برای برداشتهای متفاوت ایجاد کند. در عین حال، نمیتوان نقش مجلس را صرفا به «صدور پیام» تقلیل داد. اگر نمایندگان به این نتیجه رسیدهاند که خروج از NPT برای تامین منافع ملی ضروری است، باید استدلال روشن و قابل ارزیابی درباره دستاوردهای آن ارایه کنند. اینکه خروج چگونه قرار است امنیت ایران را افزایش دهد، چه جایگزینی برای چارچوب نظارتی موجود ایجاد خواهد شد، واکنش آژانس و کشورهای اروپایی چه خواهد بود و اقتصاد ایران چگونه باید با فشارهای احتمالی جدید مواجه شود، پرسشهایی هستند که یک طرح جدی باید برای آنها پاسخ داشته باشد. از این منظر، یکی از نقاط ضعف طرحهای تکرارشونده درباره خروج از NPT این است که گاهی «اصل تهدید پررنگتر از توضیح درباره مرحله بعدی آن» میشود. یعنی گفته میشود اگر فشار ادامه پیدا کند، ایران از NPT خارج خواهد شد، اما کمتر درباره این موضوع صحبت میشود که روز بعد از خروج چه اتفاقی خواهد افتاد و ایران چگونه باید هزینههای احتمالی این تصمیم را مدیریت کند. این مساله به خصوص در شرایط جنگی اهمیت بیشتری پیدا میکند. در چنین شرایطی، سیاست خارجی نیازمند پیامهای دقیق و حساب شده است. مجلس میتواند با طرح موضوعات حساس، دامنه گزینههای موجود را به طرف مقابل یادآوری کند، اما اگر این اقدام بدون توضیح درباره هدف و پیامدهای آن انجام شود، ممکن است نتیجه معکوس داشته باشد. بنابراین مساله اصلی، مخالفت یا موافقت با نقش مجلس در سیاست خارجی نیست. پرسش این است که «آیا مجلس میتواند میان ایفای نقش نظارتی و قانونگذاری خود از یکسو و حفظ انسجام پیام سیاست خارجی کشور ازسوی دیگر تعادل ایجاد کند؟» در موضوعی مانند خروج از NPT، پاسخ به این پرسش اهمیت زیادی دارد، زیرا هر طرحی که در صحن مجلس مطرح میشود، ممکن است همزمان برای مخاطب داخلی و خارجی پیام داشته باشد و هر دو پیام باید با دقت مدیریت شوند. درنهایت، سوال این نیست که آیا ایران باید در برابر فشارها سکوت کند یا نه؛ سوال این است که «کدام تهدید میتواند واقعا هزینه طرف مقابل را بالا ببرد و کدام تهدید فقط هزینههای ایران را افزایش میدهد.» در پروندهای به حساسیت NPT، تفاوت میان این دو میتواند برای سیاست خارجی کشور تعیینکننده باشد. اخبار مرتبط یک عضو کمیسیون امنیت ملی: خروج از NPT در مجلس بررسی میشود تکذیب فوری یک خبر؛ خروج ایران از NPT واقعیت دارد؟
سیدمحمد خاتمی از آینده ایران گفت؛ صلح با امضای عزت یا ادامه مسیر بحران؟
اقتصاد۲۴- حجتالاسلاموالمسلمین سیدمحمد خاتمی، در دیدار روز یکشنبه گذشته با جمعی از اصحاب رسانه، به تشریح و ارزیابی شرایط و تحولات جاری در عرصه سیاست خارجی و مسائل داخلی ایران پرداخت و دیدگاههای خود را درباره مهمترین چالشها و چشماندازهای پیشروی کشور بیان کرد. رئیسجمهور اسبق، ابتدا به ساکن اذعان کرد: «وضعیت کنونی ایران پس از انقلاب، یکی از خطیرترین و تعیینکنندهترین مقاطع تاریخ کشور است».
به گفته او: «انقلاب اسلامی از ابتدا معادلات قدرت در منطقه را برهم زد و همین امر، دشمنی و تلاش قدرتهای بزرگ برای مهار یا تضعیف ایران را در پی داشت؛ از جنگ هشتساله تا فشارهای سیاسی، امنیتی، اقتصادی و تحریمها و سپس جنگهای اخیر». با این حال، رئیس دولت اصلاحات تأکید کرد: «تهدیدهای خارجی تنها عامل مشکلات نبودهاند؛ خطاهای راهبردی و راهکاری، مشکلات ساختاری و ناکارآمدیها در داخل نیز به افزایش فاصله میان مردم و حاکمیت انجامیده است. گسترش نارضایتی، ناامیدی از آینده، فشارهای شدید اقتصادی و معیشتی، گرانی، بیکاری و عقبماندگی از توسعه، کشور را در وضعیتی دشوار قرار داده و دشمن نیز کوشیده از این شکافها بهرهبرداری کند».
با وجود آسیبهای سنگین انسانی و مادی جنگ، ازجمله جانباختن مسئولان، نیروهای نظامی و مردم عادی، خاتمی معتقد است: «مقاومت نیروهای مسلح و حضور مردم، حتی ناراضیان از وضعیت سیاسی و اقتصادی در دفاع از ایران، مانع تحقق اهداف دشمن شد». این تجربه، از منظر رئیسجمهور اسبق کشورمان، نشان داد: «جمهوری اسلامی با تهاجم خارجی از میان نمیرود، اما ادامه و استحکام آن در گروی توانایی حکمرانی برای اصلاح نقصها و کاهش فاصله ایجادشده میان مردم و حکومت است». خاتمی در فراز دیگر از ارزیابی خود، به فرصت ممتاز برای خروج از وضعیت ناگوار پرداخت و اعتقاد دارد:
«پس از جنگ، فرصتی مهم برای کشور پدید آمده که نمونه آن را در تفاهمنامه اسلامآباد است». در همین زمینه، رئیس دولت اصلاحات از مسئولان، شورای عالی امنیت ملی، فرماندهان، رئیسجمهور و تأیید رهبری برای رسیدن به این تصمیم قدردانی و شجاعت رئیسجمهور در پذیرش مسئولیت این تصمیم را ستایش میکند. به نظر او: «این تفاهمنامه در شرایطی امضا شده که ایران توانسته موجودیت و توان دفاعی خود را تثبیت کند و دشمن در رسیدن به اهدافش ناکام مانده است». او با اشاره به امتیازات و تعهدات دو طرف، خاطرنشان کرد: «در هر توافقی امتیازی داده و امتیازی گرفته میشود و باید با سنجش منافع، دیپلماسی و مذاکره، مسیر را پیش برد». خاتمی با این حال هشدار داد: «نقض توافق از سوی هر طرف یا هر اقدامی که تنش را افزایش دهد، میتواند پیامدهای خطرناکی داشته باشد». همچنین، رئیسجمهور پیشین عبور از بحران خارجی را پایان کار نمیداند، بلکه معتقد است پس از آن، وظیفه دشوارتر حاکمیت، اصلاح رابطه با جهان و همسایگان و نیز اصلاحات ساختاری، راهبردی و رویکردی در داخل است.
او حل مشکلات تولید، اقتصاد، گرانی، معیشت و بیکاری را بدون حضور و مشارکت مردم و تدبیر درست ممکن نمیداند. خاتمی در ادامه سخنان خود به دفاع از صلح شرافتمندانه پرداخت و تصریح کرد: «صلح یکی از بزرگترین خیرهای اجتماعی و جنگ از بزرگترین شرور است». او مقاومت در برابر تجاوز را ضروری و ارزشمند شمرد، اما تأکید کرد: «مقاومت برای رهایی از جنگ است، نه جنگ برای جنگ». به اعتقاد رئیس دولت اصلاحات: «اکنون که ایران توانسته موجودیت و بقای خود را به دشمن تحمیل کند، باید از موقعیت نسبی عزت برای کاهش تنش و تأمین منافع عمومی، عزت ایران و آینده کشور بهره ببرد». از نظر او: «صلح شرافتمندانه یعنی گشودن راه زندگی بهتر برای مردمی که زیر فشارهای گوناگون قرار دارند، بدون چشمپوشی از عزت و استقلال ایران». خاتمی گفت: «با جنگ نمیتوان زندگی و کشور را اداره کرد و باید با وجود بیاعتمادی به آمریکا و کارشکنیهای احتمالی اسرائیل، با تدبیر از ادامه وضعیت «نه جنگ، نه صلح» جلوگیری کرد». خاتمی گریزی هم به مقوله اینترت زد و تأکید کرد: «محدودیت اینترنت در شرایط جنگی تا حدی قابل فهم است»، اما ادامه آن را «زیانبار و حتی ناممکن» تلقی میکند.
به گفته او: «زندگی و کار بسیاری از خبرنگاران، فعالان رسانهای، پژوهشگران، اندیشمندان، کارفرمایان و مردم عادی به اینترنت وابسته است. گسترش استفاده از ویپیان و ابزارهایی مانند استارلینک نیز نشان میدهد بستن کامل راه دسترسی مردم عملا ممکن نیست»؛ لذا رئیسجمهور پیشین هشدار میدهد: «محدودیت گسترده، هم میل به دورزدن قانون را افزایش میدهد و هم بیکاری و خسارت اقتصادی ایجاد میکند، در حالی که سود آن نصیب واسطهها و سوداگران میشود». خاتمی در پایان از مسعود پزشکیان میخواهد با همان شجاعت و صراحتی که در تصمیمهای دیگر نشان داده، برای حل این مسئله نیز اقدام کند. رسول منتجبنیا: چهرههایی همچون خاتمی در شرایط کنونی کشور نمیتوانند سکوت کنند
پیرو ارزیابی سخنان خاتمی، رسول منتجبنیا در گفتوگو با «شرق»، با دفاع از حق و ضرورت اظهارنظر سیدمحمد خاتمی درباره شرایط حساس کشور و تفاهمنامه اخیر، تأکید کرد: «سرمایههای کشور فقط نفت، طلا، معادن و ذخایر مادی نیستند، بلکه شخصیتهای ملی، محبوب و باتجربه از سرمایههایی هستند که بهسادگی قابل جایگزینی نیستند». دبیرکل حزب جمهوریت ایران اسلامی، در اینباره که چرا اکنون خاتمی لب به سخن گشوده نیز باور دارد: «وقتی شخصیتی با تجربه طولانی و شناخت از مصالح و منافع کشور نظیر سیدمحمد خاتمی در شرایطی حساس فعلی حضور دارد، سکوت او نهتنها مطلوب نیست، بلکه باید انتظار داشت دیدگاه خود را درباره آنچه به سود ملت و کشور میداند، بیان کند». از همین منظر است که این نماینده اداور مجلس، اظهارنظر خاتمی درباره تحولات اخیر و دفاع او از تفاهم را اقدامی طبیعی و قابل دفاع ارزیابی کرد.
مشاور رئیس دولت اصلاحات در توضیح فرایند تصمیمگیری درباره صلح و جنگ و تفاهم اخیر، بر این نکته تأکید کرد: «این تصمیم، مسیر قانونی و رسمی خود را طی کرده و در نهایت به تفاهمنامه ایران و آمریکا رسید». بنابراین، منتجبنیا با اشاره به نقش نهادهای تصمیمگیر و تأیید نهایی رهبری و امضای رئیسجمهور، یادآور شد: «وقتی چنین فرایندی طی میشود، اصل تصمیم باید مورد حمایت قرار گیرد، حتی اگر افراد درباره جزئیات آن نقد یا نظر متفاوتی داشته باشند». به اعتقاد این مدرس دانشگاه: «بدعهدی احتمالی طرف مقابل نیز لزوما به معنای نادرستبودن اصل تفاهم نیست، بلکه تفاوتی میان عقلانی و قانونیبودن یک توافق و احتمال عملنکردن طرف مقابل وجود دارد». عضو سابق شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز، مهمترین بخش از سخنان خاتمی را طرح صلح دانست و با اشاره به موضع او (خاتمی) در ستایش «صلح شرافتمندانه» گفت: «این تعبیر به معنای تسلیم یا رفاقت با طرف مقابل، با ترامپ و آمریکا نیست، بلکه ناظر بر پایاندادن به جنگ با حفظ عزت، سربلندی، تمامیت و منافع کشور است». قائممقام سابق و از اعضای مؤسس حزب اعتماد ملی معتقد است: «تفاهمی که خاتمی از آن دفاع کرده، در صورت اجرای کامل، میتواند هم سایه جنگ را دور و هم منافع ایران را تأمین کند».
بیشتر بخوانید:فیلم / هشدار سیدمحمد خاتمی به قطعی اینترنت
از نگاه منتجبنیا: «انتقاد از هر توافقی ممکن است و هیچ نظر سیاسی «وحی منزل» نیست، اما باید میان نقد و تخریب تفاوت گذاشت»؛ همانگونه که خود او نیز تأکید میکند: «ممکن است حتی میان افراد نزدیک و همفکر درباره برخی مسائل اختلافنظر وجود داشته باشد». این فعال سیاسی اصلاحطلب ادامه گپوگفتش با «شرق» را به انتقاد از شیوه برخورد برخی برنامههای صداوسیما با مواضع خاتمی اختصاص داد و با اشاره به برنامههایی که به گفته او پس از امضای تفاهمنامه و سپس پس از انتشار مواضع خاتمی پخش شده، این پرسش را مطرح کرد: «چگونه ممکن است تصمیمی که مراحل رسمی خود را طی کرده و به تأیید رهبری و شعام رسیده، در رسانهای که از بودجه عمومی استفاده میکند، بلافاصله با مجموعهای از حملات و ایرادهای یکطرفه مواجه شود؟». به تعبیر دبیرکل حزب جمهوریت ایران اسلامی: «چنین رویکردی افکار عمومی را با این پرسش روبهرو میکند که مبنای این حملات چیست و چرا بهجای گفتوگوی کارشناسی، فضای رسانهای به سمت تخریب و تسویهحساب سیاسی میرود؟».
عضو سابق شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز بهویژه از لحن برخی اظهارنظرها درباره خاتمی انتقاد و تصریح کرد: «مخالفت با یک شخصیت سیاسی نباید به توهین، تمسخر یا متهمکردن او به رفتارهای خلاف مصالح کشور تبدیل شود». منتجبنیا با یادآوری تجربه و سابقه طولانی خاتمی در مسئولیتهای مختلف، از مجلس و وزارت تا ریاستجمهوری، خاطرنشان کرد: «نمیتوان از شخصیتهایی با چنین سابقهای انتظار داشت در شرایطی که به تعبیر او «هستی کشور» در معرض تهدید و بحران قرار دارد، سکوت کنند». به باور این استاد دانشگاه: «حتی اگر کسی با بخشی از مواضع خاتمی مخالف باشد، حق ندارد سرمایهای ملی را با حملات بیمحابا بیاعتبار کند»؛ چراکه از دید منتجبنیا: «تخریب یک چهره ملی در واقع چوب حراج زدن به سرمایههای کشور است؛ سرمایههایی که برخلاف بسیاری از منابع مادی، بهآسانی جایگزین نمیشوند».
این فعال سیاسی اصلاحطلب در ادامه انتقاد خود از صداوسیما را فراتر از موضوع خاتمی دانست و به گفته او: «مشکل اصلی، غلبه یک نگاه جناحی بر رسانهای است که باید ملی و متعلق به همه مردم باشد». نماینده اسبق مجلس، «از یکطرفهبودن ترکیب برخی کارشناسان و کمرنگبودن حضور دیدگاههای متفاوت» انتقاد کرد و خواستار آن شد: «نخبگان و صاحبنظران با گرایشهای مختلف امکان حضور و گفتوگو در رسانه ملی داشته باشند». از نگاه مشاور رئیس دولت اصلاحات: «اگر صداوسیما واقعا مدافع آزادی و گفتوگوی عمومی است، باید بهجای دعوت از یک طیف محدود و تکرار مواضع همسو، امکان بحث میان دیدگاههای متفاوت را فراهم کند». منتجبنیا در ادامه مجددا به ارزیابی سخنان خاتمی بازمیگردد و به گفته او: «مواضع خاتمی بر سه محور استوار است. نخست، ضرورت شنیدهشدن صدای شخصیتهای باتجربه و ملی در شرایط بحرانی؛ دوم، دفاع از امکان دستیابی به صلحی که به معنای حفظ عزت و منافع ایران باشد؛ و سوم، مخالفت با تخریب شخصیتها و محدودکردن گفتوگوی سیاسی و رسانهای». عضو سابق شورای مرکزی مجمع روحانیون تأکید دارد: «مواضع خاتمی را میتوان نقد کرد، اما تبدیل نقد به تخریب و انتقامگیری سیاسی، نه به سود کشور است و نه به تقویت انسجام ملی کمک میکند». در شرایطی که کشور با مسائل مهمی همچون خطر جنگ و ضرورت تصمیمگیریهای حساس روبهرو است، منتجبنیا «راهحل» را در «گفتوگوی واقعی، حضور صداهای مختلف و حفظ سرمایههای انسانی و سیاسی کشور» میداند؛ سرمایههایی که به اعتقاد او، نباید قربانی منازعات جناحی شوند. غلامرضا ظریفیان: خاتمی مقاومت را دستاوردی برای رسیدن به صلح شرافتمندانه میداند
غلامرضا ظریفیان هم به عنوان دیگر چهره سیاسی در گپوگفت خود با «شرق» در مورد تحلیل مواضع اخیر سیدمحمد خاتمی درباره شرایط کشور، این باور را دارد که محور اصلی سخنان رئیسجمهور اسبق، توجه به «فرصت استثنائی» ایجادشده پس از جنگ و ضرورت تبدیل دستاورد مقاومت به فرصتی برای کاهش تنش، تقویت دیپلماسی، بهبود وضعیت داخلی و ترمیم رابطه دولت و جامعه است. به تعبیر این استاد دانشگاه: «خاتمی در تحلیل خود، هم بر استفاده از موقعیت جدید در عرصه بینالمللی تأکید دارد و هم معتقد است این شرایط میتواند فرصتی برای بازنگری در سیاستهای داخلی و کاهش شکافهای اجتماعی باشد».
این فعال سیاسی اصلاحطلب با اشاره به اهمیت تحلیل خاتمی از وضعیت خطیر کشور میگوید: «پس از دو جنگی که ایران با آن روبهرو بوده، شرایط تازهای پدید آمده که نباید از دست برود». به تعبیر معاون وزیر علوم در دولت اصلاحات: «انسجامی که در جامعه در برابر تهدید خارجی شکل گرفت، میتواند زمینهای برای یک نگاه جدید به تحولات جهانی و نیز نیازها و شکافهای داخلی باشد و این فرصت، از نظر خاتمی، باید به تصمیمهایی منجر شود که از یک سو ایران را در برابر تهدیدها و تهاجمهای خارجی مصونتر کند و از سوی دیگر، در داخل به کاهش فاصلهها و شکافهای موجود در جامعه یاری رساند».
به گفته این عضو جمعیت توحید و تعاون: «یکی از مهمترین محورهای سخنان خاتمی، دفاع از تفاهمنامه اسلامآباد است». ظریفیان این تفاهم را در نوع خود در مناسبات آمریکا با کشورهایی که با آن اختلاف داشتهاند، کمنظیر میداند و میگوید: «تحلیل بسیاری از کارشناسان و ناظران در آمریکا، اروپا و عرصه سیاست خارجی این است که این تفاهم در مجموع در راستای منافع ملی ایران قرار دارد». به گفته این مدرس دانشگاه: «امضای رئیسجمهور آمریکا پای سندی که در برابر افکار عمومی جهان ثبت شده، از اهمیت ویژهای برخوردار است؛ هرچند فراز و نشیبها و بیاعتمادیهای موجود نسبت به رفتار آمریکا، ضرورت مراقبت از اجرای تعهدات را از میان نمیبرد». این فعال سیاسی اصلاحطلب معتقد است: «تفاهمنامه مورد اشاره، از منظر جامعیت و توجه به بخشی از خواستههای ایران، سند مهمی است و میتواند پایهای برای شکلگیری مناسبات جدید باشد».
او البته تأکید میکند: «در هیچ توافقی نمیتوان انتظار داشت همه خواستههای یک طرف بهطور کامل تأمین شود، اما از نگاه خاتمی، باید مجموع منافع و دستاوردهای یک توافق را دید. به همین دلیل، دفاع خاتمی از این تفاهم، در واقع دفاع از فرصتی است که میتواند در صورت تحقق و پایبندی طرفها، مسیر جدیدی در روابط ایران با آمریکا و به تبع آن با بخش مهمی از نظام بینالملل بگشاید». این استاد دانشگاه در عین حال میگوید: «چنین مسیری با موانع مختلفی روبهروست؛ از کارشکنیهای احتمالی اسرائیل و فشارهای موجود در آمریکا تا مخالفتهایی که در داخل کشور از سوی بخشی از اقلیت سیاسی مطرح میشود». با این همه و به باور ظریفیان: «شرایط اقتصادی و اجتماعی کشور ایجاب میکند این فرصت با دقت دنبال شود. چراکه جامعه ایران با مشکلات اقتصادی، فشارهای معیشتی، مسائل اشتغال و کسبوکار و شکافهای اجتماعی روبهروست و مردم نیازمند آن هستند که نسبت به آینده خود در عرصههای مختلف احساس اطمینان بیشتری داشته باشند». معاون وزیر علوم در دولت اصلاحات تصریح کرد: «خاتمی با تکیه بر تجربه سیاسی و بهویژه تجربه دوره ریاستجمهوری خود در عرصه روابط بینالملل، بر این باور است که باید از چنین فرصتی حمایت کرد و همزمان برای جلوگیری از نقض آن و مقابله با کارشکنیها تلاش کرد».
ظریفیان همچنین تفاهم اخیر را از دستاوردهای مهم دیپلماسی در دولت مسعود پزشکیان میداند و از دیدگاه او: «دولت پزشکیان فعالیت خود را در شرایطی آغاز کرد که بهسرعت با بحرانهای سخت امنیتی و معیشتی و سپس جنگ روبهرو شد و ازاینرو، ناچار شد بخش مهمی از توان خود را صرف مدیریت بحران کند». در چنین شرایطی، دستیابی به تفاهمی که به گفته او در داخل و خارج از کشور به عنوان یک دستاورد مهم دیپلماتیک مورد توجه قرار گرفته، اهمیت بیشتری پیدا میکند. نکته مهم دیگر در تحلیل خاتمی، به باور ظریفیان، این است که «تفاهم و مذاکره از موضع ضعف مطرح نشده است». او تأکید دارد:
«ایران در شرایطی به سمت مسیر تفاهم و مذاکره رفته که با حمله مواجه شده، اما مردم ایستادگی کردهاند و نیروهای نظامی و دولت نیز توانستهاند در برابر تلاشی که موجودیت و بقای کشور را هدف گرفته بود، مقاومت کنند. بنابراین، ورود به میدان دیپلماسی پس از این تجربه، از نگاه خاتمی، باید ادامه همان ایستادگی و از موضع اقتدار باشد». عضو جمعیت توحید و تعاون این را هم یادآور میشود: «خاتمی به همین دلیل از تصمیم اتخاذشده و نیز از رئیسجمهور، مسئولان، فرماندهان و رهبری که به این تصمیم رسیدهاند، تقدیر کرده و در عین حال بر ضرورت مراقبت از اجرای تفاهمنامه و پرهیز از اقداماتی که تنش را افزایش میدهد، تأکید داشته و در این چارچوب است که مفهوم صلح شرافتمندانه جایگاه محوری در تحلیل خاتمی دارد». با چنین برداشتی، ظریفیان بیان میدارد: «نباید این تعبیر خاتمی را به معنای تسلیم دانست. چون صلح شرافتمندانه از نظر خاتمی، صلحی است که با حفظ عزت ایران، تأمین مصالح عمومی و گشودن افق زندگی بهتر برای مردمی دنبال شود که زیر فشار مشکلات معیشتی و ناامیدی قرار گرفتهاند».
بیشتر بخوانید:فیلم / ابطحی: اختلافات خاتمی و رهبر شهید بروز خارجی نداشت
به گفته این استاد دانشگاه: «خاتمی بر این باور است که اداره کشور نباید بر پایه احساسات و واکنشهای هیجانی باشد، بلکه باید با محاسبه دقیق منافع ملی و درک واقعیتهای داخلی و بینالمللی، راه مذاکره، کاهش تنش و دیپلماسی را ادامه داد». ظریفیان، بخش دیگری از تحلیل خاتمی را معطوف به رابطه «دولت و جامعه» میداند و به تعبیر او: «کاهش سرمایه اجتماعی و افزایش فاصله میان جامعه و حاکمیت، یکی از آسیبهای مهم سالهای گذشته است و فرصتی که پس از جنگ پدید آمده، میتواند برای ترمیم این رابطه مورد استفاده قرار گیرد. این ترمیم، از نظر خاتمی، بدون اعتمادسازی، گفتوگو و شنیدن جامعه ممکن نیست. خطر اصلی زمانی پدید میآید که حکمرانی نتواند نارساییها و عواملی را که موجب فاصلهگرفتن بخشهایی از جامعه شده، بهدرستی شناسایی و درمان کند». جمعبندی ظریفیان از مواضع خاتمی این است که «دستاورد مقاومت باید به یک فرصت تبدیل شود؛ فرصتی برای صلحی که از موضع حفظ موجودیت، عزت و منافع ایران شکل میگیرد؛ فرصتی برای ادامه مذاکره و کاهش تنش؛ و فرصتی برای بهبود معیشت مردم و بازسازی اعتماد میان دولت و ملت». از نگاه او: «پیام اصلی خاتمی این است که مقاومت و ایستادگی، زمانی به نتیجه کامل میرسد که بتوان دستاورد آن را در خدمت آیندهای امنتر، جامعهای امیدوارتر و رابطهای ترمیمشده میان حکومت و مردم قرار داد». جواد امام: سخنان خاتمی بیش از آنکه صرفا یک ارزیابی سیاسی باشد، یک هشدار و یک دعوت به تصمیم درست و عاجل است
دیگر چهره سیاسی که به ارزیابی سخنان خاتمی پرداخت، جواد امام بود که در گفتوگو با «شرق» عنوان کرد «به نظر من سخنان اخیر آقای خاتمی را باید در یک منظومه واحد دید؛ چهار محوری که ایشان مطرح کردند، در واقع اجزای یک نگرانی و در عین حال یک پیشنهاد برای عبور از وضعیت موجود است؛ هشدار نسبت به شرایط خطیر کشور، تأکید بر وجود یک فرصت مهم برای تغییر مسیر، دفاع از صلح شرافتمندانه و توجه به ضرورت بازگشت اینترنت و ارتباط آزاد جامعه».
به باور سخنگوی جبهه اصلاحات، «از میان این محورهای آقای خاتمی، برای من تأکید ایشان بر «فرصت ممتاز» و «صلح شرافتمندانه» اهمیت بیشتری دارد. چراکه وقتی از وضعیت خطیر کشور و ضرورت تقویت دیپلماسی و حمایت از تفاهمنامه رؤسای جمهور ایران و آمریکا سخن میگوییم، اگر تنها به توصیف بحران بسنده کنیم، نتیجهای جز نگرانی و انفعال نخواهد داشت؛ لذا اهمیت سخن آقای خاتمی در این است که در کنار هشدار نسبت به شرایط، بر وجود یک فرصت تاریخی برای رهایی از وضعیت ناگوار و تحقق این تفاهم تأکید میکند و این یعنی هنوز معتقدیم کشور در نقطهای قرار نگرفته که راه اصلاح و تغییر مسیر کاملا بسته شده باشد». دبیر کل حزب مجمع ایثارگران خاطرنشان کرد که «اتفاقا در چنین شرایطی باید از هر فرصتی برای کاهش تنش، حفظ منافع ملی، بازگشت به مردم، ترمیم اعتماد عمومی و فراهمکردن زمینه برای انسجام و تفاهم ملی استفاده کرد و تعبیر «صلح شرافتمندانه» نیز از همین منظر بسیار مهم است». چون از دید جواد امام، «صلح به معنای تسلیم یا نادیدهگرفتن حقوق و منافع ملی نیست؛ همانگونه که جنگ نیز لزوما به معنای عزت و پیروزی نیست؛ لذا میتوان هم از استقلال و منافع ملی دفاع کرد و هم از جنگ و تشدید تنش پرهیز کرد».
این فعال سیاسی اصلاحطلب متذکر شد که «امروز بیش از هر زمان دیگری باید میان «مقاومت برای حفظ منافع ملی و ورود به چرخهای از تنش و فرسایش که هزینه اصلی آن را مردم میپردازند تفاوت قائل شد»؛ لذا به اعتقاد وی، «آقای خاتمی از سر نگرانی نسبت به آینده کشور سخن گفته است؛ اما این نگرانی به معنای ناامیدی نیست. چون اتفاقا در سخنان ایشان یک پیام روشن وجود دارد، اینکه شرایط خطیر است، اما هنوز فرصت داریم». با این ارزیابی، جواد امام خاطرنشان کرد که «نگرانی اصلی شاید این باشد که این فرصت نیز مانند فرصتهای گذشته از دست برود و کشور دوباره وارد چرخهای از تنش خارجی، فشار اقتصادی، فرسایش سرمایه اجتماعی و افزایش فاصله میان مردم و حاکمیت شود».
از دیدگاه سخنگوی جبهه اصلاحات، «در چنین شرایطی، اشاره آقای خاتمی به موضوع اینترنت نیز صرفا یک موضوع فنی، ارتباطی یا اقتصادی نیست، چون اینترنت امروز بخشی از زندگی، اقتصاد، آموزش و ارتباطات جامعه است و فراتر از یک ابزار ارتباطی، با اعتماد عمومی، سرمایه اجتماعی و امکان بهرهگیری از ظرفیت ارزشمند ایرانیان داخل و خارج از کشور پیوند خورده است». به گفته دبیر کل حزب مجمع ایثارگران، «محدودکردن ارتباط مردم با جهان، در شرایطی که کشور بیش از هر زمان دیگری نیازمند اعتماد، همگرایی ملی و استفاده از همه فرصتها، ظرفیتها و استعدادهای انسانی خود است، میتواند به افزایش بیاعتمادی و تعمیق شکاف اجتماعی منجر شود.». از این حیث جواد امام خاطرنشان کرد که «اگر میخواهیم از این شرایط عبور کنیم، باید همزمان دو مسیر را دنبال کنیم؛ کاهش تنش در سیاست خارجی و ترمیم رابطه دولت و جامعه در داخل؛ و البته فراهمکردن امکان ارتباط و همکاری با همه کسانی که دل در گرو ایران داشته و دارند». از این منظر و به زعم جواد امام، «سخنان اخیر آقای خاتمی بیش از آنکه صرفا یک ارزیابی سیاسی باشد، یک هشدار و در عین حال یک دعوت به تصمیم درست و عاجل، تقویت انسجام و هماهنگی میان همه ارکان و قوای سیاسی و نظامی کشور و عبور از اختلافات فرساینده است.
چون ایشان بهروشنی میگوید که کشور در شرایط حساسی قرار دارد، اما هنوز امکان انتخاب وجود دارد؛ انتخاب میان ادامه فرسایش و تشدید تنش، یا آغاز مسیری برای صلح، تفاهم، اصلاح حکمرانی و بازسازی اعتماد عمومی؛ مسیری که مستلزم تغییر نگاه سیاسی و اصلاح رویکردهای امنیتی، بهویژه عبور از نگاه گزینشی و دوگانه خودی و غیرخودی است». سخنگوی جبهه اصلاحات ادامه داد که «اگر سؤال این باشد که آیا آقای خاتمی از وضعیت فعلی و آینده کشور بیم دارد، پاسخ من این است که بله؛ نگرانی در سخنان ایشان کاملا مشهود و جدی است.
اما این نگرانی از جنس ناامیدی نیست؛ از جنس احساس مسئولیت نسبت به آینده ایران و نگرانی برای ازدسترفتن فرصتهاست. این فعال سیاسی هشدار داد که «امروز بیش از هر چیز به عقلانیت، شجاعت در تصمیمگیری، صلح شرافتمندانه، گفتوگوی ملی، بازسازی اعتماد میان مردم و حاکمیت و مهمتر از همه، جلوگیری از فرصتسوزی و پرهیز از تندروی و افراط نیاز داریم. ایران بیش از آنکه نیازمند پیروزشدن یک جریان بر جریان دیگر باشد، نیازمند آن است که همه نیروهای دلسوز کشور بر سر یک اصل به تفاهم برسند؛ نجات ایران، حفظ منافع ملی و جلوگیری از فرصتسوزی باید بر هر ملاحظه جناحی و سیاسی مقدم باشد». منبع: روزنامه شرق
فرمانده کل سپاه: دشمنان هیچگاه از کینه توزی و توطئه علیه ایران دست برنمیدارند
متن پیام سرلشکر پاسدار احمد وحیدی فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به شرح زیر است:
«بسم الله الرحمن الرحیم
برادر ارجمند سرتیپ پاسدار سید مجید ابن الرضا
سرپرست محترم وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران
با سلام و تحیات؛
فرا رسیدن ۳۱ مرداد ماه «روز صنعت دفاعی کشور» که تجلی بخش معجزه ایمان، اراده و شکوه خلاقیت و ابتکار نیروهای متخصص بومی و جوان صنعت دفاعی برای تولید توان دفاعی و تهاجمی و قدرت بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران در عصر تحریم های ظالمانه استکباری است، را به جنابعالی و تمامی مسئولان، مدیران، کارکنان مؤمن، مجاهد، انقلابی و افتخارآفرین آن وزارتخانه صمیمانه تبریک و تهنیت عرض مینمایم.
نگاه راهبردی به رخدادها و تحولات جاری منطقهای، به ویژه جنگهای تحمیلی دوم و سوم آمریکای کودک کش و رژیم سفاک صهیونیستی علیه ایران اسلامی، به روشنی گویای این حقیقت انکارناپذیر است که دشمنان هیچگاه از کینه توزی و توطئه علیه این ملت بزرگ دست برنمیدارند و صحنه نبرد، هر روز با اشکال جدیدی از تهاجم ترکیبی و نظامی و ارتکاب جنایات ضد بشری روبهرو است. در چنین مقطع حساس و سرنوشتسازی، ضرورت تداوم پرشتاب "راهبرد قدرتافزایی دفاعی و تهاجمی"، به عنوان تنها راهکار هوشمندانه و کارآمد برای عبور از گردنههای دشوار تاریخی و خنثیسازی دسیسههای امروز و فردای دشمن، بیش از پیش نمایان شده است.
خدای قادر متعال را شاکریم که در پرتو الطاف بیکرانهاش، نیروهای مسلح و حوزه صنعت دفاعی کشور به مدد مجاهدتهای تاریخساز فرزندان میهن اسلامی، سپر دفاعی مستحکمی در برابر تهدیدات دشمنان و بدخواهان ایران و ایرانی رقم زده است و در میدانی واقعی و تاریخ ساز از جمله جنگهای تحمیلی اخیر دست برتر خود را بر شیطان بزرگ و رژیم اهریمنی صهیونی و حامیان آنان غلبه داده است.
در میانه جنگ امریکایی صهیونی، اطمینان داریم، به فضل الهی و بر اساس آموزه قرآنی «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّه وَ مِنْ رِباطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللّهِ وَ عَدُوَّکُمْ» و تمسک به هدایتهای فرمانده حکیم، شجاع و دوراندیش کل قوا، خلف صالح امام شهید انقلاب(قدسسره)، قدرتافزایی در تولید محصولات صنعت دفاعی و نظامی با پرچمداری وزارت دفاع و مجاهدتهای نیروهای مسلح بالندهتر از گذشته با هوشمندی، سرعت و درایت ادامه خواهد یافت تا انشاءالله در افق ترسیمشده، ایران اسلامی به جایگاه حقیقی خود به عنوان قدرتی بیبدیل و تأثیرگذار در هندسه نظم نوین جهانی دست یابد.
در پایان، با گرامیداشت مقام شامخ شهدای والا مقام حوزه صنعت دفاعی کشور به ویژه شهیدان همیشه جاوید وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح، شهیدان نصیرزاده، فخری زاده، فکوری، جبل عاملیان، مظفرنیا، کریمی، رضایی نژاد و سایر شهدای گرانقدر، از مجاهدتهای خالصانه شبانه روزی، خلاقیتهای بینظیر و تلاشهای خستگیناپذیر آن سردار عالیقدر و یکایک همکاران فهیم، متخصص، انقلابی و مصمم در بخشهای مختلف آن مجموعه راهبردی، متواضعانه از همه تلاش ها و پشتیبانی های صورت گرفته، قدردانی نموده و دوام توفیقات همگان در استمرار جهاد پرافتخار برای دفاع از کیان دین و میهن، تحت عنایات سرورمان حضرت مهدی (عج) و تبعیت از تدابیر،فرامین و رهنمودهای فرمانده معظم کل قوا حضرت آیتالله امام سید مجتبی حسینی خامنهای (مدظلهالعالی) را از درگاه پروردگار یکتا مسئلت کنم.»

جنگنده رادارگریز اف-۳۵ آمریکایی بر فراز امارات کد وضعیت اضطراری ارسال کرد

شوک صبحگاهی به بازار؛ سکه ۲۰۰ میلیونی شد، طلا رکورد زد!

بقائی: جنگ اقتصادی آمریکا علیه ایران، به منزله تلاش برای اعمال حاکمیت فراسرزمینی آمریکا بر کلیه دولتهای مستقل عضو سازمان ملل متحد به شمار میرود

سخنگوی وزارت دفاع: در برخی محصولات راهبردی جنگ بیش از سه برابر افزایش تولید داشتیم / هزینه تولید برخی تجهیزات دفاعی ایران تا ۲۰ برابر کمتر از نمونه خارجی است

اعتراض محمود صادقی به اثر منفی طرح مقابله با نفوذ مجلس بر فعالیتهای علمی و دانشگاهی / قانون باید راه نفوذ را ببندد، نه راه علم را

