
پوتین: در آنکوریج هیچ توافق واقعی حاصل نشد/ انتظار داریم پس از پرونده ایران، نمایندگان آمریکا به میز گفتگو بازگردند

ادعای عجیب ترامپ درباره پیروزی با وجود افت در نظرسنجیها - تسنیم
بین الملل
به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، دونالد ترامپ رئیس دولت تروریستی آمریکا در گفتوگویی تلفنی با مایکل کوهن، وکیل سابق خود که پس از قطع رابطه با او به یکی از شاهدان اصلی پروندههای قضایی علیه ترامپ تبدیل گردید، مدعی شد اگر امروز برای سومین دوره ریاستجمهوری نامزد شود، با اختلاف 25 امتیاز پیروز خواهد شد.
این اظهارات در حالی مطرح شده که یک نظرسنجی اخیر رویترز/ایپسوس میزان رضایت از عملکرد ترامپ را 33 درصد نشان میدهد و پایینترین میزان محبوبیت او در دوره دوم ریاستجمهوریاش را به ثبت رسانده است. نظرسنجی: در دوران ترامپ وضعیت آمریکاییها بدتر شده است
کوهن که سالها وکیل شخصی ترامپ بود، در سال 2019 در برابر کنگره او را «کلاهبردار» و «متقلب» خواند و بعدها در پرونده پرداخت حقالسکوت به استورمی دنیلز علیه ترامپ شهادت داد.
انتهای پیام/
روسیه: در انتظار توضیح آمریکا و ترکیه درباره ارسال سلاح به کییف هستیم - تسنیم
بین الملل
به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم به نقل از خبرگزاری «تاس»، ماریا زاخارووا، سخنگوی وزارت امور خارجه روسیه اعلام کرد که مقامات مسکو همچنان در انتظار ارائه توضیحات واشنگتن و آنکارا درباره احتمال ارسال تسلیحات به اوکراین هستند.
این دیپلمات در یک نشست خبری با یادآوری اینکه اطلاعات منتشره در اینترنت مبنی بر اینکه ممکن است محموله بزرگی از تسلیحات و مهمات ساخت آمریکا که اکنون در اختیار ترکیه قرار دارد، به اوکراین منتقل شود، بر اسنادی استوار بود که کنگره آمریکا منتشر کرده بود، گفت: «در همین ارتباط، وزارت امور خارجه روسیه از مقامات آمریکایی و ترکیهای درباره این موضوع توضیح خواسته و ما همچنان در انتظار پاسخ واشنگتن و آنکارا هستیم و امیدواریم آن را دریافت کنیم.» روسیه: به حملات تروریستی اوکراین پاسخی قاطع خواهیم داد کرملین: تعلیق درگیری با اوکراین در امتداد خط تماس جبهه غیرممکن است کاخ سفید: توان دفاعی آمریکا بر ارسال تسلیحات به اوکراین اولویت دارد
زاخارووا افزود که مسکو با توجه به تأثیر این وضعیت بر دورنمای حلوفصل مناقشه اوکراین، در انتظار واکنش طرفها است. این در حالی است که دفتر رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه پیشتر اعلام کرد که درباره درخواست مسکو در خصوص برنامههای احتمالی آنکارا برای ارسال تسلیحات به کییف اطلاعاتی در اختیار ندارد. این دفتر به پرسشهای تکمیلی درباره موضع آنکارا در این زمینه نیز پاسخی نداد.
روسیه به اقدام فنلاند در ارسال تسلیحات به کییف پاسخ مناسب خواهد داد
سخنگوی وزارت امور خارجه روسیه اعلام کرد که این کشور به اقدامات خصمانه فنلاند در قالب ارسال تسلیحات نظامی به اوکراین پاسخ مناسب خواهد داد. او تأکید کرد: «تسلیحات فنلاندی به محض عبور از مرز اوکراین، بهطور خودکار به هدفی مشروع برای نیروهای مسلح روسیه تبدیل میشوند. هیچ اقدام خصمانهای از سوی هلسینکی بیپاسخ نخواهد ماند. واکنشی سنجیده و اجتنابناپذیر که کاملاً مطابق با منافع ملی ما خواهد بود.»
ماریا زاخارووا یادآور شد که فنلاند از سال 2022 تاکنون حجم بیسابقهای از کمکهای مالی و مادی به اوکراین به ارزش حدود 4.5 میلیارد یورو ارائه کرده و هدف هلسینکی وارد کردن حداکثر خسارت به روسیه در میدان نبرد، تحقق بهاصطلاح شکست راهبردی بر کشور ماست.
روز پنجشنبه گزارش شد که شرکت فنلاندی «اینوکاس» قصد دارد در این کشور ظرفیتهایی برای تولید پهپادهای مورد نیاز نیروهای مسلح اوکراین ایجاد کند. یانه کوستامو، رئیس این شرکت اعلام کرد که این مشارکت با هدف گسترش تولید سامانههای بدون سرنشین در فنلاند و افزایش حجم تجهیزات ارسالی به اوکراین انجام میشود.
روسیه تنها ضامن حاکمیت اوکراین است
ماریا زاخارووا اعلام کرد که بهجز روسیه هیچ کشور دیگری وجود ندارد که بتواند حاکمیت و تمامیت ارضی اوکراین را تضمین کند. این دیپلمات در پاسخ به سئوال یکی از خبرنگاران گفت: «تنها ضامن حاکمیت و تمامیت ارضی اوکراین، روسیه بوده و فقط روسیه میتواند باشد و ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه بارها بر این موضوع تأکید کرده است.»
او با اشاره به اینکه کشورهای غربی علاقهای ندارند اوکراین کشوری مستقل و شکوفا باشد، زیرا چنین وضعیتی هیچ منفعتی برای اتحادیه اروپا ندارد، افزود: «با توجه به مسیری که غرب طی سالهای اخیر در پیش گرفته است، منظورم غرب است، اصولاً حتی وجود اوکراین بهعنوان یک کشور هم برای آن ضروری نیست. علاقه غرب به اوکراین صرفاً ماهیتی منفعتطلبانه دارد.»
انگیزه واقعی واشنگتن از کاهش رزمایشها با سئول جای سئوال دارد
سخنگوی وزارت امور خارجه روسیه اشاره کرد که فقط نمایندگان دولت آمریکا میتوانند درباره انگیزه تصمیم کاخ سفید برای کاهش مقیاس رزمایشهای نظامی مشترک با کره جنوبی توضیح کاملی ارائه دهند.
پیشتر دونالد ترامپ به پیت هگست، رئیس پنتاگون دستور داده بود مقیاس رزمایشهای نظامی مشترک با جمهوری کره را کاهش دهد، زیرا به گفته او، این رزمایشها «پیامی خصمانه» به کره شمالی ارسال میکنند. زاخارووا در پاسخ به سئوال خبرنگاران درباره انگیزه این اقدام، یادآور شد: «بهتر است خبرنگار «برای دریافت توضیحات، برای مثال به سفارت آمریکا یا مقامهای رسمی آمریکایی مراجعه کند تا آنها انگیزه این تصمیم را بیان کنند.» واکنش تند کره جنوبی به ترامپ؛ سئول بر استقلال نظامی تأکید کرد
این دیپلمات با اشاره به اینکه کشورهای مستقل میتوانند خود پارامترهای رزمایشهای مشترک را تعیین کنند، گفت: «مهم این است که این رزمایشها با موازین حقوق بینالملل مطابقت داشته باشند، تهدیدی ایجاد نکنند، ماهیت تهاجمی نداشته باشند و غیره.»
زاخارووا ادامه داد: «البته یک مؤلفه دیگر هم وجود دارد که احتمالاً مستقیماً به ما مربوط میشود. ما نیز بخشی از منطقه آسیا ـ اقیانوسیه هستیم و بارها توجه را به این موضوع جلب کردهایم که رزمایشهای تهاجمی که هدف آنها مقابله با تهدیدهای مشترک مانند چالشهای جدید، تروریسم، دزدی دریایی یا مقابله با بلایای طبیعی نیست، اوضاع را بیثبات میکنند و نهتنها به تقویت امنیت کمک نمیکنند، بلکه برعکس آن را تضعیف میکنند. بنابراین از هر اقدامی که با هدف کاهش ظرفیت درگیری و کاهش خطر وارد شدن آسیب به امنیت منطقه انجا شود، فقط میتوان استقبال کرد. ولی اینکه انگیزه این اقدامات چیست، برای دریافت پاسخ به این پرسش باید به طرف آمریکایی مراجعه کنید.»
انتهای پیام/
ترامپ و نسخه قدیمی فشار اقتصادی علیه ایران؛ کارشناسان چه میگویند؟
به گزارش مشرق، شش ماه پس از آغاز جنگ جهل روزه، سیاست آمریکا در قبال ایران بیش از آنکه نشانه یک راهبرد تازه باشد، نشانه بازگشت واشنگتن به همان مسیری است که دههها آن را آزموده و نتوانسته تهران را به پذیرش خواستههای خود وادار کند. دولت دونالد ترامپ جنگ را با این تصور آغاز کرد که فشار نظامی میتواند در مدت کوتاهی ایران را به تسلیم وادار کند؛ اما اکنون، پس از ناکامی در دستیابی به اهداف اعلامشده، بار دیگر تحریم و فشار اقتصادی به محور سیاست آمریکا تبدیل شده است.
این تغییر مسیر را میتوان یکی از مهمترین نشانههای بنبست راهبردی واشنگتن در برابر ایران دانست. در آغاز جنگ چهلروزه، ادبیات دولت ترامپ بر پیروزی سریع و تحمیل اراده آمریکا متمرکز بود. قرار بود توان نظامی ایران در مدت کوتاهی تضعیف شود و تهران در برابر فشار نظامی چارهای جز پذیرش خواستههای واشنگتن نداشته باشد. اما طولانیشدن درگیری و استمرار مقاومت ایران نشان داد که معادله آنگونه که در واشنگتن محاسبه شده بود، پیش نرفته است.
اکنون ترامپ از آغاز «شدیدترین عملیات اقتصادی» علیه ایران سخن میگوید؛ سیاستی که قرار است با فشار بر شبکههای مالی، شرکتها، دولتها، مسیرهای انتقال نفت، ارز و حتی ثبت کشتیها، اقتصاد ایران را بیش از گذشته تحت فشار قرار دهد.
اما پرسش اساسی این است: اگر فشار نظامی نتوانست ایران را وادار به تسلیم کند، چرا واشنگتن تصور میکند تکرار سیاست اقتصادی چند دهه گذشته میتواند نتیجهای متفاوت ایجاد کند؟
بازگشت به سیاستی که قبلا آزموده شده است
گزارش شبکه چینی CGTN درباره راهبرد جدید ترامپ دقیقا بر همین تردید تمرکز دارد. این رسانه ضمن بررسی «جنگ اقتصادی ترامپ علیه ایران»، تأکید میکند که بسیاری از اقدامات جدید آمریکا در واقع ادامه همان سیاستهایی است که طی سالهای گذشته اجرا شدهاند.
ایران طی چند دهه تحریم، شبکههای مختلفی برای مقابله با محدودیتهای مالی و تجاری ایجاد کرده است. بنابراین تحریم جدید الزاماً به معنای ایجاد یک ابزار جدید نیست؛ بلکه در بسیاری موارد افزایش شدت استفاده از ابزاری قدیمی است.
حتی اگر این فشارها بتوانند هزینههایی بر اقتصاد ایران تحمیل کنند، مسئله اصلی برای آمریکا همچنان پابرجاست: تحریم زمانی از نظر سیاسی موفق تلقی میشود که بتواند رفتار طرف مقابل را تغییر دهد. تاکنون شواهد روشنی وجود ندارد که نشان دهد افزایش فشار اقتصادی به تنهایی میتواند تهران را به پذیرش خواستههای واشنگتن وادار کند.
رابرت مالی، نماینده پیشین آمریکا در امور ایران، نیز دقیقاً نسبت به همین منطق هشدار داده است. او گفته است تصور اینکه «اگر فشار اقتصادی جواب نداد، فشار اقتصادی بیشتر حتماً جواب میدهد» میتواند فریبنده و مغالطهآمیز باشد.
این اظهارنظر از آن جهت اهمیت دارد که انتقاد از سیاست ترامپ صرفاً از سوی مخالفان خارجی آمریکا مطرح نمیشود؛ بلکه بخشی از کارشناسان و چهرههای سیاسی آمریکایی نیز نسبت به کارآمدی این رویکرد تردید دارند.
تحریم بیشتر، الزاما نتیجه بیشتر نیست
لورا روزن، روزنامهنگار آمریکایی، نیز تحریمهای تازه را تا حدی اقدامی برای نشان دادن این دانسته که واشنگتن همچنان در حال انجام کاری است تا مجبور نشود بار دیگر به سمت تشدید نظامی حرکت کند.
اگر این برداشت درست باشد، «جنگ اقتصادی» ترامپ را باید نه یک ابتکار راهبردی، بلکه تلاشی برای مدیریت یک بنبست دانست؛ بنبستی که در آن آمریکا نمیتواند بهسادگی اهداف نظامی خود را محقق کند و همزمان نمیخواهد شکست یا محدودیتهای خود را بپذیرد.
در چنین شرایطی، فشار اقتصادی ابزار کمهزینهتری نسبت به جنگ مستقیم به نظر میرسد. اما این ابزار نیز بدون هزینه نیست.
جک راید، سناتور دموکرات آمریکا، هشدار داده است که ایران در عرصه انرژی جهان تأثیرگذار است و در برابر فشار شدید سکوت نخواهد کرد. از نگاه او، افزایش فشار بر تهران میتواند واکنشهای منطقهای به دنبال داشته باشد.
این نکته، یکی از تناقضهای اصلی سیاست ترامپ را آشکار میکند. واشنگتن تلاش میکند هزینه فشار را بر ایران افزایش دهد، اما ایران نیز میتواند بخشی از این هزینه را به آمریکا، متحدان آن و بازار جهانی منتقل کند. در نتیجه، فشار اقتصادی الزاماً یک خیابان یکطرفه نیست.
تهدید علیه چین؛ حلقه ضعیف راهبرد ترامپ
یکی از مهمترین مشکلات سیاست جدید ترامپ، مسئله اجرای واقعی آن در سطح بینالمللی است. واشنگتن تهدید کرده کشورها و نهادهایی که به ایران در حوزههای مالی، نفتی و تجاری کمک کنند با مجازات روبهرو خواهند شد. اما اجرای چنین سیاستی زمانی امکانپذیر است که آمریکا بتواند شرکای اقتصادی بزرگ ایران را نیز وادار به همراهی کند.
آرنولد برنارد، تحلیلگر فرانسوی، در همین زمینه نسبت به امکان اجرای واقعی تحریمها علیه چین ابراز تردید کرده است. او یادآوری میکند که آمریکا پیشتر نیز تلاش کرده بود برخی پالایشگاههای چینی خریدار نفت ایران را هدف قرار دهد، اما واکنش پکن و هزینههای احتمالی تحریم مؤسسات مالی بزرگ چین، اجرای جدی این سیاست را دشوار کرد.
این مسئله اهمیت زیادی دارد. تحریم ایران یک موضوع است و تلاش برای تحمیل آن به چین موضوعی کاملاً متفاوت. اگر واشنگتن برای اجرای سیاست جدید خود مجبور شود بانکها و مؤسسات مالی بزرگ چینی را هدف قرار دهد، مسئله دیگر صرفاً «فشار بر ایران» نخواهد بود؛ بلکه میتواند به یک بحران اقتصادی و مالی میان دو قدرت بزرگ جهان تبدیل شود.
به همین دلیل، ادعای «شدیدترین عملیات اقتصادی» زمانی با واقعیت روبهرو میشود که آمریکا بخواهد تهدیدهای خود را عملی کند.
تهدیدهای توخالی یا آغاز یک بحران تازه؟
سفیر سابق آمریکا در اراضی اشغالی نیز تهدیدهای ترامپ را عمدتاً «جوسازی و توخالی» توصیف کرده و گفته است ابزارهای چندانی برای چنین اقدامی وجود ندارد که استفاده از آنها مستلزم تحمل اقدامات تلافیجویانه علیه آمریکا نباشد.
او در عین حال تأکید کرده است حتی اگر تهدیدهای واشنگتن جدی باشند، ایران هم آمادگی تحمل هزینه و فشار را دارد و هم ابزارهایی در اختیار دارد که میتواند از آنها برای واردکردن هزینه به آمریکا، شرکای آن و اقتصاد جهانی استفاده کند.
این اظهارنظر یک واقعیت مهم را برجسته میکند: فشار علیه ایران در خلأ اتفاق نمیافتد. ایران صرفاً یک اقتصاد تحت تحریم نیست؛ کشوری با موقعیت مهم انرژی، جغرافیای راهبردی و شبکهای از روابط منطقهای است. هرچه فشار آمریکا افزایش پیدا کند، احتمال واکنش متقابل نیز افزایش خواهد یافت و همین مسئله میتواند هزینههای سیاست ترامپ را بالا ببرد.
سی ان ان و اعتراف به یک جنگ فرسایشی
شبکه سی ان ان نیز در تحلیل خود درباره راهبرد جدید ترامپ تأکید کرده که موفقیت جنگ اقتصادی علیه ایران به ماهها یا حتی سالها فشار مستمر و همراهی چین، اروپا و کشورهای منطقه نیاز دارد. همین نکته شاید مهمترین تفاوت میان وعدههای اولیه ترامپ و وضعیت امروز باشد.
جنگی که قرار بود سریع باشد، طولانی شد. فشار نظامی که قرار بود ایران را وادار به تسلیم کند، به بنبست رسید. و اکنون سیاستی که قرار بود جایگزین جنگ باشد، خود به یک فرآیند فرسایشی چندساله نیاز دارد. این فاصله میان وعده و واقعیت، مهمترین نقطه ضعف سیاست ترامپ در برابر ایران است.
در ابتدای جنگ، واشنگتن از تغییر سریع معادلات سخن میگفت؛ امروز اما برای تحقق اهداف اقتصادی خود از فشار مستمر در ماهها و حتی سالهای آینده صحبت میشود. این تغییر ادبیات، بهخودیخود نشان میدهد که محاسبات اولیه آمریکا درباره توان و اراده ایران تا چه اندازه با واقعیت فاصله داشته است.
سیاست جدید یا اعتراف به شکست؟
در نهایت، سیاست اقتصادی جدید ترامپ را نمیتوان جدا از نتیجه جنگ نظامی تحلیل کرد. اگر آمریکا در دستیابی به اهداف نظامی خود موفق شده بود، اساساً نیازی به اعلام یک «عملیات اقتصادی» گسترده و جدید وجود نداشت. بازگشت به تحریمهای شدیدتر در شرایط کنونی نشان میدهد که ابزار نظامی نتوانسته آن نتیجه سیاسی مورد انتظار واشنگتن را ایجاد کند.
البته تحریمها میتوانند برای ایران هزینهزا باشند و فشار بیشتری بر اقتصاد و بازار انرژی وارد کنند. اما تحمیل هزینه اقتصادی با دستیابی به پیروزی سیاسی دو مفهوم متفاوت است.
ترامپ اکنون در حال آزمودن نسخهای است که پیش از او نیز دولتهای متعدد آمریکا علیه ایران به کار گرفتهاند. تحریمهای گسترده، فشار حداکثری، تهدید ثانویه و تلاش برای قطع ارتباط ایران با اقتصاد جهانی، همگی بارها تجربه شدهاند.
بنابراین مسئله اصلی این نیست که آیا آمریکا میتواند فشار بیشتری ایجاد کند؛ احتمالاً میتواند. مسئله این است که آیا این فشار بیشتر میتواند همان هدفی را محقق کند که فشارهای نظامی نتوانستند؟ به نظر میرسد واشنگتن پس از شش ماه، نه با یک راهبرد تازه، بلکه با نسخه شدیدتر همان سیاست قدیمی بازگشته است؛ سیاستی که دههها آزموده شده اما نتوانسته ایران را به تسلیم وادار کند.
در این معنا، «جنگ اقتصادی» ترامپ بیش از آنکه نشانه قدرت جدید آمریکا باشد، میتواند نشانه محدودشدن گزینههای آن در برابر ایران باشد؛ تکرار همان فشاری که قرار بود تهران را تسلیم کند، اما اکنون پس از شکست در میدان نظامی، دوباره به ابزار اصلی واشنگتن تبدیل شده است.

آمریکا در تنگه هرمز یک مسیر مخفیانه باز کرد | کنترل بخش جنوبی تنگه هرمز با ادعای اکسویس

بازگشت ترامپ به میز مذاکره با کره شمالی

حمله به دادگستری بهبهان تکذیب شد/ تکذیب آتشسوزی در پالایشگاه تهران؛ ماجرای دود غلیظ چه بود؟/ سخنگوی سپاه: با وقوع جنگ جدید، تسلیحات مخربتری به کار میگیریم

روز ۱۷۴ | حملات شدید اسرائیل به جنوب لبنان | ناو جورج واشنگتن آمد، آبراهام لینکلن رفت

ایهود باراک: نتانیاهو عقل خود را از دست داده است

