
فرمانده انتظامی کردستان: مسیر تأمین امنیت متوقف نخواهد شد - تسنیم

چهل روز زیر سایه دلتنگی/دارالذکر مامن روزهای دلتنگی - تسنیم
استانها
به گزارش خبرگزاری تسنیم از مشهد،شاید آن روز که خارج از قاب سرد تلویزیون چشمم به جمال نازنینتات گرم و روشن شد و سیمای نورانی و شکوهمندتان را از فاصلهای نه چندان دور به نظاره نشستم، هرگز گمان نمیکردم که این، اولین و آخرین دیدار باشد.
هر چند آن روزها سن و سالی نداشتم تا عمق بیاناتتان را آنگونه که باید، درک کنم و گوهر کلامتان را در گنجینه ذهنم به یادگار بسپارم؛ اما طنین صدای باصلابتتان هنوز در گوشم مینوازد آنهنگام که پدرانه رهنمود میفرمودید و شجاعانه همچون همیشه، از ایستادگی، مقاومت و پایمردی سخن میگفتید.
نوجوان بودم که توفیق دیدارتان نصیبم شد، هنوز یکسالی از عضویتم در بسیج محلات نمیگذشت که خود را به کاروان بسیجیان رساندم و در آن تجمع عاشقانه چشم به راه دیدار شما شدم. هر چند به یاد ندارم دقیقا در کدام نقطه تاریخ ایستاده بودم و تقویم روزگار کدام روز و فصل و سال را نشانه گرفته بود اما یقین دارم در دل سرسبزترین فصل زندگانی بودم و شیرینترین روز از هزاران روزی که در این کره خاکی زیستهام را سپری میکردم.
نسیم ملایمی که شاخ و برگ درخت بید مجنونِ محوطه نمایشگاه بینالمللی را نوازش میداد، به مانن نسیمهای مطبوع بهار بود؛ همانقدر روحنواز، همان قدر دلنشین.
نمایشگاه بینالمللی، آن روز، محل تجمع عاشقان دلسوختهای بود که از یک روز قبل، گرد هم آمده بودند تا رنج سالها انتظار را در آنجا به پایان ببرند و تلخی فراق را به شیرینی وصال پیوند بزنند.
هر چه بیشتر آنروزها را مرور میکنم مرغ دلم بیشتر در آسمان پر میکشد، دلم هوای اشک و لبخندهای برخواسته از شادی و شعف آنروزها را کرده است، هوای شیرینترین بیخوابی عمرمان را کرده است، که ذوق و شوق، خواب را از چشمانمان ربوده بود.
هوای آن سرودهایی را کردهام که تا دل شب برایتان خواندیم؛ «دست من و دامان تو سیدعلی، سیدعلی»، «بسیجیانیم و ز خود بی خبر عشق حسینی زده ما را بر سر»، سرودهایی که لالایی لحظههای انتظارمان شده بود و دلهای کوچکمان را به امید دیداری بزرگ آرام میکرد.
من حتی، هوای آن صف طویل ایستگاه آخر انتظار را نیز کردهام. همان صفی که انتظار را به وصال گره میزند و مشتاقان را گروه گروه به مکان موعود و نشستن در محضر شما هدایت میکرد؛ هنوزم که هنوز است با مرور خاطرات آن روز قند در دلم آب میشود و دلم غنج میرود.
هر چند هرگز توفیق نداشتم قدم به بیت شما بگذارم و در محضرتان بنشینم و از نزدیک شما را زیارت کنم و هیچگاه نتوانستم حال و هوای آن دخترکان تازه مکلفی که در حضور شما رسیدن به سن تکلیفشان را جشن گرفتند، تجربه کنم.
همان دخترکانی که مفتخر بودند با چادرهای سفید و صورتی گلدار، روی زیلوهای آبی بنشینند و برایتان سرود «اینجا ایرانه» بخوانند و از شدت ذوقِ کودکانه گاهی بخندند و گاهی نیز اشک بریزند.
اما باز هم خدا را شکر؛ من به همان دیدار از فاصله نه چندان دور و همان چادر مشکی بر سر و نشستن زیر نور آفتاب راضی بودم.
حال، مدتهاست که در گذشته سیر میکنم؛ گاهی از شدت دلتنگی چشمانم را میبندم و آن روز را بارها و بارها مرور میکنم، شاید زخم عمیقی که از وداع با شما بر روح و جانم نشسته، با یادآوری آن خاطره شیرین اندکی تسکین یابد.
و اما امروز بیش از همیشه مشتاق صدا و سیمای شما شدهام. دلم میخواهد هر روز، روز اول بهار باشد و تمام شبکههای تلویزیونی همزمان تصویر شما را پخش کنند؛ دلم میخواهد صدایتان دوباره از قاب تلویزیون خانهها شنیده شود و همان صلابت آشنا، سکوت روزهای دلتنگی را بشکند.
اصلا دلم میخواهد سایت خامنهای دات آیآر را زیر و رو کنم و آرشیو تمام سخنرانیهایی را که روزگاری ناخواسته از شنیدنشان غفلت کردم، از دل سایت بیرون بکشم و ساعتها بنشینم پای صدایتان و گوش فرا دهم به فرمایشاتتان؛ شاید از میان واژههایی که آن روزها ساده از کنارشان گذشتم، امروز چیزی بیابم که چراغ راه آیندهام باشد.
دلم میخواهد همه آن حرفهایی را که فرصت نکردم با جان و دل بشنوم، امروز دوباره گوش بسپارم؛ اما این بار، تکتک واژههایتان را به خاطر بسپارم و برای روزهای بیصدای پس از شما، توشهای از کلامتان با خود بردارم؛ برای روزهایی که دیگر چشممان به قاب تلویزیون میماند و گوشمان در حسرت شنیدن صدایی است که روزگاری برایمان آشنا، آرامشبخش و امیدآفرین بود.
حالا من ماندهام و انبوهی از سخنرانیهای قدیمی؛ ماندهام و آرشیوی از صدا و تصویر شما؛ مینشینم، یکی از آن سخنرانیها را باز میکنم و با خودم میگویم:کاش آن روزها بیشتر گوش داده بودم...
یادداشت از سارا آویشی
انتهای پیام/282
جانباز 70 درصد دفاع مقدس به همرزمان شهیدش پیوست - تسنیم
استانها
به گزارش خبرگزاری تسنیم از اصفهان، جانباز والامقام 70 درصد دفاع مقدس، حاج کاظم سلیمیان پس از سالها تحمل رنج و عوارض ناشی از مجروحیت دوران دفاع مقدس، به همرزمان شهیدش پیوست.
حاج کاظم سلیمیان که در دوران هشت سال دفاع مقدس به درجه جانبازی نائل شده بود، سالها با عوارض شدید جانبازی 70 درصد و قطع نخاع گردنی زندگی کرد و در این سالها نمادی از صبر، استقامت و ایمان بود.
این جانباز سرافراز با وجود محدودیتهای شدید جسمانی، از تلاش و فعالیت دست نکشید و با ارادهای مثالزدنی خاطرات دوران زندگی و مجاهدت خود را به شیوهای متفاوت ثبت کرد.
سلیمیان خاطرات خود را با چشمانش به نگارش درآورد و کتاب ارزشمند چشمهایی که نوشتند را به یادگار گذاشت؛ اثری که بخشی از خاطرات و تجربههای او از دوران دفاع مقدس و سالهای پس از آن را روایت میکند.
حضور این جانباز 70 درصد در عرصههای مختلف فرهنگی و اجتماعی و سالها تحمل درد و رنج ناشی از مجروحیت، جلوهای از استقامت جانبازان دفاع مقدس در سالهای پس از جنگ بود.پیکر حاج کاظم سلیمیان پس از تشییع، در گلزار شهدای شهرستان لنجان به خاک سپرده خواهد شد.
نام و یاد این جانباز سرافراز و مجاهد دوران دفاع مقدس، بهعنوان یکی از یادگاران سالهای حماسه و ایثار، در میان مردم و خانوادههای شهدا و ایثارگران ماندگار خواهد بود.
انتهای پیام/170
ببینید| روایت 40 روز دلتنگی پس از وداع تاریخی رهبر شهید - تسنیم
استانها
به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، چهل روز از آن روز تاریخی گذشته است؛ روزی که خیابانهای قم از جمعیت لبریز شد و مردم این شهر در سوگ امام شهید امت، صحنهای را رقم زدند که در حافظه تاریخی قم ماندگار خواهد ماند. 16 تیرماه برای مردم قم تنها یک روز در تقویم نیست؛ روایتی زنده از یک حماسه است که هنوز با گذشت هفتهها، وقتی سخن از آن به میان میآید، چشمها را نمناک و خاطرهها را تازه میکند.
در آن روز، موج جمعیت از شب قبل از مراسم در مسیرهای منتهی به مسجد مقدس جمکران شکل گرفته بود. زن و مرد، پیر و جوان و کودک، هرکدام خود را به میان خیل عظیم مردم در بلوار پیامبر اعظم و مسجد مقدس جمکران رسانده بودند تا در آخرین وداع با امام شهید امت حاضر باشند؛ حضوری که از روز و شب قبل از مراسم تا پایان مراسم ادامه داشت و جلوهای کمنظیر از دلدادگی مردم قم را به نمایش گذاشت.
اکنون و در ایام چهلم امام شهید امت، کافی است پای صحبت مردم بنشینیم تا ببینیم آن روز هنوز برای آنان به پایان نرسیده است. خاطراتشان از لحظهای که خودرو حامل پیکر مطهر به میان جمعیت رسید، از فریادهای مردم و از چهرههای اشکآلود، همچنان با همان شور و حرارت روز تشییع روایت میشود؛ گویی 16 تیرماه هنوز در خیابانهای قم جریان دارد.
مردم قم در گفتوگو با خبرنگار تسنیم، هرکدام از زاویهای متفاوت آن روز را به یاد میآورند؛ یکی از موج محبت مردم میگوید، دیگری از اتحاد و همبستگی، یکی از شکوه جمعیت و دیگری از لحظهای که خودرو حامل پیکر امام شهید به میان مردم رسید. اما در همه این روایتها یک نقطه مشترک وجود دارد: عشق و دلدادگی مردم به امام شهید.
.
شاید همین روایتهای مردمی است که ابعاد حماسه 16 تیرماه را روشنتر میکند؛ حماسهای که تنها با شمارش جمعیت یا توصیف خیابانهای مملو از مردم نمیتوان عظمت آن را بیان کرد. آنچه در قم رخ داد، تصویری از پیوند عاطفی و اعتقادی مردم با رهبر شهیدشان بود؛ پیوندی که پس از گذشت چهل روز همچنان در کلام و چهره مردم دیده میشود.
«یک ولوله عجیب بین مردم افتاد»
دختر نوجوانی که در مراسم تشییع حضور داشت، خاطره آن روز را با یادآوری حال و هوای متفاوت مردم آغاز میکند و میگوید: آن روز همه حس و حال خاصی داشتند و همه برای آقای شهیدشان آمده بودند. او میگوید از همان لحظاتی که در میان جمعیت قرار گرفته بود، میشد عمق دلبستگی مردم را احساس کرد؛ از پیرمردها و پیرزنها گرفته تا جوانان و نوجوانانی که آمده بودند تا در این وداع تاریخی سهیم باشند.
این دختر نوجوان ادامه میدهد: آن لحظهای که ماشین به ما رسید، یک ولولهای در مردم افتاد و خیلی حال عجیبی داشت. به گفته او، رسیدن خودرو حامل پیکر امام شهید به میان مردم، حال و هوای مراسم را به شکل دیگری تغییر داد؛ گویی جمعیتی که تا آن لحظه در انتظار دیدن امام شهید بودند، ناگهان با واقعیت تلخ فقدان رهبرشان روبهرو شدند و احساساتشان یکباره فوران کرد.
خانم جوانی که از دیگر حاضران در مراسم تشییع بود، در گفتگو با خبرنگار تسنیم ، 16 تیرماه را فراتر از یک مراسم سوگواری میداند و معتقد است حضور گسترده مردم در آن روز، نشانهای از یک باور عمیق بود. او میگوید: تشییع آن روز واقعاً نشانه یک ایمان قوی و استوار بود؛ همه همراه هم برای رسیدن به یک اراده قوی و همراهی برای از بین بردن اسرائیل و آمریکای جنایتکار آمده بودند.
او معتقد است آنچه در خیابانهای قم دیده شد، تنها حضور مردم برای وداع با یک شخصیت بزرگ نبود، بلکه تصویری از ارادهای جمعی بود که در میان اقشار مختلف مردم شکل گرفته بود. از نگاه این بانوی جوان، همدلی و همصدایی مردم در آن روز نشان داد که سوگ امام شهید میتواند به نقطهای برای نمایش وحدت و ایستادگی مردم تبدیل شود؛ صحنهای که برای او و بسیاری از حاضران به خاطرهای ماندگار تبدیل شده است.
خاطرهای مشترک از یک عشق بزرگ
مرد جوانی که در تشییع حضور داشت، وقتی از او درباره ماندگارترین خاطرهاش از 16 تیرماه پرسیدیم، از چیزی سخن گفت که به باور او در میان همه حاضران مشترک بود؛ عشقی که در چهره و رفتار مردم دیده میشد. او میگوید: یک خاطرهای که فکر میکنم مشترک باشد بین همه، آن عشقی است که به آقا در همه جامعه جاری بود. همه میدیدیم این را، کوچک و بزرگ.
او با اشاره به حضور گسترده گروههای مختلف سنی در مراسم ادامه میدهد: این محبت را نمیشد فقط در یک گروه خاص دید؛ همه آمده بودند. به گفته او، چیزی که فضای مراسم را متفاوت کرده بود، همین حضور گسترده و همدلانه مردم بود؛ کودکانی که در کنار خانوادههایشان آمده بودند، جوانانی که در میان جمعیت حضور داشتند و سالخوردگانی که با وجود دشواریهای مسیر خود را به مراسم رسانده بودند.
مرد میانسالی که خود از حاضران در مراسم تشییع بود، در گفتگو با خبرنگار تسنیم، خاطرهاش را با اشاره به گستردگی این حماسه در شهرهای مختلف بیان میکند. او میگوید: بعثتی که آقا فرموده بودند به صورت واقعی اتفاق افتاد؛ چه به اصطلاح قم، چه مشهد، چه تهران، چه نجف و کربلا. از نگاه او، آنچه در روزهای پس از شهادت امام شهید رخ داد، تنها یک واکنش مقطعی نبود، بلکه جلوهای گسترده از همراهی مردم در نقاط مختلف بود.
این شهروند قمی تأکید میکند: این پیشبینی که آقا کرده بود، به واقع ما به چشمهایمان دیدیم و این اتحاد و همبستگی که بین مردم اتفاق افتاد، خیلی برای من جالب بود، خیلی خوب بود. او میگوید برایش مهمترین بخش خاطره 16 تیرماه، نه فقط حجم جمعیت، بلکه مشاهده همدلی مردم در کنار یکدیگر بود؛ مردمی که در یک روز تاریخی، فارغ از تفاوتهای معمول، در یک مسیر و برای یک هدف گرد هم آمده بودند.
هرچه بگوییم، از عظمت آن روز کم است
مرد 60 ساله قمی، اما خاطره خود را با توصیف شکوه جمعیت آغاز میکند؛ جمعیتی که به گفته او، عظمت حضورش را نمیشد به سادگی در کلمات بیان کرد. او میگوید: بهترین خاطره، شکوه، عظمت و بزرگی جمعیت و به رخ کشیدن این شکوه و عظمت در مقابل دیگران و در مقابل دشمن بود.
او ادامه میدهد: واقعاً همهاش خاطره بود؛ از اول تا آخرش. هرچه بگوییم، واقعاً از عظمت و شکوه کم بود. برای این مرد قمی، آن روز مجموعهای از صحنههای ماندگار بود؛ از حضور مردم در ساعات ابتدایی تا لحظههای پایانی مراسم، از پرچمهایی که در میان جمعیت به اهتزاز درآمده بود تا چهرههایی که با اشک و اندوه، آخرین وداع خود را با امام شهید انجام میدادند.
در میان صحنههای ماندگار آن روز، اقامه نماز تاریخی آیتالله جوادی آملی، مرجع تقلید شیعیان، بر پیکر امام شهید امت و خانواده شهیدشان، جلوهای متفاوت داشت؛ جمعیت میلیونی در سکوتی آمیخته با اندوه به نماز ایستاده بودند و مردم با شنیدن کلمات پرمحتوا و پرمعنای این عالم وارسته، اشک میریختند و بغضهای فروخوردهشان را در سوگ امام شهید رها میکردند.
آن لحظات، حالوهوایی معنوی و وصفناشدنی بر مراسم حاکم کرده بود؛ میلیونها نفر در کنار یکدیگر، با چشمانی اشکبار و دلهایی داغدار، آخرین وداع خود را با امام شهید امت به جا میآوردند. گریههای مردم همزمان با اقامه نماز و کلمات پرمعنای آیتالله جوادی آملی، صحنهای تاریخی و ماندگار ساخت؛ قاب باشکوهی که برای همیشه در حافظه مردم قم از حماسه 16 تیر ثبت شد.
40 روز بعد، وقتی دوباره به میان مردم قم میرویم، مشخص است که فاصله زمانی نتوانسته آن خاطره را از ذهن آنان پاک کند. بسیاری هنوز جزئیات آن روز را به یاد دارند؛ اینکه کجا ایستاده بودند، چه زمانی خودرو حامل پیکر امام شهید را دیدند، مردم چگونه واکنش نشان دادند و چگونه موج جمعیت در خیابانها به حرکت درآمد.
در روایت مردم، 16 تیرماه تنها یک مراسم تشییع نبود؛ روزی بود که قم بار دیگر نشان داد در لحظههای تاریخی برای دفاع از اسلام و انقلاب و بیعت با ولایت چگونه به میدان میآید. خیابانهای شهر مقدس قم در آن روز شاهد حضور جمعیتی بود که آمده بودند تا بگویند پیوندشان با امام شهید، با پایان مراسم تشییع پایان نمییابد و خاطره آن روز همچنان در دلهایشان زنده خواهد ماند.
اکنون در چهلمین امام شهید، وقتی مردم از آن روز سخن میگویند، هنوز همان شور در کلامشان دیده میشود. چهل روز گذشته است، اما دلتنگی همچنان تازه است؛ همان مردمی که در 16 تیرماه حماسه آفریدند، امروز نیز با یادآوری آن روز از شکوه حضورشان میگویند. حماسهای که در تاریخ قم ثبت شد و به ماندگارترین تصاویر این شهر در روزهای سوگ امام شهید امت تبدیل شد؛ روزی که میلیونها دل در سراسر ایران و جهان داغدار بودند و قم نیز سهم خود را از این وداع تاریخی با حضوری باشکوه و حماسی به ثبت رساند.
انتهای پیام/

سوریه عضویت در «پیمان مکه» را بررسی میکند/ الشیبانی: هنوز تصمیم نهایی نگرفتهایم

هشدار جیپیمورگان نسبت به سقوط بازارها در پائیز | هوش مصنوعی یادآور سال ۲۰۰۰ است؟

ایجاد صندوقی برای بازسازی خانههای آسیبدیده از جنگ

حتی یک بند در تفاهمنامه پیدا نمیکنند که حاکی از وادادگی باشد

رایگان شدن بلیت مترو و اتوبوس می تواند مصرف سوخت را کاهش دهد

